سا ل ها ی 1346 تا سا ل 1357 در افغانستا ن سا ل ها ی خطر ، حذ ر و نظر بود ؛ در این سال ها جا معه مجا ل انرا یا فته بود ،تا منا سبا ت درو نی خو د را حد اقل با کشور ها ی همسا یه با نظر مقاسیوی نگا ه کند ، و در این نگا ه حد اقل به این رو یداد پی ببرد که انگیزه شو ر بختی مر د م در گرو چه هنجا رها ییست.

اما جوء، رعب نه تنها در محیطی پیرا مونی ما بسا ط دا شت ، بل فر هنگ رعب افر ینی در کا نو ن خا نوا ده حضو ر سنتی و مر مو ز دا شت .

در کلبه دو دی و بی رو زن که من چا نس تو لد را یا فته بود م ما در م از سن سه سال گی شب هنگا م برا ی آنکه با شتا ب در بستر بخوابم ، برا یم افسا نه میگفت .

پیا م این افسا نه ها باهمه شیوا ی و شر ینی که دا شت بیشتر با عنا صر تر س و تهدید که در تدا وم رویداد ها ، انوا ع دیو ها پر یها و ومو جو دا ت اسطو ره یی دگر نقش دا شتند تو جه مرا به ژرفا یی رودیداد می کشاند .

اما شگفتی رویداد ها در این مفهو م نهفته بو د ، که در برابر این همه مو جو دا ت خبیث و مفتن پو زیشن ها ی قهر مان و ضد سیا هی پر چم رو در رو شدن را همیشه بد و ش و در نها یت نیرو ها ی اهر یمنی شکسته می شد ند .

شک نست که بن ما یه شخصیت من و ما از چنین رو یداد ها شکل میگیر د، و نقش این نو ع تلقیا ت و تلقینا ت از با ب گهوا ره وا رد و تا هنگا مه گشود ن با ب گو ر با ما ست .

تا ثیر تلقین :

افزو ن بر این تا ثیرا ت ،در این کلبه دو دی در حدو د صد عوان کتاب که مهم تر ین انها مثنو ی ، سعدی ، خیا م ، حا فظ نا در المعرا ج قصص الا انبیا ، هفت او رنگ جا می و چند کتا ب عر بی ما نند فرأ یض ، فتوا ی عا لمگیر ی شرح جا می ، عجا یب الطبقا ت، صحیح البخا ری و جلا لین بود در دا خل صندو ق چو بی پد رم با چند ورق نسب نا مه اجدا ش غیر مر تب افتا ده بو د .

هر کتا ب فا ر سی را که در صند وق بو د حد اقل دو سه با ر خوان د ه بو دم و تا هنو ز هم قصه ها ی امیر همزه ، و ر قه و گلشا ه در ذهن و ضمیرم حضو ر پر رنگ دا رند .

اکنون چهل و هفت سا ل از ان زما ن گذشته و در هنگا م آمو زش در مد رسه و

دا نشگا ه و خد مت در بخش نظا می و ملکی مو فق به خواند ن کتا ب ها ی رما ن ؛

نا ول ، فلسفه،اد بیا ت ، تا ریخ مبا نی علوم نظا می ، مدیر ت و بعدا ژو نا لیزم شد م .

اما محتوا ی تلقینا ت را که از ما درم یا د گر فتم بد ون مبا لغه در جهت سا ختن آینده و زند گی به من کمک بسیا ر کرد .

و فشرد ه درس ما درم مقا بله با تر س و مبار زه به هر نو ع تهدید بود ، زیرا در اسطو ره ها ی که ما در م میگفت در نها یت همه تر فند دیو ها و پری ها شکسته می شد

وپیر و زی ملکیت اصلی انها ی بو د که به حقیقت با ور و برای تو فیق وا قیعت تلا ش داشتند .