یا د ی از یک خا طره سر نو شت سا ز
یا د ی از یک خا طره سر نو شت سا ز
صنف یک مد رسه بو د م بر مبنا ی غریزه ، شو خ ، آدم آزار، و نا را م بو دم , یک رو ز پیش از همه شا گردا ن با پسر کا کا یم {داراب}از مد رسه گر یختم ومنظو رم از گریز رفتن برا ی شنا ورزی بود .
متاسفانه تا هنوز فن شنا ورز ی را نیا موخته بو دم، اما شیفته شنا ورز ی بو دم ، در سیصد متر مد رسه رو د خا نه قشنگ ،سر شا ر از خشم و شد ت جر یا ن دا شت و گذشتگان ما، کوف آبش نا م گذا شته بو دند .
کو ف با وجود زیبا ی ، مستی ، همیشه سرو د هستی را با لحن دلنشین تر نم میکرد . اکثر شبها ی تا بستا ن در پهلو ی این رود خا نه میخوا بید یم و تا با مداد برا ی ما سرود زیر و بم تر نم میکرد.
تا اکنون سرو د ها ی که کو ف آب برا یم زمزمه کر ده است در گو شم گورا ، دلنیش و دارا ی مفا هیم شا عرا نه اند ، میتر سم اگر به تر جمه و تحشی آنها مبا درت کنم، ما نند سرو د ها ی تا گو ر که به در ی تر جمه شد ه اند بی معنا نشوند ، بگزا ر برا ی همیش صدا ی تر نم در رود خا نه مست کو ف آب بی تر جمه جر یا ن دا شته با شد.
و بر میگرد م بر سر اصل مو ضو ع : همینکه در نزد یک رو د خا نه رسیده پیرا هنم را
از سر کشیده و دا خل آ ب شد م و آب با حر ص بی سا بقه مرا به درو ن خو د کشید ، با شد ت دست پا زدم بیرو نم کرد ، و مو ج رود خا نه دو با ره پا یم را به شد ت پایا ن کشید و مرا تا بستر ریگها که در دل در یا بو دند پایا نتر کشید ، دو با ره با شد ت بیشتر تقلا کرد م و قتی که بیرو ن شد م در لب رو د خا نه بود م و دید م زند گی جریا ن دارد .
فردا دو با ره به تنها ی به رو د خا نه رفتم ، اما ورزش شنا ورزی را بلد شد ه بو دم ، البته بعد از دو با ر بعد از اسا رت و شکنجه مو ج.
بلی به شها دت همه همبا زی ها یم من در آن رو ز گار در ورزش شنا از بهتر ینها بودم .
نهنگی بچه خود را چو خو ش گفت
به دین ما حرا م آمد کرا نه
به مو ج آو یز از سا حل بپر هیز
همه در یا ست ما را آشیا نه