تعريف مديريت:
تعريف مديريت:
واژه مدير عربي و اسم فاعل بوده و معنايي تحت الفظي آن اداره كننده است، اما در اسلوب سازماني مديركسي است كه مسؤوليت عملكرد تيم خود را به دوش دارد.
اما مديريت پروسه انجام دادن كار ها به صورت اثر بخش و كارأ به وسيله دگران است، در واقع مديريت فعاليت است كه به صورت منظم جهت تحقق اهداف معين و از طريق روابط منطقي ميان منابع موجود در داخل سازمان صورت ميگيرد.لذا تفاوت مديريت و مدير آن است كه، مدير مسؤوليت عملكرد يك تيم مشخص را بدوش داشته، اما مديريت در سطح سازمان به صورت عامتر برنامه و پلان ها را بوسيله دگران طوري كه اثري بخش آن مشهور باشد، تطبيق مي كنيد.
وظايف مديريت:
در سطح يك سازمان مهمترين كار را مديران انجام ميدهند، موفقيت، توانايي و پيشرفت هر سازمان به تعميم، دانش، انرژي و شناخت مدير از سطح سازمان مربوط مي شود.
لذا جهت تحقق ستراتيژي تطبیق پلان مدير مكلف به اجرا برنامه و تطبيق هاي زير است:
1- برنامه ريزي
2- سازماندهي
3- رهبري
4- استخدام
5- كنترول
برنامه ريزي چيست؟
برنامه هاي كه توسط مديران عالي تدوين، طرح و تنظيم مي شوند، به صورت كلي اند، اما مديران با توجه به تخصص، تجربه و شناخت كه از تونانايي افراد سازمان دارند، روشهاي رسيدن به هدف را مشخص مي سازند.
بانگرش به نكات بالا در برنامه ريزي اهداف تعين شده، وجهت تحقق، هدف موثر ترين روشهاي دستيابي به آنها به كارمندان آگاهي داده مي شود.
سازماندهي:
ميزان قدرت، تخصص و انگيزه كارمندان براي مديران مدبر تعريف روشن دارد، لذا يكي از اولويت هاي مهم مديريت آن است، تا جهت تنظيم كار ها ميان كار كنان با دقت اجرا آت نموده، كارمندان را مامور به اجرا كاري نمايد كه توانايي تطبيق آنرا دارند.
رهبري:
همانطوري كه از تعريف رهبري پيدا است، در واقع رهبري پروسه، تاثير گذاري و اعمال نفوذ برفعاليت دگران است.
رهبران موفق افزون بر اعمال نفوذ و تاثير گذاري معنوعي امور را طوري تنظيم، تقسيم و سرعت مي بخشند كه، باعث ايجاد انگيزه در ميان كارمندان شده، و آنها با شوق و اعتماد به نقس در راستايي تحقق اهداف مساعي نمايند.
اگر پروسه رهبري بتأسي از شناخت، عقلانيت، واقعبيني هدايت نگردد، دست يابي به اهداف دشوار بوده، ممكن است مدير در داخل سازمان با مشكلات گونه گون رو در رو شود.
استخدام:
در گرايشهاي مديريتي به سبك مدرن عمده ترين مولفة كه، باعث پيشرفت پيروزي و خلاقيت دريك سازمان مي شود، توصل به روند، استخدام بتأسي از يك نياز سنجي در بدنه سازمان است.
اگر در هنگام استخدام مدير به شناخت افراد تخصص، با انرژي و با انگيزه موفق نگردد،پروسه دستايابي به اهداف با مشكلات گونه گون رو در رو مي شود. انتخاب افراد مناسب براي تصدي مورد نظر مهم ترين عامل استواري وقدرت سازمان شمرده مي شود.
كنترول:
يكي از واژه هاي كه در اداره عامه افغانستان بسيار استهلاك مي شود، كنترول است، اما متأسفانه كيفيت كنترول با وجود استهلاك و استفاده فراوان بسيار پايان بوده، و اين مقوله به معنايي واقعي كار برد نيافته است. لذا مديران جهت مقايسه فعاليت ها با استندرد ها بايد به اصل كنترول وقع گذاشته و در جهت كيفيت بالاي كار هفته وار، ماهوار و ساليانه مناسب با خصوصيت برنامه و هدف روند كار را كنترول نمايند .¡