هو یت چیست؟

در جوا مع فر ا مد رن مقو له هو یت به مثا به جد ی تر ین گفتما ن تو جه انسان ها ی پیشکسو ت را به خو د معطو ف میکند .

و در وا قع هو یت انسا ن زمینه سا ز پا یگاه و جا یگا ه انسان ها در یک جا معه فرا

مد رن شمر ده میشو د .

مسلم است که در جوا مع بد و ی و بو می ا نسا ن نسبت به مقو له هو یت نه شنا ختی داشت و نه هم در جستجو ی تعر یفی خا صی برا ی مقو له هو یت خو یشتن

بو د. اما با تو لد تو سعه و گا م گزا ری انسا ن به نر د با ن شنا خت ومد رنیزم اقوام ، ملت ها و مر دم پیشکسو ت در عر صه افر ینش مد نیت مو فق به کسب ، تعر یف و تثبیت هو یت شدند . پس هو یت چیست ؟

{ تمام دستاورد‌های خوب زندگی ما از همین سئوال آغاز می‌شود. که ما با این پرسش به دنیائی از خودآگاهی قدم می‌گذاریم و آن‌گاه که در پی پاسخ بر می‌آئیم، درخواهیم یافت که در جهان آفرینش، در این مجموعه‌ء بی‌انتها که پر از زیبا‌ترین آفریده‌هائی است که یک دنیائی از شگفتی‌ها در درون دارند، کجا ایستاده‌ایم، قبل از آن که بدانیم کیستیم، در می‌یابی که از کجا آمدیم و ارتباط ما با با طبیعت چگونه است و چه رشته‌ای ما را به او پیوند می‌دهدو در بزم دل انگیز هستی، از دست کدامین شاهد، جام برمی‌‌گیریم .
به این ترتیب، درخواهیم یافت که ما در میان هر آن چه از ازل آفریده شده است، از چه کرامتی برخورداریم .}

تعر یف هو یت:

مجموعه‏اى از خصوصیات مختلف فرد مانند ساختمان بدنى، خلق، رفتار، علایق، گرایش‏ها، توانایى‏ها و استعدادهاى وى، و برآیند این مجموعه از ویژگى‏هاى آدمى . هویت در واقع، همان شخصیت است كه مورد آگاهى درونى قرار گرفته است . احساس شخصیت را مى‏توان هویت نامید . این نكته را باید مورد دقت قرار داد كه شخصیت و هویت آدمى امرى فراتر از شخصیت و هویت مكانیكى است، هویت آدمى وابسته به عناصر بى‏شمارى است اما همه آن‏ها در پرتو نگاه و نگرش وى به خویشتن و جهان شكل مى‏گیرد، تفسیرى كه فرد از خود و هستى تولید مى‏كند سازنده هویت او خواهد بود.

از سوى دیگر، قوام هستى و شخصیت‏ به معنى دارى زندگى است، و معنى دارى حیات و چگونگى آن در سایه نگاه، نگرش و تفسیر فرد از خود و هستى و اولویت گذارى‏هاى ارزشى شكل مى‏یابد

با توجه به این تعریف، باید بر دو نكته تاكید كردِ هویت امرى عقلانى و عاطفى است و تفسیرى است‏سنجیده و قانع كننده از شخصیت و ابعاد آن و هستى و معناى زندگى . هویت از یكسو امرى درونى است و از سوى دیگر وابسته عوامل فراوان بیرونى است كه بر نگرش و تفسیر آدمى اثر مى‏گذارد.

مبتنی بر این نگر ش در دنیا ی ما اقوا م ، افرا د و ملت ها ی صا حب هو یت اند که در تدا و م زند گی از ما هیت و جو د خو یش تعر یف ، معنا و ما هیت و یژه به آیند گا ن

خو یش به ار ث گذا شته اند .

اما اقوا م ، افرا د و ملت ها ی که در فرا یند زند گی از خو د معنا ، ما هیت و نقش اثر گزا ر نگذا شته اند ، ما نند اقوا م ، افرا د و ملت ها ی بی نا م فا قد هو یت و بو می اند .

پپا مد ز یا نبا ر  چا قی

اگر جزو اين دسته افراد هستيد، عوارض پي آمده را باتأمل بيشتري بخوانيد:

نازايي:

خانم‌هاي چاق بيشتر در معرض نازايي ناشي از چاقي قرار دارند.

آرتروز:

هر قدر وزن‌تان بيش از حد معمول باشد، فشاري كه بر مفاصل، بخصوص در نواحي مفاصل پا وارد مي‌شود، بيشتر است.

نقرس:

اضافه وزن سبب افزايش اسيد اوريك در خون مي‌شود. اين اسيد با رسوب در مفاصل بخصوص در ناحيه مفاصل انگشتي پا به درد و نقرس منجر مي‌شود.

سرطان پروستات:

فشار چربي به ناحيه پروستات، مردان چاق‌ را بيش از ديگران تهديد مي‌كند.

ديسك كمر:

افزايش وزن و حجيم شدن شكم، بناچار مركز ثقل بدن را تغيير مي‌دهد. نتيجه اين تغيير فشار روي ديسك‌هاي بين مهره‌اي‌ است. فشار اين ديسك‌ها نيز به نوبه‌خود دردهاي سياتيك و ديسك كمر را به همراه خواهد آورد.

ديابت و مرض قند:

بيماري ديابت بيشتر ارثي قلمداد مي‌شود، اما در بين وارثان، چاق‌ها زودتر از ديگران مرض‌قند خود را به ارث مي‌برند!

كاهش توان سيستم ايمني:

عفونت‌هايي چون برونشيت مزمن و ذات‌الريه در افراد چاق‌ بيشتر است. پس از اعمال جراحي هم آنها ديرتر و سخت‌تر بهبود مي‌يابند.

واريس:

درصد بروز اين بيماري كه فشار به مويرگ‌ها و خونمردگي را سبب مي‌شود بين افراد چاق بيشتر است.

تصلب شرايين:

رسوب كلسترول در رگ‌ها حالت ارتجاعي آنها را از بين مي‌برد و از آنجا كه كلسترول افراد چاق بيشتر است، تصلب شرايين در اين افراد نمود بيشتري دارد.

به بها نه نبو د ما در م

 

سا ل ها ی 1346 تا سا ل 1357 در افغانستا ن سا ل ها ی خطر ، حذ ر و نظر بود ؛ در این سال ها جا معه مجا ل انرا یا فته بود ،تا منا سبا ت درو نی خو د را حد اقل با کشور ها ی همسا یه با نظر مقاسیوی نگا ه کند ، و در این نگا ه حد اقل به این رو یداد پی ببرد که انگیزه شو ر بختی مر د م در گرو چه هنجا رها ییست.

اما جوء، رعب نه تنها در محیطی پیرا مونی ما بسا ط دا شت ، بل فر هنگ رعب افر ینی در کا نو ن خا نوا ده حضو ر سنتی و مر مو ز دا شت .

در کلبه دو دی و بی رو زن که من چا نس تو لد را یا فته بود م ما در م از سن سه سال گی شب هنگا م برا ی آنکه با شتا ب در بستر بخوابم ، برا یم افسا نه میگفت .

پیا م این افسا نه ها باهمه شیوا ی و شر ینی که دا شت بیشتر با عنا صر تر س و تهدید که در تدا وم رویداد ها ، انوا ع دیو ها پر یها و ومو جو دا ت اسطو ره یی دگر نقش دا شتند تو جه مرا به ژرفا یی رودیداد می کشاند .

اما شگفتی رویداد ها در این مفهو م نهفته بو د ، که در برابر این همه مو جو دا ت خبیث و مفتن پو زیشن ها ی قهر مان و ضد سیا هی پر چم رو در رو شدن را همیشه بد و ش و در نها یت نیرو ها ی اهر یمنی شکسته می شد ند .

شک نست که بن ما یه شخصیت من و ما از چنین رو یداد ها شکل میگیر د، و نقش این نو ع تلقیا ت و تلقینا ت از با ب گهوا ره وا رد و تا هنگا مه گشود ن با ب گو ر با ما ست .

تا ثیر تلقین :

افزو ن بر این تا ثیرا ت ،در این کلبه دو دی در حدو د صد عوان کتاب که مهم تر ین انها مثنو ی ، سعدی ، خیا م ، حا فظ نا در المعرا ج قصص الا انبیا ، هفت او رنگ جا می و چند کتا ب عر بی ما نند فرأ یض ، فتوا ی عا لمگیر ی شرح جا می ، عجا یب الطبقا ت، صحیح البخا ری و جلا لین بود در دا خل صندو ق چو بی پد رم با چند ورق نسب نا مه اجدا ش غیر مر تب افتا ده بو د .

هر کتا ب فا ر سی را که در صند وق بو د حد اقل دو سه با ر خوان د ه بو دم و تا هنو ز هم قصه ها ی امیر همزه ، و ر قه و گلشا ه در ذهن و ضمیرم حضو ر پر رنگ دا رند .

اکنون چهل و هفت سا ل از ان زما ن گذشته و در هنگا م آمو زش در مد رسه و

دا نشگا ه و خد مت در بخش نظا می و ملکی مو فق به خواند ن کتا ب ها ی رما ن ؛

نا ول ، فلسفه،اد بیا ت ، تا ریخ مبا نی علوم نظا می ، مدیر ت و بعدا ژو نا لیزم شد م .

اما محتوا ی تلقینا ت را که از ما درم یا د گر فتم بد ون مبا لغه در جهت سا ختن آینده و زند گی به من کمک بسیا ر کرد .

و فشرد ه درس ما درم مقا بله با تر س و مبار زه به هر نو ع تهدید بود ، زیرا در اسطو ره ها ی که ما در م میگفت در نها یت همه تر فند دیو ها و پری ها شکسته می شد

وپیر و زی ملکیت اصلی انها ی بو د که به حقیقت با ور و برای تو فیق وا قیعت تلا ش داشتند .

به بها نه نبو د ما در م

 

سا ل ها ی 1346 تا سا ل 1357 در افغانستا ن سا ل ها ی خطر ، حذ ر  و نظر بود ؛ در این سال ها جا معه مجا ل انرا یا فته بود ،تا منا سبا ت درو نی خو د را حد اقل با کشور ها ی همسا یه با نظر مقاسیوی  نگا ه کند ، و در این نگا ه حد اقل به این رو یداد پی ببرد که انگیزه شو ر  بختی مر د م در گرو چه  هنجا رها ییست.

اما جوء، رعب نه تنها در محیطی پیرا مونی ما بسا ط دا شت ، بل فر هنگ رعب افر ینی در کا نو ن خا نوا ده حضو ر سنتی و مر مو ز دا شت .

در کلبه دو دی و بی رو زن که من چا نس تو لد را یا فته بود م ما در م از سن سه سال گی شب هنگا م برا  ی آنکه با شتا ب در بستر بخوابم ، برا یم افسا نه میگفت .

پیا م این افسا نه ها باهمه شیوا ی و شر ینی که دا شت بیشتر با عنا صر تر س و تهدید که در تدا وم رویداد ها ، انوا ع دیو ها پر یها و ومو جو دا ت اسطو ره یی دگر نقش دا شتند

تو جه مرا به ژرفا یی رودیداد می کشاند .

اما شگفتی رویداد ها در این مفهو م نهفته بو د ، که در برابر  این همه مو جو دا ت خبیث و مفتن  پو زیشن ها ی قهر مان و ضد سیا هی پر چم  رو در رو شدن را همیشه بد و ش و در نها یت نیرو ها ی اهر یمنی شکسته می شد ند .

شک نست که بن ما یه شخصیت من و ما از چنین رو یداد ها شکل میگیر د، و نقش این

نو ع تلقیا ت و تلقینا ت از با ب گهوا ره وا رد و تا هنگا مه گشود ن با ب گو ر با ما ست .

تا ثیر تلقین :

افزو ن بر این  تا ثیرا ت ،در این کلبه دو دی در حدو د صد عوان کتاب که مهم تر ین انها مثنو ی ، سعدی ، خیا م ، حا فظ نا در المعرا ج قصص الا انبیا ، هفت او رنگ جا می و چند کتا ب عر بی ما نند فرأ یض ، فتوا ی عا لمگیر ی شرح جا می  ،  عجا یب الطبقا ت، صحیح البخا ری و جلا لین بود در دا خل صنو ق چو بی پد رم با چند ورق نسب نا مه

 اجدا ش غیر مر تب افتا ده بو د .

هر کتا ب فا ر سی را که در صند ق بو د حد اقل دو سه با ر خوان د ه بو دم و تا هنو ز  هم قصه ها ی امیر همزه ، و ر قه و گلشا ه در ذهن و ضمیرم حضو ر پر  رنگ دا رند .

اکنون چهل و هفت سا ل از ان زما ن گزشته و در هنگا م امو زش در مد رسه و دا نشگا ه و و خد مت در بخش نظا می و ملکی مو فق به خواند ن کتا ب ها ی رما ن ؛ نا ول ، فلسفه،

 اد بیا ت ، تا ریخ مبا نی علوم نظا می ، مدیر ت و بعدا ژو نا لیزم شد م .

اما محتوا ی آنچه را که از ما درم یا د گر فتم بد ون مبا لغه در جهت سا ختن آینده و زند گی به من کمک بسیا ر کرد  .

و فشرد ه درس ما درم مقا بله با تر س و مبار زه به هر نو ع تهدید بود ، زیرا در اسطو ره  ها ی که ما در م میگفت در نها یت همه تر فند ها ی دیو ها و پری ها شکسته می شد و

 پیر و زی ملکیت اصلی انها ی بو د که به حقیقت با ور و برای تو فیق وا قیعت تلا ش داشتند .