سه ونیم دهه است ، در افغانستان بمب ، ترو تیل ، انفجار ، و خاکستر بذر میشود  ، و متواتر بهای آنرا درد ،محرومیت  ورنج و مهاجرت طوغ ، طغیان ، انزجار ، بیوه و یتم درو میکنم.

فرهنگ گرایش به افراطیت در دید دل روشنفکر ، پیشوامذهبی ، وسایر صنوف جا معه ما به شدت نهادینه شده و فن مدرا و مدیریت اخلاق و تدبیر را فراموش کرده ایم .

فرهنگ بی اعتمادی ،خشم و ار ائیه واکنش تند متقابل در ضمیر ما به مثابه پلید ترین عنصر ریشه دوانیده و مانند اپیدمی مزمن به نسلهای اینده در حا ل انتقال است.

 ریأ دو روی ، بی تفاوتی شیرازه تعادل و اقعبینی مارا بیمار ساخته بهترین لذت برای ما دادن ارجیحیت به منافع پوچ وپست شخصی نسبت به منافع محترم اجتماعیست.

به آنچه میدانیم عاشقیم با وجودیکه حقیقت نیست ، اما با آنچه که نمیدانیم اما حقیقت است نفر ت و خصومت داریم ، در میان این همه آسیبها اگر ما با نگاه عقلانی مشکلات خود را درک نکنیم ، ظهور پیامبر ی از سنخ محمد "ص" مفکر از سنخ مولوی و فداکار ی از سنخ حسنک خردمند برای هد ایت عقل ما ، درزمانه ما ممکن نیست.

بیاید بیش از ساختن جامعه مدنی خرد و عقلانیت خود را برای همدیگر پذیر ی  آماده بسازیم . زیرا نرد بان نخست یک جا معه خرد مدار و مدنی تولید اندیشه و عقلانیت خرد مندانه از جانب افکار عمومی است .