دریغ

اندرین وادی ماتم زدگان در د تنید است 

از بن مهد ا لی مرکب تابوت شهید است

 شش جهت موج غم و غصه هیها هو دارد

در رگ شاه وگدا درد رسید ه است

 منبر از فاجعه سر شار شده می بینی

راستی زخمی شده سخت خمیده است

رفت در معرکه بیهوده هستی و خرد

زندگی درد و عبث ، نیست امید ی اینجا

حالیا زخمه بزن دیو در این بزم سیاه

بهر شیطان و ستم پیشه خوش عید است

  عدل ومردی و حیا دوش از این صحنه برفت

فتنه در راه بود فصل جدید است دریغ