در نکوهش دنیا

در آن حالت میرسد پیک مرگ

نه لرزم به سان درختان وبرگ

دو زنجیر پولاد بر دستم کنید

به آب رز کهنه مستم کنید

عزیزان همه مست و خندان شوند

بد، اند آن کسانیکه گریان شوند

زقید غمی زندگی رسته ام

از این چرخ مکار دل خسته ام

به چرخ فرومایه نفرین کنم

به آزاده گان نغز تحسین کنم

 شگفت چرخ ادنی ودون پرورست

رفیق خبیث هزاران خر است

زمن برخش طعن باشد حلال

که بوده است یار خریف و سگال

نخواهم رخش را ببینم دیگر

زدیدار رویش حذر الحذر

محتاج