قطعه

ازغم دوش جدای چی شگفت مضطربم

نبض ما را توببین غرقه گرفتار تبم

روز من چون شب دیجور سیاهی دارد

شب پرستم همگی زندگی یکجا به شبم

 

 

زندگی

چیزی نبود زندگی یک نغمه در سحر  

 تیتر درشت محتوی متن از  خبر

چیزی نبود روشنی صاعقه به شب

یک رگ زنور تندیس او داغ چون شرر

چیزی نبود درد وفراق فتادگی

افتادگان به ذلت  وزنچیر بی سپر

درماندگان به رنچ گدازش الی گلو

ایستادگان دچار به گرداب تا کمر

ما سیر از گشته ایم نداریم اشتها

از باغ و راغ لذت او الحذر حذر

 

 

       

فاحشه های مغزی

فاحشه مغزی:

 برخیها  فاحشه مغزی اند مغز ،تفکر  وخلاقیت خود را    در خدمت  ثروت ،قدرت وارباب مستبید میگذارند. وابستگی به هرم قدرت را نوعی افتخار وسر بلندی میدانند ، و به این وسیله مناعت وعزت معنوی خود را در پای سفلگان به حراج میگذارند.

بایسته آنست مناعت و عزت نفس خویشرا  به مثابه استملاک معنوی ارج بگذاریم و در پای خوکان این گوهر ناب را نریزیم .