تولد اجباری

امروز 16 ثور مهمترین رویداد در تقویم زندگی منست ، مادر م میگفت در وقت گل بادام بدنیا آمدی . اما پدرم در حاشیه قرآ ن این پراگراف را نوشته است . بتاریخ 16 ثور سال 1341 خدا برای من پسری عطاکرد و شیخ صاحب اوبغن داملا ....  نامش را فیض الله گذاشت .

یادداشت مهم

 

گذشتگان من فرهنگ وزبان خود را داشتند.

 

اکثر نامهای  مکان حامل بار معنائی با درنظر داشت مواصفات مکان اند ، مانند راگ ،کوف ،شگی ، بدخشان ،بدخش ،بیجاده و...بر مبنای برخی باور های تاریخی بدخشانیها از قدیمی ترین گروه اتنیکی  و نژادی هستند که از بلخ به بدخشا ن در هنگام زمامداری فرویدون کوچیده اند .

 

به استناد باور زنده یاد عبدالمحمد اصفهانی بدخشانیها از بومی ترین اقوام آریائی بوده  نخست در پا مهر بساط معاش و معیشت داشتند و با تراکم جمعیت به سوی اکناف بدخشان سرازیر شدند .

 

لهذا اگر این دید گاه درست باشد زبان  گذشته  آنها سانسکریت بوده و اسمای مکان که نامگزاری شده اند همه به زبان سانسکریت اند.

 

مانند واژه های راگ ،راوینج ،کوف شکی ، پرخچ، دراگ که در گاثهای زردشت این اسما دیده شده اند .یکی از اسمای مکان که در کوف درمورد بار معنای اش تعابیرو توجیه های گونه گون است مکان است به نام" اینچ" یاامج "لیسه امج"

 

اینچ واژه است لاتین که معنای آن واحد قیاسی اندازه گیری است . واین مفهوم با اینچ کنونی هیچ قرینه و نزدیکی ندارد. اما واژه "امج" اینج "در فرهنگهای معتبر بار معنای داشته و با مواصفات فزیکی این دهکده نزدیکی دارند.

 

گذشتگان ما درگویش خود از این مکان به نام "امج" که بار معنای آن تیز رفتن ،سخت، گرما ،تشنگی و بسیارگرم معنا دارد، میگفتند . اما در سال .... هنگامی زنده یاد وکیل عبد الرحمن کوفی در تبانی با ریاست معارف شهر بدخشان بنای مکتب ابتدائی را گذاشتند ، نام این مکتب را اینچ گذاشتند, که  این واژه تهی از بار معنائی میباشد. وهمین نام تا امروز رایج و جا افتاد.

 

در آن زمان که شمار با سوادان در کوف اندک بود واز پژوهشگران  نامی نبود، کار برد این واژه ایرادی نداشت ، اما بجاست که تحصیل یافتگان امروز از کار برد نام نادرست احتراز کرده و همان واژه امج به کسر فا وعین ساکن را که همه گذشتگان ما می گفتند. زنده نمایند . زیرا امج به معنای مکان گرم و سخت است و این دهکده به دلیل آنکه در میان دو کوه قرار دارد گرم بوده و همه اراضی آن سنگ و کوه سخت است .

 

از جانبی دانسته شود که گذشتگان ما زبان و فرهنگ خود را داشتندو هر کنش را که انجام میدادند پیش از انجامش توانائی تفکر و مجال اندیشه ورزی را در پیرامون بار معنایش داشتند.

 

گفتنیست که تا امروز باشندگان بومی این دهکده که نگارنده هم افتخار وابستگی به این دهکده را دارم امج میگویندو مکتب خواندها  اینچ ؟!

 

 

 

 

 

گفتار

 

 وزارت اطلاعات و فرهنگ در فرآیند حضور خود از فراز وفرود موانع گونه گون گذشته است .

اما ازدیدمن به مثابه یک کارمند بخش رسانه ئی این وزارت ، تلخ ترین دوران زندگی این وزارت ، هنگام تسلط طالبان در کابل  بود .

تاآنجا که من شاهد بودم ، اکثر نشرات نوشتاری ، دیداری و شنیداری به استثناء رادیو شریعت ، روزنامه انیس وهیواد کار و فعالیت همه رسانه ها در کابل ممنوع شده بود . برمبنای چنین مشکلات مردم افغانستان در شهر ها و روستاها مخاطب رسانه بی ، بی ، سی صدای آمریکا و رادیو مشهد بودند.

درچنین وضعیتی آقای دوکتور سید مخدوم رهین بعد از فروپاشی رژیم طالبان هدایت و مدیریت وزارت اطلاعات و فرهنگ را بدوش گرفت . وزارت که به گفته خودش نه برق داشت و نه دفتر ونه رهبر .

اما با گذشت اندک زمانی با شتاب دیگرگونیها قابل مکث در همه عرصه ها رونما شد ، رادیو تلویزیون ملی نشرات خود را آغاز و رسانه های نوشتاری انیس ، هیواد ، اصلاح و سایر مجله ها هفته نامه ها به اطلاع رسانی آغاز و با انتقال اطلاعات آزاد بی سابقه  به جهت بیداری افکار عامه خدمات مهمی صورت گرفت .

درمحتوأ رساله که بصورت چکیده فعالیت وزارت اطلاعات و فرهنگ ذکر شده از دیدمن بیشتر به کار های توجه معطوف شده است که ، در بخش فرهنگی و باستان شناسی صورت گرفته اند .

اما پارۀ از کار های رسانه ئی که در بیداری ، آگاهی و ایجاد روحیه وفاق ملی نقش اثر گذار داشته اند ، تامل اندک شده است .

 بیاد دارم که برای نخستین بار گفتمان های گونه گون در باره رویدادهای سیاسی ، اجتماعی و حتا اقتصادی که نردبان حرکت به سوی جامعه مدنی اند ،از تالار بین المللی مطبوعات از تریبون همین وزارت بازتاب یافت .

پرداخت به نقد و ارزیابی کار کرد جریان ها بعد از یک دوره رکود و دستیابی از طریق رسانه های نوشتاری که دولت آنها را حمایت  مالی میکرد ، آغاز شد ، تا این کنش نماد گونه  تشویق و هدایتی باشد ، برای رسانه های خصوصی .

زیرا جامعه ما در جریان جنگ های فرسایشی ، انواع مصأیب را تجربه و افکار که با جسارت ، مصأیب گذشته و موجود را به نقد بگیرد ، نادر بود .من به کار های که در جریان  ۱۳ سال گذشته صورت گرفته ، نمیخواهم اشاره کنم ، اما برخی کارهاییکه در گذشته تجربه انجام آنرا وزارت اطلاعات و فرهنگ نداشته ، و دراین مدت اجرا شده اند ، برخی اقدامات ابتکاری میباشد .

بطور مثال برای نخستین بار قرآنکریم با تلفیق از دوسبک عثمان طا و تاج کمپنی ، با خط نسخ نوشته و حواشی آن به نیکو ترین صورت تهذیب و مینیاتوری و در برنامه الستراتور پی ، دی ایف شد. در زمینه  صنعت طبع و نشر کتب گونه گونی در حوزه ادبیات ، تاریخ ، عرفان بازبانهای پشتو ، دری ، اوزبیکی ، نورستانی و پشۀ به حلۀ چاپ آراسته شد .

کتاب افغانستان برای نخستین بار در نمایشگاه های جهانی ، دبی ، ترکمنستان و ایران و تاجکستان و مونیخ حضور بهمرساند .

افزون بر آنچه بصورت چکیده ذکر شده ،بسا امور مهم دیگری هم در این مدت انجام و شاید پاره از امور دیگر به دلایل اجرا نه شده باشد .

اگر ، بیطرفانه کنش های و مثبت را وزن کنیم ۱۳ سال اخیر دوره جهش بازسازی و فرهنگ سازی در حد که وزارت اطلاعات و فرهنگ بساط  و بضاعت  داشته بوده است .

 

                       فیض الله محتاج

                                             رئیس انتشارات کتب بیهقی