معنای نام دهکد های کوف :
رز : تاکستان و پس رز پایان تر از جای که تاکستان باشد . میگویند در این دهکده دره ی بوده که در آن انگور وحشی در گذشته فروان بوده است و به مرور زمان از بین رفته اند . شاید علت نامگذاری اش به پس رز از همین ویژگی باشد . مادر بزرگم روایت میکرد که برخی اوقات چوب سوخت راکودکان از همین دره از درختان وحشی انگور تدارک میکردند.
فتیک : جاییکه آب از میان دو کوه برآید. آب که از میان این دهکده به رود خانه کوف منتهی میشود از میان دو کوه سر چشمه گرفته است. در برخی منابع فیتک به معنای موضع برآمدگی آمده است.
نوکشر{ نیکوشهر} با توجه به موقعیت این دهکده ،تا سی و هشت سال پیش که من بودم این روستا از خضارت وشادابی ویژه بهره مند بود، جای هموار و سر سبز بوده و شبیه شهر است .
امج . [ اَ م َ ] (ع مص ) تشنه شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). گرم و تشنه شدن . (از اقرب الموارد) این دهکده به دلیل واقع بودنش در میان دو کوه مکان گرم و آب و هوای گورا دارد. زمستان این دهکده گرم و تابستانش هوای خوش دارد .
پس راغ : راغ سبزه زار و از قریه نشر بالا تر در بهار و تابستان پوشیده از سبزه است ،وجه تسمیه آن بر مبنای همین خصوصیت است. یعنی بعد از مکان و موقعیت سبزه زارها.
آب گرد : در موضع مذکور جریان آب در چندین موضع پر خم و پیچ گردش داشته و علت نام گذاری اش همین ویژگیست. ساختار جغر افیائی آن گواه بر بار معنایش میباشد.
ورع : زاهد پرهیز کار و در این موضع در گذشته چنار های ستبر و بزرگ بود ، ومردم بومی جاییکه چنار بزرگ و ستبر بود به آن احترام داشتند.شاید زمانی برخی افراد متورع در آن سکنه داشتند.
خموش دره {خم ایش دره} در اصل نام این دهکده خم ایش دره است ، از این دره بالاتر مناظق سرد سیر است و جاییکه این دهکده واقع شده نسبتا هموار است . کاربرد واژه خمب که زمین هموار معنا دارد به همین مناسبت است.
نشر : موضع که آفتاب در آن درست نتابد ، و گاهی از تابش آفتاب محروم باشد مانند قریه نشر .
فی : زمین ناهموار ، ساختار جغرافیای این دهکده ناهموار و به اصطلاح مردم بومی اندک جر است .
پد : درختی که هرگز بار ندهد مانند سپیدار .و پیشوند دیو همان اسم معروف دیو است ، به دلیل نداشتن سکنه در گذشته آنرا پس پدیو نام گذاشته اند.اگر پیرامون ترکیب و بار معنای این دو ترکیب عقلانی مکث شود ،پدیو مکان که انباشته ازسپیدار و جایگاه دیوان باشد. در گذشته هر مکان که آدم نداشت میگفتند دیو ها آنجا گذر وزندگی دارند.مردم این دهکده از بومیان کوف نبوده و از راغ به کوف امده و برمبنای روایت های شنیده شده از سادات کنر اند.
کرنی: به معنای حصار و بنا در فرهنگها آمده است ،اما پیشوند "و"در اکثر اسما ی مکان دیگر دیده میشود ،مانند پدیو، چت نیو و .... شاید در این موضع در گذشته بنا و ییلاقی بوده و به مرور زمان به دهکده مبدل شده است.
چدنی : در علم نجوم نام یکی ازسیاره بنات النعش "هفت برادران" است این سیاره در گذشته نقشی مهمی در کوف برای تعین زمان و حتا تغییر فصول داشت .ساعت 12 ونیم الی یک بجه در میان آسمان قرار میگرفت و با قرار گرفتنش در میان آسمان دهقانان برای کار و زراعت آغاز بکار میکردند.شاید افزودن واژه چدنیو به این مفهو م باشد که معمولن به دلیل جرافیا ی این دهکده و محصور بودنش با دو کوه برزگ سیاره هفت برادران یا همان بنات النعش ساعت 12 شب در آن ظاهر میشده است.