راز

راز

هیچکس بدون درنظرداشت نیازی به پذیرایی وپیشتوازات نمیآید. اگر کودکت بالبخند معصومانه، دست التفات به جانب آغوشت بازمیکند میخواهد گرمی ومیزان محبت قلبت رادرعمل تجربه کند.

اگرمادروپدردرتربیت وتهذیب شماتلاش داشته اند، آرزوی نهایی آنها انجام خدمتی بوده که درحدبضاعت واستطاعت شما در زمان رخوت و تنګدستي انها است.

اگرهمسایگان تمایلی بانزدیکی ومجاورت شمادارند، برخی میخواهند فقط روی شان لبخند بزنی، برخی میخواهند درهجوم شداید سپرشان باشی وبرخی میخواهند درتنگدستی ازمحبتت محروم نباشند.

دردنیاهیچ کاری بصورت مجانی انجام نمیشود حتی اذان وامامت آخند دهکده.

بلی! اصول زندگی برمبنای همین سبک وسیاق تنظیم شده است، اگرتوانایی اعطای آنچه راکه گفتم داری به زندگی شاد ادامه بده! وباجوشش قرابت بااصناف واقشارمختلف زوایای مجهول زندگی راباتلقی وتعریف نوبه کنکاش بگیر.

درغیرآن ساده ترین روش برای گذاشتن نقطه پایانی به مصایب زندگی .... است

پد رم

 اهدابه درد مند يكه درد دارد

 چار پاره

ګلو يم    درد   دارد  اتشين  است

و چشمم شعله با ر از غيظ وكين است

بساْط  زند ګي  ګردا ب  وطو فان

مګر سهم من از دنيا همين است

 دګر           

نوا سر كن مغني با دف و چنګ 

بكن  با ساز اهنګين ، اهنګ

 بده غسل جنا بت فكر ما را

بشو از سينه ام  اين كيد و اْژنګ

دګر

من امشب خشم بر افكا ر خويشم

سرا  پا   زهر  و كين و  پر  زنيشم

به خود بينان  زمن  كوهي تمسخر

به سر بازي چنان منصور كيشم

 

پد رم

به استنا د شها د ت ما درم پد رم از یکی از مرد ا ن با مو ا صفا ت شگفت رو ی کر ه زمین هست.

از عنفوا ن که با ما در م بسا ط زند گی مشتر ک هموا ر کر د ه اند پیو سته درآ شتی و صلح کل زند گی دا شته است .

 به گفته خو د ش  ده سا ل به مد رسه رفته و خو ا نش علو می اسلا می را از محضر ما ما یش مو لو ی عبدالر حیم در سا ل 1310آعا ز کرد ه و کتب اد بیا ت عر ب، فقه تفسیسر ، فرا یض و حد یث را به سبک آمو ز ش دیو بند در خوا ها ن ، را غ ، چا ه آ ب تجر به کر د ه است .

نمید انم گر ا یش پد رم به عر فا ن اسلا می بر مبنا ی چه انگیزیی پیدا شد ه بو د اما در جر یا  ن نیم قر ن که با پد رم آشنا ی دا رم پد رم پیو سته با بید ل ،مو لو ی،حا فظ و ... بسا ط مصا حبت دا رد و تقر یبا همه کتا بها ی که در بخش تصو ف به فا رسی چا پ شد ه اند برا یش آو رد م و تگ تگ همه را ده ها با ر خواند .

پد رم در جوانی اهل ریا ضت ، در س و سخت شر یعت گرا بو د اما درپنجا ه سا لگی تقر یبا از ورع زهد و

ریا ضت رو ی گر دا نید و یکسره به شد ت موا صفا ت گذ شته را پشت پا زد ، که شر ح ما جرا ها ی گذشته اش کمتر از دا ستا ن شمس و مو لو ی نیست .

اما شیو ه زند گیش بعد از گذ شت بیست سال دو با ره تغییر و از ۱۳۶۵به  این سو هر شب سا عت یک بجه از خوا ب می خیزد و تا ده بجه رو ز مصرو ف قیا م  ذکر و ورع و فکر است.

 در همه عمر تا هنو ز از  زبان او غیبت ُ بد گو ی و سعا یت را در مو رد هیچ کس نه شنید ه ام

امرو ز جمعه  تا ریخ 12 قوس ۱۳۹۱ با پد رم یکجا نا ن چا شت صر ف کر د م  به دقت دید م پد رم پیر شده و حتا در بر خی موا رد بر خی رو یداد ها از ذهنش در آستا نه فو ت اند .

به شو خی گفتم پد ر در با ره نسب و اصلیت خو د کمی تعر یف کن !پد رم فکر کر د و گفت :نو شته کن .

نا مم محتا ج مشهو ر به ملا عبد الغنی فر  زند بو ز بله فر زند کر یم بیگ- فر زند نهال بیگ- فر زند نظر بیگ فر زند محر م بیگ- فر زند بو ری بیگ با شند ه اصلی قلعه خمب از دهکده آشک که اکنون از توا بع دروا ز

 ولا یت بد خشان تاجگستان است .

به گفته با با یم بو ر ی بیگ در قلعه خمب  یا خم سمت بیگی بخشی از دروا ز را داشته اما به دلا یل نا معلو م را بط اش با  حکو مت بخا ر اخرا ب و به کو هپا یه های کو ف آب متوا  ری گر د یده است.

یک خو ا هر با با ی نها ل بیگ به نا م ملکه ماه در شکی با پد رکلانها ی  ملا دلدار ازدوا ج کرد ه که دو دختر به نا م ها ی تمنا و خا لصه  ما ه نام داشته اند

پسر ا ن خا لصه ما ه ملا یعقو ب در ژا رف و از تمنا الحا ج رحمان علی بیگ مر حو م در شهر  سبز با قی

 ما ند ه است .

 د ربا ره ما د رت هم بنو س!

ابرا ر بی بی فر زند افثقا ل عا دل فر زند معصو م فر زند شا ه سید با شند ه درا ج .   

 

 

 

معرفی

 

نگاه شتابناک به  تیتر های { ارمغان من }

 معرفی کتاب

نوشته : از محتاج

چوبشنوی سخن اهل دل  مگو که خطا ست  است

سخن شناس نه ایی جان من خطا اینجا است

ارمغان من عنوان، چکامه ایی که، از طبع آقای قدم دار انگیز چکیده است.

آقای قدم دار انگیز، از چکامه سرایان نغز گو ، طنز گوو فی البدیهه گو ی بدخشان است،که مایه ها یافته ها و بافته های موزون و ومقفی اقای انگیز، سرشار ، از عشق، درد ، شیفتگی و تعریف شگرد زندگی از  محیط است که در آن چشم به جهان هستی گشوده است.

عنصر تخلیل و تصویر پردازی آقای انگیز، در ماورایی تجارب است که ، محیط پیرامونی بر ذهن و ضمیر شاعر ناخودگاه القا نموده، و شاعر درد محرومیت، محبت و شگرد بنیشی های شیدایی و شیفتگی خود و همروزگاران خود را به تبین و تعریف میگرد.

من تا اکنون از اقای انگیز، چند سروده را که در فورم غزل و مخمس بود اند، به صورت پراکنده مرور کرده ام.

اما از زبان دوستان گرمابه ایی وگلستانی اقای انگیز در باره حلاوت، سادگی و روانی شعرش گفته های اشنیده ام.

با مرور گذرا و شتابناک که ، در (ارمغان من) داشتم چند ویژه گی استثنایی در چکامه های انگیز را  یافتم.

نخستین خصوصیت که شعر انگیز را با شعر سایر ، شعرا متفاوت میسازد روانی ، سادگی و غذوبت بر داشت ها و تجارب او از محیط پیرامونی با دید عا طفی میباشد.

سخن اقای انگیز مانند آب چشمه ساران بدخشان پاک وخالی از غث و ثمن است.

مضاف بر این ویژگی، تفکر و حوزه معرفتی شاعر انقدر در محیط پیرامونی و در میان افکار همه روز گار انش منهمک و تخمیر شده است، یکسره به زبان دهکده و مردم مبدل شده است.

قابل تذکر میدانم که ، اکثر سروده های اقای انگیز با لهجه های گویشی نغز و پر مغز مردم در واز سروده شده و به این وسیله اقای انگیز واژه های بسیاری را که یادگار تمدن آریایی قدیم و حتی عصاره و فشرده از گویش های زبان سانسکریت اند، به قلم و رقم آورده و از مرگ حتمی نجات داده است.

با در نظر داشت همین ویژه گی ، چکامه ارمغان من در واقع عصاره درد ، عشق، شیفتگی و محبت مردم در وازی به زندگی بوده و از جانبی اوازه سوز ، ساز و محرومیت عشیره ای  است که تا هنوز  ضجه و نجوای مظو مانه او را کسی به تعریف و تحشی نگرفته است .

 لهذا خوانش آن برای هر بدخشانی سخن شناس و افغانی که دلبسته  ادب است خالی ا ز  دلچسپی نیست، زیرا انگیزه نخستین ترجمان محرومیت و دربدری مردم است که ، تمام ابعاد زندگی را در داشتن یک شکم نان سیر دانسته و پیوسته عمر آنها به هزاران مصایب اجتماعی گره خورده است.

 

تصمیم

 

 زندگي انسان ها وحيوانات باتصميم پيوند هميشگي دارد، معني واژه هاي ياس ،ترس ،درد محبت واندوه درمفاهيم واژه تصميم بارمعنايي مي يابد.

 من درزندگي تجربه كردم كه اگرتصميم اتخاذ كنم تافلان كاربه شيوه خاص انجام شود اگرصدفيصد تحقق نيافته است .لااقل امال وخواست هاي هشتادفيصد بدست آمده اند.

 تصميم گرفته كه نترسم كه ، بيهوش شدم. اماتصميم مردن رانداشتم ديدم نمردم.

به تكرار تجربه شده است كه ، فردي درحال نزع دو سه روز ضجه كشيده ومردم منتظر مردنش بودند، امابدليل آنكه منتظر ديدن آخرين ديدار دوستي بوده ، آهسته ،آهسته با

مرك جنگيده وتاآمدن دوستش نفس رادرسينه نگهداشته است.

 علي اي پيروزي و شكست زندگي فقط پيوند محكم بانحو تصميم ،درباره رويداد هاي دارد كه ميخواهم تحقق بيابند وياهم درتلاش تحقق شان هستیم.

فلهذا اساتيد روانشناسي تصميم رابه مراحل زيرتقسيم كرده اند.

۱- تصميم اضطراري:

تصاميم هستند كه درشرايط اضطراري اتخا ذ میشوند ، وقتي بصورت ناگهاني با مشكل ومسله رو در رو ميشويم اتخاذ مي كنيم.

 احساسي:

تصاميم هستندكه بتاسي ازواكنش هاي هيجاني ماننداحساس ترحم ،ترس،نگراني ، شادي گرفته ميشود.

تصاميم آني:

كمك به ديگران درشرايط بحراني مانند تصادم موتر، سيلاب وزلزله.

 تاخيري:

 درباره مباحث ومسايل بسيارمهم مامجبورشويم تصميم خودرا با تاخير انداخته وبصورت منطقي راه حل آنراجستجو كنيم.

 يعني رويداد هاي كه درزمان طولاني مناسبات وساختار زندگي ماراتحت شعاع قرارميدهند ، مانند انتخاب همسر ، خريد منزل، تجارت كشودن باب دولتي باشخصي به تصاميم تاخيري نياز دارند.