دریغ
دریغ
اندرین وادی ماتم زدگان در د تنید است
از بن مهد ا لی مرکب تابوت شهید است
شش جهت موج غم و غصه هیها هو دارد
در رگ شاه وگدا درد رسید ه است
منبر از فاجعه سر شار شده می بینی
راستی زخمی شده سخت خمیده است
رفت در معرکه بیهوده هستی و خرد
زندگی درد و عبث ، نیست امید ی اینجا
حالیا زخمه بزن دیو در این بزم سیاه
بهر شیطان و ستم پیشه خوش عید است
عدل ومردی و حیا دوش از این صحنه برفت
فتنه در راه بود فصل جدید است دریغ
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 9:45 توسط سیرو س احمد بد خشا نی
|