ما در
امرو ز با ز خسته و بیما ر دید مت
سر شا ر از شکست و المبا ر دید مت
پا سخ نگفته ای تو هنوز پر سش مرا
اند ر سکو ت سرد غمین سا ر دید مت
ما در ! کنون که عزم سفر کرد ه ای به پیش
فکرم که با ز تر ک کنی خا نه ام همیش
ما را نمو د ه ای تو کنون خسته و پریش
را هت سپید درد نبو دت به دل چو نیش
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 7:39 توسط سیرو س احمد بد خشا نی
|