مسوولیت افغانها بعد از پایان خروج ناتو

مرحله اول واگذاری انتقال مسوولیت های امنیتی از نیرو های بین المللی به نیرو های خارجی پایان یافته است .

در ولایات که این پروسه پایان یافته وضعیت امنیتی نسبتاً نورمال بوده و نگرانی جدی در مورد بحرانی شدن اوضاع وجود ندارد .

به استثنای ولایت لغمان ، ولایات پنجشیر ، هرات ، کابل و... پیش از واگذاری انتقال مسوولیت ها با نگرانی های امنیتی رو در رو نبوده اند .

بتأسی از بررسی وضعیت ، گمانه زنی های که در مورد بدتر شدن اوضاع در گذشته پیش بینی می شد ، تا اکنون مشاهده نه شده است ، زیرا در این مناطق اوضاع تحت کنترول بوده و مخالفان دولت توانایی رو در روی مستقیم را با دولت ندارند.

مشکلات احتمالی در دور دوم :

منتقدان دولت مدعی اند که ، تا اکنون اردوی ملی واجد آموزش مسلکی

و کمبود تجهیزات جنگی مورد نیاز بوده است.

افزون بر دو فکتور فوق حمایت مردم از نیرو های امنیتی و توجه بر تقویت مورال و معنویات اردوی ملی میتواند نقش اثر گذار در تحقق امنیت داشته باشد .

زیرا تا جاییکه اوضاع نشان میدهد ، یکی از انگیزه های فرار در اردو پایان بودن مورال و معنویات اردو بوده ، برای رفع این نقیصه باید به نقش حمایتی مردم برای ارتقا مورال سربازان توجه کرد .

امروز با خروج نیروهای ناتو ، موج از دیدگاه با تلقیات متفاوت در مورد آینده افغانستان واکنش نشان میدهند . برخی واکنش ها از باب یأس و بد بینی نسبت به آینده کشور بوده ، حاکی از آغاز موج جدید بحر ان در کشور است .

اما اگر به دید واقعبینانه تر به ژرفنایی رویداد ها نگریسته شود ، منافع اکثریت جامعه ما اعم از اپوزسیون ، سازمان های سیاسی ، نهاد های مدنی درساختار نظام کنونی نهفته بوده ، و بدون شک ساختار موجود با همه معایب ومناقب که دارد، متضمن منافع اکثریت جامعه است .

اسفالت 7000 کیلومتر جاده در مناطق مختلف ، بازگشایی صد ها مدرسه در کشور ، تسریع روند هزاران پروژه بزرگ و کوچک در شهر ها و روستا ها دست آورد های اند که ، فشرده تلاش و مساعی نظام کنونی میباشد.

مسلماً در کشوری که بصورت متواتر سی سال ساختار شکنی و یرانگری را تجربه کرده باشد برای ساختار سازی و آباد سازی حد اقل نیم قرن زمان نیاز دارد .

تجارب کشور های بعد از جنگ دوم جهانی بوضاحت تاید می دارد که ، گزار بعد از جنگ یک پروسه پیچیده بوده و ملت های هشیار وطندوست و مومن به منافع ملی در جهت تامین امنیت توسعه ثبات و ایجاد ساختار های استندرد نقش پیشگام داشته اند .

                   با این موضوع چگونه برخورد کنیم !

در کشور های بعد از جنگ مردم معمولاً با روحیه شک ، بدبینی وظن با رویداد های جاری برخورد میکنند.

چون در فرایند جنگ شیرازه اعتماد روانی متشدد گردیده ، از جهت هدایت وشناخت رویداد ها با نوعی روحیه تهاجمی و تعرضی بیشتر مردم رو در رو میشوند . اگر اقدامات یکماه اخیر برخی نهاد های مدنی مانند پارلمان با نگاه عمیق حلاجی گردد ، کنش ها و واکنش ها در نهایت خون گرمی اتخاذ شده ، و کمتر بر محور منافع علیا تمرکز شده است .

علی ای حال : در شرایط گذار از دوران جنگ ؛ باید در برابر رویداد ها افق و زوایه شناخت خود را به شگرد عقلانی تر باز کرده و روند و فرایند رویداد ها را در آینده دورتر مورد ارزیابی قراردهیم .

زیرا تفاهم شتابزده گذشته از یک سو شیرازه اعتماد ملی  را به شدت ویران کرده و از جانبی با هزاران مصیبت نا خواسته ما را رو در رو کرده است .

ایمان به اصل عقلانیت ، احترام به منافع دگران و گذشتن از سر منافع کوچک میتواند ، مسیر های روشن تری را برای فردا ما باز کند .

اما نهایت تحجر اندیشی ، ودگماتیک فکر کردن همانطوریکه در گذشته بر دوش ما اسیب و ذیان وارد  کرده در آینده همان تجربه تلخ را برای ما ارمغان میدهد.