ربا عی
ای اشک که از نهاد من ایی برون
اند وه ضمیر من نگویی تو کنون
تعر یف تو را زمن اگر پرسیدند
گو یم که عصا ر ایست از قلزم خون
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 14:15 توسط سیرو س احمد بد خشا نی
|