فلسفه روزه

هر حكم الهي بر مبناي منافعي كه دارد، و اجب الاستيفا و هر نهي شرعي بر مبناي اضرار طبيعي كه دارد،‌ واجب الا حتراز است.

روزه از زمرة احكام الهي است كه در متن و بطن خود، حامل منافع براي تربيت، تزكيه و تصفيه ظاهر و باطن ميباشد.

خداوند(ج) به انجام عبادات و اجراي فرايض ما نياز ندارد،‌اما با اين آزمون ميزان انقياد، اطاعت و وابستگي ما را در برابر لطفي كه به ما اعطا كرده محك ميزند.

مسلماً اگر همين آزمونهاي دنيوي و اخروي وجود نميداشت، شيرازة نظام كاينات با نوعي باعدالتي رو به رو مي شد.

لذا خداوند(ج) به علم قديم خود،‌پديده ها را متعارض خلق كرد، تا سياهي از سپيدي با انجام عمل نيك تفكيك گردد.

روزه از زمرة فرايض است كه، مسلمانان با اجراي آن از انحراف و زياده روي راه خود را مجزا كرده و باتسليم، طاعت و تصفيه باطن گره ميزند.

مسلمانان كه، صاحب بضاعت و استطاعت مالي اند، وقتيكه مامور به اجراي گرفتن روزه مي شوند، از ميزان فقر،‌گرسنه گي و مشكلهاي ‌سايرمسلمانان مطلع مي شوند.

و به اين وسيله روحيه اشفاق، همنو عدوستي و استرحام آنان تقويت يافته و تكليف شرعي خود را دربرابر برادران خود با تلقي و تعريف نو تجديد ميكنند.

با وجود چنين محسنات كه روزه در محتواي حكمي خود دارد، هستند گروه ها و جريانهايي كه به نام اسلام به قتل، اختطاف و دهشت افگني مبادرت كرده و به اين وسيله تعريف وارونه از ارزش هاي اسلامي ميدهند.

اميد با تعمق در اصل مرصوص اسلام مسلمانها به فلسفه دين و روزه مبادرت كرده و در ماه مبارك صيام از قتل مردم غير نظامي احتراز نمايند.

زيرا مردم افغانستان تا هنوز به ها با ابزار ساختن دين به اغوا و انحراف مردم مبادرتعنوانهاي مختلف تحت شكنجه و فشار بوده و برخي جريان  ميكنند.