کوف اب
تا ریخچه کو ف اب 
قالب وبلاگ
هنر ، علم و دین:

بشر هو شمند از نخستین رو ز پیدا یش خو یش در جستجو ی سا ختن دین ، دا نش ، هنرو تعر یف زند گی با سبک دید خو یش بو ده است .

با افسو س تا امرو ز یک تعر یف که پا سخ گو ی مو رد اعتما د برا ی  پا سخ نیا زهمه ها ی انسا ن با شد ، بر ای خو د نیا فته و ممکن تا فردا ها برا ی سا ختن دین و دا نش و هنر در تکا پو با شد .

 این تکا پو و تلا ش از یک سو انگیزه بقا را مها سا خته و از جا نبی دا شتن رو حیه  تلا ش و پیشگیر ی برا  ی زند گی معنا و مفهو م شرین بخشید ه است .

در صو ر تیکه پیرا مو ن با ر معنا ی اد یا ن ، ظر فیت نگر ش ،هنر و دا نش ژر ف نگا ه شود ، اکثر اد یا ن با هم خو یشا و ند ی و ار  زشها ی مشتر ک دا رند، اما نا گفته پیدا است که در شکل گیر ی دین و هنر عوا مل زما ن ، مکا ن و نیا ز تا ثیر خو د را دا شته است .

اما علم مظهر و ملا ک تجا ر ب مکرر و مشهو د ی بو د ه است ملیو نها سا ل انسا ن برا ی اثبا ت ان تلا ش مشر ک کر ده و در نها یت در ک مشتر ک ایجا د شد ه است که در سا ختا رتکا مل ما ده ها ی :

{ (1)‌البومين albomin ماده سفيد تخم مرغست .

(2) فيبرين fabreineسفيد از نوع سفيده تخم مرغ است كه درخون و در عضلات پيدا ميشود .

(3) مونر monere يك نوع حيوانست از پست ترين درجات حيوانات كه مابين نبات و حيوان برزخست .

(4)‌ آميب amibe يك نوع حيوان از درجه پست است كه آثار اعضاي محرك در آن ظاهر است .

(5)‌پروتوپلاسم protoplasme يعني تركيب اول عبارت از ماده ئیست كه خلاياي عضويه ناميه و حسيه را تشكيل ميدهد .}

نقش دا رند .

بعد از تفخص ،تلا ش . تجا  رب مکر ر بشر در یا فت که این پنج ما ده در سا ختا ر انسا ن اثر گزا  ری دا شته و حتا ما ده ها ی امیب ، پرو تا پالاسم ، البو مین ،فیبر من و مو نر نیا ز حیا ت و در بر خی موا رد تعا رض حیا ت اند .

اما هنر نگا ه نا زک و ظر یفا نه انسا ن نسبت به زند گی بو ده و این نگا ه در فرا یند زند گی بو ا سطه اشخا ص ظر یف بین ، حسا س و زیبا شنا س کشف شد ه است .

 

[ جمعه هفدهم آذر 1391 ] [ 2:24 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

اخلاق سازمانی


بسیاری از رفتارها و اقدامات مدیران و کارکنان، متأثر از ارزشهای اخلاقی بوده، ریشه در اخلاق دارد. عدم توجه به اخلاق کار در مدیریت سازمانها، در جوامعی مانند ایران که از یک سو دارای ارزشهای اخلاقی غنی بوده، از سوی دیگر با کشورهای پیشرفته فاصله قابل توجهی دارند، می‌تواند معضلاتی بزرگ برای سازمانها به وجود آورد. به علاوه با افزایش انتظارات اجتماعی از سازمانها، جوامع نسبت به مسائلی مانند محیط زیست ، حقوق زنان، کودکان، اقلیتها، معلولان، برابری استخدام و کاهش نیروی انسانی، حساس‌تر شده‌اند. بی‌توجهی سازمانها به این حقوق و عدم رعایت اصول اخلاقی در برخورد با ذی‌نفعان بیرونی، می‌تواند مشکلاتی را برای سازمان ایجاد کند و مشروعیت سازمان و اقدامات آن را موردپرسش قرار داده، در‌نتیجه سود و موفقیت سازمان را تحت تأثیر قرار دهد. اخلاق کار ضعیف، بر نگرش افراد نسبت به شغل، سازمان و مدیران موثر بوده، می‌تواند بر عملکرد فردی ، گروهی و سازمانی اثر بگذارد.

عملکرد و موفقیت سازمان
لازمه موفقیت سازمان، عملکرد مناسب آن است. شاخص هایی مانند: سودآوری، بقا، رشد میزان دستیابی به اهداف و قابلیت های رقابتی را می توان به عنوان نتیجه عملکرد مناسب تلقی کرد. برخی از صاحبنظران مانند هیگنز و وینکز موفقیت سازمانی را با عملکرد سازمانی معادل فرض کرده اند. آنها براین باورند که به طور کلی عملکرد سازمانی نتیجه‌ای است که به عنوان برایند رفتار سازمان، اتفاق می‌افتد. (Higgens & Vincze, 1993).در این مقاله شاخص‌هایی مانند: سود‌آوری، بقا، رشد، میزان دستیابی به اهداف و قابلیتهای رقابتی به عنوان شاخص‌های موفقیت تلقی شده، تمامی مواردی که به طور غیر مستقیم به عملکرد کمک می کنند (از قبیل: بهبود کیفیت رضایت مشتریان، افزایش همکاری،کاهش تعارض و کاهش هزینه‌ها) موردتوجه قرار می‌گیرند.
از آنجا که در ادبیات سازمان و مدیریت، مسئولیت اجتماعی بخشی از مقوله اخلاق کار محسوب شده و از آن به عنوان اخلاقیات فرا سازمانی یاد می شود، در تشریح ادبیات موضوع، لازم است ابتدا به مفهوم اخلاق و اخلاق کار پرداخته شود و پس از آن پیشینه مسئولیت اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.


اخلاق و اخلاق کار
اخلاقیات ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با ارزشها دارند و به عنوان ابزاری نگریسته می‌شوند که ارزشها را به عمل تبدیل می‌کنند. اخلاق، یعنی رعایت اصول معنوی و ارزشهایی که بر رفتار شخص یا گروه حاکم است، مبنی بر اینکه درست چیست و نادرست کدام است؟ (دفت، 1374: 638). اخلاق، مفاهیمی چون: اعتماد، صداقت، درستی، وفای به عهد نسبت به دیگران، عدالت و مساوات و فضائل شهروندی و خدمت به جامعه را در بر می‌گیرد. اخلاق در معنی، تشخیص درست از نادرست و خوب از بد، همیشه موضوع مورد بحث فلاسفه بوده، آنها به عنوان یکی از شاخه‌های فلسفه، در مورد آن سخن گفته‌اند. به علاوه بــرخی مانند هایک اخلاق را تمدن‌ساز به شمار می‌آورند. (غنی‌نژاد، 1381: 129). بیشتر استانداردها و قواعد اخلاقی در یک فرهنگ نسبت به فرهنگهای دیگر و در زمانهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارند. (هس مر، 1995: 113). به عبارت دیگر، نسبیت گرایی اخلاقی باعث می شود آنچه که در یک جامعه، عملی درست نامیده می شود در فرهنگ یا جامعه ای دیگر نادرست تلقی شود و میزان ابهام و بعضاً تعارض در ارزشها افزایش یابد.
اخلاق کار(Business Ethics) به معنی شناخت درست از نادرست در محیط کار و آنگاه انجام درست و ترک نادرست است. اخلاق کار، به عنوان شاخه‌ای از دانش مدیریت، از زمان پدیدار شدن نهضت مسئولیت اجتماعی در دهة 1960 پدیدار شد. در این دهه جنبشهای آگاهی بخش اجتماعی، انتظارات مردم را از سازمانها بالا برده، آنها را به این نتیجه رسانده بود که سازمانها باید از امکانات وسیع مالی و نفوذ اجتماعی خود برای رفع مشکلات اجتماعی، مثل: فقر، خشونت، حفاظت از محیط زیست، تساوی حقوق، بهداشت عمومی و بهبود وضع تحصیلات استفاده کنند. مردم براین باور بودند که چون شرکتها و مؤسسات با استفاده از منابع کشور به سود دست می‌یابند، به کشور بدهکار و مدیون هستند و بایستی برای بهبود اوضاع اجتماعی تلاش کنند (Mc Namara,1999:6). اگرچه انگیزه و توجه شرکت به رعایت مسائل اخلاقی به سال 1923 و به بنیانگذار شرکت مبلمان و اثاثیه هرمان میلر دی جی دوپر بر می‌گردد ولی توجه به اخلاقیات در نوشته های مدیریت، در کتاب: وظیفه‌های مدیران چستر بارنارد (1938) و آثار ماکس وبر به چشم می خورد (اشنایدر و بارسو، 413:1379). بارنارد براین باور بود که «‌ناممکن است سازمانهای رسمی بتوانند بدون عنصر اخلاقی عمل کنند. رهبری که به اصول اخلاقی عمل نمی کند نفوذ خود را از دست می‌دهد و نمی‌تواند برای مدت طولانی دوام آورد» (بارنارد، 1368‌: 404).
طرفداران اخلاق کار در دو دسته قرار می‌گیرند. افرادی مانند چپل بر این باورند که رعایت اخلاق کار، باعث افزودن ارزش به سهامداران شده، ابزاری برای دستیابی به هدف بیشینه کردن سود است (دیدگاه اخلاقیات ابزاری). در مقابل، افرادی مانند بارنارد (1938)، کوئین و جونز (1995) و میلتون – اسمیت، دیدگاه غیر ابزاری داشته و باور دارند که سازمان بایستی گذشته از ملاحظات مالی، اخلاق کار، به دلیل آنکـه ماهیت این کـار درست است، بایــد آن را رعـایت کند. (Poesche,2002:311) در نظـریه‌های نـوین مدیـریت از قبیـل کارگزاری (Agency Theory)، ذینفعـان (Stakeholders)، حـاکمیت شـــرکتی (Corporate Governance) ، و نهادینگی(Institutional Lization) نیز اخلاقیات به گونه‌ای مورد توجه است. (رحمان سرشت، 1384).


نظریه‌های اخلاق و مسئولیت اجتماعی
همان‌گونه که گفته شد، از مسئولیت اجتماعی به عنوان اخلاقیات فرا سازمانی یاد می شود که مفهوم مسئولیت اجتماعی را می‌توان از بیشتر نظریه‌های اخلاق استنباط و استخراج کرد. برای روشن شدن بهتر مطلب ابتدا به اختصار نظریه‌های اخلاق تشریح می‌شود. هس‌مر (1995) یکی از کامل‌ترین دسته بندی ها را از تئوریهای اخلاق این‌گونه ارائه می کند:
1. قانون جاویدان (Eternal Law): این دیدگاه که به قانون طلایی نیز مشهور است بدین گونه خلاصه می‌شود که «با دیگران آن گونه رفتار کن که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند».
2. منفعت گرایی یا تئوری فرجام گرایی (Utilitarianism): این دیدگاه منطبق با تعریفی از اخلاق است که توسط جرمی‌بنتم متفکر بریتانیایی ارائه شده و بر نتایج و فرضیات فردی متمرکز است. بر این اساس، اخلاقی بودن یک رفتار، براساس میزان مطلوبیت آن بیان می‌شود. یعنی وقتی منافع یک عمل برای جامعه بیشتر از ضررهای آن باشد، آن عمل اخلاقی است
3. وظیفه‌گرایی یا آغازگرایی (Deontological): آغازگرایی دربرابر فرضیة فرجام گرایی است. بر اساس این دیدگاه که توسط ایمانوئل کانت ارائه شد، هر عمل به نتیجة آن بستگی نداشته، به نیت شخص تصمیم گیرنده بستگی دارد.
4- عدالت توزیعی: در این تئوری که توسط جان راولز پیشنهاد شده، یک عمل را در صورتی که منجر بـه افزایش همکاری بین اعضای جامعه شود، می‌توان درست و عادلانه و مناسب (و بنابر‌این اخلاقی) نامید و عملی را که در جهت مخالف این هدف عمل کند می‌توان نادرست، ناعادلانه و نامناسب (و بنابراین غیراخلاقی) نامید. در این دیدگاه، همکاری اجتماعی، اساس منافع اجتماعی و اقتصادی را فراهم می‌آورد و تلاش فردی کم اهمیت و در مواردی نادیده گرفته می‌شود.
5. آزادی فردی: بر اساس این دیدگاه که توسط رابرت نوزیک پیشنهاد شد، آزادی، نخستین نیاز جامعه است. بنابراین هر عملی که آزادی فردی را نقض کند، غیراخلاقی است؛ حتی اگر منافع و رفاه بیشتری برای دیگران ایجاد کند.

مسئولیت اجتماعی
امروزه مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) مفهومی وسیع تر از فعالیتهای گذشته دارد. مسئولیت اجتماعی به طور اعم، به مجموعه فعالیتهایی گفته می‌شود که صاحبان سرمایه و بنگاه های اقتصادی به صورت داوطلبانه، به عنوان یک عضو مؤثر و مفید در جامعه، انجام می دهند.
گریفن و بارنی مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف می کنند؛ «مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان بایستی در جهت حفظ و مراقبت و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت می کند، انجام دهد». درک فرنچ و هینر ساورد(1998) در کتاب: فرهنگ مدیریت در مورد مسئولیت اجتماعی می نویسند، «مسئولیت اجتماعی، وظیفه ای است بر عهده موسسات خصوصی، به این معنا که تأثیر سوئی بر زندگی اجتماعی که در آن کار می کنند، نگذارد. میزان این وظیفه عموماً مشتمل است بر وظایفی مانند: آلوده نکردن، تبعیض قائل نشدن در استخدام، نپرداختن به فعالیتهای غیراخلاقی و آگاه کردن مصرف کننده از کیفیت محصولات. همچنین وظیفه ای است مبتنی بر مشارکت مثبت در زندگی افراد جامعه.

در متون مدیریت استراتژیک، مسئولیت‌های اجتماعی به گونه عام و اصول اخلاقی به گونه خاص به بخش جدایی ناپذیر از مباحث تدوین و اجرای استراتژی تبدیل شده است. صاحبنظران مسئولیت اجتماعی در دو دسته مخالفان وموافقان قرار می‌گیرند. برخی از طرفداران اقتصاد بازار، مانند میلتون فریدمن با مسئولیت اجتماعی مخالف بوده، آن را با مکانیسم‌های اقتصاد آزاد در تضاد می‌دانند. فریدمن کاهش قیمت محصول برای کاهش تورم ، استخدام برای مبارزه با بیکاری و هزینه کردن برای کاهش آلودگی محیط زیست را هدردادن پول و سرمایه سهامداران می‌داند . او از مسئولیت اجتماعی به عنوان یک دکترین اساسا ویرانگر نام می برد. فریدمن تنها مسئولیت اجتماعی شرکت تجاری را استفاده از منابع جامعه و مشارکت در فعالیتهایی که برای افزایش سود با رعایت قواعد بازی (بدون نیرنگ و فریب) طراحی شده‌اند، می‌داند.در مقابل کارل که از طرفداران مسئولیت اجتماعی است، براین باور است که مدیران یک سازمان تجاری، چهار مسئولیت اقتصادی، حقوقی، اخلاقی وفداکاری کردن دارند. کارل این چهار مسئولیت را به ترتیب اولویت فهرست می کند (نمودار 1) و بر این باور است که مسئولیت اخلاقی و فداکاری امروز ممکن است در آینده به ترتیب به مسئولیتهای حقوقی و اخلاقـی تبدیل شوند. هم فریدمن و هم کارل مـدعی‌اند که با توجه به اثر مسئولیتهای اجتماعی بر سود شرکت، نظریه خود را ساخته و مطرح کرده‌اند. فریدمن می‌گوید: اقدامات از نظر اجتماعی مسئولانه، به کارایی شرکت آسیب می‌رساند.
کارل باور دارد که بی توجهی به مسئولیتهای اجتماعی موجب افزایش دخالت دولت و در نتیجه کاهش کارایی می‌شود. اگر شرکت داوطلبانه به برخی مسئولیتهای اجتماعی و اخلاقی خود عمل کند، می‌تواند به سود مورد نظر خود دست یابد. (هانگر و ویلن،1384: 51).
 
آثار مثبت رعایت مسئولیت اجتماعی بر عملکرد و موفقیت سازمان
گرچه حاکمیت اخلاق کار بر سازمان، منافع زیادی برای سازمان از بعد داخلی از جنبه‌های بهبود روابط، افزایش جو تفاهم و کاهش تعارضات، افزایش تعهد و مسئولیت پذیری بیشتر کارکنان، افزایش چندگانگی و کاهش هزینه‌های ناشی از کنترل دارد ولی از دیدگاه مسئولیت اجتماعی نیز از راه افزایش مشروعیت سازمان و اقدامات آن، التزام اخلاقی درتوجه به اهمیت ذی‌نفعان، افزایش درآمد، سودآوری و بهبود مزیت رقابتی، و...، توفیق سازمانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در ادامه به تشریح این آثار مثبت و شواهد موید آن خواهیم پرداخت.

افزایش مشروعیت سازمان و اقدامات آن
امروزه در شرایط جهانی شدن و شبکه‌های گستردة اطلاعاتی از سازمانها، انتظار می‌رود در برابر مسائل محیط زیست، رعایت منافع جامعه، حقوق اقلیتها و ... حساسیت داشته، واکنش نشان دهند. به علاوه این شبکة گسترده، تمام فعالیتهای سازمانها را زیرنظر دارد و به راحتی می‌تواند از راه انجمنها و مجامع مختلف، چهره سازمانها را در انظار عمومی خراب کند، بنابراین سازمانها ناچار به انجام اقدامات وسیع و گسترده برای جلب افکار عمومی هستند که وجه غالب آنها نشان دادن وجهه اخلاقی کارهای سازمان است. گفتنی است که هر چه سازمانها بزرگتر باشند، باید حساسیت آنها هم نسبت به این مسائل بیشتر باشد (NBES,2005:5). رفتار غیراخلاقی، رفتار محیط کسب و کار را بر ضد خود تحریک کرده، موجب شکست سازمان می شود (Buckley,2001:26).
التزام اخلاقی در توجه به اهمیت ذی‌نفعان
علاوه بر سهامداران، گروههای دیگری نیز وجود دارند که از اقدامات سازمان تأثیر می‌پذیرند و دارای منافع مشروعی از سازمان‌اند. ازجمله این گروهها می‌توان به مشتریان ،تامین کنندگان مواد اولیه، دولت و جامعه اشاره کرد.لستر تارو (1990)و ایوان و فریمن (1988) براین باورند که، پاسخ مثبت به ملزومات اخلاقی اجتماعی، با افزایش سود و ارزش افزوده در درازمدت، همراه است (رحمان سرشت، 1385 :21).

افزایش درآمد، سودآوری و بهبود مزیت رقابتی
توجه به تمام افراد و گروههایی که ذی‌نفع هستند، میزان سود شرکتها را در بلند مدت افزایش خواهد داد، زیرا موجب انگیزش نیروی انسانی، افزایش حسن نیت اجتماعی و اعتماد مردم به یکدیگر و نیز کاهش جریمه‌ها می‌شود. دیوید براین باور است که: «روز به روز باور سازمانها در این مورد راسخ‌تر می‌شود که ترویج اصول اخلاقی و تقویت فرهنگ معنوی موجب ایجاد مزیتهای استراتژیک خواهد شد (دیوید، 1382: 60). کی و پاپکین باور دارند که تجزیه و تحلیل شکستهای شرکتها و مصیبت های وارده به آنها نشان می‌دهد که لحاظ اخلاقیات و حساسیتهای اجتماعی درنهایت، در فرایند تصمیم گیری و تدوین استراتژی، موجب افزایش سودآوری شرکت خواهد شد. همچنین طبق گزارشی که در سپتامبر 2005 توسط دولت استرالیا منتشر شده، رشد اقتصــادی ایــن کشـــور از سال 1998 تا 2005 به رقم متوسط سالانه 6/3 درصد رسیده که بیشتر از بسیاری از کشورهای توسعه یافته، مانند امریکا، آلمان، ژاپن و انگلستان است. بر اساس این گزارش، عوامل رشد این کشور، نگرش مثبت به تغییر و نیـــروی انسـانی آموزش دیده با اخلاق کار بسیار قوی اعلام شده است (OECD,2005). براساس گزارش مجله فورچون، 63 درصد مدیران عالی شرکتهای برتر بر این باورند که رعـایت اخلاقیات، موجب افزایش تصویر مثبت و شهرت سازمان شده، منبعی برای مزیت رقابتی به شمار می‌آید (Buckley et. al,2001:15). به علاوه تحقیق سوینی(1999) در استرالیا نشان داد که 90 درصد استرالیایی‌ها علاقه‌مند به خرید از شرکتهایی هستند که رفتارهای آنها اخلاقی است. این تحقیق مشخص کرد هرچه اعتماد بین اعضای یک سازمان بیشتر باشد نیاز به کنترل مستقیم کاهش می‌یابد (Lagon,1999:5).

استفاده از مزایای چندگانگی
متخصصان پیش‌بینی می‌کنند که نیروی کار به گونه‌ای روزافزون متنوع تر خواهد شد و شرکتهایی که بتوانند نیازهای این افراد متنوع را درک کرده، از این تنوع به خوبی بهره گیرند، موفق خواهند بود. لازم است مدیران توانایی اداره افراد با جنسیت، سن، نژاد، مذهب، قومیت و ملیتهای مختلف را داشته باشند. رعایت عدالت و اخلاق در برخورد با این افراد در محیط کار، مدیریت آنها را تسهیل می‌کند و این امکان را برای سازمان فراهم می‌سازد که از مـزایای نیروی کار متنوع، بهـره گیرد. مطالعـه‌ای که توسـط رایت و همـکاران در سال (1995) در مـورد رابطه و بین چندگانگی وعملکرد سازمانی انجام گرفته، رابطه مثبتی را بین افزایش سطح چندگانگی در محیط کار و عملکرد مالی سازمانها، نشان می‌دهد. باکلی (2001) بر این باور است که چندگانگی سازگار با برنامه های اخلاق و فرهنگهای اخلاقی اند می‌تواند موجب شهرت و اعتبار سازمان شده و عملکرد آن را بهبود بخشد (Buckly,2001:25) .
کاهش هزینه های ناشی از کنترل
ترویج خودکنترلی در سازمان، به عنوان یکی از مکانیزمهای اصلی کنترل، از مباحثی است که بنیان آن بر اعتماد، اخلاق و ارزشهای فردی قرار دارد. ترویج خودکنترلی باعث کاهش هزینه های ناشی از روشهای کنترل مستقیم شده و موجب بهبود سود می‌شود. این مستلزم تعهد کامل اعضا به تیــم، مسئولیـت پذیری همـــه اعضای تیم و داشتن احترام و اعتماد بین آنها و مدیریت است.(Lau & Idris, 2003:293)
بهبود روابط، افزایش جو تفاهم و کاهش تعارضات
یکی از نتایج بهبود اخلاق کار در سازمان، تنظیم بهتر روابط در سازمان است که این به نوبة خود باعث افزایش جو تفاهم در سازمان و کاهش تعارضات بین افراد و گروهها شده، عملکرد تیمی را بهبود می بخشد. شاید بیشترین تأثیرات اصول اخلاقی مربوط به رفتار نیروی انسانی باشد. مطابق تحقیقات تروینو و یانگ بلاد تصمیم‌گیریهای اخلاقی به طور عمده تحت تأثیر گزینش و استخدام افراد اخلاقی است و پاداش و تنبیه متداول تأثیر زیادی در رعایت اصول اخلاقی ندارد (لاوسن1381: 268). توجه بارنارد به اخلاق، به دلیل نقش آن در تسهیل همکاری و کاهش تعارض و مسئولانه عمل کردن به وظایف در محیط کار است.
افزایش تعهد و مسئولیت پذیری بیشتر کارکنان
چنانکه گفته شد اخلاق بر فعالیت انسانها تأثیر قابل توجهی دارد و لازمه عملکرد مناسب، تعهد و مسئولیت پذیری کارکنان است. دسلر باور دارد که: اگر کارکنان براین باور باشند که با آنان رفتاری عادلانه و منصفانه می‌شود، شاید تمایل بیشتری داشته باشند که بار (کاری) بیشتری را تحمل کنند (دسلر،1378 : 327). دونالدسون و دیویس باور دارند که مدیریت ارزشهای اخلاقی در محیط کار، موجب مشروعیت اقدامات مدیریتی شده، انسجام و تعادل فرهنگ سازمانی را تقویت می کند، اعتماد در روابط بین افراد و گروهها را بهبود می‌بخشد و با پیـروی بیشتر از استانداردها، موجب بهبــود کیفیت محصولات و درنهایت افزایش سود سازمان می‌شود (Donaldson & Davis,1990). با توجه به نقشی که انسانها در سازمانهای امروزی دارند، نوع قضاوت افراد در مورد سازمان و موضوع فعالیت‌شان تأثیر بسیار زیادی در کارایی و اثربخشی آنها و در نتیجه کارایی و اثربخشی سازمان دارد. انتظار بروز خلاقیت توسط کسانی که کار خود را از لحاظ اخلاقی ناپسند تلقی می‌کنند، واقعی و منطقی نیست.


نتیجه گیری
هرچند هدف اصلی سازمانها، افزایش کارآیی و کسب سود است، ولی در عصر اطلاعات و جهانی‌سازی برای دستیابی به موفقیت، باید به انتظارات اجتماعی و احکام اخلاقی، واکنش مناسب نشان دهند و به بهترین شکل این‌گونه انتظارات را با اهداف اقتصادی سازمان تلفیق کنند، تا دستیابی به اهداف بالاتر و والاتری را امکان‌پذیر سازند. رعایت اخلاق کسب‌و‌کار و مسئولیت اجتماعی از راه افزایش مشروعیت اقدامات سازمان، استفاده از مزایای ناشی از افزایش چندگانگی و افزایش درآمد، سودآوری و بهبود مزیت رقابتی موفقیت سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد. پایبندی رهبران و مدیران سازمانها به اصول اخلاقی، توجه به میزان مشروعیت اقدامات سازمان از نظر کارکنان، توجه و تأکید بر اصول اخلاقی جهان‌‌شمول، تدوین منشور اخلاقی سازمان، اقدامات متناسب و سازگار با خواست و حساسیتهای جامعه، برنامه های آموزش اخلاقیات برای مدیران و کارکنان، از جمله اقداماتی است که مدیران می‌توانند در این زمینه انجام دهند.

 

[ جمعه دهم آذر 1391 ] [ 11:24 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

منشور کوروش به آمریکا می رود

 
منشور کوروش

موزه بریتانیا منشور کوروش را برای نمایش در آمریکا در اختیار چند مرکز فرهنگی آن کشور قرار می دهد

لوح یا استوانه موسوم به منشور کوروش پارسی در چند شهر آمریکا به تماشا گذاشته می شود.

این نخستین بار است که منشور کوروش در آمریکا نمایش داده می شود هر چند نسخه ای از آن به عنوان یکی از نخستین اسناد تاریخی در حمایت از آزادی و مداراگری دینی و فرهنگی در ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک نصب شده است.

این لوح همراه با شانزده شیء دیگر تاریخی بخشی از نمایشگاهی با نام "استوانه کوروش در پارس باستان" را تشکیل می دهد و ابتکارات ایرانیان را در زمان حکومت هخامنشیان بر منطقه خاورنزدیک بین سال های ٥٥٠ تا ٣٣١ پیش از میلاد نشان می دهد.

امپراتوری هخامنشی با وحدت پارس و ماد توسط کوروش پارسی بنیانگذاری شد و با شکست ایرانیان در جنگ با اسکندر یونانی از میان رفت.

این نماینشگاه در گالری سکلر در واشنگتن، موزه هنرهای زیبا در هوستون، موزه هنری متروپولیتن نیویورک، موزه هنرهای آسیایی سان فرانسیسکو و موزه پل گتی در لوس آنجلس برگزار می شود و تا اکتبر سال ٢٠١٣ ادامه خواهد داشت.

منشور کوروش یک لوح سفال پخته است که پس از پیروزی کوروش بر فرمانروای بابل و فتح این سرزمین در سال ٥٣٩ پیش از میلاد نوشته و در سال ١٨٧٩ در عملیات باستانشناسی منطقه ای در جنوب عراق کنونی کشف شد و در اختیار موزه بریتانیا قرار گرفت.

از همان زمان، این شیء تاریخی در موزه بریتانیا به نمایش گذاشته شد اما در دهه های بعد، افزایش احساسات ملی گرایانه در ایران باعث جلب توجه بیشتر ایرانیان به این سند تاریخی شد تا جایی که گاه از بازگشت آن به ایران سخن رفته هرچند محل کشف آن در داخل ایران کنونی نبوده است.

متن این سند حاوی بیانیه کوروش در مورد صلاحیت او به عنوان فرمانروای مشروع بابل و اظهار بی اعتباری پادشاه قبلی این سرزمین است که در جنگ با ایرانیان شکست خورده بود.

مراسم دو هزار و پانصدمین سال شاهنشاهی ایران

ایرانیان کوروش هخامنشی را یکی از برجسته ترین شخصیت های تاریخ خود محسوب می کنند

به گفته تاریخشناسان، چنین اظهاراتی از سوی فرمانروایان منطقه بی سابقه نبوده است اما آنچه که به منشور کوروش اهمیت ویژه ای می بخشد، اقدامات اعلام شده او به عنوان فرمانروای جدید بابل است.

در این فرمان، دین و فرهنگ قوم مغلوب مورد تایید و احترام قرار گرفته و همچنین اعلام شده است که مردمی که پس از شکست از بابلیان، به عنوان برده به این سرزمین آورده شده بودند از آزادی دینی و فرهنگی برخوردار می شوند و می توانند به سرزمین اصلی خود بازگردند.

از نظر اسناد تاریخی، آزادی و اجازه بازگشت یهودیان به سرزمین آنان از جنبه های مهم منشور کوروش است زیرا این واقعه به طور مفصل در متون دینی یهودیان ثبت شده و کوروش پارسی مورد ستایش شماری از پیامبران یهود قرار گرفته و از او به عنوان برگزیده خداوند یاد شده است.

منشور تفاهم

از زمان کشف و ترجمه متن منشور کوروش، این فرمان برای مردم مختلف مفهوم و معنای ویژه ای داشته است. پژوهشگران متون مذهبی یهودیان آن را سندی تاریخی در اثبات محتوای کتب مقدس خود دانسته اند و ایرانیان آن را نشانه مترقی بودن فرهنگ باستانی و مایه افتخار خود تلقی کرده اند.

به خصوص در دوران پهلوی، که احساسات ملی‌گرایانه و افتخار به تاریخ ایران به خصوص در دوره امپراتوری پیش از اسلام تشویق می شد، منشور کوروش سندی در اثبات جنبه انسانی و فرهنگی تمدن باستانی ایران محسوب می شد و مورد ستایش قرار می گرفت.

علامه طباطبایی

آیت الله طباطبایی کوروش هخامنشی را یکی از شخصیت های مورد احترام در قرآن معرفی کرده است

پس از انقلاب اسلامی، رهبران جمهوری اسلامی ضمن محکوم شناختن ملی گرایی به عنوان یک نگرش سیاسی، فرهنگ و تمدن باستانی ایران را نیز مردود دانستند و حتی هدف حملات شدید قرار دادند.

کوروش هخامنشی یکی از قربانیان این برخورد بود. برخی از روحانیون سیاست اعلام شده کوروش در مداراگری دینی و رعایت حقوق بشر را گرایشی لیبرالی دانستند و برخی دیگر شخصیت او را هدف حمله قرار دادند و حتی نام او از یکی از خیابان های اصلی تهران برداشته شد.

با اینهمه، در آن زمان هم نه فقط ملی گرایان و حامیان تمدن و فرهنگ ایرانی، بلکه حتی برخی از دینداران نیز با استناد به متون مذهبی رعایت احترام این پادشاه باستانی را گوشزد کردند. از جمله مدارکی که مورد استناد آنان قرار گرفت، نظر آیت الله محمد حسین طباطبایی، از محققان دینی مورد احترام جمهوری اسلامی بود که در تفسیر خود از قرآن، کوروش را همان ذوالقرنین دانسته که در کتاب آسمانی مسلمانان از او با احترام ویژه ای یاد شده است.

با وجود برخورد تند جمهوری اسلامی با کوروش هخامنشی، در سال های اخیر این شخصیت باستانی بار دیگر مورد توجه برخی از مقامات ایران قرار گرفته و از جمله، دو سال پیش، براساس توافق موزه بریتانیا با سازمان های دولتی ایران، منشور کوروش برای مدتی در ایران به نمایش گذاشته شد.

پیش از آن، منشور کوروش تنها یک بار دیگر در دهه ١٣٥٠ خورشیدی به مناسبت جشن های دو هزار پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران توسط کوروش هخامنشی برای مدتی به ایران قرض داده شد هر چند تصاویر و نسخه هایی از این سند به عنوان نماد این جشن ها به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفت.

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری، در سخنانی به ستایش از کوروش پرداخت و او را الگویی برای مدیریت جهانی معرفی کرد که البته واکنش انتقادآمیز برخی از مقامات سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی را هم به دنبال آورد.

احمدی نژاد

ستایش غیر عادی احمدی‌نژاد از کوروش ناخرسندی برخی از مقامات دولتی و مذهبی را برانگیخت

انگیزه آقای احمدی نژاد در توجه ویژه به کوروش، و به طور کلی، اهمیتی که ظاهرا برای تمدن و فرهنگ ایرانی قایل بوده، مشخص نیست اما به گفته برخی تحلیلگران، احتمالا در رقابت با نهادهای دیگر حکومتی، رئیس جمهوری در صدد جلب حمایت مردمی بوده است که، به اعتقاد او، قاعدتا از رویکرد فرهنگی جمهوری اسلامی ناخرسند بوده اند.

مشخص نیست که واکنش آمریکاییان نسبت به این سند تاریخی چه خواهد بود و آشنایی نزدیک با آن چه تاثیری بر استنباط آنان از ایرانیان خواهد گذاشت.

در حالیکه اختلاف سیاسی جاری بین ایران و آمریکا و برخی اقدامات داخلی و خارجی جمهوری اسلامی، تصویری نه چندان مطلوب از این کشور در اذهان برخی از آمریکاییان ایجاد کرده، این انتظار وجود دارد که نمایش پیشینه تمدتی و دیدگاه فرهنگی ایرانیان باستان بتواند دست کم تاثیری مثبت از نگرش مردم آمریکا نسبت به مردم ایران داشته باشد.

معلوم نیست آمریکاییان با توجه به شرایط کنونی ایران، از جمله اتهام نقض حقوق بشر، فقدان مداراگری دینی و سیاسی و چهره ای که از جمهوری اسلامی ارائه شده، نسبت به منشور کوروش چه واکنشی خواهند داشت اما این امیدواری وجود دارد که نگرش آنان دست کم در مورد ملت ایران، تعدیل یابد.

نمایشگاه "لوح کوروش در پارس باستان" با همکاری بنیاد میراث ایران برگزار می شود و نیل مک گرگور، مدیر موزه بریتانیا، ضمن قدردانی از همکاری این بنیاد و مقامات آمریکایی، گفته است: "اشیاء می توانند به گونه ای منحصر به فرد از ورای زمان و مکان سخن بگویند" و افزوده است که لازم است محتوای این سند تاریخی "به شکلی هرچه گسترده تر در دسترس مردم قرار گیرد."

[ چهارشنبه هشتم آذر 1391 ] [ 12:37 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

تعريف مديريت:

واژه مدير عربي و اسم فاعل بوده و معنايي تحت الفظي آن اداره كننده است، اما در اسلوب سازماني مديركسي است كه مسؤوليت عملكرد تيم خود را به دوش دارد.

اما مديريت پروسه انجام دادن كار ها به صورت اثر بخش و كارأ به وسيله دگران است، در واقع مديريت فعاليت است كه به صورت منظم جهت تحقق اهداف معين و از طريق روابط منطقي ميان منابع موجود در داخل سازمان صورت ميگيرد.لذا تفاوت مديريت و مدير آن است كه، مدير مسؤوليت عملكرد يك تيم مشخص را بدوش داشته، اما مديريت در سطح سازمان به صورت عامتر برنامه و پلان ها را بوسيله دگران طوري كه اثري بخش آن مشهور باشد، تطبيق مي كنيد.

وظايف مديريت:

در سطح يك سازمان مهمترين كار را مديران انجام ميدهند، موفقيت، توانايي و پيشرفت هر سازمان به تعميم، دانش، انرژي و شناخت مدير از سطح سازمان مربوط مي شود.

لذا جهت تحقق ستراتيژي تطبیق پلان مدير مكلف به اجرا برنامه و تطبيق هاي زير است:

1-               برنامه ريزي

2-               سازماندهي

3-               رهبري

4-               استخدام

5-               كنترول

برنامه ريزي چيست؟

برنامه هاي كه توسط مديران عالي تدوين، طرح و تنظيم مي شوند، به صورت كلي اند، اما مديران با توجه به تخصص، تجربه و شناخت كه از تونانايي افراد سازمان دارند، روشهاي رسيدن به هدف را مشخص مي سازند.

بانگرش به نكات بالا در برنامه ريزي اهداف تعين شده، وجهت تحقق، هدف موثر ترين روشهاي دستيابي به آنها به كارمندان آگاهي داده مي شود.

سازماندهي:‌

ميزان قدرت، تخصص و انگيزه كارمندان براي مديران مدبر تعريف روشن دارد، لذا يكي از اولويت هاي مهم مديريت آن است، تا جهت تنظيم كار ها ميان كار كنان با دقت اجرا آت نموده، كارمندان را مامور به اجرا كاري نمايد كه توانايي تطبيق آنرا دارند.

رهبري:

همانطوري كه از تعريف رهبري پيدا است، در واقع رهبري پروسه، تاثير گذاري و اعمال نفوذ برفعاليت دگران است.

رهبران موفق افزون بر اعمال نفوذ و تاثير گذاري معنوعي امور را طوري تنظيم، تقسيم و سرعت مي بخشند كه، باعث ايجاد انگيزه در ميان كارمندان شده، و آنها با شوق و اعتماد به نقس در راستايي تحقق اهداف مساعي نمايند.

اگر پروسه رهبري بتأسي از شناخت، عقلانيت، واقعبيني هدايت نگردد، دست يابي به اهداف دشوار بوده، ممكن است مدير در داخل سازمان با مشكلات گونه گون رو در رو شود.

استخدام:

در گرايشهاي مديريتي به سبك مدرن عمده ترين مولفة كه، باعث پيشرفت پيروزي و خلاقيت دريك سازمان مي شود، توصل به روند، استخدام بتأسي از يك نياز سنجي در بدنه سازمان است.

اگر در هنگام استخدام مدير  به شناخت افراد تخصص، با انرژي و با انگيزه موفق نگردد،‌پروسه دستايابي به اهداف با مشكلات گونه گون رو در رو مي شود. انتخاب افراد مناسب براي تصدي مورد نظر مهم ترين عامل استواري وقدرت سازمان شمرده مي شود.

كنترول:‌

يكي از واژه هاي كه در اداره عامه افغانستان بسيار استهلاك مي شود، كنترول است، اما متأسفانه كيفيت كنترول با وجود استهلاك و استفاده فراوان بسيار پايان بوده، و اين مقوله به معنايي واقعي كار برد نيافته است. لذا مديران جهت مقايسه فعاليت ها با استندرد ها بايد به اصل كنترول وقع گذاشته و در جهت كيفيت بالاي كار هفته وار، ماهوار و ساليانه مناسب با خصوصيت برنامه و هدف روند كار را كنترول نمايند .¡

 

[ چهارشنبه هشتم آذر 1391 ] [ 6:30 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
شا عر کسیست که زمان مکا ن و مو قیعت زند ګی خو د و هم نو عا ن محیط

پیرا مو نی ا ش را با ژ رفا یی خو ن می شنا سد.

شا عر کسیست که با شنید ن نهیب کو د ک بغض جا نکا هی بر روا ن اش مستو لی میشود

شا عر کسیست که در صفت او با ش ارا ذلُ استیدا د و جو کها ی طفیلی طعن و لعن فرا وا ن دا رد .

شا عر کسیست که ما نند حا فظ بر بی و قو فی حکا م مستبید استهزا میکند .

 شا عر کسیست که ما نند مو لو ی با استمدا د خرد پر چم مقا بله و مبا رزه را در برا بر تګ محو ری خو د خوا هی به زما نه ها ی ایند ه انتقا ل مید هد.

شا عر کسیست که  ظر فیت و با ر معنا ی وا ژه ها ی زما ن خو د را بیش تر از همه مید اند .

شا عر کسیست که از ګو ر ُ رو شنی ۰ و قا ضی هرا س ندا رد .

و شا عر کسیست که با ر مسوولیت بیدا ری سمت دهی  و رو شن سا زی دل د دید همه را دارد

 

  

[ پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391 ] [ 17:13 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

پيام ناشر

نوع ادبي طنز در ادبيات دري از ساليان متمادي به اين سو حضو رملموس داشته، وهمواره بخش گسترده ادبيات را در برگرفته است.

فورم وشكل طنز باساير نوعهای ادبي متفاوت بوده وهمين تفاوت سبب جذب مخاطبان به طنز بوده است، سوژه طنز، ديروز قالب مشخص ومحدود داشت، اما امروز از قالب هاي كلاسيك وكهنه بيرون شده ودرقالب هاي منظوم، منثور، داستان، نمايشنامه، فلم نامه -فلم كارتوني ودرساير كسوتها اراییه ميگردد.

اين گونه ادبي درهركسوتي كه اراييه شده، نسبت به ساير گونه هاي ادبي واجد جذابيت وپوشش ظريفانه رويدادها بوده است.

از همين سبب باوجودآنكه از درگذشت عبيد زاكاني قرنهاي متمادي سپردي ميگردد، اما تااكنون مخاطبان طنز او در حوزه ادبيات دري فراوان هستند.

شناخت وحضور همين جذابيت، ساير شاعران كهن زبان دري را انگيخته است.

تا درمحتوا آفريده هاي خويش از نوع ادبی طنز استفاده كرده،حتا سعدي، مولوي، سوزني - ناصر خسرو دراكثر اشعار خود از كاربرد طنز جهت جذب مخاطب استفاده كنند.

هر چند امروز اراییه این نوع ادبی متفاوت شده طنز كهن باطنز مدرن تغییرمحتوا وفورم دارد، درادبيات طنزي كهن طنزبه مفهوم طعنه زدن، عيب كردن ، سخن به رموز گفتن واستهزايي كسي به كار ميرفته است.

وجود چنين صنعت ظريف سبب شده است كه، طنز به مثابه سوژه ادبي تفكر برانگيز، با ماهيت پيچيده، توام باكاربر د موضوعات خنده دار توجه مخاطبان بسيار را به خود معطوف كند. اما اين عطف درواقع هدايت مخاطب به منظور شناخت هدفي برتر كه مفهوم آن آماده كردن انسان ودرك عميق رذالت هابوده است.

دركشورما از نيم قرن اخير به اين سو، باترويج رسانه ها، سوژه طنز همواره مورد كاربرد بوده، ودرجهت هدايت مخاطب به شناخت برخي رويدادها موثر واقع شده است.

استاد جلال نوراني از زمره پيشكسوتاني است كه، از طريق رسانه ها در چهار دهه اخير طنزهايش مخاطبان فراوان داشته اند.

استاد نوراني پيشكسوت سوژه طنز نويسي، درميان جامعه روشنفكرما مخاطبان فروان داشته وهويتي است، شناخته شده پركار ، سخت كوش كه در همه عمر دراين زمينه تقلا وتلاش  كرده است.

وزارت اطلاعات وفرهنگ جهت حمايت وحراست از كار نخبه گان ادب دوست تااكنون به چاپ  آثار آنها مبادرت كرده وچاپ اين كتاب موجود به بهانه برگزاري از نخستين سیمینار طنز افغانستان مي باشد.

بتاسي از چنين مامول مبارك براي رياست بيهقي مسووليت سپرده شد، تا كتاب موجود را به آذين چاپ آراسته کند- اميد انتشارات بيهقي به اين وسيله كوچكترين خدمتي در راستاي معرفي فرهنگ كشور كرده باشد.

فيض الله محتاج

رئيس انتشارات كتب بيهقي

[ یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 ] [ 13:46 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
ازا د گی

انسا ن ها ی که متکی به تو ا نا ی با زو، و ارا ده خو د اند ازا ده ا ند ، انسا ن ها ی که از عر ق جبین خو یش نا ن تو لید میکنند

لیا قت زیستن و شرا فت انسا نی دا شته و سزا وا ر حر مت اند .

اما انسا نها ی مه متکی به حما یت دگرا ن اند ، انسا نها ی وا بسته ، اسیر و مر هون اراد ه دگرا ن اند .

بیا ید برا ی کسب شرف و تصا حب ازا دگی متکی به توا نا ی با زو ، ارا ده و ریختن عر ق جبین خو د با شیم.

[ پنجشنبه بیستم مهر 1391 ] [ 10:27 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

تفاوت فیلم های سینمایی و تلویزیونی

شهرکرد-این روزها که ساختˈتله فیلمˈ نسبت به گذشته باب شده است، برخی ، فیلم های تلویزیونی را با نام ˈفیلم سینماییˈ ارائه می دهند یا برخی کارگردانان بدنبال کپی یا تبدیل نسخه ویدئویی خود به فیلم 35 میلیمتری اند تا راحت تر نام اثر خویش را به عنوان یک اثر سینمایی مطرح کنند.

این در حالی است که از منظر ساختاری،فرم و مفهوم بین این دو مقوله تصویری دارای تفاوت بزرگی است و موتیف های این دو مولفه در یک قالب و فرم قابل تعریف نیست.

تله فیلم یا فیلم های تلویزیونی بدلیل ماهیت کارکرد رسانه ای و گسترده بیشتر مخاطب، نسبت به یک اثر سینمایی عام تر است و عام بودن یک اثر هنری، اقناع مخاطب را تصادفی می کند، در حالی که فرم و ساختار یک اثر سینمایی فاخر از همان ابتدا به دنبال اقناع مخاطب خاص است.

بر اساس استانداردهای جهانی،فیلم های تلویزیونی بیشتر جنبه سرگرمی دارد در حالی که یک اثر سینمایی حس تاویل پذیری را در مخاطبان برمی انگیزد و برای سرگرمی خلق نمی شود.

اگرچه برخی افراد این روزها با نگاه به گیشه و با هدف تجاری کردن سینما، این هنر را به صنعتی درآمدزا تبدیل کرده اند، اما ماهیت و اساس سینما، همان عنصر تاویل پذیری است تا ادراک مخاطب را نسبت به جهان پیرامون تقویت کند.

سینما، بنا بر تعابیر تاویل کنندگان در طبقات نظری به گونه های مختلف تقسیم می شود که سینمای فلسفی، شاعرانه و ماورالطبیعه از جمله ژانر(گونه)هایی است که منتقدان و تاویل کنندگان بر اساس نوع مصرف، بر روی هر اثر گذاشتند.

دریک اثر سینمایی،میزانسن ها،دکوپاژها، میزان نورپردازی، نوع گریم، نگاتیو ، نوع بازی کاراکترها و حتی مباحث منتقدان بسیار متفاوت از تله فیلم است از این رو منتقدان حرفه ای هنر هفتم، زیر بار نقد تله فیلم نمی روند.

سینما، پدیده قرن بیستمی است و در این قرن، هنرهای بصری و شنیداری کم کم جای خود را در بین طبقات اجتماعی باز کرد.

در ابتدای ورود این ابزار صنعتی مدرن به ایران، جنبه سرگرمی آن مد نظر قرار گرفت و سینما عاملی برای سرگرمی توده های مردم بود.

سینمای ایران درابتدا،کار خود را با سطحی نگری و رویکرد به بی ارزش ترین موضوعات جامعه آغاز کرد که منتقدان محصولات این هنر به آن نامˈفیلم فارسیˈ اطلاق کردند.

کاربرد این نوع فیلم، نخستین بار در دهه 40 از سوی برخی منتقدان سینما بویژه در بین نویسندگان روزنامه نگار رواج یافت و از آن پس به عنوان یکی از شناسه های سینمای ایران به کار گرفته شد.

ˈفیلم فارسیˈبه صورت یک عنصر لایه نگر از سوی برخی کارگردانان به عنوان یک پدیده سرگرم کننده مطرح شد و رژیم پهلوی برای زدایش فرهنگی بر تولید این نوع فیلم ها تاکید داشت.

منتقدان معتقد بودند،در فیلم فارسی تنها شخصیت ها و بازیگران با گویش فارسی تکلم می کنند و هیچ نشانه و اثری از فرهنگ و تمدن ایران در آن وجود ندارد به همین علت نیز آن را ˈفیلم فارسیˈ قلمداد می کردند.

درمراحل بعد،تاجران و بازرگانان ایرانی که به کشورهای مختلف سفر می کردند ، همراه با واردات چای و قند روغن، فیلم های خارجی را برای اکران در ایران با خود به تهران می آوردند تا به همراه کراوات، کلاه شاهی و ابزار و اسباب آرایش و مجلات مدل لباس، آن را نیز در بازار ارایه کنند.

کپی برداری از سینمای آمریکا، هند، ترکیه و ایتالیا در فیلم فارسی یک امر متداول در بین کارگردانان شد و دختران و پسران روستایی در تولیدات آن روزها با پوشیدن لباسهای خارجی، تبدیل به تیپ های غربزده با کراوات و شلوار جین و موهای رنگ کرده شدند.

با این حال، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سینمای ایران یک رویکرد ملی و هویتی به خود گرفت و برخی از آثار ماندگار در ژانرهای مختلف از جمله گونه دفاع مقدس، انقلاب محوری و درام های اجتماعی توانست در جایگاه فرهنگی مطلوبی قرار گیرد و حتی نام سینمای ایران را در جشنواره های مختلف طنین انداز کند.

نگاه ایرانی - اسلامی به سینما نیز باعث شد سینمایی ملی درایران قد علم کند که در این نگاه، سینما به یک اثر هنری، تمدنی عظیم مد نظر فیلم سازان قرار گرفت که روایتی از تمدن سازی سینمای ایرانی محسوب می شود.

با این اوصاف آنچه باعث می شود سینما راه خود رااز تلویزیون جدا کند عنصر تاویل پذیری است که مختص سینمای فاخر است و این عنصر در برخی آثار سینمایی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سینما هویت بخشید.

سینما بدلیل رویکرد ساختاری، محل ظهور و بروز برخی ایده های فلسفی و فلسفه جامعه شناسی شده است در حالی که در تلویزیون این ایده ها باعث سرگردانی مخاطب می شود به همین دلیل نگاه روشنفکرانه در تلویزیون راه به جایی نمی برد و این ایده ها تنها در سینما قابل وانمایی است.

در حالی که در یک اثر تلویزیونی یا تله فیلم، کارگردان بدلیل گستردگی مخاطب نمی تواند از مولفه فلسفی و ذهنی بهره بگیرد و باید یا شعار زده عمل کند یا مستقیم گویی زیادی داشته باشد.

تلویزیون بدلیل ماهیت رسانه ای بودنش چندی صباحی قصد رقابت با سینما را داشت اما سینما راه خود را ادامه داد و با آثاری ماندگار توانست مخاطب خود را حفظ کند.

اگر چه برخی از فیلم های سینمایی با رویکرد طنز، از نظر محتوا و مفهوم، در دوره ای بشدت نزول کردند اما برخی از آثار به عنوان ستاره های سینما، این چراغ را روشن نگه داشت.

از نظر کارشناسی، آثار تلویزیونی نمی تواند عنصر تاویل پذیری سینما را در خود داشته باشد از این رو سینما همیشه سینما باقی خواهد ماند.

به گزارش ایرنا،‌سینما اکنون در عرصه جهانی هنر به یک زبان مشترک در بین مخاطبان تبدل شده است و کارگردانان باید از این زبان مشترک برای معرفی تمدن و فرهنگ ایرانی، اسلامی بیشترین بهره ببرند.

[ پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391 ] [ 19:20 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
در جوا مع فر ا مد رن مقو له هو یت به مثا به جد ی تر ین گفتما ن تو جه انسان ها ی پیشکسو ت را به خو د معطو ف میکند .

و در وا قع هو یت انسا ن زمینه سا ز پا یگاه و جا یگا ه انسان ها در یک جا معه فرا

مد رن شمر ده میشو د .

مسلم است که در جوا مع بد و ی و بو می ا نسا ن نسبت به مقو له هو یت نه شنا ختی داشت و نه هم در جستجو ی تعر یفی خا صی برا ی مقو له هو یت خو یشتن

بو د. اما با تو لد تو سعه و گا م گزا ری انسا ن به نر د با ن شنا خت ومد رنیزم اقوام ، ملت ها و مر دم پیشکسو ت در عر صه افر ینش مد نیت مو فق به کسب ، تعر یف و تثبیت هو یت شدند . پس هو یت چیست ؟

{ تمام دستاورد‌های خوب زندگی ما از همین سئوال آغاز می‌شود. که ما با این پرسش به دنیائی از خودآگاهی قدم می‌گذاریم و آن‌گاه که در پی پاسخ بر می‌آئیم، درخواهیم یافت که در جهان آفرینش، در این مجموعه‌ء بی‌انتها که پر از زیبا‌ترین آفریده‌هائی است که یک دنیائی از شگفتی‌ها در درون دارند، کجا ایستاده‌ایم، قبل از آن که بدانیم کیستیم، در می‌یابی که از کجا آمدیم و ارتباط ما با با طبیعت چگونه است و چه رشته‌ای ما را به او پیوند می‌دهدو در بزم دل انگیز هستی، از دست کدامین شاهد، جام برمی‌‌گیریم .
به این ترتیب، درخواهیم یافت که ما در میان هر آن چه از ازل آفریده شده است، از چه کرامتی برخورداریم .}

تعر یف هو یت:

مجموعه‏اى از خصوصیات مختلف فرد مانند ساختمان بدنى، خلق، رفتار، علایق، گرایش‏ها، توانایى‏ها و استعدادهاى وى، و برآیند این مجموعه از ویژگى‏هاى آدمى . هویت در واقع، همان شخصیت است كه مورد آگاهى درونى قرار گرفته است . احساس شخصیت را مى‏توان هویت نامید . این نكته را باید مورد دقت قرار داد كه شخصیت و هویت آدمى امرى فراتر از شخصیت و هویت مكانیكى است، هویت آدمى وابسته به عناصر بى‏شمارى است اما همه آن‏ها در پرتو نگاه و نگرش وى به خویشتن و جهان شكل مى‏گیرد، تفسیرى كه فرد از خود و هستى تولید مى‏كند سازنده هویت او خواهد بود.

از سوى دیگر، قوام هستى و شخصیت‏ به معنى دارى زندگى است، و معنى دارى حیات و چگونگى آن در سایه نگاه، نگرش و تفسیر فرد از خود و هستى و اولویت گذارى‏هاى ارزشى شكل مى‏یابد

با توجه به این تعریف، باید بر دو نكته تاكید كردِ هویت امرى عقلانى و عاطفى است و تفسیرى است‏سنجیده و قانع كننده از شخصیت و ابعاد آن و هستى و معناى زندگى . هویت از یكسو امرى درونى است و از سوى دیگر وابسته عوامل فراوان بیرونى است كه بر نگرش و تفسیر آدمى اثر مى‏گذارد.

مبتنی بر این نگر ش در دنیا ی ما اقوا م ، افرا د و ملت ها ی صا حب هو یت اند که در تدا و م زند گی از ما هیت و جو د خو یش تعر یف ، معنا و ما هیت و یژه به آیند گا ن

خو یش به ار ث گذا شته اند .

اما اقوا م ، افرا د و ملت ها ی که در فرا یند زند گی از خو د معنا ، ما هیت و نقش اثر گزا ر نگذا شته اند ، ما نند اقوا م ، افرا د و ملت ها ی بی نا م فا قد هو یت و بو می اند .

[ دوشنبه نهم مرداد 1391 ] [ 20:33 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

اگر جزو اين دسته افراد هستيد، عوارض پي آمده را باتأمل بيشتري بخوانيد:

نازايي:

خانم‌هاي چاق بيشتر در معرض نازايي ناشي از چاقي قرار دارند.

آرتروز:

هر قدر وزن‌تان بيش از حد معمول باشد، فشاري كه بر مفاصل، بخصوص در نواحي مفاصل پا وارد مي‌شود، بيشتر است.

نقرس:

اضافه وزن سبب افزايش اسيد اوريك در خون مي‌شود. اين اسيد با رسوب در مفاصل بخصوص در ناحيه مفاصل انگشتي پا به درد و نقرس منجر مي‌شود.

سرطان پروستات:

فشار چربي به ناحيه پروستات، مردان چاق‌ را بيش از ديگران تهديد مي‌كند.

ديسك كمر:

افزايش وزن و حجيم شدن شكم، بناچار مركز ثقل بدن را تغيير مي‌دهد. نتيجه اين تغيير فشار روي ديسك‌هاي بين مهره‌اي‌ است. فشار اين ديسك‌ها نيز به نوبه‌خود دردهاي سياتيك و ديسك كمر را به همراه خواهد آورد.

ديابت و مرض قند:

بيماري ديابت بيشتر ارثي قلمداد مي‌شود، اما در بين وارثان، چاق‌ها زودتر از ديگران مرض‌قند خود را به ارث مي‌برند!

كاهش توان سيستم ايمني:

عفونت‌هايي چون برونشيت مزمن و ذات‌الريه در افراد چاق‌ بيشتر است. پس از اعمال جراحي هم آنها ديرتر و سخت‌تر بهبود مي‌يابند.

واريس:

درصد بروز اين بيماري كه فشار به مويرگ‌ها و خونمردگي را سبب مي‌شود بين افراد چاق بيشتر است.

تصلب شرايين:

رسوب كلسترول در رگ‌ها حالت ارتجاعي آنها را از بين مي‌برد و از آنجا كه كلسترول افراد چاق بيشتر است، تصلب شرايين در اين افراد نمود بيشتري دارد.

[ شنبه هفتم مرداد 1391 ] [ 18:5 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
 

سا ل ها ی 1346 تا سا ل 1357 در افغانستا ن سا ل ها ی خطر ، حذ ر و نظر بود ؛ در این سال ها جا معه مجا ل انرا یا فته بود ،تا منا سبا ت درو نی خو د را حد اقل با کشور ها ی همسا یه با نظر مقاسیوی نگا ه کند ، و در این نگا ه حد اقل به این رو یداد پی ببرد که انگیزه شو ر بختی مر د م در گرو چه هنجا رها ییست.

اما جوء، رعب نه تنها در محیطی پیرا مونی ما بسا ط دا شت ، بل فر هنگ رعب افر ینی در کا نو ن خا نوا ده حضو ر سنتی و مر مو ز دا شت .

در کلبه دو دی و بی رو زن که من چا نس تو لد را یا فته بود م ما در م از سن سه سال گی شب هنگا م برا ی آنکه با شتا ب در بستر بخوابم ، برا یم افسا نه میگفت .

پیا م این افسا نه ها باهمه شیوا ی و شر ینی که دا شت بیشتر با عنا صر تر س و تهدید که در تدا وم رویداد ها ، انوا ع دیو ها پر یها و ومو جو دا ت اسطو ره یی دگر نقش دا شتند تو جه مرا به ژرفا یی رودیداد می کشاند .

اما شگفتی رویداد ها در این مفهو م نهفته بو د ، که در برابر این همه مو جو دا ت خبیث و مفتن پو زیشن ها ی قهر مان و ضد سیا هی پر چم رو در رو شدن را همیشه بد و ش و در نها یت نیرو ها ی اهر یمنی شکسته می شد ند .

شک نست که بن ما یه شخصیت من و ما از چنین رو یداد ها شکل میگیر د، و نقش این نو ع تلقیا ت و تلقینا ت از با ب گهوا ره وا رد و تا هنگا مه گشود ن با ب گو ر با ما ست .

تا ثیر تلقین :

افزو ن بر این تا ثیرا ت ،در این کلبه دو دی در حدو د صد عوان کتاب که مهم تر ین انها مثنو ی ، سعدی ، خیا م ، حا فظ نا در المعرا ج قصص الا انبیا ، هفت او رنگ جا می و چند کتا ب عر بی ما نند فرأ یض ، فتوا ی عا لمگیر ی شرح جا می ، عجا یب الطبقا ت، صحیح البخا ری و جلا لین بود در دا خل صندو ق چو بی پد رم با چند ورق نسب نا مه اجدا ش غیر مر تب افتا ده بو د .

هر کتا ب فا ر سی را که در صند وق بو د حد اقل دو سه با ر خوان د ه بو دم و تا هنو ز هم قصه ها ی امیر همزه ، و ر قه و گلشا ه در ذهن و ضمیرم حضو ر پر رنگ دا رند .

اکنون چهل و هفت سا ل از ان زما ن گذشته و در هنگا م آمو زش در مد رسه و

دا نشگا ه و خد مت در بخش نظا می و ملکی مو فق به خواند ن کتا ب ها ی رما ن ؛

نا ول ، فلسفه،اد بیا ت ، تا ریخ مبا نی علوم نظا می ، مدیر ت و بعدا ژو نا لیزم شد م .

اما محتوا ی تلقینا ت را که از ما درم یا د گر فتم بد ون مبا لغه در جهت سا ختن آینده و زند گی به من کمک بسیا ر کرد .

و فشرد ه درس ما درم مقا بله با تر س و مبار زه به هر نو ع تهدید بود ، زیرا در اسطو ره ها ی که ما در م میگفت در نها یت همه تر فند دیو ها و پری ها شکسته می شد

وپیر و زی ملکیت اصلی انها ی بو د که به حقیقت با ور و برای تو فیق وا قیعت تلا ش داشتند .

[ جمعه ششم مرداد 1391 ] [ 14:26 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
 

سا ل ها ی 1346 تا سا ل 1357 در افغانستا ن سا ل ها ی خطر ، حذ ر  و نظر بود ؛ در این سال ها جا معه مجا ل انرا یا فته بود ،تا منا سبا ت درو نی خو د را حد اقل با کشور ها ی همسا یه با نظر مقاسیوی  نگا ه کند ، و در این نگا ه حد اقل به این رو یداد پی ببرد که انگیزه شو ر  بختی مر د م در گرو چه  هنجا رها ییست.

اما جوء، رعب نه تنها در محیطی پیرا مونی ما بسا ط دا شت ، بل فر هنگ رعب افر ینی در کا نو ن خا نوا ده حضو ر سنتی و مر مو ز دا شت .

در کلبه دو دی و بی رو زن که من چا نس تو لد را یا فته بود م ما در م از سن سه سال گی شب هنگا م برا  ی آنکه با شتا ب در بستر بخوابم ، برا یم افسا نه میگفت .

پیا م این افسا نه ها باهمه شیوا ی و شر ینی که دا شت بیشتر با عنا صر تر س و تهدید که در تدا وم رویداد ها ، انوا ع دیو ها پر یها و ومو جو دا ت اسطو ره یی دگر نقش دا شتند

تو جه مرا به ژرفا یی رودیداد می کشاند .

اما شگفتی رویداد ها در این مفهو م نهفته بو د ، که در برابر  این همه مو جو دا ت خبیث و مفتن  پو زیشن ها ی قهر مان و ضد سیا هی پر چم  رو در رو شدن را همیشه بد و ش و در نها یت نیرو ها ی اهر یمنی شکسته می شد ند .

شک نست که بن ما یه شخصیت من و ما از چنین رو یداد ها شکل میگیر د، و نقش این

نو ع تلقیا ت و تلقینا ت از با ب گهوا ره وا رد و تا هنگا مه گشود ن با ب گو ر با ما ست .

تا ثیر تلقین :

افزو ن بر این  تا ثیرا ت ،در این کلبه دو دی در حدو د صد عوان کتاب که مهم تر ین انها مثنو ی ، سعدی ، خیا م ، حا فظ نا در المعرا ج قصص الا انبیا ، هفت او رنگ جا می و چند کتا ب عر بی ما نند فرأ یض ، فتوا ی عا لمگیر ی شرح جا می  ،  عجا یب الطبقا ت، صحیح البخا ری و جلا لین بود در دا خل صنو ق چو بی پد رم با چند ورق نسب نا مه

 اجدا ش غیر مر تب افتا ده بو د .

هر کتا ب فا ر سی را که در صند ق بو د حد اقل دو سه با ر خوان د ه بو دم و تا هنو ز  هم قصه ها ی امیر همزه ، و ر قه و گلشا ه در ذهن و ضمیرم حضو ر پر  رنگ دا رند .

اکنون چهل و هفت سا ل از ان زما ن گزشته و در هنگا م امو زش در مد رسه و دا نشگا ه و و خد مت در بخش نظا می و ملکی مو فق به خواند ن کتا ب ها ی رما ن ؛ نا ول ، فلسفه،

 اد بیا ت ، تا ریخ مبا نی علوم نظا می ، مدیر ت و بعدا ژو نا لیزم شد م .

اما محتوا ی آنچه را که از ما درم یا د گر فتم بد ون مبا لغه در جهت سا ختن آینده و زند گی به من کمک بسیا ر کرد  .

و فشرد ه درس ما درم مقا بله با تر س و مبار زه به هر نو ع تهدید بود ، زیرا در اسطو ره  ها ی که ما در م میگفت در نها یت همه تر فند ها ی دیو ها و پری ها شکسته می شد و

 پیر و زی ملکیت اصلی انها ی بو د که به حقیقت با ور و برای تو فیق وا قیعت تلا ش داشتند .
[ جمعه ششم مرداد 1391 ] [ 14:25 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

دولت افغانستان بازنگری قانون رسانه‌ها را از دستور کار خارج کرد

به روز شده:  11:21 گرينويچ - سه شنبه 03 ژوئيه 2012 - 13 تیر 1391
مبارز راشدی

آقای راشدی تایید کرد که طرح بازنگری قانون رسانه ها کمکی به تقویت آزادی بیان نمی کرد

وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در پی انتقادهای گسترده، بررسی طرح بازنگری قانون رسانه‌ها را از دستور کار خود خارج کرده است.

دین‌محمد مبارز راشدی، معاون این وزارت روز سه‌شنبه، ۱۳ سرطان/تیر به بی‌بی‌سی فارسی گفت که این طرح "به زیان آزادی بیان" بود و حالا بررسی آن در دستور کار نیست.

آقای راشدی گفت این طرح از سوی شورای عالی رسانه‌ها آماده و به نظرخواهی گذاشته شد و در پی رایزنی او با اعضای این شورا، تصمیم گرفته شده که از ادامه بررسی آن صرف نظر شود.

در این طرح برای شورای عالی رسانه‌ها اختیارات اجرایی و سیاستگزاری گسترده‌ای در نظر گرفته شده بود و همین موضوع نگرانی و انتقاد روزنامه‌نگاران و نهادهای مدافع آزادی بیان را برانگیخت.

طرح بازنگری قانون رسانه‌ها چند هفته پیش در رسانه‌های دولتی منتشر شد و در گزارشها گفته شده بود که برخی از نهادهای دولتی در هفته‌های اخیر سرگرم رایزنی در باره این طرح بوده‌اند.

مبارز راشدی گفته است: "متاسفانه این پیش‌نویس بدون این که ما در جریان قرار بگیریم، به مطبوعات رفت و من از طریق مطبوعات فهمیدم که بعضی از مواد آن نه تنها به نفع آزادی بیان اصلاح نشده، بلکه به ضرر آزادی بیان تغییر کرده است."

آقای راشدی افزود در صحبتی که با اعضای شورای عالی رسانه‌ها داشته، تصمیم گرفته شد که اگر به اصلاح قانون کنونی رسانه‌ها نیازی احساس شود، این قانون در پی مشورت با نهادهای داخلی و بین‌المللی بازنگری شود.

در حال حاضر قانون رسانه‌های همگانی مصوب ۱۳۸۸ پارلمان افغانستان مرعی‌الاجرا است و آقای راشدی آن را یکی از بهترین قانونها در عرصه فعالیت‌های رسانه‌ای در منطقه توصیف کرده است.

طرح بازنگری قانون رسانه‌های افغانستان با انتقاد نهادهای داخلی و خارجی مدافع آزادی بیان مواجه شده بود.

ساعاتی پیش از گفتگوی آقای راشدی با بی‌بی‌سی، سازمان دیده‌بان حقوق بشر اعلام کرد که از دولت افغانستان خواسته که از تصویب این طرح صرف‌نظر کند.

این سازمان در اعلامیه‌ای نوشت تصویب پیش‌نویس قانون رسانه‌ها کنترل دولت بر رسانه‌ها را افزایش می‌دهد و آزادی بیان را کمرنگ می‌کند.

"سازمان حقوق بشر از دولت افغانستان خواسته که از تصویب پیشنویس قانون رسانه‌ها، که کنترل دولت بر رسانه‌ها را افزایش می‌دهد و آزادی بیان را کمرنگ می‌کند، صرف‌نظر کند. این پیشنویس پرسش‌های جدی را در مورد تعهد حامد کرزی در قبال آزادی بیان به وجود آورده است."

سازمان دیده‌بان حقوق بشر در این اعلامیه افزوده است: "این پیش‌نویس پرسش‌هایی جدی را در مورد تعهد حامد کرزی به رعایت آزادی بیان به وجود آورده است."

براد آدامز، مدیر بخش آسیایی دیده‌بان حقوق بشر گفته است: "آزادی بیان یکی از مهمترین دستاوردهای افغانستان پس از سال ۲۰۰۱ بوده است. دولت افغانستان باید دستاوردهای رسانه‌ها را تحکیم بخشد، نه این که با نیروهای مخالف آزادی بیان آشتی کند."

ظاهرا اشاره آقای آدامز به طرح آشتی دولت افغانستان با گروههای شورشی و از جمله طالبان است که از چند سال پیش در راس برنامه‌های دولت حامد کرزی قرار گرفته است.

پیش از این نهاهای فعال در عرصه فعالیتهای رسانه ای در افغانستان تاکید کرده اند که آزادی بیان نباید در گفتگو با گروه طالبان و دیگر گروههای همسو با آن قربانی شود.

در زمان حاکمیت گروه طالبان، هیچ رسانه غیردولتی وجود نداشت و این گروه تنها به فعالیت رادیو کابل که آن را "رادیو شریعت" نام گذاشته بود، اجازه فعالیت داده بود.

طالبان حتی تلویزیون دولتی را بسته بود و دیدن تلویزیون و شنیدن موسیقی را مغایر اصول اسلامی می‌دانست.

افراد مسلح طالبان نوارهای ویدنویی و حتی صوتی را در هر جا که می دیدند، نابود می کردند.

[ چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 ] [ 14:41 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
عقب نشينی وزارت اطلاعات و فرهنگ

8 صبح : وزارت اطلاعات و فرهنگ، بازنگری قانون رسانه‌ها را از دستور کار خود خارج کرد. چندی پیش، مسوده‌ای از سوی این وزارت به نشر رسید که مطابق به آن پالیسی و خط مشی رسانه‌ها و هم‌چنین املا و انشا رسانه‌های چاپی از سوی حکومت تعیین می‌شود. در مسوده منسوخ شده، شورای عالی رسانه‌ها در نظر گرفته شده بود که 9عضو آن از نهاد‌های دولتی انتخاب می‌شد.

این مسوده، محصول تلاش و فکر حلقه‌ای معین در حکومت بود تا بتوانند با تصویب این قانون، کنترول بیشتری بر رسانه‌ها داشته باشند. جای بسیار تعجب است که معین نشراتی وزارت اطلاعت و فرهنگ، که خود متولی امور رسانه‌ها می‌باشد، از این مسوده اظهار بی‌اطلاعی می‌کند. به نظر می‌رسد که در حکومت افغانستان، هیچ نوع هماهنگی میان نهاد‌های مربوط وجود ندارد. حکومت افغانستان با طرح مسوده، افکار عمومی و رسانه‌ها را به آزمایش گرفت.

بدون تردید اگر واکنش جدی رسانه‌های جمعی و سازمان دیده‌بان حقوق بشر نبود، این مسوده هرگز از دستور کار خارج نمی‌شد. در چند ماه گذشته، هیچ مقامی در وزارت اطلاعات و فرهنگ در باره این مسوده اظهار نظر نکرد، بلکه تهیه‌کنندگان آن به نمایندگی از این وزارت در رسانه‌ها به دفاع از این طرح پرداختند.

این مسوده در صورتی که به قانون بدل می‌شد، ضربه‌ای بزرگ برای فعالیت رسانه‌ها به‌شمار می‌رفت. وقتی پالیسی رسانه‌های مستقل از سوی حکومت تدوین شود، دیگر فرقی میان رسانه خصوصی و حکومتی نمی‌باشد.

تهیه‌گنندگان این مسوده از کار رسانه‌ای ناآگاه بودند.

این مسوده نگرانی‌های زیادی را در جامعه خبر نگاری به‌وجود آورد.

اخیرا خبرنگاران سراسر کشور با همانگی دفتر نی در کابل، این مسوده را رد کردند. اکنون حکومت خود را بی‌خبر و اقدام تهیه‌کنندگان را عجولانه اعلام کرده است.

به هر حال، جسارت معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ در مورد «عجولانه خواندن» این مسوده یک اقدام نیک در راستای حمایت آزادی بیان به‌شمار می‌‌رود.

گفته‌های روز گذشته‌ی معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ، به نگرانی‌های خبرنگاران پایان داد و حمایت حکومت را از کار رسانه‌ها و آزادی بیان به نمایش گذاشت.

وجود رسانه‌های افغانستان در یک دهه‌ی گذشته، از دست‌آورد‌های قابل توجهی به‌شمار می‌رود. اکنون وقت آن رسیده است که به جای تلاش در راستای اعمال محدودیت علیه رسانه‌ها، راه‌های خود‌کفایی را برای رسانه‌های خصوصی، به جستجو گیریم. بدون شک کمک‌های سخاوت‌مندانه غرب برای رسانه‌ها پس از 2014 دوام نخواهد یافت. از همین اکنون برخی از رسانه در تلاش‌اند که کارمندان خود را کاهش دهند و حوزه فعالیت‌شان ر ا محدود کنند. در نبود رسانه‌های مستقل و‌ آزاد، راه برای رسانه‌های حزبی و استخباراتی همسایگان هموار می‌شود. حالا خوب است که نهاد‌های مسوول در عرصه رسانه‌ای تلاش کنند تا راه‌های معقول را برای خودکفایی رسانه‌ها به بحث و جستجو بگیرند تا پس از 2014 با مشکلات جدی روبه‌رو نشویم.

 

[ چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 ] [ 14:38 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

 را هکا ر ها  ی احتما لی در برا بر چا لش ها ی اقتصا دی

محتا ج

  تاآغازسال 2014 زمان اند كي در پيشرواست ، پيش از فرارسيدن آن آغاز بايد به امور مهمي پرداخته شود ، تا در برابر چالش هاي احتمالي كه امروز در باره آن  نگران هستيم فرصت مقابله و پاسخگوي را داشته باشيم .

    بدون شك در آغاز سال 2014 توجه به مسايل اقتصادي و نظامي ميتواند پرچالش هاي احتمالي  پاسخ مدلل ارائيه كند . زيرا افغانستان در يكدهه گذشته جهت ايجاد ساختارهاو مقابله با مشكلات امنيتي بيشتر به حمايت كشورهاي دوست متكي بوده است .

     اما روشن است كه افغانستان به انگيزه نداشتن توسعه  روشمند از منابع و ذخائير پنهاني استفاده موثر نداشته ، و اين منابع در دل زمين تااكنون مرموز و پوشيده اند .

 ارزش احتمالي معادن زيرزميني افغانستان :

     درسال 1389 يك گروه مشترك ازكارشناسان  پنتاگون واداره زمين شناسي امريكا تخمين كرده اند كه ذخاير زيرزميني مس ، آهن نيوبيوم ، ليتوم و طلا در افغانستان بيش تر از يكهزار مليادر دالر ارزش دارد .

    هرچند جزئيات تحققات اداره زمين شناسي امريكا درسال 2007 منتشر شده ، اما شرح موجوديت منابع و ذخاير افغانستان كه در سال 1389 در نيويورك تايمز انتشار يافت ،  مبين  موجوديت ذخاير پنهان و بزرگ در افغانستان است .

    بتاسي از تثبيت آمار ، ارقام وموقعيت منابع ، اين منابع در مناطق مختلف افغانستان پراكنده بوده ، اما بخش بزرگ آن در مناطق جنوبي و جنوب شرقي در امتداد مرزهاي كه  با پاكستان امتداد دارند موقعيت دارد .

    اما مهمترين منابع كه از نظر دولت حايز اهميت اقتصادي اند ميس  عينك درلوگر، معدن آهن حاجي گك و معادن گاز در ولايات شمال افغانستان{ جو ز جا ن} است .

   بتأسي از آمار رسمي در صورتيكه اين سه منبع مهم مورد استخراج و استفاده قرار بگيرد ، ساليانه كمتر از دو مليارد دالر هزينه نقدي براي دولت دارد.

 افزون برآن بدون شك صد هاتن كارگر زمينه اشتغال را درمناطق مذكور راپيدا كرده و اين امر در ماهيت بزرگترين همكاري در راستاي كمك به اقتصادي ملي افغانستان شمرده مي شود .

 منابع دگر :

     تحققات جيولوجكي ميرساند كه در جغرافيا یی افغانستان 24 نوع مواد معدني در 89 منطقه افغانستان پنهان است .

 لاجورد :

    در افغانستان انواع احجار كريمه وجود دارد كه لاجورد نسبت به مقدار و نوعيت آن شهرت جهاني دارد ،  معادن لاجورد معمولاً در ارتفاعات بلند شمال افغانســـــتان ( بدخشان) بوده و مقدار تخميني آن را 1300 تن تخمين كرده اند .

 

 طلا :

     افغانستان بدليل كوهستاني بودن ، عمده ترين منابع طلا را در بطن خود دارد. استحصال آن از زمان سابق در افغانستان رايج بوده و عمدتاً شش معدن ازبدخشان تا كندهار  تخمين شده است .

 ذغال سنگ :

    در شرايط و عصر كه ما زندگي ميكنم انرژي ذغال از اهميت ويژه در جهت رشد اقتصادي كشور ها وارد ، افغانستان خوشبختانه يكي از كشورهاي است كه ، سرشار از منابع ذغال سنگ بوده ، اما اين منابع تاهنوز بصورت فني و علمي مورد بهره برداري قرار نگرفته اند .

  گازطبعي :

    از سال 1935 به اين سؤ جيولوجست هاي افغاني و خارجي جهت تثبيت و استخراج گاز طبعي تفحص داشته ، اما منابع درمناطق مختلف كشور تخمين شده است .

    ازجمله منابع كه استحصال آن قابل دست رسي است منبع « انگوت» ولايت جوزجان كه بتأسي از برخي آمارهاي تخميني ده مليون تن ذخاير نفت در آن موجود است  افزون براين منابع ، منابع مهمي دگري مانند منبع آهن ، بيرايت اورانيوم ، نقره، سرب و نمك در افغانستان موجود است .

     امااين همه ذخاير مهم به دليل  حضور فقر، كندي روند توسعه وايستيلا جنگ هاي فرسايشي نتوانسته دربازسازي اقتصادي افغانستان نقش مؤثرايفاكند.

    برمبناي آمارهاي رسمي ساليانه افغانستان براي تسريع روند توسعه به شش الي شش ونيم مليارد دالر هزينه مالي نياز دارد.

     درصورتيكه تاسال 2025 اين هزينه ها تأمين گردد، مادرهزاره سوم شاهد ريشه كن كردن فقر ازجغرافيایی كشورهستيم.

     متأسفانه تداوم جنگهاي فرسايشي فرصت هاي مهمي را در افغانستان به يغما برده و افغا نستان  مو فق به تقويت و توسعه اقتصاد ملي از طريق منابع داخل نه شده ايم .

    دنيا اگر خواهان  خود كفايي و رفع نيازهاي فوري در افغانستان است ، بايد به اين مامول توجه داشته ، زيرا در دراز مدت فقط اتكا،بر ذخاير بزرگ كشور است كه ، ميتواند ، محلل مشكلات افغانستان باشد .

    لذا تا آغاز سال 2014 كه ماهنوز فرصت داريم . بايد باشتاب از فرصت هاي موجود درجهت رفع نيازها توجه نموده تا بصورت طبعي شاهد توسعه  روشمند افغانستان باشيم .

[ دوشنبه دوازدهم تیر 1391 ] [ 15:15 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

 ا همیت چینج در زند گی

طبیعت زند گی از تعد یل و چینج رنگ و رو نق میگیرد ، اگر به رو ند زند گی مکث شو د ، همه پد ید ه ها در بستر زند گی در تد ا وم لحظه ها  با شگفتی و شتا ب در حا ل تکا مل ، تو سعه و نو سا زی و نو یا بی اند .

پد ید ه ها ی  از نعمت تکا مل تو سعه و نو  یا بی محرو م اند که از قد رت حر کت و شنا خت محر و م بو ده  و در وا قع به بن بست رو در و شده اند .

انسا ن از بد و شکل گیر ی هو رمو ن ها در مکا ن و فضا ی که تنفس را اغا ز میکند ، با طبع شیفته یا فتن فضا ی نو ، بسترتکا مل بکر و تعر یف تا زه از پیرا مو ن خو د است . این تعر یف افزو ن بر  ان که برا ی انسا ن انگیزه زند گی ، قد رت و جرأ ت مید هد ضمنا بزر گتر ین لذت زند گی در همین بر هه تجر به میگردد .

زیرا مفا هیم وا ژه ها ی تکا مل، تر بیت ، شنا خت و پیشر فت د ر همین مقا طع زند گی با ر معنا ی  یافته و مو فق به تعر یف تا زه از بستر زند گی و محیط پیرا مو نی میشو یم.

 

[ یکشنبه یازدهم تیر 1391 ] [ 16:28 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
با شنا خت که  ازرو ند تا ریخ دا رم  در تدا و م تا ریخ سه گو نه انسا ن به مثا به انسان ها ی تا ثیر گزا ر ، تا ریخ سا ز و مطر ح در سمت دهی رو یدا د ها نقش دا شته اند .

سنخ نخست انسا  نها ی بو ده اند که به لطف و حما یت قو م ، جریا ن و گروها ی سیا سی ابتکار تا ثیر گزا ری در رو ند رویدا ها را کسب کرده اند .

سنخ ثا نی متکی به محو ر قد رت بو ده با تو جه عنا یت هر م قد رت صا حب جا ه و منصب شد ه اند.

 اما سنخ سو م که تحت حما یت هر م قد رت و لطف و عنا یت جر یا ن ها ی سیا سی نبو ده اند با حما یت حذاقت ، فرا ست وذ کاوت ذا تی  و شنا خت تعیین اهدا ف مهم و قا بل دست رسی کمر تلا ش و تقلا را بسته با حما یت ایمان تما م موا نع کو چک و بزرگ را از مسیر حر کت به جا نب هدف ما نند سیل  یکسو نمو ده اند

 در تا ریخ معا صر افعا نستا ن شخصیت ها ی کذا ی بسیا ری مطر ح و برا ی سمت دهی رویداد ها گز ینش شد ند ، اما به انگیزه ند ا شتن با رو تو شه شخصی با مر گ استعمار یکجا پکیچ مر گ خو د را خواند ه اند  در میا ن شخصیت ها ی را ست و چپ امرو ز تعداد انها فروا ن است.

اما شخصیت ها ی سنخ دوم هم در تکا مل تا ریخ نقش جدی ندا شته به مثا به ابزا ر ها ی یکبا ر مصر ف تمام اثر گدا ر ی انها وا بسته به زما ن خا ص است .

از دید من محمد {ص} ابرا هیم ، مو سی  زردشت ، گاندی و اسا ن سو چی از فراز و فرود تا ریخ در سها ی نغز و پر مغز را امو خته به ویژه محمد{ص} با دنیا ی شهامت از خو د گذشتگی و انقیا د و الها م از پیا م خدا چ  التزام و ما مو ریت{ مهمتر ی داشت  و ان ما مو ریت حما یت از حق و مقا  بله با حق تلفی  اصلا ح بشر ادامه مبا رزه و استقا مت تا پا یا ن دنیا به همت مردان جسور ، قلا ده شکن و مبا رز در برا برستبداد بو د .

 

[ جمعه دوم تیر 1391 ] [ 14:34 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

٩ قرن فرهنگ نویسی در ایران

فرهنگ‌نامه‌ها در ادبیات همواره یكی از ابزارهایی بوده‌اند كه انسان را به شناخت بسیاری از ناشناخته‌ها یاری كرده‌اند. فرهنگ‌نامه‌ها زیرشاخه ی علم زبان شناسی به شمار می آیند و از آن ها می‌توان به‌عنوان مهم ترین منابع ادبی نام برد و كنار نهادن فرهنگ‌ نامه هایی كه از اواسط سده ی پنجم هجری تاكنون نگاشته شده اند از پیكره ادبیات، یعنی گم‌كردن كلیدهایی كه بسیاری از قفل‌ها را برای همیشه بسته نگاه می‌دارد. از این رو نگاهی می‌اندازیم به تاریخ فرهنگ‌نویسی ایران از آغاز تا اكنون.
دكتر محمد معین در مقدمه ی فرهنگ خود می‌نویسد كه «شواهدی در دست است كه از اواسط سده ی پنجم هجری، کوشش ‌هایی در امر فرهنگ‌نویسی برای زبان فارسی انجام گرفته است و بنا به سخن دكتر وثوقی احتمال دارد كه کوشش ‌هایی نیز پیش از سده ی پنجم در ایران صورت گرفته باشد، اما در حوادث تاریخی ازبین رفته‌اند و امروزه هیچ سند مكتوبی از آنان نداریم. گرچه در کتاب خانه ی آتن اگر به جست و جویی درباره ی ایران دست یازید، به سرعت نام کسانی از دانشمندان یونان یافت می شود که با ایرانیان تبادل نظر می کرده اند یا در دانشگاه اسکندریه مصر و یا در کتب عبری، نشان از کنکاش ها و مباحثات آنان با دانشمندان ایرانی وجود دارد و یا وجود ترجمه های چینی، هندی،عبری، یونانی و فارسی به همدیگر، نشان از وجود مترجمانی حرفه ای دارند و نیز در عهد ساسانی که به گفته ی رشید یاسمی، عده ای از مهاجران یونانی به فرمان اسکندر در ایران اقامت گزیدند، و شاید نظر سید صادق گوهرین درست باشد که ملت های ایران و روم و مصر و مغرب و اندلس و سایر ملت های اسلامی به علت وحدت اقتصادی مجبور بودند که با هم آمیزش و مراوده داشته باشند».
در دوران ساسانیان گرچه زبان فارسی در ایران، زبان رسمی بوده است، چه بسا كه ما هم مانند چین و یونان فرهنگ‌هایی داشته‌ایم و یا از سلسله ی صفاریان به بعد كه زبان عربی و فرهنگ اسلامی به سرزمین ما آمد، این احتمال وجود دارد كه فرهنگ ‌هایی به عربی و فارسی توسط نویسندگان و اهل قلم آن زمان به رشته ی تحریر درآمده باشد. علی اصغر حکمت معتقد است که از سده ی دوم هجری به بعد ایرانیان در رشته های گوناگون علوم اسلامی، جنبش بزرگی را به وجود آوردند و در تدوین لغت و ادب، پیشقدم بوده اند و آثار ادبی ایرانیان باستان به وسیله ی ایرانیان مستقیمن در زبان عربی راه یافت.
اما ما به ناچار، بر پایه ی شواهد تاریخی، فقط به معرفی فرهنگ‌های مشهور فارسی می‌پردازیم:

فرهنگ سُُُغدی و فرهنگ قطران ارموی
دهخدا معتقد است كه فرهنگ ابوحفص سغدی (ابو حفص حكیم بن احوص سغدی سمرقندی که موسیقی دان و از نخستین شاعران پارسی گوی و به قول دکتر صفا، هم عصر حنظله بادغیسی و عباس مروزی یعنی شاعر سده ی چهارم هجری بوده است) و) تا اوایل سده ی ۱۱ ق در دست فرهنگ‌نویسان بوده است. زبان اهالی ماوراء النهر در آن هنگام فارسی بوده و زبان عربی زبان علمی به شمار می آمده است و ایرانیان فرهنگ های عربی - فارسی زیادی را به رشته تحریر در آوردند این کتاب امروز در كتاب خانه‌ای وجود ندارد. سید محمد علی داعی‌الاسلام نیز در مقدمه ی "فرهنگ نظام" معتقد است كه فرهنگ سغدی «اكنون در هیچ كتاب خانه بزرگ جهان» پیدا نمی‌شود. البته سعید نفیسی معتقد است که برخی از فرهنگ نویسان معروف مانند جمال الدین انجو ، سروری و تتوی در تالیف آثار خود از لغت نامه ای منسوب به ابوحفص استفاده کرده اند. ولی از آن جا که شعرهای شاهدی که این مولفان از لغت نامه ی یاد شده برای واژه های خود نقل کرده اند، از شاعران سده های ۴ و ۵ قمری ( مانند ناصر خسرو و عنصری) است، باید این ابوحفص را شخص دیگری و زمان او را پس از سده ۵ قمری دانست.
اما ناصر خسرو در سفرنامه ی خود در سال ۴۳۸ ق می‌گوید: «شاعری را دیدم شعر نیك می‌گفت اما زبان فارسی (دری) نیكو نمی‌دانست». مراد او شرف‌الزمان قطران بن منصور ارموی شاعر معروف (درگذشته در سال ۴۶۵ ق) است كه كتاب لغتی داشته است، اما بنا به حوادث تاریخی اکنون اثری از آن هم در دست نیست. در "فرهنگ جهانگیری" آمده است كه فرهنگ ارموی، سیصد لغت داشته و دكتر محمد معین نیز آن را نخستین فرهنگ ایرانی نامیده است. اما به جز این دو نمونه، در كتاب‌ها و رساله‌های آن دوران به نام فرهنگ دیگری اشاره‌ای نشده است.

فرهنگ اسدی توسی (لغت فرس)
حکیم ابونصر علی ابن احمد اسدی توسی (درگذشته در سال ۴۶۵ ق) شاعر حماسه سرا و لغت‌نامه‌نویس سده ی پنجم هحری كه منظومه ی حماسی گرشاسب‌نامه را نوشته و فرهنگ لغت او به لغت فرس شهرت دارد، در مقدمه فرهنگ خود می‌گوید: «فرزندم اردشیر قطبی، از من لغت‌نامه‌ای خواست كه بر هر لغتی گواهی بود از قول شاعری از شعرای پارسی و...» و دهخدا معتقد است كه فرهنگ اسدی تا سال‌ها ( شاید دو سده) بی‌رقیب بوده است.
لغت فرس در سال ۱۸۹۷ م با كوشش و تصحیح پاول هورن (شرق‌شناس آلمانی) در شهر گوتینگن آلمان منتشر شد و در سال ۱۳۱۹ش توسط عباس اقبال آشتیانی و در ۱۳۳۶ش توسط محمد دبیر سیاقی چاپ شد كه نسخه ی اصلی آن در كتاب خانه ی واتیكان و كهن‌ترین دست‌نویس آن (۷۲۲ ق) در كتاب خانه ی ملی است. در واقع می‌توان گفت این کتاب قدیمی‌ترین فرهنگ لغت موجود در ایران است و شاید بتوان سده ی پنجم هجری (سال ۴۵۱ ق) را آغاز جنبش فرهنگ‌نگاری فارسی در ایران نامید.
به گفته ی دهخدا پس از تالیف لغت‌نامه اسدی تا مدت‌های مدید در ایران دیگر كتابی معتبر نظیر آن را تالیف نكرده‌اند و در "فرهنگ نظام" آمده است: «بعد از اسدی تا مدت ها كسی به فكر نوشتن فرهنگ جدیدی برنیامد، به جهت این كه زبان خراسانی به دلیل درازی سلطنت سلجوقیان ( ۴۲۹ - ۵۵۲  قمری) در تمام ایران گسترش یافت و فارسی ادبی زبان رسمی كشور بود و در ابتدای سده ی هفتم، به دنبال حمله ی ویرانگر و خانمان سوز تركان چنگیزخان – تموچین، ایران از علم و ادب خالی شد و دیگر از آن میراث تمدن بشری ایران در روزگاران کهن، نشانه ای نماند و حدود یك سده به طول انجامید تا اهل قلم ایران دوباره فعالیت ادبی خود را آغاز كنند و در تمدن جهان، از نو ، نغمه ی کهن خود را بسرایند و بنوازند».
دكتر ذبیح‌الله صفا در كتاب «تاریخ ادبیات در ایران» (جلد سوم) از این دوره چنین یاد می کند: «دوره‌ای كه با هجوم مغول در سال ۶۱۶ ق و انقراض خوارزمشاهیان آغاز شد. در این دوران پرآشوب و پرماجرا، ویران كاران مغول و تاتار و دیگر زردپوستان وحشی یا نیم‌وحشی آسیای مركزی، در ایران تاخت و تازهای سیاسی و بلاخیز كردند و قسمت بزرگی از فلات ایران را درهم کوبیدند و ویران ساختند كه دیگر جز نامی از آن ها در صفحه ی كتاب‌ها باقی نمانده است». در این دوران پرحادثه و شوم، ایرانیان فرهنگ نیم‌جان خود را نجات دادند و افرادی مانند «مولانا، عراقی، سعدی و...» در این دوران ظهور یافتند. استاد جلال همایی می گوید: « سده ی هفتم با آن که روزگار محنت باری بود، اما یکی از دوره های بزرگ علمی و ادبی به شمار می رود و اهمیت این سده از نظر علمی و ادبی به واسطه وجود نابغه هایی است که در این عصر می زیسته اند و چراغ دانش و فرهنگ را در این تند باد حوادث – ترکتازی مغولان – روشن داشته اند»  و شاید بدین دلیل بود که گروهی از فرهنگ نویسان ما راه هند را در پیش گرفتند و به گفته ی دکتر صفا جای افسوس دارد که از اوایل سده ی چهارم تا آغاز سده ی هفتم چندان به فرهنگ نویسی اهتمام نشد!

صحاح الفرس
شمس‌الدین محمدبن فخرالدین هندوشاه نخجوانی (مشهور به شمس منشی) در سال ۷۲۸ ق به تصحیح و افزودن به لغات فرس پرداخت و دهخدا بسیار از این فرهنگ تقدیر كرده است. این فرهنگ در ۲۵باب و ۴۳۰ فصل و ۲۳۰۰ لغت با شواهد متعدد است.

ادات الفضلا،  فرهنگ ابراهیمی، فرهنگ میرزا ابراهیم
ادات الفضلا، یكی از نخستین كتاب‌های لغت است كه در هند تالیف شده و مولف آن قاضی خان بدر محمد دهلوی (ملقب به بدهاروال)  است كه گردآوری آن از ۸۱۲ ق آغاز شده و در ۸۲۲ ق به پایان رسیده است و نسخه‌ای از آن در كتاب خانه ی موزه ی بریتانیا وجود دارد و پس از آن فرهنگ ابراهیمی تالیف ابراهیم قوام‌الدین فاروقی است كه در ۸۷۸ ق پایان یافته است.
میرزا ابراهیم بن میرزا شاه حسین اصفهانی هم در زمان شاه طالب صفوی در ۹۵۰ ق فرهنگ میرزا ابراهیم را منتشر كرد.

فرهنگ معیار جمالی، جهانگیری، مجمع‌الفرس
"فرهنگ معیار جمالی" نوشته ی شمس الدین محمد فخری اصفهانی است كه به نام شیخ‌ابواسحاق فارس نوشته و در سال ۱۳۰۳ ق به کوشش كارل زالمان در روسیه منتشر شده است. دكتر صادق‌كیا، در این باره می گوید: « شمس فخری، روش اسدی توسی را در واژه‌نویسی دنبال كرده است و هر حرف را یك باب كرده و باب ها را به ردیف الفبای كنونی فارسی آورده است» اما برخی  افراد مانند مولف "فرهنگ نظام" معتقدند كه: «او روش فرهنگ‌نویسی را درست رعایت نكرده و جعل‌هایش موجب گمراهی دیگر فرهنگ‌نویسان شده است». و دكتر كیا می افزاید: «گاهی شمس فخری، معنی واژه‌ها را نیز نادرست آورده است».
فرهنگ جهانگیری را «میرجمال الدین حسین بن فخرالدین حسن انجوی شیرازی» از رجال معروف هند (ملقب به «عضدالدوله» ) تالیف كرده است كه در سال ۱۰۰۵ ق آن را آغاز و در سال ۱۰۱۷ ق به پایان رسانید. دكتر رضازاده شفق می‌گوید: «وی مربوط به دربار اكبرشاه و پسرش جهانگیر بوده و از هردو حكمران حمایت و صله گرفته و لغت خود را به حكم اكبر شاه شروع نموده و آن را به نام جهانگیر شاه نموده است» . علی اصغر حكمت آن را فرهنگی نفیس می‌داند و می‌گوید كه بنا به مقدمه ی كتاب ۴۴ فرهنگ و رساله در اختیار مولف آن بوده و جامع‌ترین فهرست مجموعه لغت‌های فارسی قدیم و جدید است و در فرهنگ دایره المعارف فارسی آمده است که این کتاب لغت از نظر آوردن شواهد شعری دارای اهمیت بسیاری است و در ۲۴ باب مرتب شده و فقط شامل لغاتی است که فارسی شناخته شده اند.
و باز هم در ان کتاب می آید که این فرهنگ در سال ۱۰۰۸ ق. توسط محمد قاسم بن حاج محمد كاشانی (متخلص به سروری) با مطالعه ی ۱۶ نسخه از فرهنگ های گوناگون فارسی- عربی (و برعکس) و حذف واژه های عربی و افزودن شواهد شعری از شعرهای بزرگان شعر فارسی، با عنوان فرهنگ مجمع الفرس به نام شاه عباس اول صفوی تالیف شده است و مولف در سال ۱۰۲۸ ق با دیدن چند فرهنگ دیگر تالیف خود را تصحیح و تکمیل تر کرده است .(که در سه جلد در اوایل دهه ی ۴۰ در تهران به چاپ رسیده اند)

برهان قاطع، فرهنگ رشیدی
برهان قاطع  را محمدحسین بن‌خلف تبریزی ( متخلص به برهان) در سال ۱۰۶۲ ق (۱۰۳۰ ش) در حیدرآباد هند نوشت و سعی او بر آن بوده است تا فرهنگش نسبت به فرهنگ‌های پیشین جامع‌تر باشد. دکتر مصاحب می گوید این کتاب در حدود ۱۹۴۱۷ لغت و کنایه و اصطلاح و استعاره مستعمل در فارسی را در بر دارد و نخستین بار در سال ۱۸۱۸م در کلکته و سپس در کلکته و بمبئی و لکهنو و تهران  تجدید چاپ شده است . علی اصغر حكمت بنا به چاپ كلكته، تعداد لغت‌هایش را ۲۰۲۱۱ كلمه ذكر كرده است و جالب آن كه می‌گوید زبان‌ها و لهجه‌های گوناگون ایرانی و غیرایرانی (مانند مصری، عبری، سریانی، تركی، هندی، یونانی، رومی، ارمنی، پهلوی و...) در این فرهنگ نقل شده است و مولف در مقدمه ی خود می گوید که می خواسته « جمیع فواید فرهنگ جهانگیری، مجمع الفرس، سرمه سلیمانی، صحاح الادویه (حسین انصاری) را که هر یک حاوی چندین  کتاب لغات اند  را به طریق ایجاز بنویسد.»
سیدمحمد علی داعی‌الاسلام معتقد است: فرهنگ دیگر سده ی یازدهم كه در سال پس از تالیف برهان قاطع (۱۰۶۴ ق) در هند نوشته شده است، فرهنگ رشیدی تالیف عبدالرشید بن عبدالغفور الحسینی المدنی اهل تته سنه است. این فرهنگ در سال  ۱۳۹۲ ق در انجمن آسیایی كلكته به‌ چاپ رسید. فرهنگ رشیدی خلاصه ی فرهنگ جهانگیری است و در اوایل سده ی سیزده هجری با عنوان "تبیان نافع" به ترکی عثمانی نیز ترجمه شده است .

فرهنگ انجمن آرا، برهان جامع، آنندراج
در ایران پس از مجمع الفرس سروری، در سال ۱۰۰۸، تا سال ۱۲۸۸ هجری، یعنی تا فرهنگ انجمن آرا نوشته رضا قلی خان هدایت باشی، فرهنگ دیگری انتشار نیافت. در واقع در سده ی هشتم، فرهنگ‌نویسی از ایران به هند منتقل شد و در سده های نه، ده و یازده به تكامل رسید و شاید بتوان گفت كه فرهنگ‌نویسی در ایران پس از حمله ی محمود غزنوی که مسلمانان به هند رفتند، با مجمع‌الفرس سروری خاتمه یافت.

سعید نفیسی در "فرهنگ فارسی" می‌گوید: « ایرانیان در نیمه ی سده پنجم، زبان فارسی را به هند بردند و فارسی در میان مسلمانان هند رواج یافت و از سده ی نهم زبان فارسی زبان دوباره ی هند شد و نوشتن فرهنگ‌های زبان فارسی آغاز شد». در  مدت دو سده ای که در فرهنگ‌نویسی زبان فارسی خلاء پدید آمده بود، در انگلستان فرهنگ‌نویسان علاوه بر تعریف مدخل‌ها، ریشه‌شناسی، تكیه، تلفظ و دستور زبان را مطرح كردند. ساموئل جانسون در انگلستان در سال ۱۱۱۴ش (یعنی ۱۰۰ سال پیش از چاپ و  انتشار برهان قاطع) فرهنگ خود را منتشر ساخت و در آمریكا نیز  نوح وبستر در سال ۱۲۰۷ش تاثیر بسزایی در این نهضت گذاشت و كم‌كم ضرورت رعایت اصول زبان‌شناسی در فرهنگ‌نویسی مطرح شد. اوایل سده ی دهم هجری در ایران دوران سلطنت صفویه آغاز و در هندوستان سلطنت آل‌تیمور برقرار شد. سده های ده و یازده هجری را دوران طلایی فرهنگ‌نویسی فارسی می‌دانند.
در سده ی یازدهم فقط فرهنگ سروری در ایران منتشر شد، اما در هندوستان فرهنگ‌های فراوانی انتشار یافتند. دكتر معین می‌گوید كه انجمن آرا را هدایت (معروف به لله‌باشی) با مراجعه به فرهنگ‌های فارسی و عربی گذشتگان تهیه كرد  و این كتاب در سال ۱۲۸۸ ق در تهران به چاپ رسید. فرهنگ انجمن آرا را خلاصه ی فرهنگ‌های رشیدی و برهان قاطع می‌دانند. در سال ۱۲۶۰ ق (۱۲۲۲ش) فرهنگ دیگری در ایران، به نام برهان جامع توسط محمدكریم ابن مهدی قلی سرابی تبریزی (معلم محمد میرزای ولیعهد یا محمد شاه) تالیف شد كه آن را خلاصه و تصحیح شده ی برهان قاطع می‌دانند. مولف در سال ۱۲۵۶ ق در سال آخر سلطنت فتح علی شاه و آغاز ولیعهدی محمد شاه، به تالیف آن پرداخته و آن را در اوایل سلطنت محمد شاه به پایان رسانیده و "فرهنگ محمد شاهی" نیز نامیده است.
فرهنگ آنندراج در آغاز سده ی ۱۴ ق (۱۲۶۷ش)، در هند نوشته شد و مولف آن محمد پادشاه بوده است. این فرهنگ نیز در سال  ۱۳۰۶ ق در لکهنو هندوستان تدوین و انتشار یافته است.

فرهنگ ناظم‌الاطبا نفیسی، فرهنگ نظام
 نیم سده  پس از آنندراج و در دوران امیرکبیر و پادشاهان قاجار نیز زمینه ای برای اجرای  امر مهم فرهنگ نویسی در ایران فراهم نشد. دكتر میرزا علی اكبر خان نفیسی ناظم‌الاطبا از اوایل سال ۱۳۰۰ش تا ۱۳۰۷ش فرهنگ خود را به رشته ی تحریر در آورده است که به گفته ی سعید نفیسی، دارای ۱۵۸۴۳۱ لغت است. سپس فرهنگ نظام نوشته ی سیدمحمدعلی داعی‌ برای نخستین‌بار در سال ۱۳۰۵ش در هندوستان انتشار یافت. استاد نظام این كتاب را بنا به سفارش محل تدریس‌اش و به كمك وزارت معارف این کشور به رشته ی تحریر در آورد. وی در تالیف این فرهنگ کوشش بسیار داشته است تا زبان فارسی معیار و مرسوم ایران را در نظر بگیرد.

از دهخدا و عمید تا صدری افشار و انوری
فرهنگ دهخدا در سال ۱۳۲۵ ش انتشار یافت كه ۲۰۰هزار مدخل دارد. در این کتاب دهخدا در مقدمه ی خود، نام ۱۸۸ فرهنگ لغت قبل از خود را ذكر می‌كند و در همین ایام است که آكسفورد نیز به تكمیل و ویرایش و توسعه فرهنگ خود در زبان انگلیسی پرداخته و فرهنگ خود را با عنوان The shorter Oxford با ۱۹۵ هزار واژه انتشار داده است و بدون شك دهخدا از این پیشرفت در فرهنگ نویسی معاصر بی خبر نبوده است.
پس از دهخدا تا دوران انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ش، دو فرهنگ معتبر دیگر به نام‌های دكتر محمد معین (۱۳۴۲ش) و حسن عمید (۱۳۴۰ش) انتشار یافت و تا سال ۱۳۷۰ش فرهنگ‌های ادبی و دانش نامه‌ای ویژه ( ازجمله: لغات عامیانه اثر جعفر محجوب، دایره‌المعارف فارسی اثر غلامحسین مصاحب، صناعات و اصلاحات ادبی اثر محمدطباطبایی، تلمیحات اثر سیروس شمیسا، ادبیات اثر زهرا خانلری، اساتیر اثر جعفر یاحقی، نقد ادبی اثر بهرام مقداری، كوچه اثر شاملو، كنایات عامیانه اثر دکتر ثروت، مثل‌ها اثر صادق عظیمی، عامیانه اثر نجفی و...) همه منتشر شدند و در کنار فعالیت «راندم‌هاوس» و «هریتیج» در آمریكا و «لانگمن» و «كمبریج» و «کوبیلد » در انگلستان؛ و پس از انقلاب (در ده ی ۷۰) ما شاهد تالیف سه فرهنگ اساسی و معتبر توسط مهشید مشیری، غلامحسین صدری افشار و حسن انوری بوده‌ایم و دو فرهنگ دیگر نیز در دست تدوین و تالیف است (تالیف های علی كافی از مركز نشر دانشگاهی و علی اشرف صادقی از فرهنگستان زبان فارسی).
اما اکنون که از انتشار لغت فرس اسدی (در 450 ق) زمانی نزدیک به  ۹ سده می‌گذرد و ایران در فرهنگ‌نویسی از کشورهایی مانند انگلیس و فرانسه و آمریكا چیزی در حدود  پانصد سال بیش تر پیشینه دارد، به راستی ما درمقام  مقایسه با فرهنگ‌های معتبر جهان در كجا ایستاده‌ایم و آیا فرهنگ‌نویسان معاصر، دانش‌ زبان شناسی مدرن و اصول و معیارهای ساختاری آن را به كار می‌گیرند؟ این مساله ای است که مجال بیش تری می خواهد و در نوشته ی دیگری بررسی خواهد شد.

 

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:34 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
اگر میخوا هید این کشو ر پیشرفت کند کشو ر به ادم ها ی فعا ل ، با انگیزه و صا دق نیا ز دا رد و اگر میخوا هید انا رشیزم ، بدبختی با شد همین اد م ها ی بیکار دزد و فر صت طلب را در سا ختار حکو مت نگا ه کنید
[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 12:16 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
این خا نه همیشگی ما در من است ،خا نه ای که نه در دارد و نه ستون نه رو زن دارد ونه چرا غ نه در با ن دارد و نه خد مه ای .

او در پنج سا لگی برا ی من قرا ن تدر یس کر د، د ر شش سا لگی حا فظ و را هی مد رسه ام کرد.

نا مش  ابرا ر بی بی و نا م پد رش عا د ل و بصو رت تخمینی هشتا د سا ل عمر کرد و مد تی نیم قرن بامن را بطه بهترین ما د ر ر ا دا شت .
[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 14:46 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

انحصار، به عنوان یک نقطه ضعف اقتصاد بازار، زمانی شکل می گیرد که دولت نتواند نقش مدیریتی و نظارتی اش را بر روند فعالیت های آزاد اقتصادی به خوبی انجام دهد. انحصار منجر به محدود شدن آزادی و افزایش شکاف اجتماعی می شود.

بخش نخست

آن گونه که فرید زکریا، نویسنده و خبرنگار هندی- امریکایی می گوید، مهم ترین خصوصیت اقتصاد مدرن امروزی، دموکراتیک بودن آن است که به دلیل توزیع گسترده قدرت اقتصادی در بین میلیون ها افراد و شرکت های خصوصی، یک ضمانت لازم برای حفظ آزادی و دموکراسی خلق شده است. امروز قدرت اقتصادی در دست دولت متمرکز نبوده و برخلاف نظام های سابق سوسیالیستی، دولت ها دیگر آن توانمندی را ندارند که از آن به حیث وسیله ای برای سرکوب های سیاسی استفاده کنند. این مهم ترین دست آورد اقتصاد آزاد، در معرض یک تهدید دایمی به نام انحصارات قرار دارد. انحصارات نه تنها آزادی را محدود می سازد، بلکه هزینه های اجتماعی فوق العاده را نیز خلق می کند. در موجودیت انحصار، مصرف کنندگان مجبور اند با قیمت های بالاتر، کالاهای با کیفیت پاینتر را به مصرف برسانند. پرداخت قیمت های بالاتر برای کالاهای بی کیفیت، به صورت عمومی رفاه اجتماعی را پایین می آورد.

به دلیل مشکلاتی که انحصارات ایجاد می کند، تقریبا اکثریت اقتصاددانان باهم موافق اند که دولت ها مسوولیت دارند تا با تنظیم سازوکارهای حقوقی و قانونی لازم مانع از انحصار و پیامدهای آن شود. امروز در تمامی نقاط دنیا حتا در لیبرال ترین اقتصادهای جهان یکی از رسالت های اصلی و مهم دولت در عرصه اقتصاد، قانونمندکردن فعالیت های اقتصادی و جلوگیری از انحصارات است. قوانین ضد کارتل و انحصار در اقتصادهای آزاد، یکی از ستون پایه های است که برای بقا و تداوم نظام اقتصادی و کارکرد موفقانه آن، ضمانت ایجاد کرده است.

حکومت افغانستان به پارلمان این کشور گفته که مشکل اصلی افزایش قیمت ها، بازار آزاد است.

حکومت افغانستان به پارلمان این کشور گفته که مشکل اصلی افزایش قیمت ها، بازار آزاد است.

برداشت سنتی و کاملا کلیشه ای که در کشورهای در حال گذار مثل افغانستان، در مواقع بن بست های اقتصادی به خصوص مطرح شدن مشکل انحصار، همواره از زبان سیاست گذاران شنیده می شود مبنی بر عدم مداخله دولت در اقتصاد، کمی خنده آور است. شاید در طول تاریخ نظام سرمایه داری حتا در زمانی که آدام اسمیت دکتورین اقتصاد آزاد را پایه گذاری می کرد، هیچ تردیدی در مورد نقش با اهمیت دولت در جهت کارکرد بهتر اقتصاد وجود نداشت. و ما در طول تاریخ بشر شاهد هیچ نظام اقتصادی نبوده ایم که در آن حضور دولت به صفر تقرب کرده باشد. تجربه های موفق اقتصادهای مدرن و توسعه یافته درس بزرگی را به ما نشان می دهد که بدون حضور دولت در اقتصاد، رسیدن به توسعه امری است ناممکن.

امروز بحث اصلی مداخله کردن یا مداخله نکردن دولت در اقتصاد نیست، بحث محوری امروز این است که مرز مداخله دولت در امور اقتصادی تا کجاست؟ یکی از شایستگی های اقتصاد آزاد این است که برای ما محدودیت تعیین نکرده است که خط قرمزهای مداخله دولت کدام ها اند، بلکه کشورها نظر به مقتضیات درونی شان، نقشی را برای خویشتن در اقتصاد تعریف می کنند.

اما نکته جالب توجه در افغانستان این است که مدیران اقتصادی برای توجیه کردن ضعف شان، همیشه انگشت اتهام را به سوی اقتصاد بازار نشانه می گیرند. همیشه شاهد بوده ایم وقتی که اقتصاد این کشور به بن بست می رسد و یا نابسمانی های اقتصادی اوج می گیرد، اولین چیزی که عادت گونه از زبان مدیران اقتصادی افغانستان خارج می شود، انتقاد از اقتصاد بازار است. آن وقت فراموش می کنیم که در محور این اقتصاد بازار، ما به دست آوردهای شگرف داشته ایم و هر روز از آن سود می بریم. وقتی قیمت ها بالا رفت، و ما عاجز ماندیم از کنترول آن، وقتی انحصارات قدرت مند اقتصادی شکل می گیرد، وقتی بیکاری اوج می گیرد و وقتی مافیا در بافت اقتصادی ما ریشه می دواند و با گذشت هر روز اقتصاد ما را به سمت بحران می کشاند، ما به سادگی تمام ادعا می کنیم که چون نظام اقتصادی ما اقتصاد بازار است و ما نمی توانیم در اقتصاد مداخله کنیم. شاید اگر آدام اسمیت بنیانگذار اقتصاد بازار که لیبرال ترین نظریه اقتصادی را ارایه کرده است این حرف ما را بشود، در گور برخود بلرزد.

خلای قانونی:

خلای قانون از دو دیدگاه مورد بحث است. اولا نبود چارچوب های قانونی لازم برای جلوگیری و کنترول انحصار. اشاره کردیم که اقتصاد آزاد بدون نظارت و کنترول دولت، به صورت طبیعی گرایش به سمت انحصارات دارد. یکی از راهکارهای که دولت ها برای کنترول اقتصاد روی دست می گیرند، تنظیم قوانین بازدارنده انحصارات است. مانند قوانین ضد کارتل، قوانین ضد تراست و انحصار. متاسفانه با گذشت یک دهه، هنوز افغانستان فاقد این گونه قوانین است. این خلای قانونی، زمینه های فوق العاده سود ده را برای انحصارکنندگان فراهم کرده است.

ثانیا، عدم دسترسی دولت در بخش های زیاد کشور و ناتوانی آن در کنترول اقتصاد کشور. مطابق ارزیابی های بانک جهانی از اقتصاد افغانستان، هشتاد درصد اقتصاد این کشور را اقتصاد غیررسمی تشکیل می دهد. یعنی دولت، فقط بیست درصد اقتصاد کشور را تحت کنترول دارد و هشتاد درصد دیگر خارج از حوزه کنترول دولت فعالیت می کند. به این معنی که دولت اصلا در مورد هشتاد درصد اقتصاد کشور، چیزی نمی داند. این هشتاد درصد به دولت مالیه پرداخت نمی کند و مجوز رسمی فعالیت از ارگان های دولتی ندارد.

این بخش عظیم از اقتصاد افغانستان که به صورت غیررسمی فعالیت دارد، یک خلای قانونی بزرگ را در این کشور ایجاد کرده است که در آن تاجران، افراد زورمند محلی، گاهی والی ها و قومندان های جهادی، خرید و فروش کالاهای مهم را در انحصار خود دارند و به کسی دیگر اجازه فعالیت در آن بخش ها را نمی دهند.

موجودیت نمایندگی های انحصاری فروش، مخالف نورم های جهانی:

یک دلیل عمده انحصار در افغانستان، موجودیت نمایندگی های انحصاری فروش می باشد. نمایندگی انحصاری فروش آن است که یک شرکت و یا یک فرد، به صورت قانونی صلاحیت فروش محصولات یک شرکت خارجی را در یک کشور به دست می آورد. این نمایندگی ها مکلف اند که مقدار این محصولات و خدمات را به تناسب نیازمندی یک کشور وارد نمایند.

این گونه نمایندگی ها قانونی بوده و با نورم های اقتصاد آزاد هیچ گونه تضادی ندارند. اما مشکل زمانی شروع می شود که این نمایندگی ها، برخلاف قرارداد، مقدار کمتر کالاها را در بازار عرضه کنند. مثلا در افغانستان، یک تعداد شرکت ها، صلاحیت فروش تولیدات شرکت های بیرونی را در کشور به دست آورده اند ولی به تناسب نیازمندی های مردم این کالاها را در مارکیت عرضه نمی کنند، چون کسی دیگر حق وارد کردن چنین کالاهایی را ندارند، این نمایندگی ها به سادگی موقف انحصاری به خود گرفته و با کاهش عرضه کالاها، از قیمت های بالاتر در بازار سود شان را چند برابر می سازند.

انحصاراتی که دلایل خارجی دارند:

برعلاوه مشکلات اقتصادی، بیکاری نیز مردم افغانستان را رنج می دهد.

برعلاوه مشکلات اقتصادی، بیکاری نیز مردم افغانستان را رنج می دهد.

بعضی از شرکت های وارداتی در افغانستان، حق انحصاری خرید یک تعداد کالاها از دولت های خارجی را به دست آورده اند. مطابق این قراردادها کشورهای خارجی فقط به تعداد محدودی از خریداران افغانی کالاهای شان را می فروشند. این شرکت ها با استفاده از این مزیت، موقف انحصاری در داخل کشور پیدا می کنند. نمونه روشن آن شرکت های وارد کننده تیل و گاز است که در تبانی با دولت ترکمنستان حق انحصاری خرید تیل و گاز به افغانستان را دریافت کرده اند.

کرونیسم در دولت:

این گونه به نظر می رسد که دولت افغانستان ناآگاهانه و اکثرا آگاهانه با عملکردهای جانبدارانه اش، زمینه را برای انحصارات فراهم کرده است. حمایت های سیاسی و اقتصادی دولت از کسانی که رابطه خانوادگی و دوستی با مقام های بلند پایه دولتی دارند، و اکثرا این افراد شرکت های بزرگ انحصاری را رهبری می کنند، نمونه روشن آن است. این مساله به خصوص در روند خصوصی سازی شرکت های دولتی به مشاهده می رسد. دولت بدون در نظر داشت اصل شفافیت و شایستگی، شرکت های دولتی را به قیمت های ارزان به کسانی می فروشد که معمولا یا آنها در هسته های اصلی قدرت قرار دارند یا از یک رابطه تنگانگ با قدرت و قدرتمندان برخوردار اند. فروش تصدی های دولتی به قیمت ارزان و بدون در نظرداشت اصل شفافیت از یک طرف و حمایت های سیاسی و اقتصادی مانند کاهش و یا حذف مالیات، از طرف دیگر فضای سالم رقابتی را از بین برده و باعث تشویق انحصارات شده است.

نمونه دیگری که نشان دهنده نقش دولت در تشویق انحصارات می باشد، توزیع نابرابر امکانات در بین سرمایه گذاران است. در طی سال های اخیر دولت افغانستان پارک های صنعتی زیادی را ایجاد کرده است که هدف آن تشویق سرمایه گذاری خصوصی می باشد. بارها شکایت شده است که به دلیل فساد در دستگاه دولتی، زمین های بهتر به قیمت های ارزانتر برای کسانی داده می شود که با قدرت رابطه نزدیک دارند. ولی کسانی که در دولت نفوذ ندارند، معمولا به دست آوردن این زمین ها برای شان یا کاملا ناممکن است، و یا در صورت امکان فوق العاده هزینه بر می باشد. دسترسی آسان بعضی افراد به امکانات دولتی و بهره مند بودن از حمایت های قضایی و سیاسی دولت به صورت مستقیم و غیرمستقیم در رشد و تقویت انحصارات در کشور نقش داشته است.

یادداشت: در بخش دوم این مقاله، به پیامدهای انحصارات اقتصادی پرداخته می شود و روزهای بعد به نشر می رسد.

نویسنده: رضا فرزام، استاد اقتصاد در دانشگاه کابل

[ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 6:43 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
این خا نه همیشگی ما در من است ،خا نه ای که نه در دارد و نه ستون نه رو زن دارد ونه چرا غ نه در با ن دارد و نه خد مه ای .

او در پنج سا لگی برا ی من قرا ن تدر یس کر د، د ر شش سا لگی حا فظ و را هی مد رسه ام کرد.

نا مش  ابرا ر بی بی و نا م پد رش عا د ل و بصو رت تخمینی هشتا د سا ل عمر کرد و مد تی نیم قرن بامن را بطه بهترین ما د ر ر ا دا شت .

[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 7:9 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
ما درم روز شنبه  بیست حوت سا عت 4 صبح سال 1390 دنیا را پدرود گفت

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 19:28 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

ای ما در بزرگ چرا سخت خسته ای

چشم نیاز از رخ دنیا تو بسته ای

فکر م نگاه و دید تو دگر به ما نشد

از دهر خو نخوار کنون دست شسته ای

[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 11:22 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
امرو ز با ز خسته و بیما ر دید مت

سر شا ر از شکست و المبا ر دید مت

پا سخ نگفته ای تو هنوز پر سش مرا

اند ر سکو ت سرد غمین سا ر دید مت

ما در ! کنون که عزم سفر کرد ه ای به پیش

فکرم که با ز تر ک کنی خا نه ام همیش

ما را نمو د ه ای تو کنون خسته و پریش

را هت سپید درد نبو دت به دل چو نیش

 

[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 7:39 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
فردا که ابشار ، بشا رت کند بها  ر

فر دا که با ز بزم کند با غ با هزار

فرد ا که باز بزم کند مر غک حزین

ما و حر یف سا بق و می بزم ابشار

هر سه کنیم خند ه به غم ها ی سا ل پا ر

سردی ور و ز گار عجب نا پدید شد

در با غ و راغ شا دی و جشن و نشید شد

سا ز بها رو سبز ه به هر سو پدید شد

بخت من شکسته دل اکنون فر ید شد

سا قی بده پیک دگر را منم خمار

شب ها ی سرد لذ ت عمرم خرا ب کرد

بر جسم من فصل زمستان عذا ب کرد

یخبند و بر ف بر سر من هم  عتا ب کرد

چر خ فلک زرو ی سعا یت حسا ب کرد

بگذ شت و رفت درد و مشقت از این حصا ر

ما را بها ر مو نس غمخوا ر و همد م است

شا دی برو ی شا دی کنون نغز مد غم است

یک گلرخ ای در یغ در این بزم ما کم است

ور نه بسا ط بزم  مبر ا زهر غم است

نا بو د با د عصه و غم این بو د شعا ر

 

 

[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 16:35 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
شا ید این روز در زند گی من به مثا به نقطه عطف شمرده شو د و من برا ی نتا یج این روز اغاز از همین دقیقه گاه شما ری میکنم.
[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 5:15 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 06 دي 1390 - ساعت 17:18
شماره خبر: 100863109461
از نگاه جام‌جم آنلاين:
جهان در سال 2011
جام جم آنلاين: چند نسيم ديگر تا ريزش همه برگ هاي سال ميلادي جاري باقي مانده است و در اين سال پر تنش، جهان دستخوش تغييرات شگرفي شد كه كيفيت حيات بسياري از زميني ها را متاثر كرد.حتي يك قدم مانده تا "كريسمس" نيز همچنان شاهد رخدادهاي نابي هستيم كه هر روز در اين دهكده جهاني اتفاق مي افتد و همين چند روز قبل هم با مرگ رهبر كره شمالي، واقعه جريان ساز ديگري رخ داد كه پازل نقاط عطف حوادث امسال را تكميل كرد.«جام جم آنلاين» با اولويت قرار دادن دامنه تاثير اين تحولات، به ذكر حوادث تاريخ سازي در سال 2011 اشاره خواهد كرد كه توانسته است اثري پررنگ و ماندگار از خود بر جاي بگذارد.

بيداري اسلامي ( 4ژانويه 2011 مصادف با 14 دي 1389)

ابتدا خيلي مظلومانه و ساده اتفاق افتاد. جواني سبزي فروش و سرخورده از بي عدالتي هاي نظام پادشاهي كشور تونس، در اعتراض به بيكاري و فقر، خود را به آتش كشيد ولي با آتش گرفتن "محمد بوعزيزي" به يكباره تمام خاورميانه هم به آتش كشيده شد.

مردم مسلمان تونس به خيابان ها ريختند و به خونخواهي مجاهد جوان برخاستند. گرچه ديكتاتور اين كشور آفريقايي ابتدا تلاش كرد كه با كشتار ددمنشانه معترضان، اين قيام مردمي را در نطفه خفه كند، اما ايستادگي و روح مبارزه مردم، در نهايت موجب فرار "زين العابدين بن علي" به كشور عربستان شد و در نهايت، جهان منظره اراده يك ملت را با چشم سر ديد.

اما اين تمام شگفتي هاي آن ايام حماسي شمال آفريقا نبود. اين بار مردم سرزمين باستاني مصر با تاثير گرفتن از انقلاب تونس، مشت ها را براي نبرد با  فرعون زمانه خويش، گره كردند.

ميدان التحرير قاهره مصر، مملو از مسلمانان انقلابي شد كه با برپاكردن چادر و  اعتصاب طولاني ، خواستار اسلامي شدن حكومت و ترك مسند رفيق شفيق "بن علي" شدند.

لجاجت "حسني مبارك" بر ادامه حكومت نامشروعش و شجاعت و شهادت مبارزان، جنگي تمام عيار از مبارزه "مردم" با "نماينده غيرقانوني مردم" رقم زد.

بالاخره پس از هفته ها سينه سپركردن مقابل گلوله گرم، اتفاق باورنكردني افتاد و سلطان پرجمعيت كشور عرب، در مقابل خواست عمومي زانو زد.

حال در دو كشوري كه جريان حاكميت، سال ها ي متمادي عقايد سكولارش را به مردم تحميل مي كرد، هر روز تحولات تازه اي رخ مي دهد و نتايج انتخابات جديد در مصر هم تاييد مي كند كه مردم خاورميانه به شدت تشنه قوانين اسلامي و برپايي حكومت ديني هستند.

جرقه هاي آزادي خواهي و ميل به برپايي نظامي مبتني بر مولفه هاي اسلام حقيقي، كشورهاي بحرين، يمن، اردن و بسياري از كشورهاي عرب منطقه را هم به وجدي انقلابي آورده است.

گويي دومينوي حذف ديكتاتورهاي خاورميانه تمام شدني نبود و اين بار زلزله تغييرات سياسي به كشور ليبي رسيد.

"معمر قذافي" و هم پياله هايش در سماجت كودكانه شان سنگ تمام گذاشتند و با تيرباران و حتي بمباران اجتماعات مخالف، چهره يك ديكتاتور ديوانه و شيفته قدرت را تمام رخ ترسيم كردند.

با ورود ناتو و توسيع انقلاب در سراسر شهرهاي ليبي، بالاخره پايتخت به دست انقلابيون افتاد و  معمر قذافي بر خلاف دو ديكتاتور ديگر، نه تنها ديگر فرصت فرار نداشت؛ بلكه با مرگي تحقير آميز ، پرونده 42 سال زمامداري مطلق اين "كاخ نشين مجنون" هم بسته شد.

همانند"جنبش وال استريت" هم اكنون "بيداري اسلامي" نيز پررمق در مسير انقلابي خود نفس مي كشد و  موج تغييرات، كشور يمن را هم بي نصيب نگذاشته است. مردم اين كشور نيز يك "نه بزرگ" به علي عبدالله صالح گفته اند و  روند اين قيام ها تمام كشورهاي عربي منطقه را متاثر از خود كرده است.

به هر روي، جنبش "بيداري اسلامي"، به عنوان يكي از مهم ترين اتفاقات سال جاري ميلادي كه تمام معادلات سياسي جهان را به هم ريخت، خواست تازه اي از مردمان تحت يوغ خاورميانه نبوده و نيست.

اين پروسه دين جويي را بايد به مثابه مطالبه اي تحليل كرد كه سالها سركوب شده و حال، امكان مطرح شدن و  نقش آفريني در سپهر سياسي كشورهاي عرب منطقه را بازيافته است.


زلزله ژاپن ( 11 مارس 2011 مصادف با  20 اسفند 1389)

شايد هيچ كسي گمان نمي كرد كه كشور توسعه يافته اي همچون ژاپن، اين چنين در خشم طبيعت بسوزد و كاري هم از دست علم و فناوري برنيايد.

به اعتقاد جام جم آنلاين، وقوع زلزله مهيب در ژاپن را به راحتي مي توان در فهرست مهم ترين حوادث رخ داده در جهان جاي داد.

علاوه بر كشته شدن بيش از 15 هزار ژاپني و خسارت اقتصادي بالغ بر 300ميليارد دلار، نشت مواد راديو اكتيو از نيروگاه اتمي فوكوشيما هم پروژه بدبياري مردمان آفتاب سوزان را تكميل كرد.

خطر وقوع يك بحران اتمي در شرق آسيا و تشابهات فراوان آن با حادثه هولناك چرنويل، زلزله هشت ريشتري ژاپن را تا مدت ها در صدر اخبار جهان قرار داد.


كشته شدن بن لادن ( 2 مي 2011 مصادف با 12 ارديبهشت 1390)

مهره اي كه خود آمريكايي ها ساختند و خودشان هم حذفش كردند، شايد آنچنان خبر عجيبي نباشد كه بخواهد در ليست مهم ترين رخدادهاي سال جهان جاي بگيرد اما نبايد از ياد ببريم كه اقدامات انتحاري اسامه بن لادن، به بهانه اي مناسبي براي شروع جنگ هاي فرسايشي نيروهاي امريكايي در خاك افغانستان و برخي ديگر از مناطق خاورميانه تبديل شد.

اين تروريست پرورش يافته در مكتب غرب كه توانسته بود با منهدم كردن برج هاي دوقلو در  آمريكا، زلزله اي رعب آور در كتاب تاريخ ايالات متحده ثبت كند، در نهايت در اين سال،  توسط نيروهاي امريكايي مستقر در پاكستان كشته شد و  بالاخره جسد رهبر القاعده به كف آب هاي سرد دريا تحويل داده شد.


جنبش وال استريت ( 17 سپتامبر 2011 مصاف با  26 شهريور 1390)

افزايش شكاف طبقاتي در جامعه سرمايه داري آمريكا، در نهايت موجب گونه اي خيزش اجتماعي غير قابل كنترل شد كه بعدها عنوان "جنبش 99 درصدي ها" را يدك كشيد.

فعالان اين جنبش بر اين اعتقاد بودند كه ثروت و قدرت در جامعه آمريكا، در دست يك درصد اقليت خاص و ثروتمند در اين كشور است كه تمامي معادلات سياسي و اقتصادي ايالات متحده را تنظيم مي كنند.

معترضان با شعار "تسخير نهادهاي مالي وال استريت" و تحصن طولاني مدت در خيابان هاي منتهي به بزرگترين بازار بورس جهان در نيويورك، تلاش كردند تا اين پيام صريح را به جهان ساطع كنند كه ديگر از بي عدالتي هاي تبلور يافته در نظام  ليبرال دموكراسي غرب بيزار هستند.

گرچه اين انقلاب مردمي ايالات متحده، ابتدا توسط زعماي تكيه زده بر سرير قدرت، ناديده انگاشته شد اما با گسترش روزافزون دامنه اين "نافرماني هاي مدني" در ساير ايالت ها و حتي گسترش فرامرزي اين جنبش به بسياري از كشورهاي اروپايي، هم اكنون اكثر طبقات متوسط و فقير در آمريكا نيز به صف معترضان پيوسته اند.

البته اين "بهار آمريكايي در شرف وقوع" همچنان با قدرت تمام و پشتوانه عظيم مردمي به جلو پيش مي رود و حال اين جنبش، كليه بنيان هاي سنتي و تبعيض پرور نظام كاپيتاليستي را به چالش كشيده است.


ترور برهان الدين رباني (20 سپتامبر 2011 مصاف با 29 شهريور 1390)

مردي كه او را ناجي صلح افغانستان مي دانستند و از احترام همگان برخوردار بود، مقهور تعصبات كور طالبان شد تا به قول افغان ها "پروفسور برهان الدين رباني"، نتواند بذر صلح و ثبات در افغانستان را درو كند.

بي گمان، ترور ناجوانمردانه رئيس جمهور سابق افغانستان و رئيس شوراي عالي صلح در اين كشور را بايد يك عقبگرد اساسي از روند بازسازي و تعميق تفكرات آشتي جويانه در اين كشور مشهور به حساب آورد.


مرگ استيو جابز (5 اكتبر 2011 مصادف با 13 مهر 1390)

بي گمان، يكي از پيش قراولان صنعت كامپيوتر و الكترونيك، مردي بود كه حالا ديگر مدير شركت عظيم "اپل" نيست.

به گزارش جام جم آنلاين، استيو جابز، با اختراعات و ابتكارات پرطرفداري همچون "آي فون 4" و "آي پد" انقلابي در دنياي كامپيوتر به راه انداخت و  به عنوان يكي از موفق ترين و ثروتمندترين افراد اين حوزه در جهان شناخته مي شد.
در حالي كه شركت "اپل" ديگر به عنوان يكي از رقباي سرسخت غول هايي همچون "مايكروسافت" و "دل" شناخته مي شد، جابز 56 ساله بر اثر سرطان لوزالمعده در گذشت و  به اين ترتيب، دنياي فناوري، يكي از نخبه هاي تكرار نشدني اش را از دست داد.


بحران حوزه يورو و اعتراضات مردم اروپا  (اكتبر 2011 مصاف با آبان ماه 1390)

حتي همين حالا هم اعتصابات سراسري فلج كننده در اتحاديه اروپا ادامه دارد و  به دليل مقروض بودن سيستم اقتصادي بسياري از كشورهاي اروپايي از جمله يونان، خطر فروپاشي حوزه اقتصادي يورو دور از ذهن نيست.

حجم بالاي اوراق قرضه اي كه حالا ديگر دولت هاي اروپايي را به ستوه آورده است، مردم خشمگين را هم به صف مخالفان نظام هاي مالي و سياسي كشورهايشان كشانده است.

روساي جمهوري كه با خطايي استرتژيك، سياست هاي اقتصادي ايالت متحده آمريكا را در قاره سبز دنبال مي كردند، حالا چوب همراهي چشم بسته شان با آمريكا را مي خورند.


برگزاري انتخابات روسيه (4دسامبر 2011 مصادف با 13 آذر 1390)

گرچه ديگر سالهاست كه جهان دو قطبي رو به اضمحلال رفته و  سخن از قدرت مطلق بلوك شرق و غرب، محلي از اعراب ندارد اما همچنان روسيه به عنوان يكي از بازيگران اصلي در صحنه سياست و اقتصاد جهان شناخته مي شود كه اتفاقات مهم رخ داده در اين كشور بر كل پهنه گيتي اثر گذار است.

در اين سال، انتخابات ششمين دوره مجلس دوماي روسيه برگزار شد و مطابق پيش بيني ها، كانديداهاي "حزب روسيه واحد" كه به مواضع و تفكرات ولاديمير پوتين نزديك هستند، توانستند در اين انتخابات پيروز شوند.

البته شيريني پيروزي حزب حاكم در روسيه، خيلي پابرجا نماند. به دنبال اعلام نتايج انتخابات، مخالفت هاي شديدي از سوي مردم روسيه صورت گرفت؛ به گونه اي كه در همين ايام، بزرگترين اعتراض سراسري در مسكو، پس از سال 1393 ميلادي در پهناورترين كشور جهان به وقوع پيوست.


خروج نيروهاي آمريكايي از عراق (15 دسامبر 2011 مصاف با 24 آذر 1390)

پس از 9 سال اشغال خاك عراق، بالاخره آمريكايي ها در اين سال از حضور نظامي در اين كشور عربي دل كندند و بساط پايگاه هاي نظامي خود را در كشور همسايه ما برچيدند.

گرچه همچنان نفوذ شديد آمريكا در تصميمات عراقي ها غير قابل كتمان است اما خروج نيروهاي نظامي ايالات متحده، غرور و وجهه ملي مردم عراق را اندكي بهبود بخشيد و آمريكا با وجود چندين بار پيمان شكني، بالاخره حداقل در انظار عمومي، اسلحه هايش را از خاك عراق جمع كرد.


[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 5:58 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
معر فی کتا ب

محتاج

هر که سخن را به سخن ضم کند               قطره ای از خون جگر کم کند

نظا می گنجوی

سخن وران دروازی عنوان کتاب است که آقای احمد نجیب بیضایی محتوای آن را تنظیم ،گرد آوری و به حله چاپ آراسته کرده است.

کتاب از نظر محتوا اثر تازه وبکر است که فشرده زندگی نامه و نمونه شعر، شعرای دروازی در محتوای آن گنجانیده شده و نویسنده با اسکن کردن و فشرده سازی عصاری شعرهای ناب ،نغزسخن وران دروازی آنها را شامل تذکره شعرا کشور وتا ریخ ساخته است.

درواز ناحیه متروک و کوهستانی می باشد که با وجود داشتن چنین فضلا و شعرا خوش قریحه نتوانسته در تکمیل تذکره شعرا، شعر دری جایگاه ادبی خود را مسجل نماید.

با در نظر داشت همین مبرمیت آقای بیضای با ذوق ادبی ،هنرشناسی و هنر پروری که داشته دو دهه پیش تر به جمع آوری زندگی نامه واسکن کردن مجلد اول نمونه شعر شاعران درواز مبادرت کرد.

اما بهر بهانه ای که بود این تلاش آقای بیضای در سطح ملی بمثابه کار اکادمیک کمتر توانست توجه جامعه ادبی افغانستان را به خود معطوف نماید.

خوشبختانه در سطح کشورهای منطقه نه تنها به مثابه یک تذکره اکادمیک به استقبال رو در رو شد. بلکه به مثابه معتمدترین وثیقه ماندگار ومنابع جامعه ادبی کشورهای منطقه با استقبال مواجه شد .

نویسنده در جوزای سال 1381 که در شبکه خبر جمهوری اسلامی ایران مصروف آموزش دوره خبر نگاری بودم  که  جلد اول و دوم  دانش نامه زبان فارسی   به آذین چاپ آراسته شده بود زمانیکه ریس فرهنگستان ایران کتاب را به من اهدا کرد دیدم مرجع و ما خذ بخش قابل توجه  ای  دانشنامه از تذ کره آقای بیضای استفا ده شده است.

لهذااقای بیضا ی  را تشویق کردم تا به هر صورت که ممکن است به تدوین گرد آوری و تالیف جلد دوم آن مبادرت نماید.

آقای بیضای باوجود،مصروفیت وماموریت های مصروف کننده که داشت مشتاقانه تلاس کرد تا جلد دوم و اول سخن وران دروازی را گرد اوری و چاپ کند.

خوشبختانه بتازگی به همت وهمکاری اقای اورنگزیب.پسر آقای بیضای این کتاب تازه از چاب برآمده و آماده استفاده مخاطبان خوش ذوق است.

هرپدیده از نگا ه زیباشناسی از دو بخش ساخته شده بخش اول آن شکل و فورم فزیکی پدیده بوده وبخش مهمتر اهمیت محتوا ی اثر میباشد.

شکل و فورم ظاهر این کتاب به دلیل آن که محصول فکر و ایده یک جوان مستعید مانند آقای اور نگزیب است پشتی ان با طرح زیبا ،سنگین ودر کاغذ لشم 42 گرامه ترتیب شده است .

اما بخش محتوای آن که فشرده تلاش و زحمت آقای بیضای است در واقع از عصاره اندیشه و فکر نخبه ترین ،خو ش قریحه ترین شعر شاعرن درواز می باشد.

شک نیست که در این محتوا ،این اثر برخی اشعار با ، بار معنای سبک گنجانیده شده  اما بیشترینه محتوا کتاب حاصل محتوا شعر شاعران است که با دید ژرف مصایب و اسیب های محیط پیرامون خود را شناخته وموفق به تعریف شاعرانه ریالستیک و بعضا رومانتیک شده اند.

 افزون براین ویژگی اگر آقای بیضای به چنین ما مول مهمی موفق نمی شد ،بدون شک تراوش فکری یک بخش از ادیبان جامعه ما به حراج و در نهایت مرده بود.

زیرا در جغرافیای  که قرن ها تمدن و منا سبات وروابط فرهنگی با سایر دنیا منقطع بود، دشوار بود تا آیندگان در مورد فرهنگ و ادب  گذشتگان تعریف تاریخی و ادبی می یافتند.

اما از انجا که نیاکان آقای بیضای به روایت اسناد وشهادت گذشتگان اهل ادب و فرهنگ بوده اثرات مثبت سلسله وابستگی در شخصیت ادبی آقای بیضای اثر گذار و آقای بیضای با این اقدام در راستای تبلور فرهنگ خانواده و محیط پیرامون خود موفق به خدمت تاریخی شد.

ویژه گی های کتاب:

هر چند با توجه به اصول که در شگرد نقد و معرفی کتاب قدما نگرش دارند با نقد و معرفی کتاب برخی معایب و مناقب کتاب وزن شده و کلام سره ازنا سره مجزای شود.

اما برای درک دقیق فنی و تکنیکی از نگاه شکل و محتوا یک اثر، موثر ترین شگرد مطالعه اثر با دید تعمقی می باشد.

زیرا در معرفی کتاب اصولی فنی آن است که فشرده معایب و مناقب اسکن شده و به خور مخاطب ارایه میگردد. با استفاده از چنین برداشت دشوار است در معرفی کتاب نویسنده موفق به ارایه تصویر وتعریف جامع از محتوای کتاب شود.

اما حقیقت آن است که در محتوای کتاب سخن وران دروازی فشرده افکار شاعرانی گردآوری شده که ذوق و استعداد ادبی انها روشن بوده و مجموعه مصایب اجتماعی پیرامون خود را انها در ژانر شعر به تعریف گرفته اند.

سا یر موا صفا ت کتا ب:

نام کتاب:            سخن وران دروازی

مولف:             احمد نجیب بیضای          

برگ آرا و حروف نگار:  اورنگزیب بیضای

طرح پشتی:    مرکز گرافیک آذین

شماره گان:             هزار نسخه

سال چاپ:         1390

جای چاپ:        مطبعه بهیر

کاغذ متن:          لشم 42 گرامه

به هر صورت اقای بیضا ی با چا پ این کتا ب نه تنها خد متی مهمی در راستا ی تعر یف هو یت ادبی کشور کرد بلکه تلا ش و تکا پو ی انها به معنای دا شتن ذو ق ادبی و روحیه خد مت گذا ری به فر هنگ ،ادب و میراث ها ی ماند گار این کشو ر است .

عمر ش دراز و خامه نیرو مند ش توانا تر باد .!

                          

 

           

 

[ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ] [ 1:31 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
پیام کنفرانس دوم بن روشن بود»
15.09.1390
پیام کنفرانس بن روشن بود: جامعه بین المللی قصد دارند بعد از خروج نیروهای نظامی خارجی، از افغانستان حمایت نمایند و معنی آن این که پروگرام های تربیوی برای نیروهای امنیتی و کمک های بیشتر انکشافی برای افغانستان ادامه می یابد. حد اقل این پیامی بود که توسط یک دسته از نماینده گان قدرتمند 85 کشور و 16 سازمان بین المللی که در کنفرانس به اصطلاح دوم بن گرد هم جمع شده بودند رسانده شد.

اگر تعهد اشتراک کننده گان کنفرانس روی خروج نیروهای خارجی بعد از سال 2014 میلادی از افغانستان متمرکز بود، نبود یا عدم حضور دو بازیگر کلیدی یعنی پاکستان و طالبان در کنفرانس هم محسوس بود.

هیلاری کلنتن وزیر خارجه ایالات متحده امریکا در باره عدم حضور پاکستان در کنفرانس بن گفت:
«البته ما از سهم پاکستان درین کنفرانس می توانستیم مستفید شویم. و با این ارتباط، ایالات متحده امریکا نسبت به هر کس دیگر درین تالار راجع بدست آوردن تصویر دقیق که در حادثه اخیر سرحدی چه اتفاق افتاد بیشتر نگران است.»

پاکستان گفته بود، بعد از حمله تصادفی ماه گذشته نیروهای ناتو بالای دو پسته امنیتی که در نتیجه آن 24 عسکر پاکستانی کشته شدند در کنفرانس بن شرکت نمی کند. اما پاکستان یک بازیگر کلیدی در بحران افغانستان است، زیرا شورشیان در خاک پاکستان پایگاه های مصون دارند. گفته می شود که پاکستان همچنان بالای بعضی گروپ های شورشی مانند گروه حقانی نفوذ دارد و آنها را اداره می نماید، ازین جهت همکاری اسلام آباد برای آوردن آنها در پروسه صلح ضرور است.

جاوید لودین معین وزارت خارجه افغانستان در صحبتی به رادیو آزادی گفت، صرف نظر ازین که در صحنه بزرگتر بین المللی چه اتفاق می افتد، افغانستان و پاکستان به مذاکرات شان در باره امور و مسایل امنیتی ادامه می دهند.
آقای لودین افزود:
«حمایت پاکستان بطور مطلق مهم است، اما ما با آنها درین ارتباط بصورت دوجانبه کار می نمایم. طوری که من گفتم این یک روند دوامدار است. اما عدم شرکت آنها درین کنفرانس روابط دوجانبه ما را متاثر نمی سازد.»

عمر زاخیل وال وزیر مالیه افغانستان در صحبتی با رادیو آزادی گفت، کابل می خواهد روابط خوب اقتصادی با همه همسایه های خود حتی بشمول ایران که به حضور نیروهای خارجی در افغانستان مخالف است داشته باشد.
وزیر مالیه افغانستان افزود:
«ما در سیاست ایالات متحده امریکا با دیگران دخیل نیستیم. ما بهترین روابط را با پاکستان حفظ کرده ایم. ما بهترین روابط را با ایران نگهداشته ایم. ما می خواهیم که بهترین روابط را با دیگران داشته باشیم و ایالات متحده امریکا از چنین چیز حمایت می نماید.»

نسبت موقعیت جغرافیایی، افغانستان یک پل ار تباطی ترانزیت و انتقالات در منطقه است. از طریق افغانستان آسیای میانه با بازار رو به توسعه هند ارتباط مستقیم پیدا می کند.

این کنفرانس 10 سال بعد از کنفرانس اول بن که در آن اساس یک افغانستان جدید گذاشته شد دایر گردید. در کنفرانس دوم بن هرچند تعهد جدید دالر صورت نه گرفت، اما آرزومندی جهان برای کمک این کشور جنگ زده هنوز باقیست.
[ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 10:49 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
اگرقد رت فکر مدا را، اندیشه،شکیبا ی و گذشت نمیبود میا ن دیوا نگان و هشیا را ن تعیین مر ز دشوار بود

[ سه شنبه دهم آبان 1390 ] [ 4:43 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
تحقیقات تازه در مورد قضیهء ترور برهان الدین ربانی»
26.07.1390
در تحقیقات تازه که در مورد قتل رهبر شورای عالی  صلح افغانستان پروفیسر برهان الدین ربانی انجام شده، مقامات افغان تا حد زیاد مطمین شده اند که در این عمل شورای کویته دست داشته است.

صدا های ثبت شده و ویدیو های که توسط ادارات امنیتی افغانستان بدست آمده، بر حادثه قتل رهبر شورای عالی صلح افغانستان که ضربه بزرگی به تلاش های آشتی در این کشور بشمار می رفت، روشنی بیشتر می اندازد.

در آغاز مقامات افغان تاکید می کردند که پاکستان در این حادثه دست دارد اما در این اواخر آنها از چنین اتهامات کناره گیری کرده و  بیشتر روی شورای کویته تاکید می کنند.

یک دیپلومات غربی هم  به روزنامهء وال ستریت ژورنال گفته است: تمام شواهد نشان دهنده آنست که در این حادثه، شورای کویته که شورای رهبری طالبان افغان می باشد دخیل بوده است. اما رهبری طالبان نه این موضوع را رد کرده و نه پذیرفته است.

تمام تحقیقات بر یک شخص متمرکز بود حمیدالله  آخوند یک افغان میان سال از کندهار که در کویته زندگی می کند و زمینهء تماس را بین قاتل و پروفیسر ربانی فراهم ساخته است.

در یک ویدیوی 15 دقیقه یی جریان تحقیقات که توسط ادارهء امنیت افغانستان ثبت شده و نسخه آن به روزنامهء وال ستریت ژورنال هم رسیده است، حمید الله آخوند می گوید: در تلاش ها برای ایجاد تماس بین حکومت  آقای کرزی و طالبان، ناخود گاه پای او هم در این توطئه قتل داخل شده است.

مقامات امنیتی افغان به این عقیده اند که حمیده الله آخوند با شورای کویته در تماس بود.

با افزایش تلاش ها برای صلح ، شورای عالی صلح موافقه نمود که پیام صوتی را از طریق آخوند به شورای کویته برساند. آخوند در ویدیو گفته است با رسیدن به پاکستان پیام یک دوست دوران طفولیت خود را در تلیفون بدست آورد و با او تماس گرفت. این فرد محب الله نام داشت که به گفته مقامات امنیتی افغان، والی تعیین شده طالبان برای ولایت کابل می باشد.

آخوند با محب الله در یک پارک خاموش در کویته ملاقات می کند و نظر به گفتار آخوند در ویدیو، محب الله از او می پرسد که می تواند به آنها کمک کند.

به گفته آخوند، او در پاسخ می گوید بلی، او یک مسلمان است و اگر بتواند  به هر مسلمان کمک می کند.

در ملاقات های بعدی به گفته آخوند، توطئه کننده ها واضح ساختند که آنها می خواهند علیه ربانی و دیگر اعضای شورای عالی صلح حمله انتحاری کنند.

در ماه سپتمبر آخوند با واحدیار که اکنون عضو شورای عالی صلح می باشد و سابق در حکومت طالبان کار می کرد، تلیفون کرده و گفته است که در رابطه با صلح از شورای کویته پیامی دارد.

واحدیار می گوید: آخوند به او گفت که یک قاصد طالبان حاضر است با پیامی به کابل سفر کند و این قاصد همان عصمت الله بوده که آقای ربانی را به قتل رساند.

عصمت الله که باشنده چمن بود با حمید الله آخوند و خانواده اش با یک تکسی  عازم کندهار شده و از آنجا به کابل رهسپار گردیدند. به گفته آخوند همسفرش مواد انفجاری را در کلاه خود با شکل ماهرانه جابجا کرده بود و به مسافرین دیگر اطمینان داد که نترسند، زیرا سیم های مواد انفجاری وصل نشده است.

معصوم ستانکزی عضو دیگر شورای عالی صلح رسیدن این پیام و قاصد را به کابل به رییس جمهور کرزی معلومات می دهد و قاصد می گوید که یک پیام سری دیگر دارد که می خواهد مستقیماً با رهبر شورای عالی صلح در میان بگذارد.

رییس جمهور کرزی با پروفیسر ربانی که در جریان سفر به ایران بود، تلیفونی صحبت کرده و از او می خواهد که سفر خود را نیمه تمام بگذارد و به کابل برگردد.

در بعد از ظهر 20 سپتمبر واحدیار قاتل را با خود به خانه آقای ربانی می برد و در حالی که استاد ربانی با آغوش باز  از قاتل استقبال می کند، قاصد موادی را که در زیر دستار خود جابجا کرده بود انفجار می دهد.

در تحقیقاتی که بعداً انجام شد مقامات امنیتی افغان دریافتند که مواد انفجاری در دستار قاتل جابجا نشده بود، بلکه با مهارت زیاد در کلاهی که در زیر دستار وی بود در بین پلاستیک بطوری جا گذاری شده بود که حتی اگر او دستار را بیرون هم می کرد، کسی متوجه مواد انفجاری نمی شد.

یک دیپلومات در کابل گفته است: این مواد با قشر بسیار نازک به شکل پیشرفته در زیر کلاه جا داده شده بود.

او سوال می کند که آیا طالبان به چنین مهارت های عجیب دسترسی دارند که بتوانند این کار را انجام بدهند؟

تحقیق  کننده گان افغان می گویند: اکنون می خواهند که این دریافت های خود را با مقامات پاکستانی در میان بگذارند تا تحقیقات ادامه پیدا کند.

هر چند صدراعظم پاکستان یوسف رضا گیلانی تعهد نموده است که با تحقیق کننده گان افغان در این ساحه کمک می کند، ولی به این افراد تا حال ویزه پاکستان داده نشده است.
[ چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390 ] [ 5:6 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

مصارف نظامی امریکا بر نیرو های نظامی افغان کاهش خواهد یافت

22.06.1390
در حالیکه قرار است تا سال 2014 مسوولیت های امنیتی به نیرو های امنیتی افغان سپرده شود، و نیرو های مسلح افغانستان با خروج نیرو های بین المللی از آن کشور، مسوولیت جبهات مبارزه با مخالفین را به عهده گیرند،  وزارت دفاع امریکا پلان دارد، مساعدت هایش را به پولیس و اردوی ملی افغانستان، به نصف آن کاهش دهد.
 
روزنامهء لوس آنجلس تایمز می نویسد:
با خروج نیروهای خارجی از افغانستان، تجهیز و آموزش نیروهای امنیتی افغان یک شرط اساسی می باشد، اما قصر سفید امریکا بار بار گفته است که مصارف کمرشکن بالای نیرو های امنیتی افغان را دوام داده نمی تواند و از پنتاگون خواسته است، برای کاهش مصارف نظامی در افغانستان، برنامه های را طرح و هرچه زودتر عملی سازد.
 
مقامات قصر سفید امریکا می گویند، این کاهش مصارف، برخی اشیا و وسایل تجملی دفاتر مانند ایرکاندیشن های پایگاه های نظامی و موتر های عصری را شامل می شود. به جای تدارک این نوع اشیا و وسایل پول آن  صرفه جویی شده، برای تهیهء اسلحه و تجهیزات لازم در امر مبارزه با مخالفین مسلح، منابع فراهم می شود.
 
معاون قوماندان عمومی نیرو های ایتلاف در افغانستان پیتر فولر می گوید:
«ما فکرمی کردیم که نیرو های افغان باید بر اساس معیار های نظامی غربی آموزش داده شوند، ولی اینک تصور می کنیم که اردوی افغان به این گونه توانمندی و آموزش نیاز ندارد.»
 
روزنامهء لوس آنجلس تایمز ادامه می دهد:
ایالات متحده امریکا برای آموزش اردو و نیرو های امنیتی افغانستان، یک بودجهء 13 ملیارد دالری را اختصاص داده است، اما بر اساس پلان جدید و دیگر برنامه های کاهش سایر مصارف، بودجهء امریکا برای اردو و نیرو های امنیتی افغانستان به شش ملیارد دالر کاهش خواهد یافت.
 
حکومت ایالات متحدهء امریکا در شش سال گذشته بیش از 39 ملیارد دالر را بالای نیرو های امنیتی افغانستان به مصرف رسانیده است.
 
مقامات امریکایی می گویند، چون حکومت افغانستان توانمندی آن را ندارد و همهء عایدات سالانهء آن حدود دو ملیارد دالر می باشد، ایالات متحده همهء مصارف اردوی افغانستان را می پردازد و شاید هم در آینده نیز به این کار ادامه دهد.
 
مقامات امریکایی و افغان تصمیم گرفته اند که در سال جاری تعداد پرسونل نیرو های امنیتی افغانستان را از305 هزار به 352 هزار تن افزایش دهند و ادارهء بارک اوباما رییس جمهور امریکا برای مصارف نیرو های نظامی افغانستان 12 اعشاریه 8 ملیارد دالر مصارف نظامی را از کانگرس آن کشور مطالبه کرده است.
 
وزارت دفاع امریکا می گوید، چون برای اردو افغانستان به اندازهء کافی وسایط نقلیه و موتر های لاری، هلیکوپتر ها و مهمات نظامی تهیه و تدارک شده است که به پیمانهء وسیع از آن استفاده می شود، بعد از سال 2014 مصارف نظامی کاهش خواهد یافت.
 
بر اساس ستراتیژی ایالات متحدهء امریکا، تعداد نیرو های نظامی خارجی در افغانستان به تدریج کاهش می یابد و رییس جمهور امریکا امر خروج 10 هزار سرباز امریکایی را در سال جاری از افغانستان صادر کرد. رییس جمهور امریکا به طور مجموعی از این ستراتیژی که بر حملات طیارات بی پیلوت امریکایی بر مناطق قباییلی در پاکستان و حملات شبانهء نیرو های خاص امریکایی بر مخالفین مسلح اتکا دارد، راضی است.
بر اساس این ستراتیژی امریکا حضور نظامیش را در افغانستان کم ساخته، بودجهء مصارف نظامی را در حالتی نگهمیدارد که از لحاظ سیاسی، قابل پذیرش باشد.
[ چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ] [ 7:25 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

بارک اوباما: جنگ افغانستان به پایان آن نزدیک شده است

09.06.1390
رییس جمهور امریکا بارک اوباما بیش از یک هفته قبل از یادبود دهمین سالروز یازدهم سپتامبر در سخنرانیش به روز سه شنبه گفت، جنگ افغانستان به پایان آن نزدیک شده است، جنگی که در تاریخ امریکا طولانی ترین بوده است.
وی اظهار داشت:
«در حالیکه ماموریت ما از شکل نظامی به شکل حمایتی تغییر می کند، افغانان مسوولیت های امنیتی خودرا به عهده خواهند گرفت و طولانی ترین جنگ تاریخ امریکا مسوولانه پایان خواهد یافت. برای نظامیان ما و فامیل های آن ها که بیش از حد قربانی داده اند، به این مفهوم است که بعد از یک دههء سخت عملیات ها احساس آرامش کنند.»
 
حدود ده سال قبل در اثر حملات تروریستی بر نیویارک و واشینگتن حدود سه هزار تن کشته شدند. بعد نیرو های امریکایی بر ضد شبکهء القاعده و طالبان در افغانستان عملیات را انجام دادند.
 
بعد از دو سال از آغاز این جنگ، قوت های نظامی امریکا بر ضد رژیم صدام حسین در عراق عملیات را آغاز کردند. در این ده سال که گذشت در افغانستان و عراق، حدود شش هزار و دوصد نظامی امریکایی کشته شده است.
 
بعد از خروج قوت های نظامی محارب امریکا از عراق، تلفات آن ها کاهش یافته است، ولی در افغانستان تا هنوز هم میزان تلفات نظامیان امریکایی بلند می باشد.
آژانس خبری اسوشیتدپرس گزارش می دهد که ماه اگست امسال خونین ترین ماه برای سربازان امریکایی در افغانستان بوده است.
 پیش از این امریکا بیشترین سربازانش را در ماه جولای سال 2010 میلادی در افغانستان از دست داده بود.
در آن زمان شصت و پنج سرباز امریکایی در جریان یک ماه در افغانستان کشته شده بودند، اما در ماه اگست امسال، رقم تلفات نیرو های امریکایی در افغانستان به شصت و شش تن رسید.
 
بارک اوباما گفت، چند ماه قبل امریکا در مبارزه با تروریزم به موفقیت چشمگیری دست یافت. رییس جمهور امریکا با اشاره به کشته شدن اسامه بن لادن رهبر شبکهء القاعده در شهر ایبت آباد پاکستان، اظهار داشت:
«زمانیکه شورشیان طالب تهدید کردند که به القاعده پناه بیشتر خواهند داد، تا بر ضد ما توطیه کنند. من امر اعزام سربازان بیشتر را به افغانستان صادرکردم. تا آن ها را از پناه گاه هایشان بیرون رانده، برای افغان ها امکان پس گرفتن مناطق شان را میسر ساخته، آن ها را آموزش دهند. فقط چند ماه قبل، برضد کسانی که در یازدهم سپتامبر بر ما حمله کرده بودند، سربازان ما به بزرگترین موفقیت دست یافتند. در جریان بی سابقه ترین عملیات نظامی و استخباراتی تاریخ امریکا، عدالت را در مورد اسامه بن لادن اجرا کردند.»
 
 رییس جمهور امریکا سال گذشته امر اعزام 30 هزار سرباز اضافی را به افغانستان داده بود. وی در سال جاری اعلان کرد که تا پایان امسال 10 هزار و تا تابستان آینده 23 هزار سرباز امریکایی از افغانستان خارج می شوند.
 
تعیین شده است که تا سال 2014 میلادی همهء سربازان محارب امریکایی افغانستان را ترک گفته، به کشور شان برگردند.
امریکا حدود یک صد هزار سرباز در افغانستان دارد.  
[ چهارشنبه نهم شهریور 1390 ] [ 20:36 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

آشنایی با ایساف

آشنایی با ایساف
جهان > آسیا  - همشهری آنلاین- دکتر علی صباغیان:
نیروی بین‌المللی کمک به امنیت افغانستان موسوم به "ایساف" وابسته به ناتو از دوشنبه 9 مرداد قلمرو حضور خود را از شمال و غرب افغانستان به جنوب این کشور گسترش داد و تامین امنیت در 6 استان جنوبی افغانستان را برعهده گرفت

اکنون پرسش این است که ایساف چیست و ماموریت‌های آن کدام است؟ در این مطلب با جوانب مختلف نیروی ایساف آشنا می‌شوید.

ایساف (Isaf) از جمله واژه‌های جدیدی است که از چند سال قبل وارد ادبیات سیاست بین‌الملل شده است. این واژه که از درون بحران افغانستان ظهور کرده، مخفف واژه‌های انگلیسی International Security Assistance Force است که در زبان فارسی به "نیروی بین‌المللی کمک به امنیت افغانستان" ترجمه شده است.

ایساف، طبق قطعنامه های شماره 1386، 1413 و 1444 شورای امنیت سازمان ملل متحد و طبق فصل هفتم منشور ملل متحد و مفاد موافقتنامه6 دسامبر 2001 بن به منظور کمک به حفظ امنیت برای کمک به دولت انتقالی افغانستان و اجرای برنامه ها و فعالیت های سازمان ملل متحد در آن کشور تشکیل شد.

جزئیات مسئولیت و حیطه اختیارات ایساف، طبق موافقتنامه فنی نظامی Military Technical Agreement- Mta که در 4 ژانویه 2002 بین سرلشکر انگلیسی جان مک کول به عنوان اولین فرمانده ایساف و دولت انتقالی امضا شد، موارد زیر اعلام شده است:

* ایجاد ساختارهای امنیتی مطمئن در افغانستان.
* شناسایی نیازهای بازسازی افغانستان.
* آموزش و تشکیل نیروهای امنیتی آینده افغانستان.

سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) از 11 اوت سال 2003 فرماندهی و هدایت نیروهای ایساف را  برعهده گرفت.

اگر چه ایساف طبق قطعنامه‌های سازمان ملل متحد تشکیل شده است، اما این نیرو، نیروی سازمان ملل نیست، بلکه ائتلافی از نیروهای 36 کشور علاقه مند است که با مجوز شورای امنیت سازمان ملل و حمایت سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به افغانستان نیرو و تجهیزات نظامی ارسال کرده اند.

در حال حاضر نیروهای ایساف در افغانستان حدود 8000 نفر است که از سوی36 کشور کمک کننده نیرو به ایساف (Troop Contributing Nations-TCN) شامل آلمان، کانادا، فرانسه، ایتالیا، نروژ، بلژیک، جمهوری آذربایجان، آلبانی، بلغارستان، اتریش، ترکیه، مقدونیه، اسلواکی،اسلوونی،کرواسی، جمهوری چک، دانمارک، فنلاند، یونان، مجارستان، ایرلند، لتونی، لیتوانی، لوگزامبورگ، هلند، زلاندنو، لهستان، رومانی، اسپانیا، سوئد، سوئیس، آمریکا، پرتغال و ایسلند است.

تغییر فرماندهی ایساف موجب شده است تا از ایساف اول، دوم، سوم و... سخن به میان آید. طبق درخواست شورای امنیت سازمان ملل، اولین بار کشور انگلیس فرماندهی ایساف را از زمان تشکیل در دسامبر 2001 تا ژوئن 2002 بر عهده داشت که به ایساف اول معروف شده است. سپس ترکیه از ژوئن 2002 تا فوریه 2003 فرماندهی ایساف دوم را بر عهده گرفت.

 از فوریه 2003 تا اوت 2003 آلمان و هلند به طور مشترک ایساف سوم را رهبری کردند. از اوت 2003 به بعد فرماندهی ایساف به ناتو واگذار شد که فرماندهی آن را ارتش آلمان بر عهده داشت و در فوریه 2004 فرماندهی آن به افسران کانادایی محول شد.

ششمین ایساف تحت رهبری سپاه اروپایی به فرماندهی افسران فرانسوی بود.
هفتمین ایساف را افسران ترک فرماندهی کردند.فرماندهی ایساف هشتم را ایتالیایی ها عهده‌دار بودند. فرماندهی ایساف نهم که ایساف فعلی است از مه 2006 بر عهده فرماندهی سپاه واکنش سریع ناتو به فرماندهی یک افسر انگلیسی قرار دارد.

همچنین ایساف متشکل از تیپ چند ملیتی کابل (Kabul Multinational Brigade-KMNB) و ستادهای ایساف (Headquarters Isaf- Hyisaf) است. تیپ چند ملیتی کابل تابع ستاد ایساف است و وظایف تاکتیکی در منطقه قلمرو مسئولیت ایساف را هدایت می کند. آلمان و فرانسه عمده ترین تامین کننده نیروهای تیپ کابل هستند. حدود 2000 نیروی این تیپ آلمانی و فرانسوی هستند. این تیپ که مسئول هدایت تاکتیکی نیروهای زمینی است سه گروه ضربت دارد.

طبق اسناد و موافقتنامه های تأسیس ایساف از جمله موافقتنامه بن، ابتداقلمرو فعالیت این نیرو کابل و مناطق نزدیک آن بود اما اکنون به استانهای جنوبی افغانستان هم توسعه یافته است.

 همچنین اگر چه طبق مفاد موافقتنامه 6 دسامبر 2001 بن و موافقتنامه فنی نظامی 4 ژانویه 2002 قرار بود زمان پایان فعالیت ایساف پایان فرآیند بن یعنی اواسط سال 2004 باشد اما در واقع تاریخ مشخصی برای این امر وجود ندارد و ایساف پایان مأموریت خود را به اجرای موفقیت آمیز وظایفش در فرآیند ملت‌سازی افغانستان اعلام کرده است.

تاکنون تامین امنیت 13 استان در مناطق شمالی و غربی  افغانستان برعهده نیروهای ایساف قرار داشت اما از روز دوشنبه 9 مرداد 1385 نیروهای تحت فرماندهی ایساف در چارچوب برنامه جدید مسوولیت برقراری امنیت در شش استان جنوبی افغانستان شامل دی کندی، هلمند، قندهار، نیمروز، اوروزگان و زابل که مقر شبه نظامیان طالبان محسوب می شود را بر عهده گرفتند.

[ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ 6:13 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

چینوک در افسانه ها و اسطوره ها

20.05.1390
رادیو ازادی:
اخیراً در ولسوالی سید آباد ولایت میدان وردک در اثر سقوط یک طیارهء هلیکوپتر چینوک امریکایی 38 تن کشته شدند. 31 تن آن ها سربازان نیروهای خاص امریکایی و 7 تن دیگر سربازان کماندوی افغان بودند.

رییس جمهور ایالات متحدهء امریکا، بارک اوباما از سقوط این طیارهء چینوک در افغانستان، ابراز تاثر کرد.

بعد هم مقامات نظامی قوای بین المللی گفتند، در اثر عملیات آن ها همهء افراد طالبان که مسوول سرنگونی این هلیکوپتر چینوک امریکایی در ولایت میدان وردک بودند، کشته شده اند.

قوماندان عمومی قوای امریکا در افغانستان جنرال جان الن در یک کنفرانس خبری در مقر وزارت دفاع امریکا گفت:
«روز دوشنبه در اثر حملهء یک طیاره جت اف 16 امریکایی ده تن که در سقوط هلیکوپتر چینوک امریکایی  به روز شنبه در ولایت میدان وردک، به شمول یکی از قوماندانان طالب بنام ملا محب الله که  راکت را بسمت هلیکوپتر چینوک فیر کرده بود، کشته شدند.

طیارات چینوک یا بویینگ (CH-47)  در سال 1960 توسط بویینگ ورتول (Boeing Vertol) دیزاین شده است. این هلیکوپتر ها دارای دو انجن بوده، حدود 315 کیلومتر در ساعت سرعت داشته، تا اکنون 1179 فروند آن ساخته شده است.
در جنگ ویتنام حدود 750 هلیکوپتر چینوک اشتراک داشت و حدود 200 فروند آن در اثر حودات مختلف سقوط کرد.

در جنگ های ایران با عراق، قوای هوایی ایران از از طیارات هلیکوپتر چینوک استفاده می کرد.

درجنگ بالای جزایر فالکند، هردو طرف درگیری، هم انگلستان و هم ارجنتاین از طیارات هلیکوپتر چینوک استفاده کردند.

اینک در جنگ افغانستان و عراق نیز از طیارات هلیکوپتر چینوک وسیعاً استفاده می شود.

واژهء چینوک از جریان  باد های که در غرب امریکایی شمالی، دشت ها و علفزاران سبز کانادا می وزند، گرفته شده است. باد های چینوک گرم بوده، با خود زنده گی، گرما و زایش را به ارمغان می آورند. یک موج سریع باد های چینوک می تواند، یک متر برف را از بین برده، ذوب کند.

واژهء چینوک با افسانه ها و اسطوره ها نیز گره خورده است. می گویند دختر زیبا، خونگرم و بی قرار سرخپوست، بنام "باد چینوک"، در سواحل اقیانوس اقیانوس آرام به عشقش گلاسیه (Glacier) رسید و آرام گرفت.
سرخپوستان قبیلهء چینوک که امروز در سواحل دریای کولمبیا در نزدیک اقیانوس آرام  زنده گی آرام می کنند؛ خودشان را ادامه دهندهء آن عشق و گرما، محبت و شجاعت مادرشان « باد چینوک » می دانند.
  
با تفاوت از افغانستان که اقوام آن اگر احمدزی اند یا بارکزی، ابراهیم خیل و یا جبارخیل که خودرا منسوب به نیاکان مرد خود می دانند، قبیلهء چینوک به شور و عشق، شجاعت و صداقت نیاکان مادر شان خودرا  منسوب دانسته، به نام مادربزرگ شان «چینوک» یاد می شوند.
[ جمعه بیست و یکم مرداد 1390 ] [ 8:16 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

کوین اندرسون: «به رغم قدرت اینترنت، تغییر دموکراتیک دشوار است»

 

کوین اندرسون، روزنامه‌نگاری است که به‌عنوان «دیجیتال استراتژیست» با رسانه‌ها ه مکاری می‌کند. او در این گفت‌وگو از تاثیر اینترنت بر تغییرات سیاسی و اجتماعی می‌گوید و از اهداف دولت‌ها از رهگیری فعالیت‌های کاربران اینترنت.

 

کوین اندرسون ۳۷ ساله، بیش از ۱۰ سال است که در دنیای ژورنالیسم حضوری فعال دارد. کوین اولین گزارشگر آنلاین سرویس جهانی بی‌بی‌سی در خارج از مرزهای انگلیس بوده، سال‌ها به‌عنوان ادیتور بخش پژوهش‌های دیجیتال با گاردین همکاری کرده و حالا به‌عنوان دیجیتال استراتژیست، خط مشی حرکت رسانه‌ها در جهان مجازی و شبکه‌های اجتماعی ‌را تعیین می‌کند. الجزیره، رسانه‌ای است که امروز شاید بیشترین بهره را از توانایی‌های این روزنامه‌نگار نخبه می‌برد.

او آن‌طور که خودش می‌گوید بیش از ۲۰ سال است که از اینترنت استفاده می‌کند و تحولات جهان تکنولوژی و نوآوری را به دقت زیر نظر دارد. در طول بیش از یک دهه فعالیت به‌عنوان روزنامه‌نگار، بیشتر به‌عنوان «دیجیتال ژورنالیست» کار کرده و تخصص‌اش تقویت راه‌های تعامل با مخاطبان است.

کوین متولد و بزرگ‌شده آمریکا است، اما در طول دوران کاری خود بیشتر به عنوان گزارشگر رسانه‌های غیرآمریکایی در خاک آمریکا فعالیت کرده است. حوزه تخصصی‌اش سیاست، تکنولوژی و منطقه رو به گسترشی است که این دو حوزه در آن به هم می‌رسند؛ همان‌جایی که خطوط سیاست و تکنولوژی همدیگر را قطع‌میکنند: Techno-Politics.

او در این گفت‌وگو از نگرش‌های گوناگون به تکنولوژی‌های نوین ارتباطی و تاثیرات آن بر تحولات و تغییرات سیاسی و اجتماعی در جوامع بسته می‌گوید. کوین خیزش‌ها و جنبش‌های تحول‌خواهانه مردمی در خاورمیانه، از ایران تا مصر و تونس و سوریه را موشکافانه پیگیری و تحلیل کرده و از دشواری‌های تغییر دموکراتیک در کشورهای تحت حاکمیت دیکتاتورها می‌گوید، و البته از سانسور، مانیتورینگ و هر آنچه دولت‌های سرکوب‌گر برای به تعویق انداختن تغییر انجام می‌دهند. گفت‌وگو با کوین اندرسون، در حاشیه کنفرانس «سیاست‌های جهانی رسانه‌ها در عصر دیجیتال» در دانشگاه آکسفورد انجام شده است.

دویچه‌وله: در سخنرانی تامل‌برانگیزت درباره «تولد دوباره ژورنالیسم، با ظهور اینترنت» گفتی دیگر «تکنو اتوپیایی»‌نیستی. تکنو اتوپیایی‌ها چه کسانی‌اند، و چه تغییراتی در تو رخ داد که دیگر تکنو اتوپیایی نیستی؟

کوین اندرسون: من ۱۶ ساله بودم که برای اولین بار آنلاین بودن را تجربه کردم. توصیف کردن احساسم چندان ساده نیست؛ حیرت‌زده بودم از این‌که می‌توانم با هر کسی در دنیا که به اینترنت دسترسی دارد، ارتباط برقرار کنم. احساس رضایت و شعف داشتم و هیچ نکته منفی‌ای درباره آن به ذهنم خطور نمی‌کرد. اما ساده‌انگارانه است اگر تصور کنیم همه مثل ما همین احساس رضایت را دارند و برای تحقق هدف‌های مثبت از تکنولوژی‌های نوین بهره می‌گیرند.

فکر می‌کردم این آزادی بی‌نظیر و این تکنولوژی آزادی‌بخش، می‌تواند به سادگی در دنیا تغییرات مثبت و سازنده‌ای ایجاد کند. تکنو اتوپیایی کسی است که احساس می‌کند چون امروز اینترنت را در اختیار داریم، آزادی و دموکراسی بیشتری خواهیم داشت و حقوق اساسی انسان‌ها راحت‌تر تامین خواهد شد.

سه چهار سال پیش بود که به دعوت سازمان عفو بین‌الملل، برای سخنرانی در پنلی حاضر شدم. اینجا همان‌جایی بود که آن تغییر اساسی در نگرش من به تکنولوژی و سرویس‌های‌آنلاین رخ داد. سخنرانی‌ام درباره کمپین‌های مجازی و قدرت سازماندهی شبکه‌های اجتماعی بود. یکی از شرکت‌کنندگان در کنفرانس این سوال را از من پرسید: «حالا که از تاثیرات مثبت و سازنده سرویس‌های آنلاین گفتید، آیا می‌توانید از استفاده‌های مخربی که شخصیت‌های پلید داستان می‌توانند از این تکنولوژی‌ها بکنند هم مثال‌هایی ارائه کنید؟»

در قدرت تاثیرگذاری شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات مجازی، تردیدی نیست. اما نکته اینجاست که چندان اهمیتی به استفاده شخصیت‌های پلید داده نمی‌شود. مساله این است که این تکنولوژی‌های قدرتمند به همان اندازه که در اختیار من و تو قرار گرفته، می‌تواند در خدمت اهداف رژیم‌های سرکوبگر، دولت‌های تمامیت‌خواه و نیز کسانی باشد که در جست‌وجوی اطلاعات خصوصی ما هستند تا روزی علیه خودمان از آنها استفاده کنند.

مرور تاریخچه اینترنت از زمان ظهورش، نشان می‌دهد که این پدیده اعجاب‌انگیز در سیر تکامل خود بستری برای نبرد نیروهای خیر و نیروهای شر بوده. بنابراین، وقتی می‌گویم دیگر «تکنو اتوپیایی» نیستم، یعنی دیگر فقط و فقط خوش‌بین نیستم و نیروهای شر و عاملان آن در فضای مجازی را هم جدی می‌گیرم. حالا می‌گویم صرفا به خاطر این‌که اینترنت ابداع شده و با سرعتی بی‌نظیر گسترش یافته، نمی‌توان نتیجه گرفت که جهان جای بهتری برای زندگی خواهد شد.

تکنولوژی بازتاب‌دهنده پیچیدگی‌های روابط انسانی است و ماجرا متاسفانه پیچیده‌تر از این حرف‌ها است. همان‌قدر که نیروهای شر در جهان آفلاین در برابر آزادی و دموکراسی می‌ایستند و مانع می‌تراشند، در جهان آنلاین هم حضور دارند و نسخه تحت وب آن اقدامات بدخواهانه و سرکوب‌گرانه را انجام می‌دهند.

از سال ۲۰۰۹ شاهد زنجیره‌ای از خیزش‌های خیره‌کننده و جنبش‌های غیرمنتظره مردمی در خاورمیانه و شمال آفریقا بودیم. دگرگونی‌هایی که با ظهور جنبش سبز در ایران آغاز شد و بسیاری از کشورهای جهان عرب را درنوردید و تا امروز دو دیکتاتور قدرتمند را در تونس و مصر برانداخت. نقشی که شبکه‌های اجتماعی و سرویس‌های آنلاین در شکل‌گیری و ساماندهی این جنبش‌های مردمی ایفا کردند، چه تاثیری بر نگرش‌ات داشت؟


بگذار از ایران شروع کنیم. آنچه در ایران رخ داد، بی‌نظیر و ستودنی بود. بسیاری از روزنامه‌نگاران غربی از این‌که مردم ایران چنین خلاقانه از اینترنت بهره می‌گیرند، شگفت‌زده شده بودند. برای من اما این‌طور نبود. از سال ۲۰۰۵ وقتی فضای وبلاگ‌های دنیا را تجزیه و تحلیل می‌کردم، آمارها نشان می‌داد که ایرانی‌ها بسیار پیشرفته و خلاق‌اند. در آن زمان، فارسی چهارمین زبان پراستفاده در بلاگ‌ها بود. وبلاگستان فارسی به‌طوری باورنکردنی پرطراوت و پرمحتوا بود، و البته منتقد سیاست‌های محدودکننده و سرکوب‌گرانه دولتی.

تحول‌خواهان، اکتیویست‌ها و نخبگان جامعه، در سراسر جهان از این سرویس‌ها استفاده می‌کنند و تاثیری دراماتیک بر اوضاع سیاسی و اجتماعی جوامع خود می‌گذراند. اما آنها تنها کسانی نیستند که از اینترنت استفاده می‌کنند. به عربستان سعودی نگاه کنید. به مصر پیش از سقوط مبارک نگاه کنید. به ایران تحت حاکمیت اقتدارگرایان نگاه کنید. دیکتاتورها می‌خواهند کلید همه درها را نزد خود نگه دارند. اگر آنها بخواهند دسترسی به اینترنت را قطع کنند، به سادگی می‌توانند. دولت‌های ایران و مصر این نکته را به خوبی نشان داده‌اند. این همان چیزی است که در برابر تغییر مانع ایجاد می‌کند.

من، تو و همه کاربران اینترنت، در معرض تجهیزات رهگیری دولت‌ها هستیم. فرق چندانی هم ندارد که در ایران باشی یا آمریکا، مساله این است که تحت نظری، اگرچه دولت‌ها با اهداف مختلفی این کار را انجام می‌دهند. به نظرم جهان مجازی هم همان پیچیدگی‌های جهان آفلاین را دارد و اگر به دنبال اصلاحات دموکراتیک هستیم، باید هوشمندانه عمل کنیم و همان‌قدر محتاط باشیم که در زندگی واقعی هستیم.

اندرسون: «این فرهنگ آنلاین غنی که در ایران شکل گرفته، سرمایه‌ای عظیم برای تغییر است. اما این همه چیزی نیست که شما برای تغییر نیاز دارید.»Bildunterschrift: اندرسون: «این فرهنگ آنلاین غنی که در ایران شکل گرفته، سرمایه‌ای عظیم برای تغییر است. اما این همه چیزی نیست که شما برای تغییر نیاز دارید.»



اما تحولات ایران و «بهار جهان عرب» نشان داد که تکنولوژی‌های نوین می‌توانند کاتالیزور تغییر باشند. فکر نمی‌کنی داری عامل مهمی مانند افزایش سرعت و شتاب تغییرات را نادیده می‌گیری؟

اگر به آنچه در مصر رخ داد بنگریم، من آن را یک «زلزله سیاسی» می‌دانم. تغییر رژیم نتیجه هزاران اتفاق در طول چندین سال است که روی هم انباشه شده، بر میزان نارضایتی‌ها و خشم عمومی افزوده و در پایان دیکتاتور را برانداخته. اما امروز باید گفت ساختن یک مصر جدید، فرآیندی طولانی‌تر و دشوارتر از فرآیند براندازی رژیم است.

در مورد ایران هم همین است. من معتقدم که این تغییر در ایران هم رخ خواهد داد. تغییر در جامعه جوان و خلاق ایران، اجتناب‌ناپذیر است. اما مساله اینجاست که پس از براندازی رژیم حاکم، چه کسانی، به چه صورتی، جامعه‌ای جدید می‌سازند و این جامعه جدید تا چه اندازه با اصول دموکراسی و آزادی انسان‌ها سازگار است و تا چه حد می‌تواند به تامین حقوق اساسی از دست رفته ایرانیان کمک کند.

به سرکوب مطبوعات و روزنامه‌نگاران در ایران نگاه کنید. من می‌دانم که اینترنت در روزگار توقیف رسانه‌ها در ایران، چه کمک بزرگی به بقای شما روزنامه‌نگاران ایرانی کرده. مساله اینجاست که وقتی اراده‌ای برای تغییر وجود دارد، انسان‌ها به هر حال راهی برای ایجاد آن خواهند یافت. حتما وضعیت سوریه را دنبال می‌کنی. آنها تصاویر اعتراضات و سرکوب بی‌رحمانه دولت را ضبط می‌کنند، بعد آنها را روی سی‌دی کپی می‌کنند، به سختی آنها را به نزدیکی‌های مرز اردن می‌رسانند تا این سی‌دی‌ها در آن سوی مرز جغرافیایی، به دست کسانی برسد که می‌توانند صدا و تصویر اعتراضات آنها را به جهان مخابره کنند.

بگذار ساده بگویم: شما نمی‌توانید برای ایجاد تغییر سیاسی و اجتماعی، میان‌بر بزنید. پروسه ایجاد تحول در جوامع بسته، هم‌چنان دشوار، نفس‌گیر، دردناک و زمان‌بر است. در مصر، اکتیویست‌ها بیش از ۱۰ سال است که سخت مشغول فعالیت‌اند و بسیاری از عاملان تغییر امروز، فرزندان نسل پیشین تحول‌خواهان‌اند. این تغییرها یک‌شبه یا صرفا با چند روز تجمع در میدان تحریر، یا چند هفته ایستادگی در برابر نیروهای حسنی مبارک به دست نیامده.

به نظرت چرا هنوز بسیاری از روزنامه‌نگاران، یا شخصیت‌های قدرتمند سیاسی، در کنفرانس‌ها یا نشست‌های مختلف سوالات کلیشه‌ای و عجیب درباره اینترنت و شبکه‌های اجتماعی می‌پرسند؟ مثلا «شبکه‌های اجتماعی عامل تغییرات دموکراتیک‌اند، یا عامل به دام انداختن تحول‌خواهان؟» به نظرم این بی‌شباهت به این نیست که بپرسیم «صنعت چاپ عامل انتشار اطلاعات و نشر ادبیات است، یا ابزار نفرت‌پراکنی و ایجاد تفرقه؟» یا «تلویزیون عامل افزایش آگاهی شهروندان است، یا عامل تحمیق آنها؟» چرا هنوز درک عمومی درستی از سرویس‌های آنلاین وجود ندارد و هنوز عده زیادی نمی‌دانند که اینترنت هم مانند هر رسانه و ابزار دیگری، می‌تواند در خدمت تحقق اهداف گوناگون قرار گیرد؟

من هم به‌عنوان روزنامه‌نگار، بارها با چنین سوالاتی مواجه شده‌ام. مردم هنوز رابطه‌ای سحرآمیز با کاغذ و رسانه‌های مکتوب دارند و نمی‌توانند درک کنند که اینترنت و رسانه‌های آنلاین هم تنها ادامه منطقی همان رسانه‌های چاپی است. کاغذی که گاردین استفاده می‌کند، همان کاغذی است که روزنامه «سان» استفاده می‌کند؛ کاغذها مشابه‌اند و محتوا از زمین تا آسمان متفاوت. اینترنت هم همین است. می‌توانید از آن برای نفرت‌پراکنی استفاده کنید، برای وقت‌گذرانی استفاده کنید یا برای توسعه سیاسی و اجتماعی.

بحث‌های ژورنالیستی در این‌باره، خیلی خسته‌کننده است. اکثر ژورنالیست‌ها درک عمیقی از تکنولوژی و دامنه تاثیرگذاری آن ندارند و فقط در تلاش‌اند تا دو موضع اساسا گوناگون و متضاد را در برابر هم قرار دهند، تا شاهد بحث‌های داغ باشند. باید تاکید کرد که اینترنت، انعکاسی از جهان واقعی است، با همه واقعیت‌های تلخ و شیرین و با همه پیچیدگی‌هایش؛ همین و بس.

منطقی که در پس فیلترینگ، مانیتورینگ و به‌طور کلی اقدامات سرکوب‌گرانه دولت‌ها در قبال کاربران اینترنت وجود دارد، از غرب تا شرق تا چه اندازه و در چه زمینه‌هایی تفاوت دارد؟

می‌خواهم به تاکید دولت آمریکا به بهره‌گیری از اینترنت برای ایجاد تغییر اشاره کنم. من مخالفتی با این اقدام ندارم و قصد هم ندارم که به استانداردهای دوگانه دولت آمریکا در قبال «آزادی اینترنت» بپردازم. اما اگر من خودم را جای چین بگذارم و ببینم آمریکا به‌عنوان یک رقیب جدی دارد توییتر یا فیس‌بوک را در همه دنیا تبلیغ و ترویج می‌کند و این به همه شهروندان من این امکان را می‌دهد که با هم ارتباط برقرار کنند بدون آن‌که کنترلی در میان باشد، و از سوی دیگر با سیاست خارجی آمریکا هم آشنا باشم، بی‌تردید اولین چیزی که به ذهنم خطور می‌کند این است که این ابزارها، عامل اجرای سیاست خارجی رقیبم شده‌اند.

حالا به ایران برگردیم. دولت ایران بارها در مناسبت‌های گوناگون، پیش و پس از اعتراضات گسترده مردمی، سرعت و پهنای باند اینترنت کل کشور را به‌طور چشمگیری کاهش داد. اما چه کسی به این اقدام اعتراض کرد و در برابر آن ایستاد؟ به نظرت موثرترین نیرو کدام بود؟ شاید فکر کنی روزنامه‌نگاران، یا بلاگرها. اما واقعیت این است که این فعالان حوزه بورس و تجارت و بیزنس‌من‌ها بودند که در برابرش ایستادند. آنها بدون اینترنت ضررهای هنگفتی می‌دهند و البته حرف‌شان در ایران خریدار بیشتری دارد.

اگر قرار است جنبش دموکراتیکی در ایران وجود داشته باشد، این جنبش باید از درون ایران جوشیده باشد، و در چنین شرایطی اگر بیش از پیش تاکید شود که اینترنت ابزار آمریکا برای پیش‌برد دیپلماسی عمومی است، این به نفع جنبش‌های دموکراتیک در ایران و دیگر کشورهای تحت حاکمیت دیکتاتورها نخواهد بود.

این فرهنگ آنلاین غنی که در ایران شکل گرفته، این همه خلاقیتی که در فضای مجازی ظهور کرده، سرمایه‌ای عظیم برای تغییر است. اما این همه چیزی نیست که شما برای تغییر نیاز دارید.

به نظرت آیا اقدامات سرکوب‌گرانه توتالیترها در فضای مجازی و نسبت به کاربران اینترنت، بدون کمک تکنولوژیک کمپانی‌های غربی ممکن است؟

داستان‌های زیادی در این‌باره شنیده‌ایم. از کمک‌های کمپانی آمریکایی سیسکو به سیستم سانسور چین، فروش تجهیزات شنود مکالمات و رهگیری کاربران به ایران از سوی کمپانی آلمانی نوکیا زیمنس، فیلتر کردن اس‌ام‌اس‌ها توسط کمپانی وودافون در مصر، پیش از فروپاشی حکومت حسنی مبارک و ماجراهای دیگری از این دست. این کمک‌ها پیش‌تر هم صورت می‌گرفت و مبتنی بر ایده «ثبات اقتدارگرایان» بود. ثباتی که می‌توانست برای کمپانی‌های غربی سودهای هنگفت به همراه داشته باشد، اما پس از تحولات خیره‌کننده جهان عرب، بر باد رفته است.

به نظرم آمریکا سیاست خارجی خود را به زودی بر اساس همین بر باد رفتن ثبات اقتدارگرایان بازسازی می‌کند و این محدودیت‌های بیشتری برای کمپانی‌های غربی تولیدکننده این‌گونه تجهیزات ایجاد خواهد کرد. اما در مجموع، حتی اگر چنین حمایتی قطع شود، به نظرم رژیم‌های سرکوب‌گر از توان داخلی خود بهره می‌گیرند و البته همیشه می‌توانند روی همکاری‌های سرکوب‌گر بزرگی مانند چین هم حساب کنند.

احسان نوروزی

[ چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 ] [ 17:31 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

 

مسوولیت افغانها بعد از پایان خروج ناتو

مرحله اول واگذاری انتقال مسوولیت های امنیتی از نیرو های بین المللی به نیرو های خارجی پایان یافته است .

در ولایات که این پروسه پایان یافته وضعیت امنیتی نسبتاً نورمال بوده و نگرانی جدی در مورد بحرانی شدن اوضاع وجود ندارد .

به استثنای ولایت لغمان ، ولایات پنجشیر ، هرات ، کابل و... پیش از واگذاری انتقال مسوولیت ها با نگرانی های امنیتی رو در رو نبوده اند .

بتأسی از بررسی وضعیت ، گمانه زنی های که در مورد بدتر شدن اوضاع در گذشته پیش بینی می شد ، تا اکنون مشاهده نه شده است ، زیرا در این مناطق اوضاع تحت کنترول بوده و مخالفان دولت توانایی رو در روی مستقیم را با دولت ندارند.

مشکلات احتمالی در دور دوم :

منتقدان دولت مدعی اند که ، تا اکنون اردوی ملی واجد آموزش مسلکی

و کمبود تجهیزات جنگی مورد نیاز بوده است.

افزون بر دو فکتور فوق حمایت مردم از نیرو های امنیتی و توجه بر تقویت مورال و معنویات اردوی ملی میتواند نقش اثر گذار در تحقق امنیت داشته باشد .

زیرا تا جاییکه اوضاع نشان میدهد ، یکی از انگیزه های فرار در اردو پایان بودن مورال و معنویات اردو بوده ، برای رفع این نقیصه باید به نقش حمایتی مردم برای ارتقا مورال سربازان توجه کرد .

امروز با خروج نیروهای ناتو ، موج از دیدگاه با تلقیات متفاوت در مورد آینده افغانستان واکنش نشان میدهند . برخی واکنش ها از باب یأس و بد بینی نسبت به آینده کشور بوده ، حاکی از آغاز موج جدید بحر ان در کشور است .

اما اگر به دید واقعبینانه تر به ژرفنایی رویداد ها نگریسته شود ، منافع اکثریت جامعه ما اعم از اپوزسیون ، سازمان های سیاسی ، نهاد های مدنی درساختار نظام کنونی نهفته بوده ، و بدون شک ساختار موجود با همه معایب ومناقب که دارد، متضمن منافع اکثریت جامعه است .

اسفالت 7000 کیلومتر جاده در مناطق مختلف ، بازگشایی صد ها مدرسه در کشور ، تسریع روند هزاران پروژه بزرگ و کوچک در شهر ها و روستا ها دست آورد های اند که ، فشرده تلاش و مساعی نظام کنونی میباشد.

مسلماً در کشوری که بصورت متواتر سی سال ساختار شکنی و یرانگری را تجربه کرده باشد برای ساختار سازی و آباد سازی حد اقل نیم قرن زمان نیاز دارد .

تجارب کشور های بعد از جنگ دوم جهانی بوضاحت تاید می دارد که ، گزار بعد از جنگ یک پروسه پیچیده بوده و ملت های هشیار وطندوست و مومن به منافع ملی در جهت تامین امنیت توسعه ثبات و ایجاد ساختار های استندرد نقش پیشگام داشته اند .

                   با این موضوع چگونه برخورد کنیم !

در کشور های بعد از جنگ مردم معمولاً با روحیه شک ، بدبینی وظن با رویداد های جاری برخورد میکنند.

چون در فرایند جنگ شیرازه اعتماد روانی متشدد گردیده ، از جهت هدایت وشناخت رویداد ها با نوعی روحیه تهاجمی و تعرضی بیشتر مردم رو در رو میشوند . اگر اقدامات یکماه اخیر برخی نهاد های مدنی مانند پارلمان با نگاه عمیق حلاجی گردد ، کنش ها و واکنش ها در نهایت خون گرمی اتخاذ شده ، و کمتر بر محور منافع علیا تمرکز شده است .

علی ای حال : در شرایط گذار از دوران جنگ ؛ باید در برابر رویداد ها افق و زوایه شناخت خود را به شگرد عقلانی تر باز کرده و روند و فرایند رویداد ها را در آینده دورتر مورد ارزیابی قراردهیم .

زیرا تفاهم شتابزده گذشته از یک سو شیرازه اعتماد ملی  را به شدت ویران کرده و از جانبی با هزاران مصیبت نا خواسته ما را رو در رو کرده است .

ایمان به اصل عقلانیت ، احترام به منافع دگران و گذشتن از سر منافع کوچک میتواند ، مسیر های روشن تری را برای فردا ما باز کند .

اما نهایت تحجر اندیشی ، ودگماتیک فکر کردن همانطوریکه در گذشته بر دوش ما اسیب و ذیان وارد  کرده در آینده همان تجربه تلخ را برای ما ارمغان میدهد.

 

[ چهارشنبه پنجم مرداد 1390 ] [ 6:9 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

 

مسوولیت افغانها بعد از پایان خروج ناتو

تبصره : محتاج

مرحله اول واگذاری انتقال مسوولیت های امنیتی از نیرو های بین المللی به نیرو های خارجی پایان یافته است .

در ولایات که این پروسه پایان یافته وضعیت امنیتی نسبتاً نورمال بوده و نگرانی جدی در مورد بحرانی شدن اوضاع وجود ندارد .

به استثنای ولایت لغمان ، ولایات پنجشیر ، هرات ، کابل و... پیش از واگذاری انتقال مسوولیت ها با نگرانی های امنیتی رو در رو نبوده اند .

بتأسی از بررسی وضعیت ، گمانه زنی های که در مورد بدتر شدن اوضاع در گذشته پیش بینی می شد ، تا اکنون مشاهده نه شده است ، زیرا در این مناطق اوضاع تحت کنترول بوده و مخالفان دولت توانایی رو در روی مستقیم را با دولت ندارند.

مشکلات احتمالی در دور دوم :

منتقدان دولت مدعی اند که ، تا اکنون اردوی ملی واجد آموزش مسلکی

و کمبود تجهیزات جنگی مورد نیاز بوده است.

افزون بر دو فکتور فوق حمایت مردم از نیرو های امنیتی و توجه بر تقویت مورال و معنویات اردوی ملی میتواند نقش اثر گذار در تحقق امنیت داشته باشد .

زیرا تا جاییکه اوضاع نشان میدهد ، یکی از انگیزه های فرار در اردو پایان بودن مورال و معنویات اردو بوده ، برای رفع این نقیصه باید به نقش حمایتی مردم برای ارتقا مورال سربازان توجه کرد .

امروز با خروج نیروهای ناتو ، موج از دیدگاه با تلقیات متفاوت در مورد آینده افغانستان واکنش نشان میدهند . برخی واکنش ها از باب یأس و بد بینی نسبت به آینده کشور بوده ، حاکی از آغاز موج جدید بحر ان در کشور است .

اما اگر به دید واقعبینانه تر به ژرفنایی رویداد ها نگریسته شود ، منافع اکثریت جامعه ما اعم از اپوزسیون ، سازمان های سیاسی ، نهاد های مدنی درساختار نظام کنونی نهفته بوده ، و بدون شک ساختار موجود با همه معایب ومناقب که دارد، متضمن منافع اکثریت جامعه است .

اسفالت 7000 کیلومتر جاده در مناطق مختلف ، بازگشایی صد ها مدرسه در کشور ، تسریع روند هزاران پروژه بزرگ و کوچک در شهر ها و روستا ها دست آورد های اند که ، فشرده تلاش و مساعی نظام کنونی میباشد.

مسلماً در کشوری که بصورت متواتر سی سال ساختار شکنی و یرانگری را تجربه کرده باشد برای ساختار سازی و آباد سازی حد اقل نیم قرن زمان نیاز دارد .

تجارب کشور های بعد از جنگ دوم جهانی بوضاحت تاید می دارد که ، گزار بعد از جنگ یک پروسه پیچیده بوده و ملت های هشیار وطندوست و مومن به منافع ملی در جهت تامین امنیت توسعه ثبات و ایجاد ساختار های استندرد نقش پیشگام داشته اند .

                   با این موضوع چگونه برخورد کنیم !

در کشور های بعد از جنگ مردم معمولاً با روحیه شک ، بدبینی وظن با رویداد های جاری برخورد میکنند.

چون در فرایند جنگ شیرازه اعتماد روانی متشدد گردیده ، از جهت هدایت وشناخت رویداد ها با نوعی روحیه تهاجمی و تعرضی بیشتر مردم رو در رو میشوند . اگر اقدامات یکماه اخیر برخی نهاد های مدنی مانند پارلمان با نگاه عمیق حلاجی گردد ، کنش ها و واکنش ها در نهایت خون گرمی اتخاذ شده ، و کمتر بر محور منافع علیا تمرکز شده است .

علی ای حال : در شرایط گذار از دوران جنگ ؛ باید در برابر رویداد ها افق و زوایه شناخت خود را به شگرد عقلانی تر باز کرده و روند و فرایند رویداد ها را در آینده دورتر مورد ارزیابی قراردهیم .

زیرا تفاهم شتابزده گذشته از یک سو شیرازه اعتماد ملی  را به شدت ویران کرده و از جانبی با هزاران مصیبت نا خواسته ما را رو در رو کرده است .

ایمان به اصل عقلانیت ، احترام به منافع دگران و گذشتن از سر منافع کوچک میتواند ، مسیر های روشن تری را برای فردا ما باز کند .

اما نهایت تحجر اندیشی ، ودگماتیک فکر کردن همانطوریکه در گذشته بر دوش ما اسیب و ذیان وارد  کرده در آینده همان تجربه تلخ را برای ما ارمغان میدهد.

 

[ سه شنبه چهارم مرداد 1390 ] [ 18:38 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
 

روی قبرم بنو یسید دریغ از مردن

مرده را نیست تفاوت  زشب و بزم سحر

من که در معرکه دهر گرفتا رشدم

چا ر سو یم غم تشویش و شرر

==

روی قبرم بنو یسید به خا کستر و خون

بو د محتا ج ولی همت او عا لی بود

روی قبرم بنوسید که او سا ده نبود

بزم او در همه جا سا دگی وخوشحا لی بود

--

 

حا لیا هر چه کند خا ک ندا رد تا ثیر

چونکه او نیست در این دامگه  در ما نده اسیر

روح او از غم دنیا دلش ازاد است

خوا ب کرده است در خوا ب بسا دلشا د است
[ پنجشنبه نهم تیر 1390 ] [ 14:15 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

 

                                                               شرم شبنم                                               محتاج

تقليد ودنباله روي درميان جرگه شاعران، به مثابه يك سنت ناهنجار يا به هنجار ازديرزماني رايج بوده است .

اكثرشعراپيش ازاينكه به نردبان پيشكسوتي برسند، تقلا ميكند تا با تقليد وتابعيت ازفلان سبك و شگرد شاعر مشهور روش كارخود را آب ونمك دهند .

برخي شعرا سنت شكن ، پيشتاز ،ازمرحله تقليد وتابعيت آگاهانه عبوركرده ، وباتجربه كردن كارهاي دگران براي تثبيت هويت خود سبك وشگرد ويژه ميسازند .

درگستره زبان دري ماشاعران پيشگام ، پيشكسوت ونغزگوفراوان داريم ، اما فراموش نشود كه حلاوت وشيريني غزل حافظ ، مثنوي مولوي ، قطعات وترجيع بند سعدي وغزلهاي پر شورسنايي تاشامگاه زنده گي بشر حلاوت  وشيرني خودرادارند امادرميان بانوان خوش سخن جايگاه رباعيات مهستي گنجوي ودرسرايش پند واندرز نظم هاي پروين اعتصامي ودرغزل سيمين بهباني و فروغ فرخزاد عذوبت وحلاوت خودرا دارند .

   درافغانستان درجريان يك قرن اخير بانوان سخنور بسياري به تجربه سرايش شعر مبادرت كرده اند اما به بهانه محدوديت هايي كه محصول سنت ، عرف ومحيط پيراموني بود، زن افغان نتوانست صاحب جايگاه شامخ درعرصه سخنوري گردد. درپنج دهه اخيرماشاهد حضورزن درسفره فرهنگ وادبيات هستيم اما درمقايسه با دنيا دگر آن موقف ارجمند وبزرگ را كه بتواند هويت مشخص ازموجوديت زن دراين جغرافيا را داشته باشد ، نداريم .

آنچه راكه من مدعي شده ام ، شايد همه ازباب واقع بيني وديد ريالستيك نباشد ، ولي تاآنجاكه امروزميدانيم و در سه دهه مخاطب شعر زن افغان بوده ام تا هنوز ، هوس پختگي سخن زن افغان را دارم ، تا اين موجود لطيف و پر از تغزل  تصويري از زيبايي خود بازتاب دهد .

خوشبختانه يكي از زنان سخنور و غزل سرا كه ، سالها بار معناي سروده هاي او گوش هايم را نوازش و روانم را تلطيف ميكند غزلهاي بانو شفيقه يارقين « ش ، ي . ديبا ج » است .

بعد از سالها مخاطب بودن غزل ديباج امروز به اين فكرم كه عنصر تصور ، تخيل وكاربرد واژه هاي سره  در سخن نغز اين بانوي فرهيخته بار معناي بكر و شايسته يافته است .

به اين مصارع توجه فرماييد :

شب كه مير قصد عروس ماه بر ديباي آب

 دررگ درياچه هاي مست ميجوشد شراب

سبزه تن پوشي زنور ماه ميپوشد به تن

ميدرخشد شبنم پاكيزه برروي گلاب

مي شتابد بادشبگيري به دشت و دره ها

ازرخ هرغنچه ميدزدد به تردستي حجاب

شادباش و اشتي كن با اميد وزنده گي

ميرسد صبح ودوباره ميدرخشد آفتاب

كاربرد وا‍‍‍‍‍ژهء شب درمطلع غزل فال آشتي بعيد به نظرميرسد تا ازباب تعمد نباشد. زيرا زن افغان در تداوم تاريخ شاهد فعال يك هزار درد و تعب بوده اما باوجود تسلط شب برسر نوشتش توانايي  تعريف ، آب ،مستي، شراب، زيبايي را فراموش نكرده است .

اگر اين موجود در بند درتداوم شب مانند بادشبگيريك عمر ضجه  كشيده و درنهايت دانسته است كه راه هرشب به سوي بامداد منتهي است و باتصوير ذهني كه ازبامداد در ذهن دارد، باهمه تعب درمانده گي مقابله كرده و هوشيارانه منتظرطلوع آفتاب و درخشش صبح است .

 از درون ماجرا هاي  ماحولش وقوف ميدهدتاتسليم تسلط شب دگران نشود وبا احتياط و ايمان منتظر حلول بامدادي بماند كه همراهش آفتاب و نور نيازوآينده است .

    علي اي حال: شرم شبنم نوترين گزيده هاي غزل ازطبع بانو شفيقه يارقين يا«ش ، ي، ديباج» است . من اين رساله را با تعمق مطالعه كردم  و درميان بارمعنايي واژه ها ديدگاه هاي نو و نغز را يافتم.

     اميدوارم در آينده ، شاهد سرودن غزل هاي نوتر از اين بانوي فرهيخته و بافرهنگ باشم .

سايرويژه گي هاي مجموعه:

 نام مجموعه : شرم شبنم

شمارگان يكهزار نسخه

زمان چاپ 1389

جاي چاپ: انتشارات خراسان

از بانوديباج هفت دفتر شعر و دو دفتر ترجمهء شعري به چاپ رسيده است كه دوتاي آن اوزبيكي است و دفتر هاي دري عناوين ذيل را دارا است :

 شرم شبنم ، رها در باد ، لحظه هاي شتاب ، ازتبار بهاري ديگر و كوچ فرشته ها .

عمرش دراز و آفرينش هاي ادبي اش پر مخاطب باد .  !

 فيض الله محتاج

[ دوشنبه نهم خرداد 1390 ] [ 10:28 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

 

                                                               شرم شبنم                                               محتاج

تقليد ودنباله روي درميان جرگه شاعران، به مثابه يك سنت ناهنجار يا به هنجار ازديرزماني رايج بوده است .

اكثرشعراپيش ازاينكه به نردبان پيشكسوتي برسند، تقلا ميكند تا با تقليد وتابعيت ازفلان سبك و شگرد شاعر مشهور روش كارخود را آب ونمك دهند .

برخي شعرا سنت شكن ، پيشتاز ،ازمرحله تقليد وتابعيت آگاهانه عبوركرده ، وباتجربه كردن كارهاي دگران براي تثبيت هويت خود سبك وشگرد ويژه ميسازند .

درگستره زبان دري ماشاعران پيشگام ، پيشكسوت ونغزگوفراوان داريم ، اما فراموش نشود كه حلاوت وشيريني غزل حافظ ، مثنوي مولوي ، قطعات وترجيع بند سعدي وغزلهاي پر شورسنايي تاشامگاه زنده گي بشر حلاوت  وشيرني خودرادارند امادرميان بانوان خوش سخن جايگاه رباعيات مهستي گنجوي ودرسرايش پند واندرز نظم هاي پروين اعتصامي ودرغزل سيمين بهباني و فروغ فرخزاد عذوبت وحلاوت خودرا دارند .

   درافغانستان درجريان يك قرن اخير بانوان سخنور بسياري به تجربه سرايش شعر مبادرت كرده اند اما به بهانه محدوديت هايي كه محصول سنت ، عرف ومحيط پيراموني بود، زن افغان نتوانست صاحب جايگاه شامخ درعرصه سخنوري گردد. درپنج دهه اخيرماشاهد حضورزن درسفره فرهنگ وادبيات هستيم اما درمقايسه با دنيا دگر آن موقف ارجمند وبزرگ را كه بتواند هويت مشخص ازموجوديت زن دراين جغرافيا را داشته باشد ، نداريم .

آنچه راكه من مدعي شده ام ، شايد همه ازباب واقع بيني وديد ريالستيك نباشد ، ولي تاآنجاكه امروزميدانيم و در سه دهه مخاطب شعر زن افغان بوده ام تا هنوز ، هوس پختگي سخن زن افغان را دارم ، تا اين موجود لطيف و پر از تغزل  تصويري از زيبايي خود بازتاب دهد .

خوشبختانه يكي از زنان سخنور و غزل سرا كه ، سالها بار معناي سروده هاي او گوش هايم را نوازش و روانم را تلطيف ميكند غزلهاي بانو شفيقه يارقين « ش ، ي . ديبا ج » است .

بعد از سالها مخاطب بودن غزل ديباج امروز به اين فكرم كه عنصر تصور ، تخيل وكاربرد واژه هاي سره  در سخن نغز اين بانوي فرهيخته بار معناي بكر و شايسته يافته است .

به اين مصارع توجه فرماييد :

شب كه مير قصد عروس ماه بر ديباي آب

 دررگ درياچه هاي مست ميجوشد شراب

سبزه تن پوشي زنور ماه ميپوشد به تن

ميدرخشد شبنم پاكيزه برروي گلاب

مي شتابد بادشبگيري به دشت و دره ها

ازرخ هرغنچه ميدزدد به تردستي حجاب

شادباش و اشتي كن با اميد وزنده گي

ميرسد صبح ودوباره ميدرخشد آفتاب

كاربرد وا‍‍‍‍‍ژهء شب درمطلع غزل فال آشتي بعيد به نظرميرسد تا ازباب تعمد نباشد. زيرا زن افغان در تداوم تاريخ شاهد فعال يك هزار درد و تعب بوده اما باوجود تسلط شب برسر نوشتش توانايي  تعريف ، آب ،مستي، شراب، زيبايي را فراموش نكرده است .

اگر اين موجود در بند درتداوم شب مانند بادشبگيريك عمر ضجه  كشيده و درنهايت دانسته است كه راه هرشب به سوي بامداد منتهي است و باتصوير ذهني كه ازبامداد در ذهن دارد، باهمه تعب درمانده گي مقابله كرده و هوشيارانه منتظرطلوع آفتاب و درخشش صبح است .

 از درون ماجرا هاي  ماحولش وقوف ميدهدتاتسليم تسلط شب دگران نشود وبا احتياط و ايمان منتظر حلول بامدادي بماند كه همراهش آفتاب و نور نيازوآينده است .

    علي اي حال: شرم شبنم نوترين گزيده هاي غزل ازطبع بانو شفيقه يارقين يا«ش ، ي، ديباج» است . من اين رساله را با تعمق مطالعه كردم  و درميان بارمعنايي واژه ها ديدگاه هاي نو و نغز را يافتم.

     اميدوارم در آينده ، شاهد سرودن غزل هاي نوتر از اين بانوي فرهيخته و بافرهنگ باشم .

سايرويژه گي هاي مجموعه:

 نام مجموعه : شرم شبنم

شمارگان يكهزار نسخه

زمان چاپ 1389

جاي چاپ: انتشارات خراسان

از بانوديباج هفت دفتر شعر و دو دفتر ترجمهء شعري به چاپ رسيده است كه دوتاي آن اوزبيكي است و دفتر هاي دري عناوين ذيل را دارا است :

 شرم شبنم ، رها در باد ، لحظه هاي شتاب ، ازتبار بهاري ديگر و كوچ فرشته ها .

عمرش دراز و آفرينش هاي ادبي اش پر مخاطب باد .  !

 فيض الله محتاج

[ دوشنبه نهم خرداد 1390 ] [ 10:28 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
 
عبدالقدیر فطرت

آقای فطرت گفته است که بازپسگیری وامهایی که سهامداران کابل گرفته اند، کار آسانی نیست

رئیس بانک مرکزی افغانستان به اعضای مجلس نمایندگان این کشور گفت که برادر رئیس جمهوری و برادر معاون اول او در بحران کابل بانک دست داشته اند.

کابل بانک بزرگترین بانک خصوصی در افغانستان است که سال گذشته دچار کمبود نقدینگی شد و تا مرز سقوط پیش رفت.

اخیرا بانک مرکزی اعلام کرده است که این بانک را به فروش می گذارد و از بانک و موسسات مالی بین المللی خواسته است که سهام این بانک را بخرند.

دولت افغانستان تصمیم گرفته است که برای نجات این بانک از ورشکستگی بیش از هفتاد میلیون دلار به آن وام دهد و این وام در طرح بودجه سال ۱۳۹۰ هم پیش بینی شده است.

اما نمایندگان مجلس این طرح را رد کرده و گفته اند که نباید از بودجه ملی، به یک بانک خصوصی برای نجات از بحران وام داد.

نشست روز چهارشنبه مجلس با حضور عبدالقدر فطرت، رئیس بانک مرکزی در این خصوص برگزار شد و با اظهارات تند نمایندگان به همراه بود.

ظاهرا آقای فطرت در پی همین اظهارات تند اعضای مجلس و اصرار آنها نام کسانی را که سبب بحران مالی در کابل بانک شده اند، افشا کرد.

رئیس بانک مرکزی گفت: "ما در برابر گروهی خیلی خطرناک و زورمند قرار داشتیم و من با خطر در برابر جان خود در برابر این گروه اقدام کردم."

سپس آقای فطرت از تمامی کسانی که عامل بحران مالی کابل بانک به حساب می آیند، نام برد و گفت: " شیرخان فرنود است، خلیل الله فروزی، حَسِین فهیم،(برادر قسیم فهیم معاون اول رئیس جمهوری) محمود کرزی،(برادر رئیس جمهور کرزی) طاهر ظاهر، صوفی نثار، عبدالغفار داوی و گلبهار حبیبی اعضای گروهی هستند که از کابل بانک پول برداشته اند و سبب بحران آن شده اند."

رئیس بانک مرکزی گفت که این افراد از سهامداران اصلی کابل بانک هستند که به صورت غیرقانونی از این بانک وام گرفته و سبب بحران در آن شده اند.

حامد کرزی

آقای کرزی گفته که اگر برادر او مقصر شناخته شود، اما قانون در مورد او به اجرا گذاشته خواهد شد

چگونگی باز پرداخت وامهایی که این افراد از سرمایه کابل بانک برداشته اند، یکی از مسائل مورد بحث در نشست روز چهارشنبه مجلس نمایندگان بود.

رئیس بانک مرکزی گفت بازپس گرفتن وام از این افراد به سادگی ممکن نیست. او افزود که اگر دولت با استفاده از تمامی اختیارات قانونی‌اش از بانک مرکزی حمایت نکند، بیم آن می رود که مردم افغانستان خسارت کابل بانک را بپردازند.

آقای فطرت گفت: "تا حالا ما تمام قدرت بانک مرکزی را به کار گرفته ایم، اما کافی نبوده است. حالا باید تمام نهاد های دولت از پلیس گرفته تا قضا، سارنوالی (دادستانی) هماهنگ عمل کنند تا این افراد مجبور شوند که ملکیت های خود را گرو بگذارند."

او افزود: "اگر به این افراد فشار وارد نشود، واقعا می خواهند طفره بروند و واقعا قرضه ها (وام ها) در آن صورت خواهد سوخت. اگر این ملکیت های خود را نیاورند، قرضه ها از جیب ملت مظلوم افغانستان تمویل خواهد شد."

پیش از این حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان اعلام کرده است که همه کسانی که در بحران کابل بانک دست دارند، تحت پیگرد قضائی قرار خواهند گرفت.

آقای کرزی در یک نشست خبری در پاسخ به این پرسش که آیا اگر برادر او در این بحران دست داشته باشد، هم تحت پیگرد قرار خواهد گرفت، گفت: "هر کسی که خلاف قانون عمل کرده باشد، مورد پیگرد قرار خواهد گرفت. قانون برای همه یکسان است."

در نشست روز چهارشنبه مجلس، بر اثر اصرار نمایندگان، مسعود موسی غازی سرپرست کابل بانک، میزان پول هایی را که از سوی این افراد برداشته شده، نیز افشا کرد.

کابل بانک سال گذشته با بحران مالی مواجه شد

آقای غازی گفت: "بر اساس اطلاعاتی که ما جمع آوری کرده ایم، شیرخان فرنود ۵۰۴ میلیون دلار، حاجی خلیل فروزی ۶۶.۹ میلیون دلار، حاجی حَسین فهیم ۷۸ میلیون دلار، گلبهار حبیبی ۳۹.۷ میلیون دلار، عبدالغفار داوی ۳۷ میلیون دلار، محمود کرزی ۲۲ میلیون دلار، صوفی نثار ۱۴ میلیون دلار، حاجی طاهر ظاهر ۱۱ میلیون دلار، داوود نصیب ۹ میلیون دلار، (شرکت) هیوادوال که حاجی ابراهیم رئیس آن است ۱۵ میلیون دلار قرضه گرفته اند."

بر اساس اظهارات مسئولان بانک مرکزی نزدیک به یک میلیارد دلار از سرمایه کابل بانک به گونه "غیرقانونی" زیر نام "وام" برداشت شده و بخش اعظم آن در کابل و دوبی سرمایه گذاری شده است.

با آنکه آقای فطرت نام های سهامدارانی را که در بحران کابل بانک سهیم هستند، افشا کرد، اما از افشای نام مقامات ارشد و سیاستمدارانی که از کابل بانک هدیه های گران قیمت گرفته اند، خودداری کرد.

گفته می شود که به این مقامها و سیاستمداران از سرمایه کابل بانک هدیه های گران قیمتی در کابل و دوبی داده شده است.

آقای فطرت گفت که چند مقام ارشد حکومتی و برخی از نمایندگان مجلس پیشین هم به دست داشتن در بحران کابل بانک متهم هستند. او افزود که شمار همه آنها به بیش از دو صد نفر می رسد.

به گفته رئیس بانک مرکزی افغانستان، پس از اثبات اتهامات آنها، نامهای آنها هم اعلام خواهد شد.

[ پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 ] [ 12:57 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
متن نامه قذافي به اوباما منتشر شد
جام جم آنلاين: شبكه بي بي سي متن نامه معمر قذافي رهبر ليبي را به باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا را كه طي آن قذافي خواهان توقف عمليات ناتو در ليبي شده است، منتشر كرد.

به گزارش ايسنا، متن كامل اين نامه به شرح زير است:

فرزند ما، جناب باراك اوباما بيشتر از آنكه از نظر مادي ضربه بخوريم به دليل سخنان و رفتار تو از نظر روحي و معنوي ناراحت شده‌ايم. اما با اين وجود تو همچنان فرزند ما هستي و ما هنوز خواهان باقي ماندن تو در پست رياست جمهوري هستيم.

اميدواريم در تبليغات خود موفق باشي. تو مردي هستي كه به اندازه كافي شجاعت براي ايستادن در مقابل اقدامات نادرست و ظالمانه داري. من مطمئنم كه تو توانايي انجام مسووليت‌هاي خود را داري.

شما رئيس جمهور بزرگترين قدرت در جهان هستي اما در عين حال ناتو جنگي ظالمانه عليه ملتي كوچك در كشورهاي در حال توسعه آغاز مي كند. اين كشور تحت محاصره و تحريم ها قرار داشته و از حمله مسلحانه در دوره رياست جمهوري ريگان رنج برده است.

اين كشور همان ليبي بوده و در خدمت صلح جهاني و ايجاد دوستي ميان ملت‌هايمان است. ما در حال حاضر مي‌دانيم كه شما مي توانيد مانع مداخله ناتو در امور ليبي براي هميشه شويد.

همانطور كه مي‌دانيد تحقق دموكراسي و ايجاد جامعه مدني از طريق پرتاب موشك و با استفاده از جنگنده و يا با كمك رساني به القاعده در بنغازي صورت نمي‌گيرد.

خود تو چندين بار از جمله در مجمع عمومي سازمان ملل اعلام كردي كه آمريكا مسوول امنيت ديگر ملت‌ها نيست بلكه فقط به آنها كمك مي كند، اين همان منطق درست است.

"بركه حسين ابوعمامه"(اشاره به باراك حسين اوباما) فرزند عزيز ما اگر شما از طرف آمريكا وارد عمل شويد، ناتو هيچ راهي ندارد مگر آنكه از مداخله در امور داخلي ليبي دست بكشد. ليبي بايد براي مردم اين كشور باشد. مشكلات كنوني در دو مساله خلاصه مي شود: مداخله سياسي به همراه مداخله نظامي ناتو و اقدامات تروريستي القاعده كه مانع بازگشت روند طبيعي زندگي مردم و تعامل آنها با مسوولان مي‌شود.

معمر قذافي رهبر انقلاب ليبي

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 6:28 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

 

 

نقطه پيوند  ميان  اوباما و آيزنهاور

 

 اکنون  یک جنگ گستر ده نظا می و تبلیغا تی بخش گستر ده ای اسیا و افر یقا  را به شدت زیر تهدید قرار داده است.  ایر ان در این جنگ تبلیغا تی ، از طریق رسانه‏های خود، مردم بحرین را به یک جهاد اسلامی علیه حاکمیت آن کشور دعوت کرده و  جمهوری اسلامی  با وجو د انکه هرگز در خارج از خاک ایران دست به اقدامات عملی علیه همسایگان خود نمی‌زد. اما امروز می‏بینیم که با حزب الله در لبنان، با حماس در فلسطین، با مقتدا صدر در عراق، با استفاده از شیعیان در کویت و بحرین و همچنین با مداخلات خود در افغانستان سعی می‏کند بحران‏هایی را در این ممالک به‏وجود بیاورد تا توجه افکار عمومی جهانی را از ایران منحرف کند.

 و ا مر یکا یها به بهانه تر زیق دمو کرا سی در اسیا در افغانستا ن ، پا کستا ن ، لیبیا هر رو ز به کشتن و تهدید مر دم مبا درت میکنند .

انان فکر میکنند از میزا ن تعر ض و تجا وز انها کسی خبر نیست اما دنیا میدا ندکه طر ح

خا ور میا نه بزر گ از سالیان متما دی به این سو در شرف تحقق بو ده است .

ایزونها ور نیم قرن پیش به دو کتو رین کا خ سپید ذهنیت داد تا در مورد ایجا د

خا ور میا نه ای که متضمن منا فع استرا تیژ یک امر یکا با شد پا لیسی امر یکا تنظیم گردد. بزرگتر ین ابزار برا ی تحقق این اهدا ف مهم استرا تیژ یک عنوا ن کرد ن مو لفه ها ی حقو ق بشر ، ازادی بیا ن و دمو کرا سی به سبک و قرا ت امر یکا بو ده است.

در عمل ارزش ها ی که بنام دمو کرا سی برای جوامع شر قی تبین و تعر یف شده ما هیت کا ر بر دی مسا وی ندا شته اند .

در کشو ر ها ی نظیر سعو د ی ، مصر بحر ین ، اما رات متحده  سبک تحققق دمو کرا سی به تا سی از منا فع ر هبرا ن کشورها ی متذ کر ه بو ده ، در سا یر کشو ر ها تحققق دمو کرا سی متفا وت بو ده است .

یک اصل کانتی مشهو ر ی است که انسان ها غایت فی نفسه اند و نباید آدمیان با پوست و گوشت و خون را فدای مفاهیم انتزاعی کرد.

هدف اصلی دفاع از همین آدمیان و کاستن از درد و رنج آنان است. نمی توان بر نقض گسترده و سیستماتیک حقوق اساسی مردم چشم بست. همه آدمیان از نظر اخلاقی موظفند تا نسبت به سرکوب مردم هر کشوری واکنش نشان دهند، از مظلوم دفاع و ظالم را محکوم کنند. اما حمله نظامی به دیگر کشورها را فرشتگان انجام نمی دهند، آدمیان انجام می دهند؛ آدمیانی که در صحنه عمل، فاجعه می آفرینند. پیش از این، شاهد تهاجم ناتو به صربستان و آمریکا به افغانستان و عراق بوده‌ایم. حمله به لیبی هم آخرین اینهاست. در این موارد چه روی داده است؟

حمله به عراق بدون مصوبه شورای امنیت و با دروغ های فراوان دولت آمریکا صورت گرفت که بعداً دروغ بودن همه آنها اثبات شد؛ از جمله ارتباط صدام با القاعده و وجود سلاح های کشتار جمعی در عراق. تهاجم به عراق را حقوق بشر و دموکراسی موجه نمی ساخت در اثر حمله آمریکا/بریتانیا حدود چهار هزار و پنجصد نظامی آمریکایی کشته شدند. اما بیایید و ضمن همراهی ناموجه با دولت جرج بوش آن را هزینه دفاع از حقوق بشر و دموکراسی به شمار آوریم. پرسش اصلی این است: صدام حسین چه تعداد عراقی را کشت؟ تهاجم نظامی به عراق باعث کشته شدن بیش از یکصد هزار غیر نظامی عراقی شده است. جایی که افراد با اسلحه تکلیف سیاست را روشن می سازند، دموکراسی وجود ندارد.

تهاجم نظامی به یک کشور نه تنها باعث بهبود وضعیت حقوق بشر نمی شود، بلکه هزاران هزار افراد غیر نظامی و بی گناه را به کشتن می دهد."مداخله نظامی بشر دوستانه" شاید نقض غرض باشد. باید از حقوق همین انسان های دو پا دفاع کرد، نه آنکه به نام دفاع از حقوقشان، جانشان را گرفت.

سیاست دومعیاری دولت آمریکا در رابطه با منطقه خاورمیانه پرسش برانگیز است. به همین دلیل اوباما به صراحت گفته است که وقتی "ارزش های ما" با "منافع ما" مقارن باشد، دست به اقدام خواهیم زد. در لیبی این گونه است. ا آيزنهاور  درصدد بود تا اتحاد آمريکا را با کشورهاي هم پيمان تقويت کرده و سطح تعهدات خود را نسبت به خاورميانه افزايش دهد.اين در حالي بود که آيزنهاور در مقام يک کنشگر اين اقدامات را صورت نداد و ترس از تهاجم سرخ کمونيستها و خطر "مارکس گرفتگي"غربي ها منجر به تغيير رفتار اين جنرال جمهوريخواه شد .آيزنهاور در آن زمان کارگردان تحولات سياست خارجي آمريکا نبود،بلکه صرفا سعي کرد واکنش خود نسبت به تحولات جهان دو قطبي را به صورتي عامه پسند تزئين کند!
"خاورميانه"نقطه پيوند  ميان  اوباما و آيزنهاور محسوب مي شود.کليت خاورميانه ملتهب است اما جنس التهاب در همه کشورها يکسان نيست.در کشورهايي مانند مصر و تونس و الجزاير جنبه مدني اعتراضات بر جنبه خشونت آميز و اعتراضي مطلق آنها غلبه دارد. حسني مبارک ز پس از حدود يکماه لجاجت ميدان را ترک کرد.اما در ليبي چنين وضعيتي نيست و بمب افکنهاي معمر قذافي صفوف مردم را مي شکافد.در يمن و بحرين نيز علي عبدالله صالح و خاندان آل خليفه پاسخ شعار تغيير را با گلوله مي دهند و هر روز بر تعداد جان باختگان اعتراضات در اين کشورها افزوده مي شود.در عربستان سعودي نيز آل سعود سعي دارند عزم انقلابي مردم و اختلافات موجود ميان فرزندان عبدالعزيز را به صورتي همزمان کتمان کنند.با استناد به همين توصيف کلي به سراغ فرضيات موجود در خصوص حوادث منطقه مي رويم.

ايالات متحده آمريکا مديريت حوادث جاري در منطقه را بر عهده دارد و از قيامهاي مردمي در کشورهاي مختلف خاورميانه استقبال مي کند.بر اين اساس واشنگتن مشغول تزريق واکسن دموکراسي به بدنه منطقه است و خون ملتهاي تحت ستم ديکتاتوريهاي عربي نيز کمترين هزينه اين واکسيناسيون است پس از فروپاشي نظام دو قطبي و حادثه 11 سپتامبر، ايالا ت متحده در راستاي تثبيت  نظام هژمونيک و تحقق اهداف بلند مدت خود استراتژي ها و رويکردهاي مختلفي را با توجه به موقعيت و وضعيت ژئوپوليتيکي مناطق مختلف جهان در پيش گرفت. در همين راستا  منطقه خاورميانه به دليل موقعيت ممتاز استراتژيکي و ژئوانرژيک  از يک طرف و حفظ رژيم اسرائيل  و ادعاي مبارزه با تروريسم و محدود کردن  بنيادگرايي از طرف ديگر  در حوزه منافع استراتژيکي آمريکا قرار گرفت.

بتا سی از همین بر داشت  انچه که امروز در خا ور میا نه در حا ل اتفا ق است یک رو یداد عا دی نبو ده دیر یا زود دامنه این بحرا ن ممکن است سا یر کشور ها را زیر تا ثیر گر فته و اهدا ف که از طر یق لشکر کشی و زور تحقق نیا فته اند از طر یق مدیر  یت بحرا ن در خا ور میا نه تحقق

 بیا بند

 

 

[ جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ] [ 13:3 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]

فرهنگ درجهت تامين روابط ونزديكي انسان هانقش برجسته دارد،فرهنگ مي تواند،ميان انسان هامولفه اعتماد،تفاهم وهم دگرپزيري رابه وجودبياورد.

جامعه شناسان نقش فرهنگ رادرجهت رشد جامعه عقب مانده موثردانسته واعتقادبه خرافات راُانگيزه اي عقب مانده گي جوامع ميدانند.

نقش فرهنگ عقب مانده:

1-واردكردن آسيب به منافع

2-تضعيف روابط

اسيري بودن اوهام

3-ايجادفضاي بي باوري ميان پسران ودختران

4-بي تفاوتي

5-ثابت بودن زمان

6-اسيرطبيعت بودن

7-مخالفت باتغيیر

8-قدرت تخريب  

9-جلوگيري ازرشدشعور

10-        مخالفت باعقلانيت عدم احساس مئسووليت

 اين مشكلات ازكجاسرچشمه گرفته اند؟

دربرخي كشورها؛مانند:انگلستان فرهنگ سنتي آهسته ،آهسته باتعديل وتصحيح درم درقانون مدغم شد.

كامن لا                 نظام قبيلوي ‹com  monlaw

درافغانستان عرف وسنت هاسينه به سينه انتقال نموده ودرحل منازعات ،افراد‹جرگه چي›ازآن استفاد میكنند.

يكي ازكاستیهاي اين فرهنگ آن است كه ،پا به پاي تمدن وتغيیرات رشدرانيافته ،وفقط به صورت شفاهي ازيك نسل به نسل دگربابرداشت ثابت ماهيت خودراحفظ كرده است.

امادرانگلستان چنين دیدگاه های  هاي قبليوي ازازطريق محاكم درقانون مدغم گرديده است . فرهنگ سنتي تقريباًمانندقواعداخلاقي درجامعه مويدات وجداني دارد،درصورت كه به آن بهاواهميت داده شود، آهسته،آهسته وجدان عمومي درباره يك رويدادبد بين ميگردد.

اماقواعدحقوقي مويدات ضمانت اجراي داشته وقوه قضايه مامورتطبيق آن ميباشد.

مشخصات فرهنگ رشديافته:

1-زمينه براي رشدشعورعموم مردم مساعدميشود.

2-جامعه وافرادآن توانايي تحمل وديدگاه طرف مقابل راپيدامي كند.

3-پلوراليزم" كثرت گراي "ترويج ميابد.

4-زمينه براي تهديدقدرت غيرمشروع مساعدميشود.

5-آزادي فردي تامين ميشود.

6-عقلانيت جاي تك محوري وتك تصمیمی راميگردد.

7-انسان دوستي ترويج ميابد. .

8-روحيه مشاركت دراموربالاميرود.

9- روحيه مئسووليت پذيري پيداميشود.

   10- ابتكارپذيرش تغيیرمساعد ميكردد.

   11- حقوق سايرانسان هابرسميت شناخته ميشود.

   12- انعطاف پذيري جاگزين تگ محوري ميشود.

   13- روحيه همدگر فهمی درميان مردم بالاميرود.

   14- قدرت مسووليت پذیري رشدميابد.

   15- سازمان ازشراستتيك انديشي نجات يافته ومتحرك بودن جاي آنراميگیرد.

  

[ یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 ] [ 15:25 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
دنیا در یک ما ه اخیر با تحولا ت شگفتی رو در رو شده است . دگر گونیهای تو نس ، مصر ، بحرین ، لیبا . عما ن بحرین به هر  عنوا ن و تفسیر که تو جیه شوند در واقیعت به معنا یک چر خش مهم در شر قمیانه و خا ور میا نه شمرد ه میشوند .  زیرا شکست حسنی مبا ر ک ریس جمهور مصر به معنا شکست گرایش ها ی عرو بیت در میا ن 22 کشو ر عربی و شکست معمر اقذا فی در لیبا به معنا شکست افکا ر 60 سال تلا ش و تقلا ی سیا سی رهبرا ن مفکر عرب در افریقا و اسیا میبا شد .

با وجود انکه تا هنوز نشا نه ها ی از اغتشا ش و انقلاب در کشور سعود ی مشا هد نه شده است اما انچه که در مصر و لیبا اتفا ق افتا د نتا یج و اثرا ت خا صی با لا ی همه کشو ر ها ی عر بی با قی میگزارد .

حد اقل این کشو ر ها مجبو راند در پا لیسی و شیوه حکو مت دا ری خو د با مردم راه ها ی را جستجو کنند که در ایند ه حد اقل با عث رضا یت و کسب اعتماد تد ریجی مرد م نسبت به کا ر کرد انها شود .

فرهنگ مدرا ومدیرت نرم توام با عقلا نیت جا ی فرهنگ خشو نت را گرفته واهسته ،اهسته شرق به جا نب تغییر میرود که استبدا د سال ها با ان سعا یت و مخالفت داشت.

 جمهو ری اسلا می ایران با وجود انکه از طر یق تو سل به استبداد و فشار و هراس مو فق شده مانع مخا لفت علنی مرد م شود ، اما به قو ل مشهو ر همه میدانند که :

نفس هر دم زقصر عمر خشتی میکند  بیدل

پی تعمیر این ویر انه معما راین چنین با ید

 رو حیه ارعا ب ،هرا س و تهدید نسبت به واکنش ها و قیا م ها ی مرد می در ایرا ن رو ز بررو ز شدت یا فته و صفوف مخالفا ن دولت در حا ل پختگی و انسجام و اتحاد است .

در برابر این مو ج مقا ومت مردم نه تنها کشور ها ی عربی مجال مقا ومت و ایستا دگی را از دست میدهند بلکه این الگو در اینده در اکثر کشور ها ی اسیا مو رد استفاده قرار گرفته به مثا به یک تجربه بکر مردم که تحت تا ثیر استبداد قرار دارند از این حرکت ها نسخه بر داری خواهند کرد .

و در نتجه نها ی کشور ها ی ازبکستا ن ، تر کمنستان ، تا جکستا ن و ما ورا ی قفقاز با ید منتظر حوا دث مشا به با شند .
[ یکشنبه هشتم اسفند 1389 ] [ 21:22 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
گفتنی

بعد از انکه کا ر کمیسون صلح گر م گر فت و کا ر مندا نش را هی پا کستا ن و قند ها ر و تر کیه شدند یکجا با دو ستی نزد ُیکی از اصحا ب سیا ست و صنا دید درد و قیا دت رفتم .

بعد از انکه از هر با ب پرا کنده سخنی به میا ن امد من از با ب جسا رت ده دل را یک دل کردم و گفتم .

اقا اکنون که اقای کر ز ی مو فق سا ختا ر جرگه صلح و ادغام رهبرا ن در این طیف شد ، سر نو شت اینده جرگه و جریا ن شما چه خوا هد شد و همکا ری فلا ن رهبر ی که نقشش در سمت دهی قضا یا  روشن و استعدا دش در با فتن و پیوستن و دو با ره شکستن رو شن است چه تبعا ت می توا ند بالا ی شما بجا گزارد .

اقا مکث بسیار نکرد و با خون سردی گفت :

در کشور که زعیمش برای یافتن تصد ی ریا ست تن به معا مله دهد چه انتظا ری شما از صفو فش دا رید .

[ جمعه ششم اسفند 1389 ] [ 13:19 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
تعریف و ماهیت جامعه مدنی همپیوند با، بار معنا ی آزادی رسانه ها است، زیرا نیازی های واقعی جامعه مدنی معمولاً توسط رسانه ها شناسایی ، تعریف و تبین میگردد . نخبه گان و دست اندر کاران که در رسانه ها بتأسی از مسوولیت و تعهد مسلکی خدمت میکنند ، معمولاً در جستجوی کشف رویداد های بکر ، تازه و ناشگفته اند . تبین و تعریف این رویداد ها به افکار عامه شناخت ، توانایی تمیز و تفکیک حق را از باطل داده و ازجا نب سمت و سا حه دید انها را روشن و مشخص میکند . افشاگری و حقیقت گوی رسانه ها روحیه هم باوری ، اتحاد وفاق و همدلی را در جوامع بشری تحقق می بخشد . از همین سبب برخی دانشمندان به این باوراند که ، ترویج فرهنگ رسانه خوانی در یک جامعه میتواند منجر به پیامد زیر گردد . 1- تلقین معیار های جدید اخلاق ، مدنی و شهروندی . 2- تأثیر گذاری مثبت پیرامون زاویه دید مردم در مورد رویداد ها ی اینده . 3- تحریک احساسات مخاطبان. 4- زنده ساختن ذوق هنری ، عاطفی . مامول های یاد شده، تا امروز محدود های رسانه های ملی را در نور دید و به اضافه تبین اهداف ملی موفق تعریف و شناخت مسایل مهم جهانی شده اند . در نیم قرن اخیر رسانه ها موفق شده اند ، باسمت وسودهی افکار عامه نقش برجسته ای در انسجام و تشحیذ مخاطبان خود ادا نمایند . اکنون یکی از انگیزه انسجام و هدایت مردم در کشور مصر که منجر به انقلاب سپید شد ، نقش رسانه ها به ویژه پیوند های انتر نتی از طریق « فیس بوک » بود . اگر همه این عوامل را به صورت دقیق مورد مطالعه قرار دهیم ، تأثیر گذاری داده های رسانه ها برای مخاطبان مانند ، ترزیق پنسلین در وجود بیماری است که اگر دا کتر حاذق به تجویز آن مبادرت نکند بیمار تحت شکنجه قرار گرفته دیر یا زود تمام تندیسش را انتان {میکروب}تحت شکنجه قرار میدهد .لذا برخی روش شناسان رسانه ها به این باور اند که ، اعضای جوامع که تا هنوز تحت تأثیر ، و استقامت رسانه ها قرار نگرفته اند .طیف اجتماع بی دفاع ، منفعل و بی استقامت میباشند . بر مبنای چنین مامول رسانه ها باید ، در روش تاثر گذاری خود منافع ملی را نسبت به هر مامول دگرترجیح داده و برای وفاق همدلی و اگاهی واقعی مخاطبان روند اطلاع رسانی را هماهنگ کنند .
[ یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389 ] [ 20:8 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
عمریست به عیش و شا دی پر داخته  ایم         با با ل هو س به چا ر سو تا خته ایم

القصه    نگا ه   میکنم    کرده خو د            بیهو ده    قما ر    عمر   را   باخته  ایم
[ پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 ] [ 4:47 ] [ سیرو س احمد بد خشا نی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


امکانات وب