توازن نياز و خلاقيت در ميان مردم افغانستان
توازن نياز و خلاقيت در ميان مردم افغانستان
محتاج
كشور هاي جرمني و جاپان پيش از آن كه، به حيث كشور هاي خلاق، پيشرو مبتكر تعريف هويت كنند، آسيب هاي دوجنگ خانمانسوز را به شدت تجربه كرده و تقريباً در هياهو بحران همه هست و بود را در قمار جنگ از دست دادند.
كشور هاي پيروز در جنگ اولي جهاني فكر ميكردند، بعد از پايان جنگ با گرفتن ابتكار نظامي و اقتصادي، براي هميشه دنيا تحت استيلا آنها قرار ميگيرد. اما برخلاف جاپان و جرمني بعد از گذشت سه دهه از بازسازي نه تنها ابتكار و خلاقيت الگو را كسب كردند، بلكه توليدات كمپني هاي جاپان و آلمان اقتصاد دنيا را متوجه تكامل روشمند خود ساخت.
شك نيست كه هر دو كشور پيش از دو جنگ كشورهاي صنعتي و صاحب اقتصاد خود كفا بودند، اما شكست شديد در جنگ و نياز به پرورش خلاقيت جدي ترين مولفة بود كه، سبب زنده شدن نياز هاي خلاق مردم جاپان و جرمني شد.در افغانستان نياز است تا از شيوه و سنخ دو كشور متذكره وام گرفته و به اين وسيله با اتكا از اين نردبان {نردبان تفكيك نياز ها}نسل كنوني را در مسير هدايت بدهيم كه از مشكلات كنوني نجات يابد .
شرايط بعد از جنگ در افغانستان:
واضح است كه، آسيب و مصدوميت فزيولوژيكي را كه مردم افغانستان در جريان جنگ ديده به هيچ وجه قابل مقايسه با جرمني و جاپان نيست.
زيرا در اثر تداوم سه دهه بحران مردم مصايب گونه گون را تجربه كرده اند. لهذا بعد از جنگ تمام گروه ها، اصناف، اقشار و آنهايي كه با نحوي از انحا آفت هاي جنگ را تجربه كرده اند، به پنج نوع تداوي ازنگاه روحي نياز دارند.
نياز هاي فيزيولوژيكي:
بدون شك فشار هاي روحي را كه مردم افغانستان تجربه كرده اند، بدتر وشديد تر از آسيب هاي فزيكي است. آسيب هاي فزيكي ممكن با گذشت زمان به صورت تدريجي تداوي شده و مردم آهسته، آهسته موفق به فراموشي درد شوند. اما آسيب هاي فزيولوژيكي در ذهن وضمير مردم به شدت تلقين شده و مردم نياز خاص به تداوي آن دارند.
نيازهاي امنيتي:
نداشتن محبت به همديگر، داشتن يكنوع حس كور و بدبينانه كه هر لحظه تحت فشار آن قرارداريم، در واقع منبعث و متأثر از مشكلات امنيتي است كه در گذشته مردم افغانستان به آن رو در رو بوده اند.ديده شده كه همسايه توسط همسايه شهروند توسط شهروند و يك تبار توسط تبار دگر به شدت تحقير ، توهين و در موارد مكرر تغذيب شده است . لهذا با وجود انكه تهديد هاي شناخته شده و تعريف شده مارا تهديد نميكند اما بصورت نا مري هميشه تحت يكنوع تهديد نا تعريف شده قرار داريم .
نياز هاي اجتماعي:
در جامعه كه ما زنده گي داريم، مجبوريم به خاطر تداوم حيات و مشاركت فعال در امور زنده گي، اثر گذاري فعال و نقش موثر داشته باشيم.
متأسفانه در زمان جنگ اين نياز نه تنها توسط روند جنگ به شدت تهديد شد بلكه شيرازه نياز هاي اجتماعي به كلي محدود و روابط اجتماعي موقف خود را به روابط تنظيمي، تباري، گروهي و سياسي داد.
اين روند باعث محروميت افغانها از درك نياز هاي اجتماعي گرديده حتا در اصول شهروندي به جاي اتكا بر روابط اجتماعي معيار راجستجو نمودند كه در كوتاه مدت متضمن منافع آنها باشد.
اساس ساختار يك جامعه مدني را روابط اخلاقي مبتني بر احترام متقابل شكل ميدهند. احترام به همنوع يك نياز متقابل است، با توجه به احترام به جانب مقابل نه تنها روحيه محبت و استرحام در ضمير ما القا ميگردد، بلكه روحيه احترام متقابل و التفات در ضمير جانب مقابل تقويت شده و اين حركت زمينه اعتماد به نفس را در ميان افراد جامعه تقويت ميكند. در جامعه كه ميان مردمش روابط اجتماعي مثبت و متقابل مودجود باشد، با مقوله هاي شك، ترس، بدبيني آشنايي ندارد.
نياز به احترام:
انسان چه پادشاه باشد يا هيزم شكن در برابر احترام ديگران روحيه خود كمتر بيني او به روحيه خود برتر بيني تبديل شده و اين امر باعث تقويت روابط اجتماعي و تاسيس محبت و التفات در ميان انسانها ميگردد.
لذا جامعه كه جنگ را عقب گذاشته مردم آن به احترام متقابل اشد نياز داشته و اين امر در كاهش بحران نقش سازنده يي دارد.
آسيب هاي ناشي از جنگ سبب شده كه، حتا شخصيت هاي حقوقي و حقيقي ما درزمان مصاحبه ها، كنفرانس هاي مطبوعاتي و نشست هاي عمومي و خصوصي حد،ادب را ناشناخته گرفته و بدون استفاده و به توهين، تحقير واستهزا ديگران مبادرت ميكنند.
در ميان ساير اصناف جامعه روحيه خشونت و تندروي رايج يافته، اكثر مردم ميخواهند، به خاطر به كرسي نشاندن نظر خود از روحيه تهديد و تحويف جانب مقابل استفاده نمايند اين اقدام در واقع نداشتن احترام به نفس خود بوده وجامعه ما نياز به احترام همديگر دارد زيرا احترام متقابل نزد بان نخستين اعتماد در جامعه بوده و توجه به اين امر باعث كاهش بحران در جامعه است.
نياز خود يابي:
حقيقت تلخ آن است كه، در يك جامعه پس از جنگ، كمتر كسي است تا به شناخت شخصيت، طرز تفكر و روابط خود موفق گردد.
آسيب هاي ناشي از جنگ در واقع انسان را از بستر تفكر مثبت و آرامش رواني دور ساخته است و اكثر انسانها ابتكار انطباق پذير خود را از شرايط از دست داده فكر ميكنند، تنها مولفه هاي قدرت، ثروت و شهرت شرايط خوش بختي او را تضمين مينمايد
ضمنا آسيب هاي رواني از نگاه فزيولوژيكي درك و قضاوت سالم او را به شدت متأثر ساخته به اصل اعتدال و ميانه روي اعتنا واعتماد ندارد.
در اين زمينه موصوص ترين اصول كه، انسان را موفق به شناخت مشكلات «نياز خوديابي» مينمايد. حديث پيامبر(ص) است. ترجمه:« كسي كه نفس خود را شناخت موفق به شناخت خدا(ج) خود ميگردد.» روي همين ملاحظات تا زماني ما خصوصيت، شخصيت، معرفت، تقوا، محبت و صداقت خود را به تعريف نگريم و در جهت مبارزه با خصوصيات منفي شخصيتي خود توانايي مقابله را نيافته ايم در واقع خود را نه شناخته ومانياز به خوديابي و خودشناسي داريم.
توانايي مردم بعد از جنگ:
همان طوري كه نياز هاي اجتماعي و فردي دريك جامعه بعد از جنگ توضيح شد، آنچه كه به حيث يك مولفة مثبت درساير كشور باعث توسعه شده، نياز هاي خلاقيت و ابتكار در ميان مردم است.
مردم كه در روند جنگ آسيب هاي مكرر، محروميت، فقر، بيكاري، بي سوادي وساير مشكلات را تجربه كرده اند، به صورت ناخود آگاه نيرو خلاقيت و ابتكار در ضمير مردم به غريزه كه به اشباع نياز دارد و مبدل ميشود.
همان طوري كه پيشتر اشاره شد، حضور نيرومند فقر، بيكاري وجنگ در جوامع مانند جاپان و جرمني باعث آن شد، تا جرمني بعد از سپري كردن مدتي بعد از جنگ نه تنها به موقف خود كفايي برسد، بلكه توسعه اقتصادي آن منحيث يك اصل الگو و نمونه در جهان اعتبار جهاني بيابد.
واضح است كه، به هر پيمانه كه يك جامعه با فقر و محروميت رو در رو گردد به همان پيمانه مميزه هاي خلاقيت و ابتكار در ايده مرد شكل يافته و در تلاش تلافي چيزي ميشوند كه يا ندارند يا از دست داده و ياهم رويا و ايده آنرا در ذهن دارد.
اما آنهاي كه در تداوم زنده گي از داشتن آسايش، شغل، امنيت و احترام مستفيد بوده اند، ديده شده است كه، بيكاري و معيشت طلبي آنها را به بن بست كشانيده و تقريباً همه ارزش ها زنده گي براي شان ناقد ارزش شده است.
در تداوم تاريخ بزرگترين تمدنها توسط گرسنگان و محرومان ساخته شده و بيشتر كساني به كار و ابتكار و خلاقانه مبادرت نموده اند كه، آيده داشتن هدفي را در ضمير پرورشداده اند.
ميان كاخ هاي مجلل مستعدترين، استعداد ها به دليل نداشتن انگيزه وهدف به بن بست رو در رو شده و زنده گي با همه شكوه و معيشتش براي شان خالي از لذت و اهميت شده است.
اما بوده اند گرسنه گاني كه، به دليل داشتن انگيزه توجه خود را در ميان اهداف معيين معطوف نموده و تعريف و تبين كه خود داشته اند، موفقيت هاي چشمگيري در مسير زنده گي آنها ظهورنموده است.
مبتني بر همين ديد خلاقيت، تگ روي در ابتكار ممكن تا يك حد معيين متأثر از ذكاو هوش سرشار باشد. اما مولفه مهمتر داشتن نيازي است كه انسان به دست آوردن آنرا هدف مهم در زنده گي پنداشته و براي كسب آن حركت ميكند.
تيزهوشي و استعداد سرشار، متضمن پيشرفت در زنده گي نيست، بلكه متضمن كسب اهداف و دستيابي به سعادت پرورش اهداف متعالي در ضمير ايده است.
باتوجه به آنچه گفته شد، مردم افغانستان در شرايط بعد از جنگ، در جستجوي كسب اهداف متعالي بوده و پيروزي ورزشكاران كشور در مسابقات جهاني مؤيد همين واقعيت است.
همه كساني كه بعد از گذشتاندن دوره جنگ در دوران آرامش نخستين، هدف را كه براي دستيابي آن تلاش ميكند، كار، تحصيل و تخصص و سبقت در امور زنده گي است.
اگر نيازهاي مردم شناخته شود، در مجموع مردم ايده تلاش، ابتكار و خلاقيت را در ذهن و ضمير داشته و در كوتاه مدمت ميخواهند به اهداف تعالي وبزرگ دست يابند.
***
هفت اصل بيل گيتس
ش
به گزارش ايسنا، اصول بيل گيتس به اين شرح است:
اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.
اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار ميرود که قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.
اصل سوم: پس از فارغالتحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوقالعاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آنکه بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.
اصل چهارم: اگر فکر ميکنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزي در رستورانها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگهاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار «يک فرصت» بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما ميرسد، ملالآور نبودند.
مو لتي ميديا
{ روز نامه نگا ري چند رسانه اي }
واژه مو لتي ميديا در روز نامه نگا ري به سبك كشور ها ي نا توسعه يافته سابقه زيادي ندارد . حتي كا ربرد اين واژه در ميان جرگه رسانه ها بكر و تا زه است .
اما در كشور ها ي پيشرفته روز نامه نگا ري به سبك مو لتي ميديا تقريبا جا افتاده و دست اند ر كاران رسانه
ها ي پر مخاطب كوشش ميكنند تا از سبك ارايه خبر به شيوه مو لتي ميديا بهره بجويند .
تا سه سال پيش وبسايت بي بي سي گاهي در صفحه فارسي خود از برخي رويداد ها ي مهم كليپ ها ي را تنظيم و براي استفاده مخا طبان خود ميگذاشت و يا هم بيا د دارم زمانيكه خانم مينه بكتاش خبر نگا ر راديو بي بي
سي با شاه سابق افغانستان مصاحبه انجام داد اين مصاحبه را در سه قسمت در ويب سايت بي بي سي تنظيم كرد.
اما شيوه كا ر در اين روز ها دگر گون شده و مسوولين رسانه ها ي پر مخا طب مانند ياهو نيوز ،نيويارك تايمزويا بي بي سي در پهلو ي هر تيتر اغلب متن مصاحبه اي زا با سوند وصدا و يا كليپ تهيه ميكنند .
رو ز نامه نگا ر به سبك مولتي ميد يا داراي ارز ش جذاب و ميمزه ها ي بهتر براي شكا ر و جذب اعتماد مخطبان بوده در ويب سايت ها زما نيكه تو جه گردد در پهلوي متن ، گرافيك و تصاوير كليپ ،صدابا كيفيت با لا استفاده شده است .
ويژه گي كار در روز نامه نگار ي به شيوه مو لتي ميديا :
يك خبر مو لتي ميد يا يا چند رسانهاي در واقع تر كيب است از متن ، گرافيك ، تصوير و سوند در ويب سايت انتر نيت ، البته به تر تيب كه هر تكه اطلا عات مكمل يك بخش و حصه دگر ان باشد.
در تنظيم خبر و گزارش خبري به شيوه مو لتي ميديا تلا ش ميشود تا از دو نوع اطلا ع كه در با ره يك واقعه واحد با شد بحث نشود .
اطلا عات كه در تصوير استفاده ميشود ، بايد در سوند نبا شد و يا اطلا عات كه در متن تنظيم ميشود با يد در صدا و تصوير نبا شد .
در جمع اوري اطلاعات به سبك مولتي ميديا بايد تصوير ،گرافيك ،متن و صدا حا مل اطلا عات جدا گانه و مر تبط با مو ضوعي باشد كه در با ره ان رو ز نا مه نگا ر ميخواهد اطلا عات خو د را تنظيم و به مخا طبان ميرساند .
مهم ترین عوامل بروز افسردگی
متخصصان سلامتی در دهه های اخیر توجه عمیقی به این اختلال روحی داشته اند و با توجه به پیشرفت آن در سالهای اخیر در بین تمام اقشار انسانها در هر رده سنی و جنسی و نژادی درصدد هستند که علت اصلی آن را کشف کنند.
به گزارش گروه ترجمه سلامت نیوز،در بسیاری از موارد یک عامل باعث بروز افسردگی نیست بلکه آمیخته ای از مسائل بیولوژی ، روحی، اتفاقات تنش زا و دلخراش در این بین موثر است.
مهم ترین دلایل بروز افسردگی عبارتند از:
1- بیولوژی: هنوز دانسته های محققان در مورد علت اصلی افسردگی کامل نیست. اما بعضی از متخصصان معتقدند که علت افسردگی ناشی از بهم خوردن تعادل مواد شیمیایی خاص در مغز است. این مواد نوروترانسفر نامیده می شود . در واقع داروهای ضدافسردگی نیز با تاثیر بر سطح این مواد باعث حفظ تعادل آنها می شوند. ارتباطات ژنتیکی نیز در این بین موثر است. اگر افسردگی در بین افراد خانواده شایع باشد احتمال ابتلای فرد به این بیماری افزایش می یابد. ابتلا به بیماریهای عمومی دیگر نیز احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد. برای مثال اگر مبتلا به حمله قلبی شوید، احتمال ابتلا به افسردگی بعد از آن65% افزایش می یابد. بیماری هایی نظیر سرطان ، بیماری قلبی، ناراحتی های تیروئیدی ، دیابت و... نیز باعث افزایش احتمال ابتلا به افسردگی است. جنسیت نیز در این بین موثر است. زنان دوبرابر بیشتر از مردان مبتلا به این بیماری می شوند. ولی دلیل این امر به درستی مشخص نیست. شاید تغییرات هورمونی متناوب در زنان یکی از فاکتورهای موثر بروز این واقعه باشد.
2- فاکتورهای روانی: مطالعات ثابت کرده که افراد بدبین بیشتر از دیگران مبتلا به افسردگی میشوند. البته این بدان معنا نیست که بهتر شدن بینش فرد باعث رفع افسردگی میشود.
3- اتفاقات تنش زا: بسیاری از افراد در موقعیت های دشوار مبتلا به افسردگی می شوند. از دست دادن یکی از افراد خانواده ، دوستان، ابتلا به بیماری جدی، طلاق و یا سایر وقایع دلخراش از جمله عوامل موثر در بروز افسردگی است.
4- داروها: بسیاری از داروهای تجویزی باعث بروز علائم افسردگی میشود. الکل و سو ء مصرف دارویی در افراد مبتلا به افسردگی شایع است و بیماری آنها را وخیم تر می کند.
بعضی افراد احساس بدیهی از دلیل ابتلا به افسردگی خود دارند. ولی برای بعضی دیگر علت مشخص نیست. آنچه لازم است بدانید این است که این بیماری تقصیر و گناه شما نیست. بلکه خدشه ای است که به شخصیت شما وارد شده است و این عارضه می تواند هرکسی را درگیر کند.
منبع: سلامت نيوز
حقیقت
بهترين مردم كساني هستيد كه اگر از آنها تعريف كرديد خجل شوند و اگر بد گفتيد سكوت كنند (جبران خليل جبران)
(سعدی شیرازی) --- هرگز حسد نبرديم ، بر منصبي و مالي – الا بر آن كه دارد ، با دلبري وصالی
احمد شاه مسعود : تا زمانی که به اندازه ی کلاهم برای من در افغانستان جا باشد،اینجا را ترک نمی کنم ... خدایش رحمت کناد
گاندي ميگويد: هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاك ميسازد:1-سياست بدون شرف 2- لذت بدون وجدان 3- پول بدون كار 4-شناخت بدون ارزشها 5- تجارت بدون اخلاق 6- دانش بدون انسانيت 7- عبادت بدون فداكاري
جان لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق ميافتد، در حالى که تو سرگرم برنامهريزيهاى ديگرى هستى.
ذهن
روش مطالعه
مهم ترين و اصلي ترين نکته در مطالعه برنامه ريزي است.روز و ساعتي که مي خواهيديک مطلب را مطالعه کنيد از قبل تعيين کنيد وبعد به سراغ کتاب برويد.
?ـزمان مطالعه تان را بين ساعت ? صبح تا ?? شب قرار دهيد و تا نيم ساعت پس از بيدار شدن از خواب نيز مطالعه نکنيد.
?ـ خود را به مکان خاصي براي مطالعه کردن محدود نکنيد سعي کنيد با تمرين کردن در همه ي مکان ها حتي مکان هاي شلوغ هم مطالعه کنيد.بهترين مکان براي مطالعه خانه است زيرا هميشه در دسترس مي باشد.
ـ ورزش کردن و داشتن تحرک جسماني در فراگيري بهتر به شما کمک مي کند روزانه حد اقل 30 دقيقه ورزش کنيد.
در مرحله اول بصورت سريع و کلي و روزنامه وار به مطالب کتاب نگاهي بيندازيد و از خود سوال کنيد. در مرحله دوم به صورت عميق و دقيق مطالب را خوانده و ضمن مطالعه نکات مهم را در آورده و آنها را بصورت طرح شبکه اي از کل به جزء سازماندهي کرده و در کاغذي يادداشت کنيد. چرا که با سازماندهي اطلاعات مطالب کتاب در مغز شما بصورت منظم هر يک درجاي خود قرار مي گيرند و بازيابي آن راحت انجام مي شود.در مرحله ي سوم کتاب را مرور کرده واز خود بپرسيد و پس از پايان مطالعه کتاب با دوستتان در باره ي مباحث آن مباحثه کنيد.
ـ پس از نيم ساعت مطالعه پنج دقيقه استراحت کنيد و به خود پاداشي بدهيد تا به مطالعه علاقه پيدا کنيد(مانند خوردن خوراکي مورد علاقه
ـ هنگامي که احساس خستگي مي کنيدمي توانيد با تنفس عميق و شل و سفت کردن اندام هايتان انرژي از دست رفته را جبران کنيد.
ـ همزمان با مطالعه کار ديگري انجام ندهيد(مانند تماشاي تلويزيون) تا تمرکز شما به حد اکثر برسد.
?ـ هميشه به يک صورت و در يک حال مطالعه نکنيد. بلکه مقداري راه برويد.مقداري روي صندلي بنشينيد و...
ـ همه جاي کتاب را مطالعه کنيد جدول ها نمودارها عکس هاو... . هيچ جاي کتاب رابدون مطالعه نگذاريد.
ـ براي فراگيري بهترمطالب را در ذهنتان بصورت زنده و مصور تجسم کنيد.
ـ برخي از مطالب درسي را بصورت داستان در بياوريد تا بهتر آنهارا درک کنيد و فراموش نکنيد.
ـ براي جلو گيري از فراموش کردن اعداد آنهارا بصورت کلمات رمز در بياوريد و حفظ کنيد .
ـ برخي از واژه هاي سخت و مشکل لاتين را به نمونه ي مشابه آن در فارسي تبديل کنيد تا راحت تر بتوانيد آن را به خاطر بسپاريد. مثلا" کلمه ي آندره مارلو(نويسنده کتاب ضد خاطرات) را مي توانيد تبديل به کلمه ي فارسي آن(( دره مال رو)) کنيد و به خاطر بسپاريد.
ـ يکي از روش هاي جلوگيري از فراموشي داده ها استفاده از گره ي مکاني است. در اين روش شما مطلب درسي را با يک مکان واقعي پيوند مي زنيد. مثلا" براي به خاطر سپردن نام ((بل)) مخترع تلفن.مي توانيد اينگونه براي خود تصوير سازي کنيد در اتاق خوابم دراز کشيده بودم که ناگهان تلفن زنگ زد.فورا" گوشي را برداشتم و دوستم بل بود که مي گفت: الو.الو صدا مياد؟
ـ برخي از درس ها را اگر بصورت آهنگين و و موسيقايي حفظ کنيد بهتر فرا مي گيريد مخصوصا" کودکان به مطالب آهنگين بيشتر علاقه نشان مي دهند.
ـ استفاده از حرف اول کلمات نيز روش مناسبي است که براي يادگيري مطالب فرار و شبيه هم مي توان از آن استفاده کرد. مثلا" براي به خاطر سپردن آثار نظامي مي توان از کلمه ي (ملخها) استفاده کرد که حرف اول کلمات: مخزن الاسرار ليلي و مجنون خسرو و شيرين هفت پيکر و اسکندر نامه مي باشد.
ژـ مي توانيد از طريق تصويرسازي ذهني مطالب درسي را با حيوانات و اشياء جاندار مر بوط کنيد و آنها را راحت تر به خاطر بسپاريد.براي نمونه مي توان براي ياد گرفتن حرف F انگليسي آن را به آچار فرانسه تشبيه کرد و به خاطر سپرد
ـ پس از خواندن کتاب آن را به کناري نگذاريد چرا که پس از يک روز 50درصد مطالب فراموش مي شوند .به منظورجلوگيري از فراموشي و صرفه جويي در وقت و زمان مطالب کتاب را به ترتيب زماني زير مرور کنيد:
گزینش: وبلاگ مرجع