خاطرات خلیل زاد

 خلیل زاد در راه کابل :

      بعد از فروپاشی رژیم طالبان و تأسیس اداره مؤقت، بصورت بی سابقه همکاری کشورها دنیا به سوی افغانستان معطوف شد، آقای کرزی که سکان دار، هدایت سیاست و نظام در افغانستان بوده، بهمکاری تیم مختلط اعم  مجاهدان، چپی های بازنده از حزب دموکراتیک خلق افغانستان وتکنوکرانها اداره مؤقت را تأسیس کرد.

 این تیم مشکلات گونه گون داشت، باوجو آنکه  هسته های  متمرکز طالبان در جنوب متلاشی شده بود، اما سازمان القاعده در آنسوی مرز با حفظ تشکیلات گذشته بصورت پارتیزانی مصروف فعالیت های اندک بود.

     رهبران مشهور طالبان مانند مولوی عبدالوکیل، ملا ترابی، ملا خان محمد و سایر نزدکان ملاعمر سلاح خود را گذاشته به مرکز  و روستا های خود بازگشتند.

        بوش رئیس جمهورامریکا جهت همکاری با کابل آقای خلیل زاد  را به حیث نماینده امریکا به کابل گماشت. اا ا ازنحوه دیدگاه آقای خلیل زاد استنباط میشود که پیشنهاد او برای نماینده امریکا در افغانستان بوش از طریق آقای کرزی صورت گرفته است.

     آقای کرزی در شرایط که هدایت سیاست را بدوش داشت، مشکلات گونه گونی در ابعاد داخلی و خارجی  رو در رو بود، در بعُد داخلی به اصطلاح رسانه های غربی  حضور  نیرومند جنگ سالاران در تندیس اداره او بود، از روی ناگزیری باید با همه میساخت و در جهت برآورده ساختن توقعات آنها از هیچ گونه همکاری اهمال نمی کرد.

     اما در بعد خارجی کشورهای همسایه مانند پاکستان، ایران، روسیه وحتا هند و چین اهمیت حضور امریکا را در افغانستان میدانستند .

    ایران در تعهدات اقتصادی و سیاسی در افغانستان سیاست فعال داشته، و با توجه برجریانهای که پاسدار منافع ملی آنها در افغانستان بود، پا به پای جامعه جهانی آماده مشارکت در  افغانستان  پسا از جنگ بود.

در کنفرانس بن  بعد از امریکا بزرگترین و عده همکاری را با افغانستان دولت ایران تعهد داده بود، تعهد که شاید تا هنوز تحقق نیافته باشد.

        نویسنده این نوشته هنگامی  که در سال ۲۰۰۲ مصروف دوره آموزشی در ایران بودم آقای محسن امین زاده معاون وزارت خارجه ایران مدعی بود که در شرایط کنونی کمک به باز سازی و اعاده ثبات در افغانستان کمک به ایران است.

     محمد  خاتمی رئیس جمهور وقت تلاش داشت تا از یک سؤ در بازسازی افغانستان مشارکت فعال داشته و از جانبی به دنیا باور بدهد که ایران در دهکده جهانی همکار صادق جامعه جهانی است.

      اما پاکستان ازهمان روزهای نخست متلاشی شدن رژیم طالبان قمار بزرگی را در برابر هند در بازیهای منطقوی باخته بود، لذا با اتخاذ موقف دو بعدی از یکسو جامعه جهانی را مصروف ساخته وازجانب دیگر سازمان استخبارات پاکستان برای ازسرگیری و انسجام مجدد نیروهای طالبان دست بکار شد.

     گروه حقانی که از گذشته با سازمان استخبارات پاکستان پیوند نزدیک داشت دوباره آنها را انسجام و تحت هدایت وحمایت خود قرار داد.

    از دید کارشناسان درآنزمان پیوند پاکستان با القاعده، لشکر طیبه و حزب مولانا فضل الله در مرحله بحرانی بود، لذا اکثر اقدامات نظامی که در داخل پاکستان در سوات، وزیرستان و بلوچستان انجام داد بخاطر تضعیف آنها بود. در چنین شرایط آقای کرزی میبایست در دو بعُد با اتخاذ سیاست های معقول ، مثبت و فراگیر سیاست را هبردی اتخاذ کند که تا یک سو کشور جنگ زده را به وادی امنیت، ثبات و بازسازی هدایت او از جانبی همسایگان در حد که منافع کشور ایجاب میکند راضی نگهدارد.

     امریکایها در روز های نخست  شکست طالبان میخواستند، مشکل افغانستان را بدون حمایت پاکستان حل نمایند. اما بعد ها فهمیدند که پاکستان مصروف بازی دو گانه با جامعه جهانی و امریکا است.

     در داخل پاکستان باسازمان های  مخاصمت دارد، بصورت  قهرآمیز با توسل به اعمال قدرت القاعده، لشکر طیبه و حزب مولانا فضل را سرکوب کند، اما با سایر گروه ها دیگر راه تفاهم و حمایت را باز گذاشته و برای درازمدت از انرژی آنها استفاده کند.

دیدگاه آقای خلیل زاد در مورد افغانستان:

       به باور آقای خلیل زاد افغانستان بدون داشتن یک برنامه قوی و جامع مشکل است از فراز این موانع عبور کند، خلیل زاد به این باور بوده که امریکا نسبت به مشکلات افغانستان به مثابه یک چالش دو رگه برخورد کند، طالبان هر چند از افغانستان اخراج و در پاکستان پراگنده شده اند، اما بصورت جدی مغلوب نه شده اند، امریکا باید در غرب پاکستان با این مشکلات رسیدگی کند.

     دیدگاهی که آقای کرزی آنرا بارها مطرح کرده وخواهان فشار بیشتر امریکا بالای پاکستان بود  مارین استرمکی مشاور را مسفلد طرحی را برپاسخگوی به این چالش ها تهیه وخواستار ابتکار بیشتر امریکا در جبهه دولت سازی و ملت سازی در افغانستان شد ، افزون بر آن او خواهان همکاری بیشتر امریکا به افغانستان شده بود.

    اما آقای خلیل زاد به دستور  رئیس وزیر خارجه پیشین امریکا  مسؤول روند تهیه برنامه عمل درون سازمانی گزیده شد. او برنامه ها خود را در نشست وزیر خارجه امریکا با رئیس جمهور مطرح کرده و خواهان توضیح جزئیات برنامه خود شد، اما بوش سخنان او را قطع نموده گفت:« زل من از تو میخواهم کرزی را به  سیاست مدار بزرگ تبدیل کنی» از دید بوش کرزی  ظرفیت بزرگی برای رهبری داشته، وظیفه خلیل زاد آن است تا او را به سیاست مدار بزرگ تبدیل کند. بعد از پایان نشست بوش می گوید: وقتی رسیدی برسر دو سه موضوع تمرکز نموده وقتی آنها را انجام دادی بر سر دو سه  اولویت دیگرکارها را برنامه ریزی و عملی کن.

 

 

فشرده یک کتاب

 فشرده اطلاعات مهم یک کتاب {فرستاده}

محتاج

نوشتهء را که خواننده در پیشرو دارد ، فشرده کتابی است که اخیر ا آقای زلمی خلیل زاد نماینده پیشین امریکاه در عراق و افغانستان در مورد رویداد های عراق، افغانستان و بر خی فعالیت های دیگر در خاورمیانه و کاخ سپید در عقب دروازه های بسته از مدت سی و پنج سال به این سو طرح وسمت دهی شدتالیف و تدوین نموده است است .

بدون شک برخی از این رویداد ها اگر به جسارت آقای خلیل زاد آشکار نمی شد، شاید برای همیشه در آرشیف ها مکتوم و پوشیده میماند .من متن کتابرا با نگاه گذرا مرور کردم و علاقه داشتم با توجه به اهمیت محتوأی که کتاب دارد ، آنرا معرفی کنم ،اما از دید من اکثر رویدادها تا هنوز برای مردم افغانستان نا تعریف شده ؛و هستند اشخاص و افرادی که به خواندن محتوأ کتاب نیازمند وشایق باشند.

به درستی میدانم که نشر این نوشته به مذاق برخی دوستان با طرح هر بهانه ئی که من ارائیه کنم ساز گار نیست ، اما مأخذ استفاده اطلاعات از محتوأ کتاب {فرستاده }نوشته آقای خلیل زاد بود ه  وخواندن آن روزنه است برای شناخت بهتر از جریان جهاد ، بیعلاقی امریکا بعد از پیروز مجاهدان و باز گشت دوباره آن به افغانستان برای وفاق رهبران تبعیدی وسرکوب رادکالیزم و افراطیت .

پیش نویس :

 خاطره نویسی در تاریخ گذشته ما ریشه عمیق ندارد، من تاهنوز کتاب های سراج التواریخ که  بخش از زندگی .... در آن بازتاب یافته، خاطره های محمود طرزی، یادداشتهای استاد خلیلی، سرنشینان کشتی مرگ اثر عبدالصبور غفوری، جهاد ملت بخارا  نوشته جمشید شعله خاطرات محمد صدیق فرهنگ یادداشتهای دیگری نخوانده ام.

      درمحتوا و متن یادداشتهای که ذکر شد، بیشتر به رویداد ها وقایع و اوضاع دوره های ویژۀ از تاریخ مکث شده است.

اما کتاب فرستاده نوشته آقای زلمی خلیل زاد با ترجمه ایوب آروین از نگاه محتوا بیان وقایع با سایر آثار از وضعیت اجتماعی، اقتصادی وسیاسی کشور های خاور میانه اطلاعات تازه وشگفتی تدوین و تألیف شده است .

  بویژه جامعه، که فقر فرهنگی، اقتصادی و عقب ماندگیش از کاروان  مدرنیته و تمدن به نیکو ترین وجه تعریف و تمثیل شده و تا هنوز جنگ میان سنت و مدرنیته در حال کسب ابعاد تازه است.

      آقای خلیل زاد  از انگشت شمار جوانان است که ازمیان یک جامعه پسا مدرن موفق به ادامه تحصیل  در یک جامعه انسان سالار و متمدن  میشود . نویسنده در بخش نخست کتاب تعریف مؤجز وفشرده از وضعیت اجتماعی کشورش میدهد، و هنگامیکه کوکب اقبالش طلوع میکند، خود در یک جامعه مدنی با ارزشهای  تعریف شده میابد.

 او نحوه آمیزش و تعاط شدن فکر و شخصیت مسبوقش که  مایه های  نخستین آن از یک جامعه پسامدرن شکل و رنگ و ساختار یافته تعریف و تلفیق ویا فراموشی این ارزشها بومی خود را در متن یک جامعه مدرت  بیان میدارد.

مواطف ،احساسات و برداشتها دوره کودکی  وجوانی خود را تعریف نموده و روایت از متن جامعه میدهد که ، انسان  معنایی زندگی در تفاهم آزادی  اندیشه و پرورش خلاقیت میداند.

جا افتادن آقای خلیل زاد در بسر تکوین و تکامل سبب سازآن میشود تا او دنیا و مفاهم زندگی را از زوایه متفاوت بصورت افقی، عمودی و مؤرب به شناخت بگیرد .

تفاوت سنت و مدرنیته:

           درجامعۀ که آقای خلیل زاد پا به عرصه ظهور گذاشته، ممیزه قدرت، ثروت و حمایت وابستگی های تباری، مذهبی و سیاسی راز پیشرفت وسیله زندگی بهتر است.

    اما در جامعه جدید که مدرنتیه حاکم بر سرنوشت انسان است. راز بزرگی را پرورش خلاقیت، کار، تلاش و تفاهم راز و مرز بلوغ شخصیت و ممیزۀ جذاب برای انسانهای است که در تلاش  هدایت جامعه به سوی نردبان ترقی و تکامل اند.

     در روز ها نخستین زندگی اش در امریکا به حقیقت واقف میشود که، تلاش کار مثبت و مصرف انرژی  فعال در راستایی  تقرب به هدف، نردبان نخست پیشرفت به سوی پیروزی است.

با خانواده که یکجا زندگی میکند، در مزرعۀ به چیدن  بادام، پرورش مرغها واکسن چوچه های مرغ هر چند  در روزهای نخست تجربه تلخ طاقت فرسا ، متعفن اند، اما با شتاب در می یابد که در پاداش این تلاش مزد مناسبی کسب میکند و با روحیه  تثبیت گرای انرژی فعال خود را در راستای یافتن زندگی بهتر به نیکو ترین وجه معطوف میسازد .  روابط گرم آقای خلیل زاد با خانواده تازه اش، سبب میشود که ازنگاه  فرهنگی برای پذیرش یک فرهنگ بکرو متعالی از نگاه ذهنی و جسمی مساعد شود، و یکسال بعد نمونه های تغییر بمثابه تجارب خلاق و آموزنده، سبب میشود، دنیا را از یک زوایه دیگر به تعریف و تحشی بگیرد. و او ذهناً متحول شده و این تطور و تکوین  باعث آن شده است تا از  لاک های پوسید خود را بیرون بکشد و برای کسب  لذت  زندگی به ساختن آدم نو عالم نو  با دید نو مبادرت نماید.

نگاه فشرده به ساختار سیاسی خاور میانه:  

         آقای خلیل زاد  چانس آموزش را در دانشگاه  بیروت هنگامی کسب کرد که ، فلسطین درالتهاب شدید سیاسی رو در رو بود. باخروج نیروهای انگلیسی از خلیج فارس  خلأ بزرگی در منطقه به وجود آمده بود، کشورهای منطقه هرکدام تلاش داشتند از فرصت پیش آمده بهره گیری نموده و با حضور نظامی ابتکار عمل را بدست گیرند .

کشور شاهی ایران با توجه به موقعیت ژوپلیتکی که داشت بیشتر و تقلأ پر کردن خلأ و حضور فعال در خلیج فارس بود.

      دانشگاه بیروت با همه افتخارات بزرگ اکادمکیش تبدیل به مکان ترویج سیاست های گونه  گون شده بود ، به گفته  آقای خلیل زاد در میان دانشگاهیان افکار متنازعه مانند افکار  ملی گرایان عرب،  اخوان المسلین، جوانان گروه روشنفکران خاور میانه، کمونیستها و فرقه های گونه گون در حال تکوین و تکامل بوده است .

      دراین هیاهو جنگ ۱۹۷۳ میان اعراب و اسرائیل آغاز شده و فضای بیروت ، فلسطین و برخی کشورهای همجوار با دود و باروت آگنده شده است.

    دراین کتاب آقای خلیل زاد از فرآیند پیشرفت و  اصلاحات محمد ظاهر نارضایتی خود را ابراز و همسؤ خود را با اصلاحات سوکولاریستی  ترکیه که بانی آن اتا تورک است ابراز میدارد .

جنبش  عفلقی ها که طراح تیوری آن میشل عفلق است، در میدان سیاست ابتکار عمل را در دست  دارد،

       معمر القذاقی و حافظ الا اسد با شتاب  بی رویه و با توصل به زور رهبران کشورهای  لیبیا و سوریه را از اریکه قدرت پایان آورده اند و جوانان عراقی با تلاش و اشتها رادیکالی در تقلأ کسب قدرت سیاسی اند.

 روایت همسرگزینی:

       شگفت ترین رویداد این کتاب روایت همسرگزینی آقای خلیل زاد با زن مسیحی امریکای موفرفری است که یکی معتقد به باور های  جزی اسلامی و دیگری  مسیحی که از نگاه باور های ایدیولوژیکی با هم متفاوت اند. اما پیش از ازدواج تعهد میکنند که برای پایداری  پیمان ازدواج باهم درهمه امور مشورت کنند، پدر شریل از این پیمان استقبال میکند، اما مادر شریل به دلیل آنکه  زنان مسیحی در گذشته هم پیمان و همسفر خوبی با مردان مسلمان نبوده اند، اندکی دلهره  دارد.

     به باور مادر شریل مردان مسلمانان در زندگی در میثاق یک زن متعهد نیستند، اکثر چند همسری و مجبور کردن زنان را به  احترام عقاید،  معرف و باروهای بومی مجبور میسازند.

زنان در کشورهای اسلامی در عقب درهای بسته بصورت منزول مجبور به زندگی میشوند، و در میان مردان و زنان بصورت استثنایی رابط عشق، تفاهم و احترام متقابل وجود دارد .

     اما بعد از ازدواج رابطه خوبی میان آقای خلیل زاد و مادر شریل بر قرار شده، و باورهای برمبنای تفاهم اعتماد میان آنها برقرار میگیردد.

کودتای حزب دموکراتیک خلق افغانستان:

              در اپریل ۱۹۷۸ جریان چپ موفق به کودتا علیه داود خان شد، از دید آقای خلیل زاد در نخستین روز  سکان داری اریکه قدرت توسط حزب دموکراتیک خلق افغانستان  باورکاخ سفید  مبتنی براین امربود که چپی بعد از  تصاحب قدرت سیاسی طرفدار اصلاحات ارضی در افغانستان هستند.

       اما آقای خلیل زاد با نشر مقالۀ با نام مستعار تحت عنوان « مواظب باشید» در نشریه اوربیس احتمال قیام مردمی را علیه  چپی ها تعریف نموده مورد توجه  ویلیام گریفیت یکی از مشاوران زبیگنیو برژنسکی  مشاور امنیت ملی جیمی کارتر قرار میکرد.

      اما بعد تر با خانم شریل در آستانه سال جدید ۱۹۷۱ به پاریس سفر نموده و در شهرنوفل  در شاتوپاریس بهمکاری  ابراهیم یزدی به ملاقات  خمینی میرود، خمینی در مصاحبه کوتاه به آقای خلیل زاد اذعان میدارد که حکومت شاه  قانونی نیست، ما بعد از  سقوطش برای مردم آزادی ، رفابهتر میدهم، و حکومت از دید خمینی مالکیت بلد منازعه ولدیت فقیه است.

      بعد از اشغال افغانستان توسط نیروهای شوروی و یافتن ابعاد تازه و گسترده جنگ در روستاها، پاکستان با جدیت از رهبران مجاهدان حمایت میکند.

ضیا الحق  جنرال اسلام گرا رهبری پاکستان را بدوش دارد، او در ۱۹۷۷ با راه اندازی کودتا نظامی قدرت سیاسی را کسب کرده، و ذوالفقار علی بوهتو سلفش را با برچسب اتهام ناروا  محکوم به اعدام نمود .

      دراین هیاهو با استفاده از شرایط هواپیما های  جت اف راداخل خدمت در اردوی پاکستان نموده است، این تعامل بوضاحت اشکار میسازد که امریکا برای دراز مدت خواهان حمایت استراتیژیک از پاکستان است.

     اما کاخ سفید با دقت مترصد اوضاع پاکستان وکنش های جنرال ضیاالحق است، باوجو آنکه قبلاً از این  دیکتاتور دل خوش ندارد و ما برای مصالح و مطامع بزرگتر او را دوست اسراتیژیک خود در منطقه گزینش کرده است .

     امریکای که خواهان حکومت مردم سالار، آزادی و دفاع از حقوق  بشر است، اما برای تصمیم یک منفعت بزرگتر با پاکستان  متحد دراز مدت میباشد.

     جالب ترین بخش کتاب پرده برداری از  روی سیاست مرموز  و مکتوم است پاکستان برای تصمیم  عمق استراتیژی خویش از رهبران جهاد استفاده  ابزاری مبکند، سازمان استخبارات پاکستان رهبران  مجاهدین را به هفت گروه با دیدگاه های متبا ین نقشبندی کرده است، چار گروه بنیاد گر وسه گروه میانه رو و انعطاف پذیر.

      اما اعتماد امریکا ها  بیشتر بالا حکمتیار است، طرفداران او در جبهات با جدیت علیه رژیم کابل و روسها وارد معرکه اند، اما هرگاهی باهمان جدیت و قهر شتاب با سایر مجاهدین رقیب ودشمن.

     از دیدآقای خلیل زاد پاکستان این تلاش و ترفند را برای ترویج سیاست تفرقه انداز وحکومت کن پی ریزی کرده است، تا از یکسو چشم انداز دورترش به کشورهای آسیامیانه بوده و از جانب مشکل مرزی افغانستان و پاکستان برای همیشه پایان و افغانستان شامل کنفدریشن شود که پاکستان آنرا طرح و پی ریزی کرده است .

رویداد شگفت:

     امریکا  علاقمند شده است تا روابط خود را با سران مجاهدان مقیم پاکستان تامین نموده و برای با تلاق انداختن روسها از انرژی  رهبران تبعدیهای افغانی سود ببرد.

    لذا گزینه نخست برای تماس حکمتیار است، آقای خلیل زاد با حکمیار تماس برقرار کرده و خواهان سفر او به کاخ سپید میشود، اما حکمتیار با شدت این پیشنها را رد میکند. و مدعی میشود که در امریکا به جز کار باره های عیاشی و چند فاحشه خانه بیشتر چیزی نیست و اگر قرار باشد او به امریکا سفر کند ، پیام جهان اسلام  مبنی بر مسلمان شدن ریکان را با خود خواهد داشت.

     گزینه دوم آقای مولوی خالص است، که نحوه بینش او برتیوری رادیکالتر بوده، و آقای خالص آماده رفتن به کاخ سپید میشود، هنگام که در کاخ سپید با حضور وزیر دفاع، رئیس شورای امنیت باریگان دیدار میکند، او را دعوت به اسلام نموده و مدعی است که دین حقیقی واخری اسلام است.

      آقای خلیل زاد که نقش ترجمان را  دارد سخنان مولوی خالص را به  ریگان ترجمه میکند، وریگان با خونسردی پاسخ میدهد.

     شما دین خود را داردید و ما هم دین خود را، ما دینداران متحد شویم در مبارزه مشترک علیه  بی دینها در یک جبهه مشترک  بجنگیم .

     در بخش دیگر کتاب در مورد رویداد های عراق مکث کوتاه و گذرا شده و تلاشهای که امریکای برای ایجاد جبهه  واحد از ترکیب  مخالفان  صدام شکل داده اند، پرده برداشته است.

      سفر آقای خلیل  به ترکیه  و از آنجا به عراق و مخالفت  اردوی ترکیه مبنی سفر خلیل زاد از طریق هوا پیما خواندنی و مقدمه  برروابط امریکا و مخالفان مسلح صدام است.

    هنگام که اردوی ترکیه هوا پیما آقای خلیل زاد در فضا ترکیه تعقیب نموده و او را به باز گشت اجباری به پایگاه انجیرلیگ میسازد بیانگر افتراق و مخاصمت میان سیاستمداران ترکیه و نظامیان عراقی میباشد.

     آقای خلیل زاد از راه زمین به کردستان عراق رفته و در آنجا با مسعود بارزانی و سایر مخالفان مسلح صدام دیدار و حمایت امریکا را از مبارزه آنها تائید میکند.

     درگذشت احمد شاه مسعود و قرابت امریکا با جبهه شمال

        بعد از درگذشت احمد شاه مسعود روابط امریکا با جبهه شمال وارد  فاز تازه شد، باوجود آنکه میان آقای کرزی و مسعود پیش از این تماس تفاهم برقرار شده بود، این تماس تفاهم  به مرحله عمل مبدل نه شد.

     اما بادرگذشت فرمانده مسعود که آقای خلیل زاد در کتاب  او را مرد مفکر و نظامی مبتکر میخواند با وساطت و پا درمیان آقای  داکتر عبدالله با حامد کرزی نشست های در داخل و خارج صورت میگرد.

بقیه دارد .