فرهنگ درجهت تامين روابط ونزديكي انسان هانقش برجسته دارد،فرهنگ مي تواند،ميان انسان هامولفه اعتماد،تفاهم وهم دگرپزيري رابه وجودبياورد.

جامعه شناسان نقش فرهنگ رادرجهت رشد جامعه عقب مانده موثردانسته واعتقادبه خرافات راُانگيزه اي عقب مانده گي جوامع ميدانند.

نقش فرهنگ عقب مانده:

1-واردكردن آسيب به منافع

2-تضعيف روابط

اسيري بودن اوهام

3-ايجادفضاي بي باوري ميان پسران ودختران

4-بي تفاوتي

5-ثابت بودن زمان

6-اسيرطبيعت بودن

7-مخالفت باتغيیر

8-قدرت تخريب  

9-جلوگيري ازرشدشعور

10-        مخالفت باعقلانيت عدم احساس مئسووليت

 اين مشكلات ازكجاسرچشمه گرفته اند؟

دربرخي كشورها؛مانند:انگلستان فرهنگ سنتي آهسته ،آهسته باتعديل وتصحيح درم درقانون مدغم شد.

كامن لا                 نظام قبيلوي ‹com  monlaw›

درافغانستان عرف وسنت هاسينه به سينه انتقال نموده ودرحل منازعات ،افراد‹جرگه چي›ازآن استفاد میكنند.

يكي ازكاستیهاي اين فرهنگ آن است كه ،پا به پاي تمدن وتغيیرات رشدرانيافته ،وفقط به صورت شفاهي ازيك نسل به نسل دگربابرداشت ثابت ماهيت خودراحفظ كرده است.

امادرانگلستان چنين دیدگاه های  هاي قبليوي ازازطريق محاكم درقانون مدغم گرديده است . فرهنگ سنتي تقريباًمانندقواعداخلاقي درجامعه مويدات وجداني دارد،درصورت كه به آن بهاواهميت داده شود، آهسته،آهسته وجدان عمومي درباره يك رويدادبد بين ميگردد.

اماقواعدحقوقي مويدات ضمانت اجراي داشته وقوه قضايه مامورتطبيق آن ميباشد.

مشخصات فرهنگ رشديافته:

1-زمينه براي رشدشعورعموم مردم مساعدميشود.

2-جامعه وافرادآن توانايي تحمل وديدگاه طرف مقابل راپيدامي كند.

3-پلوراليزم" كثرت گراي "ترويج ميابد.

4-زمينه براي تهديدقدرت غيرمشروع مساعدميشود.

5-آزادي فردي تامين ميشود.

6-عقلانيت جاي تك محوري وتك تصمیمی راميگردد.

7-انسان دوستي ترويج ميابد. .

8-روحيه مشاركت دراموربالاميرود.

9- روحيه مئسووليت پذيري پيداميشود.

   10- ابتكارپذيرش تغيیرمساعد ميكردد.

   11- حقوق سايرانسان هابرسميت شناخته ميشود.

   12- انعطاف پذيري جاگزين تگ محوري ميشود.

   13- روحيه همدگر فهمی درميان مردم بالاميرود.

   14- قدرت مسووليت پذیري رشدميابد.

   15- سازمان ازشراستتيك انديشي نجات يافته ومتحرك بودن جاي آنراميگیرد.