در بدخشان چه خبر است ؟!  

در بدخشان خبر زیاد است ،‌از زمره چمباته زدن صنادید بیسواد و بیکار در نفس خود جدی ترین رویداد است تو جه افکار عامه را به خود معطوف کرده است . از رئیس معارف شروع تا شهردار و سایر دوستان گر مابه و گلستانی ما هر کدام به نوبه خود با پیوند گونه گون که با من دارند ،‌ همه عامل مشکلات کنونی بد خشا ن اند . یکی برای یک روز هم درب مدرسه را دق البا ب نکرده ،‌یکی به استمداد و استعانت فلان پیشوا جنتی به یک تصدی دست یافته، و یکی هم اگر تحصیل و آموزش دارد ،‌آموزش و تحصیلش تبانی نزدیک با اشتغالش ندارد.و یک مظلومک دیگر برای انجام لایحه وظایفش انرژی فعال نداشته و در حالت خلسه با نوعی تهوع رو در روست. انچه که در بدخشان اتفاق افتاده نخستین رویداد نیست ، و نخستین بار نسیت که دها زن بیوه و دها کودک به بهانه جرمی که مرتکبش نه شده اند شلاق وقنداق میخورند. اگر این مسوولا ن غیر مسوول دراریکه قدرت دولتی در بدخشان متکی باشند ، بد خشان باید ضجه شدیدتر بکشد و سنگینتر بار شداید شکستهای پیاپی را تجربه کند . زیرا در بدخشان قحط الرجال است ،‌و این رجالهای که دعوائی رجولیت دارند ،وابسته به ایستگاه های ویژه .... اند . وباید باشند که باشند تا شاهد قربانی باشند.