برادر جا ن بد خشا ن است اینجا

سخن گفتن نه آسا ن است اینجا

بد خشا ن مرد م با هو ش دارد

بد خشا نی دو لب ده گو ش دارد

بد خشا ن  تند یس پر درد دارد

گلو یش آه ،درد ی سرد دارد

بد خشا ن خسته و اند وهنا کست

شکسته قا متش چون شا خ تا ک است

سیاست بر جبینش خط کشیده

عقل از فکر دانا یش رمیده

سیا ست با زی را کرد ه است پیشه

زده است بر فر ق خود با ضرب تیشه

به حرف مفت در دنیا بو د پیش

زبا نش تند تر از ضر بت نیش