کمتر از سه سال است درباره محتوإ کتاب به نام الگو های مدیریت به سبک دموکراتیک و اوتوکراتیک کار میکنم.امروز در هنگام مطالعه یک کتاب روانشناسی مدیریت به محتوإ جذاب وفشرده ئی رو در رو شدم ومیخواهم این محتوإ فشرده و جذاب را که در متن کتاب الگوهای مدیریت استفاده میکنم برای شما ارائیه کنم .

در همه جوامع چهار گونه انسان زندگی میکند ، انسان هشیار ، انسان هشیار تر ،انسان غیر فعال و انسان در مانده .

انسان هشیار شخصی است که توانائی شناخت قدرت کتمان و پنهان خود را دارد، انسان هشیار تر شخصی از است که توانائی  بهره برداری و استفاده از قدرت کتمان وپنهان درون خویش را دارد.

انسان غیر فعال کسی است که در جهت تعریف ،شناخت و ارائیه قدرت درونی خویش تا هنوز موفق به شناخت خود نه شده است .

و انسان درماند کسی است که عمرش کمتر از شش سال بوده و یاهم از مرز هفتاد و پنج سالگی گذشته است.

اما فراموش نشود که تا هنگا می که عشق بزندگی در جریان خون طاریست ومطالعه جز برنامه زندگیست انگیزه فراوانی برای شاد زیستن در درون ما حضور دارد.

نوشته محتاج

 

و بالاخره انیس دوباره روزنامه شد

 

 

 

 

وقتی دکتور رهین وزیراطلاعات وفرهنگ اداره موقت مرا به دفتر خود فراخواند وگفت که به فرمان رئیس جمهور به حیث مدیر مسوول روزنامه انیس مقرر شدی، کوهی از مشکلات دربرابرم ظاهر شد و ناگهان خود را مسوول روزنامه­یی یافتم که دوبار درهفته به تیراژ یک هزار وشاید هم پایین تر از آن به نشر می رسید.

 

 دوروز بعد با عبدالحمیدمبارز معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ جهت معرفی به آن روزنامه رفتم و با دیدن وضعیت ریخته و پاشیده اداره، نبود میز وچوکی سالم، در و دیوارهای دود زده و کارمندانی که از چهره شان خستگی وتهی دستی به وضوع مشاهده می­گردید، دلهره من بیشتر شد و باورم بر این شد که سرپا ایستادن روزنامه­یی که طی بیشتر از هشتاد سال مردم را از وقایع کشور با خبر کرده و مونس همگی بوده، کار آسانی نخواهد بود.

 

وقتی عبدالحمید مبارز مرا نظر به رسم وعنعنه­یی که وجود دارد، به چوکی ریاست نشاند، نزدیک بود به زمین بیفتم، چون چوکی ریاست خراب بود و تعادل نداشت ویکسر اینطرف وآنطرف می لغزید. خوب هرچه بود آنروز دقایق اندکی بالای آن چوکی نشستم و با جملات کوتاهی خطاب به عبدالحمید مبارز وکارمندان گفتم که با تعهد به کشور و اخلاص  به رشته دوستداشتنی روزنامه نگاری کار خواهم کرد و اظهار امیدواری کردم که این روزنامه را به پا ایستاد کنم.

 

 

 

آن­روز عبدالحمید مبارز رفت و کاکا شمس الدین، مرد ریش­سفیدی که عمرش تقریبأ چیزی کمتر از عمر روزنامه انیس بود، برایم چای آورد و با خنده گفت: رئیس صاحب! چای تلخ است، شیرنی نداریم. گفتم من شیرنی دوست ندارم، بیار همین چای تلخ را می خورم.

 

عبدالحلیم شفیق معاون روزنامه، آقای محتاج، کوهکن، عزیزی، وفا، قدیرخان، ویس رمز، فریده، عایل شبروز و اکاخیل از همکاران خوب ومعتهدی بودند که بعدها متوجه شدم، روزنامه انیس یعنی همین ها. اگر این روزنامه امکانات و تجهیزات ندارد، چند تا مامور وکارمند صادق و پرتلاش دارد که در انتظار مدیر مسوول اند تا حق مسلم شان که معاش، اضافه کاری و حق الزحمه است مهیا کند.

 

 شام روز اول کارم، مطالب اولین شماره را که با مدیریت من باید چاپ می­شد، خواستم. دوسیه را فکرکنم که آقای محتاج سکرتر مسوول آن­وقت روزنامه به نزدم آورد. خبرهای تایپی آژانس باختر بود و چندتا هم نوشته از همکاران که با دست نوشته بود.

 

نخواستم در روز اول خیلی مسوولیت بگیرم وهمه مطالبی را که  قرار بود به زیرچاپ برود، بخوانم. به آقای محتاج گفتم درست است، روزنامه فردا را آماده چاپ بسازید. او گفت که البته ما هفته دو بار چاپ می شویم وتصادفاً فردا نوبت چاپ است، اما کمپیوتر کار نیامده وبرق هم نداریم. خندیدم وگفتم که شما تصادفاً دو عامل اصلی چاپ روزنامه را کم دارید، خوب باید چه کنیم؟

 

گفت که باید کسی را بفرستیم پشت کمپیوترکار و از مطبعه دولتی ( آزادی فعلی) خواهش کنیم که جنراتور خود را وقتر روشن کند و یک لین هم به  ما بدهد تا کار را آغاز کنیم. گفتم خوب است ولی ابتدا موتر را بفرستید تا کمپیوترکار را از خانه بیاورد.

 

 آقای محتاج و  کوهکن که بعداً به ما پیوسته بود، خندیدند وهمانطور گفتند که این روز نامه موتر ندارد.

 

خلاصه ناوقت های شب کمپیوتر کار را از خانه اش آورند. فکر کنم نامش خلیل بود و در آنزمان از این تیپ آدم­های با مهارت در کابل چهار- پنج تا بیشتر یافت نمی شد. آدم خیلی مهمی بود، اگر او نمی آمد روزنامه­ی ما چاپ نمی شد.

 

نمی­دانم با دیدنم چه به ذهنش رسید، شاید هم به معاشش فکر می­کرد و امید وار می­شد که با آمدن رئیس جدید معاشش پرداخت خواهد شد. او کار را آغاز کرد و من پی هم سگرت می کشیدم وبه روز گار سختی می اندیشدم که در انتظارم بود.

 

 

 

 ساعت 9 شب بود ، کاکا شمس الدین چایدار باشی رفته بود، نمی دانم شکدام یک از مامورین، شاید هم عزیزی بود، آمد و گفت نان تیار است. با ما می­خوری یا تنها؟ گفتم نه با شما می­خورم. همراه با او رفتم به اتاق مجاور همه به روی زمین به چهارطرف دسترخوان کهنه­یی نشسته بودند. وقتی دیدند که رئیس  شان آمده تا با آن­ها نان بخورد، احساس کردند که این شخص از متن خود شان است وبه رئیس  بودن خویش مغرورنیست.

 

از آن­ها پرسیدم: برای نان شب پول انداز می­کنید؟ گفتند: بلی. گفتم: چرا از من پول نگرفتید؟ گفتند: شب اول بود، خواستیم مهمان ما باشی.

 

برای هشت نفر نیم کیلو گوشت خریده بودند و مقداری هم ترکاری. و بعداز آن شب بنده جز اتحادیه نان شب روزنامه انیس شدم وآهسته آهسته در همه عرصه­ها تغییرات را آغاز کردم. وهمه جز پروسه نوسازی آن روزنامه شدیم.

 

 بعداز این­که روزنامه سرپا ایستاد، حکومت، مسوولین دولتی وهمه کسانی­که در خدمت به مردم کوتاهی می­کردند ویا احساس می­کردم که در فساد آغشته اند، انتقاد می­کردم و روزنامه انیس رفته رفته حیثیت باز یافته خودرا احیا می­کرد. هیچ وقت از یادم نمی­رود بعد از سه ماه کار، تیراژ روزنامه انیس از هشتصد و هزار به سه هزار نسخه رسید و در یکی از روزهای پنجشنبه در شانزده صفحه چاپ شد، در کمترین مدت لست مشترکین ما آنقدر زیاد شد که برای توزیع روزنامه به مشکلات مواجه شدیم.

 

وقتی می­دیدم معاش ویا اضافه کاری مامورانم اجرا نمی­شود، خودم به وزارت اطلاعات وفرهنگ می­رفتم و گاهی هم حتی به وزارت مالیه می رفتم تا در این عرصه کوتاهی نشده باشد.

 

یک­روز عبدالحمید مبارز مرا به دفترش فراخواند وگفت: می­خواهیم به خاطر پاداش به زحماتت، برایت موتر بخریم. نوعیت موترچه باشد؟

 

در همان لحظه تمامی کارمندانم که به خاطر گزارش و خبر گاهی پیاده به ادارت و شهر می رفتند، مقابل چشمانم ظاهر شدند واز همین رو گفتم:  "تونیس". پرسید چرا "تونیس"؟ گفتم: برای این­که می­خواهم کارمندان روزنامه هم خود را صاحب آن احساس کنند واز آن استفاده نمایند.

 

روزنامه واقعاً خواندنی و جالب شده بود، گاهی کارتون هم می کشیدم، طنزهم می­نوشتم وبرای این­که خواننده­هایی بیشتری داشته باشم صفحه ویژه­یی «تصویروتصور» را راه انداخته بودم. عکس از دیگرای بود، اما زیر نویس از من و خیلی هم  انتقادی و کنایه آمیز.

 

اولین کارتون را از عبدالحمید مبارز کشیدم، درحال مطالعه روزنامه انیس کاریکاتور شده بود. چند روز قبل گفته بودکه رسانه ها می­توانند از من کاریکار بکشند. ما گفتیم: به چشم و کاریکارتور او را در صفحه اول خویش به چاپ رساندم. شماره آن­روز همه را در حیرت فرود برده بود، هیچ­کس باور نمی­کرد که کاریکاتور معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ در صفحه نخست روزنامه انیس به چاپ رسیده باشد. وروز دیگر کاریکارتور رئیس عمومی تلویزیون ورئیس نشرات آن­را کشیده بودم و چند روز بعد هم کارتونی از تمامی اعضای کابینه که دریک بایسکل سوار بودند و حامد کرزی آن بایسکل را در جاده پرپیچ و خم و سنگلاخ افغانستان به جلو می کشاند. و به همین ترتیب صد ها مقاله و بحث های داغ را توام با  بگومگو ها با اشخاص و دیگر روزنامه ها، در انیس به راه انداختم. یک روز برایم گفتند که زنده گی ات را به خطر نیداز. راست گفتند متعاقب به آن چند تهدید تیلفونی وحضوری صورت گرفت، ولی برای من مهم این بود که روزنامه انیس خواننده پیدا کرده بود و هویت گمشده اش را باز یافته بود.

 

من با تعهدی که در احیای فرهنگ روزنامه خوانی و آزادی بیان و شرایط نو افغانستان داشتم دو سال تمام تلاش کردم تا روزنامه انیس در میان دیگر نشریه ها که روز بروز فزونی می­افتند، جایگاه خود را داشته باشد. و حالا که بعد از شش سال از کنار رفتنم از روزنامه انیس این چند سطر را مینوسم به این فکر هستم که تلاش هایم در آن روزنامه هدر نرفته است و کاری که کردم برای تداوم وتحکیم روزنامه نگاری نوین افغانستان ضروری بوده است.

 

 

 

 

 

+  نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 17:58  توسط محتا ج  |  نظر بدهید

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

انيس درسال 1345  انيس درسال 1345

 

در سال 1345 مرحوم شفيع رهگذر متصدي روز نامه انيس شد .

 

در اين زمان در محتواي انيس رويداد ها ي خبر ي ، گزارش مصاحبه و مقالا ت متنو ع اقبا ل چا پ مي يافت

 

انيس در زمان  شفيع رهگذر باتكنالوژي « طبع حروفي» چاپ مي شد  درشماره 279 سوم جدي1345 باچنين محتوا كه عناوين زيرمحتواي  آن است درصحفه اول چنين ميخوانيم

 

-         پولي تخنيك سال آينده فارغ التحصيل راميپذيرد

 

-          چهار پل درجاجي ميدان به مصرف چهارصدو نودهزارو457 افغاني اعمار ميگردد

 

-         سليوي سوم وچهارم تكميل گرديد

 

-         كوسگين:

 

حقوق تركها ويوناني ها درقبرس قابل احترام است بايد عساكر خارجي قبرس راتخليه نموده وپايگاه هاي نظامي آنجا ازبين برود

 

-         اوربند 48 ساعته درقيام نافذ گرديد

 

-         خبرهاي كوتاه كه دريك ستون دراخير جاداده شده است

 

ازفحواي عناوين فوق به خوبي دانسته ميشود كه روزنامه انيس مردم را از آخرين تحولات كه در جهان رخ داده باخبر ساخته وشايد مردم ما كه مخاطبان  روزنامه هستند علاقمندي زيادي به رويدادهاي جهاني داشته اند وهمين علاقمندي باعث شده است تاروزنامه درصفحه اول خود اين رويداد هاي وتحولات كه درجهان رخ داده به نشر برساند.

 

درصفحه دوم تحت عناوين « مسايل ملي ماكه نوسينده آن « مبارز» « سره مياشت» به گويننده گي حبيب الرحمن رحماني«  نظر به بس ها ي  شهري به نوسينده گي كاتب » و« خواهشهاي مردم» به نظر ميرسدكه صفي الله التزام اين گذارش را تهيه ديده است.

 

البته محتويات اين صفحه راكاملاً مشكلات مردم، پشنهادها و رهنما ي ها تشكيل ميدهد كه به خاطر رفع آن عنواني دولت وقت به ويژه مسؤولين بخش ها به نشر رسيده است .

 

صفحه سوم« بارهبران جمهور يت اتحادي آلمان ازنزديك آشناشوند» كه

 

عنوان درصفحه چهارم روز نامه اعلانات تجارتي وخبرهاي ولايات به نشر رسيده است.

 

كه ازجرمن فيچرز عبدالحميد هوتكي‌ آنرا ترجمه كرده است وعنوان ديگري« انگلستان اوداوديشيا كركچينه مسأله» كه به زبان پشتو به قلم جاله وان ترجمه شده به چشم ميخورد

 

-         عناوين صفحه پنجم را« انديشه هاي نغز ومطالب خواندني»

 

« نظري به انكشاف اقتصادي قسمتي ازصفحات غربي پروژه مصرف وادي هيرمند  تاچه اندازه مثمر است؟» و« رهنماي روز» كه موضوع خدمات شهري رابراي همشريان اطلاع داده است.

 

درصفحه ششم برعلاوه كليشه كوچك روزنامه ملي انيس اين عناوين به چشم ميخورد « 250 هزار طفل درويتنام»‌ ازبين رفت وهفتصد وپنجاه هزار طفل مجروح وبيمار وجود دارد.» پاپ پال  جنگهاي ويتنام را غم انگيز ترين حوادث خواند» و« درب زندان ها متدرجاً بسته ميشود»

 

 وخبرهاي كوتاهي از گوشه وكنار جهان زينت بخش صحفه ششم وآخرين صفحه روزنامه انيس سال 1345 كه شماره وتاريخ آن در آغاز تذكار  يافته است ميباشد.

 

قابل تذكار است كه درروزهاي جمعه نشريه ضميه انيس باقطع كوچكتر باصفحات مختلف درهر جمعه چاپ مشيده است كه از لابلاي صفحات آن به خوبي پيداست كه علاقمندان آن بيشمار بوده اند زيرا مطالب بسيار جالب وخواندني درصفحات آن جاداده شده است كه عبارتند  از شعر ،‌وجيزها ، قصه ها ي كوتاه و...ميباشد.

 

 ازمحتويات نشرات روزنامه ملي انيس به خوبي درميابيم كه بر علاوه آن‌كه به نشر وآگاهي مردم از جريان تحولات اتفاق افتاده گوشه وكنارجهان مي پر داخته است .

 

 بيشتر نشرات آن روي پرابلم هاي اجتماعي گوشه وكنار داخل كشور بوده است والبته اين نو شتهها  هاي كاملاً ژورناليستكي كه هيچگاهي هتك حرمت درآن جانداشته است به رشته  تحريردرآورده شده است درعين حال هيچگاه به تملق ازنخبگان بلند پايه دولت نپرداخته است بناءً‌ اين روزنامه درآن زمان كاملاً ملي عملي نموده وصرف روحيه مخاطبين مد رادرنظر داشته است.

 

البته نسبت به  نبود تكنالوژي مدرن تصاوير كمتر درصفحات آن به مشاهده ميرسد امااز نظر محتوا مطالب بسيار ارزشمند وخواندني رادرخود جاداده بود . اينكه روز نامه هيچگاه در نشرات خود سياسي عمل نكرده است مهارت هايي بوده كه دست اندر كاران روزنامه آنرا جداً مد نظر داشته وروزنامه راآن طور كه ملي بوده باهمان شيوه ملي حفظ كرده اند.

 

 

 

+  نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 11:16  توسط محتا ج  |  نظر بدهید

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

سر گذشت انيس   

 

 نو شته : فيض الله محتاج  

 

زمانیکه بحث از رسانه و روز نامه نگاري می آید، روز نامه ملی انیس بمثابه نمونه یک رسانه پرمخاطب، آشناو معرف بخش تاریخ روز نامه نگاری افغا نستان  مطرح میگردد.

 

زیرا این روز نامه در تا ريخ روز نامه نگاری افغانستان بمثابه یک رسانه مختلط با طرزدید مردم و دولت مبین و معرف برخی وریداد ها و تعريفګرسيا ست هاوكار كرد هاي دو لت  ها در هشتاد شش سال اخیر است.

 

45 نسخه ای که در15ثور سال 1306 به همت و حمایت زنده یاد غلام محی الدین انیس به آذین چاپ آراسته شد، محتوا آن شماره ها تاحدی معرف و بیانگر رویداد های بود که در متن و حول و حوش افغانستان یا اتفاق افتاده بود و یاهم در حال رخ داد و اتفاق بود.

 

اما اهسته اهسته اين روز نا مه راه به بساط خانه ها دوا ير دولتي مكاتيب و ساير صنوف جامعه باز كرد ودر دل ديد مردم اعتماد به دست اورد .

 

چکیده محتوا شماره نخست روز نامه انیس با دید امروز بیانگر و تعریف گر برخي  رویداد های روز از زاویه عينیت، دقت، انصاف و تعادل فقط در شهر كابل بود ، اما آنچه که بعد ها در صفحات انیس پیراسته و چاپ شد، سرآغاز برای ترویج عناصر اطلاع رسانی با روحيه دقت، انصاف و تعادل با شرط حفظ و احترام سيا ست دو لت ها بود.

 

آنچه را که غلام محی الدین انیس منحیث آیده های نخستین در مفکوره خود پرورش داده بود، حوزه نفوذ و مخاطب یابی آن بدون شک، شهر کابل دستگاه اداره عامه بود. اما مساعدت زمان، فضا و مکان برای انیس این مجال را داد تا در مدتی کمی نه تنها  شهروندان کابل و دستگاه حاکمیت التفات جدی بر نحوه نشرات انیس نما يند  بلكه به اكثر و لا يا ت كشور راه  پيمايد ومخا طب جستجو كند .

 

انیس در روز گاری به نشرات  شروع کرد که، دنیا دگر اهمیت کتاب، سواد و اطلاع رسانی را شناخته بود. در شهر کابل بویژه در دستگاه اداره عامه بودند افراد و اشخاص که بر اهمیت و مبرمیت اطلاع رسانی آگاهی داشتند.

 

همین آگاهی به سرعت کمک کرد تا روز نامه انیس مورد حمایت یک طیف گسترده اهل سواد قرار گرفته و انگیزه حمایت برای تداوم کار آن تولد گردد.

 

اهمیت اطلاع رسانی انیس:

 

در زمان پادشاهی شیر علی خان 1296- کم کم یک طیف محدود بر اهمیت کتاب، نشرات و چاپ آگاهی پیدا کرد.

 

یکی از اقدامات، ماندنی، مدرنیزه گونه و تجدد طلبان امیر شیرعلی خان تأسیس كارخانه تولید و ترمیم سلاح های جنگی و ایجاد مدرسه نظامی به سبک کشور های اروپایی بود.

 

يكجا با اين اصلاحات چاپ خانه مصطفاوي دركابل ایجاد، و برخی کتابهای مفید و مورد ضرورت به اضافه شمس النهار نخستین روز نامه چاپی اقبال چاپ يافتند .

 

در این زمان نخستین نمونه چاپی نقش مهرشده در پاکت است که در زمان دوست محمد خان چاپ شده و بدلیل آنکه نخستین مطبعه بنام مصطفاوی بوده، ممکن این پاکت درهمین چاپ خانه تهیه شده باشد.

 

برخی منابع مدعی اند که، به ادامه آن مجله ای بنام کابل نشرات داشته ولی آنچه که مسلم است نخستین نشریه در عصر شیرعلی خان بنام شمس النهار بوده است.

 

به ادامه نشر شمس انهار سراج الا اخبار افغانستان که در سال 1290 تأسیس و برخی محققین نخستین روز نامه افغانستان آنرا میدانند.

 

از جانبی چاپ نشریه بنام کابل در حدیک نقل قول بي پايه بوده اسناد و مدارک که دال برموجودیت نمونه از آن باشد در کتابخانه های کشور و آرشیف ملی نیست.

 

 نشر شماره های هفده و هجده شمس النهار که در آن شمس النهار کابل بود، زمینه گمانه زنی ها  را در مورد نشریه کابل به وجود آورده است ..

 

در یک چنین فضایی زمینه برای نشر یک رسانه آزاد و بیطرف در کابل مساعد شده بود لذا مرحوم محی الدین انیس زمانیکه در سال 1300 به کشور باز گشت بدلیل دوری از وطن بزبان های  ملي تسلط نداشت.

 

جهت آموزش زبان در هرات به فراگیری زبان دري مبادرت و در مسجد سعدیه که روز گاری در بطن خود تفتازانی را پرورش داده بود، یکبار دیگر به پرورش انیس مبادرت کرد.

 

به استناد برخی گزارش ها  زنده ياد  محی الدین انیس درمدت دو سال زبان دری را فرا گرفته و نخستین اثر خود را بنام نداي طلبه افغان، نشر کرد.

 

در سال 1306 با برگشت بکابل به نشر روز نامه انیس همت گماشته و این روز نامه بدلیل استقلال نشراتی مورد استقبال گرم مخاطبان قرار گرفت.

 

تبأسی از روایت برخی اکابر مطبوعات  (محترم ولی زلمی) چون در کابل جایگاه این نشریه خالی بود، اکثر کسانیکه سواد داشتند. محتوا این روز نامه را بعد از نشر دستیاب و دست بدست همه داشته ها يش خوانده ميشد 

 

انيس از ديد گاه خبر نگار بي بي سي

 

هشتاد سال پیش در ۱۵ ثور ۱۳۰۶ خورشیدی، نخستین شماره روزنامه انیس به مدیریت محی الدین انیس در کابل منتشر شد،

محی الدین انیس که تحصیل کرده مصر بود و در آن کشور نیز زندگی می کرد، در سال ۱۳۰۰ خورشیدی بعد از پایان تحصیلاتش به افغانستان بازگشت و نخست در شهر هرات و در مسجد سعدیه اقامت گزید.

 

مرحوم انیس به علت دور بودن از افغانستان، به زبان و ادبیات فارسی آشنایی زیادی نداشت و ادبیات فارسی و نویسندگی به این زبان را در همان مسجد سعدیه هرات فرا گرفت. او سپس کتابی در زمینه مزایای قانون به نام "ندای طلبه معارف" نوشت که در چاپخانه دانش هرات در همان وقت به چاپ رسید.

 

انیس بعد از تلاش فروان و یافتن چند همکار، سرانجام موفق شد که در روز ۱۵ ثور سال ۱۳۰۶ خورشیدی، نخستین شماره روزنامه انیس را به صاحب امتیازی و مسئولیت خود منتشر کند. نخستین شماره روزنامه انیس، فقط در ۴۵ نسخه منتشر شد.

 

'طفلک'

 

مدیر مسئول، در سر مقاله اولین شماره این روزنامه، هدف از انتشار آن را چنین بیان کرده بود: "انیس طفلک نوزادی است در عالم مطبوعات. می خواهد در اوقات فراغ ، ندیم، در ساعت کار، معاون، در امور مشکله، مشاور؛ در حالات غم و اندو، سمیر؛ الحاصل در حیات فکری وعملی عموم گردد ...."

 

انیس در آغاز انتشار خود دو هفته نامه بود و در ۱۲ صفحه منتشر می شد. از شماره ۱۸ به بعد به صورت هفته نامه و در ۱۶ صفحه به نشر می رسید. روزنامه انیس در سال دوم انتشار خود صاحب چاپخانه شد و در آنجا به چاپ سربی می رسید. شماره های نخست انیس بدون تصویر بود ولی بعد از شماره هشتم همراه با تصویر به چاپ رسید، ولی مدتی بعد چاپ تصاویر در انیس متوقف شد.

 

توقف موقت

 

هنوز از عمر انیس دو سال نگذشته بود که حبیب الله کلکانی بر کابل تسلط پیدا کرد و کارهای مطبوعاتی از رونق افتاد. در آن زمان، محی الدین انیس هم مجبور شد که انتشار انیس را متوقف کند و به جای آن نشریه حبیب الاسلام را منتشر کند. بعد از سقوط حکومت 9 ماهه حبیب الله کلکانی، انتشار انیس در کابل از سر گرفته شد. در سال ۱۳۰۹ خورشیدی، روزنامه انیس رسما نشریه خبری دولت شد.

 

درگذشت بنیانگذار

 

انتشار انیس تا سال ۱۳۱۷ به مدیریت محی الدین انیس در کابل ادامه داشت. تا اینکه بنیانگذار این روزنامه، در آن سال از دنیا رفت. اولین کسی که بعد از محی الدین، مدیریت این روزنامه را در دست گرفت سرور جویا بود که وی قبل از آن مدیریت روزنامه اتفاق اسلام در هرات را بر عهده داشت و مدتی هم مدیر چاپخانه دانش هرات بود.

 

یکی از کسانی که از ابتدا با محی الدین انیس در روزنامه همکار بود "عبدالرشید لطیفی" بود که از ابتدای تاسیس این روزنامه، یکی از نویسندگان پرکار آن بود. آقای لطیفی به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، عربی و روسی تسلط داشت و با تجربیاتی که داشت توانست بر شمار خوانندگان انیس بیفزاید. او توانست در زمان مدیریت خود در انیس، بار دیگر آن را از هفته نامه به روزنامه تبدیل و قطع آن را نیز بزرگ (روزنامه ای) کند.

 

این شیوه تا سال ۱۳۲۱ خورشیدی ادامه داشت، تا اینکه در اثر بحران جنگ جهانی دوم که تاثیرات خود را در افغانستان هم گذاشت، انیس باز در ۴ صفحه کوچک و با حروف قلمی به کار خود ادامه داد. محمد هاشم میوندوال (از صدراعظم های افغانستان در دوره ظاهر شاه) نیز از کسانی بود که مدتی مدیریت انیس را بر عهده داشت.

 

اعضای خانواده انیس

 

از جمله کارهای اساسی که در آقای میوندوال در انیس صورت گرفت، تاسیس مجله ژوندون بود که به عنوان یک مجله فرهنگی سالها بطور مرتب، به زبانهای فارسی و پشتو منتشر می شد. انیس در ابتدای انتشار روزانه خود، روزنامه صبح بود و مدتی نیزعصر ها به چاپ می رسید. روزنامه انیس، در یک مقطع، ويژه نامه هفتگی دوازده صفحه ای برای روزهای تعطیل منتشر می کرد، کاری که در این اواخر، بار دیگر ازسر گرفته شده است.

 

بیشتر مطالب ویژه نامه انیس، حقوقی، اجتماعی، ادبی و فلسفی بود و در کنار آن برای کودکان نیز مطالبی چاپ می کرد.

انیس از سال دوم آگهی نیز داشت و قیمت هر شماره روزنامه، نیم افغانی بود و از سال دوم به بعد، مشترک می پذیرفت که بهای اشتراک سالانه آن، در افغانستان ۱۰ افغانی، برای اهالی معارف ۶ افغانی و در خاج از کشور۱۲ شیلنگ بود.

بعدها، ویژه نامه انیس کودک نیز به انتشارات انیس اضافه شد که هفته ای یک بار منتشر می شد. این ویژه نامه، هنوز هم با نام پشتوی دکمکیانو انیس منتشر می شود.

 

انیس امروز

 

روزنامه انیس، از معدود روزنامه های قدیمی درحال انتشار در افغانستان است. انیس یک روزنامه دولتی، همانند روزنامه های هیواد و اصلاح است، اما به نام "روزنامه ملی" منتشر می شود. رئیس و مدیر مسئول روزنامه انیس، به پیشنهاد وزیر اطلاعات و فرهنگ و توافق رئیس جمهور تعیین می شود. تمامی کارمندان این روزنامه، از طرف وزارت اطلاعات و فرهنگ مقرر می شوند و از سوی این وزارت حقوق می گیرند.

 

هشتاد درصد مطالب و اخبار روزنامه انیس، به زبان فارسی و نزدیک به بیست درصد به زبان پشتو است. امور چاپ و نشر روزنامه، در چاپخانه دولتی "آزادی" در کابل انجام می شود*. گستره نشراتی روزنامه انیس، همانند دو روزنامه دولتی دیگر، بیشتر محدود به کابل است و به طور نامنظم، به شهرهای دیگر، از جمله هرات، مزارشریف، قندهار و جلال آباد نیز ارسال می شود.

 

 

 

+  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 9:33  توسط محتا ج  |  نظر بدهید

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

سر گذشت انیس سرگذشت انیس

 

روز 15 ثور 1306 در(سرای عبدالرسول)واقع در(ده افغانان کابل) نوزادی خوش قیافه وشیرین زبان درخانوادۀ (مطبوعات) قدم به عرصۀ وجود نهاد.

 

اسم او را (انیس) گذاشتند وعده يی از مردان فاضل ودانشمند کشوریکی پس از دیگری سرپرستی وي را بر عهده گرفته به پرورش او همت گماشتند واکنون او جوانی برازنده ، متین ، پاکنهاد ووطن خواه ، فصیح وبا معلومات است که کمربه خدمت مردم بسته ومرام خود راتایید نهضت ووحدت ملی قرارداد وهرروز به ارشاد خلق میپردازد وهمگان را از معلومات سرشارعلمی ، ادبی ، اخلاقی اجتماعی ، سیاسی واقتصادی خود بهره ورمی سازد .

 

نخستین سرپرست ومربی انیس خوردسال مردی آزادیخواه ووطندوست به نام محی الدین انیس بود که انیس دوران کودکی خود را درآغوش پدرانۀ وی گذارنید وبراثر تربیت صحیح او ازهمان روزگار وجاهت ومحبوبیتی خاص وفوق العاده درنزد کسانی که با فامیل مطبوعات آشنایی وسروکارداشتند احراز نمود واین محبوبیت از آن روز تا این ایام که انیس درآستانۀ چهل سالگی قرار دارد دمبدم افزایش یافته تاجایی که میتوانیم ادعا کنیم که شما خوانندۀ عزیز هم ، انیس را دوست میدارید واو را مونس تنهایی ومحرم اسرار خود میدانید .

 

نوزادی که وصفش گذشت همین روزنامۀ ملی عصرانۀ انیس است که درآغازحیات مطبوعاتیش هرپانزده روزیکبار انتشار می یافت ودرحقیقت نخستین نشریۀ آزاد ملی بود که با داشتن خط مشی واضح وصريح در افغا نستان به وجود آمد  و جامعه افغا ني را به تقدیس قانون به تعظیم مدنیت ، به طرفداری از اتفاق واتحاد به حفظ ودایع ملی به رعایت مبانی اخلاقی وبه مبارزه با تبعیض وتعصب دعوت کرد وهمیشه ودرهمه جا پشتیبان نهضت های مثبت ملی بود واکنون نیز هست .

 

++++++

 

اگر به تاریخ فرهنگی وسیاسی جهان نگاهی بیفگنیم ، بدون شک با این حقیقت روبرو خواهیم شد که بزرگترین عامل بیداری ورشد فکری وتحول اجتماعی اقوام وملل ، مطبوعات است وهرعامل دگر از لحاظ اهمیت وتاثیر دردرجه ای پایین تراز آن قرار دارد وباز درمیان اصناف مختلف مطبوعات آنچه بیشتر از همه مورد توجه مردم میباشد وتقریباً هرفرد باسواد با آن سروکاردارد نشریه های از جنس روزنامه است که درآنها مطالب گوناگون از اخباردورونزدیک گرفته تا موضوعات علمی، ادبی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، صفحه اعلانات وغیره گنجانیده میشود وهرکس به فراخور ذوق وسلیقۀ خویش موضوعی را که بدان دلچسپی دارد می یابد ومطالعه میکند .

 

درکشور ما افغانستان ، افغانستان قبل از انقلاب وبعد از استرداد استقلال عدۀ معدودی از رجال فداکاروبا همت ومطلع از علل ترقی وانحطاط جوامع ، تاثیرات شوم دورۀ استعمار اجنبی را بالای روح

 

، فکرو ذوق مردم دیار خویش به چشم سردیده وبه نوربصیرت دریافته بودند که بی علمی ، فقر دودستگی ، پابندی به خرافات واوهام وتعصبات جاهلانه که یادگار های آن دورۀ شوم بود ، با وصف اين كه مردم وکشور افغانستان درسایۀ مجاهدت ورشادت فرزندان فداکار وطن از نعمت استقلال بهرمند گردیده اند ، هنوز ریشه های عمیق دارد وبرای حفظ استقلال لازم است که با این دشمنان واقعی یک مبارزۀ جدی ودامنه دار آغاز گردد لهذا تصمیم گرفتند که ازراه نشرافکار واندیشه های وطنخواهانه ، مردم را بیدار وعواقب وخیم جهل وفقر ونفاق وخرافه پسند یرا خاطر نشان کنند وراه درست وراست را نشان بدهند وحقوق ووظایف هرفرد را دراجتماع مشخص نمایند وزمینه را برای ایجاد افغانستان مترقی آماده بسازند ودرمقابل هیچ مانع ورادعی عقب نشینی نکنند مرحوم محی الدین انیس یکی ازین رجال معدود بود.

 

++++

 

اولین شمارۀ انیس به روز 15 ثور 1306 به صاحب امتیازی ومحرری مسؤول مرحوم محی الدین انیس درچهل وپنج نسخه منتشر گردید .

 

مؤسس وصاحب امتیاز ومحرر طابع آن (مرحوم انیس ) درسرمقالۀ همان شماره نوشت که ( انیس طفلک نوزادیست درعالم مطبوعات میخواهد دراوقات فراغ ندیم، درساعت های کارمعاون ، درامور مشکله مشاور، درحالات غم واندوه سمیر ، والحاصل درحیات فکری وعملی عموم ، خاصۀ فریق مامورین ، مونس وخدمتگار گردد)

 

مؤسس انیس ، با نگارش سطورفوق به خواننده گان آن نامه خاطرنشان کرد که هدف وی ازنشر انیس خدمت به جامعه است ومیخواهد مضامینی درآن بگنجاند که درهرجا ودرهرحال برای خواننده سود مند باشد .

 

مرحوم انیس خوب میدانست که دریک جامعه اصلاحات اداری برسایر اصلاحات مقدم است واگر کسانی که با داشتن عنوان مامور حکومت مرجع حل وعقد امور مملکت میباشند اشخاص پاک نفس وپاکدامن ووظیفه شناس وجدی وصحیح العمل باشند ، آسوده گی ورفاه مردم تامین میشود وراز بزرگ ترقی که عبارت از هماهنگی مردم وحکومت است ، انکشاف می یابد ودرنتیجه یک جامعۀ خالی از غرض ومرض به وجود می آید که همه افراد آن از وضع خود راضی ودرعین حال به سوی یک آینده روشن ومترقی رهسپار خواهند بود. از آنرو مرحوم انیس ، درصدد برآمد که وسایل بهبود حيات مادی ومعنوی ماموران را ار راه آشنا ساختن آن به وظایف قانونی ایشان ورهنمایی های سودمند درامور اقتصادی وتربیتی وحفظ الصحه وتدبیر منزل فراهم آورد .

 

به همین سبب بعد از عباراتي که ذکر شد درآن سرمقاله نوشت ( انیس روزی که به عالم وجود آمدن داشت وفریضۀ خدمت را به جامعه درک کرد، هرچند میخواهد که به تمام اهل جامعه مونس وخدمتگار باشد ولی نظر به بسی اسباب لازم شد که خدمت خود را خاصه به مامورین حکومت بیشتر سازد )

 

برای اين كه توجه ماموران حکومت را به مطالعۀ انیس یا به قول خودش به پرورش والتفات نسبت به این طفلک نوزاد ، جلب کرده باشد آهنگ آشنایی را سازکرد وازماموریت خود وهم سخنی با ماموران حکومت یادآوری نمود وبرعبارات ذکرشده این کلمات را اضافه کرد ( اهمتر از همه اين كه صاحب امتیازش مامور ، محرر آن مامور متکفل حیات وضرور یاتش مامور ، از این رولازم شد که مخدومينش نیز مامور باشند )

 

سپس چنان که رسم است نیکو رسمی که روزنامه نویسان درنخستین شمارۀ نشریۀ خویش راه وروش ومرام خود را توضیح میکنند تا خواننده بداند چه میخواند ونویسنده چه میخواهد .

 

مؤسس انیس هم راهی را که برای این طفلک نوزاد مطبوعات برگزیده بود زیر عنوان مسلک انیس روشن ساخت ونوشت ( انیس ، غرض یگانه ای که دارد خدمت های علمی ، قانونی ، روحی ، ادبی به عموم خاصه فریق ماموران است . بناءً علیه درهرشماره یکی ویاچند مبحث متعلق به حیات مامور درمیدان وظیفه ، مامورومستقبل ، مامور وصحت ، مامور درتفریح ، مامور دروقت آمریت ، مامور درماموریت درج میشود )

 

وبرای اين كه خواننده گان غیرمامور توهم نکنند که انیس یک نشریۀ اختصاصی است وغیر از مامور کس دیگر نمیتواند از مطالب آن استفاده کند ، این عبارت را برآنچه نوشته بود اضافه کرد ( به علاوۀ این هرمفید را به شرطی که عمومی باشد حاوی خواهد بود ) وبا ذکر قید عمومی بودن مطالب مفید از یکطرف خاطرنشان کرد انیس یک روزنامۀ شخصی نیست ونشریه ایست ملی وخدمتگار قوم وجامعه واز طرف دیگر به کسانی که تصور میکردند از مطبوعات برای اجرای اغراض شخصی وتصفیۀ حسابهای خصوصی می توان استفاده نمود فهمانید که اگر میخواهید همکار انیس باشید شرط اولش آنست که مسایل خصوصی را درانیس منعکس نکنید وهرچه می نویسید باید براساس منافع عامه باشد وتوقع نداشته باشید که انیس مانند حربه ای علیه دشمنان شخصی شما استعمال شود ، یا وسیله شهرت افزایی شما ودوستان شما گردد اگر ازکسی تعریف وستایش میکنید مقیاس مفید بودن او برای مردم را هم درنظر بگیرید وهرگاه زبان به تقبیح یا انتقاد از کسی میگشایید از معیار خطری که ازناحیه اومتوجه اجتماع خواهد بود چشم پوشی ننمایید واین مطالب را به وسیلۀ عبارات ذیل بیان کرد ( درمقالات تقریظ وانتقاد اگرچه سعی دارد که مداخلت ننماید درحالت های مشروعۀ اضطراریه تنها قصد افادۀ عام را مدنظر خواهد گرفت درشئونات فردی ویا شخصی هیچ مداخلت ندارد ، درمقالات وارده حق تصرف را خواهد داشت)

 

مؤسس مرحوم انیس بعد ازافادۀ مرام خود بشرحی که گذشت لازم دانست که موضوعات ومطالبی را که به مرور زمان درانیس مورد بحث واقع ميشود تشریح کند .

 

او این موضوعات را به شش قسمت به ترتیب آتی تقسیم نمود وچنین نوشت :

 

( انیس غیر ازمباحث مختلفه ای که باخود دارد مرتباً زیر عنوان قسمت های ذیل تفصیلات ومعلومات خواهد داد .

 

قسمت اول : مقالات .

 

درین قسمت مقالات روحی ، اجتماعی وحیاتی ماموران درج خواهد شد .

 

قمست دوم : قانون .

 

به ذریعۀ این قسمت انیس میخواهد به مشترکین خود از صنف ماموران دولت بهترین خدمت ها را بنماید ، زیرا همه متعلق به مباحث اداری ویا قانونی خواهد بود . بناءً علیه مباحث این قسمت اغلباً قرار عنوان های آتی درج میشوند:

 

حقوق اداره مباحث علمی قانون ، فلسفه واساسات قانون ، علوم شرح قانون ، اصول تفسیر قانون ، قواعد تطبیقی قانون ودیگر مباحث شرحی ویا اصولی اين كه همه اين مباحث اصولي خواهند بود تا برای مامور به منزله قواعد اساسی وتسهیلاتی دراجرائیات خودشان گردد.

 

قسمت سوم : خبرهای پارلمان.

 

دراین قسمت مباحث وافیه از قوانین موضوعه دولت علیه متبوعه مان درج میشود از قبیل نظاماتی که جدید تصویب شدند وشرح با تفسیر بعضی مواد وقوانینی که لازم التفسیر بنمایند .

 

قسمت چهارم : خبرهای علمی وفنی وادبیات .

 

قسمت پنجم : متفرقات .

 

تشکیلات داخلی تعیینات ماموران خبرهای مهم سیاسی ، حوادث ووقایع مختلفه داخلی وخارجی ودیگر امورمتفرقه .

 

قسمت ششم : تدبیر منزل .

 

درین قسمت هرآنچه که نزد عائله اهمیت دارد ومالکه ویا مالک خانه از آن فایده برده میتواند ازقبیل صحت ، تربیه ، تدبیر اطفال ، طعام ، لباس ، مسکن ، زینت درج میشود .

 

این به غیر از دیگر موضوعات مختلفه مانند مسابقه های ادبی ، علمی بااسناد های مختلفی است که وقتاً فوقتاً شایع شوند .

 

به طوریکه ملاحظه میشود مؤسس مرحوم انیس آنچه را که درزنده گی آنروز مردم مفید میدانسته است در ردیف موضوعاتی که باید در انیس مطرح بحث قرار داده شود شامل ساخته بود واگر از حق نگذاریم . امروز هم این موضوعات عناصر اصلي واساسی هرروزنامه يي را تشکیل میدهد .

 

قسمتی ازسرمقاله اولین شماره انیس که حاوی خط مشی وتعیین موضوعات انیس بود فوقاً از نظر خواننده گان محترم گذشت ، اینک خوبست که مؤسس وصاحب امتیاز ومحرر یا به تعبیر دیگر اولین سرپرست انیس خوردسال را بشناسيم وببینیم که آن آزاده مردی که چهل سال پیش براي تنویر افکار مردم کمرهمت بست وبه تاسیس اولین نشریه آزاد ملی پرداخت که بود .

 

شاید درحدود یک قرن پیش یا چیزی کمتر رئیس یکی از خاندان های ساکن مقر ، بنابر عواملی که معلوم نیست با افراد فامیل خود از خاک افغانستان به طرف کشور مصر هجرت نمود وسال ها درآن دیار اقامت داشت وبکار تجارت میپرداخت .

 

این شخص پدرکلان محی الدین انیس بود که بعد از وی پسرش به همان شغل پدری ( تجارت ) روزگار میگذارنید ومانند پدر خویش اگر چه از افغانستان دورشده بود ولی محبت افغانستان را دردل داشت وفرزند خویش محی الدین را هم با عشق وطن تربیت کرد وبه قول آقای شاکر ( افغانستان را به وي معرفی کرد که وطن آبایی واجدادی اوست )

 

محی الدین تحصیلات مقدماتی را درمصر انجام داد وبا زبان وادبیات عرب به خوبی آشنا گردید ودرایام تحصیل ، تصمیم گرفت که بعد فراغ از تحصیل به وطن باز گردد.

 

 از حسن تصادف درسال 1300 آقاي محمد اسمعیل مشهور فندی که از طرف حکومت افغانستان مامورشده بود تا ازمصر یک مطبعۀ مکمل برای افغانستان خریداری ووارد کند محی الدین را درمصر ملاقت کردوچون آگاه شد که وی تصمیم داده با افغانستان بیاید او را تشویق نمود وخود به استانبول رفت .

 

محی الدین چندی بعد از پدر اجازه گرفت وبه طرف افغانستان حرکت کرد ونخستین شهری که از وطن عزیز دید هرات بود . وی درحدود دوسال درهرات درمسجد سعدیه که اکنون به مسجد ( غودال ) شهرت دارد، محل ومرکز تدریس مولانا سعدالدین تفتازانی علامۀ مشهور قرن هستم هجری بوده است اقامت داشت وادبیات دری ونویسند ه گی باین زبان را درآن شهرآموخت وکتابی به شیوۀ مکالمه ومناظره دربارۀ مزایای قانون به نام ( ندای طلبۀ معارف ) نوشت که یک قسمت آن چندی بعد به خرج مرحوم شجاع الدوله وزیرامنیه که نایب الحکومۀ هرات بود درمطبعۀ دانش هرات به چاپ رسید ونسخۀ خطی کامل آن تا چندی قبل نزد مرحوم حاجی شمس الدین کتابفروش بود وشاید اکنون نزد ورثه آن مرحوم موجود باشد .

 

مرحوم حاجی شمس الدین حکایت میکرد که مرحوم انیس نظربه تبحر واحاطۀ تامی که برادبیات عرب داشت همیشه مورد احترام ادب دوستان بود وغالباً نزد وی میرفتند ومعانی ابیات مشکلۀ عربی را از او میپرسیدند واوهروقت که یکی از ین مراجعین را دارای قوۀ نقد وتمیز ادبیات دری تشخیص میداد ، به شوخی ومزاح باو میگفت : جواب ترا نمیگویم مگر اين كه این شعر فارسی را برای من معنا کنی وآنوقت یکی از ابیات با قطعات دری را میخواند وآن شخص برحسب استنباط ذوق وقریحۀ خویش جوابی باو میداد ولی مرحوم انیس قانع نمیشد وجواب او را رد میکرد ومعنایی را که خودش استنباط کرده بود بیان می نمود وغالباً چنان اتفاق میافتاد که استنباط انیس نسبت به دریافت آن شخص ، شیرین تر ومنطقی تربه نظر می آمد سپس به شرح وتفسیر شعرعربی که آن شخص خواسته بود میپرداخت وکسانی که حاضر بودند سخنان او را یادداشت میکردند ومغتنم می شمردند .

 

مرحوم محی الدین انیس دراواخر سال 1304 ازهرات به کابل آمد ودربازار ده افغانان سابقه ( محمد جانخان غازی وات ) درسرای روغن فروشها اقامت اختیار کرد .

 

آقاي غلام عمرشاکر که یکی از نویسنده گان سابقه دارد انیس بود واکنون دراداره رادیو افغانستان مشغول خدمت میباشد درشرح حالی که از مرحوم انیس نوشته است میگوید : ( سرمایۀ آقاي محی الدین انیس چند جلد کتاب ومجلات عربی بود اگر چه وی درمحیط مصر دیده به دنیا گشوده معهذا شاید دراثر مطالعه وکنجکاوی با کشور خود وبه پسمانی های کشورخود آشنایی حاصل کرده بود بنابر آن هدف وی بیداری قوم از راه مطبوعات آزاد بود باساس این مفکوره به نشریک جریده تصمیم گرفت وبا بضاعت مزجاتی که داشت رنگ وکاغذ تهیه کرد واولین شماره خود را به نام انیس به قطع تخته و توسط کارین پیپر نشر کرد )

 

استاد محمد ابراهیم صفا شاعر نامی کشور که از منسوبان سابقه دارمطبوعات کشور میباشند دریادداشتی نوشته اند ،( بنده با نامه انیس از بدوتاسیس آن علاقه ومحبت خاصی دارم ، خودم دروزارت خارجه مصروف خدمت بودم مؤسس آن غلام محی الدین مرحوم ( نویسنده بحران ونجات ) با یک چرخ بزرگ دستی ( که شاید هنوز هم درمطبعه موجود باشد ) مقداری از لوازم انیس را برمیاورد دفتر آن درطبقه اول یک دکان بازار شاهی که اکنون شامل پارک زرنگار شده است برسرراه ما بود دوستان گردهم جمع شده هریک به قدر توان بازوی چرخ را تاب میدادیم مینوشتیم ترجمه میکردیم وخورسند بودیم .

 

مرحوم حاجی عبدالحسین منجم باشی که با مرحوم انیس انس والفت ومکاتبه داشت حکایت میکرد که دراوقاتی که محی الدین انیس درهرات بود یک روز جوان مسگری را ( که ابراهیم یا عبدالرحیم نام داشت تردید از نویسنده این سطور است ) به جرم اين كه پول یک کفگیر را که شخصی از او خریده بود ودرادای آن تعلل میکرد واو مطالبه می نمود به تهمت ناسزا گفتن متهم کردند وهمان شخص مدیون دستار خود را درگردن او انداخته او را ازدکان پایین کشید وفریاد نمود که ( الصلوه وسلام علیک یا رسول الله ) واین شعاری بود که هروقت کسی را تکفیر می نمودند با آواز بلند گفته میشد براثر این صدا عدۀ کثیری دراطراف آن مرد جمع شدند واو را کشان کشان به طرف محکمه میبردند دراین اثنا محی الدین که ما اورا مولوی افندی میگفتیم با ایشان مصادف شد وکیفیت را پرسید گفتند او حرف کفر آمیز زده است مولوی افندی با فصاحت بیان آن مردم را آرام ساخت وجوان مزبور را از چنگ ایشان نجات داد واو را با خود به مدرسه برد ونصیحت نمود وسفارش کرد که برای چند ماهی از هرات دور شود بعد از آن روز محی الدین مرحوم به فکر تاسیس روزنامه ای که براساس وحدت ملی متکی باشد افتاد وهمیشه میگفت : ( تازمانی که از راه قلم افکارمردم تنویر نشود همیشه تعصب جاهلانه براین کشور حکمفرما خواهد بود ) وعاقبت یک روز شنیدیم که به کابل رفته وروزنامه ای به نام انیس نشر میکند .

 

به هرصورت مرحوم انیس با تاسیس روزنامه انیس ( یا با صطلاح آنروز جریده ) تا آنجا که درقوه داشت برای تنویر افکار مردم کوشش کرد ودرد های اجتماعی را تشخیص داد وبیان کرد وراه درمان را نیز نشان داد .

 

آقاي شاکر ، دوخاطره از خاطرات مرحوم انیس را که مربوط به تاثیر عمیق نشریۀ انیس درافکار واذهان است نقل کرده اند یکی قضیۀ انتقاد انیس از وضع وزارت مالیه وتوجه مرحوم میرهاشم وزیرمالیه آن زمان به مقالۀ مزبور واهانت مطبوعاتی وی به ادارۀ انیس است ودیگر انتقادی بود که ازوضع ادارۀ امنیۀ آن زمان کرده بود ومنجر به بازدید پادشاه وقت از ادارۀ محقر انیس وتشویق مؤسس انیس گردید که چون این دوموضوع به تفصیل درنشریه سال گذشتۀ انیس درج است از نقل وتکرار آن خود داری میکنیم ونظر خوانندۀ عزیز را به مقاله دیگری که ازآقاي غرغشت درهمین کتاب زیر عنوان ( یک فنجان قهوه ) چاپ شده است جلب مینمایيم .

 

مرحوم محی الدین انیس تا سال 1307 به خدمت مطبوعاتی خود که نشر انیس درکابل بود ادامه داد وبعد از آن كه حبيب الله سقاو برکابل مسلط گردید انیس به دسته مجاهدین که درولایت پکتیا تشکیل شده بود و محمد نادرشاه شهید رهبری آنانرا به عهده داشتند پیوست ودرآنجا جریده ای توسط گستنر نشر میکرد که جریانات روز را باطلاع مردم میرسانید .

 

مرحوم انیس درسال 1305 با صبیۀ مرحوم برگداحمد جانخان درمراد خانی ازدواج نمود وازین ازدواج پسری به نام فرید احمد ودختری به نام فریده باقی ماند که فرید احمد درحال حاضر به شغل راننده گی موتر روزگار میگذراند .

 

مرحوم انیس درسال 1317 به مرض توبرکلوز از دنیا رفت ولی یادگار او یعنی دوکتاب ( بحران ونجات ) و( ندای طلبه معارف ) وروزنامه کهنسال انیس که چهل سال است برای بیداری مردم وطنش فعالیت میکند نا م اورا درزمرۀ فرزندان فراموش ناشدنی این کشور مخلد وپایدار خواهد ساخت .

 

+++++

 

به طوری که از قول استاد صفا نقل شد درآغاز کارانیس عده ای از نویسنده گان صاحب درد باتفاق مؤسس مرحوم این نامه ، چرخ انیس را حرکت میدادند .

 

بعد از آنکه توبرکلوز به سروقت محی الدین مرحوم آمد واو ناچار شد از ادامۀ خدمت ملی خود صرف نظرکند مدیریت مسؤول انیس به سرورجویا تعلق گرفت وبعد از آن مرحوم بمرور زمان هرچند وقت این وظیفۀ خطیر را یکی ار نویسنده گان کشور بعهده میگرفت وتحولی درآن وارد می آوردتا آن که درحال حاضر همان انیس که بقطع کوچک در8 صفحه وهرشماره درپانزده روزیکبار منتشر میگردید اکنون هرروز درهشت صفحه بقطع بزرگ انتشار می یابد .

 

نویسندۀ این سطور درابتدا تصمیم داشت که شرح حالی از هریک ازمدیران مسؤول ونگارنده گان انیس از مؤسس مرحوم آن تا امروز بنویسد ولی از یکطرف برای اين كه بیطرفی لازمه بیوگرافی نویسی حفظ شده باشد واز طرف دیگر به ملاحظه قلت صفحاتی که برای سرگذشت روزنامه انیس تخصیص داده شده است تصمیم گرفت که از شرح حال مدیران انیس تنها به ذكر کسانی که رخ درنقاب خاک نهفته اند اکتفا نماید واز انان که بحمدالله درقید حیات هستند فقط نام ببرد ومدت خدمت شانرا درانیس یاداوری کند وبنابر این اکنون به شرح حال مختصر مرحوم جویا اولین سرمحرر ودومین نگارندۀ انیس میپردازد .

 

++++

 

مرحوم سرورجویا نویسندۀ فاضل ووطن خواهی که آثار دورۀ روزنامه نویسی وی گواه روح سرشار ازحب وطن وجامعۀ اوست درسال 1277 شمسی درشهر کابل متولد شد وپس از اتمام دورۀ تحصیل درسال های 1296 -1297 با پدر خود حاجی میرزا غلام حسین خان سرشته دار به حیث کاتب کارمیکرد . درسال 1298 با مرحوم سردار عبدالقدوس خان صدراعظم به مراه پدرخود که منشی سردار موصوف بود ، درسپین بولدک قندهار به مجاهدین معرکۀ استقلال پیوست وبعد ازختم محاربه وحصول استقلال تا سال 1301درقندهار وظیفۀ کتابت دارالانشاء صدراعظم موصوف را به عهده داشت ، سپس به کابل آمد ودرزمرۀ منشیان حضور اعلیحضرت امیرامان الله خان مرحوم مقرر شد وتا سال 1303 به همان وظیفه ادامه داد سپس نظربه علاقه ای که به مطبوعات داشت برای تحصیل فن طباعت و زنگوگرافي و حروف چيني  به خارج سفرنمود ودرسال های 1304 -1306 درایران واتحاد شوروی مشغول تحصیل امورطباعت گردید وضمناً زبان روسی را نیز فراگرفت . بعد ازمراجعت به نظم وترتیب مطبعۀ دانش هرات پرداخت وتاسال 1307 به حیث مدیر مطبعه خدمت کرد .

 

سپس به صفت مدیر ونگارندۀ جریدۀ اتفاق اسلام مقرر شد واز سال 1307 تا 1309 درهرات وظیفۀ نویسنده گی خودرا دلیرانه بدون خوف وهراس انجام داد وبه تنویر افکار هموطنان پرداخت وبا روزنامه های خارجی به منظور مدافعه از نوامیس ملی مقابله ومبارزه کرد ودرهمین حال از انتقاد نسبت به آن دسته ازماموران که دارای سوء رفتار بودند خودداری نمی نمود وبه همین سبب برای خودیک عده دشمن تهیه کرد که برای از پا درآوردن او ازهیچ وسیله مضایقه نمیکردند وبالاخره درشب 5 جدی 1309 از طرف مخالفان ارتجاعی خود مورد سوء قصد واقع شد وسینه مملو از عشق وطن اورا با گلوله شکافتند ولی خدا نخواست که او درآنوقت بمیرد .

 

آری اوزنده ماند وصحت یافت وبعد از آن که برای معالجه به هند رفت درسال 1310 وارد کابل شد ودرجمله اعضای انجمن ادبی شامل گردید وبعد از چندی که مرحوم غلام محی الدین انیس به علت بیماری ازنشرجریدۀ ملی انیس کناره گرفت .

 

مرحوم سرور جویا به حیث مدیرونگارنده مسؤول انیس مقرر وموظف گردید ودراواسط سال 1311 باردیگر با انجمن ادبی کابل پیوست ودرسنبله 1312 محبوس سیاسی شد ودرسال 1325 از حبس رها به رتبه مدیر عمومی دردیپوی تعاونی وظیفه دار گردید .

 

درسال 1327 از طرف اهالی کابل درجملۀ وكيلان بلدیه انتخاب شد ودرضمن مآقاي که از طرف دیپو به عهده او گذاشته شده بود درنشرات بلدیه وکمیتۀ عامل شاروالی به طور افتخاری خدمت می نمود .

 

درسال 1328 که تمایل تشکیل احزاب سیاسی درکشور روی کارآمد وی ازجمله مؤسسان حزب وطن بود وبا رفقای مسلکی خویش درتشکیل حزب ونشرجریدۀ وطن که ارگان حزب مذکور بود اشتراک عمل داشت تا این که درثور 1331 باردیگر به حبس سیاسی دچارگردید وبه تاریخ 15 برج جدی 1340 به عمر 63 سالگی وفات یافت .

 

مرحوم جویا ، گذشته از نویسنده گی دارای قریحۀ شاعری نیز بود واشعار شیوای اجتماعی می سرود که بعضی از آنها درجراید و مجله هاي کشور به چاپ رسیده است وامید است که فرزندش دکتورجهانگیر جویا درجمعاوري وطبع ونشراشعارآن مرحوم همت بگمارد وفصلی برتاریخ درخشان ادب ما بیفزاید .

 

+++++

 

دیگر از مدیران ونگارنده گان انیس که امروز درمیان ما نیست ودرراه پیشرفت روزنامۀ انیس خدمات گرانبها انجام داده است مرحوم استاد عبدالرشید لطیفی بود .

 

مرحوم لطیفی درسال 1292 شمسی متولد شد وپس ازاتمام تحصیلات وفراگرفتن زبان های عربی ، فرانسوی وروسی به خدمت دولت درآمد .

 

هنوز بیشتر ازپانزده سال نداشت که با مرحوم محی الدین انیس آشنا شد وهمکاری با روزنامه ملی انیس را آغاز نمود این همکاری را که تاپایان عمرش ادامه یافت چنان با علاقه واخلاص انجام میداد که به قول استاد محمد ابراهیم صفا درآن هنگام که محی الدین خان معروض به توبرکلوز شده بود ودوره های مریضی شدیدهم براو میگذشت ... لطیفی مغفور مردانه باوبازو داد ونگذاشت انیس ازبین برود .

 

دورۀ خدمت مستقیم مرحوم لطیفی درانیس باراول ازسال 1319 آغاز شد ودرهمان سال موفق گردید تا آن را به شکل روزنامه درچهارصفحه به قطع بزرگ انتشار بدهد ودرسال 1321 دراثربحران جنگ عمومی دوم با 4 صفحۀ کوچک به حروف خورد كار خود را  ادامه داد .

 

باردوم دراواخر سال 1339 آمریت موسسه نشراتی انیس به عهده وی محول گردید ومدت سه سال دراین پست باقی بود وتوانست ازلحاظ شکل ومضمون تحولی درانیس وارد نماید .

 

مرحوم لطیفی نه تنها یک نویسنده پرکار بلکه هنرمندی به تمام معنا بود وهمان بود که با نگارش و ترجمه بعضی ازدرامها وداستانها وتربیت یک عده از هنرمندان برجسته توانست به هنرتمثیل درافغانستان سروصورتی بدهد وراه وروش داستان نویسی را به کسانی که دلبسته این رکن مهم ادبیات هستند ارائه نماید وبه همین سبب است که هنرشناسان از وی به پدرتیاتر تعبیرمینمایند .

 

از نوشته هایش ، متخصص سالون شام زنده گی ، شهدا ، گرسنه ها ،شمعهایی که میسوزند وصنعتکار، هفت رنگ واو پدرم نیست را می توان نام برد که از جملۀ آنها درام متخصص سالون ( اولین اثر آن مرحوم ) واو پدرم نیست ( آخرین نوشتۀ او ) حایز جایزه شده است .

 

ترجمه های مرحوم لطیفی نیز بسیار واز آن جمله است درراه عقیده مردی که خاموش میماند، شب هولناک زن ، وطلا ، شبی که آواز زنگ ها شنیده میشد گلوله درقلب ، پرنده مجروح بالاپوش وپیراهن عروسی .

 

مرحوم رشید لطیفی گذشته ازتصدی ادارۀ انیس وبا همکاری با این روزنامه ملی قسمت زیادی ازعمرخود را درکارهای هنری سپری نمود ومدت ها سرپرستی اداره ها وموسسه هاي هنری کشوررا برعهده داشت .

 

دراواخر عمربه مرض سرطان شش مبتلا گردید ومدت ده ماه مریض وبستری بود وسرانجام پس از 37 سال خدمت ادبي و هنري در روز جمعه 21 جوزاي 1344 چشم از دیدارجهان گذران فروبست وبه سرای جاویدان شتافت

 

++++++

 

بعد ازمرحوم جویا مدیریت مسؤول انیس به عهده آقاي محمدامین خوگیانی (سناتورفعلی ) محول گردید ودرزمان تصدی فاضل موصوف شکل انیس ازجریده به مجلۀ هفتگی تغییر یافت ومضامین آن نیز بیشتر ذوقی بوده ومطالب سیاسی وانتقادی آن کاهش یافت .

 

ازجملۀ معاونین وهمکاران فعال انیس دراین دوره مرحوم میرعلی اصغر شعاع را باید یاد کرد که با حسن سلیقه واحاطۀ تامی که با ادبیات شرق وغرب داشت انیس را پیش از پیش محبوب ودلپسند ساخته بود واین همکاری تا حدود سالهای 29 -1330 ادامه یافت .

 

دورۀ خدمت آقاي خوگیانی درانیس از سال 1311 تا 1319 دوام داشت ودراین سال اخیر بود که مرحوم استاد لطیفی به نگارند ه گی انیس برگزیده شد .

 

بعد ازمرحوم لطیفی آقاي محمد عثمان صدقی عهده دارنگارنده گی انیس شد وتحولاتی درانیس وارد نمود از آن جمله قطع آنرا بزرگترساخت ونیز درآخر هرسال نشریۀ جداگانه ای به عنوان هدیۀ انیس که شامل مباحث مختلف ادبی وتاریخی واجتماعی بود به ضمیمۀ اخرین شمارۀ انیس برای خواننده گان این نامۀ ملی تخصیص داد .

 

آقاي صدقی تا سال 1326 مدیریت مسؤول انیس را برعهده داشت .

 

بعد ازآقاي صدقی این خدمت به عهدۀ آقاي محمد هاشم میوند وال گذاشته شد وتا سال 1328 دوام داشت از جملۀ تحولاتی که درزمان تصدی آقاي میوندوال درانیس به وجود آمد تاسیس مجلۀ ژوندون بود که امروز به حیث یگانه مجلۀ هفتگی مصوربا نظم وترتیب معین منتشرمیشود .

 

بعد ازآنکه آقاي میوندوال درسال 1328 بکفالت ریاست مستقل مطبوعات مقرر شدند ، مدیریت مسؤول روزنامۀ انیس به آقاي محمدیونس حیران واگذار شد وآقاي حیران تا سال 1329 این وظیفه را انجام داد .

 

درسال 1329 آقاي محمد نجیم آریا باین خدمت اجتماعی موظف گردید وتاسال 1332 صاحب امتیاز ومدیرمسؤول انیس بود بعد ازآقاي آریا مدیریت مسؤول انیس به آقاي محمد خالد روشان تعلق گرفت وتاسال 1336 دوام یافت .

 

درسال 1336 آقاي محمد قاسم واجد مدیرمسؤول انیس شد وتاثور سال 1338 باین خدمت ادامه داد . درآن وقت وظیفه نگارنده گی این نامۀ ملی به عهدۀ آقاي محمد ابراهیم عباسی گذاشته شد ودرهمین وقت بود که آقاي عباسی با طبع مرتب کلیشۀ تاریخی انیس که یادآورنام موسس وسال تاسیس انیس است خاطرۀ مرحوم محی الدین انیس را احیا نمود .

 

درسال 1339 مرحوم استاد رشید لطیفی به حیث آمرموسسۀ انیس معین گردید وآقاي صباح الدین کشککی مدیریت مسؤول این نامه را عهده دار شد وپس از چند ماه درجدی همان سال آقاي عبدالحمید مبارز به نگارنده گی انیس موظف گردید وآمریت موسسه کمافی السابق به عهدۀ مرحوم لطیفی بود .

 

درسال 1342 برای مدت کوتاهی آقاي محمد ابراهیم عباسی برای دومین بار نگارنده گی مسؤول انیس را عهده دارشد ودرعین حال سمت آمریت عمومی موسسه را نیز داشت وباین خدمت تا سال 1344 دوام داد .

 

درسال 1344 برای مدت کوتاهی آقاي سید خلیل به آمریت موسسه ومدیریت مسؤول انیس مقرر گردید ودراواخر همان سال این وظیفه به آقاي محمد شفیع رهگذر که قبل ازتقرر آقاي خلیل به استرالیا با عنوان وکیل موسسه رفته بود محول گردید که درحال حاضر باین خدمت ادامه میدهد وروزنامه اکنون در8 صفحه منتشر میشود .

 

این بود سرگذشت انیس درطی چهل سال گذشته وشاید یک نظراجمالی به کلکسیونهای چهل سالۀ این نامه ملی وملاحظه تحولاتی که به مرور ایام برآن وارد آمده است خیلی بهتر از ین مقاله مختصر بتواند سرگذشت انیس را بیان کند وثبات قدم این نامۀ ملی را درراه تحقق بخشیدن به دوآرزوی موسس مرحوم آن یعنی تایید وحدت ونهضت ملی درطی چهل سال نشان بدهد.

 

+++++++

 

 

 

حلیل سوات

روش اس دبلیو اُتی که در فارسی با نام تحلیل سوات هم شناخته می‌شود یکی از ابزارهای برنامه ریزی استراتژیک است که برای ارزیابی وضعیت داخلی و خارجی یک سازمان استفاده می‌شود. اس دبلیواُتی در انگلیسی حروف اول کلمات قوت (Strength)، ضعف (Weakness)، فرصت (Opportunity) و تهدید(Threat) است. از این روش علاوه بر برنامه ریزی راهبردی بطور کلی در تحلیل وضعیت سازمان‌ها استفاده می‌شود. در واقع این تحلیل را باید ابزاری کارآمد برای شناسایی شرایط محیطی و توانایی درونی سازمان بدانیم، پایه و اساس این ابزار کارآمد در مدیریت استراتژیک و همین‌طور بازاریابی است. این تحلیل را علاوه بر SWOT در برخی متون به صورت TOWS نیز آورده‌اند.[۱]

 

این تکنیک اولین بار همان‌طور که از محتوای آن مشخص است در سیستم‌های نظامی و سپس در مدیریت صنایع و کارخانه‌ها به کار برده می‌شد و کم‌کم از سال ۱۹۹۰ وارد سیستم‌های مدیریتی وبرنامه‌ریزی شد. مهمترین ویژگی سوآت این است که می‌توان بدون نیاز به تحلیل‌های کمّی و محاسبات ریاضیاتی به تحلیل داده‌ها و تدوین راهبرد پرداخت درحالیکه سایر روشها و تحلیل‌ها نیاز به آمار و اطلاعات کمّی و همچنین فرمولهای پیچیده ریاضی دارند. این تکنیک به سادگی و با استفاده از روشهای کیفی امکان استفاده از یافته‌ها و اطلاعات را فراهم می‌سازد.[۲]

 

در برنامه‌ریزی راهبردی، به ترتیب چشم انداز، رسالت، اهداف، راهبردها، عناوین برنامه‌ها و فعالیت‌ها برای سازمان یا تشکل مورد نظر تعریف می‌گردد. چشم انداز و رسالت بر مبنای نظر بالاترین مرجع تصمیم گیر (که می‌توان اساسنامه مصوب مجمع عمومی در نظر گرفت) تعیین می‌شود. اهداف نیز بر اساس رسالت تعیین شده مشخص می‌شود. درواقع رسالت یا مأموریت، وظایف کلی و دور نمای فعالیتهای تشکل را مشخص می‌کند و اهداف، مسیرهای رسیدن به این رسالت می‌باشد. برای تعیین راهبردها، ابتدا نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها با نگاهی به فضای داخلی و عوامل بیرونی بررسی می‌شود که بر مبنای آن و با استفاده از ماتریس SWOT، راهبردها استخراج می‌شود: SWOT.JPG هر راهبرد در زیر مجموعه یکی از اهداف، روش رسیدن به هدف را مشخص می‌سازد. شناسایی ذی‌نفع‌های درونی و بیرونی نیز به شناسایی عوامل کمک می‌نماید. پس از آن برای رسیدن به هر راهبرد، برنامه‌هایی مشخص می‌شود که لازم است زمانبندی و بودجه گذاری آنها نیز انجام شود.

 

این راهبرد مربوط به وضعیت داخلی سازمان است و نقاط مثبت (توان و نقاط قوت) آن را ارزیابی می‌کند.

این راهبرد می‌تواند یک حالت هم‌افزایی در سازمان ایجاد کند. هر شرکتی مایل است در این موقعیت قرار داشته باشد تا بتواند با بهره‌گیری از توانمندی‌ها، استفاده از فرصت‌ها را به حداکثر برساند. (گردهمایی‌ها و ارائه تجارب موفق، همچنین طراحی دوره‌های آموزشی مانند مدیریت دانش، سازمان‌های یادگیرنده و غیره می‌تواند در این زمینه سودمند باشد)

 

این راهبرد مربوط به وضعیت داخلی سازمان است و نقاط منفی (ضعفهای) آن را ارزیابی می‌کند.

هدف دومین راهبرد، کاهش نقاط ضعف و افزایش فرصت‌هاست. گاه شرکت‌ها به دلیل برخورداری از ضعف‌های اساسی، امکان استفاده از فرصت‌های به دست آمده را ندارند، لذا طراحی دوره‌های آموزشی به منظور از بین بردن نقاط ضعف می‌تواند شرکت را در استفاده از فرصت‌ها توانمند کند.

 

این راهبرد مربوط به وضعیت خارجی سازمان است و نقاط مثبت (فرصتهای) آن را در ارتباط با بیرون ارزیابی می‌کند. این راهبرد براساس توانمندی شرکت در مقابل تهدیدات بنا شده‌است و هدف آن افزایش توانمندی‌های موجود و کاهش تهدیدات با طراحی دوره‌های آموزشی است.

 

این راهبرد مربوط به وضعیت خارجی سازمان است و نقاط منفی (تهدیدات پیش روی) آن را در ارتباط با بیرون ارزیابی می‌کند. هدف این راهبرد، کاهش تهدیدها تا حد امکان است. شرکتی که در معرض ورشکستگی قرار دارد می‌تواند با برگزاری دوره‌هایی مانند مدیریت راهبردی و ... از راهبردهای گوناگونی مانند انحلال، ادغام و تلاش برای بقا استفاده کند.

به منظور درک بهتر این روش، مثال زیر ارائه می‌شود. در این کار-فهرست) به تفکیک نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدات یک شرکت سوالاتی مطرح شده‌است:

الف - نقاط قوت بالقوه

  • قابلیت تولید
  • مهارت‌های بازاریابی خوب
  • مهارت‌های مربوط به تحقیق و توسعه
  • قابلیت و توانایی سیستم‌های اطلاعاتی
  • منابع انسانی
  • نام معروف و خوش نامی
  • ساختار سازمانی مناسب
  • توانایی مدیریت بر تغییرات استراتژیک

ب - نقاط ضعف بالقوه

  • بالا بودن قیمت تمام شده
  • نزول نوآوری
  • ضعف بازاریابی
  • کافی نبودن سیستم‌های اطلاعاتی
  • عدم کفایت منابع انسانی
  • عدم خوشنامی
  • تعارض بین واحدهای مختلف
  • نامناسب بودن ساختار سازمانی

ج - فرصت‌های بالقوه

  • نگاه به بازارهای دست نخورده جدید
  • توسعه فیزیکی بازار
  • کاربرد مهارت‌های تحقیق و توسعه
  • ورود به اقلام جدید تولید و بازار

د - تهدیدات بالقوه

  • افزایش رقابت داخلی
  • افزایش رقابت خارجی
  • تغییر سلایق مشتری
  • وجود موانع ورود به بازار
  • افزایش وجود کالاهای جایگزین