لذت واقعي

ميدانم كه مخاطب اين نوشته من، مانند من انواع لذت ها را تجربه كرده است. مانند لذت شيريني، تلخي، تندي، نمكي و حتا بي نمكي را.

آدمي نسبت به اين لذت ها با در نظر داشت معيار و ميزان نياز ديد متفاوت و تجارب مختلف دارد، وقتيكه وجود ما نياز به شيريني داشته باشد فكر ميكنم، همه لذت، مصرف شيريني است، اما وقتيكه نياز اشباع شد بعد از آن به مصرف تلخي و نمكي اشتها ها تحريك ميگردد.

بعد از اشباع شدن اين همه لذتها، ما نيازمند تجربه كردن پديده هاي بي لذت ميشويم.

فرضاً به مصرف آب اشتها پيدا ميكنيم، اين اقدام در واقع بعد از اشباع لذتها در وجود ما پيدا مي شود.

لذا لذيذ ترين احساس لذت در ميان پديده هاي است كه، در واقع لذت ندارند. مانند آب. و يا در روابط اجتماعي ما از اثرگذار روابط دوستان تند رو و افراطي، اعتدال پسند خود دير يا زود خسته ميشويم، و بالاخره محتاج به دوستي اشخاص مي شويم كه در روند زنده گي از مسير افراطيت و سستي گذشته و در واقع مسير مشخص به جز اعتدال در مناسبات اخلاقي و معاشرتي خود ندارند.