به بها نه یی معر فی کتا ب

بهایی برای معرفی کتاب

به گفتة دانشمندان امروز، دنیا از اسلام؛ سه نوع تعریف دریافته است، اسلام سنتی، اسلام رادیکال و اسلام که حوزه نگرشش به عقلانیت و مدارا،استوار است.

درکشورهای که مدرنیته تا هنوز دق الباب نکرده است، ارزشهای اسلام سنتی با همان اسنتباط کلاسیک باقی مانده است.

اما درعصر جنگ سرد، قطب بندی های امپریالیزم و سوسیالیزم دنیا شاهد تولد سازمانهایی ،با گرایش های رادیکال بود.

این سازمان ها که در واقع متأثر از دید و قرائت از دین بتأسی دیدگا های دانشمندانی مانند: مرحوم سیدقطب و حسن البنأ بود در خارومیانه در نیم قرن گذشته شکل گرفته، اما توسط حکومات بر سراقتدار به شدت سرکوب شدند.

با وجود آنکه بیشتر از نیم قرن از مشکل فلسطین گذشت این سازمانها با توجه به دشواریهای سیاسی نتوانستند در قبال مسایل جهان اسلام موقف واحد بیابند.

اما با اشغال افغانستان توسط شوروی و طرح و پالیسی های کوتاه مدت غرب این فرصت برابر شد، تا سازمانهای اسلامی، اعم از اسلام گرایان سنتی، رادیکال ها و آنهاییکه از دین قرائت عقلایی داشتند، در معرکه دفاع از افغانستان موقف واحد اتخاذ کنند.

متأسفانه بهر بهانه یی که بود، بعد از پیروزی جهاد مردم افغانستان شیرازه اتحاد ها و پالیسی ها به شدت شگافته شد، و مرزبندی های نوین باعث ایجاد افتراق و اختلاف نه تنها در افغانستان و پاکستان بلکه در جهان اسلام شد.

در سال1978 سازمان القاعده با قرائت رادیکال از دین نه تنها در افغانستان زمینه گسترش اختلاف هارا چاق کرد، بلکه برخی کشورهای خاورمیانه، افریقا و حتا قفقاز درشرف تجربه کردن دیدگاه های مدرن شدند.

در این بحبوحه طیف گسترده یی از دانشمندان دنیا یی اسلام، با رودیکرد های شتابزده سازمانهایی رادیکال با نوعی نگرش هوشیارانه وعقلایی با قرائت خردمداری به تعریف و تبین این پرداختند.

دانشمندانی از جنوب آسیا، خاورمیانه مانند: محمد ارغون، نصرحامد ابوزید، علی عبدالرزاق، ابراهیم طاها، قرضاوی و علمایی از مذهب شعیه مانند: مجتهدشبستری، عبدالکریم سروش، مکارم شیرازی از نصوص دین تعبیر عقلایی که در برگیرینده  ارزشهای فقه، کلام، عرفان، فلسفه و اخلاق بود مبادرت کردند.

در افغانستان استاد شهرانی، استاد سیاف، استاد برهان الدین ربانی، استاد شیخ آیت الله محسنی و... از، زمره پیشکسوتانی بودند که از نص  دین تبین و رویکرد عقلایی داشتند.

از زمره استاد پوهاند شهرانی که بیشتر حوزه کارش با تجربیات اکادمیک منهمک شده بود، در راستای قرائت تازه وعقلایی از د ین به کارهای گسترده تر مبادرت کرد.

 استاد در زمان هجرت در پاکستان ا فزون بر آن که  مسؤولیت مدر سی را بدوش داشت، به صورت متواتر مصروف  کا ر های تحقیقی در حوزه دین بود.

ترجمه ریاض الصالحین از زمره کار های شایسته و ماندگاری است که استاد پوهاند نعمت الله شهرانی نسخه نخست آنرا در سال 1993 به آزین چاپ آراسته کرد.

با توجه به اهمیت ویژه که این کتاب داشت، استاد نه تنها به ترجمه آن اکتفا کرد، بلکه بر آن حواشی نوشت و درک مفاهیم پیچیده آنرا برای مخاطب عادی ساده، معنا بخش و روان ساخت.

از آنجا که استفاده از محتوا کتاب برای همه اصناف در افغانستان نه تنها نیاز دینی شمرده میشد، بلکه یک تکلیف اهم برای همه مسلمانها بود.

لذا استاد شهرانی با دید تعمقی کارهای گذشته یی خود را انالیز، تصحیح و تهذیب نموده و به چاپ تازه آن مبادرت کرد. چاپ جدید، افزون بر آن که در قطع و صحافت منقح، مهذب و زیباست بلکه؛ ترجمه و تحشی آن در نهایت غذوبت و شیوایی صورت گرفته است.

از آنجا که استاد در قرآن شناسی دیدگاه فنی و تخنیکی دارد، برخی احادیث را که تلمیح به آیات قرآن اند، وجوه مشترک شان را برای مخاطب عادی تبین و تعریف کرده است.

مطالعه این کتاب ارزشمند، بدون شک برای مخاطبان اعم از عوام و خواص یک نیاز معنوی و اداء تکلیفی دینی بوده مضافاً روحیه ایقاظ، ایمان و اعتماد به نفس را در ضمیر وجدان هر مسلمان تقویت میکنید.

در شرایط که  افغانستان به اصطلاح معروف در معرض تهاجم فرهنگی قرار دارد، چاپ این کتاب نه تنها خدمتی است، در راستایی بیداری و هشیاری نسل جوان بل خدمتی است در جهت شناخت مسؤولیت های دینی و اسلامی.

شک نیست که، مشاغل اداری در مصروف سازی استاد نقش خاص داشته است، اما با توجه به این حقیقت که،

او جنای پیری معنوی و تکا مل قدرت اندیشه ورزی، استاد در اوجنای پختگی و فقاهت است، امید واریم، از ثمره عقلانیت آ نها به مثابه یک دانشمند مخاطبان بهره بگیریند، و ما در آینده شاهد تولید تفکر نو از باور استاد باشیم.

طبیب حاذق

شیخ الرئيس ابو علی سینا مینگارد که طبیبی حاذق در مجلس یک از ملوک سامان به درجه محل اعتماد و موثق واقع شده بود که در خلا و ملا ومجالس رسمی  و محافل انس و حرمسرا گاه  بیگاه داخل ميشدو تمامی مخدرات سلطنت را طبا بت میکرد ونهایت خدمت پادشاه زمان محترم و مقرب بود.

 و چون د رحرمسرای شدی نبض زنان و محترمات را گرفتی وزبان و دهان آنها را دیدی وهیچگاه حرکتي که خلاف دیانت و امنیت باشد از او به عرصه ظهور نیامد ،شبي از شب ها در حرمسرا با ملک نشسته بود در آنجا ممکن نبود که هیچ نرینه قدم بگذارد چون گاه خوردن شام رسید پادشاه فرمان داد تا طعام حاضر سازند کنیزکان مشغول به آوردن طبقات اطعمه رنگا رنگ و خورش های جورا جور شدند کنیزکي خوانسالار بود که در صباحت و ملاحت مانند نداشت و بر سایر کنیزکان مهتر بود.

 چون خوان طعام از سر یک از کنیزکان گرفت خم گردید به زمین گذارد چون خواست راست گردد نتوانست همچنان دو تا بجای بماند به سبب

با دی غلیظ که در مفاصل او حادث شد و او را سخت بگرفت که دیگر نتوانست بلند شود پادشاه نهایت متغیر شد و گفت به هر قسم است فوری باید او را مداوا کنی تا بهبودی حاصل نماید.

 ولی در آن وقت هیچ تدبیر طبيعی موجود نبود که به وسایل ادویه جات رفع کند طبیب دانست که بواسطه ادویه که اینک ممکن نیست که موجود شد بهبودی حاصل نشود پس به تدابیر نفسانی پرداخت وگفت تا مقفه از سر آنماه چهره برگرفتند و موی همچون مشک او را به رخساره ای پریشان ساختند تا شاید از شرم و خجلت حرکتي نماید و آن شرمندگی سبب تولید حرارت گردد چون این کار نمودند فایده مترتب نشد .

پس طبیب به فكر شنیعتر عملی افتاد گفت تا بند زیر جامه او را باز کنند و شلوارش را فرو کشند چون بند او را باز نمودند شلوارش پائین کشیدند از کثرت حیا و شرم او را غضب و خشم دست داد و آن خشم و غضب تولید حرارت که در باطن داشت کرد چنانچه آن ریح غلیظ را تحلیل کرد و آن کنیزک در آن حین بر پای خواست و مستقیم وسلیم شد پادشاه از براعت و حذاقت آن طبیب در تعجب رفت و او را آفرین گفت و مخلع ساخت

کار

خدا هیچ کسی را دو ست ندا رد ، به استثنا ی آنها ی که توا نا ی در ک ، تجزیه و استفا ده مو ثر از فر صت ها ی زند گی را دارند .

خدا  انسا ن را برا ی ما مو ریت مهمی خلق کرد ه است ، و آن ما مو ر یت بدو ن شک کا ر هدفمند  تا ثر گزا ر ونتیجه بخش است.

کا ر ثمر بخش  افزو ن بر آنکه برا ی شخص نشا ط و معنا بخشی زند گی را پیا م

مید هد ، ضمنا اعتماد به نفس فرد نسبت به زند گی رو ز برو ز تقو یت شده و حتا

اثرا ت معنا بخش آ ن بر رو حیه سا یر نزدیکان تا ثیر گزا ر ی مثبت دارد .

کینوس{ کوف آب}

کینوس{ کوف آب}

کوهستانی بزرگ و وسیع بوده در نواحی بدخشان و سکنه و مردمان آنجا بخشونت و غلظت طبع معروف و به بی باکی و سفاکی موصوف.  زمانی امیر کمال الدین مشهور بکوتاه {کو تا ه}پای که امیری نامور و شاعری مشتهر بود از جانب خواجه ابوبکر فخرالملک موید الدوله ترمذی به حکومت کینوس منتخب گردیده . چون به مقرحکمرانی خویش که کوهستان کینوس باشد رسید و چندی با مردم آنجا معاشرت کرد از طبیعت و اخلاق نکوهیده آنها منزجر گردیده و قصیدۀ در مذمت مردم کینوس باسم خواجه ابوبکر فخرالدین الملک موید الدوله برشته نظم در آورد که مطلع واوایلش اینست .

                        هیهات ازین بیت العمل وین شغل باچندین محل

                                                            زانصاف اگرمن چرخ را ، بستایم آرددین خلل

                        هر لحظه زانبوهی مرا ، افزاید اند وهی مرا  

سودیست برکوهی مراکاندرفلک داردقلل

                        کوهی کشیده سربمه وهم اندران گم کرده ره

                                                            تاریک چون جان ازگنه، مکروه چون شخص از علل

                        گرمن نه برافسوسمی ، کی عامل وکی نوسمی

                                                            یا خاک ره کی بوسمی ، افتان و خیزان برجبل

وشرح حال با تمامی قصیده امیرکمال الدین کوتاه پای در صدر جلد چهارم این کتاب مشروحا نگارش خواهد یافت

 منبع: امان توا ریخ جلد اول صجفه ۱۲۳۹ نسخه قلمی شخصی خودم