هر زما نی که تکرار بهار

و تر نم جو یبار

بی لطف و لذ ت شود

پا یا ن ز ند ماگیست .

هر زما نیکه غرا یز من از

تکرار لذت ها سیر شود

و نا مر دمی ها

جا ی مرو ت را اشغا ل کند

و احترا م وابستگان برای ما  با اجبا ر شود

غروب زندگی .

شیوا ی ،قشنگی و تو لد زندگی با

عشق اغا ز میشود

با اندیشه تکا مل میکند

و با کارو تجربه به پختگی میرسد

و با بی هدفی میمرد

تاريخ : شنبه ششم شهریور 1389 | 16:36 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
 مرد م در افغا نستان رویداد ها را را در سر کتگوری مورد ارزیابی قرار میدهند،

ارزیابی قشر اکا د میک :

 قشر مکتب خوانده :

و قشر عوام :

 قشر دانشمندو اهل سیاست ذهنا اماده گی دارد تا در باره چگونگی و چرایی رویدادها اطلاعات را از چند زاویه  مطا لعه کند .

میخوهد بداند که این اقدام از جانب کی ؟برای چه  ؟ با کدام نتا یج و پیا می پا یا ن می یابد !

قشرمکتب خوانده و با سواد فقط میخواهد بداند که اتفاق چرا به وقوع پیوسته و پیامداش چه مسایل ای میباشد، اما قشر عوام که اکثریت جامعه افغانستان را در بر میگرد  نمی خواهد در باره علت و انگیزه رویداد چیزی را بداند این قشر فقط میخواهد بداند که پیام ونتایج اتفاق با سرنوشت ومنافع حا ل و اینده  انها چی پیوندی دارد .

اکثر مردم افغانستان فکر میکردند در این جرگه راه اشتی  با مخالفان جستجومی شود اما دولت افغانستان اعطا 50 فیصد همکاری کشورهای              دونر       وخروج نیرو ها ی نا تو  رادر سال 2014 مطرح کرد.

مرد م در مو رد دو رویداد اخیر { اعطای 50 در صد کمک ها به دو لت و خروج نیرو ها ی نا تو در سال 2014 کو چک ترین فکر نداشتند .

 اما دگی برای کنفرانس

 پیش از کنفرانس کابل در شهرهای بزرگی مانند کابل مزار، هرات، قندهار جلال ابادو پکتیا کمیسون  تدارک وبرگزاری جرگه مشورتی صلح اقدامات سطحی و نا چیزی را برای اگاهی مردم انجام داد، این اطلاعات معمولا از طریق پوسترها  رسا نه ها ی جمعی  و نوشتن شعارهای کوچک در جاده ها صورت گرفت .

رسانه های دولتی وخصوصی یک ماه پیش از برگزاری جرگه مشورتی صلح تبلیغات پراگنده را در مورد اهداف مقاصد جرگه برای مخاطبان خود ارایه کردند اما به دلیل نبود هماهنگی و تبلیغات منظم تعریف مشخص و روشنی از اهداف ومقاصد جرگه مشورتی امن ارایه نشد مردم علاقه داشتند بدانند که جرگه کدام راه ها برای ختم جنگ در افغانستان تعریف میکند.

کدام اشخاص یا تیم در راس رهبری وسمت دهی  این اهداف نقش ایفا میکنند وبا لاخره در مدت چه مقدار زمان مردم از نتایج جرگه میتوانند بهره مند شوند.

 اشتراک کننده گان جرگه بیشتر اشخاصی بودند که تحت حمایت دولت قرار داشتند در اکثر ولسوالی ها این نماینده گان توست ولسوالان معرفی می شدند.

 مردم پیش از برگزاری جرگه  نسبت به وضعیت امنیتی به شدت نگران بودند اکثر مردم کابل تشویش داشتند که در زمان بر گزاری انتخابات اقدامات و حملات  متعددی در شهر کابل اتفاق می افتد.

 دو هفته پیش جاده های منتهی به شهر کابل به شدت تحت نظارت بود در داخل شهر نیروهای امنیتی شب و روز مصروف باز رسی مردم و وسایط نقلیه بودند.

  یک تیم همکاران  من که شا مل دو خبرنگار ویک فوتو ژور نالیست بود در کنفرانس شرکت داشتند و روزانه در جریان جرگه گزارش در روز نامه انیس ارایه میشد. ما بیشتر برای ایجاد روند، اشتی با مخالفان دید گاه مردم ر ا ارایه کردیم و اهمیت کنفرانس کابل را در ان میدانستم که بلاخره افغان ها  تصمیم اتخاذ کرده اند در مورد سر نوشت شان راه حل پیدا کنند.

منطقی نبودن اعطای 50 در صد کمک ها به دو لت افغا نستان

 مسله اعطایی 50 فیصد همکاری کشورهای دونر برای دولت افغانستان که از یک سو در گرداب فساد غرق است واز جانب اداره عامه ظرفیت جذب این پول ها را ندارد فکر میکنم پیشنهاد منطقی نیست  زیرا افرادفا سد  در بدنه نظام کنونی وانجوها  به شدت تسلط داشته در بدنه  نظام مو قیعیت ها ی کلیدی  را رهبر ی میکنند .

ایجا د کمیته کنترو ل

برای نظارت و کنترول انها ضرورت است یک تیم مختلط از کار شناسان داخلی و خارجی تشکیل شود این تیم هر سال سه بار

تمام اجرات مسولان  دولت وانجو ها  را نظارت کرده و مفسدین  را محاکمه و و جریان محا کمه  انها از طریق رسانه برای افکار عامه رسانیده شود .

دولت به صورت عموم در گر داب فسادانقدر  غرق شده که به ساده گی نمی توان انرا از این مهلکه نجات داد  .

اما دونر ها هم در فساد غرق اند،  برای نظارت و کنترول هردو جریان یک کمیته مستقل و با صلاحیت از جمع کا ر شنا سان داخلی و خا رجی  تشکیل شود.

 هر چند تا سال  2014 زمان بسیاری پیشرو است اگر دولت با یک تیم نیرو مند با تعهد تصمیم بگیرد میتواند تغیراتی را در عرصه بهبود وامنیت و ریشه کن کردن فسا د  بوجود بیاورد.

 اما تیم که در افغانستان ابتکار رهبری     رویداد ها را بدوش دارد  به یک تیم       فاقد اهلیت

،غیر مسلکی و بیکار است با موجودیت این تیم راه ایجاد و تغیر مثبت تقریبا دشوار است.،

حما یت مردم از مخالفان

 حمایت مردم نسبت به مخالفان دولت افزایش یا فته است، جا ده مهم با وجود انکه تحت نظارت دولت نیستند در جریا ن شش ماه اخیر شد ید ترین تلفات را نیرو ها ی نا تو در مسیر جا ده ها متحمل شد اند .

مخا لفا ن با کا ر گزار ی ما ین در روی جا ده ،تنظیم حملا ت کمین و فرار تلفا ت قا بل تو جه با لا ی نیرو ها ی نا تو و دولت افغا ن وارد کرده اند

  اگر در جریان جنگ یک سر باز افغان زخمی شود و این سر باز زخمی به دست مردم بی افتد مرد م اورا  به طالبان تسلیم میکنند و اگر زخمی یک طالب مخالف دولت در روستای مجروح شده وبه دست مردم بیافتد طالب را  مرد م حمایت نموده و در خانه های خود پنهان به تداوی و انتقالش تا پاکستان اقدام خواهند کرد.

این بود تصو یر کو تاه از او ضا ع که ما در میا ن رویداد ها ی ان مصرو ف زند گی هستیم .

                                                                                                                محتا ج



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 | 10:43 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
 

 

سر برو ن اوردم از ملک عدم 

 چا ر سو یم نکبت فر یا د وغم

خوگرفتم با غم رنج فراق 

زنده شد اما ل شور اشتیاق

این غم شور و امل شد زندگی

زند گی تعر یف شد در بندگی

از قضا بر زند گی دل با ختم

با شب روزش همیشه ساختم

کید و حر صش در دلم مسکن گزید

پند دنیا این دل ما کم شنید

حرف خود را بیشتر تلقین کرد

دید غیر خویش را نفرین کرد

عمر ما شد با رقابت همجوار

کینه و بد بینی بر من شد حصار

خویش را بر خو یش دشمن ساختم

نرد ارامش به راحت با ختم

داستا ن عمر ما این بود و بس

در میا ن قعر قلزم همچو خس

فکر کردم خویش را نشناختم

در میا ن فکر خود خود با ختم

ترکیب من ما ده معجون بود

مشت دل او هم گره از خون بود

دیدم این اندیشه بو ده جوهرم

این مطاع داده توا ن بر پیکرم

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 | 10:34 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
فرو پا شی قطعا ت کماند و

با فرو پاشی قطعات کماندو افسرا ن بسیاری  بی سر نو شت  شد ، من هم مدتی   در خانه بودم جنرال بیگی به حیث ربیس تنمظیمه و فرمانده قول اردو 4 در پروان مقرر شد اهسته ،اهسته ما در اطراف او جمع شدیم .

       ولا یت پروان در سال ها ی 66و 67 وضیعت امنیتی خراب داشت در ه سالنگ تحت تهدید    گروه ها ی پا رتیزانی احمد شاه مسعود بود  منا طق جنگل باغ الی پروژه برق پروان تو سط  گروه های وابسته به حزب اسلامی رهبری میشد .

هر  روز که قطا ر ا از جبل السراج تا پروان می امد دهکده ها پیرامون سر ک مورد اصابت هزاران مرمی بی ایم بیست ویک تو پها ی اوبوس دیسی ، ایم سی هوا پیما ها قرار می گرفت .

در فاصله نزدیک با قرار گاه ها ی دولت  معمولا وسایط که محموله انها مواد غذا ی بود توسط مجاهدان تا راج می شد ، جهاد در مفهو م واقعی دگر با ر معنا ی ارزشی ندا شت ، مرد م  بیطرف میدانستد که انچه در شعار ها ی تبلیغاتی  مجا هدان دیروز عنوا ن می شد امروز بی بار معنا ی شده است .

من فضا را در پروان بسیار تنگ یافتم یک شب برای قاسم خان که یاور بیگی بود مشکل خود را گفتم.

 جنرال بیگی پیشنهاد مرا به صفت معاون فرقه چهل بگرا م تر تیب وبرایم داد تا در کابل انرا برای جنرال جوره بیگ که معاو ن کدری و زارت  دفاع بود ببرم .

در بگرام موضوع را با شریف خان که امر سیاسی فرقه بود  در جریا ن گذاشتم در سیمای او علایم نا رضایتی شهادت میداد ، یک افسر دگر برایم گفت که دگروال محب الله کاندید این بست است من با نام محب الله اشنای داشتم وبا خودتصمیصم گرفتم که این بست استحقاق طبعی او است .

پکتیا

وزیر دفاع مرا با  اجبار به پکتیا فرستاد در پکتیا به صفت فرمانده غند 16 موظف شدم فر مانده قول اردو اقای جنرال جهان باز و از فرقه 12 جنرال ملهم نو ر زای بود . هردو افسران تحصیل یافته مجرب و مهذب بودند .

جزوتا مهای مربو ط غند در کوتل تیره در ارتفاعات و قله ها جابجا بودند ، کوتل تیره برای من جای بس زیبا ، تما شای و شاعرانه بود .

هر بامداد وقتیکه از خواب بر میخواستم از چهار قرار گاه وضعیت زندگی سر بازان را نظارت میکردم .در این غند با افسران و سر بازان مجرب صادق و با انظباط رو در رو شدم .

بعد از چاشت معمولا کتا ب میخواند م در دو اطاقک سیار که توسط موتر قابل انتقال بودند جای استراحت و کتا ب خانه کوچک داشتم به شناخت شعر و متون کهن دلبستگی داشتم ، فا رس نامه کلیه و دمنه تا ریخ خلفای راشدین ،بلعمی، طبری و بیهقی را در تیره خواندم .

هر روز حد اقل با تفنگ شکاری خود پنج الی هفت کبک شکار میکردم وتا ده قدمی مواضع مجاهدان جسا رت نمود ه و شوخی میکردم .

در لو گر با یکی از فر ماندهان جمیعت و در تیره با یکیاز فرماندهان حزب اسلامی حکمتیار تماس دوامدار داشتم .گاه گاه فقط با دو نگبان به خانه این فرمانده می رفتم معمولا با نان جواری و ماست مرا استقبال میکرد . این فرمانده موسی نام داشت جوان جسور ومتعهد در قول بود اما در همان زمان افزون بر جهاد به قاچاق ماد مخدر مصروف بود .

تصویر از تیره

بهار تیره سخت زیبا تما شای و سر شار از غزل بود در هر بن در خت چشمه ای کو چکی ودر سر هر قله صدای کبکی شیون داشت  در چنین فضا و هوای با خیام و حافظ مجال همدمی می یافتم وهمه گرفتاریهای روز گار با شدت استهزا .

از جنگ به شدت نفرت داشتم اما از نا گزیری برخی او قات دگرا ن را برای جنگ تشویق تفننی میکردم .

یکروز داخل قرارگاه سر بازان خود که مشرف به "مچلغو "بود با دوربین مصروف ترصد بودم که ناگهان یک مرمی میزایل  از بغل گوشم گذشت ودر چند قدمی ام منفجر شد امامن حتا جراحت کوچک نداشتم .

برادر جوانی داشتم که در تیره برای احوال پرسی من امده بود اما در وقت بازگشت در منطقه پل علم مرمی بر سینه اش اصابت کرد و برای همیش در سینه من جراحت گذاشت .

زمستان تیره بسیار سرد و با دکوبه داشت  اما در زمستا ن به دلیل برف بسیار  مجاهدان کوچکترین نگاهی به سوی سر بازان ما نداشتند .

با امدن بهار من از پکتیا به لوگر تبد یل شدم در لوگر با همه مسولان ملکی و نظامی رابطه خوب داشتنم .

من در لوگر مسوولیت قو ماندانی گارنیز یون را  به اضافه رهبر ی غند 36 میکانیزه بدوش گرفتم  با اراضی و مردم لوگر بلد بودم .

در مناطق کلنگار اسد فلاح ، ملا نواب وفرمانده معلم  تور حضور نظامی داشتند اما در تنگی واخجان که یک منطقه نهایت با اهیمت سوق الجیشی بود لشکر ایثار تحت فر ماندهی ابو بکر موقعیت داشت .

این لشکر که تحت هدایت حزب اسلا می حکمتیار رهبری می شد بسیار افراد ابدیده عرب ،پاکستانی و افغانهای مجرب در تشکیل ان حضور داشتند .

در منا طق برکی نسیم بدر مر بو ط حزب اسلامی حکمت یار  و برخی مناطق دگر تحت اداره داکتر فضل الله مر بو ط جمعیت اسلامی و ولسوالی چرخ مربوط حاجی ظاهر و نو روزک بود .

قطع شدن پا یم در لوگر

به تاریخ  4میزان مجا هدان حمله شدید ی را بالای مراکز نیرو ی ها ی تحت رهبری من را  که در دشت با بوس موقعیت داشتند اجراکردند . بتاریخ 5 میزان من دو تانک وشش سرباز وسه افسر تلفات داشتم .

خود م در خط اول نبرد رهبری جزوتامهای خود را مستقیم به دوش داشتم  دو شب پیاپی  نخوابیدم  ، شب سوم در اول شب وضعیت خوب بود . اما ساعات 12 بجه مجا هدان با سازماندهی حمله بزرگ و غافیلگرانه مو فق به شکستن خط دفاعی شده .در حدود 20 قرار گاه سقو ط کرد شش تانگ تی شصت و دو به اتش کشیده شده و چهار تن افسر تانگ کشته شده بود در حدود 200 تن افراد من به مناطق مختلیف متوار ی شده بودند  .

وضعیت را به وزارت دفاع و فرما ندهی قول اردو 3 گزارش ندادم  همان شب با تنظیم قو ت های احتیاط و تشریک مساعی قوتهای مو جود در لو گر حمله متقابل را سازماندهی کردم .

 تا ساعات 9بجه روز تقریبا همه مواضع از دست رفته را دو باره بد ست اورده دو باره نیرو جابجا کردم .

بتاریخ 8میزان برای تحکیم مواضع نیرو های خود تلا ش داشتم در جریان راه  ما شین محاربو ی را که خود دریوری میکردم با ماین اصا بت کرد ، چین های ماشین به شدت فرو ریخت و نگبانان من از بالای ماشین به دور پرتاب شدند اما کس زخمی نشد .

ماشین دگر را خودم دریوری نموده اما او هم شکار ماین شد ولی این بار هم من از روی تصادف زنده بودم .

بتاریخ 9میزان در نزدیک تنگی واخجان که قرار گاه نفرات من با مجاهدان بیش از یکهزار فاصله نداشت از قرار گاه دیدن میکردم ، در مسیر حرکت من کمین از پیش افراز شده بود  وقتیکه از ماشین محاربوی پایان شدم بدون وقفه جنگ با هاوان راکت و کلا شنکوف بم دستی اغاز شد .

ابتکاری تصمصم گیر ی را داشتم در ذهنم خلق کنم اما در یک متر ی من مرمی راکت یا هاوان اصابت کرد و بیش از ده جای بدنم زخمی شد .

در اول تفنگ نگهبا نم را گرفتم و دگران را به مقا ومت و پیشروی هدایت میکردم اما اهسته ، اهسته نیروی فزیکی ام کاهش می یافت و بعد از چند دقیقه دگر ندانستم بر من چه گذشته است .

روز سوم که درد پایم را به شد ت احساس میکردم ربا عی زیر ا موافق وصف الحال خود سرودم

 افسو س که در جوانی قامت من خم شد

 غم  بر   سر غم به  گردنم  مدغم  شد

در  تا ریخ  چار  قوس  امد   ز قضا

 در پای جراحتی و پایم  کم شد

محتا ج13 قوس 1369 کابل چار صد بستر

 و این بو د فشرده غمنامه یک انسان که با استخدام اجبار ی به اردو چگونه بازیچه سرنو شت شده و تلخ ترین درد های زندگی را با ژرفنا ی خون تجربه کرد .

گفتنیست که من در اردو فقط پنجسال متصدی خدمات گونه گون بودم ، اما در این پنج سال زند گی را با ابعاد مختلف تعریف نموده و فن مقاومت عصیا نگری و مبارزه در برابر دشواری هارا عملا اموزش دیدم .

 تا انجا که واژه های ترس ، فقر ، وتسلیم برای همیش از قا موس زندگی من رنگ با خت و جاگزین ان واژه های جسارت ،تحرک ومبارزه شد .

وهمین تعویض دیدگاه مرا ازنو مجبور به ساختن و یافتن انسانی به نام فیض الله محتاج ساخت و فن تدبیر، عقلا نیت  و ادمیت را از نو یافتم .

 در س های که از نظام اموزش دیدم

 پشتکار ، تلا ش هدفمند مهم ترین ابزار  پیشرفت است

جرات و جسار ت  ا خلا قی متضمین   تعریف شخصیت انسا ن  است

توانا ی جوشش وتفاهم مولفه و عنصر شناخت میباشد

تعیین یک هدف مهم وراهبردی ابزار وانگیزه برای رسیدن به قله  های بخت میباشد

کو تاه بینی ومعطوف کردن فکر به مسایل کوچک مانع پیشرفت میشود

انسان نا اهل معمولا تحت تاثیر اهلیت دگران قرار میگیرند

باید برای بقا وحفظ مو قعیت برای خود اهلیت تشخص و شخصیت کسب کرد .

درمفکوره که هدف متعالی وجود نداشته باشد کج بینی ظهور عقده ها ی محرومیت تقویت میشود

وسواس ، اضطراب وشتابزدگی مال دیوانگان وافراد کم ظرف است

درایت ، اینده نگری ،تدبیر و استمداد از عقل مالکیت گمشده عقلا است

داشتن نقشه ذهنی برای روز ، هفته، ماه و سال یک امر ضروری میباشد

اطاعت برده وار از تحکم امر نا اهل مظهر ضعف قدرت فکری میباشد

به امران واقیعت ها و حقایق را  با زبان نرم و زمان که انها ذهنا امادگی شنیدن  دارن القا کنیم

چاپلوسی ورنگ باختن روز مره به معنا نداشتن شخصیت  و مناعت ذاتی است

 

 

 

 

 

 

 

سال ها ی 1370 در زندگی من سالهای استثنا ی پر از فراز و فرود اند ،در این سالها مجاهدان بر سر تقسیم قدرت  در کابل به جان هم افتاده و هر روز دها کابلی در این شهر پر از خون ، اتش و خاکستر زیر اوار ، اتش و بمب میشد .

من در خانه بیکار بود م حتی کا ر ی که مطابق استعداد و توانا ی فزیکی من باشد دست یاب  نمی شد حدودا بیست وپنج لگ  افغانی  از چند دوست قرض گرفتم از مار کیت سبزی که در انزمان در دهن باغ مو قعیت داشت یک مو تر شصت پا کستانی پیازرا  بار کردم ، وقتیکه از شهر کابل خارج میشدم در مسیر راه تا پاکستان دها حکومت وتنظیم دیده میشد ، در هر ولایت و لسوالی چندین تنظیم برای تقسیم قدرت با هم چسپیده بودند .ولا یت لو گر تو سط حزب اسلا می ، جمعیت اسلا می ، اتحاد اسلا می و حر کت اسلامی مو لوی محمد نبی اداره میشد .

 در پکتیا حزب اسلا می واتحاد حضور فعال تر داشتند اما خوست تحت اداره شورای قومی بود .

شب در خوست بودم اما بامداد به طرف پاکستا ن حرکت کرده و سساعت ده بجه روز در شهرک غلا م خان رسید م .

این مرز به شدت توسط نیروهای ملیشه پا کستان نظارت می شد ، مو تر های  افغا نستا ن را به داخل پاکستان نمی گذاشتند ،

از شهرک میرا مشاه  که از غلا م خان تقریبا 20 کیلو متر فاصله دارد مو تر اوردم  وقتیکه پیاز ها را به غلام خان انتقال داد م  در بازار پیاز نبود ، به دلیل امدن سیلاب در پنجا ب وضیعت در پاکستان به حا لت ا ضطرار امده بود .

 من یک بور ی پیاز را در کابل تقریبا 200 کلدار خریده بودم در صورتیکه در میرام شاه یک بور پیاز ور حدود 750 کلدار بو لی میشد . هر بوری پیاز من تا پاکستا ن تقریبا 50 کلدار مصرف خورد ه بود . یک جوان پکتیا وا ل که اهل ولسوالی زد ران بود در مار کیت سبزی با من اشنا شد ، با فرهنگ و اخلا ق پشتونها از گذشته معرفت داشتم لهذا با لا یش اعتماد نموده صلا حیت فروش جنس را برایش تفویض کردم.

در مدت سه روز جنس را برایم بولی کرد ، نمیدانم واژ ه بولی  از کدام زبا ن ریشه گرفته است  اما  فلسفه بولی ان است که کالا مورد فروشرا در بازار شبیه حراج یا لیلام میکنند ، تمام دکانداران جمع شده فر ضا یک دکا ندار میگوید که قیمت این بور 500 کلدار دومی 550 و سومی 600 و در اخر هر دکاندار که اخرین قیمت را گفت و کسی ا ز ان بالا تر نرفت در همان جا ارزش واقعی کالا تثبیت میشود .

فشرده سخن اینکه در اولین تجا رت بر حسب تصادف یک افغانی من تقریبا سه افغا نی شده بود ، دو سه شب در منزل این جوان زدرانی که در منطقه مچس بود گزرانیدن پدر  دوست من مرده بود اما پدر کلانش که به روایت خود شان حد اقل یکصد ده سال داشت در حجره انها تنها زندگی داشت صداقت این جوا ن زدرانی که محمد شریف نا م داشت  برا ی من در زندگی الگو بود.

 از میرام شاه طرف پیشاور رفتم در مفشن تریت هتل پیشاور که الحجاج نا داشت یک اطاق را

به مبلغ 250 کلدار که در انزمان معا دل یک بور ی ارد 14 سیره بود کرایه کردم .

 واز راه تورخم دو باره کا بل امدم جا ده ها بکلی تخریب و افراد غبر مسوول در مسیر اه بدن اصول اخاذی میکردند .

 این اخاذی را در انزمان گروه ها ی مسلح غیرمسوول پاتک نا م گذاشته بودند  مردی ، قدرت و حوزه صلاحیت هر قوماندان وابسته به مجمو عه پاتک ها ی بو د که در مسیر راه افراز میکرد .

 فکر میکنم قو ما ندان قلم ، چمن و زرد داد در مسیر راه جلا ل اباد  از همه مجا هدان دگر پاتک بیشتر داشتند .

سروبی حوزه پادشاهی بدون تخت وتاج زرداد بود و داستان های شرین و شیوا یش تا هنوز زبا ن زد خا ص و عام است .؟!

دو ر دوم رفتن به پاکستان

 

به اصطلا ح عوام من در دور اول مزه خورک شدم لهذا در دور دوم دو مو تر را از کابل محموله گرفتم یکی پیاز و دومی کچا لو با سه پایه کو لر و دو میل تفنگ روسی  برا ی محمد شریف رفیق زدرانی ام بود .

کلا شینکوف ها را با مهارت در میان بو ری ها ی پیاز تنظیم کردم  اما این با زما نیکه به میرام شاه رفتم  نه پیاز بازار داشت ونه کچالو .

 دوست زدرانی من جنس مرا به بنو که یکی از ولا یات سرحدی است انتقال داد ووبا لا خره تجا رت بی سود من در همان جا پا یان و اوضاع در داخل افغانستا به شدت خراب و من از ترس، از این کار صرف نظز کردم .

 جنگ با مولوی جلا ل الد ین حقانی

در سال 1367 اوازه خروج روسها در محافل جها نی مطرح شد در داخل افغانستان اراکین نزدیک به دولت این اوازه را به شدت رد میکردند .

اما انکشافات داخل شو روی حاکی از ان بود که خروج ارتش سرخ از افغانستان تقریبا به یک احتمال قوی نزدیک میبا شد .

دو لت داکتر نجیب ا لله پیش ار خروج ارتش سرخ از افغا نستا ن تلا ش میکرد تا در جهت اکمال تجهیزات نیرو  های خود در ولا یات سر حدی مانند خو ست که ده سال در محا صره

 مجا هدان بود تدابیر پیشکی اتخاذ کند .

لهذا تجهبز و تکمیل امکانا ت جنگی و لو ژستیکی برای ولا یات هم مر ز با پاکستان از اولو یت ها ی جدی شمرده می شد .

بتا ریخ 27 عقرب فرقه هشت پیاده فرقه 14 غزنی قطعات کماندو لوا ی 22محافظ و بخشی از قطعات قول اردو 3 با امکانات نا چیز در گردیز قرار گاه وضع الجیشی گرفتند .

هدا یت و فرماندهی این قطعات را اقای جنرال تنی لوی درستیز بدوش داشت ، برای یک هفته اکمالات و احضارات جنگی صورت گرفت .

بتاریخ 2قوس قطعات کماندو با تشریک مساعی غند مخصوص 72 شوروی ها که در غزنی بود به طرف سیت کندو مارش را اغاز کردند من در انزمان فرماندهی قطعه 212 کماندو را که یکی از قطعات جنگی شمرده میشد بدوش داشتم.

در نزدیکی کوتل سیت کندو بالا ی هجوم قطعات از جا نب مجاهدان توسط سلا ح ها ی سکر ، میزایل و انوا ع راکت ها اتش متواتر اجرا میشد به دلیل موجودیت تپه ها ی نا هموار وبعضا کوه های سکارپ مانند تلفات جدی نبود ، دو افسر از لوا کماندو کشته و شش سرباز جراحات بر داشت .

ساعت 2 بجه برخی قله ها ی مرتفع را در سیت کندو نیرو ها ی ما تصرف و مواضع افراد پیش قراول جلال الدین حقا نی را تصرف کردیم .

 تا اینجا نبرد ها جدی نبود ، اما به استقا مت که ما پیشروی میکردیم در جریا ن ده سال جنگ حتی یک سرباز اردوی افغانستان به استثنا اسرا به انجا نرفته بود .

در سال 1358 فرقه هشت پیا ده که قرار بود از طریق زدران به خوست برود با همه امکانات جنگی و نفرات خود اسیر مولوی جلا ل الدین شد .

بعد از پا یان شدن از قله ها ی بلند زدران به درون دره مخوف با رو در رو شد ن به مواضع تخلیه شده مجا هدان ترس ما بیشتر می شد ، من فکر میکردم انها میخواهند نیرو های ما را به درون دره داخل ساخته وبعد با قطع راه ها ی مواصلا تی ما را اسیر کنند .

 تا پیش از رسیدن تا ریکی تصمیم گرفتم نیرو ها ی خود را به ارتفاعات انتقال دهم زیرا می دا نستم که جنگ برای نیرو های مجا هدان در اراضی کهسار با اشکا ل رو در رو است او از جانبی نقاط حا کم بهترین مو قیعت برای دفاع است .

در بد خشان در اوان کودکی بسیار کوه گردی میکردم کوه گردی ها ی بد خشان در واقع تمرین بود ه که مما رست مرا برای کوگردی در قله ها ی شامخ شواک مسا عد کرده بود .

لهذا تا پیش از نما ز شام به مر تفع ترین قله ها با لا شده و به تحکیم وحفر مواضع پرداختم

به قوما ندانها ی تولی دستور دادم تا یک کیلو متر پیش از مواضع اصلی خود در چندین نقطه اتش قوی ا فروزند .

شب هنگام هزاران مرمی تانک توپ و میزایل از داخل دره زدران از منطقه مو سوم به سورنه به سوی نیرو های من پر تاب می شد ، اما این اتش کثیف تو پچی بیشتر بالا ی مو اقع بود در پیش روی پیش قراولان ما اتش افروخته شده بود .

 در پاسخ این اتش گروپمان های منظم هوای با تر کیب 12 فروند هواپیما ی جت بمب ها ی خود را بداخل مواضع مجا هدان پر تا ب میکرد

گفتنیست که برای بیست و چهار سا عت ارتباط مخا بره ای ما با قرار گاه ستر در ستیز قطع بود ، من برای مسوول مخا بره هشدار دادم که از این موضوع کسی را اگاه نسازد .

شب در یک چنین فضای پر از رعب وخوف گذ شت نیرو ها ی من فقط برای بیست چها ر سا عت کمونیا{ نان کنسرو وتعقیم شده}داشتند من جدا نگران بودم که اگر رابطه تا مین نشود از گرسنگی این نیروها با ید بیمرند .

اما بامداد یکی از افسران برایم گزارش داد که در درون تپه انها بیزی را یافته اند که در هشت گدام زیر زمینی مهمات مختلیف وانو اع اغذیه وجود دارد .

بعد از تامین ا منیت من خود به درون تپه رفته و در میا ن دره زیبا و شا عرانه گدام ها ی زیر زمینی را دیدم که او صاف انرا در تعلیمات نظامی نخوانده بودم .

به اضافه هزاران فیر مرمی میزایل ، راکت ،مر می تانگ و هزاران قطعی مر می کلا شینکوف هزاران بور ی برنج پاکستانی ، ارد وگوشت لاندی و خشک شده به صورت منظم جا بجا شده بود . ودر میا ن این دره شاعرانه چشمه ابی به پا کی طینت و طبیعت زدرانیها جار ی بود .

هراس اهسته اهسته از ذهن و ضمیر ما دور می شد زیرا باقی ماندن این همه تجهیزات ومواد لوژستیکی به معنا شکست جدی مولوی جلا لالدین شمرده می شد .

به هر صورت در همین روز رابطه ما با قرار گا ه ستر درستیز تا مین و فردا ان اقای تنی با جمعی افسران بلند رتبه توسط هلی کوپتر داخل زدران شدند .

از دیدن این همه تجهیزات و مواد لوژستیکی هیات حیران شده و بسیار ی از مهمات برای

کا رشنا سان موجب شگفتی بود .

گفتگوی داکتر نجیب الله با مو لوی جلال الدین حقانی

یک ماه از حضور نیرو ها ی ما در زدران گذشت ، در این مدت قوای کار به شدت مصروف با ز سا زی راه کوتل زدران بود ، مجاهدان قبلا این جا ده را تو سط ما ین تخر یب و هزران ما ین ضد وسا یط و نفر را در روی جا ده و حواشی ان فر ش کرده بودند .

یکی از روز ها یک افسر روسی به نام شیف چیو ک نزد من امد و تقضا کرد تا برایش ترجمانی را پیدا کنم که با زبان روسی، در ی و پشتو به خوبی مسلط با شد .

من روسی را بلد بودم اما یکی از افسران همکار من که تحصیل کرده شوروی بود و نامش شاه محمود و با شنده اصلی ننگر ها ر بود او را با خود گرفته و در محل رفتم که دستگاه کشف رادیو ی شوروی ها بود  .

 حدودا سا عت 11 بجه روز بود که گفتکو میان اقای مولوی حقانی و داکترنجیب الله اغاز شد .

گفتگو به زبان پشتو بود متن در ی ان

داکتر نجیب:  قوما ندان صاحب سلام

حقانی :علیکم السلام

نجیب :

قو مندان صاحب وضعیت مردم ومنطقه چطور است ؟

حقانی:

 چطور  با شد هر  روز هزاران طیاره کفار می ایند و خانه های مردم را بمب بارد میکنند

نجیب :

میدانم اگر ما و شما برای ختم این مشکلات با هم فکر نکنیم مردم بیشتر کشته و مهاجر میشود

حقا نی :

با شما کی گفتگو میکند شما را مردم به حیث  مزدور می شنا سند

نجیب :

از این گپ ها بگذز مردم خوست به نا ن ادویه نیاز دارند ، چه کمکی میتوانی با مردم خود انجام دهی !

حقانی :

این مشکلات را شما برای مردم ارمغان اورده اید  شوروی را  خارج کنید گپ حل است

نجیب :

تکرار میکنم که مردم خوست به  نان و ادویه نیاز دارند راه باز کنید نه تنها به خوست بلکه به زدران هم کمک میکنیم

حقانی:

 راه با ز نمیشود  مجا هدان در مسیر این راه اما ده اند به بهای جان دفاع کنند

نجیب :

من چهل هزار نیرو از کابل و بگرام برای باز کردن خوست اماده دارم دهات و خانه ها ی مرد م

 را سر من خراب نکن !

حقانی :

 به کمک خدا } در برابر این همه طاغوت ما ایستا دگی میکنیم

نجیب :

 خدا حافظ !

حقانی خدا حافظ !

بیست سال و اندی از این مکا لمه تلیفونی میگذرد اما به دلیل اهمیت اسرار نظامی من این راز را با کس نگفتم به جز شاه محمود که در جریا ن بود و برای روسها ترجمه میکرد .

حا ل نمیدانم شاه محمود زنده است یا خیر اما تا سال 1380 در پیشاور قرار قصه یک دوست زندگی میکرد .

 فشرده گزار ش اینکه بعد از سپری شدن دو ما ه جا ده سیت کندو که منتهی به خوست است  از ما ین پا ک کا ری شده و قطار بدو کوچک ترین مقا ومت خوست را اکما لات کرد .

بر مبنای گزارش ها در این عملیات مولوی حقانی در نا حیه پا زخم برداشته و افرادش به استثنای سه روز دگر مقامت نکر دند .

در ان زمان به دلیل گرم بودن میا دین جنگ تمام کو ها ی شواک ، سورنه دو مندو الی نا درشاه کوت از جنگلا ت خشک و سبز پو شیده بود .

یکی از شبها در اثر بمب بارد هوا پیما های ارتش سرخ کو هی که مشزف به ارگون بود اتش گرفت و این کوه حد اقل سه روز سوخت تا اینکه جنگل تا منتها الیه سو خت وشبها پیرام.نش روشن بود.

 

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم تیر 1389 | 7:22 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
سا ل ها ی

 

سال ها ی 1370 در زندگی من سالهای استثنا ی پر از فراز و فرود اند ،در این سالها مجاهدان بر سر تقسیم قدرت  در کابل به جان هم افتاده و هر روز دها کابلی در این شهر پر از خون ، اتش و خاکستر زیر اوار ، اتش و بمب میشد .

من در خانه بیکار بود م حتی کا ر ی که مطابق استعداد و توانا ی فزیکی من باشد دست یاب  نمی شد حدودا بیست وپنج لگ  افغانی  از چند دوست قرض گرفتم از مار کیت سبزی که در انزمان در دهن باغ مو قعیت داشت یک مو تر شصت پا کستانی پیازرا  بار کردم ، وقتیکه از شهر کابل خارج میشدم در مسیر راه تا پاکستان دها حکومت وتنظیم دیده میشد ، در هر ولایت و لسوالی چندین تنظیم برای تقسیم قدرت با هم چسپیده بودند .ولا یت لو گر تو سط حزب اسلا می ، جمعیت اسلا می ، اتحاد اسلا می و حر کت اسلامی مو لوی محمد نبی اداره میشد .

 در پکتیا حزب اسلا می واتحاد حضور فعال تر داشتند اما خوست تحت اداره شورای قومی بود .

شب در خوست بودم اما بامداد به طرف پاکستا ن حرکت کرده و سساعت ده بجه روز در شهرک غلا م خان رسید م .

این مرز به شدت توسط نیروهای ملیشه پا کستان نظارت می شد ، مو تر های  افغا نستا ن را به داخل پاکستان نمی گذاشتند ،

از شهرک میرا مشاه  که از غلا م خان تقریبا 20 کیلو متر فاصله دارد مو تر اوردم  وقتیکه پیاز ها را به غلام خان انتقال داد م  در بازار پیاز نبود ، به دلیل امدن سیلاب در پنجا ب وضیعت در پاکستان به حا لت ا ضطرار امده بود .

 من یک بور ی پیاز را در کابل تقریبا 200 کلدار خریده بودم در صورتیکه در میرام شاه یک بور پیاز ور حدود 750 کلدار بو لی میشد . هر بوری پیاز من تا پاکستا ن تقریبا 50 کلدار مصرف خورد ه بود . یک جوان پکتیا وا ل که اهل ولسوالی زد ران بود در مار کیت سبزی با من اشنا شد ، با فرهنگ و اخلا ق پشتونها از گذشته معرفت داشتم لهذا با لا یش اعتماد نموده صلا حیت فروش جنس را برایش تفویض کردم.

در مدت سه روز جنس را برایم بولی کرد ، نمیدانم واژ ه بولی  از کدام زبا ن ریشه گرفته است  اما  فلسفه بولی ان است که کالا مورد فروشرا در بازار شبیه حراج یا لیلام میکنند ، تمام دکانداران جمع شده فر ضا یک دکا ندار میگوید که قیمت این بور 500 کلدار دومی 550 و سومی 600 و در اخر هر دکاندار که اخرین قیمت را گفت و کسی ا ز ان بالا تر نرفت در همان جا ارزش واقعی کالا تثبیت میشود .

فشرده سخن اینکه در اولین تجا رت بر حسب تصادف یک افغانی من تقریبا سه افغا نی شده بود ، دو سه شب در منزل این جوان زدرانی که در منطقه مچس بود گزرانیدن پدر  دوست من مرده بود اما پدر کلانش که به روایت خود شان حد اقل یکصد ده سال داشت در حجره انها تنها زندگی داشت صداقت این جوا ن زدرانی که محمد شریف نا م داشت  برا ی من در زندگی الگو بود.

 از میرام شاه طرف پیشاور رفتم در مفشن تریت هتل پیشاور که الحجاج نا داشت یک اطاق را

به مبلغ 250 کلدار که در انزمان معا دل یک بور ی ارد 14 سیره بود کرایه کردم .

 واز راه تورخم دو باره کا بل امدم جا ده ها بکلی تخریب و افراد غبر مسوول در مسیر اه بدن اصول اخاذی میکردند .

 این اخاذی را در انزمان گروه ها ی مسلح غیرمسوول پاتک نا م گذاشته بودند  مردی ، قدرت و حوزه صلاحیت هر قوماندان وابسته به مجمو عه پاتک ها ی بو د که در مسیر راه افراز میکرد .

 فکر میکنم قو ما ندان قلم ، چمن و زرد داد در مسیر راه جلا ل اباد  از همه مجا هدان دگر پاتک بیشتر داشتند .

سروبی حوزه پادشاهی بدون تخت وتاج زرداد بود و داستان های شرین و شیوا یش تا هنوز زبا ن زد خا ص و عام است .؟!

دو ر دوم رفتن به پاکستان

 

به اصطلا ح عوام من در دور اول مزه خورک شدم لهذا در دور دوم دو مو تر را از کابل محموله گرفتم یکی پیاز و دومی کچا لو با سه پایه کو لر و دو میل تفنگ روسی  برا ی محمد شریف رفیق زدرانی ام بود .

کلا شینکوف ها را با مهارت در میان بو ری ها ی پیاز تنظیم کردم  اما این با زما نیکه به میرام شاه رفتم  نه پیاز بازار داشت ونه کچالو .

 دوست زدرانی من جنس مرا به بنو که یکی از ولا یات سرحدی است انتقال داد ووبا لا خره تجا رت بی سود من در همان جا پا یان و اوضاع در داخل افغانستا به شدت خراب و من از ترس، از این کار صرف نظز کردم .

درد

تاريخ : پنجشنبه هفدهم تیر 1389 | 20:18 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
سال ها ی 1370 در زندگی من سالهای استثنا ی پر از فراز و فرود اند ،در این سالها مجاهدان بر سر تقسیم قدرت  در کابل به جان هم افتاده و هر روز دها کابلی در این شهر پر از خون ، اتش و خاکستر زیر اوار ، اتش و بمب میشد .

من در خانه بیکار بود م حتی کا ر ی که مطابق استعداد و توانا ی فزیکی من باشد دست یاب  نمی شد حدودا بیست وپنج لگ  افغانی  از چند دوست قرض گرفتم از مار کیت سبزی که در انزمان در دهن باغ مو قعیت داشت یک مو تر شصت پا کستانی پیازرا  بار کردم ، وقتیکه از شهر کابل خارج میشدم در مسیر راه تا پاکستان دها حکومت وتنظیم دیده میشد ، در هر ولایت و لسوالی چندین تنظیم برای تقسیم قدرت با هم چسپیده بودند .ولا یت لو گر تو سط حزب اسلا می ، جمعیت اسلا می ، اتحاد اسلا می و حر کت اسلامی مو لوی محمد نبی اداره میشد .

 در پکتیا حزب اسلا می واتحاد حضور فعال تر داشتند اما خوست تحت اداره شورای قومی بود .

شب در خوست بودم اما بامداد به طرف پاکستا ن حرکت کرده و سساعت ده بجه روز در شهرک غلا م خان رسید م .

این مرز به شدت توسط نیروهای ملیشه پا کستان نظارت می شد ، مو تر های  افغا نستا ن را به داخل پاکستان نمی گذاشتند ،

از شهرک میرا مشاه  که از غلا م خان تقریبا 20 کیلو متر فاصله دارد مو تر اوردم  وقتیکه پیاز ها را به غلام خان انتقال داد م  در بازار پیاز نبود ، به دلیل امدن سیلاب در پنجا ب وضیعت در پاکستان به حا لت ا ضطرار امده بود .

 من یک بور ی پیاز را در کابل تقریبا 200 کلدار خریده بودم در صورتیکه در میرام شاه یک بور پیاز ور حدود 750 کلدار بو لی میشد . هر بوری پیاز من تا پاکستا ن تقریبا 50 کلدار مصرف خورد ه بود . یک جوان پکتیا وا ل که اهل ولسوالی زد ران بود در مار کیت سبزی با من اشنا شد ، با فرهنگ و اخلا ق پشتونها از گذشته معرفت داشتم لهذا با لا یش اعتماد نموده صلا حیت فروش جنس را برایش تفویض کردم.

در مدت سه روز جنس را برایم بولی کرد ، نمیدانم واژ ه بولی  از کدام زبا ن ریشه گرفته است  اما  فلسفه بولی ان است که کالا مورد فروشرا در بازار شبیه حراج یا لیلام میکنند ، تمام دکانداران جمع شده فر ضا یک دکا ندار میگوید که قیمت این بور 500 کلدار دومی 550 و سومی 600 و در اخر هر دکاندار که اخرین قیمت را گفت و کسی ا ز ان بالا تر نرفت در همان جا ارزش واقعی کالا تثبیت میشود .

فشرده سخن اینکه در اولین تجا رت بر حسب تصادف یک افغانی من تقریبا سه افغا نی شده بود ، دو سه شب در منزل این جوان زدرانی که در منطقه مچس بود گزرانیدن پدر  دوست من مرده بود اما پدر کلانش که به روایت خود شان حد اقل یکصد ده سال داشت در حجره انها تنها زندگی داشت صداقت این جوا ن زدرانی که محمد شریف نا م داشت  برا ی من در زندگی الگو بود.

 از میرام شاه طرف پیشاور رفتم در مفشن تریت هتل پیشاور که الحجاج نا داشت یک اطاق را

به مبلغ 250 کلدار که در انزمان معا دل یک بور ی ارد 14 سیره بود کرایه کردم .

 واز راه تورخم دو باره کا بل امدم جا ده ها بکلی تخریب و افراد غبر مسوول در مسیر اه بدن اصول اخاذی میکردند .

 این اخاذی را در انزمان گروه ها ی مسلح غیرمسوول پاتک نا م گذاشته بودند  مردی ، قدرت و حوزه صلاحیت هر قوماندان وابسته به مجمو عه پاتک ها ی بو د که در مسیر راه افراز میکرد .

 فکر میکنم قو ما ندان قلم ، چمن و زرد داد در مسیر راه جلا ل اباد  از همه مجا هدان دگر پاتک بیشتر داشتند .

سروبی حوزه پادشاهی بدون تخت وتاج زرداد بود و داستان های شرین و شیوا یش تا هنوز زبا ن زد خا ص و عام است .؟!

دو ر دوم رفتن به پاکستان

 

به اصطلا ح عوام من در دور اول مزه خورک شدم لهذا در دور دوم دو مو تر را از کابل محموله گرفتم یکی پیاز و دومی کچا لو با سه پایه کو لر و دو میل تفنگ روسی  برا ی محمد شریف رفیق زدرانی ام بود .

کلا شینکوف ها را با مهارت در میان بو ری ها ی پیاز تنظیم کردم  اما این با زما نیکه به میرام شاه رفتم  نه پیاز بازار داشت ونه کچالو .

 دوست زدرانی من جنس مرا به بنو که یکی از ولا یات سرحدی است انتقال داد ووبا لا خره تجا رت بی سود من در همان جا پا یان و اوضاع در داخل افغانستا به شدت خراب و من از ترس، از این کار صرف نظز کردم .



تاريخ : پنجشنبه هفدهم تیر 1389 | 20:15 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
شبه سفر نا مه

بتا زیخ 12 سرطان پنجا ه تن از شخصیت ها ی سیاسی ، فرهنگی و ژور نا لیستان به دعوت شورا ی مجلس اسلا می ایران به تهرا ن رفتیم .

ساعت یازد ه ونیم بجه روز دوشنبه که شرکت هوا پیما ی اسمان ما را به تهران انتقال می داد کا بل را به سوی مشهد ترک کرد.

یک ساعت بیست دقیقه فاصله طی طریق از کا بل تا مشهد است در مشهد بعد از تو قف کو تاه به سوی تهران سفر نموده و یک ساعت ده دقیقه بعد به تهرا ن رسیدیم .

در تهران در یکی از مجلل ترین هتل ها که به نام استقلا ل مشهور است برای هیا ت زمینه استراحت تدارک شده بود .

 

بتا ریخ 13 سزطان ساعت عشت و نیم بجه در سالون مجلس قدیم هما یش برگزار شد ، سخنران اول که اقای

 لا ریجانی بود مانند همیشه حضور گرم مهمانان افغان را خوش امد گفت .

بعد از ارایه تمهیدات گفت : امدن تعداد قابل تو جه امریکا یها به افغانستان به بهانه مبارزه با تروریزم باید برای افغانها معنا خاص خود را داشته وقضیه به سادگی گرفته نشود ،قضیه افغانستان و عراق مسایل جدی در منطقه است باید برادران افغان به عمق موضو ع ملتفت باشند .سایر سخن رانان که افغانها بودند تقریبا با استرس و اضطراب فوق العا ده به صورت پراکنده از روی ورق دید گاه های خود را مطرح کردند .

اسیمگی و ذوق زدگی در تون و لحن سخن رانها به وضاحت دیده می شد .

 انها ی که ممثل تهذیب  ، دانش و ثقافت افغانستان بودند متا سفانه واژه های تبلور را به فتح ت، وب و الف ثانی را به کسر الف و مرمت را مرهمت تلفظ میکردند .

اما اقایان دین محمد مبارز راشد معین وزارت اطلا عات و فرهنگ ، اقای فاضل و حبیب الله رفیع افغا ن ها ی بودند که با ابتکا ر و استیلا بر موضوع صحبت داشتند .

گفتنیست که خانم فروغ از زمره زنان افغان بود که با نما ینده تلویز یون طلوع پیرامون مو ضوع صحبت همپیوند داشتند .

ساعت یک ونیم بجه محفل پایان و بعد از نان نماز تا ساعت هفت و نیم سخن رانیها ادامه داشت .

شب مهمان به دعوت حداد عادل ریس فرهنگستان ایرا ن رفته اما اقای عادل مصروف بازدید رسمی از افریقا بود .

فردا ی انروز از موزه ملی ایران باز دید کوتاه صورت گرفته وبه دعوت وزارت خارجه راهی ان وزارت شدیم .

دوستان ایرانی مانند همیشه در این نشست از واژه های اشغال وام گرفته وپدرانه به نصیحت پرداختند .

اقای سعید در این نشست بادو ستان ایرا نی در باره مشکلا ت انها با کشور های خلیج صحبت نموده و از فشار و مصایب که افغانها به ان رو در رو ا ند یاد کرد .

ضیافت چاشت که در کاخ وزارت خارجه ترتیب شده بود پایان و با فشرده گزارش برخی اطلاعات برای مخاطبان ارایه گردید .

روز دوشنبه تا ریخ 15 سرطان ساعت 5 صبح از تهران به سوی مشهد حرکت نموده و ساعت 9 بجه به مشهد ویازده بجه به کا بل  رسیدیم

 

 



تاريخ : پنجشنبه هفدهم تیر 1389 | 6:54 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 

قطع نا مه جرگه مشو رتی

 

ما اشتراك كننده گان جرگه ملي مشورتي صلح موارد ذيل را فيصله نموده و از دولت جمهوري اسلامي افغانستان و طرف هاي درگير جنگ تقاضا مي نماييم تا در تطبيق آن اقدام صادقانه فوري و ملموس نمايند:

مفاهمه، مذاكره و موافقه براي رسيدن به صلح پايدار

1- مااشتراك كننده گان جرگه ملي مشورتي صلح، از تمام طرف هاي درگير در جنگ مطالبه مي نماييم تا در مطابقت با ارشادات دين مقدس اسلام ندا و خواست مردم افغانستان براي قطع جنگ، برادر كشي و رسيدن به صلح دايمي لبيك گفته و راه مفاهمه و مذاكره را در پيش گيرند. اين ابتكار صلح و آشتي ميان تمام افغانان بوده و به هيچ وجه دربرگيرنده عناصر افراطي خارجي و شبكه هاي تروريستي بين المللي نمي باشد.

2- دولت بايد يك برنامه همه جانبه را براي آغاز پروسه صلح با درنظر داشت فيصله هاي جرگه ملي مشورتي صلح تدوين و تلاش براي تامين صلح را بحيث يك ستراتيژي ملي و دايمي اعلان نمايد.

3- تلاش هاي صلح نبايد دستاوردهاي نظام و ارزشهاي قانوني انرا زير سوال قرار داده و منجر به ايجاد بحران تازه دركشور گردد.

4- جهت رسيدن به صلح پايدار، تعهدات همه جانبه و صادقانه تمام جناح هاي ذيدخل يك امر ضروري ميباشد.

ما اشتراك كننده گان جرگه تقاضا مي نماييم تابه خواست مردم افغانستان و اشتراك كننده گان جرگه، و فيصله هاي اين جرگه احترام گذاشته، بصورت جدي و صادقانه درعملي نمودن آن اقدام نمائيد درغيرآن به ارزش تاريخي جرگه، صدمه وارد خواهد شد.

5- ما از تمام جناح هاي ذيدخل تقاضا مي نماييم تا از پيش شرط هاي كه زمينه آغاز مذاكره و مفاهمه را غير ممكن مي سازد، اجتناب نموده و روش هاي سازنده و انعطاف پذيررا براي آغاز تفاهم روي دست گرفته، حسن نيت خويش را ابراز نمايند.

6-جلوگيري از دامن زدن به مسايل قومي، منطقه يي، لساني، سمتي، تنظيمي، مذهبي و سياسي كه منجر به خدشه دار شدن وحدت ملي مي گردد، در اولويت هاي كاري اطراف ذيدخل قرارداده شود.

7- فراهم سازي زمينه هاي سرمايه گذاري جهت تقويه بنيه اقتصادي، انكشاف و رشد منابع بشري و زير ساخت هاي كشور به منظور ايجاد اشتغال، كاهش فقر و ارتقاي ظرفيت هاي تعليمات اسلامي و عمومي در صدر برنامه هاي دولت قرارگيرد.

ايجاد چهارچوب مذاكره با ناراضيان

8- ما از دولت افغانستان و نيروهاي بين المللي مستقر درافغانستان تقاضا مي نماييم كه به عنوان حسن نيت در مورد آزادي آنعده افرادي كه به اساس راپور هاي نادرست و يا اتهامات ثابت ناشده در زندان هاي مختلف بسر مي برند، اقدام فوري وجدي نمايند.

دولت بايد در تفاهم با جامعه جهاني درمورد حذف نامهاي مخالفان از فهرست سياه اقدام عاجل نمايد.

دولت و نيروهاي بين المللي، بايد امنيت و مصونيت كساني راكه به پروسه صلح مي پيوندند، تضمين و تامين نمايند و زمينه بازگشت ايشان را به زنده گي مصون، مساعد سازد.

و ازنيروهاي بين المللي و افغان جرگه تقاضا مي گردد تا از گرفتاريهاي بي مورد و تلاشي هاي خودسرانه منازل و بمباردمان ساحات مسكوني كه باعث تلفات ملكي مي گردد، جدا" خود داري ورزند.

دولت بايد اقدامات جدي را براي بدست گرفتن رهبري عمليات نظامي و هماهنگي ميان نيروهاي بين المللي موجود درافغانستان روي دست گيرد.

 ناراضيان مسلح بايد، خشونت و همه فعاليت هاي را كه منجر به قتل هموطنان عزيز و تخريب زير بناها ميگردد، ترك نموده و رابطه خود را با شبكه هاي تروريستي قطع نمايند.

 از جامعه بين المللي تقاضا بعمل مي آيد تا درتجهيز، آموزش و تقويه نيروهاي امنيتي افغانستان همكاري و اقدامهاي جدي نمايند تا اين نيروها قادر گردند كه مسؤوليت تامين امنيت مردم وكشور خود را به عهده گيرند.

 ما از جامعه بين المللي خواهان تعهدات درازمدت هستيم تا افغانستان دوباره به ميدان كشمكش ها و رقابت هاي منطقه اي مبدل نگرديده و از مداخلات بيروني جلوگيري بعمل آمده، زمينه را براي تقويه همكاري هاي منطقه يي مساعد سازد.

ما از جامعه بين المللي تقاضا مي كنيم تا از پروسه صلح تحت رهبري جمهوري اسلامي افغانستان پشتيباني همه جانبه نمايند.

دولت باهمكاري مردم براي ايجاد حكومت داري خوب، سپردن كاربه اهل كار، مبارزه عليه فساد اداري اخلاقي و اقدام عليه غاصبان زمين به سطح كشور نمايد.

اين اقدامات اعتماد مردم را بالاي دولت بيشتر ساخته و در نزديك ساختن ملت با دولت و موفقيت هاي پروسه صلح، نقش كليدي ايفا مي نمايد.

مردم افغانستان خواستار صلح عادلانه دركشور شان اند.

كه در آن بشمول زنان و كودكان حق تمامي اتباع كشور در نظر گرفته شده باشد.

به منظور تامين عدالت اجتماعي، جرگه تاكيد مي نمايد تا قوانين بالاي تمام اتباع كشور به طور يكسان تطبيق گردد.

ما اشتراك كننده گان اين جرگه از علماي كرام، مسؤولان و دست اندركاران رسانه هاي صوتي و چاپي و تصويري تقاضا بعمل مي آوريم تا از منابر، مساجد و ساير ارتباطات همه گاني براي تبليغ صلح و ترك خشونت، استفاده رسالت مندانه و مسؤولانه بعمل آورد.

10 ما اشتراك كننده گان اين جرگه از تمام مردم متدين خويش تقاضا مي نماييم تا يكجا با دولت براي پايان دادن به نا آرامي هاي كنوني كشور دست به دست هم داده، در موفقيت هاي امروز تلاش نمايند. دولت بايد تمام تدابير لازم را به همكاري مردم براي تامين امنيت، رويدست گرفته و جلوگيري فعاليتهاي تخريبكارانه و تروريستي را بگيرد.

ايجاد ميكانيزم براي مذاكره با ناراضيان

11- كميسيون با صلاحيت يا شوراي عالي صلح براي عملي ساختن مشوره هاي اين جرگه و پيشبرد پروسه صلح دركشور ايجادگردد. اين نهادبه مرورزمان نماينده گي هاي ولايتي، ولسوالي و محلي خود را ايجاد و توسعه بخشد كه در تركيب آن شخصيت هاي مصلح، اعم از برادران، خواهران دلسوز، علماي كرام، بزرگان قوم، يك يك نفر نماينده از مجلسين شوراي ملي و مخالفيني كه دست از جنگ برداشته باشند، شامل گردد. اين شورا بايد كميته خاصي را براي رسيده گي به زندانيان، رهايي و بازگشت آنها به زنده گي عادي ايجاد نمايد.

12- ما اشتراك كننده گان اين جرگه تعهد مي نماييم تا به صفت پيام آوران صلح حين بازگشت به مناطق و محلات خود، پيام صلح اين جرگه را به مردم خود رسانيده و دراين راه سعي و تلاش همه جانبه را به همكاري اداره هاي محلي، عالمان، بزرگان قوم و مردان و زنان براه اندازيم تا باشد سهم ديني و ملي خويش را در تامين صلح ايفا نماييم.

13- جهت كسب حمايت جامعه جهاني از قطع نامه جرگه ملي مشورتي صلح، دولت جمهوري اسلامي افغانستان مكلفيت داردتا آنرا شامل اجنداي كنفرانس كابل نمايد.

14- دولت بايد ازطريق ميكانيزمي كه ايجاد مي گردد در مورد پيشرفت برنامه صلح، مردم را طور متداوم، شفاف در جريان قرار بدهد.

15- سفارشهاي بيست و هشت گانه جرگه جهت تدوين و پيگيري برنامه عمل و ستراتيژي صلح، ضميمه اين قطع نامه ميباشد.

16- دراخير جرگه ملي مشورتي صلح، به نماينده گي از ملت مسلمان افغانستان حمله وحشيانه نظامي رژيم اسرائيل را در آبهاي بين المللي بالاي كاروان كمك هاي بشردوستانه براي مردم مظلوم و محاصره شده فلسطين در نوار غزه كه منجر به قتل و جراحت ده ها تن گرديده شديداً تقبيح نموده با خانواده هاي كشته شده گان و مجروحان، ابراز همدردي مي نمايد.

از بارگاه ايزد متعال صبر و استقامت را براي شان استدعا مي نمايد.

از ملل متحد و جامعه جهاني جدا" تقاضا ميگردد تا به محاصره ظالمانه نوار غزه خاتمه دهند.

و من الله توفيق

 



تاريخ : سه شنبه هجدهم خرداد 1389 | 11:11 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
در با ره خو دم

در خانوا ده که محکو م بزندگی شده بود م کتا ب ها ی لب لبا ب مثنوی دیوانها ی حافظ ، سعدی  شمس تبریز ،هلا لی و چند بیاض خطی دگر تو جه مرا به خود معطوف کرده بود .

پیش از انکه مکتب برو م و قلم قرطاس بد ست معلم به دستم گذاشته شود ما در م خواندم و پدرم نو شتن برایم امو ز ش داده بود .

 کتا ب ها ی حا فظ ، غزلیا ت بیدل چاپ کانپور  ، دیوان سعدی ،گلستان و بو ستان را به مثا به جدی ترین مشغله زندگی قبول و هر رو ز با صدای زیر و بم  در کو دکی ترنم وزمزمه میکردم.

در مکتب و مدرسه هم به شها دت همصنفانم در مضامین ادبیات معمولانمرات خوب داشتم  اما از قضا به جا ی انکه ادیب شو م ملا شدم و بعدا رو زگار از با ب سعایت راه ما را از هردو جدا کرد .

کمتر از بیست سال است که مشغله اصلی زند گی من رو ز نامه نگا ری است و اتفاقا میان کار رو ز نا مه نگا ری و شعر فرسخ ها فاصله است زیر ا سر و کا ر شاعر با احسا س ، تخیل ، عا طف و درد و پیونددارد و کا ر رو زنامه نگار باتثبیت  اما ر ارقام اعداد دقت و عینیت میبا شد

من سه جزو ه شعر خو د را کمپیو تر کرد م اما زما نیکه با دید نقد گو نه کا ر ها ی خود را داوری و ارز ش شنا سی کرد م دیدم ارز ش چا پ را ندارند  و از تر س انکه مبا دا بی مخا طب بما نند از چا پ شان صر ف نظر کردم .

کتا ب ها ی رهبرِی و مدیریت ، شکار خبر  مدیریت در رسانه ها  سیر و سر گزشت روز نامه انیس را اماده چا پ دارم

رسا له ها ی  تعریف مصاحبه  خبر و گزارش در که در چند ورکشاپ برای همکا رانم در رو زنامه اصلاح و انیس تد ریس کردم اما ده چا پ اند اما بد ون شک همه واجد معا یب و ناقب اندکه باید در جهت زدو دن معا یب شان تلا ش شود .



تاريخ : دوشنبه هفدهم خرداد 1389 | 10:56 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
در کوف ۹۹۰۰ رای و در خواهان ۹۶۵۰ رای میبا شد

تاريخ : یکشنبه شانزدهم خرداد 1389 | 16:19 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

آنهايي كه وقتي هستند، هستند وقتي كه نيستند هم نيستند. حضور عمده آدم‌ها مبتني بر فيزيك است. تنها با لمس ابعاد جسماني آنهاست كه قابل فهم مي‌شوند بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند. 

 

2-آناني كه وقتي هستند، نيستند وقتي كه نيستند هم نيستند (مردگاني متحرك در جهان، خود فروختگاني كه هويتشان را به ازاي چيزي فاني واگذاشته‌اند. بي‌شخصيت‌اند و بي‌اعتبار، هرگز به چشم نمي‌آيند، مرده و زنده‌شان يكي است).

 

3-آنهايي كه وقتي هستند، هستند وقتي كه نيستند هم هستند (آدم‌هاي معتبر و باشخصيت، كساني كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثير خود را مي‌گذارند كساني كه همواره در خاطر ما مي‌مانند، دوستشان داريم و برايشان ارزش قائليم).

 



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389 | 19:44 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
 

 

افزون بر حمایت دو لت و مرد م افغا نستان از دید گاه من مسایل اتی تا ثیر گزار در روند بحران اند

1-- مشرو عیت تصا میم جرگه و فیصله های اتخاذشده را حما یت سا ز ما ن کنفرانس اسلا می  ، سا زمان ها ی اطلا عات منطقه تضمین میکند .

2--یک از عوامل تو سعه بحرا ن در افغا نستا ن رقا بت کشو ر ها ی منطقه است چه تضمینی برای تا مین منافع انها و جود دارد که با عث ختم جنگ گردد.

 مسا عی  به خا طر  ختم جنگ وقتی مو ثریت دارد که علمای اهل تسنن و تشیع کشور ها ی اسلامی  متفق علیه  فتوا بر نا مشرو ع بودن فعالیت های  سا زما نهای تند رو را  بدهند .

جرگه اگر در این سه بعد روند کا ر خود را تسریع بخشد ومشکلا ت فوق را از میان بردارد  یکی از راهکارهای حل منا زعه همین اقدام   خواهد بود .



تاريخ : سه شنبه یازدهم خرداد 1389 | 13:14 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
دعوت

 

خو شم در بیا بان و صحرا بیمرم                           و یا در دل مو ج در یا بیمرم

چو قو عاشق مرگ بر رو ی موجم                     سپیده دمد صبح زیبا بیمرم

به خو رد ی  مرا ترس از مر گ میبود              خو شا ! روز گا ر ی که تنها بیمرم

کسی روز رفتن نگرد د ملول                         و گرنه دل اژنده و رسوا بیمرم



تاريخ : یکشنبه نهم خرداد 1389 | 10:32 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 

 

  ورودیها و خرو جیها در بد خشان

       نو یسنده :   مو لوی محمد نبی  بیان

به قول مشهور هشتادوُ دو تن نخبه ترين هاي بدخشان ؟!براي ورود به پارلمان  افغانستان در كميسيون انتخابات ثبت نام كرده اند.

 هرچند هستند نخبه گاني که نسبت به اين هشتاد ودو تن ، صاحب توانايي فكري، تحصيل، تخصص وتجارب كاري در عرصه هاي مختلف دارند ، اما به دلايل بسيار جسارت آنرا نداشتند تا در معركه رقابت توازن اجتماعي و مردمي خود را توزين نمايند.

مكث كوتاه در بدخشان:

بدخشان از زمرة ولايتهايي است كه در جريان يك قرن اخير بدترين آسيب هاي اجتماعي، اقتصادي وسياسي را تجربه كرده است.

چند نسل كه در يك قرن اخير، محكوم به زنده گي در آنجا بوده اند، نسل هيجانزده، عصيانگر، سنت شكن و تاحدي با اسيمگي و انزجار با جامعه و جریا ن ها ی  محيط پيوند داشته اند.

روشنفکر بد خشا نی کیست ؟

مناقب روشنفكر بدخشاني آن  است كه از تعب، درمانده گي، فقر و محروميت نمي ترسد. چون در ميان همين آسيب ها معاش و معيشيت داشته، استعداد، همباوري و توافق را با اين پديده ها پيدا كرده است.

معايب روشنفكر بدخشاني آن است كه، توانايي شناخت پديده هاي ماحول خود را با ديد رياليستيك ندارد. اگر عيوب و كاستي هايش را بر رخش بكشي تا زنده هستي محكوم به نفرت و انزجار وحتا اگر قدرت فزيكي جانب مقابل داشته باشد، پاسخش گلوله ومرگ است.

اكثر وكيلان كانديد ميدانند كه، از بدخشان فقط نو مرد و سه زن ميتواند به پارلمان راه يابد و باقي 71 تن كانديدا افزون بر آنكه در اين هياهو چيزي به دست نمي آورند، شايد قرضدار و  تا جايي... شوند.

اما اگر براي فلان كانديدا كه، شانس رقابت و سبقت را فقط يك فيصد دارد، بگوي آرام باش! بر دهنت مشت و لگد حواله ميكند.

به  هر حال:  اكنون به صورت كوتاه در حول وحوش كانديدان با ديد و درايت عقلاني تامل نموده تا ديده شود كه با  حمايت مردم ، كيها برنده ميشوند.

چهره هاي متمايز و سرشناسي مانند خانم فوزيه كوفي ،آقاي شكور واقف، محمد نو رخواهانی  عبداللطيف پدرام، مولوي عبدالعزيز ،اقای خليل، اقای پیمان ،سردار خان، صفرمحمد، سيد علم ،نيازي، نور احمد، زلمي خان و يك خانم ديگر شانس حضور يابي به پارلمان را تا حدودي بيمه كرده اند.

جمعيت اسلامي با وجود آنكه به صورت سنتي بدخشان را در سه دهه اخير به صورت پراكنده تحت قيمويت داشت، اكنون تلاش ميكند حداقل شش تن از چهره هاي مشخص و متمايز اين جريان را به پارلمان معرفي كند.

آقاي شكور واقف، نور احمد، محمد نور خواهاني، نيازي چهره هاي اند كه مورد حمايت سياسي و معنوني جريان جمیعت  اند .

اما آقاي پيمان و زلمي خان با وجود آنكه سالها با اين سازمان ميانه و پيوند نزديك داشتند، در چند سال اخير روابط شان با اين جريان شكسته شده، به تأسي از ملاحظات و برداشت خود مصروف مساعی  خارج از قلمرو جمعیت  اند.

آقاي معاون صفر، مولوي عبدالعزيزو خليل الرحمن كه در گذشته به حزب اسلامي حكمتيار پيوند داشتند، در 9 سال اخير با آقاي سياف روابط و تفاهم داشته و اكنون مورد حمايت سياسي آقاي سياف اند.

آقاي پدرام تنها شخصيت چپگرا است كه، كانديد و رهبر كنگرة ملي بوده و ممكن است بقاياي سيستم ملي در بدخشان او را مورد حمايت قرار داده و در پارلمان آينده راه يابد.

و باقي دوستان اگر آزرده نشوند از بد حا دثه ما نند ما جا ی شان در پارلما ن ایند ه خا لی و مردم بد خشان از سعادت زعامت شان محرو م خواهند بو د  ...

 



تاريخ : سه شنبه چهارم خرداد 1389 | 11:37 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
کشمکش میان وزیر دفاع و لوی درستیز افغانستان مانع انکشاف اردو شده است»
تعداد از سربازان اردوی ملی افغانستان

تعداد از سربازان اردوی ملی افغانستان

23.02.1389
در یک راپوری که به روز چهارشنبه از طرف گروپ نظارت بر بحران بین المللی به نشر رسیده، تصویرغم افزاه از اردوی ملی افغانستان ترسیم شده است.

راپور کرایسس گروپ یا گروپ نظارت بر بحران بین المللی هوشدار می دهد، فساد اداری و دسته بندی های فرقه ای در اردوی ملی در حال توسعه افغانستان، به حدی زیاد است که می تواند بعد از خروج نیروهای بین المللی، اردوی ملی را به خطر تجزیه مواجه کند.

این راپور به روز چهارشنبه و در زمانی به نشر رسید که بارک اوباما رییس جمهور ایالات متحده امریکا با حامد کرزی رییس جمهور افغانستان در واشنگتن کنفرانس مشترک خبری داشتند.

مقامات امریکایی امیدوارند که فصل تازه ای را در روابط اکثراً طوفانی با رییس جمهور افغانستان بگشایند.

در راپور گروپ نظارت بر بحران بین المللی آمده است، در حالیکه اردوی ملی به کمبود ظرفیت های لوژیستکی، ضعف رهبری و اصطکاک فلج کننده مواجه می باشد، مواد و تدارکات نظامی ناتو، شبکه های را در افغانستان تقویت و حمایت می کند که توسط قوماندانان رقیب اداره می شوند.

در راپور گفته شده، کشمکش و ناسازگاری طولانی میان عبدالرحیم وردک وزیر دفاع و جنرال بسم الله خان محمدی لوی درستیز مانع جدی انکشاف اردو شده و پیوند میان اردوی ملی را تخریب کرده است.

هر چند در راپور تایید شده که اردو نسبت به بسیاری موسسات در افغانستان از حمایت بیشتر برخوردار بوده و به تناسب قوای پولیس به مراتب انکشاف کرده، اما در راپور نیز هوشدار داده شده که ناکامی در تطبیق اصلاحات، معنی اش این خواهد بود که اردوی بزرگ، به نا امنی بزرگ منتج خواهد شد. چنان چه کنداس رون دیوکس، یک تحلیلگربرجسته در گروپ نظارت بر بحران بین المللی می گوید:
« تاریخ شاهد است که عدم موفقیت برای ایجاد یک اردوی ملی قوی و همبسته، اکثراً به بخش و تقسیم نیروهای دولتی در میان بازی گران غیر متجانس شده و این امر سقوط حکومت در کابل را تسریع خواهد کرد.»

در راپور گفته شده است که به منظور کاهش دادن تنش ها، باید اصلاحات اساسی به شمول تقویت بخشیدن ساختار اداری و ارزیابی از مقامات بلند پایه در داخل وزارت دفاع و در اردو به عمل آورده شود.

در راپور هم چنان آمده است که کوتاهی و عدم موفقیت برای انکشاف دادن یک وضع و حالت دفاعی پایه دار، وسیع و دراز مدت، می تواند بعد از خروج نیروهای بین المللی باعث تجزیه اردو شود.

ناتو می خواهد تعداد اردوی ملی افغان تا سال 2014 به 240 هزار نفر برسد. قوای ایتلاف به یک اردوی بزرگ و نیرومند افغان ضرورت دارد تا زمینه آغاز خروج نیروهای بین المللی را میسر بسازد.

به نوشته راپور، ایالات متحده امریکا از سال 2002 تا سال 2008 میلادی، بیش از ده ملیارد دالر بالای اردوی ملی افغانستان مصرف کرده است.

در راپور هم چنان گفته شده که بسیاری رهبران نظامی افغان مخالف مذاکره با رهبران طالب و مخالف مدغم ساختن طالب ها در چهارچوپ نیروهای امنیتی می باشند.

رهبران نظامی افغان می گویند، حکومت کرزی باید از موقع قدرت و صرف زمان با طالب ها داخل مذاکره شود که دست بالا داشته باشد.



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 | 17:34 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
 بها ر

 بها راست اب شا ران در خروش است       غچي را  رنج پا رينه به دو ش است

سرا يم يك عزل در غربت خود               كه رگ ها يم پر از درد و خروش است

****

 فضاي باغ با بارو ت رنگست                تعفن در فضا از بو ي بنگست

مزارع بستر خشخاش و افيون             غريو نفرت و حكم از تفنگست



تاريخ : شنبه هفتم فروردین 1389 | 11:0 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

تكنيك مقاله نو يسي

صنعت دبيري و نويسنده گي:

 

محتا ج

 

انسان از نخستين روز يافتن فكر و تدبير، در تلاش آن شد تا خواستها، نيازها و يافتهاي تجربي را از باطن خود بيرون و آنرا به صورت نبشته وانشاء تنظيم كند.

واژه انشاء كه در زبان دري آغاز كردن، آفريدن و از خود چيزي گفتن است، متأثر از همين برداشت و بار معنايي است.

در اصطلاح صناعت ادبي انشاء عبارت است از نوشتن نامه هاي خصوصي يا رسمي، عهدنامه وفرمانها ميباشد.

در قديم كسي را كه متصدي اين كار بود منشي ميگفتند كه واژه دبير يا نويسنده معادل منشي عربي ميباشد.

معناي منشي و د بير:

در اصطلاح ادبا انشاء عبارت است از نگارش جملات و عباراتي كه افكار نويسنده را به صورت روشن و زيبا بيان كند، تا خوانند منظور و مقصود نويسنده را به ساده گي درك و برايش خوشايند و مطلوب باشد.

هدف از آموزش انشاء:

فطرتاً همه انسانها صاحب قدرت تخيل و برخي استعداد ها قدرت بلند تر در تصوير گيري و تصوير سازي از پديده هاي طبيعت دارند، آنهايي كه استعداد  بلندتر از ارائه تصوير ازطبيعت دارند در واقع از جنس وسنخ شعرا نويسنده گان و دبيران اند.

وقتي كه چنين استعداد ها  شناخته شده و در مسير صحيح هدايت شدند در واقع همين شخصت ها نويسنده گان و دبيران بزرگ هستند.

ويژه گي هاي دبيران:

همه انسانها صاحب سه نوع ديد و تميز هستند برخي ها فقط توانايي توجه دارند.

برخي ها توانايي تمركز

و برخي هم صاحب صلاحيت تعمق در ماهيت پديده ها اند.

دبيران و منشي ها ديد توجه يي دارند، پديده هاي را كه  با بصيرت ظاهري مي بينند ، با برداشت تصاوير سطحي موفق به تعريف آن ميشوند.

اما برخي دبيران ماجراجو بالاي رويداد هاي تمركز نيرومند نموده تلاش ميكنند، تا ماهيت چگونه گي و چراي رويداد ها را با شكيبايي نيرومندتر بدانند.

اما كتگوري سوم كه صاحب استعداد  انديشيدن و تعمق را در ماهيت پديده ها را دارند، طرفدار نگاه شتابزده در ظاهر پديده ها نيستند، با قدرت تدبير و عقلانيت ميخواهند مسير صحيح و جوانب يك رويداد ها با تعمق تعريف كنند.

 

لذا پرورش قدرت استدلال، دقت، تمركز ومجبور كردن ذهن براي تعريف رويداد براي هر

نو يسنده يك امر حتمي است.

بايد  از كودكي قدرت انديشه و تدبير در ضمير كودك بيدار شده و در فرايند عمر افزون برنگاه توجه يي،به  پر و رش قدرت تمركز مما رست كند  .

شيوه هاي سنتي منشي گري:

هر چند تفاوت هاي آشكاري در شيوه كار منشي ها و نويسنده گان نهفته است. منشي ها معمولاً به تعريف تبين رويداد هاي مبادرت ميكردند كه، از جانب امرا و پادشاهان براي شان هدايت ميشد.

اما نويسنده گان پيرامون مسايل مهم علمي، تاريخي، ادبي، فرهنگي و اجتماعي ميپرداختند.

در بحث زير هدف ما آشكار كردن و تعريف از شيوه ها مقاله نويسي مدرن بوده كه در رسانه ها بيشتر مورد كار برد است.

در نوشته زير تلاش ميكنم تا بر اصول مقاله نويسي«دبيري» مطابق شيوه هاي مدرن مكث كنيم.

چرا مقاله مينويسيم:

انسانها فطرتاً در جستجوي دانستن و يافتن اطلاعات تازه هستند. دستيابي به اطلاعات، از نخستين سپيده دم پيدايش بشر، تا امروز به مثابه يك نياز معناي اشباع نشده است.

زيرا ماهيت حوادث و رويداد در هر عصر و زمان در حال دگرگون شدن ميباشد.

 افزون تغيير پذير ي ماهيت رويداد ها يكي از مشغله هاي دايمي كه ذهن و ديد بشر را به خود معطوف داشته، نيازآگاه شدن از روند رويداد ها است. در دنياي امروز ساختار، طرز ديد و نحوة بينش انسانها را داده رسانه ها در فورم خبر، مقاله، گزارش، تفسير و تحليل شكل ميدهد.

با در نظر داشت همين مامول مقاله نويس پيش از آن كه دست به قلم ببرد بايد موضوع را كه قلم در حول وحوش آن تعمق ميكند بيابد.

بعد از يافتن موضوع با نيت دفاع از حقيقت و بازتاب رويداد آغاز كند، مقاله نويس هرگز قلم را در جهت ددفاع از منافع فرد گروه، باور خاص استخدام نكند. هدف مقاله مقاله نويس رفع مشكلات جامعه بوده و مصالح ملي را به خوبي بايد بداند.

 

 

 

تكنيك نوشتن مقاله:

مراحل مقدماتي:

1-               يافتن موضوع

2-               تفكر در باره موضوع

3-               يادداشت برداري از منابع

4-               تنظيم و اصلاح يادداشت ها

5-               تهيه متن نهايي مقاله

6-               تعيين عنوان

گزينش عنوان جذاب وجادوگر:

اهميت عنوان در محتوا يك نوشته مانند اهميت سردر بدن انسان است.

به هرتناسب كه سروصورت مرتب، جذاب و پاكيزه باشد به همان پيمانه درنگاه نخست توجه بيننده را جذابيت صورت ظاهرپديده ، قابل اهميت ميسازد.

ضعف، قوت و ساير خصوصيات كه در بدنة يك مقاله است درنگاه نخست در ديد خواننده ظاهر نميشوند، اما عنوان در اولين نگاه توجه بيننده و مخاطب را به خود معطوف ساخته، ميزان حب و بعض در پاره از محتوا مقاله از همين مرحله مشخص ميشود.



تاريخ : یکشنبه شانزدهم اسفند 1388 | 14:51 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

چگونه عنوان گزينش كنيم؟

1-               عنوان بايد كوتاه باشد

2-               واژه هاي عنوان آهنگ و لطف خاص و بار معنايي داشته باشند.

3-               عنوان جامع و مانع باشد يعني محتوا مقاله در حد و مرز عنوان گنجانيده شود

4-               تازه باشد، از عنوان هاي تكراري استفاده نكنيم

5-               از صنايع ادبي استفاده شود

6-               در گزينش عنوان از صناعات تضاد، سجع و جناس استفاده شود

نمودار عنوان به سه شيوه معمول:

صنعت جناس:     قرائتي از قرائتي، بهار با بهار

صفت تضاد:     روشنتر از خاموشي، خفتگان، بيدار خشم و محبت

صنعت سجع:   پله پله تا ملاقات خدا، شام به شب ميرسد..  آفت كبرو هوس،  سلسله درد و رنج.

 و فراموش نشود كه در نوگرايي بايد از واژه هاي استفاده شودكه با موضوع مرتبط هماهنگي و پيوند داشته باشند.

اركان مقاله نويسي:

مقاله ها معمولاً درپيوند با موضوع و رويداد خاص نوشته ميشوند، رويداد كه از نگاه دربرگيري با سرنوشت تعداد از مردم پيوند داشته، و مردم خواهان يافتن ايضاحات و روشني در مورد آن باشند.

نمودار:

دستگيري ملا برادر از نگاه امنيتي مورد توجه طيف گسترده از مردم در كشور است  و مردم ميخواهند بعد از دستگيري او در مورد گذشته تحصيلات، موقف، كاركرد، وابسته گي ايديولوژيكي او چيزي هاي نو بدانند.

لهذا اگر مقاله در بارة دستگيري ملابرادر نوشته ميكنيم بايد به موارد آتي توجه كنيم.

تفكر در بارة موضوع:

دستگيري ملا برادر چه تأثير بالاي امنيت دارد. چه اقداماتي انجام داده، در كدام سطح و موقف قرار داشت.

يادداشت برداري:

از اطلاعاتي كه در مورد ملابرادر در رسانه ها نشر شده اند، استفاده كنيم كساني كه با ملابرادر رفاقت و نزديكي داشته اند در بارة ملا برادر از آنها اطلاعات كسب كنيم.

تنظيم و اصلاح يادداشت:

محتوا و اطلاعات را كه جمعنبدي نموده ايم، مواد مهم و غير مهم را تفكيك كنيم.

متن نهايي مقاله:

از اطلاعات كه به نظر خود مان جذاب و بخش از آن مهم است در مقاله استفاده كنيم.

اركان مقاله نويسي:

وحدت موضوع ومفهوم:

مقاله بايد در مسير هدايت گردد كه با موضوع مورد گزينش مرتبط ودر خط خاص حركت كند.

اطلاعا با انسجام معناي ارائه شده و به صورت پراگنده تصوير داده نشوند.

وحدت زمان:

زمان مقاله از ابتدا تا انتها ثابت نگهداشته شود، اگر قرا است بالاي اوضاع نظامي در سال 1388 مكث كنيم، پرداختن به رويداد هاي 1389 انحراف از موضوع و در واقع پريدن از يك شاخ به شاخ ديگر است.

وحدت مكان:

 اگر دربارة مشكلات سياسي پاكستان نوشته ميكنيم، ضرورنيست مشكلات سياسي هند درآن دخيل گردد.

شيوايي و رسايي:

جذابيت، قشنگي و جادوگري محتوا هر مقاله هم پيوند  با  ساده نويسي، روان نويسي و كاربرد واژه هاي كوتاه وحامل بارمعنايي هم پيوند با موضوع است.

انسجام:

در محتوا مقاله هاي قوي روابط پرگراف ها، واژه ها مانند رابط زنجير است نويسنده گان كه از قدرت اقناع و استدلال بهره مند اند در زمان نوشتن با آرامش چنان اتحاد و همسبتگي ميان واژه به وجود مياورند كه اين اتحاد باور و  ذهن مخاطب را به خود معطوف كرده و در زير بار قدرت اقناع و استدلال نويسنده، آشفتگي خودرا  خواننده را فراموش ميكند.

استنتاج:

مقاله به منظور ارائه و رسانيدن پيام نوشته ميشود، لذا ممكن است برخي اوقات پيام مقاله در ابتدا آورده شود، و بعد نويسنده براي تبين وتعريف موضوع به اقناع و استدلال پرداخته و در اخير مخاطب را به نتيجه واحد برساند.

اكثر نويسنده گان حرفوي اصل موضوع را در مقدمه آورده بعد از اقناع تحليل و استدلال مبادرت كرده و در اخير نتايج را مشخص روشن ميكنند.

تكنيك نوشتن مقاله هاي خبري:

درعصر ديجيتال و انفجار اطلاعات انسانها فرصت اندك دارند، بيشتر مردم ميخواهند محتوا و مفاهيم دراز را در چوكات و فورم مقاله هاي خبري كو تا ه  بخوانند.

در مقاله هاي خبري رويداد به صورت فشرده با ذكر جزئيات مهم نوشته ميشود، نويسنده گان مجرب به بيان رويداد وجريان به صورت منطقي پردا خته  و با نتيجه گيري آنرا پايان ميدهند.

در نوشتن مقاله براي تقويت و استناد نوشته از باور عقايد كه با موضوع مقاله مرتبط است  استفاده شود، نقل قولها ممكن است از يك انسان عادي يا دانشمند باشد.

 امثال و حكم:

نوشته هاي  را ميتوان با يك مثل و حكايت يا روايت آغاز كنيم

شعر:

برخي فرد هاي جذاب از شاعران بزرگ توجه مخاطب را جذب ميكند مانند:

نهنگي بچه خود را چه خوش گفت

به دين ما حرام آمدكرانه

به موج آويز از ساحل بپر هيز

همه درياست ما را آشيانه

وصفي:

نويسنده گان مبرز براي جذب باور مخاطب با ارائه توصيف عيني از صحنه هاي رويداد مخاطب در جريان جزئيات مهم قرار داده و به اين وسيله باور او را نسبت به موضوع تقويت ميكند

 

 

رويكرد ها :

مقا له نو يسي در رسانه ها  :

 تا ثير حديث و قران در ادبيا ت فارسي

 بر سمند سخن

 الا  ايتقان في علو م القران :  نو شته جلا ل الد ين سيوطي

گزارش نويسي در رسانه ها : اميد مسعود

صنا عات ادبي: استاد جلا الدين هماي

مقاله نو يسي : يو نس شكر خواه



تاريخ : یکشنبه شانزدهم اسفند 1388 | 14:50 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

پرداخت به سوژه طنز، نيازبه ذوق زنده هنری دارد

 محتا ج

نام و هویت آقای جلال نورانی روزنامه نگار مطرح، نویسنده مجرب و طنز نویس چهره دست در کشورما هویت مستقل و شناخته شده است.

به گفته آقای نصیر عبدالرحمان  نا شر  «داستانهای طنز نزدیک بود بی آب شوم» آقای آقای جلال نورانی در سه دهه اخیر در میان پیشکسوتان جرگه اندیشه و هنر چهره متمایز و شناخته شده است.

 نو يسنده تاانجا كه اگاهي دارد آفرینش های طنزی آقای نورانی در افغانستان و بیرون سه نوع مخاطب داشته اند .

 -    مخاطبان شکاک، منتقد و ماجرا جو .

-    مخاطبان، جرگه اندیشه و قلم .

-   و مخاطبان عام که شامل صنوف  كتا ب خوان و با سواد  در  این جامعه اند.

بدون شک قرات جرگه منتقد در سره کردن و پخته سازی طنز آقای نورانی اثر گذاری مثبت داشته وطنزش را، ماندنی کرده است.

 قرائت که جرگه اندیشه و هنر شناس از كار كرد  نورانی دارد، به گفته پرتو نادری نام نورانی با طنز گره خورده است و ممکن نیست بدون نام نورانی از طنز سخن گفت.

اما قرائت صنف عام برای   تفنن    بوده  و مخا طبان اقاي نو راني بيشتر به خا طر دلمشغولي به خواندن ان مبا درت كرده و اين اقدام   با نحوی از انحا در بیداری مخاطب عام  اثر مثبت داشته است.

 

 بر مبنا ي همين واقيعت پیش از آنکه كتا ب  طنز ، نزدیک بود بی آب شوم به آذین چاپ آراسته شود، مخا طبان اقا ي  نو را ني در نشريه ها ي داخل و خا رج طنز ها ي فراواني از نو يسنده خوانده اند .

 نگا رند ه با برداشت  ارتجا لي و شتا بزده اي كه از پیام نوشته طنز ها ي  كتا ب نزديك بود...  دارم اقا ي نو راني  در متن این جامعه با نگاه تعمقی مجموعه رویداد های پیرامون خود را به کنکاش تصويرگرفته و آنچه را که به مخاطب خود ارايه  میدارد، در واقع منبعث از دید ها یافته ها و تجارب عینی نورانی است.

عمیق نگری و یافتن مجال تمرکز در حوش حول رویداد ها، انگیزه آن شده است تا تعاریف که از عمق رویداد با زبان طنز گونه ارائه می شود ماندنی شیوا و اثر گذار در ذهن مخاطب باشد.

زبان که آقای نورانی به وسیله آن طنز را ارائه میکند

ارائه تعریف از متن یک رویداد در سوژه تحلیل، تفسیر و داستان به عینیت و دقت از متن رویداد نیاز دارد.

 اما ارائه تصویر با زبان طنز و نیشخند در حد بضاعت هر کس نیست، زیرا یافت و بافت سوژه با زبان نیشخند و طنز به کار موشگافانه، ظرافت شناسی و ذوق زنده هنری نیاز دارد .

 بطور نمونه تصویر های سمبولیک که در طنز »خانۀ کرایی دارین؟» ارائه شده از یک سو تعریف ریالستیک از مجموعه مصایب است بر گردن یک مامور کرایه نشین فشار انداخته و از جانبی تعمق در مفاهیم سمبول ها از ویژه گی ها تعب، در مانده گی و مصایب اجتماعی يك انسان اين جامعه حکایت دارد كه زیر فشار مصرو ف تجربه درد  است .
 نمونه از طنز {خانه كراي دارين ؟} صفحه63 پراگراف دوم

«صاحب خانه ما وعده داده بود که با م ها را کاهگل میکند ولی به وعده خویش وفا نکرد   وبا، باریدن باران چکک از هر گوشه سقف مثل اینکه آب از ناوه بریزد شروع به فرود آمدن نمود و با هرچه ظرف داشتیم روی فرش ها و اثاثیه خانه گذاشتیم اما دردی را دوا نکرد» .

افزون از ارائه تصویر از مجموعه مشکلات یک آدم خانه بدوش یکی از ممیزه های دگر که در طنز های آقای نوراني واجد اهمیت است دادن  تصویر ذهني از مکان و زمان است.

 آقای نورانی با تجارب و اندوخته های که دارد، جهت جذابیت رویداد ها تلاش میکند با ارائه تعریف و تصویر از جزئات رويداد  طنز خود را خواندنی، ماندنی و جذاب بسازد.

افزون بر این ممیزات جذاب یکی از مولفه هایی که باور محوری در دید و آیده مخاطب بصورت مرموز و مجهول ترزیق میکند زبان شیوا، قشنگ و روان آقای نوراني است.

زبان که آقای نورانی به وسیله آن طنز را ارائه میکند مانند آب چشمه شفاف، ذلال و فاقد هرگونه تعقید لفظی است. شک نیست که در زبان طنز آقای نورانی    از تعقيد    معنوی فراوان استفاده شده باشد اما روشنی و شفافیت که در زبان شیوا و نو شتا ري آقای نوراني  است، طنزش را جذاب، جادوگر و ماندنی میسازد.

سایر ویژه گی های کتاب:

پشتی کتاب به رنگ سیاه و کاغذ که محتوا ان  نگارش یافته کاغذ 62 گرام لشم است.

فونت کتاب به استثنای عناوین فونت، تایمز رومان میباشد.

عنوان ها فونت 16و هژده است

کتاب دارای 340 صفحه بوده و قطع صحافت آن به طول 20 سانتی و عرض آن 13 سانتی میباشد.

طرح تصویر نویسنده در پشتی اخیر از استاد محمد حسن پاوند بوده و شماره گان 1000 نسخه است.

کتاب به تاریخ 1388 در بنگاه انتشارات میوند، به آذین چاپ آراسته شده است.

 خوانش كتا ب قسمي كه اشاره  كردم براي جرگه منتقد ، اهل فكر و انديشه و براي صنف با سواد و

كتا ب خوان مشحون  ا زلذت و اشنا ي به بخش از رويداد ها ي است كه در متن جامعه ما حضور فرايند ي

 داشته ما براي تعميم تجا رب به شناخت انها نياز معنا ي داريم .

=======  

 



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388 | 10:8 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
اما واقعا این "عمق استراتژیک در افغانستان" که گفته می شود سیاستمداران پاکستانی تمام سیاست های خود در قبال افغانستان و هند را براساس آن تدوین می کنند، چیست؟

 

بعد از خروج نیروهای شوروی، غرب نه تنها افغانستان را فراموش کرد بلکه این فراموشی شامل حال پاکستان نیز شد. رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا در دیدار اخیر خود از پاکستان که در هفته قبل از کنفرانس لندن (که 28 ژانویه برگزار شد) انجام شد، در سخنرانی اش خطاب به افسران نظامی پاکستانی قطع روابط دفاعی میان امریکا و پاکستان در اوایل سالهای ۱۹۹۰ را، که دلیل آن آزمایشات اتمی پاکستان بود، “اشتباه بزرگ استراتژیک” توصیف کرد.

عمق استراتژیک در ادبیات نظامی به طور عموم به فاصله بین خط مقدم نبرد یا نواحی جنگی و مناطق اصلی غیرنظامی، مثل شهرها، مناطق متراکم از جمعیت های غیرنظامی، مناطق صنعتی و غیره گفته می شود. بنابراین، معمولا فرماندهان نظامی آسیب پذیری این فاصله استراتژیک را در مقابل حملات دشمن ارزیابی کرده و براساس آن پلانهای (برنامه های) دفاعی و عملیاتی خود را طراحی می کنند.

 

نکته مهم دیگری که در این برنامه ریزیها به آن توجه می شود این است که آیا یک ارتش در صورت تهاجم و پیشروی دشمن یک "عمق استراتژیک" مناسب در داخل قلمرو خود برای عقب نشینی و سپس انسجام نیرو و حمله دوباره به منظور عقب راندن دشمن را دارد یا خیر؟

 

از نظر نظامی، عمق استراتژیک منطقه ایست که محل مناسبی برای عقب نشینی یک ارتش و انسجام دوباره آن باشد و در عین حال در تهدید پیشروی بیشتر نیروی دشمن نباشد و این عقب نشینی از نظر زمانی بتواند فرصت کافی جهت انسجام و پلان گذاری نظامی برای ارتش فراهم کند. نمونه تاریخی این نوع عقب نشینی به یک عمق استراتژیک را م یتوان در جنگ جهانی دوم در سالهای 1941-42 دید، زمانی که قوای شوروی سابق در نتیجه حمله آلمانها، از پولند (لهستان) به اطراف مسکو عقب نشینی کرد و فرصت آنرا یافت که پایگاههای خود را در شرق کوههای آرال استقرار دهد.

 

با توجه به نظریات و تحلیلها کاملا متفاوت و بعضا متضادی که از "عمق استراتژیک پاکستان در افغانستان" ارائه شده، به نظر نمی رسد که سیاستمداران پاکستانی بر روی یک تعریف واحد از "عمق استراتژیک" توافق داشته باشند. برخی ژنرالهای پاکستانی ظاهرا تعریف نظامی فوق را از این امر دارند و گویا معتقدند که قلمرو افغانستان می تواند یک عمق استراتژیک برای ارتش پاکستان در حمله هند به این کشور باشد.

 

آنها نگرانند که چون از نظر جغرافیایی پاکستان یک کشور باریک است، تاکتیک ارتش هند این خواهد بود که با یک حمله سریع و ضربتی پاکستان از میان به دو قسمت تقسیم کند. به نظر این دسته از نظامیان پاکستان در آن صورت ارتش پاکستان می تواند به داخل افغانستان عقب نشینی کند و در آنجا ضد حمله خود برای عقب راندن نیروی هند را برنامه ریزی کند.

 

همین امر می تواند یکی از دلایل علاقه پاکستان به یک حکومت "دوست" در افغانستان باشد و این انتظار که چنین حکومتی حاضر باشد در واقع بی طرفی خود در جنگی احتمالی میان هند و پاکستان را نقض کرده و اجازه استفاده از قلمرو خود را به عنوان یک "عمق استراتژیک" به ارتش پاکستان بدهد.

 

کامران شافی روزنامه نگار باسابقه پاکستانی، اخیرا در روزنامه "دان" پاکستان در مطلبی با عنوان "تعریف عمق استراتژیک" با نگاهی طنز آلود به انتقاد از این نظریه پرداخته و می پرسد در صورت حمله هند " آیا ارتش ما فورا بار و بنه خود را خواهد بست و به داخل افغانستان فرار خواهد کرد؟ چه مسیری را خواهد پیمود؟ از طریق کدام گذرگاههای کوهستانی به افغانستان فرار خواهد کرد؟ آیا فرقه (سپاه) پیشاور، با تانکها و عساکر (سربازان) و موترهای (خودروهای) نظامی و توپ و تفنگ خود به طرف گذرگاه خیبر و جلال آباد حرکت خواهد کرد؟ آیا فرقه کویته و کراچی نیز از طریق گذرگاه خوجک به افغانستان فرار می کنند؟ فرقه های نظامی لاهور و سیالکوت و مولتان و گوجرانواله و بهاولپور و دیگر فرقه ها چه خواهند کرد؟ قوای هوایی پاکستان چطور؟ از همه مهمتر یکصد و هشتاد میلیون جمعیت پاکستان چه خواهد کرد؟ لطفا به ما بگویید این بزرگان ما از چه “عمق استراتژیکی” صحبت می کنند؟"

 

نکته دیگری که کامران شافی به آن اشاره می کند این است که "چطور افغانستان می تواند عمق استراتژیک پاکستان باشد درحالی که بیشتر افغانها از ما متنفرند، و نه فقط مردم ولایات شمالی افغانستان، بلکه حتی پشتونها در جنوب."

 

گذشته از آن، تلاش برای داشتن عمق استراتژیک در افغانستان، با درنظرداشت چندپارچگی سیاسی گروهها و احزاب مختلف در این کشور و از جمله تنشها در بلوچستان و نفوذ رو به افزایش گروههای تندرو در افغانستان، به نظر می رسد حداقل اولویتی حساب نشده برای حکومت پاکستان باشد.

 

"عمق استراتژیک" غیرنظامی

 

نگاه دیگری که به "عمق استراتژیک" پاکستان در افغانستان وجود دارد، به طور کلی با معنای اصلی آن در ادبیات نظامی متفاوت است. این را می توان نگاهی قطب گرایانه نامید چرا که براساس این دیدگاه منظور پاکستان از عمق استراتژیک را می توان نزدیکی پاکستان به کشورهای اسلامی مثل ایران، ترکیه و کشورهای خاورمیانه و حوزه خلیج فارس از طریق افغانستان، و تشکیل یک قطب "اسلامی" در تقابل با هند (بخوانید هندویسم) تلقی کرد.

 

پاکستان از زمان جدا شدن از هند در سال 1947 کم و بیش به دنبال ایجاد چنین قطبی بوده است و تلاش این کشور برای ایجاد روابط اقتصادی، تجاری و فرهنگی با کشورهای مسلمان خاورمیانه از جمله ایران را می توان در چنین چارچوبی تعریف کرد.

 

پاکستان به دلایل مختلف قادر به آن نشده که چنین قطبی را به وجود آورد و دلیل اصلی آن شاید این است که هرکدام از کشورهای اسلامی منطقه دیدگاهها و سیاستهای متفاوت و گاها متضاد در رابطه با ایجاد یک "اتحادیه کشورهای اسلامی" دارند و در بسیاری موارد ماهیت رقابتی و منحصر به فرد روابط سیاسی و اقتصادی هر کدام از این کشور با یکدیگر و با کشورهای غربی باعث می شود که پاکستان طبیعتا نتواند ایجاد نوعی دیدگاه متحد کننده اسلامی را بین این کشورها ترغیب کند.

 

تا قبل از حمله شوروی به افغانستان که در آن پاکستان جایگاه پلی ارتباطی میان غرب و مجاهدین افغان را یافت، تحلیلگران و سیاستمداران پاکستانی این نگرانی را داشته اند که نقش این کشور در معادلات سیاسی منطقه ای ناچیز و نگاه غرب به پاکستان نیز همواره از چشم هندیها بوده و آن را به نحوی یک "ایالت یاغی" هند می دانسته اند.

 

 

نگاه دیگری که به "عمق استراتژیک" پاکستان در افغانستان وجود دارد، به طور کلی با معنای اصلی آن در ادبیات نظامی متفاوت است. این را می توان نگاهی قطب گرایانه نامید چرا که براساس این دیدگاه منظور پاکستان از عمق استراتژیک را می توان نزدیکی پاکستان به کشورهای اسلامی مثل ایران، ترکیه و کشورهای خاورمیانه و حوزه خلیج فارس از طریق افغانستان، و تشکیل یک قطب "اسلامی" در تقابل با هند (بخوانید هندویسم) تلقی کرد.

بعد از خروج نیروهای شوروی، غرب نه تنها افغانستان را فراموش کرد بلکه این فراموشی شامل حال پاکستان نیز شد. رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا در دیدار اخیر خود از پاکستان که در هفته قبل از کنفرانس لندن (که 28 ژانویه برگزار شد) انجام شد، در سخنرانی اش خطاب به افسران نظامی پاکستانی قطع روابط دفاعی میان امریکا و پاکستان در اوایل سالهای ۱۹۹۰ را، که دلیل آن آزمایشات اتمی پاکستان بود، “اشتباه بزرگ استراتژیک” توصیف کرد.

 

پاکستان با حمایت مستقیم از رژیم طالبان در پی آن بود که بتواند از طریق افغانستان روابط اقتصادی و تجاری، بخصوص از نظر انرژی، با کشورهای آسیای میانه، ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه داشته باشد. ترغیب صفرمراد نیازاف رئیس جمهور ترکمنستان، توسط حکومت بی نظیربوتو در زمان طالبان برای توافق با پیشنهاد صدور گاز به پاکستان از طریق خط لوله ای در افغانستان، نمونه ای از تلاشهای پاکستان برای دستیابی به منابع انرژی در آسیای میانه م یتواند به حساب آید.

 

در پی حملات یازدهم سپتامبر 2001 و آغاز حمله نیروهای به رهبری آمریکا به افغانستان، پاکستان به متحد اصلی آمریکا تبدیل شد که این خود موقف پاکستان در معادلات سیاسی منطقه ای را به شدت افزایش داد و باعث سرازیر شدن حجم عظیمی از کمکهای نظامی و اقتصادی آمریکا به این کشور شد.

 

با آن هم، ظاهرا پاکستان این اتحاد اغلب جنجالی با آمریکا را حلال مشکلات استراتژیک خود، بخصوص در مقابله با هند نمی داند. بخصوص اینکه از نفوذ فزاینده هند در افغانستان به شدت نگران است و هند را متهم می کند که از این نفوذ خود برای دامن زدن به تنشها در پاکستان، به ویژه در منطقه بلوچستان استفاده می کند. گذشته از آن، حجم معاملات تسلیحاتی و همکاریهای هسته ای هند و آمریکا نیز نگرانیهایی جدی برای پاکستان ایجاد کرده است



تاريخ : شنبه هفدهم بهمن 1388 | 16:46 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

گفتنی هاي ناگفته درمورد شايستگي...

درگذشته ظرفيت هاي اداري برمبناي ضرورت معيین ايجادمي شد، پيش ازآنكه نهادي به نام رياست مديريت ويامعنيت درداخل تشكيلات اضافه مي شد، درباره ضرورت خصوصيت كاري وماهيت وجودي آن مكث مي شد.

لذا به خاطر آن‌كه نهاد درداخل اداره مصدر اجرا وظيفه مطابق پاليسي ولايحه كارباشد، اجرآت راكه ميبايست انجام دهد ازفورم لايحه وظايف پيش ازوجود وشكل گیري نهاد تعريف مي شد.

تاپاليسي وجود نهاد برمبناي مبرميت واولويت طرح شده وزماني كه اين تشكيل اداري فعال مي شد درحول وحوش لايحه وظايف عملكرد اداري خود را سمت وسوي بخشد.

دردنيا كنوني هم مديريت ورهبري دراداره هاي عامه وپروژه خصوصي به تاسي ازنياز هاي است كه، مطابق لايحه وظايف تنظيم و پیش بینی شده است.

زيراهمین لوايح به اصطلاح ما یل مات { نقشه ذهني} وروند كاررهبران ومديران راسمت واستقامت ميدهد.

يكي ازمشكلات كه امروز دراداره عامه افغانستان بسيار جدي وچشمگير است ، حضور صدها تن كارمندان بي تخصص بي تجربه وبی تحصيل درراس رهبري تصدي هاي مهم است.

اين كارمندان به اساس شايستگي وظرفيت تخصص استخدام نه شده بلكه به اساس روابط ، وابستگي قومي، تيظيمي وگروهي به كرسي هاي دولت لميده اند. دراكثر نهادها زماني كه به لايحه وظايف كارمندان سابق وجديد توجه شود كارمند كه به اساس وابستگي قومي، گروهي وتنظيمي چوكي هاي مديريت ورهبري راقاپيده اند ، ازنخستين روزكار تافرجام وظیفه كوچكترين اقدامي رامبتني برلايحه وظايف انجام نداده است.

زيرا نميداند كه مسؤوليت، صلاحيت وظايف راكه انجام دهد  كدام ها اند.

براي رهبري ، هدايت وسازماندهي كارمندان تحت فرمانش كوچكترين پلان نداشته وحتي نميداند كه مساعي روزانه اداره مربوط به اوچيست.

رهبران ومديران موافق افزون برآنكه لايحه كاري خود را مطابق خواست اداره هاي زيربط استخراج ميكنند، ضمناً روزانه هفته وار وماهانه كارها خوب وبي نتيجه اداره هاي مربوط رابررسي، ازكارهاي خوب تقدير وكارهاي ضيعف رانقد وبعداً هدايت ميدهند.

امادراداره عامه افغانستان به اضافه آن‌كه رهبران ومديران لايحه كاري ندارند، نميدانند كه درحوزه تحت قيمويت شان نتايج كار چگونه است.

كه مصدر كارخوب هركه مخل كار وكدام ظرفيت تاهنوز استخدام نه شده است، به اصطلاح عوام درنزد رهبران كنوني كارنيزه زن وركاب كش برابر بوده وبدليل بي طرفي ونبود مداخله رهبران روحيه انظباط اعتماد به نفس وشوق به كار روز به روز درميان كارمندان میمرد.

 اكنون كه مبارزه بافساد اداري باشعار آغاز شده است، مردم توقع دارند تادولت به خاطر تطهير وپاكسازي تصدي ها ي مهم از افراد بي تخصص، بي تجربه وبي كار به اقدامات عملي مبادرت كند.

زيرا وجود همين افراد باعث ، كم تحركي، بي كاري، كارشكنی ورخوت درميان كارمندان مجرب ومومن به منافع ملي است.

ماافراد بسياري رادراداره عامه مي بينيم كه درراس رهبري تصدي هاي مهم قرارداشته امادر مدت يك سال رهبري ومديريت خود حتي براي يك روز ازنحوه مشكلات اداره ها مربوط شان اطلاع نگرفته اند.

بيشتر وقت اينها صرف ديد واديد  بادوستان اقارب ونزد يکان شان شده دردواير رسمي شده وفقط بااستفاده از تلفون هاي دولتي مصروف حل مشكلات دوستان شخصي شان هستند.

ويا يكي ازمصروفيت هاو دلمشغولي هاي مروج آنان اشتراك درمجالس ومحافل بوده وباارائيه سخنرانيهاي تكراري، كليشه ايي وبي محتوا حضور وظهور خود را ازطريق رسانه ها را متجلي مي سازند.

تداوم اين فرهنگ سخیف نه تنها مايه نگراني وفساد اداره عامه است بلكه شخص خود به خود به نوعي كندي، رخوت واسترس روبروشده وبدليل نداشتن پلان كار مثبت درمعرض افت ها ی  رواني قرارميگرد. اگر اداره عامه ازشر چنين آسيب نجات نيابد مبارزه بافساد يك شعار كلي وكليشه اي بوده ودرعمل موفقيت چنداني بدست نمي آورد.

 

 



تاريخ : دوشنبه دوازدهم بهمن 1388 | 10:36 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
نماینده گان مردم در ولسی جرگه افغانستان به روزشنبه با دادن رای به 17 تن از اعضای کابینه پیشنهادی رییس جمهور کرزی هفت تن از نامزد وزیران را به شمول زلمی رسول وزیر خارجه و ضرار احمد مقبل وزیر پیشنهادی مبارزه با مواد مخدر که بیشترین آرا را به دست آورد، تایید کردند، اما 10 تن دیگر از وزرای پیشنهادی نه توانستند، آرای لازم را به هدف کسب عضویت در کابینه جدید به دست آورند.

دوصد و بیست و چهار تن از نماینده گان مردم در ولسی جرگه در رای دهی اشتراک کردند و هر وزیر نیاز داشت تا 113 رای به دست بی آورد.

آرای وابسته به زلمی رسول وزیر پیشنهادی خارجه افغانستان، اول مورد شمارش قرار گرفت، وی 132 رای تایید به دست آورد و 82 تن از نماینده های مردم وی را رد کردند و پنج رای سفید و چهار رای باطل نیز نصیب وی گردید، اما توانست از فلتر ولسی جرگه افغانستان موفق بدر آید.
از جمله 17 وزیر پیشنهادی، ولسی جرگه برای هفت آنان رای اعتماد داد

حبیب الله غالب نامز وزیر عدلیه، نیز توانست 115 رای تایید بگیرد، اما 99 تن از نماینده گان مردم نیز به وی رای رد دادند و در اوراق وی هشت رای سفید و یک رای باطل وجود داشت.

سومین وزیر پیشنهادی که آرای وی مورد شمارش قرار گرفت، داکتر عصمت اللهی برای پست وزارت تحصیلات عالی بود که موفق نشد.
وی یکصد رای تایید به دست آورد، در حالی که 108 تن از وکلا وی را رد کردند و دوازده رای سفید و دو رای باطل نیز به وی تعلق گرفت.

داکتر محمد یوسف نیازی کاندید وزیر حج و اوقاف افغانستان توانست با گرفتن 132 رای تایید اعتماد نماینده گان مردم را کسب کند و موفق شود.
هشتاد تن از نماینده گان مردم به وی رای ندادند و یک رای سفید و ده رای باطل نیز به این وزیر پیشنهادی تعلق گرفت.

پلوشه حسن که برای پست وزارت امور زنان کاندید شده بود، صرف توانست پنجاه و شش رای تایید به دست بی آورد، اما موفق نشد.
نماینده گان مردم به این وزیر پیشنهادی 150 رای رد دادند و پانزده رای سفید و چهار رای باطل نیز در میان آرای داده شده به وی وجود داشت.

داکتر ثریا دلیل کاندید وزیر صحت عامه افغانستان نیز نتوانست اعتماد اکثریت نماینده های مردم را کسب کند.
نماینده گان مردم در ولسی جرگه برای ثریا دلیل 86 رای تایید دادند، اما 116 رای رد را نیز به وی واگذار کردند.
در میان آرای مربوط به وی سه رای سفید و هفده رای باطل نیز موجود بود.

عبدالهادی ارغندیوال وزیر پیشنهادی اقتصاد نیز توانست از فلتر ولسی جرگه موفق به در آید و 120 رای تایید به دست آورد.
نماینده های مردم به این کاندید وزیر 94 رای رد دادند، و دو رای باطل و شش رای سفید نیز به وی تعلق داشت.

محمد ظاهر وحید یکی دیگر از وزرای پیشنهادی بود که نتوانست آرای لازم را به دست بی آورد و صرف 69 رای به دست آورد.
نماینده های مردم در ولسی جرگه به وی یکصد و بیست و هفت رای رد دادند و دوازده رای سفید و سه رای باطل نیز به وی تعلق گرفت.

وزیر پیشنهادی انکشاف دهات جار الله منصوری نیز مورد تایید قرار گرفت و نماینده گان مردم نیز به وی 113 رای تایید دادند.
اما 103 رای رد ، شش رای سفید و یک رای باطل نیز به صندوق این وزیر پیشنهادی ریخته شده بود.

آمنه افضلی وزیر پیشنهادی کار و امور اجتماعی و شهدا و معلولین، نیز به صف وزرای موفق کابینه پیوست.
وی توانست 117 رای تایید به دست بی آورد، در عین حال نود و چهار تن از وکلا به وی رای عدم تایید دادند و یک رای باطل و ده رای سفید نیز به وی تعلق گرفت.

عبدالرحیم اوراز وزیر پیشنهادی ترانسپورت افغانستان نیز به قطار وزرای نا موفق پیوست، وی صرف هشتاد و هفت رای تایید به دست آورد.
یکصد و بیست و سه رای رد به وی تعلق گرفت و در عین حال دوازده رای سفید و یک رای باطل نیز نصیب وی گردیده است.

بشیر لعلی وزیر پیشنهادی فواید عامه نیز نتوانست از خط ولسی جرگه عبور کند، وی هفتاد و هشت رای تایید به دست آورد.
یکصد و بیست و نه تن از وکلا به وی رای رد دادند، پانزده رای سفید و یک رای باطل نیز به این وزیر پیشنهادی تعلق گرفت.

انجنیر عبدالرحیم وزیر پیشنهادی امور مهاجرین هم از فلتر ولسی جرگه جان به سلامت نبرد و موفق به کسب آرای لازم نگردید، وی هشتاد و دو رای تایید به دست آورد، یکصد و بیست و هشت تن رای رد دادند و سیزده رای سفید نیز به وی تعلق گرفته است.

نماینده گان مردم درولسی جرگه افغانستان ارسال جمال وزیر پیشنهادی امور سرحدات و قبایل را نیز رد کردند.
وی نود و چهار رای تایید به دست آورد، اما یکصد و شانزده رای عدم تایید یا رد به وی تعلق گرفت و در میان آرای وی ده رای سفید و سه رای باطل وجود داشت.

وزیر پیشنهادی مبارزه با مواد مخدر ضرار احمد مقبل توانست بیشترین آرای نماینده گان مردم را به دست آورد.
وی 162 رای تایید به دست آورد، پنجاه و شش رای رد به وی تعلق گرفت و چهار رای سفید و یک رای باطل نیز از وی بود.

سلطان حسن حصاری وزیر پیشنهادی انکشاف شهری صرف هشتاد رای تایید به دست آورد، اما نماینده های مردم برای وی یکصد و بیست و هشت رای رد دادند و دوازده رای سفید و سه رای باطل نیز به وی تعلق گرفت.
از جمله 17 وزیر پیشنهادی، ولسی جرگه برای هفت آنان رای اعتماد داد

انجنیر عبدالقدوس حمیدی نیز نتوانست موفق شود، وی یکصد و پنج رای تایید به دست آورد، یکصد و چهار تن از وکلا به وی رای رد دادند و چهار ده رای سفید نیز داشت.

روند رای دهی و شمارش آرا در حضور هیات اداری ولسی جرگه افغانستان صورت گرفت.
تا کنون روشن نیست که برای معرفی ده وزیر جدید برای کابینه چی زمانی اقدام صورت خواهد گرفت.

دو هفته قبل نیز نماینده گان مردم در ولسی جرگه افغانستان از میان بیست و چهار وزیر پیشنهادی، هفده تن آنان را رد کرده و به هفت تن از نامزد وزیران به شمول وزرای کلیدی داخله، دفاع، مالیه، معارف و معادن رای اعتماد داده بودند.




تاريخ : شنبه بیست و ششم دی 1388 | 15:2 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

سازمان ملل اعلام كرد شمار غيرنظاميان افغاني كه طي سال گذشته در خشونت‌هاي مربوط به جنگ اين كشور كشته شدند به بالا ترين سطح از زمان آغاز جنگ افغانستان در سال 2001 رسيد. اين در حالي است كه شمار كشته شدگان مربوط به نيروهاي ائتلاف در افغانستان حدود 30 درصد كاهش يافته است.

 

سازمان ملل در گزارشي اعلام كرد: تقريبا نيمي از تلفات غيرنظاميان افغان در جنوب افغانستان بوده‌اند، جايي كه شديدترين درگيري ميان نيروهاي آمريكايي و ائتلافي با گروه طالبان و ديگر افراطيون ديده شده است.

 

در اين گزارش آمده است كه مناطق باثباتي هم‌چون استان قندوز و مناطق ديگر در شمال شرق افغانستان نيز شاهد افزايش ناآرامي و تنش‌ بوده است.

 

هيات سازمان ملل در افغانستان نيز اعلام كرده است كه 2412 غيرنظامي در سال 2009 در افغانستان كشته شده‌اند كه اين آمار نشان دهنده افزايش 14 درصدي كشته شدگان در افغانستان در مقايسه با سال 2008 بوده است. هم‌چنين 3566 غير نظامي نيز در سال 2009 زخمي شدند .

 

در اين گزارش عنوان شده است كه عامل كشته شدن حدود 70 درصد از غير نظاميان (1630نفر) شبه نظاميان بودند در حالي كه 25 درصد (596 نفر) در درگيري‌ نيروهاي حامي دولت كشته شده‌اند. بقيه كشته شدگان نيز مشخص نيست كه به چه دليل و از سوي چه كسي كشته شده‌اند.

 

اين آمار در حالي منتشر شده است كه ژنرال استنلي مك كريستال، فرمانده ارشد نيروهاي آمريكايي در افغانستان به نيروهاي آمريكايي دستور داده است كه در استفاده از حملات هوايي با دقت عمل كنند و تدابير لازم براي كاهش تلفات غير نظاميان را اتخاذ كنند.

 

براساس گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، در گزارش سازمان ملل آمده است: شمار غيرنظاميان كشته شده توسط نيروهاي حامي دولت از جمله حملات هوايي نيروهاي آمريكايي در مقايسه با سال گذشته 28 درصد كاهش يافته است. حملات هوايي هنوز هم باعث كشته شدن 359 غير نظامي يا 60 درصد از كشته شدگان مربوط به حامي دولت مي شود.

 

در اين گزارش عنوان شده است: اين كاهش بازتاب تدابير اتخاذ شده از سوي نيروهاي نظامي بين‌المللي در انجام عمليات‌ها با هدف كاهش تلفات غيرنظاميان بوده است.

 

براساس بررسي انجام شده اخيرتوسط شبكه اي.بي.سي، ‌بي.بي.سي و تلويزيون اي.آر.دي آلمان نيز مشخص شد كه 42 درصد از 1534 افغان شركت كننده در يك نظرسنجي نيروهاي طالبان را عامل خشونت‌ها در افغانستان مي‌دانند.17 درصد آمريكا، ناتو و نيروهاي امنيتي افغان را عامل اين خشونت‌ها مي‌دانند. 66 اعلام كردند كه حملات هوايي آمريكا و نيروهاي بين‌المللي در افغانستان غير قابل قبول است، چون با انجام اين حملات هوايي جان بسياري از غيرنظاميان بي گناه در خطر قرار خواهد گرفت.

 

سازمان ملل هم‌چنين اعلام كرد كه بيش از نيمي از شمار كشته شدگان غير نظامي در نتيجه حملات انتحاري و ديگر بمب گذاري‌ها به همراه ترورها و اعدام‌ها از بين رفته‌اند و بقيه نيز اكثرا به خاطر حملات موشكي و يا تبادل تيراندازي كشته شده‌اند.

 

حملات شبه نظاميان اكثرا با هدف ضربه زدن به نيروهاي دولتي و بين‌المللي انجام مي‌شود اما اغلب باعث كشته شدن غير نظاميان نيز مي‌شود.

 

از سوي ديگر خبرگزاري آسوشيتدپرس گزارش داد كه دولت افغانستان در حال تنظيم طرحي براي ارائه شغل،‌ آموزش و ديگر مشوق‌هاي اقتصادي به ده‌ها هزار تن از شبه نظاميان طالبان كه قصد دارند از اين گروه جدا شوند، است.

 

مقام‌هاي افغانستان اميدوارند كه با ارائه اين مشوق‌ها بتوانند از خشونت‌ها در افغانستان بكاهند. براساس ارزيابي‌هاي اوليه مشخص شده است كه اين طرح حداقل 600 هزار دلار هزينه دربرخواهد داشت و ممكن است در سه سال اول به يك ميليارد دلار برسد.

 



تاريخ : جمعه بیست و پنجم دی 1388 | 15:23 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

خلص سوانح دیپلوم انجنیر عبدالقدوس حمیدی نامزد وزیر مخابرات .

دیپلوم انجنیر عبدالقدوس حمیدی فرزند عبدالحمید در سال 1335 در شهر شبرغان مرکز ولایت جوزجان تولد یافته و دوره ابتدائیه و لیسه را در سال 1354 در لیسه ابن ایمین شهر شبرغان به اتمام رسانده او در سال 1358 از دیپارتمنت تکنالوژی کیمیاوی انستیتوت پولی تخنیک کابل به سویه فوق لیسانس فارغ گردید.

موصوف در سال 1358 بحیث انجنیر در ریاست مواد نفتی و گاز مایع شروع به کار نمود و در سال 1365 بحیث امر عمومی دستگاه مولد حرارت ، معاون فنی و رئیس عمومی تدویر و مراقبت مکروریانها و در سال 1369 سرانجنیر ومسوول تولید کوکاکولای شرکت کام درسال 1372 بحیث استاد در پوهنتون بلخ موظف شد.

وی سال 1373 بحیث معاون فابریکات کود و برق و سپس دو دوره بحیث رئیس ان تصدی در سال 1383 و 1384 بحیث رئیس تفحص نفت و گاز شمال در سال 1385 بحیث مشاور وزیر معادن و از تاریخ 28 میزان 1385 منحیث معین تنظیم امور سکتوری وزارت معادن ایفای وظیفه مینماید .

 او از سال 1999 الی 2003 بحیث استاد انستیتوت علوم شهر کویته تدریس نموده است .



تاريخ : یکشنبه بیستم دی 1388 | 15:56 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

خلص سوانح ثریا دلیل نامزد وزیر صحت عامه

ثریا دلیل در سال 1348 در کابل تولد یافته بعداز ختم دوره ابتدائیه شامل لیسه زرغونه شد، بعداً به تحصیلاتش در انستیتوت طبی کابل ادامه داده درشهر بوستون ایالت ماساچوست ایالات متحده امریکا در بخش " اداره مراقبت صحی مکاتب " درس خوانده به عنوان امر صحت و تغذیه اداره یونسف در صومالیا در شهر نایروبی گینا کار نموده و مدتی در بخش پالیسی و برنامه ریزی صحت و تغذیه اداره یونسف در شهرکابل ماموریت را انجام داده است زبان مادری خانم ثریا دلیل ازبکی بوده به دری و پشتو بلدیت دارد به انگلیسی واردو نیز تکلم میکند.

 



تاريخ : یکشنبه بیستم دی 1388 | 15:53 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

خلص سوانح دوکتور محمد یوسف نیازی نامزد وزیر حج و اوقاف

دوکتور محمد یوسف نیازی در سال 1337 درکابل تولد یافته در سال 1348 از لیسه استاد بیتاب فارغ و دوره ثانوی را در مدرسه ابوحنیفه کابل و بعدشامل فاکولته شرعیات پوهنتون کابل و در سال 1356 با استفاده از یک بورس تحصیلی شامل پوهنتون اسلامی مدینه منوره درعربستان سعودی گردید ودوره ماستری خویشرا در پوهنتون امرالقرای انکشور سپری و دوکتورای خود را نیز از همین پوهنتون بدست اورد .

دوکتورمحمد یوسف زمانی را در پوهنتون امرالقرای عربستان سعودی بحیث استاد انجام وظیفه نموده و چهار سال را در سفارت افغانستان در عربستان بحیث مشاور دروزارت معارف ایفای وظیفه کرده است . خلص سوانح عبدالرحیم اوراز نامزد وزیر ترانسپورت و هوانوردی

عبدالرحیم اوراز در 15 دلو 1334 هجری خرشیدی در یک فامیل متدین در ولسوالی قرمقول ولایت فاریاب متولد گردیده وی تحصیلات ابتدایی خود را درمکتب قرمقول ، متوسطه و لیسه را در لیسه عالی نادریه کابل و تحصیلات عالی خویش را در پوهنتون پولی تخنیک کابل در رشته ساختمان های آبی و هایدروتخنیک به پایان رسانید ، در زمان تحصیل برای مدت سه سال بحیث کارمند باالمقطع در رادیو افغانستان مسوول ، گرداننده ، تهیه کننده و نویسنده و نطاق زبان ترکمنی برنامه های ترکمنی رادیو افغانستان بوده و بعداز سپری نمودن خدمت مکلفیت بحیث مدیربرنامه های ترکمنی رادیو افغانستان بطور رسمی آغاز بکار کرد .

 موصوف در پست های معاون و سرپرست مدیریت سوم سیاسی وزارت امور خارجه از 1386 الی اکنون ایفای وظیفه نموده است .

 

خلص سوانح ضراراحمد مقبل نامزد وزیر مبارزه علیه مواد مخدر .

ضرار احمد مقبل عثمانی فرزند میرمحمد عثمان درسال 1342 در قریه سیاران ولایت پروان تولد یافته در کابل در مکتب سید جمال الدین افغان و لیسه حبیبیه دوره های ابتدائیه و ثانوی رابه پایان رسانیده بعداً شامل فاکولته ساختمانی پولتخنیک کابل گردید تا نیمه دوم سال سوم به تحصیلات خود ادامه داد در سال 1366 در حالیکه روانه ولایت پروان بود در مسیر راه هدف حمله نیروهای دولتی آن وقت قرارگرفته برادر موصوف بادو تن دیگر جانش را ازدست داد به تعقیب این حادثه مقبل دستگیر و به 20 سال زندان محکوم شد در اخیر همین سال بعداز تبادله از زندان آزاد و وارد جبهات جهاد در شمال کشور مصروف گردید بعداز پیروزی مجاهدین به عنوان قوماندان امنیه ولایت پروان مقرر شد در سال 1387 به صفت سکرتراول سفارت افغانی در تهران در سال 1382 بحیث والی پروان در سال 1384 معین امنیتی و سرپرست وزارت داخله و در سال 1385 بحیث وزیر داخله داخله ایفاء وظیفه کرده است .

 مقبل در بخش ریاضی و فزیک در انستیتوت تحصیلات عالی پروان تحصیل کرده است.

خلص سوانح حبیب الله " غالب" نامزد وزیر عدلیه

 حبیب الله غالب فرزند محمد عمر در سال 1318 در قریه قاضی خیل ولسوالی کوهستان ولایت کاپیسا تولد یافته .

در مکتب ابتدائی گلبهار ولایت پروان درس خوانده در سال 1337 از صنف 12 مدرسه ابو حنیفه سابق فارغ گردیده در پوهنحی شرعیات به تحصیلات بیشتر پرداخت و لسانس گرفت .

حبیب الله غالب در بخش های مختلف وزارت عدلیه ایفا وظیفه کرده دوبار توقیف شده و بالاخره به خارج از کشور مهاجرت نموده در دوران جهاد در بخش های ثقافتی  کار نموده بعداز پیروزی مجاهدین به صفت معاون لوی حارنوالی مقرر شد وی رتبه علمی قانون وال دارد و نیز بحیث رئیس بورد عدلی و قضایی ریاست جمهوری انجام وظیفه نموده است .ختم/ عبدالخالق ...ک...م

خلص سوانح عبدالهادی ارغندیوال نامزد وزیراقتصاد

عبدالهادی ارغندیوال در ولسوالی پغمان ولایت کابل تولد شده در سال 1349 از لیسه غازی فارغ گردیده و در سال 1355 پوهنحی اقتصاد پوهنتون کابل را به درجه لسانس به انجام رسانیده در سال 1369 دیپلوم خویش را در بخش اداره و دفتر داری از پوهنتون لاس انجلس ایالات متحده امریکا بدست اورده است .

 وی در پست های مشاوریت ریاست جمهوری در امور قومی ، ریاست حزب اسلامی افغانستان رئیس سیاسی حزب اسلامی افغانستان ، رئیس مالی و اداری حزب اسلامی افغانستان وزیر مالیه دولت جمهوری اسلامی افغانستان ، نماینده حزب اسلامی افغانستان در امریکا و چند پست دیگر ایفای وظیفه نموده است .

 خلص سوانح جارالله منصوری نامزد وزیر احیا و انکشاف دهات .

جارالله منصوری فرزند نذرالله در سال 1352 درولایت تخار متولد شده است  در سال 1370 از لیسه مجاهد پیشاور پاکستان فارغ و در سال 1380 از رشته اقتصاد پوهنتون بین المللی اسلام آباد به درجه لسانس فارغ گردیده در همین سال در رشته کمپیوتر نیز تحصیل و یک دیپلوم اخذ نموده است .

 قران مجید را حفظ نموده و در علوم اسلامی نیز تحصیلات دارد.

موصوف در پست های مشاور وزارت عدلیه دولت انتقالی اسلامی، مشاور یو – ان – او – دی – سی در امور تطبیق متعهدات دولت در برابر کنوانسیون های بین المللی در مبارزه علیه تروریزم، مشاور و رئیس دفتر اداره ملی حفاظت محیط زیست و معاون اول این اداره اجرای وظیفه نموده و به زبانهای پشتو ، دری ، عربی ، انگلیسی و اردو تکلم کرده میتواند.

خلص سوانح زلمی رسول نامزد وزیر امور خارجه

داکتر زلمی رسول فرزند پوهاند دکتور عبدالقیوم رسول در سال 1322 در کابل تولد یافته

ازلیسه استقلال بدرجه عالی فارغ شده و برای اسکالرشیب به فرانسه اعزام گردید و در رشته طب تحصیل نمود . و از پوهنتون طب پاریس فارغ التحصیل شد و در رشته های امراض قلبی و بعد دررشته امراض کلیه تحقیقات علمی مشغول بوده و با آغاز جهاد مردم افغانستان همگام با مجاهدین در عالم مهاجرت ، به تلاش در راستای آزادی ادامه داد.

و دراین راستا نشریه ( حقایق افغانستان ) جریده مجاهدین را با جمعی از دوستان در فر انسه گرداننده گی میکرد .

 او در همان دوران بعنوان یکی از نزدیکان زیر رهبری بابای ملت در خدمت جهاد و مجاهدین قرارداشت او همچنان مدت 12 سال در عربستان سعودی در قوای مسلح ریاض بحیث داکتر ایفای وظیفه کرده ، و دراین دوران فرصت میسر شد تا ارتباط با بزرگان مجاهدین برقرار نماید .

 تجارب کاری :

از جانب پروسه روم درکنفرانس بن شرکت نموده و بعدبه کابل برگشت دراین وقت به مدت سه ماه در وزارت هوانوردی ایفای وظیفه نمود.

 بعداز تشکیل لویه جرگه اضطراری و تشکیل حکومت انتقالی به هدایت رئیس جمهور در تائسیس شورای امنیت ملی اقدام و کارتشکیل انرا نیز روی دست گرفت .

 همانطوریکه عهده دار تائسیس این نهاد پراهمیت بود مسوولیت انرا نیز به مدت هفت سال به عهده داشت .

او علاوه بر تسلط به زبان دری و پشتور به زبان های فر انسوی ، انگلیسی ، ایتالیائی و عربی تکلم کرده می تواند.

سوانح محمد بشیر لعلی نامزد وزیر فواید عامه

محمد بشیر لعلی فرزند عبدالرشید در سال 1335 در شهر کابل تولد یافته و فعلاً در ایالات متحده امریکا زنده گی میکند و متاهل میباشد.

تحصیلات .

او تحصیلات متوسطه را در1354 ازلیسه غازی شهر کابل به پایان رسانیده است .

 لعلی دوره 1369  بحیث انجنیر سروی و دیزاین سرک و پل از پل تخنیک کابل فارغ شد.

لعلی 1371 تا 1376 بحیث رئیس سروی و پروژه سازی وزارت فواید عامه کار کرده .

 و از سال 1362 تا 1371 انجنیر سروی و دیزاین سرک و پل در امریت پروژه سازی قوماندانی قوای کار وزارت فواید عامه بوده است .

 او ترتیب پروژه های ترمیماتی پل اشپل بابا ، پل سرخکان ، پل سرکندو بابا کارکرده

اودر راستای مطالعه و ترتیب پروژه های ترمیماتی پل در مسیر کابل – تورخم – پل خواجه الوان پلخمری ، پل چای فروشی ولایت غزنی ، پل شاه جوی ولایت هلمند ، پل شهر دلارام ، سروی پل بالای دریای هلمند در منطقه چاربرجک ولایت نیمروز ، سروی و دیزاین پل بالای مسیر مسلخ هرات تا فابریکه سمنت هرات ، سروی و دیزاین پل بالای مسیر سرک حلقوی شهر کابل از میدان هوایی بگرام تا منطقه ده سبز ، سروی ودیزاین پل های متک ، تاجکان ، دلاکان ، کفترخانه ، اولنگ ولایت پروان ، خنجان بذل مساعی نموده است .خلص سوانح داکتر عصمت اللهی نامزد وزیر تحصیلات عالی

محمد هاشم عصمت اللهی فرزند فقیرالله در سال 1334 هجری شمسی درکابل تولد گردیده است .

 او دروس ابتدائیه را در مکتب مسعود سعد و متوسطه و لیسه را درمکتب عالی نادریه به پایان رسانیده است .

 اللهی با اخذ لیسانس از پوهنتون کابل فارغ گردیده و سند ماستری و دو کتورای خود را از پوهنتون علامه طباطبایی تهران در رشته علوم ارتباطات اجتماعی بدست اورده است .

 او تاکنون آثار زیادی در گستره علم ، فرهنگ و سیاست نوشته است .

 عصمت اللهی در نشست های مهم ملی و بین المللی به نماینده گی از افغانستان اشتراک کرده و نیز در پست های مختلف و مهم دولتی ایفای وظیفه نموده است

 

 



تاريخ : یکشنبه بیستم دی 1388 | 15:50 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 

 

1 . داکتر زلمی رسول، وزیر پیشنهادی خارجه

2 . حبیب الله غالب، وزیر پیشنهادی عدلیه

3 . داکتر محمد هاشم عصمت اللهی، وزیر پیشنهادی تحصیلات عالی

4 . داکتر محمد یوسف نیازی، وزیر پیشنهادی حج و اوقاف

5 . انجنیر محمد بشیر لعلی، وزیر پیشنهادی فواید عامه

6 . داکتر ثریا دلیل، وزیر پیشنهادی صحت عامه

7 . عبدالهادی ارغندیوال، وزیر پیشنهادی اقتصاد

8 . محمد هادی حکیمی، وزیر پیشنهادی تجارت و صنایع

9 . جار الله منصوری، وزیر پیشنهادی احیا و انکشاف دهات

10 . آمنه افضلی، وزیر پیشنهادی به کار امور اجتماعی و شهدا و معلولین

11 . انجنیر عبدالرحیم اوراز، وزیر ترانسپورت و هوا نوردی

12 . پلوشه حسن، وزیر پیشنهادی امور زنان

13 . انجنیر عبدالرحیم، وزیر پیشنهادی امور مهاجرین

14 . ارسلا جمال، وزیر پیشنهادی امور سرحدات و قبایل

15 . ضرار احمد مقبل، وزیر پیشنهادی مبارزه با مواد مخدر

16 . انجنیر سلطان حسین سارع، انکشاف شهری

 



تاريخ : شنبه نوزدهم دی 1388 | 13:16 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
 نکته از ان که به دست اندرکاران رسانه – سخنگویان و دیپلماتهای رژیم صهیونیستی توصیه شده است ترجمه و بدون هرگونه توضیحی بیان می شود:  

1) همدلی خود را با دو طرف نشان دهید!. اگر نشان دهید طرف مقابل حتی هر چند اندک حق دارد، و شما این حق را به رسمیت می‌شمارید، می‌توانید سخت ترین پرسش‌ها  را به راحتی پاسخ دهید. چنانچه پاسخ خود را با این جمله آغاز کنید که "من درک می‌کنم و با آنها که ... احساس همدردی می‌کنم" اعتباری را ایجاد کرده‌اید که به آن نیاز دارید تا شنوندگان‌با شما همدل و موافق شوند.

2) اصول خود را شرح دهید. بارها اتفاق افتاده است که سخنگویان یک راست وارد حمله می‌شوند. واکنش آمریکایی‌ها به حقایق، اقدامات و نتایج زمانی بهتر خواهد بود که بدانند چرا – نه فقط چگونه

3)  به وضوح فلسطنیان را به ملت و حماس تقسیم کنید. موثرترین شیوه برای ایجاد حمایت از اسرائیل صحبت درباره "حرکت به سوی صلح پایدار" است که "به حقوق همه در منطقه احترام بگذارد." توجه کنید که هیچ اشاره صریحی چه به اسرائیل و چه به فلسطینی‌ها نشود.

4) هیچ وقت، هیچ وقت هیچ توجیهی برای کشتار فجیع و دسته جمعی زنان و کودکان بی‌گناه وجود ندارد. هیچ وقت.  

5) تظاهر نکنید که اسرائیل مبری از اشتباه یا تقصیر است. حقیقت ندارد و هیچکس هم باور نمی‌کند.

6) مراقب لحن خود باشید. لحن ریاستی و مانند والدین صحبت کردن موجب گریز مخاطب می‌شود.

 7) ایست. ایست. ایست. بیشتر این سند با لحن مثبت، امیدوارانه و آموزنده نگاشته شده است. اما یک جنبه از رفتار فلسطینی‌ها هست که باید به درستی خواستار پایان آن شوید – و امتیازاتی را از این طریق به دست می‌آورید. هر چه بیشتر درباره لحن جنگجویانه و اهداف تروریست‌ها – با واژگان خودشان - صحبت کنید، بیشتر همدلی برای اسرائیل ایجاد می‌کنید.

8- به مردم یادآوری کنید – بارها و بارها – که اسرائیل خواهان صلح است. سخنگویی که چنین وانمود کند بیشتر خواهان پیروزی صلح است، مناظره را می‌برد.

 9) آمریکایی‌ها تیمی‌می‌خواهند که تشویقش کنند. بگذارید عموم مردم چیزهای خوب درباره اسرائیل بدانند.

10)  قیاس مستقیم میان اسرائیل و آمریکا ایجاد کنید – شامل نیاز به دفاع در برابر تروریسم. از منظر تاریخی و فرهنگی، هر چه بیشتر بر مشابهت‌ها میان اسرائیل و آمریکا شامل دمکراسی – ازادی و حقوق بشر متمرکز شوید، بیشتر می‌توانید حمایت کسانی را که خنثی هستند، جلب کنید

11) درباره مذهب صحبت نکنید. حتی اشاره به کلمه "یهود" در بسیاری از امور مربوط به اسرائیل، به شکلی تلویحی واکنش‌هایی منفی در بر خواهد داشت. پذیرش این موضوع برای جامعه یهودیان بسیار سخت خواهد بود اما واقعیت این است که اکثر مردم اروپا و آمریکا اینگونه فکر می‌کنند.

12) مهم نیست از شما چه می‌پرسند، از هر فرصتی برای ارسال پیامی‌در حمایت از اسرائیل استفاده کنید. هنگامیکه با پرسشی مستقیم مواجه می‌شوید، نیازی نیست لزوما پاسخی مستقیم برای آن ارائه دهید.

 13) درباره آینده صحبت کنید، نه گذشته.  بهترین دست آورد اشاره به تاریخ اسرائیل و نقشه ان برای مخاطبان شما، خواب است.

15) سئوالاتی بدیع بپرسید. از حمله مستقیم به رقیبتان بپرهیزید. از لحنی ملایم استفاده کنید.

16) آنجایی برویدکه مردم هستند.بر اساس تحقیقات نیلسِن، مردم آمریکا روزانه بطور متوسط 4 ساعت و 18 دقیقه تلویزیون تماشا می‌کنند در صحبت کردن با خبرنگاران محلی و منابع خبری در باره اسرائیل تردید نکنید.

17) بارها و بارها بگویید و با هم بگویید. یکی از اصول اصلی ارتباط موفق این است که موضوع را "ساده و احمقانه بیان کنید".

18) از قیاس تحلیلی پرهیز کنید و فعال باشید. تلاش‌های شما در عرصه ارتباطات باید بر این محور معطوف باشد که تا جای ممکن "گروه قابل ترغیب" را از موضعی کمتر متمایل به اسرائیل به موضعی بیشتر متمایل به اسرائیل سوق دهید.

19) تنها آنچه شما بر علیه آن هستید اهمیت ندارد بلکه آنچه شما بدنبال آن هستید نیز حائز اهمیت است. از به کار بردن کلمه های "نبایستی و نباید" پرهیز کنید.

20) پیام، بیانیه، پیام صوتی و یا بحث خود را با مثبت ترین جملات آغاز کنید.

 21) نکته ای را تصدیق کنید. در بحث‌ها یا مصاحبه‌های تلویزیونی بدنبال فرصتی برای تایید نکته یی در بین اظهارات مصاحبه کننده و یا طرف مقابل باشید

22) هیچگاه، تاکید می‌کنم هیچگاه در قالب جملات مطلق اخباری صحبت نکنید. هیچوقت.

23) پیچیدگی‌های شرایط را تایید کنید و تلاش کنید راه حلی ساده و واضح ارائه دهید.

24) سعی نکنید برای مقابله با رسانه‌ها  از اعتبارتان خرج کنید.

25) برای زیر سوال بردن جامعه بین الملل اعتبار خود را به حراج نگذارید.

26) متقابل و مشترک مفاهیمی‌کلیدی هستند.  زیاد از انها استفاده شود.



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم دی 1388 | 16:8 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

تلا ش سرخ برای بهای زرد

اگر ديروز بهانه جنگ نجات كشور از اشغا لگران و حفظ ارزش ها ي دين و سنت بو د شايد بهاي را كه براي تحقق اين جنگ ملت اهدا كرد مجا ني نبا شد .

اما بها ي را كه  امروز برا ي تحققق دمو كراسي  پيش پرداخت ميدهد معلوم نيست د رنها يت براي نسل ها اينده چه خواهد داد .

 



تاريخ : سه شنبه یکم دی 1388 | 15:17 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

خلص سوانح بیست وسه وزیر پیشنهادی که غرض اخذ رای اعتماد به ولسی جرگه معرفی شده اند

 

1-  سرور دانش کاندید وزارت عدلیه.

سروردانش فرزند محمد علی در سال 1340 خورشیدی در قریه اشترلی ولایت دایکندی زاده شد .

تعليمات ابتدائیه را در زادگاهش به اتمام رسانید و بعدآ در عراق، سوریه وایران به تحصیلات عالی پرداخت ، در بخش های حقوق، ثقافت و معارف اسلامی لیسانس گرفت و ماستری اش را در فقه و معارف اسلامی بدست آورده و در دوران جهاد در بخش های سیاسی و فرهنگی کار کرد و شش سال درموسسات عالی تحصیلی غیر دولتی در داخل و خارج از کشور فقه وحقوق را تدریس نمود.

 سرور دانش  پانزده عنوان کتاب را که عمدتآ روی مسایل فقی و حقوقی است یا نگاشته  و یا ترجمه نموده است.

سرور دانش از سال 1381 تا 1382 در لویه جرگه اضطراری، کمیسیون تسوید قانون اساسی، کمیسیون تدقیق قانون اساسی عضویت داشته و درلویه جرگه تصویب  قانون اساسی شرکت نمود و در سال 1383 به عنوان اولین والی دایکندی انتصاب شد و از ماه جدی همان سال به  حیث وزیر عدلیه کار میکند.

 

2 - ستر جنرال عبدالرحیم وردک کاندید وزارت دفاع ملی

ستر جنرال عبد الرحیم فرزند عبدالغنی در سال  1323 در ولایت وردک چشم به دنیا گشود تعليماتش را درلیسه حبیبه اکمال وليسانس حربی پوهنتون ميباشد وي دراکادمی های معتبر ایالات متحده امریکا و اکادمی علیا ناصرمصر به تحصیلات  عالی تر پرداخت و بعد از فراغت در پست هاي  آتشه نظامی در هندوستان، معاون نظامی محاذ ملی شد، معاونیت نظامی اتحاد سه گانه ، قوماند ه جنگ  در چند دهه مجاهدین ، در سال  1371 به حیث عضوکمیته دفاع وامنیت کابل ،  درسال1382 عضو کمیسیون عالی دفاع، عضو بازسازی اردوی ملی ، معاون اول وزیردفاع و رئیس کمیسیون جمع آوری اسلحه، مسوول ریفورم وزارت دفاع ملی وتشکیل  و بازسازی  اردوی ملی شد و بعدا" به حیث وزیر دفاع ملي کار نموده است .

 

3 - حضرت عمرزاخیلوال کاندید وزارت مالیه .

عمرزاخیلوال دوکتورای خویش را دررشته اقتصاد ازپوهنتون کارلتون دراوتاوا، ماستری اش را در پوهنتون کوپن درکینگستن دوره کانادا ولیسانس خود را در پوهنتون وینیپیگ درمونیتوبا کانادا به پایه اکمال رسانیده است درپست هاي  مشاور ارشد رئیس جمهور در امور اقتصادی ، وزیر مالیه ، سرپرست وزارت ترانسپورت وهوانوردی، رییس اداره حمایه سرمایه گزاری افغانستان ایفای وظیفه نموده است زاخیلوال قبل از عودت به کشور بحیث سرمحقق اقتصادی دراداره مرکزی احصایه کانادا ایفای وظیفه نموده ومشغول تدریس اقتصاد درپوهنتون کارلیتون اوتاوا بود .

داکترزاخیلوال همچنان به حیث مشاور ارشد وزیرانکشاف دهات وعضو شورای عالی دافغانستان بانک  نيز ايفاي وظيفه نموده و از نه ماه بدینسو بحیث وزیر مالیه ایفای وظیفه مینمود.

 داکتر زاخیلوال یکی ازاعضای هیات علمی دیپارتمنت اقتصاد پوهنتون کارلیتن بوده وقبل ازانکه درسال 1381 به افغانستان برگردد برای پنج سال درانجا تدریس کرده است .

4 - غلام محمد ییلاقی  کاندید وزارت تجارت و صنایع

غلام محمد ییلاقی ولد غلام سخی درسال 1322 درشهرمزارشریف تولد شده  است

درامورتجارت ، صنعت و بانکداری تخصص دارد. ازلیسه باخترمزارشریف فراعت حاصل نموده و تحصیلاتش را در فاکولته اقتصاد پوهنتون کابل ودرپوهنتون پیزا ایتالیا به اتمام رسانیده است.

به لسان های پشتو، دری ، ایتالوی و انگلیسی تسلط دارد.

وی در سال 388به حیث مشاور ارشد وزارت تجارت وصنایع و در سال 1387به حیث رئیس عمومی اتاقهای تجارت وصنایع ودر سال 1374بحیث وزیر تجارت ودر سال 1373 به حیث رئیس دافغانستان بانک ودر سال 1357 به حیث رئیس بانک انکشاف صادرات افغانسان ودیگر مناصب دولتی ایفای وظیفه نموده است

5 - وحید الله شهرانی کاندید  وزارت معادن

وحیدالله شهرانی درسال 1352 درشهرکابل تولد شده است ، تعلیمات ابتدایی و ثانوی خویش را درشهر پشاور پاکستان تکمیل و درسال 1375 از پوهنحی اقتصاد پوهنتون بین المللی اسلامی اسلام آباد فارغ و درجه لسانس و ماستری خویش را از همین رشته از پوهنتون یاد شده  بدست آورد.

درسال 1381 به حیث استاد در یکی از پوهنتون های لندن ، درسال 1383 مشاور

اقتصاد ی در ریاست جمهوری و بعدا به پست های معاون اول دافغانستان بانک ، معین اول وزارت مالیه ، سرپرست وزارت تجارت و صنایع و وزیر تجارت و صنایع کارکرد.

به زبانهای دری، پشتو، ازبکی ، انگلیسی ، عربی و اردو تسلط کامل دارد .

6- محمد آصف رحیمی کاندید وزارت زراعت وآبیاری

محمد آصف رحیمی ولد سلطان محمد درسال 1338 درولسوالی پغمان ولایت کابل تولد شده  بعد از تحصیلات ابتدایی و لیسه  به درجه لسانس از پوهنحی انجنیری پوهنتون کابل فارغ و بعدا  تحصیلاتش را درپوهنتون نبراسکا ایالات متحده امریکا دررشته اداره عامه و برنامه های انکشافی و بازسازی به درجه فوق لسانس به پایان رسانیده است.

درپست های معین برنامه های وزارت احیا و انکشاف دهات ، مسوول برنامه همبستگی ملی وزارت احیا و انکشاف دهات ، آمربرنامه های موسسه بین المللی کی یر کانادا درجنوب آسیا ، رئیس فعالیت های ساحوی موسسه پاملرنه ، آمربرنامه های موسسه پاملرنه ، و چندین پست دیگر اجرای وظیفه نموده است وی  درماه عقرب 1387 به حیث وزیرزراعت و آبیاری مقرر شد .

7- میرزا حسین "عبداللهی" کاندید وزارت فواید عامه

میرزا حسین "عبداللهی" ولد محمد عیسی درسال 1335 درولسوالی قره باغ ولایت غزنی تولد شده است

درسال 1357بدرجه لسانس ازرشته انجنیری میخانیک  پوهنحی انجنیری پوهنتون کابل فارغ ، ماستری اش را در مدیریت انکشافی از انستیتوت منجمنت آسیایی درکشور فلیپین و درجه دوکتورا خود را در رشته پالیسی و اداره عامه به صورت (آن لاین) ازپوهنتون بین المللی اتلانتیک امریکا بدست آورده است.

درپست های ریاست تشکیلات و اصلاح اداره عامه کمیسیون مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکی، مدیریت کمک های بلاعوض وزارت معارف، ارزیابی کننده شورای علمی معارف ، مشاوروزیر پلان ، رئیس موسسه همتا ودر چندین پست دیگر ایفای وظیفه نموده است.

دربخش کمپیوتر مهارت داشته و به لسان های دری ، پشتو، انگلیسی و اردو تسلط دارد. ختم

 

8 - انجنیرامیرزی سنگین کاندید وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی

 انجنیرامیرزی سنگین ولد امیرگل گلشا خیل درسال 1328درولسوالی ارگون ولایت پکتیکا تولد شده است

تعلیمات ابتدایی خویش را درولسوالی ارگون ، متوسطه و عالی را درشهر گردیز به اکمال رسانیده و درسال 1352 دیپلوم خود را دررشته انجنیری مخابرات و برق ازکالج لندن بدست آورده است.

وی درپست های مشاورارشد وزارت مخابرات، رئیس عمومی اجرائیوی شرکت مخابراتی تیلی کام ، و وزیرمخابرات و تکنالوژی معلوماتی کارنموده است.

9- پوهنمل داکترمحمد الله بتاش کاندید وزارت ترانسپورت و هوانوردی ملکی

پوهنمل داکترمحمد الله بتاش درسال 1340 درولسوالی امام صاحب ولایت کندز تولد شده است.

دوره ابتدایی ، متوسطه و لیسه  را دراین  ولسوالی به اکمال رسانده و درسال 1364 ازفاکولته تاریخ پوهنتون دولتی کوبان روسیه به درجه ماستری فارغ گردیده .

درسال 1374 دوکتورای خویش را دررشته علوم اجتماعی از پوهنتون ماسکو بدست آورده است.

وی درپست های مدیریت درکمپنی های مختلف تجارتی بین المللی ،منشی عمومی شورای مرکزی حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان ، مشاورامورپارلمانی و شورا های ولایتی ، عضو بورد خاص مشورتی رئیس جمهور درتعینات مقامات عالی رتبه دولتی اجرای وظیفه نموده است.

 

 

10- عنایت الله نظری کاندید وزارت عودت مهاجرین.

حارنپوه عنایت الله نظری ولد نظرمحمد درسال 1333 هجری  شمسی متولد و در سال 1356از پوهنحی حقوق وعلوم سیاسی پوهنتون کابل فارغ گردیده است.

موصوف برعلاوه پست های مختلف وزارت عدليه ، بحیث حارنوال شهر مزارشریف ، حارنوال نظارت عمومی ، معاون ریاست حارنوالی ولایت بلخ ،معاون حارنوالی ولایت کابل،  رئیس تفتیش و کنترول مقام ریاست جمهوری و بعد از آن بحیث وزیر امور مهاجرین وعودت کننده گان انجام وظیفه نموده است.

موصوف از سال 1383 به بعد وظیفه رسمی نداشته و رتبه ماموریت وی مافوق بوده و دوره ماستری خویش را در رشته حقوق بین المللی در پوهنتون بین المللی « پیام نور» در سالجاری به پایه اکمال رسانیده است.

11- محمد حنیف اتمر کاندید وزارت امور داخله

محمد حنیف اتمر فرزند محمد آصف درسال 1347 درولایت لغمان به دنیا آمد ودرسال 1377ازپوهنتون  یارک انگلستان دررشته« مدیریت امورانکشافی کشورهای جنگ زده» ماستری گرفت و از همین پوهنتون دربخش تکنالوژی معلوماتی و کمپیوتر دیپلوم بدست آورده است.

محمد حنیف اتمر ازسال 1371 تاسال  1381 در موسسات که مصروف انجام کار در بخش عمرانی ، انکشاف بشری بود کار کرده و درطرح واجرای ارزیابی برنامه های  عودت مهاجرین،جابجاسازی مهاجرین و بیجا شده گان داخلی خدمت نموده است .

 درسرطان سال 1381به حیث وزیر احیا و انکشاف دهات مقررودرثور سال 1385 به حیث وزیرمعارف  و ازمیزان سال 1387 به حیث وزیر داخله خدمت نمود.

وی مولف پنج کتاب به زبان انگلیسی و ده ها مقاله تحلیلی  در رابطه به بازسازی و انکشاف میباشد.

 12-  جنرال خدایداد کاندید وزارت  مبارزه علیه مواد مخدر

خدایداد فرزند مرحوم غلام علی درسال 1334 در ولسوالی شهرستان دایکندی زاده شده تحصیلات ابتدائیه را درزادگاهش به پایان رسانید شامل حربی شوونحی شد و بعدا غرض تحصیلات عالی به هندوستان رفت ، از اکادمی دفاع ملی هند واکادمی حربی هندوستان لسانس بدست آورد و بعدا در شهر فرونز درحومه مسکوبه تحصیلات بیشترنظامی پرداخت.

 بعدا در پست های مختلف نظامی درداخل کشور خدمت کرد و برای مدت کوتاه به حیث وزیر امنیت دولتی در دوره حکومت موقت ایفای وظیفه نمود.

 وی در لویه جرگه اضطراری اشتراک داشت مدتی را هم به حیث  معین وزارت مبارزه علیه مواد مخدر کار کرد و از چند سال به اینطرف به حیث وزیر مبارزه علیه مواد مخدر کار مینماید .

 

13 - الحاج محمد اسماعیل کاندید وزارت  انرژی وآب

الحاج محمد اسماعیل فرزند الحاج میرمحمد اسلم درسال 1327 هجری شمسی درقریه نصرآباد ولسوالی شیندند ولایت هرات متولد وپس ازتحصیلات ابتدائی درلیسه واعظ کاشفی درسال1339 شامل حربی شوونحی گردیده تا درجه بکلوریا درحربی شوونحی تحصیل ودرسال 1345 شامل حربی پوهنتون که به درجه لیسانس درسال 1348 فارغ گردیده ومدت 9 سال به عنوان افسراردوی افغانستان مصروف خدمت بوده وبا شروع کودتای 7 ثوربه صفوف مجاهدین پیوست .

در29 حمل 1371 هرات را ازدست حکومت کمونستی آزاد ومدت سه ونیم سال بعنوان والی وقوماندان قول اردوی هرات انجام وظیفه نموده ازماه عقرب سال 1380 تا سال 1383 به عنوان والی وقوماندان قول اردوی هرات انجام وظیفه نموده که درجدی سال 1383 به عنوان وزیرانرژی وآب افغانستان مقررشدند که تا اکنون درپست مذکورایفای وظیفه مینمایند.

14-  دوکتورحسن بانوغضنفر کاندید وزارت امور زنان

دوکتورحسن بانوغضنفربنت عبدالغفارغضنفردرسال 1336 هجری شمسی درولایت بلخ دریک خانواده روشنفکرمتولد شد.

وی پس ازفراغت ازلیسه سلطان رضیه شهرمزارشریف شامل پوهنحی زبان وادبیات پوهنتون کابل گردید وبا استفاده ازبورس تحصیلی عازم قفقازشمالی شد ،با اخذ دیپلوم لیسانس وماستری دررشته زبان وادبیات وجامعه شناسی به کشوربرگشت وشامل کادرعلمی فاکولته زبان وادبیات پوهنتون کابل گردید.

وی درسال 1367 موفق به کسب درجه دوکتورا درزبان شنسی ازپوهنتون سن پترزبورگ شد.

حسن بانوغضنفردرسال 1382 به حیث رئیس فاکولته زبان وادبیات پوهنتون کابل انتخاب شد وازسال 1385 تا حال بحیث وزیرامورزنان ایفای وظیفه مینماید.

15 - فاروق وردک، کاندید وزارت معارف

غلام فاروق وردک فرزند خواجه میردرسال 1338 هجری شمسی درولایت میدان وردک متولد شد. اوتعلیمات ثانوی را درسال 1356 درلیسه رحمان بابا به اکمال رسانید، درسال1357 درپوهنحی فارمسی پوهنتون کابل شامل ولی دراثرفشارحکومت تحت الحمایه شوروی تحصیلات عالی را درصنف دوم ناتمام رها نمود ودرهمان سال رهسپاردیارهجرت گردید.

وردک درسال 1365ازفاکولته فارمسی پوهنتون پنجاب درلاهورپاکستان فارغ گردید.

وی درکمیته سویدن برای افغانستان ابتدا به حیث معاون وبعداً به حیث رئیس بخش صحی آن کمیته، مسوول پروگرام همه جانبه معیوبین افغان در اداره انکشافی ملل متحد ،معاون پروگرام انکشافی ملل متحد یو-ان-دی- پی درکابل، رئیس دارالانشای کمیسیون قانون اساسی وسپس به حیث تنظیم کننده تدویرلویه جرگه تصویب قانون اساسی ، رئیس دارالانشای دفترمشترک تنظیم انتخابات، رئیس اجرائیوی انتخابات ریاست جمهوری. رئیس عمومی اداره امورودارالانشای شورای وزیران، وزیردولت درامورپارلمانی، مسوول اجرائیوی برنامه های تدوین، تدقیق وتصویب قانون اساسی، ثبت نام بیش از5/11 ملیون افغان واجد شرایط، انتخابات ریاست جمهوری 1383 عضو کمیسیون آماده گی برای تدویرجرگه مشترک امن افغانستان وپاکستان ورئیس دارالانشای آن کمیسیون ایفای وظیفه نمود.

فاروق وردک درماه میزان 1387 به حیث وزیرمعارف تعیین شد.

 

16-  دکتورسید مخدوم رهین کاندید وزارت اطلاعات وفرهنگ

دکتورسید مخدوم رهین درکابل متولد شده ودوره ماستری ودکتورا را دربخش ادبیات درپوهنتون تهران درسال 1352 هجری شمسی به پایان رساند.

موصوف بعدازختم تحصیل بحیث استاد درپوهنتون کابل وهمچنان به حیث رئیس اداره فرهنگ وهنروزارت اطلاعات وکلتوروقت ایفای وظیفه نمود.

دکتوررهین درکمیسیون مسوده قانون اساسی درزمان جمهوری داود خان عضو بود، بعداز اشغال افغانستان توسط شوروی سابق به پاکستان هجرت کرد وبه حیث رئیس کمیته فرهنگ ونشرات وعضو شورای عالی جهاد تعیین ودرعین حال به حیث رئیس رادیوکابل آزاد انتخاب شد و درحکومت موقت مجاهدین به حیث وزیرمشاورایفای وظیفه کرد.

 دکتوررهین درسال 1377 هجری شمسی به عضویت کمیته اجرائیه  طرح لویه جرگه اضطراری درروم پذیرفته شد.

موصوف دراداره موقت به حیث وزیراطلاعات وفرهنگ تعیین گردید.

درحال حاضر وی بحیث سفیرکبیرونماینده فوق العاده جمهوری  اسلامی افغانستان دردهلی جدید ایفای وظیفه می کند.

17- داکترسید محمد امین فاطمی کاندید وزارت صحت عامه

داکترسید محمد امین فاطمی درسال 1330 درولسوالی کوزکنرولایت ننگرهارمتولد، دوره تعلیمات ثانوی را درلیسه عالی حبیبیه کابل به پایان رسانده ودرسال 1356 ازفاکولته طب ننگرهاربه سویه لیسانس فارغ گردیده است.

موصوف علاوه ازآنکه بنیانگذارپروگرام آموزشی صلیب سرخ بین المللی درشهرپشاوربود، بنیانگذاردیپارتمنت آموزش تعلیمات اتحادیه داکترهای مجاهد ین، بین سالهای 1982 تا1989 نیزبود. داکترفاطمی همچنان ازسال 1981 پست های چون عضو بورد مشاورین واجرائیوی درحکومت موقت افغانستان، معین وزارت صحت عامه وبین سالهای 1372 تا1374 به حیث وزیرصحت عامه افغانستان ومدتی را به حیث مشاورسازمان صحی جهان درجینوا ایفای وظیفه کرده است.

داکترسید محمد امین فاطمی ازسال 1383 تا 1388 درکابینه جمهوری اسلامی افغانستان بحیث وزیرصحت عامه ایفای وظیفه نموده است.

18-  محمد اسماعیل منشی کاندید وزارت کارواموراجتماعی

محمد اسماعیل منشی درسال 1338 هجری شمسی درولایت جوزجان متولد ودوره ثانوی را درولسوالی آقچه درسال 1357 به پایان رسانید.

وی درسال 1364 ازفاکولته علوم اجتماعی پوهنتون کابل فارغ گردید.

وي  درسال 1367 درامورسازماندهی وتاسیس کورسهای سواد آموزی درسطح کشورایفای وظیفه نموده است، وبعد از استقرار نظام جدید در جریان تدوین قانون اساسی افغانستان فعالیت نموده وفعلا به حیث معاون حزب جنبش ملی افغانستان ایفای وظیفه مینماید

19- پوهاند دوکتورعبید الله عبید کاندید وزارت تحصیلات عالی

پوهاند دوکتورعبید الله  عبید فرزند عبد الوهاب در سال 1349 در کابل تولد شده است.

عبید دوره ثانوی را در سال  1363 در لیسه نادریه شهر کابل به پایان رسانید و در سال  1369 از فاکولته طب کابل فارغ شد.

داکترعبید به درجه ماستری ورتبه علمی پوهاند نیز نایل شده است.

عبید الله عبید علاوه از استادی درپوهنتون طبی کابل در بست های مختلف دولتی از جمله رئیس پوهنتون طبی کابل ،وزیر مشاور ریاست جمهوری درامور اجتماعی و رئیس بورد همکاران توقف توبرکلوز افغانستان، نماینده مردم کابل در لویه جرگه اضطراری و قانون اساسی ایفای وظیفه کرده است.

20- سید حامدگیلانی کاندید وزارت اقوام وقبایل

سید حامد گیلانی ولد سید احمد گیلانی در سال 1334 در کابل تولد و دوره ثانوی را در قاهره و تحصیلات عالی خویش را در پوهنتون بین المللی اسلام آباد  در رشته حقوق اسلامی و بین المللی به پایان رسانید و همچنان لسانس پوهنتون ملی ایران در رشته علوم سیاسی نیز میباشد.

موصوف در دوره جهاد ملت افغانستان سهم بارزداشته و در حال حاضر بحیث معاون اول مشرانو جرگه ایفای وظیفه مینماید.

21-  انجنیرویس احمد برمک کاندید وزارت احیا وانکشاف دهات

انجنیرویس احمد برمک درسال1351 درکابل تولد ودوره ابتدائیه وثانوی را درلیسه نادریه به پایان رسانیده است.

موصوف بعدازفراغت ازپوهنحی انجنیری پوهنتون کابل، دوره ماستری را درپوهنځي مطالعات شرقی وافریقایی پوهنتون لندن تکمیل نموده است.

ویس برمک مدت سه سال بحیث استاد درپوهنحی انجنیری پوهنتون کابل وهمچنان رئیس عمومی برنامه همبستگی ملی، مشاورارشد وزارت احیا وانکشاف دهات، مشاورارشد دراداره مبارزه علیه حوادث، مسوول بخش پالیسی وپلانگذاری برنامه های یوناما، معاون دفترهماهنگی ملل متحد در افغانستان ایفای وظیفه نموده.

انجنیرویس احمد برمک دراواخرسال 1387 به اینطرف بحیث معین برنامه های وزارت احیا وانکشاف دهات ایفای وظیفه می نماید.

22- عنایت الله بلیغ کاندید وزارت حج و اوقاف

عنایت الله بلیغ ولد ضیا الحق درسال 1334 هجری  شمسی درولایت کاپیسا متولد شده و فارغ دارالعلوم عربی کابل ولیسانس پوهنحی شرعیات پوهنتون کابل میباشد.

موصوف ازسالهای1371 الی 1384 درپست های بلند دولتی مانند رئیس اداری دروزارت های ساختمانی، شهر سازی  ومسکن،معین اداره امر به معروف و نهی از منکر،معین وزارت امور مهاجرین در هنگام مقاومت، رئیس پوهنتون کابل ، رئیس محکمه استیناف جرایم علیه امنیت داخلی وخارجی ایفای وظیفه نموده است.

عنایت الله بلیغ فعلا بحیث استاد پوهنحی شرعیات پوهنتون کابل، عضو دیپارتمنت فقه  وقانون، عضوشورای علما و خطیب مسجد جامع پل خشتی وظیفه اجرا مینماید.

23- داکترانوارالحق احدی کاندید وزارت اقتصاد

داکترانوارالحق احدی فرزند قاضی عبد الحق در سال 1330 درولسوالی سروبی ولایت کابل متولد شده.

موصوف ازلیسه حبیبیه فارغ  و بعد از فراغت از پوهنحی حقوق پوهنتون کابل ،دوره لسانس و ماستری را در پوهنتون ا مریکائیها دربیروت سپری  و دکتورا را در پوهنتون نارتو سترن شیکاگو اخذ نموده است.

احدی بحیث استاد در پوهنتون های کارلتن ، پراویدنس  در رشته های مختلف ایفای وظیفه نموده است.

انوارالحق احدی همچنان بحیث رئیس عمومی بانک مرکزی و وزیرمالیه ایفای وظیفه کرده است.

ختم/ اشرف/د

 



تاريخ : دوشنبه سی ام آذر 1388 | 11:28 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
1 عبدالرحیم ورک وزیر دفاع
2 حنیف اتمر وزیر داخله
3 غلام فاروق وردک وزیر معارف
4 داکتر سید محمد امین فاطمی وزیر صحت عامه
5 انجنیر امیر زی سنگین وزیر مخابرات و تکنالوژی
6 داکتر عمر زاخیلوال وزیر مالیه
7 حسن بانو غضنفر وزیر زنان
8 جنرال خدایداد وزیر مبارزه با مواد مخدر
9 محمد اسماعیل وزیر انرژی و آب
10 آصف رحیمی وزیر زاعت و مالداری
11 سرور دانش وزیر عدلیه
12 وحیدالله شهرانی وزیر معادن
13 غلام محمد ییلاقی وزیر تجارت و صنایع ( سابق مشاور این وزارت بود)
14 داکتر محمدالله بتاش وزیر ترانسپورت و هوانوردی
15 سید حامد گیلانی سابق نایب اول مشرانو جرگه به حیث وزیر سرحدات و قبایل
16 انوار الحق احدی وزیر اقتصاد
17 سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ
18 عنایت الله بلیغ وزیر حج و اوقاف
19 اسماعیل منشی وزیر کار و امور اجتماعی
20 عبیدالله عبید وزیر تحصیلات عالی
21 انجنییر عبدالرضا عبداللهی وزیر فواید عامه
22 ویس احمد برمک وزیر احیا و انکشاف ( سابق معین همین وزارت )
23 عنایت الله نظری وزیر امور مهاجرین

شماری از وزرای دیگر، وزیر خارجه، شهرسازی، شهدا و معلولین ( وزارت نو تاسیس) در آینده معرفی می شوند.

تاريخ : شنبه بیست و هشتم آذر 1388 | 15:45 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

درس تكا مل و زنده ماندن

من امروز جذاب ترين و قشنگ ترين تجربه زندگي خود را يافتم ، اين تجربه بر ميگردد به تماشا ي يك مستند علمي كه جريان القاح و تكامل سلول ها را به نما يش ميگذاشت.

من در اين مستند علمي در يافتم كه براي نخستين بار سلو ل ها ي توا نا ي حركت مي يابند كه قدرت تحرك پذيري و شناخت مسير حركت را دارند .

در بستر و محيط كه سلو ل ها به وجود مي ايند فقط تعداد ي از سلول ها به زند گي و تكا مل ادامه ميدهند كه توا نا ي جوشش و چسپيد ن با سلو ل ها ي مخا لف را داشته و از اثر اتحاد انها زمينه برا ي تكامل حضور و ظهور انها در يك بستر مساعد ميشود .

ااما سلول ها ي كه قدرت تحرك پذير ي و توانا ي جوشش ندا رند اهسته، اهسته از صحنه منزوي و چانس ادامه تكا مل را از دست ميدهند .

و در اينجا بستر تكا مل براي سلو ل ها ي مسا عد ميشود كه در جستچوي اتحاد با سلول ها ي مخالف اند .



تاريخ : سه شنبه دهم آذر 1388 | 12:42 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

رسانه یا Media به معنی ' رساندن' است.

انسان و حیوان توسط برخی از اعضای وجودی خود قادرند تا تغییرات محیط اطراف خود را متوجه شود و سپس تصمیم لازم را بگیرند که این اعضاء عبارتند از چشم, بینی, گوش , دماغ , پوست به هر یک از این اعضاء ' رسانه' یا Media میگویند.

هر ابزاری که موجب تغییر در اعضای چشم, بینی, گوش , دماغ , پوست انسان یا حیوان گردد 'ابزار رسانه' شناخته می شود.

برخی از ابزار های رسانه را می‌توان بصورت زیر نام برد:

یادآوری میشود طبق تحقیقات انجام گرفته انسان یا حیوان 90 در صد تغییرات محیط اطراف خود را توسط دو عضو ' چشم' و ' گوش' متوجه میگردند.

انگیزه‌های مردم برای گذراندن وقت با ابزارهای رسانه‌ چیست؟

از بین نیاز‌های متعددی که پیشنهاد شده، بسیاری از پژوهش‌ها بر چهار دستهٔ اساسی از کنش‌ها تاًکید دارند که می‌توان از وظایف رسانه‌ها باشد:

1.       سرگرمی و تفریح

2.       آگاهی و دانستن از جهان هستی

3.       ارتباط اجتماعی

4.       هویت شخصی و تعریف خود (مقایسهٔ تجربه و دیدگاه خود با تجربه‌ها و دیدگاه‌های کسانی که در رسانه‌ها ظاهر می‌شوند).

برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تلویزیون گسترده ترین و کم تخصصی ترین رسانه ‌است، که می‌تواند این نیاز‌های چهارگانه را ارضا کند. رادیو نیز دارای همین کار کرد است. در مقابل، کتاب به عنوان امری که در اصل به نیاز‌های هویت شخصی پاسخ می‌دهد، روزنامه‌ها به عنوان وسیلهٔ ارضای نیازهای اطلاعاتی، و سینما به عنوان وسیله‌ای برای ارضای نیاز سرگرمی عمل می‌کنند.

  • فرهنگ پذیری.

فرهنگ پذیری عبارت از فرایند القا و تقویت ارزش‌ها، باورها، سنت‌ها و معیار‌های رفتاری، و دیدن واقعیتی که توسط اعضای یک فرهنگ خاص پذیرفته شده‌است.

  • یاد گیری.

پژوهش‌های روان شناختی اجتماعی دربارهٔ پورنوگرافی یا مکتوبات سکسی، معلوم کرده‌است که ۷۰ درصد زنان بالغ و ۸۰ درصد مردان بالغ علاقه مند به دیدن برنامه‌های سکسی هستند. این رقم برای نوجوانان ده درصد بیشتر است. در بین مطالعات پژوهشی متعدد و افکار عمومی بر این نکته اتفاق نظر وجود دارد که دیدن تصاویر آشکار جنسی می‌تواند موجب برانگیختگی و تحریک جنسی شود. برای نمونه، در بین دانشجویان، حدود ۸۰ درصد زنان و مردان خبر از تحریک آلت جنسی در پاسخ به دیدن فیلم‌های جنسی می‌دهند و با مشاهدهٔ مکرر، اثر‌های تحریکی کاهش می‌یابد.

طبق گزارش شخصی مردم، رفتار جنسی همچنین ممکن است تحت تأثیر تصاویر جنسی قرار گیرد. بخشی از بینندگان، خبر از افزایش فراوانی خود ارضایی یا فعالیت جنسی با جنس مخالف داده‌اند، هر چند این اثر بعد از یک یا دو روز از بین می‌رود.

  • ازکمپ، استوارت. روانشناسی اجتماعی کاربردی. ترجمهٔ فرهاد ماهر. موسسه انتشارات به نشر، 1376 964-333-718-ISBN 9. آدینه بوک

 



تاريخ : جمعه ششم آذر 1388 | 19:38 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

در فن نگارش، خلاصه‌نویسی نوشتن یک متن در قالبی کوتاه‌تر است، بی آنکه به مضمون اصلی آن خللی وارد شود. خلاصه‌نویسی نوعی ایجاز است؛ یعنی بیان مقصود در کوتاه‌ترین عبارت. هدف از خلاصه‌نویسی آن است که خواننده، بدون صرف وقت بر روی جزئیات و نکات کم‌اهمیت متن، به منظور اصلی نویسنده پی ببرد.

 

  • انتقال فوری پیام؛ با خلاصه‌نویسی، مخاطب، به دریافت فوری پیام اصلی نایل می‌شود. خبرنگاران هم به دلیل لزوم انتشار به موقع خبرها و فوریت اطلاع‌رسانی - با گزینش جزئیات مهم یک رویداد، و اولویت‌بندی آنها در هر بند از خبر - خلاصه‌نویسی می‌کنند. رعایت خلاصه‌نویسی، در انواع خبرها، مثل خبر فوری، خبر خلاصه و خبر کوتاه، مهم است.

 

  • تأمین رضایت مخاطب؛ با خلاصه‌نویسی در نوشتن و سخن‌گفتن، با کمترین واژه‌ها و زمان، می‌توان بیشترین معنی را به مخاطب منتقل کرد. مخاطبین امروزین، حوصله حرّافی، پرگویی و درازنویسی را ندارند.

 

  • ارتقای کیفیت مطالعه؛ خلاصه‌سازی یا تلخیص، به درک مواد خواندنی متن کمک می‌کند و نقش مهمی در مطالعه دارد. نوشتن خلاصهٔ یک متن، به ما کمک می‌کند تا ویژگی‌های مشخص آن متن و احکام کلی آنرا درک و متمایز کنیم.

 

 

  • مسعودی، امید، خلاصه‌نویسی برای رسانه‌ها. تهران: انتشارات خجسته، ۱۳۸۵.

این نوشتار خُرد است. با گسترش آن

 



تاريخ : جمعه ششم آذر 1388 | 19:36 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

روزنامه نشریه‌ای است که به طور مرتب و منظم تهیه، چاپ و پخش می‌شود و بی هیچ قید و شرطی در دسترس مردم قرار می‌گیرد. روزنامه نه بیانیه است و نه اطلاعیه و برای روشن ساختن افکار مردم بلکه به نشر اخبار و اطلاعات در زمینه‌های گوناگون و انتقاد و صلاح‌اندیشی در امور عمومی می‌پردازد.

 



تاريخ : جمعه ششم آذر 1388 | 18:54 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

مهمانان ناخوانده به مهمانی شام باراک اوباما رفتند

میشل و طارق صلاحی

این عکس که در فیس بوک منتشر شد، میشل و طارق صلاحی را در کنار جو بایدن نشان می دهد

زن و شوهری از اهالی ایالت ویرجینیا در آمریکا موفق شده اند بدون دعوت به مهمانی شام باراک اوباما در کاخ سفید وارد شوند.

میشل و طارق صلاحی سه شنبه شب بدون این که به مهمانی شام کاخ سفید که به افتخار سفر نخست وزیر هند برگزار شد، دعوت شده باشند، به کاخ سفید رفتند و بعد از گذشتن از چند مرحله بازرسی امنیتی، به گفتگو با مهمان ها پرداختند.

تصویرهای منتشر شده این زوج در فیس بوک آنها را در کنار افرادی مانند جو بایدن معاون رئیس جمهوری، رام امانوئل رئیس دفتر رئیس جمهوری، آدرین فنتی شهردار واشنگتن و چندین شخصیت سیاسی و هنری دیگر نشان می دهد.

اد داناوان، سخنگوی پلیس محافظ رئیس جمهوری آمریکا می گوید ورود این دو تن ناشی از اشتباه یکی از بخش های بازرسی مهمان ها بوده است. او از تحقیق درباره این مشکل خبر داده است.

در این حال، آقای داناوان بر عبور این زوج از زیر دستگاه فلزیاب و غیرمسلح بودن آنها در لحظه ورود به کاخ سفید تاکید کرد.

مدت حضور این زن و شوهر در محل مهمانی هنوز مشخص نشده است.

روزنامه واشنگتن پست که نخستین بار متوجه حضور این مهمانان ناخوانده در مهمانی کاخ سفید شد در گزارشی از احتمال شکایت مقام های فدرال از آنها به خاطر ورود غیرقانونی خبر داد.

میشل و طارق صلاحی که در زمینه پرورش اسب و مسابقه های چوگان فعال هستند، تلاش دارند برای حضور در برنامه تلویزیونی "زنان خانه دار واشنگتن دی سی" انتخاب شوند.

این برنامه که به صورت مستند و زنده تهیه خواهد شد، زندگی چند زن خانه دار مقیم واشنگتن را نشان خواهد داد.



تاريخ : پنجشنبه پنجم آذر 1388 | 7:47 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

مهارت برقراري ارتباط مؤثر

بسياري از مشكلات بين‌فردي انسان‌ها، اشكال در برقراري "ارتباط درست" است. توانايي برقراري ارتباط درست يك مهارت است. هيچ فردي با چنين مهارتي به دنيا نمي‌آيد، بلكه افراد در طيّ دوران زندگي به تدريج اين مهارت را مي‌آموزند. افرادي مؤفق‌ترند كه بتوانند كمبودهاي خود را در اين زمينه شناخته و در جهت رفع آنها و يادگيري روش‌هاي بهتر اقدام كنند.

تعريف ارتباط:

ارتباط عبارت است از فرآيند ارسال هدف و دريافت پيام ميبا شد

* هر ارتباطي مستلزم حضور دو يا چند واحد اجتماعي است. يعني ارتباط مي‌تواند بين بين دو يا چند نفر، يك نفر و يك رسانه، و غيره صورت مي‌گيرد.

* هدف اصلي از برقراري ارتباط، انتقال پيام است. اين پيام مي‌تواند به‌صورت كلامي يا غيركلامي منتقل شود. در واقع، يك پيام را مي‌توان به‌صورت آشكار يا ضمني منتقل كرد.

* هرگونه اشكالي در انتقال پيام مي‌تواند باعث اختلال در ارتباط گردد. براي مثال، ممكن است پيام به‌صورت كامل منتقل نگردد يا اين‌كه يك نفر پيامي را ارسال كند، ولي فرد مقابل مفهوم ديگري را دريافت نمايد. يا حتّي كسي پيامي را بفرستد، ولي ديگري هيچ پيامي را دريافت نكند. از اين موارد معمولاً به‌عنوان "سوءتفاهم" ياد مي‌شود. يك ارتباط مؤثر، ارتباطي است كه راه را بر سوءتفاهم‌هاي احتمالي ببندد.

اهميت ارتباط:

برقراري ارتباط اولين ضرورت يك زندگي اجتماعي است. عدّه‌اي انسان را حيواني اجتماعي مي‌دانند. بنابراين، شايد يكي از مهم‌ترين برتري‌هاي انسان بر ساير جانداران، تنوّع و گسترة وسيع ارتباطاتي است كه مي‌تواند ايجاد كند.

ارتباط مؤثر:

  • تنها وسيلة انتقال اطلاعات بين افراد است.
  • تنها راه نشان دادن احساسات به ديگران است.
  • بهترين راه تصحيح سوءتفاهم‌ها است.
  • پيش‌شرط هر نوع آموزش مؤثر، و در نتيجه
  • لازمة رشد يك اجتماع است.

ارتباط نامؤثر:

  • باعث ايجاد سوءتفاهم مي‌شود.
  • منجر به نارضايتي، احساس تنهايي و تعارض در افراد خانواده و جامعه مي‌گردد.
  • در طول زمان مي‌تواند اعتمادبه‌نفس فرد را مختل كند و احساس درماندگي و درنتيجه آسيب‌هاي رواني و اجتماعي ايجاد نمايد.
  • توانايي فرد براي مقابله با مشكلات زندگي را كاهش بدهد.

 

عناصر اصلي ارتباط (كلامي و غيركلامي):

تاكنون معلوم گرديد كه ارتباط وجوه مختلفي دارد. همچنين، به‌طور ضمني اشاره شد كه ارتباط متضمن دو عنصر اصلي است. اين دو عنصر عبارت‌اند از: عنصر كلامي و عنصر غيركلامي.

     عنصر كلامي ارتباط شامل آن وجهي از ارتباط هستندكه اختصاصاً به محتواي كلامي و فرآيند بيان كلامي مربوط مي‌گردند.

     منظور از محتواي كلام آن چيزي است كه بر زبان مي‌آوريم. براي مثال، جذاب بودن محتواي كلام، تهديدآميز نبودن آن، شوربرانگيز بودن موضوع صحبت، غم‌افزا نبودن آن و نظاير آن باعث تسهيل ارتباط مي‌گردد. توجه به ابعاد فرهنگي و حتّي خرده‌فرهنگي در محتواي كلام، يكي از مهم‌ترين عوامل در افزايش كارآمدي ارتباط مي‌باشد.

     فرآيند برقراري ارتباط كلامي، شامل چگونگي شروع صحبت، نحوة جمله‌بندي، زمان‌بندي ارتباط كلامي، ملاحظات موقعيتي، و بالاخره چگونگي جمع‌بندي و ختم ارتباط مي‌باشد.

     عنصر غيركلامي ارتباط شامل آن وجهي از ارتباط هستند كه اختصاصاً به جنبه‌هايي غير از محتواي كلامي و فرآيند بيان كلامي مربوط مي‌گردند. در اين مقوله مي‌توان تن صدا، آهنگ صدا، تماس چشمي، حالات چهره‌اي، ژست‌ها، حالات بدني، و گوش دادن را نام برد.

اجزاي ارتباط:

عناصر كلامي و غيركلامي ارتباط، هركدام اجزاي خود را دارند. اين اجزا را مي‌توان به اين صورت تعريف نمود:

  • محتواي كلام: اين كه موضوع گفت‌وگو چيست، خود مي‌تواند به ادامة ارتباط يا قطع آن منجر گردد.
  • توجه به ابعاد فرهنگي و خرده‌فرهنگي: هنگامي كه گوينده و شنونده به ويژگي‌هاي فرهنگي و حتّي خرده‌فرهنگي فرد مقابل توجه نمي‌كنند، ارتباط قطع مي‌شود.
  • چگونگي شروع صحبت: نوع آغاز محاوره، يعني اولين جملات و اولين نشانه‌هاي غيركلامي برقراري ارتباط، تعيين‌كنندة تداوم ارتباط هستند.
  • نحوة جمله‌بندي: آيا تاكنون به اين موضوع توجه كرده‌ايد كه خيلي از مواقع تحت تأثير كلام ديگران قرار مي‌گيريد، فقط به اين دليل كه مي‌دانند "چگونه بگويند".
  • زمان‌بندي ارتباط كلامي: هر ارتباط زمان خاصي دارد. برخي از اين زمان‌بندي‌ها عمومي و كلّي هستند و تقريباً همگان آن را رعايت مي‌كنند. مثلاً كسي نيمه‌شب به ديگري تلفن نمي‌زند. ولي برخي زمان‌بندي‌ها ظرافت بيشتري دارند و كساني كه ارتباط بين‌فردي مؤفق‌تري دارند، اين زمان‌بندي‌ها را به خوبي رعايت مي‌كنند. منظور از زمان‌بندي، هم زمان برقراري ارتباط، هم مدّت آن و هم طول كلام در هر يك از زمان‌هايي است كه فرد نقش گوينده را در ارتباط به‌عهده مي‌گيرد.
  • ملاحظات موقعيتي: جايگاه اجتماعي افراد، مكان، و فضاي اجتماعي از ديگر عواملي هستند كه مي‌توانند به ارتباط مؤثر يا نامؤثر منجر گردند.
  • چگونگي جمع‌بندي و ختم ارتباط: علاوه بر آغاز كلام، چگونگي ختم ارتباط و گفت‌وگو نيز عاملي مهم در برقراري ارتباط مؤثر است. مثلاً جمع‌بندي نهايي و خلاصه كردن گفت‌وگو، راهي مؤثر براي ختم ارتباط است.
  • تن صدا: افرادي كه در برقراري ارتباط ماهر و كارآمد هستند، به كشش‌هاي آوايي كلام خود در طول محاوره توجه دارند.
  • آهنگ صدا: علاوه بر كشش‌هاي آوايي، ريتم و آهنگ كلام نيز به مؤثر واقع شدن ارتباط كمك مي‌كند. به سبك كلام افرادي كه از موفقيت اجتماعي برخوردارند توجه كنيد. اين افراد عوامل فوق‌الذكر را در كلام خود رعايت مي‌كنند.
  • تماس چشمي: به خاطر داشته باشيد كه ارتباط تنها گفتن و شنيدن نيست. تماس چشمي ابزاري خوب براي انتقال پيام‌هاي ظريف اجتماعي، حفظ توجه مخاطب، و انتقال عاطفه است.
  • حالات چهره‌اي: چهره و نوع حركات ابرو و دهان نيز پيام‌هايي به سمت مخاطب مي‌فرستند كه ارتباط را تسهيل كرده و يا با مانع مواجه مي‌سازند. حالات چهره به شدّت به فرهنگ وابسته‌اند.
  • ژست‌ها: افرادي كه در برقراري ارتباط ماهر هستند، به كلام، چشم، و حالات چهره اكتفا نكرده و از دست‌ها، انگشت‌ها، پاها، و باقي اندام‌هاي بدن براي انتقال پيام استفاده مي‌كنند.
  • حالات بدني: سبك نشستن، ايستادن، و راه رفتن يك فرد نيز به‌طور خودكار پيام‌هايي به مخاطب منتقل مي‌سازد.

گوش دادن فعال:

گوش دادن فعال يكي از مهم‌ترين عوامل مؤثر در ارتباط است.

     شنيدن و گوش دادن دو مقولة متفاوت هستند. شنيدن عمل ادراك اصوات مي‌باشد. اين عمل غيرارادي بوده و فقط به دريافت محرك‌هاي شنيداري اطلاق مي‌گردد. گوش دادن فعاليتي انتخابي است كه شامل دريافت و تفسير محرك‌هاي شنيداري مي‌باشد. اين عمل «رمزگرداني» اصوات به معاني را نيز دربردارد.

     گوش دادن به دو طبقة اصلي تقسيم مي‌شود. اين دو طبقه عبارت‌اند از گوش دادن نافعال و گوش دادن فعال. گوش دادن نافعال از نظر كيفيت بالاتر از شنيدن است و زماني رخ مي‌دهد كه گيرندة پيام، انگيزة زيادي براي گوش دادن دقيق ندارد. گوش دادن به موسيقي، تلويزيون، گوش دادن از روي ادب، نمونه‌هايي از گوش دادن نافعال هستند. از آن‌جا كه در گوش دادن نافعال تنها بخشي از ذهن ما درگير توجه كردن مي‌باشد، لذا هنگام گوش دادن به ديگران، احتمال پرت شدن حواس (يعني تفكر در مورد چيزهاي ديگري غير از موضوع اصلي) وجود دارد. بهترين راه براي حلّ اين مشكل، گوش دادن فعال يعني گوش دادن هدف‌مند مي‌باشد. بنابراين، گوش دادن فعال را مي‌توان گوش دادن هدف‌مند معرفي كرد. اهداف گوش دادن فعال عبارت‌اند از:

  • كسب اطلاعات
  • گرفتن راهنمايي
  • درك راهنمايي
  • درك ديگران
  • حلّ مشكلات
  • فهميدن احساسات ديگران
  • حمايت عاطفي ديگران

گوش دادن فعال به اندازة حرف زدن يا حتّي بيش از آن انرژي مصرف مي‌كند.

روش‌هاي مؤثر براي گوش كردن فعال:

۱. به فرد مقابل توجه كنيد.

    • به فرد مقابل نگاه كنيد.
    • نشان دهيد كه به حرف‌هاي او علاقه‌مند هستيد.
    • كمي به طرف او متمايل شويد.
    • نشانه‌هاي غيركلامي او را به شيوه‌اي ظريف تكرار كنيد. با گفتن كلماتي او را به صحبت بيشتر در مورد موضوع تشويق كنيد.
    • سعي كنيد آن‌چه را كه گفته نمي‌شود، بشنويد.
    • ببينيد هر چيزي را چگونه مي‌گويد.
    • كمتر صحبت كنيد.

۲. سؤال كنيد. به اين ترتيب:

    • به فرد مقابل نشان مي‌دهيد كه گوش مي‌كنيد.
    • اطلاعات را جمع كرده و سازماندهي مي‌كنيد.
    • سؤال‌هاي بسته، فرد را تشويق به دادن پاسخي كوتاه و سكوت كردن مي‌كند.
    • سؤال‌هاي باز، فرد را به توضيح بيشتر دربارة موضوع دعوت مي‌كند.

۳. بازخورد داده، بازگو كرده و خلاصه نماييد. توجه نماييد كه:

    • بازخورد دادن راهي براي بررسي اين است كه آيا برداشت شما درست است يا خير.
    • براي بازخورد دادن، آن‌چه را كه گوينده گفته است، تكرار نموده يا بازگو كنيد.
    • گاهي تكرار چند كلمة آخر گوينده، او را به ادامة گفتار تشويق مي‌كند.

خصوصيات گوش دادن فعال:

براي گوش دادن فعال، شنونده بايد پيام‌هاي مختلف را شنيده، معاني را درك كرده و سپس با ارائه بازخورد، مطمئن گردد كه برداشت وي صحيح بوده است. چند نمونه از خصوصيات گوش دادن فعال در زير آمده است:

  • اختصاص زمان بيشتر به گوش دادن به‌جاي صحبت كردن
  • عدم‌تكميل جملات ديگران
  • عدم‌پاسخ به سؤال با يك سؤال ديگر
  • آگاه بودن از سوگيري‌ها
  • نپرداختن به تخيّل يا عدم‌اشتغال ذهني با مسائل ديگر
  • عدم‌سلطه‌جويي در مكالمه
  • تعيين پاسخ‌ها پس از اتمام صحبت‌هاي فرد مقابل
  • دادن بازخورد
  • پرسيدن سؤال‌هاي باز

توصيه‌هايي براي كارآمدتر كردن ارتباط كلامي:

   - هنگام صحبت كردن:

  • مطمئن شويد كه شنونده فرصت سؤال كردن يا اظهارنظر كردن را دارد.
  • سعي كنيد خود را جاي شنونده قرار دهيد و احساسات او را در نظر بگيريد.
  • آن‌چه را مي‌خواهيد بگوييد، واضح بيان كنيد.
  • به شنونده نگاه كنيد.
  • مطمئن شويد كه آن‌چه مي‌گوييد با تن صدا و زبان بدني شما هماهنگي دارد.
  • تن و آهنگ صداي خود را تغيير دهيد.
  • مبهم صحبت نكرده و با بيان جزئيات زياد موضوع را پيچيده نكنيد.
  • از ديدن علايم آشفتگي در شنونده غفلت نكنيد.

   - هنگام گوش دادن:

  • سؤال بپرسيد تا كاملاً متوجه شويد كه موضوع چيست.
  • موضوعات را آن طوري كه فهميده‌ايد، خلاصه كنيد.
  • گوش كنيد و از قضاوت دربارة آن‌چه كه گوينده مي‌گويد، پرهيز كنيد.

موانع ارتباط مؤثر:

تاكنون دربارة چيزهايي صحبت كرديم كه مي‌توانند به برقراري ارتباط مؤثر كمك كنند. در اين قسمت توجه شما را به موانعي جلب مي‌كنيم كه راه‌هاي ارتباط را بسته و مانع از برقراري ارتباط مؤثر مي‌شوند. برخي انواع پيام‌ها مانع از برقراري ارتباط مؤثر مي‌شوند. مثلاً انتقاد كردن، مسخره كردن و تحقير كردن.

برگرفته از كتاب

فرشته موتابي، لادن فتي

 



تاريخ : جمعه بیست و دوم آبان 1388 | 6:35 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 

طوري پيشتر اشاره شد، فرهنگ عبارت است ازسيستم مشتركات علايم، اعتقادات، طرز تلقي، ارزشها، توقعات و قواعد سلوكي يك قوم وګروه نژادي  ميباشد.

بطور مثال اشخاص كه دريك جغرافياي معيين زندگي دارند معمولا خواست اهداف و تو قعات شان از زند گي بخا طر زاويه ديد واحد بسيار نزديك است .

ويا  اداره عامه اشخا ص كه تجربه چندين سال كار عملي و نزديك ر ا دارند،در بسا از مو رد  مسايل را با اشاره ، علايم و طرز برخورد جانب متقابل ميدانند.

سلوك و شگرد عملكرد در ميان كارمندان مجرب در اداره عامه افغانستان در گذشته به تأسي از تهذيب و تربيت ويژه بود.

برخي كارمندان مجرب و مهذب نمونه كركتر سالم براي دگران تلقي مي شوند، پيام، اهداف و اطلاعات را معمولاً با زبان نرم، ادبي و در لفافه براي مخاطب مي گفتند.

 اين واكنش و عملكرد را

حال آنكه در مديريت و فرهنگ درون سازمان امروز در تبادله اطلاعات ايجاب مينمايد، تا با حفظ احترام متقابل هدف بصورت جامع واضح براي مخاطب ارائه گردد.

در صورتيكه طرفين نياز به تعريف جديد از رويداد داشتند، پيام دهنده با فصاحت و ابراز لطف نقاط مجهول را تعريف ميكند.

شيوه تقويت روابط فرهنگي:

اصولاً شش شيوه را براي تقويت روابط فرهنگي نسخه موثر تجويز نموده اند.

1-        از كاربرد اطلاعات  به زبان عاميانه پرهيز شود.

و از واژه هاي استفاده شود كه حامل باري معنا روشن و موضوع مورد نظر اند.

2- در اثناي شنيدن بايد بسيار محتاط،  و جدي بود

3- لهجه و آهنگ صدا منظم، مرتب و  مو قر     باشد.

4- به اشاره هاي چشم دستدر اثنا صحبت  تو جه كرد

5- نكات مهم كه در مورد رويداد ارائه شده يادداشت شود.

6- ارائه مثال و مستند سازي به فهم بهتر مخاطب كمك ميكند.

مهارت هاي دفترداري

نوشته هاي موزون، مرتب و مرتبط با موضوع بيانگر رشد شخصيت اداره، جديت و هدفمند ي مديران محسوب مي شود.

بدون شك شيوه برقراري تماس با مكالمه و نوشته از هم تفاوت دارد، وقتي ما ميخواهيم يك پيام را رو در رو به مخاطب ارائه كنيم: عناصر، صوت، اشاره زبان و لحن تند هركدام اثر گذاي خاص خود را بالاي روحيه مخاطب دارد .

اما زمانيكه ميخواهيم پيام خود را از طريق نوشته ابراز كنيم در اين جا عناصر پختگي ، كلمات، متوازن نوشته و مرتبط بودن اطلاعات اهميت خود را دارند.

در ارتباطات بين المللي هنگام نوشتن يك پيام موارد زير را در نظر ميگيرند.

آقاي محترم يا خانم محترمه

ارادتمند شما يا مخلص

نام نويسنده

راپور نويسي:

راپور نويسي بخش از نظارت و مانيتورنگ بوده كه در هر پروژه چند مرحله خاص را بايد سپري كند.

مراحل مذكور:

شناخت و تشخيص مشكل، تعيين هدف، تشخيص مقاصد، تشخيص منابع انتخاب ستراتيژي تطبيق، نظارت، طرح يا ديزاين دوباره نظارت يكي از بخش هاي مهم پروژه بوده، زيرا از طريق نظارت مسير حركت پروژه مشاهده مي شود.

در مسير حركت پروژه، معمولاً راه هاي را كه جانب تصميم گيرنده گان سهم دارنده گان قبلاً تعريف و قبول كرده اند تحت نظارت قرار ميگيرد.

***



تاريخ : یکشنبه هفدهم آبان 1388 | 13:41 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
آنچه كه منزلت و شان شما را تعيين مي كند رفتار
و نگرش است نه استعداد و قابليتهاي ذاتيتان."



تاريخ : یکشنبه سوم آبان 1388 | 10:13 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

نو یسند : فیض الله محتا ج

بارمعناي هر واژه و اصطلاح در كاربرد عملي آن مفهوم واقعي خود را تعريف ميكند، زمانيكه اشيأ مورد تجربه قرار گرفت با استمداد  زبان تجربه ميتوانيم ماهيت، خصوصيت و نام واقعي شي را با ابعاد مختلف دريابيم.

شك نيست كه نخستين بار كه انسان براي شي نام وضع كرد، اول ماهيت، مفهوم و معني كار بردي اش را شناخت. وقتيكه در كوره تجربه ماهيت و مواصفات شي را شناخت به نامگذاري آن مبادرت كرد.

در دنيا امروز  در فرهنگستانها و اكادمي هاي زبان شناسي زمانيكه واژه هاي بكر و تازه را ميخواهند وارد زبان سازند، نخست ماهيت و مواصفات شي را به شناخت ميگيرند، و بعدا در با ره نا م گزاری ان فکر میکنند .

منظورم از نبشتن پيش نويس نو شته آن بود كه تفاوت ميان واژه سكرتر و دبير چيست؟ زيرا يك دوست شايد به صورت غير آگاهانه باديد ارتجالي بار ملامت بر گردن ما انداخته بود كه روزنامه ملي انيس چرا بجاي كلمه دبير از سكرتر استفاده ميكند.

من در همان وقت پاسخ دوست را كه تلاش براي يافتن شهرت با تمسك به سعايت و بدگويي بزرگان داشت نوشتم. اما از آنجا كه محتوا نوشته بدلايل... به وقع و پاسخ گفتن نمي ارزيد، از سرش گذشتيم.

اما بعدها ديدم كه برخي صناديد قلم و رقم، سكوت معنادار و گذشت مداراگونه ما  را به معني بي لياقتي و بي پاسخي قلم داد كردند.

اكنون به خاطر آن‌كه موضوع روشن گردد ميخواهم در باره بار معناي واژه هاي دبير و سكرتر مكث نموده تا به اين وسيله از فشار توبيخ دوستان رهايي يابيم.

سكرتر: {Secretaira}

واژه فرانسوي بوده به معني منشي و نويسنده است معمولاً در عرف اداره عامه فرانسه سكرتر به كسي اطلاق ميگردد كه بخش از كار هاي اداري، قرارداد ها و كارهاي مهم دفتري را تنظيم  و براي بررسي رئيس آماده سازد.

و ضمناً كارمندي كه مستقيم در مساعي رئيس مشاركت كند و در جريان كارها صلاحيت دخالت، ستمدهي و ذهنيت دهي را داشته باشد سكرتر است.

و اما واژه دبير از اين باب و معني مجزا بوده و مفهوم سكرتر را نميدهد.

معني تحت الفظي دبير:{daper}

 daper  دبیر واژه پهلوي است معمولاً اين واژه بركساني اطلاق مي شد كه نويسنده و منشي باشند، اما اسناد معتبر در اين باره وجود دارد كه معني تحت الفظي دبير به معني معلم و كسي است كه شاگردان را تدريس كند. حتي در برخي منابع «دبير فلك دييرآسمان كنايه از ستاره عطارد بوده است.

با در نظرداشت همين فكتورها معنا واژه سكرتر با دبير تفاوت معنايي و كاربردي داشته و معني دبير نويسنده منشي و كسي است به شغل كتابت مصروفيت داشته باشد.

اما سكرتر مسؤول ترتيب، تنظيم و هماهنگ سازي ها مقاوله ها، قرارداد ها و مقاله ها در بخش روزنگاري بوده و معني تحت الفظي آن نويسنده و منشي نيست.

امید وارم دو ست حق شناس و نو یسنده ما از با ب عقلا نیت به این ما مو ل تو جه و ، وا ژه سکرتر را با دبیر مختلط نسا زند .

زیرا واژ ه سکرتر برای شخصی اطلا ق میشود که مسوول تنظیم ، تر تیب ، تهیه و ساما نه دهی مقالا ت و نو شته ها با شد . واما منعنی دبیر در زبان پهلوی به معنا معلم نو یسنده و امو ز گار است .

 سر چشمه ها :

فرهنگ فار سی معین

فر هنگ عمید

فر هنگ دهخدا

قا مو س المحیط

 



تاريخ : یکشنبه دوازدهم مهر 1388 | 16:22 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
غزل  عيد

يا دي از روز ه فقط سو خته جا نيست مر ا

به غزل ها ي شب عيد گما نيست مرا

چا ر سو قا فله رنج رود سو ي فلك

درد  ايتام زفقر دير زمانيست مرا

اين محيط كه بو د نام و نشانش كابل

غم نان و غم خوان سخت نشا نيست مرا

عيد بر خيز بيا سفره ايتا م ببين

چشم برا ه تو از دير زما نيست مرا

تر سم از انكه به تهنيت تو جرگه فقر

يك تبسم نكند وهم گما نيست مرا

زخم  صد حا دثه بر دوش گدا ي شهر م

مر حبا گفتن تو كي ؟ توا نيست مرا

تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 | 15:15 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

نو يسند گي را  از کجا باید شروع کرد؟ آیا هر کسى مى تواند نویسنده شود؟...

براى نویسنده شدن باید ذوقى و هدفي در نها د نهفته باشد و ان ذو ق را از نها د با يد  کشف کرد; با تمرین و کوشش این ذوق را پرورش داد . تا به اين وسيله راه به سو ي نو يسندگي با ز گردد .

خواندن و اندیشیدن:

 هر نویسنده اى باید هر روز صفحه اى به صفحات خوانده شده خود بیفزاید و روزهاى این رویّه را با پشتکار ادامه دهد. این که چه بخوانیم، تابع آن است که بیشتر به کدام موضوعات علاقه داریم. امّا فراموش نکنید که یک چیز براى همه نویسندگان ضرورت دارد: خواندن آثارى که شاهکارهای ادبی محسوب می شوند. در این میان، نقش « و دیگر آثار امروزى، در کنار آثار کهن، فراموش نشود; حتّى اگر به دلایلی در مورد پیدایش و عوارض هنر امروز، سئوالات جدّى داشته باشید.


نوشتن و نوشتن و نوشتن: فراموش نکنید که اگر نویسنده حتّى یک روز از قلم زدن دست کشد، ذوق هنرى خود را به اندازه همان یک روز دچار افسردگى مى کند. نکته مهم این است که هرگز صرفاً منتظر سفارش کار نگارشى نباشیم. بخشى از زندگى هنرمند باید وقف گرایش هاى هنرى اش شود، حتّى اگر در لحظه، کسى مشتاق و خریدار اثرش نباشد.

رعایت مراحل نگارش

(1) تفکّر.

(2) تهیّه طرح: طرح چهار چوبى است براى یک نوشته که در آن، چشم انداز آینده نویسنده روشن مى شود.
و در يك  چا ر چو ب  نو يسند با ارامش و تا مل در حول انچه كه خلق ميكند  نگاه خو د را با تعمق در ميان رو يداد كه خا لق ان نو يسند ه است نفذ دهد .
(3) گردآورى و دسته بندى اطّلاعات.

(4) تهيه دلا يل و امار كه ستون نو شته را شكل ميدهند ، مطالب به ترتیب زمان تهیّه مى شوند و به حسب دسترسى به منابع، بر کاغذ مى آیند; بى آن که درباره تقدّم و تأخّر یا کلّیّات و جزئیّات آن ها تصمیم گرفته شود.

(5) مرور  نهایى: در يا داشت ها ي  نهایى، پس از تأمّل و بازنگرى کافى، هم در ترتیب مطالب تجدید نظر مى شود و هم برخى از مطالب غیر لازم حذف مى گردند.

(6) تهیّه پیش نویس: در این مرحله، يا داشت ها  قلمى مى شود، یعنى تبدیل به یک نوشته منسجم می شودو قواعد خاصّ نگارش و ویرایش در آن، اعمال مى گردد.

اقتباس : از سایت اموزش نو یسندگی

تلخیص و تصحیح : سیروس



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 | 14:22 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

شب -25 اسد میلونها مخاطب تلویزیون ملی ورا دیو آزادي مناظره رو دررو آقای کرزی ، اشرف غنی احمدزی وداکتر بشر دوست رابصورت مستقیم تماشا کردند .

ساعت پنج ونیم عصر زمانیکه مناظره آغاز یافت ، هر سه کاندید درتالار تلویزیون به موقعیت ویژه يي که قبلاً تدارک شده بود قرارگرفتند . آقای اکبر ایازی ریس رادیو آزادي که  گراننده منا ظره  کاندیدها اعلام داشت که به حساب قرعه پاسخ  دا د ن باید ازآقای بشردوست شروع شود  .

بشر دوست که پراهن تنبان سنتی پوشده بود ،یکجا با دوسیه ای که معمولا ً دراغوشش گره  میباشد به دادن پاسخ دربرابر این پرسش که چرا ریس جمهورمیشود گفت .

درمو رد برنا مه ها ی اینده کاندید ها :

   اگر یکی ازکاندید اعتراف کنند که بخاطر پر کردن جیب خود  استخدام اقارب وجمع آوری ثروت به این کار اقدام کرده ام من به نفع اواز کایداتوری خود میگذرم .

پس مسلم است که مانند دیگران من برنامه خدمت به کشور دارم وخود را درشرایط کنونی مستحق خدت به مردم وکشورمیدانم .((دریک سخن اینکه میخواهم ترازوی اعتماد ملی را ایجادکنم ))

حامد کرزی :

هشت سال پیش من درولسوالی شاه ولی کوت بودم که دربن مرا برای زعامت افغانستان انتخاب نمودند .شنیدن این خبر برایم شگفت ومسوولیت برانگیز بود ، ازهشت سال گذشته تجارب بسیاری جمع کرده ام ، میدانیم که افغانستان به امنیت وصلح نیازدارد ، خود را مستحق خدمت گزاری به مردم میدانم .

اشرف غنی احمدزی:

هفتاد یک فیصد جوانان نفوس کشور را تشکیل میدهند اما درنظام احساس ملکيت نمیکنند ، معلولین وزنان ازحقوق شان محروم اند ، افغانستان باید حیثیت خود را درآسیا اعاده کند وبا کشور های اسلامی روابط خوب تامین کنیم .من زبان دنیا را میدانم زبان کوچی ها ومردم نیاز مندومحروم افغانستان را بلدم ، میخواهم منحیث پل میان جامعه جهاني ومردم محروم پل واقع شوم .

درمو رد امنیت :

پرسش ازکرزی :

هفت سال ازحکومت شما گذشت ،ایا هنوز هم اطیمنان به اعاده امنیت دارید درصورتیکه ....... 

امروز تفاهم میان افغانستان وپاکستان تقویت یافته روابط ما با کشورهای اسلامی بهبود یافته من میخواهم کارهای که انجام نیافته درمورد تحقق آن اقدام کنم .

برنا مه  شما آقای احمد زی درمورد تامین امنیت چیست ؟

  اداره عامه را فعال میکنم مسوولین را به وظایف استخدام میکنم که توانای  کاررا داشته باشند ، ما به بی عدالتی مبارزه میکنم . ده ملیارد دالر که درمورد تقویت پولیس به مصرف رسیده معلوم نیست چه کمکی را به اعاده امنیت کرده است ،سر قوماندانی قوای مسلح را فعال وتشریک مساعی را میان ارگانهاي  امنیتی تحکم میکنم .

بشردوست :

قاچاقبران محاکم نمیشوند ، رشوه خوران درترکیب نظام صاحب صلاحیت اند بی عدالتی رواج یافته وقاتلان طالبان مسوولیت های مهم رابدوش دارند .   یکی 30 هزار دالر معاش می گیرد ومعلولین 500 افغانی یک مزدوری خارجی اگر دردولت باشدامنیت  تامین نمیشود ،

کرزی :

تروريزم دردهات افغانستان ، تشديد تلفات ملکی پاسخگو ی نیازی ،امنتی نیمباشد محور های تروريزم درخارج ازافغانستان حضور دارند محبوسان درافغانستان باید محاکمه شود . عملیات خودسر نیروهای ناتوممنوع وتشریک مساعی میان قوای افغان وخارجی به وجود بیاید .

ایازی درمورد كلمه جنگ سالاری آقای احمدزی شما چه توجیه دارید ؟

من هیچ گاه به جنگ سالاران تفاهم نداشتم وقتیکه امور اداره بمن تعلق گیرد ثروت وسرمایه -3 هزار ماموربلند رتبه دولت را راجسترمیکنم تجاوزبالای دخترهفت ساله بهر عنوان که باشد محکوم است ، یک عده میخواهند ازنام جهاد استفاده کنند .

کرزی :

میخواهم ازموقف پولیس حمایت کنم ،پولیس هرروز شهادت میدهد ممکن فساد باشد اما پولیس ترویج کننده فسادنیست

کاندیداها دارای خود را اعلام کنند،من اعلام کرده ام .

اشرف غنی احمد زی! نوبت ازمن است .

یک ملیون کارایجاد میکنم ،طرح امنيتی کوتاه مدت ودرازمدت ميسازم وازطریق اصلاحات اداری پروسه استخدام را آغاز میکنم ، قومیت مبدل به تجارت شده وازنسل جوان استفاده سو میشو د ،من بوضعیت زندگی جوانان باایجاد شغل توجه خواهم کرد

نتیجه:

هرسه کاندید دراین مناظره با دلگرمی واماده گی ذهنی حضور داشته وهر کدام درتقلا توجیه ومشروعیت اهداف برنامه ها ورا هکارها ی خود برای حل مشکلات افغانستان بود .

سا ختار شخصیتی کاندیدها :

باتوجه وتعمق درحول حوش دیدگاه های آقای بشردوست ،اومنحث شخصیت کر یكیتل {منتقد ومتعرض }بیشتر بجای تبین وتعریف دیده و دور نماي اهداف خود برای دوره ریاست جمهوری به تعریف وتحشی نقاط ضعف وکمبودیهای حکومت تاکید دارد .

 بشردوست تمایل داشته تا در برابر هرپاسخ آقای احمد زی وکرزی ،پاسخ نقادانه ارائیه کرده وبر سطحی بودن دو ر نما دید گا ه  آنها ازساختار افغانستان اینده تاکید کند.

حامد کرزی :  شخصت ریالستیک

  آقای کرزی با شکیبای  واحترام به دید جانب مقابل علاقه داشت ،منحث یک شخصیت ریالستیک ازپوزیشن او تعریف وتصویر ارائیه شود  كه فر هنگ شكیباي و تحمل را بلد است .

زمانیکه آقایان احمدزی وبشردوست به پاسخ پرسشها ی مبا در ت میکرد بانگاه نافذ به سوی آنها وتکنیک های اشاره و تكنيك ها ي كلا مي  به آخر برسم تا يد سر مي شوراند .

میخواست روحیه بی باوری آنها را به اعتماد وتفاهم تبدیل کند .

اشرف غنی احمدزی  شخصیت رمانتیک

آقای اشرف غنی احمدزی به قول خودش بااستفاده از تجارب مدیریت مثبت که درسطح جهان داشته ،اکنون هم علاقه دارد تا بصورت ایدالی تصویری و دور نما هاي قشنگي برای بازسازی افغانستان درآینده بدهد.

 اومنحث یک شخصیت رمانتیک استعداد آنرا داشت ، تا تصاویر ودورنمایی تطبیق اهداف خود را تعریف و براي مخا طب تعريف و تو جيهي منطقی بدهد.

اما پیشس از تطبیق بر نا مه ها ی این سه کاندید دشوار است روزنه ها ی امید و امنیت را از لا بلای پندار و گفتار انها  قبو ل کرد

 

++++++++



تاريخ : دوشنبه دوم شهریور 1388 | 9:44 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
 معني بزر گمنشي ان است كه براي مقابله با خشم جا نب مقابل به استمداد عقلا نيت و تد بير پا سخ منطقي و مدلل بد هیم . اما ارا يه خشم و پا سخ باالمثل به معني مشترك بو دن او صاف شخصيتی ما با طرف مقابل و تساوي   سطح ديد و معرفت ما با او  است .



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 | 10:29 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 سيروس احمد

اعلام 41 كانديد در بحبوحه برگزاري انتخابات افغانستان جدي ترين رويداد دست كه توجه دنيا را به خود معطوف كرده است.

اما اين رويداد بهر عنوان كه بود در داخل افغانستان، براي اكثريت بحث شگفت و رويداد استثنايي تلقي نه شد.

شايد نداشتن قرائت درست از وضعيت و هنجار دموكراسي و يا استيلا بحران بر دوش مردم  كه 30 سال در كابوس بحران با شكست و شك گرفتار است انگيزه بي ميل مردم به حضور كانديدان خط سياه و سپيد باشد.

براي من كه در ميان دغدغه هاي بحران و انفجار بساط معاش داشته ام و براي نجات از كابوس مصائيب بيشتر زنده گي خود را با اطلاعات رسانه ها و كتاب سپري كرده ام، اعلام حضور 41 كانديد از هر حيث برايم شگفت، جذاب كمي تهوع آور و ا ندگي استثنايي بود.

زيرا در كشور هاي همسايه مانند پاكستان، ايران، تاجكستان و ازبكستان زمانيكه انتخابات برگزار ميگردد، تعداد كانديدها از تعداد انگشتان يك دست  تجاوز نميكند، و زمانيكه در كشور هاي بزرگ، مانند جرمني، انگلستان، فرانسه و امريكا انتخابات آغاز ميگردد، رقم كانديدها به مرا تب پا يا نتر است ..

معمولاً كانديدها از حمايت احزاب نيرومند برخوردار بوده و در فرايند انتخابات زمانيكه برخي كانديدها بر رخوت و سستي موقف جريان خود واقف شوند به جانب جريان كه موقف وسمپاتي نزديكتر دارند، روي ميگردانند.

در افغانستان با وجود كه برخي كانديدها سستي و رخوت موقف مردمي خود واقف اند، و با صراحت ميدانند كه حتي در سطح قريه خود از حمايت تمام باشندگان دهكده برخوردار نيستند، اما جسورانه رقابت با شخص ميكنند كه، هم صاحب باشگاه مردمي، اقتدار اقتصادي و حمايت خارجي است.

برخي جامعه شناسان به اين باور اند كه اين اقدام ناشيانه و نا متعارف منبعث از عقده هاي محروميت است كه شبهه روشنفكر در افغانستان در جريان 30 سال توسط آن به شدت شكنجه  شده و با كسب شهرت و رو در رو شدن با فلان هرم قدرت در يك مناظره رسانه اي مقدار بار از دوشش تهي و مقداري جسارت اخلاقي خود اضافه  ميكند .

اما اگر استنباط بالا دقيق باشد برخي كانديدها با قرار گرفتن در برابر كامره هاي تلويزيون نه تنها اعتبار و افتخار خود را تقويت ميكنند.

بلكه در برابر پرسش هاي خبرنگاران با ارائه پاسخ هاي ژاژ غير مرتبط براي پرسش ها آنقدر شطحيات ارائه ميكنند كه نه تنها آبرو و عزت خود را در معرض حراج قرار ميدهند، بلكه عزت و شأن يك قوم، جغرافيا و سرزمين را  به شدت استهزا نموده و بر قيافه، ريش و تنديس دموكراسي آب دهن پرتاب ميكنند.

ضمناً ديدگاهي كه به ديد من قابل ياد هاني است، شرايط و زمينه هاي است كه كميسيون برگزاري انتخابات آنرا به صلاحيت و صوابديد خود جمع و جور نموده و در واقع راه مشاركت و كانديداتوري را براي پوزيشن هاي مختلف باز گذاشته است.

اما در كشور دگر، شرايط كانديداتوري طوري  تدوين و ارائه شده كه لا اقل كانديدها داراي درجه تحصيلي ماستري و دوكتورا هستند.

اما تا آنجا كه نگارنده اكثريت كانديدها را مي شناسم 60 فيصد داراي تحصيلات تا مطقع ماستري، ليسانس و  متباقي بكلوريا و يا ... ميباشد.

شگفت تر از همه اينكه برخي ها، حيا حضور باشد دروغ مي گويند، و با پر روي با وجود اينكه ميدانند، ابعاد شخصيت آنها به مردم پوشيده نيست مواصفاتي را به خود چسب ميزنند كه، در شأن آنها اصلاً نيست.

علي الحال هراس نگارنده از رويدادها آن است، برخي كانديدها با كسب تقلب و توانايي سازش شك نيست كه در آينده هم در بدنه نظام به تصدي هاي مهم استخدام شوند. لذا بنده از آن ميترسم كه رسم گذافه گويي، سازش و فريب دراين كشور براي هميش نهادينه شده ، سرنوشت من و ما بدست ا شخاص بي افتد كه خود، با دشواري و مشاكل گوناگون گرفتار اند.

+++++++++++==


 

 



تاريخ : یکشنبه یازدهم مرداد 1388 | 14:41 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
 وقتيكه مجا ل نفو ذ برا ي افكا ر شيطاني به اعما ق قلب ما ممكن  ميشود شرا فت و شعو ر ما مو قف خو د را برا ي وسوسه ، اضطراب  ونگرا ني ميدهد .

 بهتر است با استمداد تعمق و تد بير هيچ گاه زمينه نفو ذ ، رسو خ و راهيابي افكا ر منفي را به ذهن خود مجال ندهيم .

تاريخ : شنبه سوم مرداد 1388 | 10:52 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

:

 درباب هويت و حضور فرهنگي برخي واژه ها

 هويت و حضور فر هنگي يك تبار، در تداوم تاريخ به وزن  فرهنگ وانديشه به ميزان گرفته ميشود .

از نخستين سپيده دم پيدايش آدم تا اين برهه يي كه ما  محكوم به زنده گي هستيم دانشمندان در تقلاي آن بوده اند تا ميزان بينش سپيد و سياه گذشته گان خود را در افكار و انديشه يي كه از آنها ميراث مانده كنكاش و تعريف كنند.

اساتيد انديشه پيوسته تلاش كرده اند، با پيوند ديد خود با افكار گذشته گان ميزان و محتواي انديشه، ثقافت و فرهنگ آنها را داوري و ارزيابي كنند.

فرهنگ گذشته و كنوني بدخشان سرشار از محتواي قشنگ، نغز و ناب است. اما به دلايل بسيار تا هنوز كمتر دانشمند و كنكاشكري در حول و حوش اين فرهنگ به تعمق و تجسس مبادرت كرده و اگر هم تلاش صورت گرفته، تفنني و سطحي بوده است.

زيرا ويژه گي ، خصوصيات و مواصفات اصلي واژه ها در ميان اشيا مستتر و پوشيده اند. اگر قرار باشد خصوصيات و معني واقعي واژه مفاهيم اصلي خود را براي مخاطب ارائه كنند، بايد اشيا مورد استفاده و كاربرد قرار گيرد.

استفاده و كاربرد توسط شخص كه، ديد و نگاهشاستعداد نفوذ از لايه هاي نخست پديده ها تا ژرفا و لايه هاي سوم را دارد.

و يا به اصطلاح امروز ديد و تشخص حرفوي وكارشناسانة داشته باشد.

با در نظر داشت همين موضوع نياز است، تا پيش از آنكه در حول و حوش انديشه فرهنگ و فراست يك تبار تعمق صورت گيرد، شخصي كه به اين مامول مهم همت مي گمارد، صاحب صلابت ديد و معرفت اكادميك باشد.

«فرهنگ عاميانه تاجيكي بدخشان» نام رسالة ايست كه اخيراً به همت آقاي پروفيسور دكتور عنايت الله شهراني به حلة چاپ آراسته شده است.

آقاي دكتور شهراني به اضافه انجام اين امر مهم در گذشته ، در مورد معرفي فرهنگ و ثقافت افغانستان كار هاي مهمتري را اجرا كرده است.

خوشبختانه ويژه گي اين كارش با كار ها ي گذشته از هر نگاه داراي مميزه هاي جذاب،  بكر و زيبا شناسانة ميباشد.

بدخشان با وجود آنكه در سمت و سو دهي فرهنگ زيرينه و ديرينه افغانستان نقش محوري داشته است، اما در جريان دو قرن اخير از نظر افتاده و با همه داشته هاي سپيد و سبزش در معرض فراموش قرار دارد.

زبان سانسكريت امروز در كشور هاي فارسي زبان هويت زباني خود را باخته و حتي مرده و متروك است.

اما در لهجه هاي گويشي باشنده گان برخي مناطق بدخشان، تا اكنون واژه هاي فراواني كه ياد گار عزيز از حضور اين زبان در تاريخ گذشته ما بوده اند، به فراواني يافت مي شود.

نگارنده زمانيكه به خواندن كتاب و ادب فارسي آشنا شدم، بسا از واژه هايي را كه در ميان لهجه گويشي عوام كار برد داشت به اصطلاح !كتابي  و ادبي نميدانستم.

زمانيكه  متون كلاسيك و كهن دري را مطالعه ميكردم اندك اندك اين واژه ها را در كتب معتبري مانند فارسنامه تاريخ بلعمي، بيهقي و مثنوي  استفاده شده ، با حرص ولع در جستجوي يافتن معاني براي برخي اسماي مكان بودم كه متأسفانه فرهنگ نويسان موفق به تعريف بار معنايي اين واژه ها نشده بودند.  اما زمانيكه فرهنگ زبان سانسكريت را جسته و پراكنده مطالعه كردم ديدم اكثر واژه هايي كه در لهجه هاي گويشي بدخشانيها مورد كاربرد است، يادگار درخشان و عزيز از تمدن اجداد ماست.

خوش بختانه در سه دهه اخير دوست پرتلاش و كنكاشگرم آقاي بيضايي در مورد تنظيم و جمعبندي تذكره اشعار شعراي بدخشان و دانشمند فرهنگ دوست آقاي دكتور عنايت الله شهراني به معرفي و پرداخت در حواشي ناشناخته فرهنگ نيرومند بدخشان توجه و تلاش كرده اند.

فرهنگ عاميانه تاجيكي بدخشان از زمره كارهاي ناب، بكر و اختصاصي است كه آقاي شهراني از آن سوي اوقيانوس تا اعماق كوهپايه هاي درواز به استمداد انديشه نقب كشيده و به تعريف و تحشي واژه ها مبادرت كرده است.

بخاطر آنكه، بر اهميت موضوعي اين رساله مكث گردد، لازم ميدانم تا درباره زندگي نامه دكتور عنايت الله شهراني كوتاه نگاه داشته باشيم.

آقاي شهراني در سال 1942 م در ناحيه خاش بدخشان بدنيا آمده و تحصيلات متوسط را در ليسه ابن سينا كابل و دوره ثانوي را در دارالمعلمين كابل و در سال 1962 شامل پوهنتون كابل شد.

در سال 1976 براي گرفتن مدرك تحصيلي تا مقطع ماستري عازم امريكا و در سال 198۶ شهادتنامه خود را در مقطع دكتورا PHD در مسلك تعليم و تربيه بدست آورد.

با توجه به بگروند و سابقه تحصيلي و كارهاي تخصصي كه آقاي دكتور شهراني انجام داده تاليف فرهنگ تاجيكي عاميانه بدخشان، در واقع نخستين كار فني و حرفوي است كه در مورد تعريف و تحشي فرهنگ يك تبار صورت ميگرد.

ويژه گي رساله:

قطع صحافت رساله زيبا و در كاغذ جلادار بوده و محتواي نوشته در 540 صفحه ميباشد.

تيراژ رساله يكهزار نسخه بوده و توسط كانون فرهنگي قزيل چوپان به نشر رسيده است.

معاني واژه ها  بر اصول و دستور كار فرهنگ نويسي صورت گرفته و كلمات به صورت مردف منظم شده اند.

فونت(خط) رساله"ميترا" و "زر" اندازه سايز نوشته متن خط 14 است.

چاپ اين رساله در شرايط كنو ني ارجمند ترين خد مت نه تنها براي معرفي فرهنگ بد خشان است بلكه اين

اقدا م در ماهيت ارجمند تريت خدمت در راستاي تحشي و تعريف فر هنگ گرانسنگ  در ي فارسي ميباشد .

علي اي حال دوكتور شهراني با انجام اين مامو ل فرهنگي به اضافه معرفي فرهنگ عاميانه تا جيكي بدخشان صد ها واژه را كه در معرض مرگ و نا بودي بو دند نجات و به اين وسيله براي انها حضو ر و زندگي جا و يد در دل زمان و زندگي داد .

++++++++++

 



تاريخ : دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 | 17:13 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
در س كو تاه

 

 

ذهن‌ بيكار مانند دست‌ بيكار بي‌ثمر است

 مثبت انديشي دشمن تر س است

 خو شبختي مو قعيت است كه به همت جرات تدبير و عمل حا صل ميگردد

در صو رتيكه تحت تا ثير ترس قرار بگيريم در واقع توا نا ي تد بير و استعداد ما مغلوب ميگردد

 انسا نهاي كه از شها مت ،قدرت تصمصم گيري و انگيزه تد يبر بهره مند اند در معركه زندگي بر ترس غا لب و انها ي كه فا قد اين مميزات اند مغلو ب حوا دث زندگي ميشوند .

 



تاريخ : پنجشنبه هجدهم تیر 1388 | 9:40 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
ما از مو سيقي معمو لا در ك سطحي و احساسي داريم و اگر بعد از شنيدن موسيقي و گرفتن لذ ت بخواهيم احساس گذشته را تعريف كنيم در واقع اين حس بي معني و بي لذت ميشود . اما در شعر باب شناخت از اين سنخ و اصل نيست ، اگر بعد از درك حسي در ميان با رمعنا ي كلمات ديد و در ك ما گره نخورد و مفاهيم در ذ هن معناي خودرا ارايه نكند شعر در واقع بدو ن پيام، اثر مثبت و جذب مخا طب ميباشد .

تاريخ : جمعه پنجم تیر 1388 | 16:22 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

از كابل تا سرخ كوتل

گزارش سفري:

فضاي كابل مملو از دود، آلوده گي، شهر وحواشي آن پر از آدم و،وسايط نقليه است. از ميان ازدحام مردم و موتر ها شهر را ترك و ميخواهم به ولايت هاي شمال كشور جهت اجراي ماموريت اداري بروم.

زماني كه از كوتل خيرخانه به عقب برميگردم و كابل را نگاه ميكنم، آنچه در نگاه نخست بر زاوية ديدم بزرگ نمايي ميكند فضاي مملو از مه كه با شعاع خورشيد رنگ زردگونه گرفته، و فقط محدود به چند تعمير بلند منزل، كوه آسمايي تپه هاي بي بي مهرو شيردروازه است، دگر اثري از ازدحام مردم نيست، فكر ميكني همه زنده مردم  در ميان مه غليظ فرو افتاده و ضجه مي كشند،

و اين ميغ دودگون فضاي كابل اه و تنفس فرو افتادگان بساط شهر باشد .

اما زماني كه نگاهم به سمت شمال بخيه ميخورد در بساط وادي سبز، محيطي را به تماشا مي نشينم كه محدود به قله ها و تپه هاي خاكي و درستيغ قله هاي شامخ برف مانند دستار بر تنديس سبز پوشي موقعيت يافته اند.

درحواشي سرك آنچه كه نگاه  مرا بيشتر به خود معطوف مي كند، گندم زارهاي پر حاصلي است كه پيام رنج، تلاش و تقلاي دهقانان زحمت كش را در خوشه هاي طلايي خود به تصوير كشيده اند.

شهر چهاريكار كه در ميان دهكده هاي سبز شمالي بساط تعيش را براي شهرنشيان مهيا كرده، آرام وجاده ها وكوچه ها پاكيزه و نبض زنده گي براي يافتن فرداي بهتر در تپش است.

و اما سالنگ كه نسبت به گذشته ها غرق در شادي، سبزي و پويايي است، در ظهر همين روزمهماندار مهربان ماست. آبشاران كوچكش كه از ميان سنگلاخ ها با ترنم به بساط دريا ميريزند، پيام رويش و پويش را با زبان غزل براي درختان كوچك توت، گيلاس و آلوبالو زمزمه ميكنند.

همين تصوير نغز شاعرانه و پر معناي حافظ را در ذهنم تداعي ميكند:

درچمن هر ورقي دفتر حال دگر است

حيف باشد كه ز كارهمه غافل باشي

من نگويم كه كنون باكه نشين و چه بنوش

كه تو خود داني اگر زيرك و عاقل باشي

اما آنسوتر قطاري از قواي آيساف نمايان مي شود، وسايط نقليه با خالي كردن متن جاده در حواشي جاده جابه جا مي شوند، و من كه در دل و دماغ هواي دگر دارم آهسته، آهسته دركنار راست جاده روان هستم تا اين كه سربازان به سوي موترم شليك ميكنند و يكباره متوجه مي شوم كه در سرزمين باروت وخشم تخليل شاعرانه درسر مي پرورانم.

مثل اين كه دروطن ما فرهنگ بي اعتمادي آنقدر تقويت يافته كه، حتا محيط پروانه و آبشار بايد پايكوبي به سبك و نفير تفنگ يوز اسرائيلي و كلاشينكوف روسي  داشته باشد.

اما خوش بختانه در تمام درة سالنگ حتا يك مرد مسلح را به استثناي قطارهاي آيساف نديدم و دگر آنچه كه توجه مرا به خود معطوف مي كند، گلهاي قشنگ وحشي كنار جاده، درختان سبز و پر بار و كوه هاي سربه فلك كشيده با دستار سپيد اند.

از سالنگ جنوبي با آهسته گي عبور و بعد از گذشتن از تونل وارد سالنگ شمالي مي شوم كه ، سبز تر و نغزتر از سالنگ جنوبي است.

در انتهاي كوتل سالنگ ولسوالي خنجان موقعيت داشته و مردم آن نسبت به سالهاي گذشته در آرامش و امنيت بهتر زنده گي ميكنند.

جهت آگاهي از وضعيت زنده گي مردم به منزل يكي از متنفذان محل كه آشنايي قبلي نداريم ميروم.

اين متنفذ قومي كه حاجي سيد رحمان نام دارد، زنده گي سبز، شاعرانه و شاهانه دارد، به پيشوازم تا حياط باغچه سبز خود مي آيد و با سيماي آگنده از محبت به نشستن در «صفه» خود دعوتم ميكند.

بعد از صرف نان از زنده گي شخصي اش ميپرسم در پاسخ ميگويد:

امنيت خوب است، حاصل ما نسبت به گذشته بهتر و ثمر ميوه هاي شفتالو، توت و قيسي باغچه را ببين حاصل منطقه را به همين قياس بگير.

از حكومت چه توقع داري؟

چندي پيش وزيرانرژي و آب از همين مسير مي گذشت، در مورد به هدر رفتن آبها و كمبود برق در كشور به خصوص منطقه خود شكايت كردم، وي از پلان وبرنامه صحبت كرد. او اضافه كرد:

فراموش تان نشود كه انتقال پيام" دين" است، از طريق روزنامة خود به رئيس جمهوري پيشنهاد كنيد حكومت حزبي و تنظيمي نسازد، زيرا من به حيث يك تبعة كشور عملاً در جريان هفت سال گذشته ديدم، علت بي نظمي، فساد و مشكلات، سپردن كار به كساني بود كه اهليتش را نداشتند. اما به دليل وابستگي ... در پست ها باقي ماندند.

ويكي كمي جدي باشد، وسياست كند، مي پرسم سياست يعني چه؟ سياست يعني اين كه اخلال گران امنيت و ناقضان قانون را سخت تنبيه و ادب بدهيد تا ماية عبرت براي بي ادبان گردد.

عقل دهاني:

به تاريخ 26 جوزا زماني كه از ولسوالي خنجان به جانب شهر پلخمري روان بودم در منطقه يي به نام "گزان "كودكان قد و نيم قد سبد و سطل هاي پر از شفتالو، زردآلو، توت و سيب مصروف داد و ستد با عابران اند.

ماهم كه صفا و شادابي دره هاي را ديده بوديم و در ظاهر همه چيز پر از صفا بود، بدون چانه زدن و دعوا ،رئيس اطلاعات و فرهنگ بغلان آقاي عبدالقدوس فهيم يك سبد توت را كه سرش سرخ و سياه بود خريداري كرد.

اما شب هنگامي كه ميخواستيم از اين توت استفاده كنيم فقط مقدار اندكي توت خوردني داشت و بقيه سبد كاه و سبزه بود.

شرايط زنده گي در پلخمري:

پلخمري شهرك صنعتي و كوچكي است كه وضعيت اقتصادي مردم در حال بهبود بوده و امنيت در اين شهر تأمين است.

اكثر شهريان پلخمري به شغل دكانداري، دهقاني و بعضاً درفابريكه ها مصروف كار اند.

باوجود اين كه بارنده گي امسال حاصل مردم را بهتر ساخته و دهقانان حاصل خوبي جمعاوري كرده اند، اما نرخ گندم، آرد و برنج پايان نيامده است.

فصل اول آنان كه گندم و جو بوده تقريباً جمعاوري شده و ياهم در حال جمعاوري است.

فصل دوم آنان كه زرع برنج ميباشد، قسماً زرع شده و موجوديت آبهاي فراوان در مزارع و مصروفيت دهقانان با دلگرمي در اراضي پيام آور شكستن باب خشكسالي و ازدياد حاصل در اين شهر است.

برخي دهقانان به اين باوراند كه سيلاب هاي موسمي به شدت در برخي مناطق آسيب وارد كرده و بندهاي كه در اثر سيلاب از بين رفته اند، به بازسازي عاجل نياز دارند.

كمپاين هاي انتخاباتي:

در شهرهاي خنجان، دوشي و مسير راه سالنگ بغلان در اطراف جاده تصاوير كانديدان رياست جمهوري نصب شده است.

تعداد تصاوير آقاي حامد كرزي، داكتر عبدالله، سيد جلال و داكتر اشرف غني احمدزي سمبول دموكراسي و مشاركت مردم را با رنگ كمرنگ به تمثيل مي كشد و دفاتري از اين كانديدان فعال و در تلاش حمايت ومشاركت مردم به كانديداي مورد نظر شان است.

از آنجايي كه شهر پلخمري از امنيت بهتر بر خوردار است، ووضع زنده گي مردم قسماً بد نيست در برخي مجالس ومحافل عمومي گفتگو بر سر مشاركت و موفقيت كانديداي گرم و اين امر بيانگر اميدواري مردم به آينده است.

سرخ كوتل:

سرخ كوتل موضعي است كه، در پانزده كيلومتري شهر بغلان موقعيت داشته، و از گذشته هاي دور در دل خود حكايتي از تمدن كهن و ديرينه دارد.

يكسال پيش از طريق رسانه ها اعلام شد كه، قاچاقبران به كمك برخي باشنده گان محل در اين موضع به حفريات مبادرت كرده و خود سرانه كاوش نموده اند.

همين ايده مرا تشويق كرد، تا به همكاري رئيس اطلاعات و فرهنگ بغلان آقاي عبدالقدوس فهيم كه جوان پرتلاش و پر تحرك است به سرخ كوتل برويم.

سرخ كوتل موقعيتي است، نسبتاً هموار كه در غرب آن تپه ها به ارتفاع الي يكهزار متر بلند تر از سطح زمين موقعيت دارند.

در پيرامون اولين تپه به فاصله يكهزار متر موقعيتي است كه اراضي آن نا هموار و از چهار سو به اراضي زراعتي و چند قريه كوچك محدود شده است.

در اراضي ناهموار و قسماً بلند تر از اراضي زراعتي تپه هاي كوچك خاكي از دور ديده ميشود. چند موضع كه در اين محل حفر شده در زيرآن خانه هاي گنبدي ساخته شده از خشت است.

حدوداً تا اكنون هفت موضع توسط قاچاقبران كنده شده اما به اثر تلاش وزارت اطلاعات و فرهنگ يك پوسته امنيتي از قطعه آبدات تاريخي جهت نگهباني اين محل استخدام شده است.

 در محلي كه پوسته امنيتي قرار دارد، تپه خاكي به ارتفاع 700 متر بلندتر از زمين بوده و در اين محل ده ها ستون سنگي كه قدامت تاريخي آن به هزاران سال پيش ميرسد در روي زمين  است .

در زمان جنگ ها درسال 1373 و 1374 هـ .ش به استناد گفته هاي مردم محل اين منطقه چندين بار توسط گروه هاي درگير دست به دست شده، وهر كدام به نوبة خود حفريات غير مسؤولانه  داشته اند.

تا اكنون امنيت سرخ كوتل به صورت درست تأمين نبوده، اگر قاچاقبران اراده كنند، شب هنگام ميتوانند دست به حفريات بزنند.

اما برخي مردم محل باور دارند كه، اراضي سرخ كوتل قبرستان پدران آنان بوده و هيچكس نبايد در اين قبرستان حفريات كند. از جانبي برخي زورمندان در برخي مناطق سرخ كوتل سنگ انداخته و تصميم اعمار خانه و باغ را دارند، تا به اين وسيله بتوانند به مقاصد خود خوبتر برسند.

وضع امنيتي:

به قول يكي از مسؤولان امنيتي چندي پيش شب هنگام، بالاي پوسته توسط راكت و ميزايل حمله صورت گرفته، باوجود اين كه پوسته آبدات تاريخي سقوط نكرده است اما تقريباً تمام دروازه و كلكين هاي آن از بين رفته است.

 

لمړي څارن محمد نذير قوماندان يكي از جزتامهاي قطعه امنيتي ،كه مسؤوليت حفظ آبدات را در سرخ كوتل دارد، از مشكلات متعدد حكايت دارد، حكايت از نداشتن اكمالات درست، حكايت از نبود حمايت عاجل و مواضع دفاعي.

از قومانداني تولي ميپرسيم چرا خودتان جهت دفاع در اين پوسته به اعمار بلنداژ و خندق ارتباط براي دفاع مبادرت نميكنيد.

به گفته او به آنان اجازة اين كار داده نشده و هرگونه حفريات خودسر به معناي جرم پنداشته مي شود، زيرا در موقعيتي كه آنان جابه جا اند، در دل خود تمدن زيرينه و ديرينه را داشته، و تا اكنون داشته هاي اين تمدن همه بكر وناشناخته اند.

امنيت بغلان:

شهريان بغلان قسماً از امنيت خوب بهره مند است، اما به گفته شاهدان عيني در مناطق دورتر از شهر مخالفان حضور داشته و هفته پيش چهار آنتن كمپني روشن و MTN را تخريب و انفجار داده اند.

سيروس احمد محتاج

***

 

 



تاريخ : یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 | 15:26 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |