X
تبلیغات
کوف اب

تندیس خون آلود

زمانی که طالبان وارد شهر کابل شدند، به گفته نزدیکان احمدشاه مسعود دو بار به داکتر نجیب‌الله پیشنهاد ترک کشور را پشنهاد  داده بود. او هر دو بار پیشنهاد را با این اندیشه که طالبان از جان او خواهند گذشت، رد کرد. ژنرال اسحاق توخی، دستیار دکتر نجیب‌الله که یک روز پیش از مرگ نجیب‌الله همراهش بود، بیان کرد: هنگامی که سه نفر به نزد او (اسحاق توخی) و دکتر نجیب‌الله برای ترک کابل آمدند، آن‌ها این پیشنهاد را رد کردند که اشتباهی بزرگ بود. دکتر نجیب‌الله در صبحگاه نخستین روز ورود طالبان به کابل در تاریخ ۲۷ سپتامبر ۱۹۹۶ از مرکز سازمان ملل در کابل بازداشت گردید و به‌همراه برادرش شاهپور احمدزی شکنجه و کشته شد. طالبان اجساد آن‌ها در چهارراه آریانا در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری افغانستان آویزان کرده و به تمسخر انداختند.اجساد داکتر محمد نجیب‌الله و برادرش توسط مردمان قبیله‌ای از تیرهای چراغ برق پایین شد و به شهر گردیز در ولایت پکتیا انتقال داده شد.

صبحگاه روز اعدا م داکتر نجیب الله از خانه ام که در دارالان موقعیت داشت برا ی جستجوی برادرم که د رارگ شامل خد مت بود به شهر رفتم . از دار الا مان تا پل با غ عمو می سلاح ها ی سنگین و سبک بسیار در مسیر راه دارالا مان از نیرو های مسعود با قی ماند ه بود .تنها در مرکز شهر دو دستگاه ریکتیف بی ایم بیست و یک را دیدم که در موتر های اورال روسی با یک برخ جبه خانه در متن جاد ه افتاده بودند .

مردم در میا ن خود تبصره داشتند که طالبا ن دو تن را در چار راهی آریانا اعدام کرده اند , چون مسیر حرکتم به سوئی ارگ بود آهسته آهسته به سوی چار راهی آریا نا رفتم . در در چا ر سوء چار راهای اندک مردم تجمع و من از میان مردم گذشته خود را به نزدیک پایه سمنتی که با کیبل دو جسد آویزان بود نزدیک شدم .

اما هیچ کس باور نداشت که این اجساد متعلق به داکتر نجیب الله و برادر ش شاهپوراحمدزی باشد . زیرا سر,و روی داکتر نجیب الله آغشته با خون بود , و به دشواری میشد تشخیص داد که این جسد از داکتر نجیب الله فقید است .

داکتر نجیب الله را چند سال قبل زمانیکه در شفاخانه چار صد بستر از نزدیک دیده بود م گرایش بسیار ی به اضافه وزنی داشت , اما جسد را که می دیدم لاغر و آغشته با خون بود .

اما احمد زی را از نزدیک می شناختم و روزگاری در پکتیا او مصروف خدمت سر باز ی بود ومن مسوولیت فرماندهی یکی از غند های فرقه ۱۲ را داشتم.

در تندیس بی جا ن احمد زی آثاری از جراحت و خون نبود , او تو سط فیر گلوله کشته شده بود , بر تنش  پطلون کوبای  وجمپرو در پایش کرمچ  ادی داس  سفید بود . اما داکتر نجیب الله پیراهن تنبان جگری و ,و اسکت سیاه ودر پایش موزه سیاه داشت.  

طالبان برسم استهزأ بر دهن داکتر نجیب الله نوت صد افغانیگی و بر دماغش سگرت را گذاشته بودند . و مردکه پیراهن تنبان نصوار بر تن و ریش بلند داشت در میا ن دو جسد استاده ومصرف دور دادن اجساد بود .

در میان مردم سکوت و ترس تلخ حاکم بود هیچ کس را ندیدم که بر لبش تبسمی باشد , و در این میان به ذهنم داستان حسنک وزیر و بر دار کشیدنش تو سط سلطان مسعود زنده شد. حسنک آن وزیر خرد ورز و نیکو کار ی که عمری در تقوا ,تعبد و تزهد زیست و در فر جام جسد خون آلودش شش ماه بر دار آویزان ماند, تا خشک شد و مادر ش آنرا دفن کرد.



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 12:19 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

دو روز گرم تابستان در ارغنداب با دوستم

در سال 1366 برای اجرای وظیفه به قند هار رفتم. با استناد یاداشتهایم تا ریخ 24 جوزا بود ،ژنرال محمد جمعه اڅک مسوولیت فر ماند هی قول اردوی شماره سوم را در آنجا بدوش داشت . بعد از رسیدن به قندهار به هدایت جنرال اڅک برای ۲۴ ساعت.،[ موله] استراحت داشتیم ومیبایست سا عت۹بجه مورخ ۲۵ جوزا من برای اخذ هدایت به دفتر جمعه اڅک میرفتم .

ساعت ۱۵ کم ۹ بامداد در دفتر جمعه اڅک بود م که جوانمرد که ګرایش به چاقی داشت با قامت موزون بروت ها ی پر پشت ابروان تیره و چشمان بادامی داخل دفتر شد. یاور ګفت :ریس صاحب تورن صاحب را میشناسی ؟ګفتم نه خیر ! ګفت:قوماندان قطعه ۵۳ قهرمان جوزجان است. بعد من را معرفی نموده وهدایت رفتن به دفتر جنرال اڅک را داد .

اڅک که از جنرالا ن جسور آن دوران شمرده میشد ؛بعد از پذیرش رسم وتعظیم ما را به بالای میزی که خریطه کارش هموار بود اشاره کرد. در خریطه اهداف و قوتهایی دوست برنګ سبز و نقاط که مخالفان دولت بود برنګ سرخ نشانی شده بود.شاپلو ن وچوب اشاره را برای من داده وګفت: رییس صاحب ارکان قطعه ....مو قعیت دوست و دشمن را در خریطه برای من با کمیت وترکیب ګروپمانها تعریف کن .

وقتیکه نوبت به تورن دوستم رسید؛ در نخستین نګاه در یافتم که تورن صاحب از علم توپوګرافی کوچکترین اطلا ع نداشته و سمبول های خریطه برایش  فاقد بار معنای اند.تازه تورن صاحب ګسیخته وپراکنده داشت صحبت کند که معاون وزیر دفاع همان وقت جنرال خلیل داخل دفتر شده و ژنرال اڅک با ګرفتن رسم وتعظیم خشک نظامی راپور قطعات و جزوتامهای قندهار را برایش اراییه کرد.

بعد از اراییه ګزارش به ژنرال خلیل وظیفه هر کدام مارا در بالا ی خریطه تعریف ؛ وهدایت داد که به ولسوالی ارغنداب قطعات خودرا انتقال دهید. مرکز ولسوالی که در جوار کوهی در میا ن سنګر های سسنګی و بلند داژ های سر پوشیده قرار داشت تحت

ضربات متواتر توپچی مخالفان قرار داشت . برخی از قطعات از راه دشت که در شرق منطقه چار قلبه موقیعت داشت تعرض خودرا شروع کرده بودند ؛اما ملا ملنګ یکی از فرماندهان مشهور مخالفان چار روز متواتر نه تنها باعث توقف وجلو ګیر ی تعرض قطعات شده بود ؛ بلکه تلفات شد ید ی را بالا ی جزوتا مهای متعر ض وارد آورده بود.جزوتامهای من و تورن دوستم وظیفه داشتند ؛از مسیر نهر شا هی در قر‌أ سیخچل علیا سیخچل سفلی تا با غ سر کاری تعرض نموده ومسیری را که به بند داله منتهی میشد باز کنند. من که در ګدشته هم از نحوه سبک  جنګهای پارتیزانی قند هاریها تجربه داشتم با حزم و احتیاط نزدیک نهر وسایط را جا بجا و در اراضی سبز تعرض را یکجا با تر صد و تعریف وضعیت جدید آغاز کردم.زما نیکه در یک باغ تعرض میکردیم ؛ با احتاط حوا شی آنرا تلاشی وبعد از تامین امنیت در باره تعرض به باغ دوم تصمیم میګرفتیم. این باغها که سر شار از میوه های چون زرد آلو َ؛شفتالو ؛سیب و سایر میوه های شرین وناب دنیا بود ؛ برای ما بهترین زمینه تفریح وترس را مساعد ساخته بود.



تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند 1392 | 15:50 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

برای مادرم

هر روز که یاد میکنم من رویت

کوف آب شکوهمند و یا آمویت

دل درغم عشق تو تپیدن گیرد

بفرست به سوی تربت من بویت

رباعی

اینجا دل من اسیر کوه کمر است

اندر دل هر ذره که دیدم شرر است

بگذار که بر سکوی کوه سجده کنم

از راز دل کوه دل من  خبراست



تاريخ : یکشنبه چهارم اسفند 1392 | 16:35 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

غزلی غزال چشمت غم والتهاب دارد

رهی دشمنی گرفته نگهت خضاب دارد

به تضرع و نیازم نکند ترحم ولطف

مگرم تمام عمرم به من این حساب دارد

 



تاريخ : شنبه بیست و ششم بهمن 1392 | 8:40 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

پر داخت به ادبیا ت کود ک یکی از نیا زها ی است که باید ؛صنا دید اندیشه وقلم با توجه کا رشنا سا نه مطا بق نیاز زمان  ومحیط اجتما عی ما صور ت گیرد .

شخصیت درد ؛ د رک و نحوه نگر ش هر انسا ن منبعث از مجموعه تجا رب ؛شناخت تأثرأت  است که در کودکی از کانون خا نواده ؛محیط پیرا مونی ومحیط مکتب و اجتما ع در ذهن ما نا خود آگاه شکل میگیرد و در آینده مسیر زند گی ما با تأثر از این نوع نگرش مسیر ی را انتخاب میکند .

با تو جه به این مأمول در دنیا دیگر به دورا ن کود کی اهمیت بسیار جدی میدهند ؛ همه روابط کود ک در این دوره تحت بررسی ؛هدا یت و حما یت خا نواده مدرسه و جا معه بیدار است.از فرهنگ تر بیت وتهذیب کود ک تا؛ تامین روابط مدرسه و اجتماع بر مبنا ی دید شناخت  و هدفمندا نه سمت دهی میشود .

از همین سبب ادبیا ت کود ک جدا از ادبیا ت جوا نا ن وبزرگسالا ن است؛ادبیا ت کود ک حامل مجموعه اطلا عا ت است که در آن بر مبنای نیاز کو دک فکر ؛فهم وشعور مثبت قرأت شده وبرای کودک تلقین وتفهیم میگردد.

در گذ شته در برخی خانوا ده ها یکی از مشغله های ذهنی کود کا ن که سواد داشتند پر داخت به محتوای کتا بهای داستانی مانند ورقه وگلشاه ؛داستان های امیرحمزه ؛لیلی ومجنون ؛قصص الا نبیا ؛گلستان سعدی وسایر کتابهای بود ؛که بیشتر محتوا شاه برای بزرگسالا ن بود . اما کود کان به دلیل نبود کتب که مطا بق ذو ق وفهم انها باشد ؛به خوانش این کتب مبادر ت میکردند .با و جود آنکه که بار معنای این کتابها ثقیلتر از درک وبرادشت کود کان بود ؛اما کود کان از همین زاویه وارد دنیا ی کتاب می شدند و ذوق خود را به این وسیله اشباع میکردند.

علی ای حال در دنیا دیگر بر مبنای روان شناسی کود ک کتب  و اطلا عاتی برای آنها  تدارک میشد که حد اقل در ساختار شخصیتی کود ک در بزرگ سالی تأثر گزار باشد.

متأسفانه در کشور ما بر مبنای چنین برداشتی تا اکنون کار هدفمند وتأثیر گزار صورت نگرفته و در حوزه نشر و پخش ادبیا ت کود ک ما شا هد کار تخصصی کمتر بوده ایم .

اقای  



تاريخ : یکشنبه بیستم بهمن 1392 | 7:16 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

وزیری در جنگ؛ مروری بر کتاب جنجالی خاطرات رابرت گیتس

رابرت گیتس در کتاب خاطرات خود از زوایای تازه‌ای از جنگ در افغانستان و عراق پرده برداشته

رابرت گیتس وزیر پیشین دفاع ایالات متحده در کتاب خاطرات خود که به تازگی به بازار آمده به زبانی ساده زوایایی از جنگ در افغانستان و عراق را روشن می‌سازد که اغلب برای تحلیلگران و روزنامه‌نگاران غیرقابل دسترس و مرموز است. همزمان اما، کتاب 'وظیفه: خاطرات یک وزیر در جنگ' تصور معمول خواننده افغان از ظاهر باصلابت و آراسته سیاست آمریکا در قبال افغانستان و عراق را به هم می‌ریزد و آن را به مجموعه‌ای گیج‌کننده‌ از سوء تفاهم‌ها، برداشت‌ها و تحلیل‌های سیاستمردان آمریکایی، افغان و عراقی از جنگ، سلیقه‌های آنها، و دوستی‌ها و اختلافاتِ (بعضا به صورت باورنکردنی پیش‌پا افتادهء) آنها تقلیل می‌دهد.

آقای گیتس در کتاب 'وظیفه: خاطرات یک وزیر در جنگ' در دو بخش به مرور خاطرات سیاسی‌اش از جنگ عراق و افغانستان می‌پردازد. در این مقاله به بررسی خاطرات آقای گیتس از افغانستان پرداخته شده‌است.

کرزی: عجول، متوهم، عصبی

"کرزی یک رهبر پشتون و یک ناسیونالیست افغان بود و عدم اعتماد به بریتانیایی‌ها و انزجار از آنها، در DNA او است."

رابرت گیتس

رابرت گیتس خاطرات زیادی از رابطه و دوستی‌اش با حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان نقل می‌کند. او در جایی از کتابش کرزی را فردی می‌خواند که "هرگز برای قضاوت کردن منتظر فکت نمی‌ماند." با این حال در برخی موارد گیتس اعتراف می‌کند که حق با کرزی بوده است.

وزیر دفاع پیشین ایالات متحده می‌نویسد با وجود آن‌که کرزی موقف سیاسی و حتی زندگی خود را مدیون حمایت آمریکایی‌ها بوده "با آن هم کرزی یک رهبر پشتون و یک ناسیونالیست افغان بود و عدم اعتماد به بریتانیایی‌ها و انزجار از آنها، در DNA او است." گیتس می‌گوید در طول چهارسال و نیم دوره خدمتش به عنوان وزیر دفاع بارها با حامد کرزی، اغلب به صورت خصوصی، ملاقات کرده و هر دو همواره گفت‌وگوهای صریحی با هم داشته‌اند.

گیتس کارکردن با حامد کرزی را "به شدت خسته کننده و دیوانه کننده" توصیف می‌کند و می‌گوید شخص او راز کار کردن موثر با رئیس جمهور کرزی را در گوش فرا دادن بهتر به حرف‌های او یافته بود؛ کاری که به گفته رابرت گیتس کمتر کسی از مقامات غربی به شمول سفیر آن زمان آمریکا در افغانستان، تمایلی به آن داشت. چرا که به نظر بسیاری حامد کرزی در طرح نگرانی‌های خود بسیار صریح و تند بود.

آقای گیتس می‌نویسد: 'مدتها قبل از آنکه موضوعاتی مثل تلفات غیرنظامی، عملکرد کمپانی‌های خصوصی امنیتی، حملات شبانه و استفاده از سگها در جستجوی‌ خانه‌ها به موضوع مورد اختلاف شدید و علنی میان کرزی و ائتلاف بین‌المللی تبدیل شود، رئیس جمهوری افغانستان این مسائل را به طور خصوصی به ما گوشزد می‌کرد. اما ما در درک اهمیت این اشارات و اتخاذ اقدامات لازم کُند عمل کردیم.'

رابرت گیتس می‌گوید کرزی 'به طور استثنایی نسبت به اقدامات و یا نظریات خارجی‌ها که در آن به حاکمیت ملی افغانستان،‌ شهروندان این کشور و یا خود او احترام در نظر گرفته نمی‌شد، حساس بود. او بخصوص نسبت به انتقادات خارجی‌ها از خودش و خانواده‌اش، به ویژه در ارتباط با فساد حساسیت داشت.'

در چندین مورد وزیر دفاع پیشین آمریکا به گرایش رئیس جمهور کرزی به تئوری توطئه اشاره می‌کند که به مرور زمان بدتر شده بود. گیتس می‌گوید، کرزی در جلسه‌ای خصوصی در سال ۲۰۰۷ به او گفته بود:

'کار کردن با ائتلاف شمال، کشور را در معرض خطر قرار داده و اینکه "متحدین پوتین" [ائتلاف شمال] اکنون اعضای پارلمان و حتی کودکان را می‌کشند. حامد کرزی به من گفت: این کار طالبان یا القاعده نیست بلکه کار مردم بد خود ما است.' و اینکه حکومت افغانستان 'برای مهار این وضعیت نیاز به مشوره با آمریکایی‌ها دارد.'

حامد کرزی در چند سال اخیر از بسیاری از سیاست‌های آمریکا در قبال افغانستان انتقاد کرده

به گفته گیتس، از آنجا که بیشتر فعالیت‌های طالبان در جنوب افغانستان متمرکز بوده است، حامد کرزی به او گفته که پشتونها بیشترین ضربه را از این جنگ دیده‌اند و او [کرزی] احساس می‌کند که پشتونها هدف قرار گرفته‌اند. گیتس می‌نویسد 'او این را گفت تا اشاره کند که ما نیاز داشتیم با قبایل پشتون بیشتر کار کنیم' و ادامه می‌دهد: 'این [شخصیت] کلاسیک کرزی بود؛ بیش‌ از حد هیجان زده و پارانوید اما الزاما حرفش اشتباه نبود.'

رابرت گیتس در جایی دیگر به گفت‌وگوی مفصلش با کرزی در مورد قضیه کابل بانک اشاره می‌کند و می‌گوید به رئیس جمهوری افغانستان خاطر نشان ساخته که مقصر دانستن آمریکا برای تمام مشکلات افغانستان کمکی به وضعیت نمی‌کند و از او خواسته که باید در مورد موضوع روند انتقال و قضیه کابل بانک با یکدیگر کار کنند. گیتس می‌نویسد به آقای کرزی هشدار داده که افرادی در اطراف او هستند که از نگرانی‌ها و نارضایتی های او سوءاستفاده می‌کنند و تلاش می‌کنند که او را نسبت به آمریکایی‌ها بدبین سازند و برای اینکار 'تئوری‌های توطئه مسخره‌ای' را به خورد او می‌دهند.

گیتس می‌گوید: '[با این وجود] پاسخ‌های کرزی در آن ملاقات و سپس سخنانش در طول ضیافت شام آن شب این سوال را برایم مطرح کرد که آیا واقعا کرزی به حرف کس دیگری، به جز همان ذهن‌های آلوده به توطئه گوش می‌کند؟'

"کرزی به طور استثنایی نسبت به اقدامات و یا نظریات خارجی‌ها که در آن به حاکمیت ملی افغانستان،‌ شهروندان این کشور و یا خود او احترام در نظر گرفته نمی‌شد، حساس بود."

رابرت گیتس

رابرت گیتس می‌نویسد آن شب کرزی به او گفت که شنیده‌است ایالات متحده می‌خواهد افغانستان را تضعیف کند و آن را به کشورهای کوچکی تجزیه کند. او عملکرد آمریکایی‌ها در ایجاد پلیس محلی و کار با رهبران محلی را "به شدت بی‌ثبات کننده" توصیف کرده و نیز پرسیده بود که "اجندای واقعی آمریکایی‌ها در افغانستان چیست؟". به نوشته گیتس او به طور مفصل در مورد "رادیکالیزه شدن پشتونها" سخن گفته و افزوده که 'هندی‌ها به او گفته‌اند که ممکن است آمریکایی‌ها یا انگلیس‌ها پشت این قضیه باشند.'

ابهام در استراتژی غرب

گیتس در چند جای کتاب خود به صراحت اشاره می‌کند که فرماندهان نظامی و مقام‌های سیاسی غربی و افغان به ندرت ارزیابی واقعی از وضعیت افغانستان داشته‌اند. او می‌گوید گزارش‌ها و معلومات مفصلِ بیش از حد از منابع مختلف نظامی و ملکی (غیرنظامی) باعث می‌شد که هر کس ارزیابی خود را داشته باشد و غالبا این ارزیابی‌ها به شدت متناقض بود. او می‌نویسد:

'در اواسط جون ۲۰۰۸، در جریان یک کنفرانس ویدیویی با ژنرالها در کابل و بروکسل و مقامات ارشد پنتاگون در واشنگتن، بار دیگر عصبانیت شدیدم را نشان دادم و خطاب به مقامات نظامی در کابل گفتم: "شما از کابل حرف‌های بسیار خوبی می‌زنید اما گزارش‌های استخباراتی (اطلاعاتی) نیز به من می‌رسد که نشان می‌دهد همه چیز در افغانستان به سمت جهنمی شدن می‌رود. من نمی‌توانم بفهمم که چطور وضعیت به سمت درستی در حال حرکت است. من حتی فکر نمی‌کنم که رئیس جمهوری [آمریکا] هم تصور روشنی داشته باشد از اینکه ما واقعا در افغانستان چه می‌کنیم؟"

آقای گیتس اعتراف می‌کند که 'ناکافی بودن سرباز، مربی و کارشناس غیرنظامی، سلسله مراتب فرماندهی مبهم و گیج‌کننده، نبود هماهنگی لازم در بخش‌های غیرنظامی و فقدان مکانیسم‌های ارتباطی موثر و واضح میان بخش‌های نظامی و غیرنظامی غربی از یک سو و فساد اداری در تمام سطوح دولت افغانستان، دمدمی‌مزاج بودن رئیس جمهور کرزی، نبود وزرای کاردان و اختلافات میان ولایات و دولت مرکزی' از جمله چالش‌هایی بوده که منجر به سردرگمی و ابهام در وضعیت افغانستان شده است.

"آقای گیتس اعتراف می‌کند که ناکافی بودن سرباز، مربی و کارشناس غیرنظامی، سلسله مراتب فرماندهی مبهم و گیج‌کننده و نبود هماهنگی لازم در بخش‌های غیرنظامی از یک سو و فساد اداری در تمام سطوح دولت افغانستان، دمدمی‌مزاج بودن رئیس جمهور کرزی و نبود وزرای کاردان از چالش‌هایی بوده که منجر به سردرگمی و ابهام در وضعیت افغانستان شد."

گیتس می‌گوید دو هفته بعد از ملاقات فوق با دو مقام دیگر وزارت دفاع با یاب دی هوپ سخیفر، دبیرکل وقت ناتو در واشنگتن دیدار کرده بود و آقای سخیفر به او گفته بود: "احساس من این است که می‌توانیم طالبان را مهار کنیم، اما نمی‌توانیم بر آنها چیره شویم."

در جایی دیگر، رابرت گیتس می‌گوید که تعهد و باور روسای جمهوری افغانستان و ایالات متحده به استراتژی نظامی [افزایش نیرو] برای موفقیت آن حیاتی بود، اما هر دو رهبر 'اگر نگوییم که به این باور رسیده بودند که آن استراتژی [افزایش نیرو] شکست خواهد خورد، حداقل نسبت به کارایی آن تردید داشتند.' وزیر دفاع پیشین آمریکا می‌گوید 'استراتژی لازم و منابع آن بسیار دیر به افغانستان رسیده بود؛ زمانی که کاسه صبر در آن کشور و ایالات متحده لبریز شده بود.'

آقای گیتس در بخش دیگری به گزارش محرمانه‌ای اشاره می‌کند که در آن ژنرال دیوید پترایوس در اوایل سال ۲۰۱۱ در یک جلسه ناتو گفته بود که انتقال مسئولیت‌های امنیتی به افغان‌ها می‌تواند در پایان ۲۰۱۴ "آغاز" شود، در حالی‌که برنامه رئیس جمهور اوباما "تکمیل" انتقال مسئولیت امنیتی به افغانها در پایان ۲۰۱۴ بود. اوباما این اظهارات پترایوس را 'مورد دیگری از سرپیچی از دستور از سوی نظامیان' تلقی کرد. او جلسه شورای امنیت را فراخواند و در جریان آن [در حضور پترایوس] با خشم گفت که قصد او آغاز انتقال مسئولیت امنیتی در جولای ۲۰۱۱ و تکمیل آن در پایان ۲۰۱۴ است.

به گفته گیتس، اوباما در آن جلسه تاکید کرد: "من با هرکسی که بگوید برنامه خروج به تعویق بیفتد، سرسختانه مخالفت خواهم کرد. من ترجیح می‌دهم برنامه خروج تسریع شود. نیازی هم به توصیه‌های زیرکانه در مورد دستوراتم ندارم." گیتس می‌گوید 'رئیس جمهور اوباما سپس افزود: "اگر به این باور برسم که با من بازی می‌شود…" و جمله‌اش را ناتمام گذاشت، به وضوح به این معنا که عواقب بسیار سختی خواهد داشت.'

"گیتس نوشته که کرزی به او گفته بود: کار کردن با ائتلاف شمال کشور را در معرض خطر قرار داده و اینکه "متحدین پوتین" اکنون اعضای پارلمان و حتی کودکان را می‌کشند. حامد کرزی به من گفت: این کار طالبان یا القاعده نیست بلکه کار مردم بد خود ما است.'"

رابرت گیتس در ادامه می‌نویسد که به نظر او این تلقی اوباما که ژنرال پترایوس او را بازی می‌دهد، نادرست بود و نسبت به پترایوس نیز بی‌حرمتی حساب می‌شد. رابرت گیتس احساس خود در آن لحظه را اینطور تشریح می‌کند: ‌'همانطور که [در جلسه] نشسته بودم با خود اندیشیدم: رئیس جمهور به فرمانده خود [پترایوس] اعتماد ندارد، نمی‌تواند کرزی را تحمل کند، به استراتژی خودش باور ندارد و نمی‌پذیرد که این جنگ [افغانستان] جنگ اوست. برای او، تمام مساله خروج از افغانستان است. [جو]‌ بایدن همچنان به تحریک او ادامه می‌دهد و دستیاران اوباما برای نشان دادن اخبار و معلومات تهییج‌کننده به او که عملکرد پترایوس و دیگر فرماندهان ارشد نظامی را زیر سوال می‌برد، هیچ فرصتی را از دست نمی‌دهند.'

گیتس می‌گوید با همه اینها پیروزی ماموریت افغانستان حیاتی بود: 'چرا که شکست خوردن یک ابرقدرت دیگر در افغانستان از تندروان اسلام‌گرا عواقب ویران کننده و طولانی در سرتاسر جهان اسلام می‌داشت. این تصور که ایالات متحده در افغانستان شکست‌خورده تلقی شود، آن هم در حالی که آمریکا با بحران اقتصادی روبرو بود، تاثیرات مهمی بر جایگاه این کشور در جهان باقی می‌گذاشت. نیکسون و کسینجر قادر بودند با ایجاد ارتباط با روسیه و چین عواقب شکست آمریکا در ویتنام را مهار کنند و نشان دهند که ما هنوز هم در صحنه جهانی با قدرت هستیم. اما ایالات متحده در سال ۲۰۱۰ چنین شانسی نداشت.'

تلاش آمریکا برای مهندسی انتخابات ۲۰۰۹

ریچارد هالبروک که در دسامبر ۲۰۱۰ درگذشت، نماینده ویژه آمریکا برای افغانستان و پاکستان بود و نقش مهمی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ ایفا کرد.

رابرت گیتس به صراحت به تلاش آمریکایی‌ها برای تاثیر گذاشتن بر نتایج انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال ۲۰۰۹ اشاره می‌کند. این موضوع احتمالا می‌تواند به درک بهتر اینکه چرا حامد کرزی تضمین شفافیت و آزاد بودن انتخابات از سوی آمریکا را به عنوان یکی از شرایط امضاء توافقنامه امنیتی مطرح کرد، کمک کند.

آقای گیتس اشاره می‌کند که انتخابات سال ۲۰۰۹ باید در ماه می آن سال، برگزار می‌شد اما ایالات متحده اصرار داشت که این انتخابات به آگوست ۲۰۰۹ به تعویق افتد. ریچارد هالبروک، فرستاده ویژه آمریکا برای افغانستان و پاکستان معتقد بود که برگزاری انتخابات در ماه می می‌توانست توانایی اپوزیسیون سیاسی افغان برای رقابت در انتخابات و نیز قابلیت ایساف در تامین امنیت را تضعیف سازد. گیتس به تعویق افتادن انتخابات به ماه اگوست در نتیجه اصرار اداره اوباما و هالبروک را 'نقض قانون اساسی این کشور و مسامحه در نگهداشتن کرزی در قدرت به صورت غیرقانونی برای چند ماه' می‌خواند.

رابرت گیتس اما اضافه می‌کند که هدف از این کار، وقت دادن به دیگر نامزدان ریاست جمهوری برای سازماندهی خود و شرکت در'انتخاباتی معتبر' در افغانستان بود. این کار به هالبروک نیز وقت کافی می‌داد تا جایگزین مناسب کرزی را انتخاب و از او حمایت کند و به گفته گیتس 'به جهنم که قانون اساسی افغانستان بر سر راه دستیابی به این هدف نقض می شد!'

رابرت گیتس سپس به تشریح فعالیت‌های هالبروک برای حصول اطمینان از شکست کرزی در انتخابات بیستم آگوست ۲۰۰۹ می‌پردازد. فرستاده ویژه آمریکا برای افغانستان و پاکستان، اصرار داشت که تمامی نامزدها به صورت مساوی از امنیت شخصی، دسترسی به رسانه‌ها و امکانات کمپین انتخاباتی برخورددار باشند. اما خواست واقعی او این بود که به رقبای کرزی اعتبار کافی بدهد تا کرزی در دور اول رای کافی کسب نکند و انتخابات به دور دوم کشیده شود. به گفته وزیر دفاع پیشین آمریکا، با آنکه برخلاف انتخابات ۲۰۰۴، موضع رسمی آمریکایی‌ها در انتخابات ۲۰۰۹ بی‌طرفی بود، اما ریچارد هالبروک و کارل ایکنبری، سفیر وقت آمریکا در کابل با نامزدهای رقیب کرزی ملاقات می‌کردند، با آنها عکس می‌گرفتند و حتی در گردهمایی‌های آنها شرکت می‌کردند.

"گیتس می‌گوید هدف از تاخیر در انتخابات ۲۰۰۹، وقت دادن به دیگر نامزدان ریاست جمهوری برای سازماندهی خود بود. این کار به هالبروک نیز وقت کافی می‌داد تا جایگزین مناسب کرزی را انتخاب و از او حمایت کند و به گفته گیتس 'به جهنم که قانون اساسی افغانستان بر سر راه دستیابی به این هدف نقض می شد!'"

رابرت گیتس می‌گوید این امر باعث شد که کرزی به این نتیجه برسد که ایالات متحده از او فاصله گرفته و در حال معامله با 'جنگ سالاران' و کمک به برنده شدن آنها در انتخابات است.

گیتس می‌نویسد که انتخابات با دشواری‌های امنیتی زیاد و 'با وجود تقلب گسترده از سوی کرزی' به دور دوم کشید. کای آیده، نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان گزارشی در مورد انتخابات تهیه کرد تا به کنفرانس وزرای دفاع ناتو ارائه کند. رابرت گیتس می‌نویسد: 'در آن کنفرانس کای آیده کنار من نشسته بود و قبل از آنکه به سخنرانی بپردازد، در گوش من گفت با وجود آنکه می‌خواهد در سخنرانی خود بگوید که دخالت خارجی گستاخانه‌ای در انتخابات افغانستان وجود داشت، اما می خواست من بدانم که ملاحظهء ایالات متحده و ریچارد هالبروک را خواهد داشت.'

آقای گیتس اعتراف می‌کند که قضایای انتخابات باعث شد که کار با کرزی از قبل دشوارتر شود و انتقادات تند او حداقل در 'ماجرای تلاش ناکام و ناشیانه ما برای براندازی حکومتش' توجیه پیدا کند.

رفتارهای 'بی‌فکرانه'

رابرت گیتس در کتاب خاطرات خود بارها از عملکرد سیاسی و نظامی آمریکایی‌ها در افغانستان به تلخی انتقاد می‌کند. او تلفات غیرنظامیان را یکی از چالش‌های جدی آمریکایی‌ها به حساب می‌آورد و می‌نویسد: 'هر حادثه [تلفات ملکی] یک شکست استراتژیک بود و طالبان همیشه از آن به نفع خود استفاده می‌کردند و کرزی آن را بزرگ‌نمایی می‌کرد.'

رابرت گیتس اذعان می‌کند که عملیات‌های نظامی آمریکایی‌ها جنبه‌های دیگری نیز به جز تلفات ملکی داشت که باعث نارضایتی مردم عادی و عصبانیت رئیس جمهورکرزی می‌شد

وزیر دفاع پیشین ایالات متحده به تشریح ملاقات‌های خود با کرزی در مورد تلفات غیرنظامیان و حملات شبانه می‌پردازد و می‌گوید که در یکی از این دیدارها، به طور خصوصی به کرزی در مورد تدابیر آمریکایی‌ها برای جلوگیری از کشته شدن مردم عادی در جریان حملات توضیح داده است. گیتس می‌گوید به حامد کرزی گفته که 'میل شدید او به ابراز علنی خشمش از کشتار غیرنظامیان که بر مبنای معلومات اغلب نادرست صورت می‌گیرد، متحدینش را در بدترین وضعیت ممکن و در معرض آسیب واقعی قرار می‌دهد. از او خواستم که در مورد تلفات غیرنظامی تا زمانی که واقعیت را نمی‌داند، حرفی نزند و خاطرنشان ساختم که طالبان عمدا غیرنظامیان افغان را می‌کشند و [با استفاده از آنها به عنوان سپر انسانی] افراد ملکی را در معرض خطر قرار می‌دهند و او [کرزی] باید نسبت به این موضوع نیز با همان تندی و صراحت اعتراض کند.'

گیتس می‌گوید این توصیه‌های او تاثیری روی کرزی نداشت.

با همه اینها، رابرت گیتس اذعان می‌کند که عملیات‌های نظامی آمریکایی‌ها جنبه‌های دیگری نیز به جز تلفات ملکی داشت که باعث نارضایتی مردم عادی و عصبانیت رئیس جمهورکرزی می‌شد. او می‌گوید 'حملات شبانه با وجود موثر بودنشان در کشتن یا دستگیری رهبران طالبان، باعث واکنش خصمانه از سوی مردم عادی می‌شد.' آقای گیتس، جستجوی‌ خانه‌ها با استفاده از سگ [که از نظر آموزه‌های اسلامی حیوانی نجس به حساب می‌اید] رفتار غیرمحترمانه با مردم، تخریب دارایی‌ها و مایملک روستاییان در جریان حملات را از جمله دلایل برانگیخته شدن خشم مردم نسبت به سربازان آمریکایی‌ می‌شمارد.

"ما اغلب به فرهنگ اسلامی آنها بی‌احترامی می‌کردیم و حرمت بزرگان قومی آنها را نگه نمی‌داشتیم. ما با آن عده از مقامات افغان که از شهروندان عادی افغان اخاذی می‌کردند، همکاری می‌کردیم.با این وضعیت آیا جای تعجبی است که کرزی و دیگران شکایت می‌کردند که در کشور خود هیچ صلاحیتی ندارند؟"

رابرت گیتس

او 'رفتار بی‌فکرانه' با مقامات افغان از سوی آمریکایی‌ها را نیز چالش دیگری می‌داند و می‌نویسد: 'وسایط نقلیه آمریکایی‌ها و نیروهای ائتلاف در جاده‌ها به صورت رعب آوری در حرکت بودند و باعث هراس مردم می‌شدند. ما اغلب به فرهنگ اسلامی آنها بی‌احترامی می‌کردیم و حرمت بزرگان قومی آنها را نگه نمی‌داشتیم. ما با آن عده از مقامات افغان که از شهروندان عادی افغان اخاذی می‌کردند، همکاری می‌کردیم. در کابل و در دیگر ولایات ما و همچنین سازمان‌های غیردولتی، به طور مرتب به اجرای پروژه‌های توسعه‌ای، بدون مشوره گرفتن از مردم محل، تصمیم می‌گرفتیم و کمتر از آنها می‌خواستیم که بگویند چه چیزی نیاز داشتند. با این وضعیت آیا جای تعجبی است که کرزی و دیگران شکایت می‌کردند که در کشور خود هیچ صلاحیتی ندارند؟ یا اینکه مقامات نسبتا صادق و باکفایت افغان شکایت می‌کردند که مردم عادی به آنها احترامی ندارند؟'

آقای گیتس به سهم داشتن غربی‌ها در فساد گسترده اعتراف می‌کند و می‌گوید: 'با وجود تمام کشمکش‌ها و گزافه‌گویی‌هایمان در مورد فساد، ما از این موضوع غافل بودیم که خود ما چقدر در آن دست داشته‌ایم؛ [نقش ما در فساد] در حدی بود که حجم تجارت مواد مخدر در برابر آن ناچیز جلوه می‌کرد. ده‌ها میلیارد دلار از سوی آمریکا و سایر متحدین ما به افغانستان سرازیر می‌شد و ما به این که چقدر از این پول صرف رشوه می‌شود و به حساب‌های‌ بانکی در دوبی انتقال می‌یابد، توجهی نداشتیم. بازرسان خود ما به ما گفته بودند که مکانیسم‌های تفتیش ایالات متحده تا چه حد ناکارآمد است و در مواردی اصلا چنین تفتیشی وجود نداشت. با همه اینها، از کرزی گرفته تا پایین‌ترین فرد افغان مجبور بودند در مقابل شکایت‌های ما از فساد [در دولت افغانستان] سر خود را تکان دهند.'

ارزیابی از وضعیت افغانستان

"ادامه حضور محدود نظامی ناتو بعد از ۲۰۱۴ به منظور آموزش قوای افغان، حمایت لوژستیکی و استخباراتی، حمایت هوایی، عملیات‌های ضدتروریسم، همزمان با حمایت مالی از قوای مسلح افغان، شانس موفقیت ما را به طور قابل ملاحظه‌ای [در مقایسه با شوروی سابق] افزایش خواهد داد. اگر از همین حالا نشان دهیم که این نقش حمایتی را بر عهده خواهیم گرفت، دوستان و دشمنان ما خواهند دانست که ما اشتباه استراتژیک اوایل دهه نود را تکرار نخواهیم کرد و افغانستان را به حال خود رها نمی‌کنیم. همه ما عواقب آن اشتباه را به خوبی به یاد داریم."

رابرت گیتس

آقای گیتس می‌نویسد به تدریج تعریف او از 'پیروزی' در افغانستان تغییر کرد: 'در دسامبر ۲۰۰۶ اهداف من از جنگ، ساده، واضح و نسبتا کوچک بود، اما به نظر می‌رسید که حتی همان اهداف حداقلی هم قابل دستیابی نیست… من در افغانستان فقط به دنبال یک حکومت افغانی و ارتشی بودم که به حد کافی قوی باشند و بتوانند از بازگشت طالبان و القاعده به کشورشان جلوگیری کنند. این اهداف بسیار کوچکتر از اهداف جورج بوش بود. بخصوص از زمانی که به این باور رسیدم که ایجاد حاکمیت دموکراتیک در هر دو کشور [افغانستان و عراق] به زمان بسیار بیشتر از آنچه ما در اختیار داشتیم، نیاز داشت.'

او می‌گوید هنوز باید منتظر نتایج ماموریت غرب در افغانستان ماند اما نسبت به آن ابراز خوشبینی می‌کند. آموزش قوای افغان از نظر او به خوبی پیش می‌رود و مسئولیت امنیتی نیز با موفقیت در حال انتقال به نیروهای افغان است. با اینحال اضافه می‌کند که آینده افغانستان نشان خواهد داد که آیا ماموریت نظامی در افغانستان موفق بوده یا اینکه تمام تلاشها و سرمایه‌گذاری مالی و جانی غرب به هدر رفته است.

آقای گیتس با اشاره به جنگ داخلی در افغانستان پس از خروج قوای شوروی سابق می‌گوید:

'ادامه حضور محدود نظامی ناتو بعد از ۲۰۱۴ به منظور آموزش قوای افغان، حمایت لوژستیکی و استخباراتی، حمایت هوایی، عملیات‌های ضدتروریسم، همزمان با حمایت مالی از قوای مسلح افغان، شانس موفقیت ما را به طور قابل ملاحظه‌ای [در مقایسه با شوروی سابق] افزایش خواهد داد. اگر از همین حالا نشان دهیم که این نقش حمایتی را بر عهده خواهیم گرفت، دوستان و دشمنان ما خواهند دانست که ما اشتباه استراتژیک اوایل دهه نود را تکرار نخواهیم کرد و افغانستان را به حال خود رها نمی‌کنیم. همه ما عواقب آن اشتباه را به خوبی به یاد داریم.'



تاريخ : چهارشنبه نهم بهمن 1392 | 11:16 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

نکته نخست

تا زما نیکه شر أیط تقا بل و توازن میا ن پدیده ها برا برنشود ؛اهمیت و؛و یژگی پدیده ها ی خوب و بد شنا خته نمیشود.سا ده تر ین را ه برا  ی شنا خت ارز شها تقا بل و برابر ی آنها درفر صت استفا ده است.مانند استفا ده آب شو رشرین در زمان غلبه  تشنگی.

نکته دوم

تنو ع وایجا د سلا یق و سبک پیدا یش فر هنگ د رفرا یند تا ریخ و زند گی پیوند تنگا تنگ با قدرت ؛اقتصاد و شرایط زندگی مرفهٔ داشته است.

 کسب لذت همیشه مأ مول اشخا ص بوده است که  زندگی آنها دروضعیت خوب قرا رداشته و پیوسته برا ی د رک و تجربهٔ بهتر زند گی در جستجوی یا فتن تنوع در سبک و سلیقه ٔ مانند پوشیدن ؛نوشیدن واندیشیدن بوده اند . همین گزینش سبک و سلیقه تا زه با عث پیدا یش فر هنگ شد ه است.

 



تاريخ : یکشنبه بیست و نهم دی 1392 | 3:3 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

فیسبو ک چیست ؟

در بیا ن چیست بود ن فیسبوک من بزبان در ی هیچ محتوا ی را نخواند م .لهذا اگر کسی بپرسد فیسبو ک چیست میگویم:

فضا یی که ما توانای جوشش و جنبش خود را سجل میکنیم  .

فضایی که میشاسیم و شناخته میشویم .

فضایی که آموزه ها ی اخلا قی و بد اخلا قی را فرا میگیریم.

فضا یی که داد وستد مساویانه میا ن ما و مخاطبان  صورت میگیرد .

فضایی که وقت گرانبها ی ما ن را به حراج میدهیم .

وفضا یی که از وقت گرانبها استفاد ه بهینه میشود.

وفضایی که مجا زی است اما حقایق بزرگ در این فضأ مجا زی تولد میشود.

کابل بیست وشش جدی



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 | 15:7 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

تعر یف غم

اگر خا نه ؛ثرو ت و تما م مکنتت تاراج شد ه است اینها غم نیستند .

اگر در اثر گلو له تفنگ خصم بر بازو یت زخم شد ید فشار دارد این هم غم نیست .

اگر در غیا بتت از با ب سعا یت مرد م بد گو ی میکنند این هم غم نیست .

اگر پدر ما در و فرزند ت مرد ه است ؛با ور کن که تو هم فردا میمیر ی پس این رویداد ها هم غم نیستند.

اما بزرگتر ین غم آن است که بر کسی اعتما د کنی ولی اوارزش صدا قت را ندا ند و در پی مطا مع پست ما د ی با شد.

 



تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی 1392 | 19:29 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
اگر حس خود خواهی و انا نیت در ضمیر ما جا افتد آدمیت می میمیرد .
اگر در اوجنای قدرت تعا دل اند یشه و مدارا ِرا فرامو ش کنیم آدمیت میمیرد.
اگر در روز ها ی داشتن مکنت؛ درد تهی دستی یاران را فرامو ش کنیم آدمیت میمیرد .
اگردر روز ها ی شا د ی دید کوتا هی بر ماتمزده گا ن نکنیم شرافت ما فا قد ارزش میشود.
اگر در اوجنا ی داشتن ثرو ت ؛ نگا هی کوتا هی بر بیچا رگی کو د ک همسا یه نداشته با شیم تفسیر نا م آدمیت در ...

با ره آدم بود ن ما بی تفسیر میشود.
اگر امروز که در بسا ط ما توا ن و توشه زند گی است برای فردا هم باید مکث کنیم که بعد از گذشت مکنت دوره رسید ن رخوت حتمی است.
خوب میدا نیم که آز ؛کینه ؛تن پرو ری ؛بد گو ی وپرورش نفرت در ضمیر؛ روح را آلود ه وجدا ن را بیمار وشخصیت آدمی را گرفتا ر درد ها ی مزمن شک وظن میسازد ؛از همین لحظه این را خصا یص بدرود بگو!


تاريخ : سه شنبه هفدهم دی 1392 | 17:24 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
در توا فق نامه امر یکا و افغانستان بر سر این مسایل اختلاف است
نویسنده: ویندا فلباب براون

خواسته دیگر مذاکره‌کنندگان افغان این بوده که آمریکا تعهدات محکم، مشخص و چند لایه‌ای در مورد ارائه کمک‌های مالی به افغانستان متقبل شود. این خواسته هم با قانون اساسی آمریکا مغایرت دارد و کنگره آمریکا کمک‌های خارجی را به‌صورت سالانه تعیین می‌کند.

البته ظاهرا آمریکا در مورد یکی از خواسته‌های اساسی افغانستان به ن...وعی کوتاه آمده است (هرچند که معلوم نیست چگونه)، و آن خواسته این است که واحدهای ضد تروریستی آمریکا بعد از سال ۲۰۱۴ فقط القاعده (و نه طالبان) را مستقلا هدف قرار دهند. حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، سعی کرده حتی عملیات‌های ضد تروریستی هم از کانال نیروهای امنیتی افغان انجام شود، و طرف آمریکایی تنها به کارهای اطلاعاتی بسنده کند.

یکی از چیزهایی که آمریکا بر سر آن حاضر به مذاکره نیست، مسأله مصونیت قضایی سربازان آمریکاییست. دولت افغانستان سعی کرده این مصونیت را لغو کند و سربازان آمریکایی که در دادگاه‌های افغان تحت پیگرد قرار دهد.

آمریکا از بسیاری از کشورهایی که سربازان خود را به آنها اعزام می‌کند، چنین مصونیتی را طلب می‌کند. در جایی مثل افغانستان که غرق در فساد مالی و اداریست، دادستان‌ها قدرت واقعی جمع‌آوری اسناد و ادله ندارند، وکلای مدافع ضعیفند، و عدالت معمولا به فروش می‌رسد، آمریکا بر سر موضوع مصونیت قضایی کوتاه نخواهد آمد.

در نتیجه، در نبود ضمانت در مورد مصونیت قضایی، آمریکا اکیدا با ماندن سربازانش در افغانستان مخالفت خواهد کرد. بحث اعطا یا عدم اعطای مصونیت قضایی یکی از موضوعات عمده مورد بحث در لویه جرگه خواهد بود، و تأثیر سرنوشت‌سازی بر نهایی شدن یا نشدن توافق امنیتی و ماندن سربازان آمریکایی در افغانستان بعد از سال ۲۰۱۴ خواهد داشت.


تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 | 8:20 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. <دکتر علی شریعتی>

اما من فکر میکنم حسین در جستجو ی دو گو نه آب بود ؛ اگر آب بیرنگ و بو ذایقه را برای تشنگان کربلا میخواست آب که در ما هیت آن ابرو ؛تقوا وطها رت بود میخوا ست آنرا برای من و ما تفویض کند تا ذات پا ک ما و من در گندآ ب گمرا هی غر یق نشود و من ما خسر الدنیا والا خرةشمرد ه نشو یم.

بلی !

هر چند مد تها ست حرفه گزارش نو یسی را برا ی همکا را نم تفو یض کرد ه و گا ه نا گاه به نوشتن رویداد ها ی مبا در ت میکنم که د روا قع همه برا ی دل مشغو لی اند تا زمان به صو رت هد رمصر ف  و دگر هیچ.

اما تجلیل از رو ز عا شورا در وزا رت اطلا عا ت فر هنگ و ارایه چند دید متفا و ت که عصا ر ه قرآت اقا ی داکتر رهین وزیر اطلا عات و فر هنگ ؛ داکتر نیا ز ی و ریس بنیاد حسینیه  از عا شورا بود مرا وا دا شت تا در روز عا شورا در شهر بگردم و با عنیت رویکرد و تلقی مرد م از بر گزا ری عا شورا از نو بخوا نم .

فر هنگ عا شورا از هر زا ویه که حلا جی شود تبین و تصو یر ان بد ون شک به معنا ی احترا م به اراده ؛نفر ت از انا نیت وگستر ش عدا لت ا جتما عی مفهو م دارد . اما به هر غا یه و انگیزه یی که بو د ه در فرا یند تا ریخ این فر هنگ تا حد ی از بستر طبعی خود عدو ل نمو ده و رنگ و زنگ سیا سی کسب کرد ه است .

 این رنگ و زنگ سیا سی مو جب ان شد ه تا بر چسب ها ی با پندا ر ها ی کج بر جنب و جنا ح این رو یداد بخیه کنند و این رو یداد با همه عظمت و تقد س خود رنگ و زنگ متفا وت بگیرد.

سینه زنی ؛ خو نریزی ها و نوحه گری ها ی گو ش خرا ش در گذ شته نا شی از این رنگ و زنگ بو د ه است .

اما تا انجا که امسا ل من نحوه بر گزا ری از این رو یداد را در وزا رت اطلا عا ت فر هنگ ؛مسجد خا تم النبین ؛تکیه خا نه چندا ول مسجد فاطمة <ز>دید م رنگ و پیرا یه عر فانی و متفا وت با سالها ی دگر داشت .

در شهر در جایگا ه ها  ی منا سب غر فه ها ی ویژه جهت ارایه اب و نو شا به و شیر برای مرد م تدارک شد ه بو د .از ازدحام ترا فیک و سینه زنی در چها ر سو قها خبر ی نبو د و حتا از بلند گویها ی مسا جد و منابر اوا ی تند و لحنها ی .. . به بیرو ن را ه نکشیده بود .

در داخل تکا یا مسا جد و سا یر محلا ت معین این رو ز فقط پیا مش را به کسی داد که خوا هان پیرو ی از را ه حسین بود وبس.

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 | 12:1 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
وید و ی کشتن سه تن شخص غیر مسلح راکه متهم به همکا ر ی با نیرو ها ی دو لت اند در متن خود
شها دت از یک واقیعت رو شن و تعر یف دارد و ان واقیعت درند ه خوی یک جریا ن را تعر یف میکند و از جا نبی این اقدا م ما هییت انها ی را تعر یف میکند که به نا م اسلام این کنش ها را مشرو ع میدا ند و جا معه رو حا نیت هم از تسسنن و تشییع در این مو رد ۱۳ سا ل است سکو ت معنا دار دارد اما این جر یا ن با گذ شت هر رو ز قلا ده سیا ه بر گرد ه و گردن ملیو نها انسا ن انداخته و با همکاری
ما د ی و معنو ی انها با سما جت و قبا حت بر مشرو عیت خود تا کید دارد

بیا یید این مشکل را مسوو لانه و عقلا نی رد یابی کنیم تدا و م خشو نت محرو میت های اقتصا دی فقر فر هنگی قرا ت ها ی خود من دراو ردی از اسلا م نفو ذ سا زما نها ی استخبا را تی تدا خل غیر مروز قد رتها ی جها نی و شگرد تعا مل ما در پیو ند با انها تا کدا م اندازه مسبب چنین کنش ها ی دد منشا نه است . ...
پا کستا ن با دادن دادن ۴۰ هزار کشته در ۱۲ سال گذشته در جنگ با تروریزم دلیل محکمی برا ی رد این اتهام نیا ورد ه است که از پیکارجویان به‌ عنوان ابزاری در زمینه سیاست خارجی استفاده می ‌کند.
هند و پاکستان در ۶۰ سال گذشته ۴ بار با هم جنگیده اند. امروز هند یکی از کشورهاییست که بیشترین کمک‌های مالی را به افغانستان می‌کنند.
سرا ن کشو ر ها ی عر بی همه یک دل و یک زبا ن با غر ب و امر یکا در راستا ی حما یت و
مبا رزه انها با ترو ر ایزم متحد اند . اما مرد ما ن شا ن با یک دل و یک تصمیم سالیا نه ملیارد ها دینا ر برا ی کمک به طا لبا ن می فرستند .
انها ی که بر اریکه قد رت چمبا ته زده اند در ۱۳ سا ل گزشته عوا مل را رد یا بی نکر ده اند و هر رو ز با تو سل به کنش ها ی بی معنا اب در هاو ن می کوبند.
اما نمیدا نم ما مو ریت روشنفکر که در فرا یند این رویداد ها نقش مترصد را دارد تا اگر رو زی
اوضا ع به سو ی بی ثبا ت برو د با ز فقط اشک بریزد .دگر هیچ.


تاريخ : جمعه دهم آبان 1392 | 13:47 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
وید و ی کشتن سه تن شخص غیر مسلح راکه متهم به همکا ر ی با نیرو ها ی دو لت اند در متن خود
شها دت از یک واقیعت رو شن و تعر یف دارد و ان واقیعت درند ه خوی یک جریا ن را تعر یف میکند و از جا نبی این اقدا م ما هییت انها ی را تعر یف میکند که به نا م اسلام این کنش ها را مشرو ع میدا ند و جا معه رو حا نیت هم از تسسنن و تشییع در این مو رد ۱۳ سا ل است سکو ت معنا دار دارد اما این جر یا ن با گذ شت هر رو ز قلا ده سیا ه بر گرد ه و گردن ملیو نها انسا ن انداخته و با همکاری
ما د ی و معنو ی انها با سما جت و قبا حت بر مشرو عیت خود تا کید دارد

بیا یید این مشکل را مسوو لانه و عقلا نی رد یابی کنیم تدا و م خشو نت محرو میت های اقتصا دی فقر فر هنگی قرا ت ها ی خود من دراو ردی از اسلا م نفو ذ سا زما نها ی استخبا را تی تدا خل غیر مروز قد رتها ی جها نی و شگرد تعا مل ما در پیو ند با انها تا کدا م اندازه مسبب چنین کنش ها ی دد منشا نه است . ...
پا کستا ن با دادن دادن ۴۰ هزار کشته در ۱۲ سال گذشته در جنگ با تروریزم دلیل محکمی برا ی رد این اتهام نیا ورد ه است که از پیکارجویان به‌ عنوان ابزاری در زمینه سیاست خارجی استفاده می ‌کند.
هند و پاکستان در ۶۰ سال گذشته ۴ بار با هم جنگیده اند. امروز هند یکی از کشورهاییست که بیشترین کمک‌های مالی را به افغانستان می‌کنند.
سرا ن کشو ر ها ی عر بی همه یک دل و یک زبا ن با غر ب و امر یکا در راستا ی حما یت و
مبا رزه انها با ترو ر ایزم متحد اند . اما مرد ما ن شا ن با یک دل و یک تصمیم سالیا نه ملیارد ها دینا ر برا ی کمک به طا لبا ن می فرستند .
انها ی که بر اریکه قد رت چمبا ته زده اند در ۱۳ سا ل گزشته عوا مل را رد یا بی نکر ده اند و هر رو ز با تو سل به کنش ها ی بی معنا اب در هاو ن می کوبند.
اما نمیدا نم ما مو ریت روشنفکر که در فرا یند این رویداد ها نقش مترصد را دارد تا اگر رو زی
اوضا ع به سو ی بی ثبا ت برو د با ز فقط اشک بریزد .دگر هیچ.


تاريخ : جمعه دهم آبان 1392 | 13:47 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

این رو یداد  مهم نیست که سطح دید و درا یت ما از زند گی زما ن و مکا ن در کدا م نرد با ن است . مهم این است فرا یند تو سعه با  زسا ی و نو سا زی دنیا بیشتر از سرعت نو ر در حا ل حر کت است . و بخشی از دنیا تو سعه یا فته با این حر کت همگا م و هم نبض و هم نفس است.

 و لی با د ریغ که فرا یند حر کت من و محیط من همرا ه با سطح دید گا ه فلا ن رهبر است  که گو ی رهبر ی را به استمداد تفنگ به دست او رد ه  و نسبت به فرا یند حر کت انسا ن ها ی خلا ق شهر ما را تون  کو چکتر ین ایده یی ندارد .

اگر من محکو م به اید ه گر فتن از شگر د این رهبر عا صی و عقب ما ند از زما ن با شم در یغ به حا ل و  ایند ه پسرم .



تاريخ : شنبه بیست و هفتم مهر 1392 | 18:3 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

ما همه احساساتی انسانی داریم

وظیفه خبرنگاران رویت رخدادهایی است که به ندرت در تجربه شخصی بقیه مردم می‌گنجند. آن‌ها در نقش چشم و گوش مخاطبانشان حاضر می‌شوند و ممکن است با صحنه‌هایی تلخ و تکان‌دهنده روبه‌رو شوند.

 باید پذیرفت که یک خبرنگار فرای یک انسان نیست. حتی بهتر است بگوییم که انسانیت رکن اصلی حرفه خبرنگاری است. در نتیجه اصلا عجیب نیست که تحت تاثیر رویدادهایی که پوشش می‌دهید قرار بگیرید.

کار خبرنگاری شما را از حوادث و رویدادهایی که پوشش می‌دهید جدا و محافظت نمی‌کند و نمی‌توانید انتظار داشته باشید که به هیچ عنوان تحت تاثیر آن رویدادها قرار نگیرید.

همیشه با خود روراست باشید و بپذیرید که کاری که می‌کنید حاوی خطرات و چالش‌های مختلفی است و محدودیت‌های خودتان هم می‌تواند بر آن‌ها بیافزاید.

سعی نکنید ترس‌هایتان را مخفی کنید. می‌توانید با افراد مقتضی درباره مسائلی که برای شخص شما ترس‌آورند صحبت کنید: امنیت خودتان، خانواده‌اتان و موضوعاتی که با اعتماد به نفس شخص خودتان ارتباط دارند.

و در نهایت سعی کنید رویداد خبری را از جنبه‌های مختلف بسنجید. آمادگی کامل از مشغله ذهنی شما می‌کاهد و احتمال بروز موارد هراس‌آور را در آینده کم می‌کند.

شما در در جریان کار خود با مرگ، رویدادهای دراماتیک و فشارهای شدید روانی روبه‌‍رو می‌شوید و حاشیه امنیتی که احتمالا برای خود ساخته‌اید فروخواهد ریخت. موقعیت‌های مختلف شما را به عنوان یک خبرنگار و به عنوان یک انسان به چالش خواهند کشید.

 

راه مقابله کردن چیست؟

از لحاظ عاطفی مهم است که به‌یاد داشته باشید شغل شما چیست. شما خبرنگارید و نه مامور امداد و نجات. وظیفه شما تهیه خبر از رویداد جاری است. البته این کار آسانی نیست. مجبور می‌شوید تصمیمات سختی بگیرید. برای مثال مصاحبه را ادامه می‌دهید یا به کمک شخصی می‌روید؟

انسان‌ها، و به‌خصوص خبرنگاران، موجودات مقاومی اند. با این حال همچنان باید خود را برای چیزهایی که خواهید دید آماده کنید. البته یک سپر دفاعی محکم کافی نخواهد بود. روش درست این است که بپذیرید که برق از سرتان خواهد پرید، که تحت تاثیر قرار خواهید گرفت و جویبار حوادث شما را خواهد برد و، وقتی همه چیز تمام شده است، در جمع همکاران از تجربه‌هایتان خواهید گفت.

 

نزدیکی عاطفی با یک رویداد

رویدادی را در نظر بگیرید که به شخص شما مربوط است. چگونه آن را پوشش می‌دهید؟ فرض کنید خانواده شما با آن رویداد درگیر است، آیا در نگاه شما تفاوتی ایجاد خواهد کرد؟

به گفته مارک برین چنین رویدادی بر نگاه شما تاثیر می‌گذارد که هم جنبه‌های مثبت خواهد داشت و هم منفی.

جنبه مثبت آن این است که برای شما مهم می‌شود. اهمیت پیدا می‌کند و دیگر یک رویداد صرف و بی‌معنی نیست. شما به عنوان یک خبرنگار وظیفه دارید دقیق باشید، در پوشش رویداد اصل امانت‌داری را رعایت کنید و در درک آن به مخاطب کمک کنید. اگر با رویدادی طرف باشید که برای شما معنی و اهمیت شخصی داشته باشد، راحت‌تر به این وظایف عمل خواهید کرد.

وجه منفی آن هنگامی مهم می‌شود که بخواهید از ورود مسائل شخصی به روایت جلوگیری کنید و بی‌طرفی و انصاف را حفظ کنید.

اگر بتوانید در نقش شاهدی شفیق و همدم ولی نادرگیر ظاهر شوید، می‌توانید بگویید که توازن درستی برقرار کرده‌اید.

 

نشانه‌های ضایعه روحی

تاثیر یک ضایعه روحی شبیه جراحت است و نشانه‌های آن هم مانند مجروحیت احساسی. این نشانه‌ها به سه گروه عمده تقسیم می‌شوند.

  • افکار ناخواسته - چیزهای مشخصی چون تصاویر ذهنی ناراحت‌کننده، یادآوری ناخودآگاه خاطرات و کابوس‌های شبانه که نمی‌توانید از ذهنتان بیرون کنید.
  • احتراز - پرهیز ار رفتن به محل‌های مشخص به دلیل ترس از اتفاقات احتمالی. کرختی و بی‌تفاوتی نسبت به مصائب انسانی.
  • برانگیختگی - ضربان قلب شما افزایش پیدا می‌کند، بی‌دلیل عرق می‌کنید و آشفتگی ذهنی به شما اجازه تمرکز کردن نمی‌دهد.

اگر تیراندازی به سوی شما آتش گشوده باشد بروز هم‌زمان این علائم کاملا عادی است. اگر در نیمه‌های شب و در حالی که از عرق خیس شده‌اید از خواب بیدار می‌شوید، احتمالا از تاثیرات روانی برخی چیزهایی که تجربه کرده‌اید رنج می‌برید.

 

از خود مراقبت کنید

باید همان‌گونه که از وسائل خود مراقبت می‌کنید از خودتان هم مراقب کنید.

  • از خواب خود نزنید
  • تا حد ممکن خوب و مرتب غذا بخورید
  • در مصرف الکل و کافئین زیاده‌روی نکنید
  • ورزش کنید
  • هوای تازه را فراموش نکنید
  • به‌یاد داشته باشید که انسانید پس از تجربیات خود با دیگران حرف بزنید

علم و تجربه ثابت کرده‌اند که حرف زدن درباره تجربیات به هضم بدنی و ذهنی آن‌ها کمک می‌کند و احتمال درهم‌شکستگی روحی را کاهش می‌دهد.

 

ضایعه روحی را جدی بگیرید

امروزه بنگاه‌های خبری، نسبت به ده سال پیش، برخورد جدی‌تری با ضایعات روحی می‌کنند ولی این به معنی پایان کار نیست.

کلاس‌های آموزش مختلفی برای محافظت بدنی از کسانی که در محیط‌های خطرناک کار می‌کنند طراحی شده است. برای مثال، اگر شما کسی را برای کار در محیط آلوده به آزبست، یا کار در یک نیروگاه اتمی یا معدن زغال‌سنگ استخدام کرده باشید، اقدامات احتیاطی لازم برای حفظ جان آن‌ها را به جا خواهید آورد.

اما برای ضربات روحی چه کاری می‌توان کرد؟

خبرنگاران شاهد اتفاقات وحشتناکی اند که به دست انسان یا طبیعت برای انسان رقم می‌خورد پس "ضایعه روحی" یکی از خطرات کاری برای خبرنگاران است.

کشته شدن و جراحت روحی خبرنگاران در مناطق جنگ‌زده ادامه خواهد داشت. این بخشی از کاری است که انجام می‌دهیم. میان ما و سربازها، آتش‌نشان‌ها و ماموران پلیس فرقی نیست. ما هم نیروی واکنش سریع محسوب می‌شویم. برای همین قانون سازمان‌‌ها و بنگاه‌ها را موظف به حفاظت از خبرنگاران خود کرده است.

 

از کمک گرفتن خجالت نکشید

ابتدایی‌ترین کمک‌ها را می‌توان از هم‌قطاران گرفت. بیشتر افراد با کمک هم‌کاران، دوستان و خانواده از ضایعات روحی عبور می‌کنند.

اگر حال و روز خوبی ندارید، با دوستان و هم‌کارانتان صحبت کنید. با اعضای خانواده و افراد مورد اعتمادی که به حرف‌های شما گوش می‌دهند صحبت کنید. و خود را برای شنیدن درددل‌های همکاران آماده کنید.

با این حال، در برخی مواقع به کمک افرادی فرای این‌گونه روابط احتیاج پیدا خواهید کرد. این احتیاج به صورت‌های زیر خود را نمایان می‌کند:

  • کابوس
  • یادآوری ناخودآگاه خاطرات بد
  • مصرف بیش از حد مشروبات الکلی
  • مشکلات در روابط خصوصی

بی‌بی‌سی در همین راستا با مرکز مشاوره‌ای در ارتباط است و شما می‌توانید برای کمک به این مرکز مراجعه کنید. اگر هم با مشکل پیچیده‌ای درگیرید می‌توانید از روش‌های روان‌درمانی استفاده کنید.

همیشه به‌یاد داشته باشید که شما یک انسانید و کمک گرفتن از دیگران در هیچ شرایطی مایه خجالت نیست.



تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 | 10:51 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

روخوس میش، محافظ هیتلر و آخرین بازمانده از کسانی بود که شاهد خودکشی او بودند

روخوس میش، محافظ آدولف هیتلر در سن ۹۶ سالگی در آلمان درگذشت. او آخرین شاهد ساعت‌های پایانی زندگی رهبر دیکتاتور آلمان نازی بود.

روخوس میش، افسر اس اس آلمان به مدت پنج سال از اعضای حلقه درونی آدولف هیتلر به شمار می‌ رفت و در این زمان محافظ، قاصد و تلفنچی آدولف هیتلر بود.

او همیشه با افتخار از خدمات خود به "پیشوا" یاد می‌کرد.

روخوس میش آخرین بازمانده پناهگاه هیتلر در برلین و آخرین شاهد خودکشی هیتلر و اوا براون در روز ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ بود.

او فقط چند ساعت پیش از آنکه ارتش سرخ شوروی پناهگاه هیتلر را به تصرف خود در آورد از آنجا گریخت. او خیلی زود دستگیر شد و ۹ سال را در اردوگاه های کار اجباری شوروی به سر برد. تصرف پناهگاه هیتلر، سمبل پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم بود.

بر اساس گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس او هیتلر را مردی خیلی معمولی توصیف می‌کرد و می‌ گفت که هیتلر آدم خشن یا یک هیولا نبوده است.

آقای میش حدود چهار سال پیش در یک مصاحبه با بی‌بی‌سی درباره هولوکاست گفته بود: "من از بازداشتگاه داخائو و اردوگاه های مرگ باخبر بودم اما از حجم آنچه اتفاق افتاده بود خبری نداشتم."

او همچنین گفته بود: "این مسائل جزئی از بحث‌های ما نبود. دادگاه نورنبرگ به جنایاتی که آلمانی‌ها مرتکب شده بودند، رسیدگی کرد اما باید بدانید که هیچ جنگی در تاریخ وجود ندارد که بدون ارتکاب جنایات باشد و در آینده نیز چنین نخواهد بود."

'هرگز آن صحنه را فراموش نمی‌کنم'

روخوس میش، افسر اس اس

روخوس میش در سال ۱۹۱۷ در روستایی که امروز در لهستان قرار دارد، به دنیا آمد. در بچگی یتیم شد و با پدر بزرگ و مادربزرگش بزرگ شد.

قبل از آن که در سن ۲۰ سالگی به نیروهای اس اس (گروه نظامی حزب نازی) بپیوندد، نقاش ساختمان بود.

او در باره کارهایش برای هیتلر به بی‌بی‌سی گفته بود: "ما همه محافظ هیتلر بودیم. وقتی هیتلر سفر می‌کرد، چهار یا شش نفر از ما با خودروی دیگری او را همراهی می‌کردیم. وقتی به آپارتمان هیتلر در محل کار او می‌رفتیم، وظایف دیگری هم داشتیم. دو نفر از ما همیشه به عنوان تلفنچی عمل می‌کردیم. با رئیسی مثل هیتلر، باید تلفن‌های زیادی را جواب می‌دادیم."

با پیشرفت نیروهای متفقین در جنگ و شکست‌های نیروهای هیتلر، او به پناهنگاه خود در برلین عقب نشینی کرد. روخوس میش، تلفنچی این پناهگاه بود.

او به بی‌بی‌سی گفته بود لحظه‌ای که هیتلر خودش را کشت، او با تلفن صحبت می‌کرده و صدای گلوله را نشنیده است.

"اما بقیه صدای گلوله را شنیده بودند و منشی خصوصی هیتلر از همه خواسته بود که سکوت کنند، سپس دستور داده بود که در اتاق پیشوا را باز کنند."

روخوس میش گفته بود: "من هیتلر را دیدم که سرش را روی میز گذاشته بود. اوا براون روی مبل دراز کشیده بود و چهره‌اش به طرف هیتلر بود. زانوهایش را توی سینه جمع کرده بود. او لباس آبی تیره رنگی با چین‌های سفید به تن داشت. هرگز آن صحنه را فراموش نمی کنم."بی بی سی



تاريخ : شنبه شانزدهم شهریور 1392 | 14:18 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

اگر ا نسا نها به دو اصل " آرا مش و آسا یش" نیا ز داشته با  شند ، مولفه ء آسا یش با تو صل به تلاش ،تقلا و تدبیر ممکن است حا صل شود ، اتا اصل آرامش که پیوند نا گسستنی به تفکر ،تعلم وتأمل دارد ، با اتکا به نیرو ی عقل است .

لهذا انسا نها ی که از داشتن مو هبت عقل محرو م اند ، هیچگاه با و جود داشتن  اسا یش به آرامش نخوا هند رسید.



تاريخ : شنبه شانزدهم شهریور 1392 | 6:16 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

شیپو ر ها ی زنگزد ه و زرد درد مند

امشب به سا ز صا عقه در رقص و در نوا

شهر که بو د سلسه جنبا ن عشق و جو ش

امشب اسیر خدعه و تزویر  دیو ها

قطعه

یک دو ره زند گی که بو د سهم جملگی

با ید برا ی درک و دید ن لذ ت شها متی

ورنه دو دست زیر الا شه برا ه عیش

حقا که هست اید ه پر حما قتی

 

 شیپو رها ی خسته و افسرد ه  و مریض

امشب به سا  زصا عقه تقر یر میکنند

در را ستا ی تعر یف سا ز و سرود صا ف

با مکر خا ص حیله و تزویر میکنند

اما مخا طب که  نگا هش وقو ف داشت

معنا به آن سا ز کج شد ه تفسیر میکنند   



تاريخ : سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 | 11:1 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 

امرو ز  فلک  طر ح رفا قت دارد

فردا دو هزا  ر درد و تهمت دارد

بیجا غم دو ش بر دو دوشم با  راست

یک ذره و خو شی و صد جنا یت  دارد

محتا ج
در گو ش دلم گفت فلک بنها نی
در غمکد ه تا رو ز دگر مهما نی
این دم که فرا غتت بو د از غم درد ...
شک دا رم اگر تا دم دگر ما نی

 



تاريخ : دوشنبه یازدهم شهریور 1392 | 16:45 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

یا د ی از یک خا طره سر نو شت سا ز

صنف یک مد رسه بو د م بر مبنا ی غریزه ، شو خ ، آدم آزار، و نا را م بو دم , یک رو ز پیش از همه شا گردا ن  با پسر کا کا یم {داراب}از مد رسه گر یختم ومنظو رم از گریز رفتن برا ی شنا ورزی بود .

متاسفانه تا هنوز فن شنا ورز ی را نیا موخته بو دم، اما شیفته شنا ورز ی بو دم ، در سیصد متر مد رسه رو د خا نه قشنگ ،سر شا ر از خشم و شد ت جر یا ن دا شت و گذشتگان ما، کوف آبش نا م گذا شته بو دند .

کو ف با وجود زیبا ی ، مستی ، همیشه  سرو د هستی را با لحن دلنشین تر نم میکرد . اکثر شبها ی تا بستا ن در پهلو ی این رود خا نه میخوا بید یم و تا با مداد برا ی ما سرود زیر و بم تر نم میکرد.

تا اکنون سرو د ها ی که کو ف آب برا یم زمزمه کر ده است در گو شم گورا ، دلنیش و دارا ی مفا هیم شا عرا نه اند ، میتر سم اگر به تر جمه و تحشی آنها مبا درت کنم، ما نند سرو د ها ی تا گو ر که به در ی تر جمه شد ه اند بی معنا نشوند ، بگزا ر برا ی همیش صدا ی تر نم در رود خا نه مست کو ف آب بی تر جمه جر یا ن دا شته با شد.

و بر میگرد م  بر سر اصل مو ضو ع : همینکه در نزد یک رو د خا نه رسیده پیرا هنم را

از سر کشیده و دا خل آ ب شد م و آب با حر ص بی سا بقه مرا به درو ن خو د کشید ، با شد ت دست پا زدم بیرو نم کرد ، و مو ج رود خا نه دو با ره پا یم را به شد ت پایا ن  کشید و مرا تا بستر ریگها که در دل در یا بو دند پایا نتر کشید ، دو با ره با شد ت بیشتر تقلا کرد م و قتی که بیرو ن شد م در لب رو د خا نه بود م و دید م زند گی جریا ن دارد .

فردا دو با ره به تنها ی به رو د خا نه رفتم ، اما ورزش شنا ورزی را بلد شد ه بو دم ، البته بعد از دو با ر  بعد از اسا رت و شکنجه مو ج.

بلی به شها دت همه همبا زی ها یم من در آن رو ز گار در ورزش شنا از بهتر ینها بودم .

نهنگی بچه خود را چو خو ش گفت

به  دین  ما حرا م آمد کرا نه

به مو ج آو یز از سا حل بپر هیز

همه در یا ست ما را آشیا نه

 



تاريخ : شنبه نهم شهریور 1392 | 14:48 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

ربا عی

 نو ر وچرا غ و پنجره هر سه اسیر شد

شا عر غر یب و دیده او هم ضریر شد

تنها صدا ست مونس او در گداز روز

او را بسا ط زند گی شبه کویر شد

عزل

به پا سخ  آقای پرتو مرد درد و درک

{امشب صدا ی قا فله ء نور میر سد}

بر درب با غ لشکر زنبور میرسد

ای باغبان خسته و افسرده و مریض

فصل فر یب و غارت مزدور میر سد

بر خیز همتی که به تاراج میرویم

آ فت بباغ شاخهء  انگو ر میرسد

از دو ر میرسد به دو گو شم نهیب خا ص

هر چه که هست ضجه نا جو ر میرسد

تا درک ما به معنی این سا ز میرسد

تند یس ما به پر تگه  گور میرسد

پیش از وقوع حا دثه تا ایستلا ی شب

همت کنیم جا ده ء پر نو ر میر سد

محتاج

 



تاريخ : پنجشنبه هفتم شهریور 1392 | 15:14 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
فقر ، بی سوا د ی و محرو میت با عث میشو د که سبک زند گی کسا نی که فا قدابتکا ر اقتصا د ی ، سیا سی ُ فر هنگی و ادا ری در نظا م اند تو سط انها ی که وا جد ابتکا ر  اندمد یر یت شود .

 این رسم و آ یین در زما نه ما پیدا نه شد ه بلکه از پیشینه ها ی دو ر به این سو اسارت انسا ن و بهره کشی از نیرو و توا نا ییش به این سبک ادا مه دا رد . اما ما مو ر یت انسا ن مسوول در برا بروجدا  ن و دربرا بر بی عدا لتی ها چیست؟

 سکو ت ؟ تسلیم  ؟ دنبا له رو ی و یا مخا لفت با این هنجا ر ها ی نا هنجا ر.

شا ید در تا ریخ پیدا یش این نا هنجا ر یها همیشه حق با حق گو و پا سدار ارزشها ی حق پر ست نبو د ه است و بیشما ر صدا ها ی در گلو ها خفه و در گو رستا ن خفته شد ه  اند ، اما صدا ی حق گو ی و استبداد  ستیزی خفه و خفته نه شد ه و تا امرو ز ادا مه دارد .

حضو ر نیرو مند فقر در بد خشا ن از انگیزه ها ی نیرو مند ی است که ضجه مخا لفت مو لا نا با عث را بلند کرد .

حضور نیرو مند فقر فر هنگی با عث شد تا هیزم و هیمه  سو خت انقلا ب ثور ؟! از میا ن جوا نا نی بد خشا ن تا مین گردد حضو ر نیرو من فقر سبب شد  تا آ ما ر مجا هدا ن و کشته شد ه گا ن زما ن جها د بد خشا ن بیشتر از کا بل و مزا ر با شد .

حضو ر نیرو مند فقر با عث شد تا در دفا ع از آ رما نها ی دمو کرا سی در حکو مت آقا ی کر ز ی جوا نا ن بد خشا ن در هلنمد، قلا ت ، کنر و فرا ه هر  رو ز کشته شو ند .

حضو ر نیرو مند فقر با عث شد در زمان اما رت اسلا می چها ر هزا ر و دو صد طا لب بد خشا نی برا ی تحقق

 ارما نها ی اسلا می را دیکا لیستی از بگوا ه تا آی خا نم در صف او ل نبرد به رو ی سا یر برا درا نشا ن گلو له پرتاب  کنند.

 ادا مه دارد



تاريخ : دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 | 12:36 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
بدخشان 1) بدخشان ، منطقه ای قدیمی در درة علیای آمودریا (جیحون ). آمودریا در این دره به رود پنج شهرت دارد و مرتفعترین قسمت آن در افغانستان ، واخان خوانده می شود. هنگام تعیین مرزهای بین المللی در اواخر قرن سیزدهم /نوزدهم ، دالان طویلی در مجاورت رود واخان ، که تا مرز چین امتداد داشت ، به سرزمین افغانستان واگذار شد تا قلمرو امپراتوری هند انگلیس را از سرزمینهای تحت نظارت روسیة ] تزاری [ در آسیای مرکزی جدا سازد. درّه های عمیق آمودریا و ریزابه های آن ، در کرانة چپ (رود کوکْچه ) و در کرانة راست (رود پامیر که مرز افغانستان و جمهوری تاجیکستان را در مشرق دالان واخان تشکیل می دهد؛ رود غُنْد ] گونْت [ که قسمت علیای آن به «علی شور» موسوم است ؛ و رود بارتَنگ که در نواحی نزدیک به سرچشمه هایش به مرغاب ، و در مرتفعترین قسمتش به آقسو معروف است ) در میان کوه ـ سنگهای فلات پامیر (ارتفاعات کوهستانی عظیمی که ملتقای هندوکش ، قراقوروم و کونلون شان است ) احاطه شده است .

ساختار کوه شناختی ارتفاعات پامیر پیچیده است ، و از نظر پیدایش ، در سمت شمال ، هرسی نین و در سمت جنوب ، که دشتهای گوندوانا و آسیایی با یکدیگر تلاقی می کنند، سیمرین و آلپی است . قطعاتی از سنگهای زیرزمینی دورة پرکامبرین و توده های خاراسنگ متعلق به دوره های مختلف ، در میان طبقات بالایی چینه های بازمانده از عصر مزوزوئیک پراکنده است . میانگین ارتفاع این ناحیه ، بین سه تا چهارهزار متر است ، و برفراز آن کوه ـ سنگهای برج مانند عظیم پوشیده از یخ قرار گرفته که میانگین ارتفاع آنها پنج تا شش هزار متر است . ارتفاع برخی از قلل کوهها در شمال (در تاجیکستان ) به بیش از هفت هزار متر می رسد (ارتفاع قله ای که در حکومت شوروی کمونیسم خوانده شده ، در رشته کوههای آکادمی علوم 495 ، 7متر، و ارتفاع قله ای که لنین نامیده شده در سلسله جبال ترانس آلایی ، 134 ، 7متر است ). ارتفاع کوههای هندوکش نیز در مرز افغانستان و پاکستان به بیش از هفت هزار متر می رسد (قلة کوه نوشاخ در این رشته کوهها 485 ، 7متر است ).

از حوضة کوکچه تنها از تنگهای بسیار پرشیب می توان به نورستان (کافرستان ) و درّة پنجشیر رسید (ارتفاع تنگ انجمن که به پنجشیر می رسد 400 ، 4متر، و ارتفاع چندین تنگ دیگر در راه نورستان ، حدود 500 ، 4متر است ).

این سرزمین مرتفع آب و هوای بسیار سخت دارد، میانگین دمای دشتهای فلاتی شکل پامیر، در دی ماه حدود 20 درجه سانتیگراد زیر صفر، و در تیرماه حدود 10 تا 12 درجة سانتیگراد است . سردترین دما در زمستان به کمتر از 50 درجة سانتیگراد زیر صفر می رسد. میزان بارندگی سالانه در ارتفاعات رو به مغرب یا شمال غربی به 800 تا 500 ، 1 میلی متر نیز می رسد. در دشتهای محصور پامیر به کمتر از 200 میلی متر و در حوضة آقسو به کمتر از 100 میلی متر کاهش می یابد که همین امر مرتفعات نامبرده را به صورت بیابان درآورده است . در بستر درّة جیحون که حدود 300 تا 400 متر ارتفاع دارد، و نیز در درّه های ریزابه های فرعی جیحون ، آب و هوا گرم و نیمه صحرایی یا استپی است اما در نواحی میانه ای این درّه ها آب و هوا از دمای معتدلی با باران بالنسبه فراوان برخوردار است ؛ در فیض آباد (مرکز بدخشان افغانستان ) میانگین دمای هوا در دی ماه 1/0 درجه سانتیگراد و در تیرماه 4/26 درجه سانتیگراد است . میزان بارندگی سالانه در آنجا به 521 میلی متر می رسد. در میانة استپهای گرم پایین این درّه ها و بیابانهای سردِ ارتفاعات آنها، کمربندی از جنگلهای طبیعی وجود دارد که بیشتر درختان آن از تیرة مخروطیان یا سروهای کوهی است . پهنای این جنگلهای کمربندی در مغرب به حدود هزارمتر می رسد، و در درة کوکچه 500 ، 1متر است ؛ و هرچه به طرف مشرق پیش می رود اندازة آن افزایش می یابد و سرانجام در قسمت علیای درّة واخان و پامیر، به سبب خشکی ، ناپدید می شود. درختان جنگلهای اولیه تقریباً در همه جا قطع شده است . بنابراین ، فعالیتهای کشاورزی تنها در درّه ها تمرکز یافته است که جویبارهای جاری از یخچالهای طبیعی ، زمینهای زراعی آنها را آبیاری می کند. در برخی از نواحی مرتفع پامیر، که ارتفاع آنها به 000 ، 3 تا 500 ، 3متر می رسد، فعالیتهای دامداری نیز امکان دارد.

جمعیت بدخشان از اقوام مختلف تشکیل شده است و به لحاظ گذشتن جادة ابریشم از آن و مهاجرت اقوام مختلف بدانجا، به نمایشگاهی از نژادها و زبانهای گوناگون تبدیل شده است . بیشتر جمعیت آن از تاجیکهای فارسی زبان تشکیل یافته است که عمدتاً در حوضة کوکچه و نواحی دَرْواز (نسی ) در طرف افغانستان ، در پیچ و خمهای شمال غربی رود جیحون ، به سر می برند. در سراسر بدخشانِ افغانستان ، تاجیکها بر دیگر قومها، از حیث جمعیت برتری دارند. گروههایی از اقوام قدیمتر در قسمت بدخشان تاجیکستان ، به تاجیکهای کوه نشین یا تاجیکهای پامیر، و نزد همسایگان تاجیک خود، به غَلْچَه مشهورند. اینان به زبانهای ایرانی شرقی گفتگو می کنند و به چندین گروه قومی تقسیم شده اند: شُغْنیها در حوضة غند (گونت ) و خُرُگ (خُرُوک /خاروغ )؛ روشانیها در ناحیة روشان در مجاورت جیحون ؛ بارْتَنْگها که همگی به گویشهای نزدیک به هم (فارسی قدیم ) سخن می گویند و بزرگترین گروه قومی این منطقه ، و ظاهراً سه چهارم کل غلچه ها را در خاک تاجیکستان ، تشکیل می دهند؛ واخیهای درّه واخان که عدّة آنها به حدود یک پنجم کل جمعیت این اقوام می رسد و تقریباً نیمی از ایشان در افغانستان ساکن اند؛ یازْغلامیها که عدة آنان به چند هزار تن می رسد و تقریباً در سیزده روستا در درّه ای به همین نام در شمالِ روشانِ تاجیکستان ، به سر می برند؛ اِشْکاشِمیها که تعداد آنان با افراد گروههای زیباکی و سنگلیچی ، به چند هزار تن می رسد و به طور عمده در افغانستان ، در نزدیکی جایی که رود جیحون

به سوی دالان * واخان می پیچد، به سر می برند؛ قوم وانْچی که در درّة وانچ در شمالیترین منطقة تاجیکستان زندگی می کنند. این قوم ، حدود یک قرن است که به زبان مادریشان تکلم نمی کنند و اکنون در قوم مُنجی ، همسایة تاجیکشان که در درّه مُنجان (کوکچة علیا) در افغانستان به سر می برند، ادغام شده اند.

انزوای زبانی اقوام پامیر با بروز مذاهب گوناگون همراه شده است . بیشتر این قومها به مذهب شیعة اسماعیلی ، که ناصرخسرو (394-481) شاعر بزرگ ایرانی اسماعیلی از رجال آن بود، گرویده اند و به فرقة نزاری وفادار مانده اند. اما اقوام وانچی و یازغلامی در دهة دوم قرن هشتم به مذهب تسنّن بازگشته اند و اکنون با سرعت در حال اختلاط با تاجیکها هستند. اقلیت کوچکی از بارتنگها نیز مذهب تسنّن دارند. هیچیک از زبانهای پامیر خط ثابت ندارد؛ کوشش مقامات شوروی سابق برای تبدیل زبان شُغنیها به زبان ادبی جا نیفتاد. زبان تمدن ، تاجیکی (فارسی ) است که با خط سیریلیک نوشته می شود. میان تاجیکهای پامیر (غَلچَه ) و تاجیکها به معنای اخص ، در زمینه هایی چون شیوة زندگی ، فرهنگ مادّی و سازمان اجتماعی اختلاف مهمی وجود ندارد (کوسماول ، ص 97-99). اینان در اصل ، ده نشینانی اند که به کشت آبی در کَرتها و معمولاً مزارع پلکانی در درّه ها متکی اند. باغداری (گردو، سیب ، توت )، از فعالیتهای عمدة آنان است . در کوهپایه هایی که امکان کشت هست ، دیم کاری دارند. دامداری با کوچهای کوتاه مدت نیز در آنجا رواج دارد. علاوه بر تاجیکها گروههایی از ازبکان در منطقة بدخشان زندگی می کنند. از قرن سیزدهم ، پشتونهای غِلزایی ، نخست به صورت چادرنشین و سپس نیمه چادرنشین ، به همین نواحی آمده اند، و گروههایی از اقوام قرقیز نیز در این منطقه مستقر شده اند.

نخستین بار، نام بدخشان در منبعی چینی (هوان تسانگ ، قرن اول /629)، به صورت پوـ توـ چانگ ـ نا ، آمده است .

/ پلانول ( تلخیص از ایرانیکا ) /

تکمله .

پیشینه . منطقة بدخشان از دیرباز از مراکز تجمع قوم ایرانی بوده ، و به لحاظ کوهستانی بودن ، کمتر پای جهانگشایان بدانجا رسیده است . نام آن در اوایل دورة اسلامی ، در کتابهای جغرافیدانان مسلمان آمده است . این منطقه در دورة اسلامی شهری هم به نام بدخشان داشته است . به نوشتة یعقوبی (ص 288)، بلخ در اواخر قرن سوم ، هفتاد و چهار منبر در شهرهایی که چندان بزرگ نبودند داشت ؛ مانند شهر بدخشان . ابن فقیه (ص 321-322) می نویسد: ربع سوم ] خراسان [ که در مغرب نهر ] جیحون [ قرار دارد، فاصله اش تا جیحون هشت فرسخ است . ] شهرهای آن [ فاریاب و... بدخشان است که مردم از آنجا به تبت می روند. به نوشتة اصطخری ، بدخشان در نیمة اول قرن چهارم ، از نواحی بلخ و «اقلیمی است که شهرها و روستاها دارد و قصبه ] مرکزش [ را بدخشان می خوانند... از بدخشان لعل خیزد و لاژورد و در این کوهها معدنهاست و مشک بسیار افتد به بدخشان » (1368 ش ، ص 217-219). همو می نویسد: شهر بدخشان از ] شهر [ مَنْگ کوچکتر ] است [ و مناطق روستایی بزرگ و آباد و پر نعمت دارد و انگورستانها و جویبارها دارد و در سمت غربی آن رود جَرْیاب (شاخة اصلی جیحون ) جاری است (1967، ص 278-279). به نوشتة مسعودی (ص 64)، رود کَلِف یا جیحون آغازش در اقلیم پنجم آن سوی رباط معروف به بدخشان است که تا بلخ بیست روز راه است و انتهای ولایت بلخ همانجاست . به گفتة ابن حوقل (ص 428) رشته کوه کوچکی نیز از بدخشان به ] سوی [ پایین امتداد دارد که در آن الطایقان (= طالقان ) و وَرْوالیز قرار دارد و تا خُلْم امتداد می یابد. از بدخشان بیجادة (سنگی شبیه به یاقوت ) خوب و سنگهای قیمتی که در زیبایی مانند یاقوت است به رنگهای گلی و اناری و سرخ و شرابی به دست می آید (همان ، ص 449). همو می افزاید: وَخْش و خُتَّل به دو ناحیة وَخّان (= واخان ) و شُقنیّه (شُقنان ) محدود می شود که جایگاه کافران است و از آنها مُشک و برده صادر می شود. در وَخّان کانهای متعدد، از جمله نقره وجود دارد (همان ، ص 476) و راه ختّل به صغانیان از گذرگاه بدخشان از روی رود خرباب (جریاب ) می گذرد و ] از بدخشان [ تا مَنْگ شش مرحله راه است (همان ، ص 518) و فاصلة الطایقان تا بدخشان نیز هفت روز راه و از بلخ تا بدخشان سیزده منزل راه است (همان ، ص 454، 457). صاحب حدودالعالم (ص 105) دربارة بدخشان می نویسد: «شهریست بسیار نعمت و جای بازرگانان و اندر وی معدن سیم است و زر و بیجاده و لاجورد و از تبت مشک بدانجا برند». به نوشتة مقدسی ، بدخشان از رستاقهای بلخ محسوب می شد، و بر مرز ترکستان ، بالای طخارستان قرار داشت (ص 296، 303). کاروانسرایی آبرومند و دژی از (ساخته های ) زبیده (همسر هارون ) دارد که شگفت انگیز است (همان ، ص 303؛ دولتشاه سمرقندی ، ص 347). در معادن آنجا گوهری یاقوت مانند و سنگ فتیله یافت می شود که مانند گیاهِ بَردی در آتش نمی سوزد و هنگامی که آن را در روغن نهند، مانند فتیله روشن شود و از آن کاسته نشود و وقتی از روغن بیرون آرند و ساعتی در شعله های آتش نهند دوباره مانند گذشته پاک شود. از آن خوان (سُفره ) می بافند و چون چرکین شود، به جای شستشو آن را در تنور آتش اندازند تا پاک شود. همچنین سنگ دیگری دارند که چون در خانة تاریک نهند، اندکی روشنی دهد (مقدسی ، همانجا). به گفتة بکران (ص 94، 98) مانند لعل بدخشان در جای دیگر نیست و در درة مقابل معدن لعل ، معدن لاجورد بدخشان است . یاقوت (ج 1، ص 528-529) می نویسد که عامة مردم ، بدخشان را به صورت بَلَخْشان خوانند؛ و آن همان جایگاهی است که معدن بَلَخْش و لاجورد در آن است ؛ و از اینجا ] بدخشان [ بازرگانان تبتی وارد می شوند. بدخشان ، شهری است در بالای طخارستان که به سرزمین ترکستان محدود است . در آنجا سنگِ فتیله است که مردم گمان می کنند پَرِ پرندگان است و به آن طَلْق می گویند.

در 617، چنگیز به همة منطقة بدخشان لشکرها فرستاد و آنجا را بلطف و اکثر آن را بزور گشود (جوینی ، ج 1، ص 102). در 667، بُراق (از سرداران مغول ) از آب آمویه گذشت و به خراسان رفت و از مرز بدخشان و کَشْم و... تا نزدیک نیشابور را به تصرف درآورد (وصاف حضرة ، ص 41). بعد از 670/1271، مارکوپولو (ص 57-59) در گذر از بدخشان ، آنجا را ایالت بالاشان (= بَلَخْشان ) خوانده است . او می افزاید که مردم آن مسلمان اند و زبان مخصوص به خود دارند و ] این ایالت [ سرزمین وسیعی است که برای پیمودن آن دوازده روز وقت لازم است . تمام حُکّام آنجا به خود لقب ذوالقرنین داده اند که مخصوص اسکندر بوده است . غیر از معادن ، اسبهای اصیل و تیزپا دارد. مردانش دلیر و در تیراندازی ماهرند و لباسشان از پوست حیوانات است . ابوالفداء (ص 475) می نویسد: بدخشان در بالای طخارستان و محدود به سرزمین ترکان است . زبیده ، دختر جعفربن منصور، در آنجا قلعه ای عجیب بنا کرد. به نوشتة دمشقی (ص 122، 374، 379) در پسِ شهرهای خطا (= ختا) دو ناحیه به نامهای بدخشان بالا و بدخشان پایین قرار داشت که مرز چین به حساب می آمد. در طخارستان علیا، ناحیة خُتَّل که خُتَّلان و بدخشان ] بالا [ خوانده می شد، قرار داشت ... و واشجرد بزرگترین شهر بدخشان بوده است . نمک نشادری ، که در تیزی و سوزش همانند نشادر مصنوعی است ، در بدخشان دارای کانهایی است . حمدالله مستوفی (ص 261) می نویسد: ماوراءالنهر مملکت بزرگی است از اقلیم چهارم و بلاد مشهورش بخارا و سمرقند و بدخشان و... است . در 752، اُلجایتو و سَتُلْمُش (از امرای محلی ماوراءالنهر) و شاهان بدخشان نسبت به امیر غَزْغَن (از امرای بزرگ ماوراءالنهر) اظهار اطاعت و بندگی کردند (عبدالرزاق سمرقندی ، ج 1، ص 242). به نوشتة نظام الدین شامی (ص 15) بر اثر بیکفایتی امیر بیان سولدوز (از امرای همپیمان تیمور و امیرحسین )، شاهان بدخشان در کوهها ] ی منطقة بدخشان [ سربرآوردند. در این هنگام ، امیرتیمور به همراه امیرحسین ، به دفع امیر بیان (سولدوز) لشکر کشید. وی به جانب بدخشان گریخت ، سپاه مشترک امیرحسین و تیمور وقتی به بدخشان رسیدند، شاه بهاءالدین (امیر آنجا) گریخت و بدخشان به تصرف آنان درآمد (همان ، ص 16). در 763، تیمور در خُلْم ، از توابع بلخ ، لشکرها گردآورد و به اتفاق امیرحسین عازم بدخشان شدند، و چون به طایقان (= طالقان ) رسیدند، در محل آب شور با پادشاهان بدخشان صلح کردند (شرف الدین علی یزدی ، ج 1، ص 63؛ نظام الدین شامی ، ص 24؛ عبدالرزاق سمرقندی ، ج 1، ص 322). در 769، میان امیرحسین (امیر ماوراءالنهر) و شاهان بدخشان از یک سو و ملک حسین والی هرات از سوی دیگر، جنگهایی درگرفت که به صلح انجامید (شرف الدین علی یزدی ، ج 1، ص 129؛ عبدالرزاق سمرقندی ، ج 1، ص 397). اما تیمور به بدخشان لشکر کشید و شاه بدخشان ، شیخ علی ، را دستگیر و گله ها و رمه های وی را غارت کرد (شرف الدین علی یزدی ، ص 133-134؛ نظام الدین شامی ، ص 53). مدتی بعد، دوباره شاهان بدخشان با امیرتیمور درگیر شدند و تیمور آنان را سرکوب کرد ( عالم آرای صفوی ، ص 22). در زمان بابرشاه ، سلطان محمد بدخشانی با نام مستعار «لالی » قصد داشت که نظام ایالتی ایرانی به وجود آورد، اما در مقابل لشکریانی که ابوسعید (گورکانی ) به سرکوبی وی فرستاده بود، تسلیم شد و به هرات رفت و پسرش به کاشغر فرار کرد و میرزا ابوبکر، پسر ابوسعید، امیر بدخشان شد. پس از مدتی ، جانشین سلطان محمد از کاشغر مراجعت کرد و بدخشان را دوباره به دست آورد، و ابوبکر از بدخشان رانده شد. به دنبال اعتراض ابوسعید، در 871، شاه سلطان محمد (که در هرات بود) به قتل رسید (بدخشی ، ص شانزده ). در 908، بدیع الزمان میرزا به فرمان سلطان حسین میرزا (بایقرا) به درخواست امیرخسروشاه ، شاه بدخشان ، با دوازده هزار سوار از بلخ به آن سوی روان شد و بدخشان را به دست آورد (روملو، ج 12، ص 96). در آخر 910، در نتیجة قیامی ، ازبکان از بدخشان رانده شدند. ناصر میرزای تیموری ، برادر بابر، به عنوان امیر بدخشان روی کار آمد(بدخشی ، ص شانزده ). در 913، سلطان اویس میرزا (معروف به خان میرزا) پسر سلطان محمود میرزا با رضایتِ بابر به ] حکومت [ بدخشان رسید (اسکندر منشی ، ج 1، ص 39). مدتی بعد، شاه رضی الدین ، رئیس اسماعیلیان کوهستان ] بدخشان [ ، قسمتی از بدخشان را تصرف کرد، اما در 915 به قتل رسید (بدخشی ، ص شانزده - هفده ). در 916، مکرراً خبر استیلای شیبک خان بر خراسان و بدخشان و ماوراءالنهر به گوش شاه اسماعیل رسید. وی ابوالفوارس تیمور بهادرخان را با گروهی از امرا و لشکریان به سرحد قندوز و حصار شادمان و بدخشان و... فرستاد (روملو، ج 12، ص 147-150). در 920، دو سردار ازبک ، جمشید سلطان و مهدی سلطان که حکومت حصار و بدخشان را داشتند، در جنگ با سپاه بابر میرزا کشته شدند و ولایت حصار و بدخشان طبق نشان همایون ] شاه اسماعیل [ مجدداً به خان میرزا (یا سلطان اویس میرزا) داده شد (اسکندر منشی ، همانجا). در 925، میرزاخان امیر بدخشان درگذشت . بابر سلیمان ، فرزند او را که کودکی خردسال بود به جای فرزند خود همایون ، به حکومت بدخشان گماشت (بدخشی ، ص هفده ). در 954، همایون ، پسر بابر، با سپاهی به بدخشان رفت . میرزا سلیمان ، امیر بدخشان با سپاهیان خُتَّلان و قُندوز و بَغْلان ، به مقابلة وی آمد (روملو، ج 12، ص 419). در آغاز سلطنت شاه طهماسب ، محمدشاه هندی به قصد گرفتن کمک به دربار او آمد و شاه ایران وی را کمک کرد تا سرکشان کابل و غزنین و بدخشان را به اطاعت درآورد (اسکندر منشی ، ج 1، ص 100). در تمام دوران سلطنت شاه طهماسب تا 983، امیر بدخشان ، میرزا سلیمان بود که بابر وی را به حکومت آنجا گماشته بود. در این سال ، نوة او، شاهرخ ، وی را از بدخشان بیرون کرد، اما او مدتی بعد به بدخشان بازگشت (بدخشی ، ص هفده ). در 992 (هنگام سلطنت شاه محمد خدابنده )، ازبکان به فرماندهی عبدالله خان (اوزبک ) بدخشان را مسخر کردند، سلیمان و شاهرخ به هندوستان گریختند (همانجا) و عبدالمؤمن خان ، فرزند عبدالله خان (اوزبک )، حاکم بلخ و بدخشان شد (اسکندر منشی ، ج 2، ص 549). در 999، محمد بابر شاه ، پسر عمر شیخ میرزای گورکانی ، که از ترس سپاه اوزبک مملکت خود را رها کرده بود و در حدود کابل و حصار شادمان ، بی سروسامان می گشت ، سلطان اویس میرزا، عم زادة خود را، که (قبلاً) حاکم بدخشان بود و به میرزاخان شهرت داشت ، برای یاری خواستن ، به دربار شاه عباس اول فرستاد (همان ، ج 2، ص 429). در 1004، به نوشتة اسکندرمنشی (ج 2، ص 508)، حاکم بدخشان ، جان محمد قراول (اوزبک ) بوده است . در نامة شاه عباس به عبدالمؤمن خان اوزبک در 1006، به حکومت وی بر بلخ و بدخشان اشاره شده است (همان ، ج 2، ص 566). در همین سال (1006)، اوزبکان در خراسان عبدالامین خان را به پادشاهی برداشتند و به بدخشان لشکر کشیدند... محمد زمان ] خان [ ، والی بدخشان ، شبانه از قلعة خود به زیر آمد و به طالقان گریخت (منجم یزدی ، ص 176-177). در1010، که شاه عباس به هرات آمد، در اواسط ماه شوال ، ایلچیِ بدیع الزمان میرزا، حاکم بدخشان ، با تحف و هدایا به خدمت وی رسید (همان ، ص 221). پس از مراجعت شاه عباس از خراسان ، باقی خان (اوزبک ) ارادة حمله به بدخشان کرد. بدخشیان از ترس اوزبکان به کوهستانها گریختند و بدیع الزمان میرزا که در خود نیروی جنگ صحرا را نمی دید، در قلعة (بدخشان ) متحصن شد. بدخشیان با او بیوفایی کردند و در میانشان تفرقه و پراکندگی افتاد. سرانجام ، باقی خان بر قلعه مسلط شد و بدیع الزمان میرزا را به قتل رسانید و بدخشان را به یکی از امرای معتمد خود سپرد (اسکندر منشی ، ج 2، ص 632). به نوشتة میرزا محمد کاظم مروی وزیر (ج 2، ص 608، 621)، نادر سردار خود، طهماسب خان ، را که از رود جیحون عبور کرده و برای تسخیر بدخشان رفته بود، سرزنش کرد. در زمان نادر والی بدخشان میرزانبات نامی بود. او در 1159، برخلاف معمول هر سال ، باج و خراج آنجا را به دربار نادر نفرستاد. نادر آقا حسن بیک ، مین باشی کُرد مَردَکانلو، و چند تن از امرا را با پنجهزار سپاهی خراسانی و آذربایجانی روانة خراسان کرد. میرزا نبات ، ناگزیر شد که مالیات سال قبل و سالی را که در آن بود به دربار نادر بفرستد. چون سپاه نادر به سوی بدخشان حرکت کرد، میرزا نبات به پاس احترام وی ، به پیشواز او آمد (همان ، ج 3، ص 1093ـ1094، 1098ـ1099). شیروانی ، سیاح قرن یازدهم ، که به بدخشان سفر کرده و با شاه آنجا گفتگو داشته است ، می نویسد: عموم مردم آنجا فارسی زبان و ساکنان دهاتش نیز فارسی زبان اند و ایلاتشان ترک زبان اند. اغلب بر مذهب ابوحنیفه اند. بدخشان اسماعیلی مذهب بیشمار دارد و شیعة آنجا اندک است (ص 121).

در ] شعبان [ 1293/اوت 1876، پس از الحاق فرغانه به روسیه ، روسها دربارة خط مرزی ، با بیگ قراتگین ] قره تکین [ پیمانی منعقد کردند که براساس آن ، ناحیة مزبور ] بدخشان کوهستانی [ تابع بخارا باقی ماند و نواحی جنوبیتر مسیرِ آمودریا ] بدخشان افغانستان [ به افغانستان پیوست . از آن تاریخ ، بدخشان به دو قسمت مجزا تقسیم شد (بارتولد، ص 331).

منابع : ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ ابن فقیه ، مختصر کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ اسماعیل بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان ، چاپ رینود و دیسلان ، پاریس 1840؛ اسکندر منشی ، تاریخ عالم آرای عباسی ، تهران 1350 ش ؛ ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ همان ، ترجمة فارسی قرن پنجم /ششم هجری ، چاپ ایرج افشار، تهران 1368 ش ؛ واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، گزیدة مقالات تحقیقی ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1358 ش ؛ میرزا سنگ محمد بدخشی ، تاریخ بدخشان ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1367 ش ؛ محمدبن نجیب بکران ، جهان نامه ، چاپ محمد امین ریاحی ، تهران 1342 ش ؛ مارکو پولو، سفرنامة مارکو پولو ، ترجمة حبیب الله صحیحی ، تهران 1350 ش ؛ عطاملک بن محمد جوینی ، کتاب تاریخ جهانگشای ، چاپ محمدبن عبدالوهاب قزوینی ، لیدن 1911-1937؛ حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1340 ش ؛ حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، تهران 1362 ش ؛ محمدبن ابی طالب دمشقی ، نخبة الدهر فی عجائب البرّ و البحر ، ترجمة حمید طبیبیان ، تهران 1357 ش ؛ دولتشاه سمرقندی ، تذکرة الشعراء دولتشاه سمرقندی ، چاپ محمد عباسی ، تهران ] تاریخ مقدمه 1337 ش [ ؛ حسن روملو، احسن التواریخ ، چاپ عبدالحسین نوائی ، ج 12، تهران 1357 ش ؛ شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه ، چاپ محمد عباسی ، تهران 1336 ش ؛ زین العابدین بن اسکندر شیروانی ، حدائق السیاحة ، تهران 1348 ش ؛ عالم آرای صفوی ، چاپ یدالله شکری ، تهران 1363 ش ؛ عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران 1353 ش ؛ محمد کاظم مروی ، عالم آرای نادری ، چاپ محمد امین ریاحی ، تهران 1364 ش ؛ علی بن حسین مسعودی ، کتاب التنبیه والاشراف ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ جلال الدین محمد منجم یزدی ، تاریخ عباسی ، یا، روزنامه ملاجلال ، چاپ سیف الله وحیدنیا، تهران 1366 ش ؛ نظام الدین شامی ، ظفرنامه ، چاپ پناهی سمنانی ، تهران 1363 ش ؛ عبدالله بن فضل الله وصاف حضرة ، تحریر تاریخ وصّاف ، به قلم عبدالمحمد آیتی ، تهران 1346 ش ؛ یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ 1866-1873، چاپ افست تهران 1965؛ احمدبن اسحاق یعقوبی ، کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن 1967.

/ حسین قرچانلو /


تاريخ : جمعه ششم اردیبهشت 1392 | 17:26 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
28 حمل فعا ل شد ن مو دیم



تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 10:21 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
 حر ف بر سه قسم است

حر ف مفت

  حر ف سفت

حر ف سست

بیهو د ه گو ی بر خی یا را ن گر ما به یی ما حرف مفت است جزآنکه ذهن خود را خسته کنند و برآبرو ی خو د لطمه وا رد کنند سو د یگر ی  از گفتن حرف ندا رد .

حر ف سفت ان است که برمبنا ی درک  و بردا شت از کنه واقیعتی گو ینده بعد از تأ مل به ابرا ز ش می پر دازد .

برخی ها ی به ژا ژ گو ی معتا د اند ، نا دانسته در با ره مسا یل نظر میدهند ، بی تا مل د ر با ره رو یداد ها قضا و ت میکنند و شتا بنا ک در مو رد کا ر ها ی مهم متو صل به تصمیم میشوند ، و این حرف ها درواقع ژا ژ ها ی اندکه کسی آنرا نه میشنود ُ-زیرا حرف مفت اند.



تاريخ : شنبه سی و یکم فروردین 1392 | 13:20 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 

ربا عی افقی و عمود ی

 

 از چهر ه===    افرو خته  ==     گل را ===مشکن

 افرو خته ==    رخ مرو ==    تو دگر ==به چمن

 گل را  ====   تو دگر ==  مکن خجل== ای مه من

مشکن   ===    به چمن  ==  ای مه من=== قد ر سخن

 



تاريخ : جمعه سی ام فروردین 1392 | 12:14 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 

وصف جغرافی طبیعی افغانستان (افغان)

اگر دراينجا اسم افغان بترتيب حروف تهجي كه بايد الف بابه ( الف و ب ) آغاز شود نشده محض تقديم اسم افغان كه اصل مقصد از تاليف اين كتاب بوده است ميباشد افغان به وزن انبان به معني فرياد و زاري و غوغا و بيقراريست و چنانچه قاعده فارسي است گاهي بدون الف خوانده شده  و فغان گويند و فغان و افغان تا كنون ميانه فارسي زبانان مسعمل بوده صاحب فرهنگ انجمن آراي ناصري رضا قليخان هدايت خيلي اختصاراً گويد كه افغان به معني فرياد و زاريست و نام طايفه ايست كه در مصر بوده و بمرور و هور از ميان بني اسرائيل بيرون رفته و به هندوستان آفتاده و در آن جا كوهستاني قلعه بنياد كرده الي اخر تانكه به سلطنت افغانستان رسيده اند . بالجمله فغان به معني فرياد و زاريست شعرا بسيار در اشعار شان استعمال نموده نگارنده گفته:

            ( فغان و آه زين چرخ ملاعب                كه مكاراست و غماز است فاسد )

سعدي گويد :

  ( اي مسلمانان فغان زان شاهد عابد فريب       كوه بيك ره برد از من صبر و آرام و شكيب)

و در استعمال فغان با الف كه افغان باشد شاعري گفته است :

      ( افغان زتوشوخ نا مسلمان افغان                              افغان زتو آفت دل وجان افغان )

      افغان بچۀ دردل تورحمی نیست                   ازدست توافغان بچه افغان افغان

ديگري گفته است :

      اين قالب بيجان زلبت جان طلبد                               وين خاطر دردمند درمان طلبد

      دل نيست كه اوطالب افغان باشد                              الادل دل من كه دايم افغان طلبد

رضا قليخان هدايت صاحب روضته الصفاي ناصري ميآورد كه در سنه 1168 كه نواب محمد حسن خان قاجار به مازندران رسيد بزرگان قاجاريه و افغان باه يافتند از انجمله كه بحضور شاهانه رسيدند يوسف خان  ، افغان و ملا يار محمد خواجه و اعظم خان و قلندرخان و گلستان خان و مرتضي خان و غيره بودند و مرتضي خان پسر ملا يار محمد خواجه در حسن و صباحت و جمال و وجاهت بي نظير و جمعي خودي و بيگانه او را سير بودند نواب محمد حسن خان قاجار نظر بانكه ملايار محمد امام جماعت و از جمله علما اعلام بود به فرزندش مرتضي خان كه در حسن و جمال بي مثال بود نظر كج بينانه نفرمود هرقدر ملتزمين ركاب سعي كردند كه مرتضي خان را در سلك مقربين درگاه و خدمتگذاران بارگاه منسلك كنند نواب محمد حسنخان قبول نكرد درانوقت شعراي مازندران هريك بجهت ان سروجويبار صباحت وماه اسمان وجاهت شعري سرودند وبياتي برشته نظم كشيدند كه ازانجمله  بيدلي رباعي  افغان زتوشوخ نامسلمان افغان منظوم بود وديگري رباعي اين قالب بيجان زلبت جان طلبد رابجهته مرتضي خان گفت       وباانكه اين كلمه افغان درگاه زاري وبيقراري ميانه فارسي زبانان مستعمل شده ازقديم ميتوان گفت كه نام طايفه بوده كه دراراضي  باقتريانه وباختريانه سكونت داشته اند زيراباختريانه اسم بلخ وجهات قريبه اوبوده چنانچه اريا اسم خراسان جنوبي وجهات هرات ناميده شده بوده است واين اسامي دركتب مورخين يونان بلغات درتمه يونان اززبان  هيروات كه مشهوربابوالمورخين بوده وديودوروسي سيل يونانيان مشروحاومختصرا بوده است كه دراينجا مقصودبسط تاريخ نويسي نيست ومعني لغوي افغان رامقصوداست هيرودت  1 بوناني كه خودازمعاصرين ملوك هخامنشي ايران وكيان بوده وباجازه اسفندياربن گشتاسب بيساحت وگردش درايران رفته وقبل ازميلادمسيح چهارصدواندي ميزيسته وبايران وافغانستان مكررسياحت كرده مياورد كه  اسكيلاقس سياح يوناني درسياحت نامه خود چون مواقع تماشاراذكرمينمايد نام افغان رابادني تحريفي  اغاوان  مينگارد فاضل محقق دانا محمودبيك خان طرزي مديرروزنامه  سراج الاخبار نيزهمين مطلب رادررساله متبوعه سنه 1330 كه سال گذشته باشد وان رساله رابنام اياچه بايد كرد انتشارساخته ازقاموس الاعلام نقل نموده بالجمله درلغت سانسكريت  اغاوان بمعني سوارامده وبمروربامختصر تحريفي افغان شده وبدين طايفه اطلاق گرديده چنانچه لغت وزبان افغان وهاتي وروستائي پشتو بوده است ونسبت اين رانيزبه پشوتن ميدهند كه يك هنرداران نامي ايران درقديم بوده ودرجنگهاي ايرانيان وتورانيان موجوده

--------------------------------------------------------------

1 – هيرودت كه هيروتس يوناني باشد ابوالمورخين اورامي نامند وتاريخي جامع كه مشتمل برهشت جزوباشد نگاشته كه بيشتراوراجع بجنگهاي بري وبحري ايرانيان بايونان ودول صغيره انزمان بوده است اين شخص درسنه 484 چهارصدوهشتادوچهارقبل ازميلاد درشهر هاليقار ايالت بودروم يونان بدنيا بدنياامده پس ازاكتساب علوم وفنون اغازبسياحت دراسياومصرويونان نموده پس ازان اپتدا بنگاشتن تاريخ خويش كه مبني براحوالات امم انزمان خاصه جنگهاي ايرانيان نگاشته ومبلغ 2500 تيره يمان  زمان مكافات گرفته بجهت نگاشتن تاريخ پس ازان به توريون اتاليادرتاريخ 406 قبل ازميلادرفته ودرانجا وفات نموده است تاريخ اوبسيارسيس وروان وهرچه ديده وشنيده نگاشته است وكنون تبليغات مختلفه ترجمه شده است .

 

 

بوده است اما پشتوبضم اول ومنم ثالث صاحبان فرهنگ مانند فرهنگ انجمن اراي ناصري وصاحب برهان وصاحب جهان گيري متفقا ميگويند زبان افغانانست كه باهم تكلم ميكنند هيچ يك ازمبداومنشااين لغت واين اسم بحثي نمي نمايند ولي لفظ پشن وپشت وپشنگ وپشين درلغت فارسي ومواقع جاغرافيائي افدغا نستان بسيار استعمار شده چنانكه(پشن) مو ضوعي بوده است كه ميان پيران ولديه سپهسالار را فراسياب وطوس بن نوزد سپهسالار ايران جنگ واقع شده واين معركه بمظفريت تورانيان ختام يافت واين رباعي مشهوره كه حكيم عنصري وعسجدي وفرخي هريك يك  مصرع گفته اند وفردوسي مصرع اخرراگفته بخصوص همين موضع است چناچه عنصري گفته است وچون عارض توماه بناشد روشن وعسجدي گفته(مانند رخنت گل نبود درگلشن) وفردخي گفته(ومژگانت همي گذركند از جوشن) وفردوسي گفته(مانند سنان گيو درجنگ پشن)وپشنگ بروزن پلنگ نام پدر افراسيايب بوده است وافراسياب نام پدر خود پشنگ رابه پسر خويش پشنگ داد واو  را نيز شيده ناميد وپشت اسم شهريست درنواحي نيشابور وشرحش خواهد امد وپشين نامي پسر كيقباداست كه اورا ك پشين نيز گفته اند ولهراسب وسهراب دوپسران اوبوده اند وابن سهراب بخلاف سهراب پسر رستم بوده كه بدست پدرش رستم كشته شد واروند پسر پشين بوده است چناچه حكيم فردوسي طوسي فرمايد (بداروند از گوهر كي پشين- كه خواندي پدر برپشين افرين) مقصود اين اسامي ولغات درافغا نستان حاليه بزمان بسيار دورگذشته خيلي استعمال ميشده سيد جمال الدين ميگويد پس از غلبه بخت النصر به بيت المقدس ودر زير شكنجه وعذاب افتادن مردم از كثرت رنج وصدمه خلايق بناله وفغان وانين  افتادند وازان زمان موسوم شدند طايفه ازانها به افغان برخي گويند كلمه افغان اسم(الخفيد- شاودل ) كه جد افغانان باشد بوده وعوام اوغان گویندواین کلمه نزدیک است بکلمۀ افغان وهندیهاگویندپتان وافغانان قندهار خود را پشتووپشتان خوانندومردم (خوست)و(کرُم)و (باجاور)خود راپختوو (پختان)نامندواگربه دقت ملاحظه شوداین اسامی اساساًباهم نزدیک بوده مثل (افغان )و(اوغان )و(پتان )که محرف ازپختان بوده وپختان وپشتان گرفته از(پاشتان)بوده وپاشتان دهی ازنشابوراست ،یاآنکه ازپشت که آن هم شهریست ازخراسان بوده ،یاازپیشت که قریۀ درفلسطین است بوده است

قديمترين سند تاريخي كه قدمت افغانستان وافغانراثابت مينمايد وتمام افسانه هاي متفرقه رادرباره مردم افغانستان كه ازمصر يافلسطين بوده ومهاجرت كرده به كوهستان افتاده ودو شده اند طومار واربيك سو مياندازد ان بيانات حكيمانه حكيم افضل ابوالقاسم فردوسي طوسي درشاهنامه است كه دران جا ذكر جنگ رستم دستان را باكومك كوهزاد افغاني وخرابي كه عبا رت از  ده پست گاوزرگرفتن كمك كوهزاد از زال پدررستم وزال پدررستم وسام پدر زال بوده است وعاقبت كشته شدن كمك كوهزاد است بدست رستم چناچه اشعاري كه نام اوغان وافغان دراو است دراين جا ذكرميشود



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 | 7:8 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

برادر جا ن بد خشا ن است اینجا

سخن گفتن نه آسا ن است اینجا

بد خشا ن مرد م با هو ش دارد

بد خشا نی دو لب ده گو ش دارد

بد خشا ن  تند یس پر درد دارد

گلو یش آه ،درد ی سرد دارد

بد خشا ن خسته و اند وهنا کست

شکسته قا متش چون شا خ تا ک است

سیاست بر جبینش خط کشیده

عقل از فکر دانا یش رمیده

سیا ست با زی را کرد ه است پیشه

زده است بر فر ق خود با ضرب تیشه

به حرف مفت در دنیا بو د پیش

زبا نش تند تر از ضر بت نیش

 

  

 



تاريخ : یکشنبه هجدهم فروردین 1392 | 20:2 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

بهایی برای معرفی کتاب

به گفتة دانشمندان امروز، دنیا از اسلام؛ سه نوع تعریف دریافته است، اسلام سنتی، اسلام رادیکال و اسلام که حوزه نگرشش به عقلانیت و مدارا،استوار است.

درکشورهای که مدرنیته تا هنوز دق الباب نکرده است، ارزشهای اسلام سنتی با همان اسنتباط کلاسیک باقی مانده است.

اما درعصر جنگ سرد، قطب بندی های امپریالیزم و سوسیالیزم دنیا شاهد تولد سازمانهایی ،با گرایش های رادیکال بود.

این سازمان ها که در واقع متأثر از دید و قرائت از دین بتأسی دیدگا های دانشمندانی مانند: مرحوم سیدقطب و حسن البنأ بود در خارومیانه در نیم قرن گذشته شکل گرفته، اما توسط حکومات بر سراقتدار به شدت سرکوب شدند.

با وجود آنکه بیشتر از نیم قرن از مشکل فلسطین گذشت این سازمانها با توجه به دشواریهای سیاسی نتوانستند در قبال مسایل جهان اسلام موقف واحد بیابند.

اما با اشغال افغانستان توسط شوروی و طرح و پالیسی های کوتاه مدت غرب این فرصت برابر شد، تا سازمانهای اسلامی، اعم از اسلام گرایان سنتی، رادیکال ها و آنهاییکه از دین قرائت عقلایی داشتند، در معرکه دفاع از افغانستان موقف واحد اتخاذ کنند.

متأسفانه بهر بهانه یی که بود، بعد از پیروزی جهاد مردم افغانستان شیرازه اتحاد ها و پالیسی ها به شدت شگافته شد، و مرزبندی های نوین باعث ایجاد افتراق و اختلاف نه تنها در افغانستان و پاکستان بلکه در جهان اسلام شد.

در سال1978 سازمان القاعده با قرائت رادیکال از دین نه تنها در افغانستان زمینه گسترش اختلاف هارا چاق کرد، بلکه برخی کشورهای خاورمیانه، افریقا و حتا قفقاز درشرف تجربه کردن دیدگاه های مدرن شدند.

در این بحبوحه طیف گسترده یی از دانشمندان دنیا یی اسلام، با رودیکرد های شتابزده سازمانهایی رادیکال با نوعی نگرش هوشیارانه وعقلایی با قرائت خردمداری به تعریف و تبین این پرداختند.

دانشمندانی از جنوب آسیا، خاورمیانه مانند: محمد ارغون، نصرحامد ابوزید، علی عبدالرزاق، ابراهیم طاها، قرضاوی و علمایی از مذهب شعیه مانند: مجتهدشبستری، عبدالکریم سروش، مکارم شیرازی از نصوص دین تعبیر عقلایی که در برگیرینده  ارزشهای فقه، کلام، عرفان، فلسفه و اخلاق بود مبادرت کردند.

در افغانستان استاد شهرانی، استاد سیاف، استاد برهان الدین ربانی، استاد شیخ آیت الله محسنی و... از، زمره پیشکسوتانی بودند که از نص  دین تبین و رویکرد عقلایی داشتند.

از زمره استاد پوهاند شهرانی که بیشتر حوزه کارش با تجربیات اکادمیک منهمک شده بود، در راستای قرائت تازه وعقلایی از د ین به کارهای گسترده تر مبادرت کرد.

 استاد در زمان هجرت در پاکستان ا فزون بر آن که  مسؤولیت مدر سی را بدوش داشت، به صورت متواتر مصروف  کا ر های تحقیقی در حوزه دین بود.

ترجمه ریاض الصالحین از زمره کار های شایسته و ماندگاری است که استاد پوهاند نعمت الله شهرانی نسخه نخست آنرا در سال 1993 به آزین چاپ آراسته کرد.

با توجه به اهمیت ویژه که این کتاب داشت، استاد نه تنها به ترجمه آن اکتفا کرد، بلکه بر آن حواشی نوشت و درک مفاهیم پیچیده آنرا برای مخاطب عادی ساده، معنا بخش و روان ساخت.

از آنجا که استفاده از محتوا کتاب برای همه اصناف در افغانستان نه تنها نیاز دینی شمرده میشد، بلکه یک تکلیف اهم برای همه مسلمانها بود.

لذا استاد شهرانی با دید تعمقی کارهای گذشته یی خود را انالیز، تصحیح و تهذیب نموده و به چاپ تازه آن مبادرت کرد. چاپ جدید، افزون بر آن که در قطع و صحافت منقح، مهذب و زیباست بلکه؛ ترجمه و تحشی آن در نهایت غذوبت و شیوایی صورت گرفته است.

از آنجا که استاد در قرآن شناسی دیدگاه فنی و تخنیکی دارد، برخی احادیث را که تلمیح به آیات قرآن اند، وجوه مشترک شان را برای مخاطب عادی تبین و تعریف کرده است.

مطالعه این کتاب ارزشمند، بدون شک برای مخاطبان اعم از عوام و خواص یک نیاز معنوی و اداء تکلیفی دینی بوده مضافاً روحیه ایقاظ، ایمان و اعتماد به نفس را در ضمیر وجدان هر مسلمان تقویت میکنید.

در شرایط که  افغانستان به اصطلاح معروف در معرض تهاجم فرهنگی قرار دارد، چاپ این کتاب نه تنها خدمتی است، در راستایی بیداری و هشیاری نسل جوان بل خدمتی است در جهت شناخت مسؤولیت های دینی و اسلامی.

شک نیست که، مشاغل اداری در مصروف سازی استاد نقش خاص داشته است، اما با توجه به این حقیقت که،

او جنای پیری معنوی و تکا مل قدرت اندیشه ورزی، استاد در اوجنای پختگی و فقاهت است، امید واریم، از ثمره عقلانیت آ نها به مثابه یک دانشمند مخاطبان بهره بگیریند، و ما در آینده شاهد تولید تفکر نو از باور استاد باشیم.



تاريخ : شنبه نوزدهم اسفند 1391 | 11:30 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

شیخ الرئيس ابو علی سینا مینگارد که طبیبی حاذق در مجلس یک از ملوک سامان به درجه محل اعتماد و موثق واقع شده بود که در خلا و ملا ومجالس رسمی  و محافل انس و حرمسرا گاه  بیگاه داخل ميشدو تمامی مخدرات سلطنت را طبا بت میکرد ونهایت خدمت پادشاه زمان محترم و مقرب بود.

 و چون د رحرمسرای شدی نبض زنان و محترمات را گرفتی وزبان و دهان آنها را دیدی وهیچگاه حرکتي که خلاف دیانت و امنیت باشد از او به عرصه ظهور نیامد ،شبي از شب ها در حرمسرا با ملک نشسته بود در آنجا ممکن نبود که هیچ نرینه قدم بگذارد چون گاه خوردن شام رسید پادشاه فرمان داد تا طعام حاضر سازند کنیزکان مشغول به آوردن طبقات اطعمه رنگا رنگ و خورش های جورا جور شدند کنیزکي خوانسالار بود که در صباحت و ملاحت مانند نداشت و بر سایر کنیزکان مهتر بود.

 چون خوان طعام از سر یک از کنیزکان گرفت خم گردید به زمین گذارد چون خواست راست گردد نتوانست همچنان دو تا بجای بماند به سبب

با دی غلیظ که در مفاصل او حادث شد و او را سخت بگرفت که دیگر نتوانست بلند شود پادشاه نهایت متغیر شد و گفت به هر قسم است فوری باید او را مداوا کنی تا بهبودی حاصل نماید.

 ولی در آن وقت هیچ تدبیر طبيعی موجود نبود که به وسایل ادویه جات رفع کند طبیب دانست که بواسطه ادویه که اینک ممکن نیست که موجود شد بهبودی حاصل نشود پس به تدابیر نفسانی پرداخت وگفت تا مقفه از سر آنماه چهره برگرفتند و موی همچون مشک او را به رخساره ای پریشان ساختند تا شاید از شرم و خجلت حرکتي نماید و آن شرمندگی سبب تولید حرارت گردد چون این کار نمودند فایده مترتب نشد .

پس طبیب به فكر شنیعتر عملی افتاد گفت تا بند زیر جامه او را باز کنند و شلوارش را فرو کشند چون بند او را باز نمودند شلوارش پائین کشیدند از کثرت حیا و شرم او را غضب و خشم دست داد و آن خشم و غضب تولید حرارت که در باطن داشت کرد چنانچه آن ریح غلیظ را تحلیل کرد و آن کنیزک در آن حین بر پای خواست و مستقیم وسلیم شد پادشاه از براعت و حذاقت آن طبیب در تعجب رفت و او را آفرین گفت و مخلع ساخت

تاريخ : جمعه یازدهم اسفند 1391 | 11:37 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
خدا هیچ کسی را دو ست ندا رد ، به استثنا ی آنها ی که توا نا ی در ک ، تجزیه و استفا ده مو ثر از فر صت ها ی زند گی را دارند .

خدا  انسا ن را برا ی ما مو ریت مهمی خلق کرد ه است ، و آن ما مو ر یت بدو ن شک کا ر هدفمند  تا ثر گزا ر ونتیجه بخش است.

کا ر ثمر بخش  افزو ن بر آنکه برا ی شخص نشا ط و معنا بخشی زند گی را پیا م

مید هد ، ضمنا اعتماد به نفس فرد نسبت به زند گی رو ز برو ز تقو یت شده و حتا

اثرا ت معنا بخش آ ن بر رو حیه سا یر نزدیکان تا ثیر گزا ر ی مثبت دارد .



تاريخ : چهارشنبه نهم اسفند 1391 | 4:12 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

کینوس{ کوف آب}

کوهستانی بزرگ و وسیع بوده در نواحی بدخشان و سکنه و مردمان آنجا بخشونت و غلظت طبع معروف و به بی باکی و سفاکی موصوف.  زمانی امیر کمال الدین مشهور بکوتاه {کو تا ه}پای که امیری نامور و شاعری مشتهر بود از جانب خواجه ابوبکر فخرالملک موید الدوله ترمذی به حکومت کینوس منتخب گردیده . چون به مقرحکمرانی خویش که کوهستان کینوس باشد رسید و چندی با مردم آنجا معاشرت کرد از طبیعت و اخلاق نکوهیده آنها منزجر گردیده و قصیدۀ در مذمت مردم کینوس باسم خواجه ابوبکر فخرالدین الملک موید الدوله برشته نظم در آورد که مطلع واوایلش اینست .

                        هیهات ازین بیت العمل وین شغل باچندین محل

                                                            زانصاف اگرمن چرخ را ، بستایم آرددین خلل

                        هر لحظه زانبوهی مرا ، افزاید اند وهی مرا  

سودیست برکوهی مراکاندرفلک داردقلل

                        کوهی کشیده سربمه وهم اندران گم کرده ره

                                                            تاریک چون جان ازگنه، مکروه چون شخص از علل

                        گرمن نه برافسوسمی ، کی عامل وکی نوسمی

                                                            یا خاک ره کی بوسمی ، افتان و خیزان برجبل

وشرح حال با تمامی قصیده امیرکمال الدین کوتاه پای در صدر جلد چهارم این کتاب مشروحا نگارش خواهد یافت

 منبع: امان توا ریخ جلد اول صجفه ۱۲۳۹ نسخه قلمی شخصی خودم



تاريخ : سه شنبه یکم اسفند 1391 | 16:43 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

هارون الرشید پنجمین خلیفه عباسی که خلافتش از سنه 173 تا سنه 193 بود معروض داشتند که مقدس ترین مشایخ بزرگ خراسان به بغداد رسیده است. هارون طالب ملاقات او شد شفیق را به خدمت خلافت پناهی آوردند ،هارون گفت تو هستی شفیق زاهد بلخی؟ گفت منم: شفیق ولی زاهد نیستم هارون گفت مرا پندی ده شقیق گفت با هوش باش که خداوند تبارک و تعالی ترا به جای حضرت ابابکر صدیق نشانيده و از تو صدق خواستگار است.  چنانچه از وی ظهور یافت و به جای حضرت فاروق جای داده و از تو میخواهد که فرق  بدهی بین حق و باطل را چنانکه از او پدید شد و به محل حضرت ذوالنورین نشانده است و ازتو حیا و کرم خواسته است، هچنانکه از او به عرصه ظهور پیوست.

 و ترا به محل و مقام علی مرتضی جای داده است و از تو علم و عدل خواسته است چنانکه از او بروز نمود.  هارون گفت زیادت نما شقیق گفت خداوند عالم را خانه ايست که نام او دوزخ است و ترا دربان آن سرا فرموده ،وسه چیز بتو مرحمت کرده است مال و شمشیر و تازیانه و امر کرده است که مردم را بدین سه چیز از جهنم نجات دهی .

اول هر حاجتمندی فقیر که به درگاهد روی نیاز آرد او را محروم نسازی و هرکه فرمان حق را نبردو خلافت نمايد او را به تازیانه تادیب نمائی . و هر کس بدیگری تعدی و جنایتی نماید، و او را بقتل آرد تو او را بدین شمشیر قصاص فرمائی اگر این عمال که گفتم به جای نیاوری خود پیش رو دوزخیان خواهی بود .

هارون گفت باز از این گونه نصایح حکیمانه شمه بیان فرما !شفیق گفت: تو مانند چشمه جوشنده سرشاب آبی و عمال و کارکنان شعبات و جوی های کوچک رونده از او آیند. پس اگر چشمه زلال و روشن و صاف و پاکیزه باشد هرگز از تیره گی و آلوده بودن جوی ها ضرری به او نرسد و همچون حال خود دایما پاک و صاف خواهد بود .

اما اگر اصل چشمه خراب و تاریک و مکدر باشد هیچ امیدي به صافی جویها نتوان داشت که آنان نیز به زودی تیره و کدر خواهند شد.  هارون گفت باز زیادت نما ،شقیق گفت اگر وقتی در بیابان وسیع در غر گرما و حرارت هوا تشنه ماني ؛و تشنه کام گردی ،بدرجه که مشرف مرگ باشی اگر در آن شدت گرما و بی کسی و تنها کسی جام پر از آب سرد زلالي به جهت تو حاضر سازد در بهایش چند خریداری کنی.؟ هارون گفت :هرچه قیمت کند خریداری نمایم .شفیق گفت اگر نفروشد مگر بقیمت نیمی از مملک تو چه خواهی کرد ، هارون گفت ناچار میدهم و آب را گرفته مینوشم و از گزند هلاکت میرهم .

شفیق گفت اگر چون همان آب را که خوردی از تو دفع نگردد و گاه ادرار در محل بول مانده خارج نشود چه خواهی کرد؟ و اگر حکیمي یافت شد و گفت علاج این درد رامن مینمایم، بشرط آنکه مملکت را به من واگذاری .

هارون گفت ناچار میدهم که از هلاکت ادرار نجات یابم .شقیق گفت پس تو به چه مملکت مینازی که تمام قیمت او به بیک شربت آبی پیش ارزش ندارد

تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 | 8:58 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
 

ر با عی

سرما یه عیش عشق صا فی و صفا است

سرما یه مرد، مر دی ود رد و حیا است

از کبر گذرساد ه دلی را بگزین

حرص و هو س آزرهش نا پیدا است

ایضا

عمر ی به تلاش کسب عزت گشتم

در ها ی امل برو ی  چشمم بستم

در آخر عمر با تعمق دیدم

مستغنی کا میا ب وخوشبخت هستم

ایضا

با عزت نفس الفتم دیر ین است

بی عزت نفس زند گی سنگین است

شیرا زه زندگی بو د عز ت نفس

هر کس که ندا رد این هنر نفرین است



تاريخ : یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 | 11:15 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
پختگی آن  است که پیش از اظها ر مکنو نات و آنچه را میخوا هی برا ی مخا طب

بیا ن کنی ، خا مو ش با ش تا مخا طب مکنو نات و دا شته ها ی دل خو د را برا ی تو با ز گو کند ،  و بعد با استمدا د تآمل ، تد بر و سخن که به میا ن می آو ر ی

متنا سب با سطح دید ، در ک و منا فع مخا طب با شد .

سعد ی چه خو ش گفته است : سخنی که دا نی دلی بیا زارد تو خا مو ش با ش تا دگر ی به میا ن آرد.

بسا از سخنا ن ما از با ب تا مل ارأیه نمیشوند ، بتا سی از یک احسا س شو م و مبهم  وا ژه ها ی را به میا ن می آو ر یم که افزو ن بر ندا شتن سو د برا ی ما پیا مد نکبت با ر و تشو یش زا  دا رند ، لهذا با ید پیش از ارأ یه چنین گفتا ر ی بر در ب زبا ن قفل زد و حد اقل سا کت شد، تا در ک و دید دگرا ن شگفته شده و بعد بگو و با

اند یشه بگو و با اهل بگو.  و گرنه خپله ژبه هم بلا ده هم کلا.



تاريخ : یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 | 11:12 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

علم سه حرفست که عبارت از عین ولام ومیم باشد ومعنی آنان اینست که: عین یعنی علم

ولام بمعنی عمل كردن

 ومیم مخلص بودن در علم وعمل .



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 | 16:56 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

{وقتی} شیخ حاتم اصم به طرف بغداد حرکت کرد چون مردم از آمدنش خبر دار شدند با ستقبالش شتافتند، و او را با اکرامي لایق و پذیرایی مجلل دریافتند .

در آن وقت المتوکل بالله عباسی که دهمین خلیفه از خلفای بنی عباسی بود و خلافتش از 232 تا 248 امتداد داشت خلیفه وقت بود بغرض خلافت پناهی رسانیدند که زاهدي آراسته و از هرگونه معایب و مثالب پیراسته به بغدادآمده است.

 و در زهد و ورع و قدس و تقوا تا کنون نظیرش دیده و همتایش شینده نشده خلیفه، طالب ملاقات او گردید چون شیخ حاتم اصم به بارگاه خلیفه عصر وارد گردید او را مخاطب بنام زاهد ساخت، متوکل گفت من زاهد نیستم.

 زیرا همه دنیا زمینیان تحت تحکم و خلافت فرمان فرمایی من بوده است با این مراتب چگونه من زاهد خواهم بود! شیخ حاتم اصم گفت: تو زاهد هستی چنانچه خدا يتعالی فرماید  (قل متاع الدنیا قلیل ) و تو به اندکی قناعت فرموده و زاهد هستی نه چون منی که بدنیا و عقبا سر فرو نمیآورم و چگونه زاهد توانم بود.

 متوکل از حسن تقریر دل پذیر نصیحت اندیش او نهایت متالم گردید و بر احترامات شیخ بیفزود و اذن انصراف داد گاه بیرون شدن خلیفه فرمان داد، تا مشت زری خدمتش آورند قبول نکرد و معذرت خواست و بیرون شد.

 چون به جایگاه خویش رسید مردم گفتند چرا انعام و مرحمت خلیفه را رد کردی وقبول نفرمودی حاتم اصم گفت  درگرفتن ذلت خویش و در نا گرفتن عزت نفس مشاهده نمودم .

تاريخ : سه شنبه بیست و ششم دی 1391 | 9:13 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

دنیا از نگاه ازد یا د جمیعت با گر فتا ری قا بل تو جه ایی رو در رو شد ه است ،این ازد یا د جمیعت افزو ن بر انکه ، فقر ، بیکا  ری ،

امرا ض گو نه گون و مها جر ت  فرا هم کر ده، ضمنا بر خی کشو ر ها ی طر فدا  رتو لیتر و گرا یشها ش استبدا دی را وا دا ر سا خته است برا ی بقا ی خود به استبدا د بیشتر متو صل شو ند .

دا نشمندا ن به این با و ر اند که بهر تنا سبی  برا ی کا هش رشد جمیعت ، ایجا د دولت ها ی کو چک  کا را و پاسخگو تمر کز شو د به هما ن اندا زه نسل ها ی ایند ه شا هد امنیت ، وبهبو د و ضعیت اقتصا دی و زند گی مر فه تر خوا هند بو د .

 به نظر شوماخر برای داشتن زندگی سالم، پویا و متلائم با محیط زیست هرچه تکنولوژی‌ها، شرکت‌ها و موسسات کوچک تر باشند و هرچه محیط کار معنابخش تر، دلپذیرتر و کرامت بخش تر باشد ،نتیجه بهتری خواهیم گرفت.

 او مخالف مصرف گرایی و مبلغ توسعه پایدار بود که با بنگاه‌های کوچک و فن آوری‌های کوچک محتمل تر می نمود. هرگاه چیزی اشتباه و خطاست، بیش از اندازه بزرگ هم هست." کشورهای بزرگ با قدرت مرکزی غیر دمکراتیک و فاقد حق خودگردانی واقعی (چین، اتحاد جماهیر شوروی و بعد روسیه، عربستان) نه تنها برای مردم خود جهنم آفریده‌اند بلکه برای صلح بین المللی نیز در مقاطعی مخاطره آفرین بوده‌اند. .

اندازه جغرافیایی برای دول متمرکز و غیر دمکراتیک تصوری از خود ایجاد می کند که ممکن است بیش از ظرفیت ملی آن باشد و برای تحقق این تصور باید جنایت‌هایی صورت گیرد و دروغ‌هایی گفته شود و تقلب‌هایی انجام شود. .

هزینه بزرگی که مردم دنیا برای کمونیسم و فاشیسم پرداختند از یک جهت محصول بزرگی و غیر فدرال بودن دو رژیم فاشیستی و کمونیستی در دو کشور آلمان و اتحاد جماهیر شوروی بود. .

بزرگی کشورهایی که حکومت آنها ظرفیت حکومت فدرال و واگذاری قدرت به مردم را ندارند (مثل ایران، روسیه و چین) هم به حال مردم آن کشورها مضر است و هم به حال همسایگان و مردم دیگر کشورها. هند، آلمان، و ایالات متحده نیز کشورهای بزرگی هستند، اما مردمان این کشورها به تجربه یاد گرفته‌اند که با یک سیستم فدرال قدرت را میان مردم تقسیم کنند..

دولت کوچک می تواند به بیان "کور" دولتی با قلمروی کوچک تر نیز باشد. اوج خلاقیت فرهنگی و علمی یونان و ایتالیا و ثروت و رفاه و سعادت شهروندان آنها زمانی بود که عمدتا در قالب دولتشهرها اداره می شدند..

 تجزیه یوگسلاوی به نفع مردم این سرزمین بوده است. دیوید ثارو مولف کتاب "نافرمانی مدنی" می گوید: "بهترین دولت، دولتی است که به نحو حداقلی حکومت کند." دولت‌های کوچک یا آنها که در قالب فدرال عمل می کنند با این معیار حکومت حداقلی بیشتر همخوانی دارند.



تاريخ : شنبه بیست و سوم دی 1391 | 6:3 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

حسا ب دهقا نی

در ولسوا لی کو ف آ ب بد خشا ن تقو یم یا گا ه شما ر ی سا ل و ما ه تا یک قر ن پیش به حسا ب دهقا نی رو ا ج دا شت .

دهقا نا ن گا ه شما ر ی خو د را معمو لا از 14 قو س شرو ع میکر دند ، شا نز د ه رو ز ما ه قو س شا مل گا ه شما  ری دهقا نا ن و به نا م {نشا ن } کر یچ و و شا نزده رو ز جد ی کر گس یا د میشد .

شا نزد ه رو ز کر یچ هوا نرم و سر د ملیح اما -شا نزد ه جد ی چله و هوا سر د شد ید می شد .

بعد از سپر ی شد ن نشا ن کر یچ و کر گس نشا ن اسپ دا خل میشد و این نشا ن اسپ، نو، رو ز بو د ه که سه رو ز ان نا خن اسپ سه رو ز یا ل و سه رو ز اخیر دم اسپ بو ده است .

 رو ز ها  ی نشا ن اسپ گر م اما در رو ز ها ی  یا ل و دم -معمو لا برف با ر ی سنگین صو ر ت میگر فت.

بعدا نشا ن سگ و زنجیر دا خل و این نشا ن شش رو ز بو ده است که سه رو ز ان سگ و سه رو ز ان زنجیر بو ده و این  نشا ن سرد تر ین رو زها ی فصل زمستا ن که دست ادم با تماس در زنجیر از شد ت سر د ی می چسپید.

بعد از پایا ن چله کلا ن -چله خورد شرو ع میشو د که شا مل نشا ن مر د است و این نشا ن پنجا ه رو ز میشو د .

در نشا ن مرد هر عضو بد ن سه رو زاست :

 نا خن سه روز ، پشت پا سه، رو ز  ، بجلک  رو ز سه رو ز لنگ سه رو ز پیتا و ه بند سه رو ز زانو سه رو ز خنک ستا ره {پشت زانو } سه رو ز شخ نشین { سر ین } سه رو ز بهمن { مو ضع شر م گاه }سه رو  ز-خر آ میز هفت  رو ز و ده نو رو ز   پرک سه رو ز ودر نشان کمر بها ر پیا ن یا فته و تا بستان شروع میشود.

و دراین حسا ب با  گزشتن چهل چله و پنجاه مرد فصل زمستان پا یا ن می یا بد.

 منبع : .پدرم {ملا عبدالغنی} و کا کایم عبد الله

 

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم دی 1391 | 7:19 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
ما هیت وجود

به تأ سی از نگر ش فلسفه اگزیستا نسیا لیزم در طبیعت دو نو ع وجود ما هیت و جو د ی دا رد .

1—و جو د حضو ر ی

2-- وجو د حصو لی

و جو د حضو ر ی به و جو د ی گفته میشو د که ما هیت اش منبع استخرا ج خیر و شر نبو ده و اثر گزا ر ی حضو ر

 و جو د ی بد و ن دخا لت و جو د حصو  لی نا ممکن است.

ما نند اینکه سنگ ما هیت و جو د ی دارد اما فی نفسه توا نا ی تحر ک و اثر گزا ر ی بالا سا یر پدید ه ها را ندا رد ، اما زما نیکه دخا لت مو جو د حصو لی با لا  آن اثر گزا ر شد تغییر ما هیت مید هد ،تبد یل به ریگ و یا در سا ختن سا ختمان از آن استفا ده میشو د .

اما مو جو د حصو لی در وا قع انسا ن است که به استمداد عقل و قدرت تصمیم گیر ی مو فق به تغییر سر نوشت خو د و دیگرا ن میشو د .

و انسا نها ی که از قد رت تصمیم گیر ی و دا شتن اراده متکی به عقل ،محر و م اند در وا قع پد ید ه ها  ی اند که ما هیت جضو ر ی دا شته، و سر نو شت آنها تا بع اراده دگرا ن است  . بلی! محمد ص ،مو سی  ،  زردشت و عیسی ما هیت و ما مو ر یت حصو لی دا شته ، و با تا ثیر گزا ر ی مثبت در جهت تغییر سر شت و سر نو شت انسا ن ما مو ریت پیا مبرا نه داشته اند .



تاريخ : شنبه دوم دی 1391 | 6:45 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
تفا و ت قهر ما نها ی ما با دنیا

قهر ما نها ی د نیا ی دگر برا  ی مر د م با کنشها ی  سمبو لیک و متهو را نه رو زنه ها ی بسیا  ری را برا ی فدا کا ر ی ، سر سپرد گی و نگهبا نی از منا فع مر د م برا  ی نسل بعد آیده مید هند .

قهر ما نان دنیا ی دگر زنده،  پو یا و و جو د ریا لیستیک دارند ، قهر ما ن ها  ی وا قعی شجا عتمند ، فدا کا ر آیند ه نگر و سر سپرده در راه آر ما نها ی مر د م اند .

قهر ما نها ی وا قعی از سنخ گا ند ی ، ما ندیلا ، جو رج وا شنگتن ،نهرو و اقبا ل بعد از مر گ هم در قلمرو افکا ر نسل ها ی بعد ی حکو مت دا رند .

زیرا نظا م عقلا یی را که در جغرا فیا یی دید و شنا خت خو د خلق کر د ه اند در وا قع

هد ف و غا یه ان پا سبا نی از منا فع بزرگ است.

قهر ما ن وا  قعی از منا فع پو چ مانند تبا  رگرا  ی وا بستگی عشیره ای و تن پر و  ری نفر ت دا رند .

 و قهر ما نها ی وا قعی با وا ژه ها  ی تر س ،معا مله ،عقد ه پرو ری  ، ریا ،خو د بینی و تجمل گرا ی میا نه نیک ندا رند .

متا سفا نه در کشو ر من قهر ما ن کسیست که تگ محو ر و دا را ی گرا یشها ی استبدا دی با شد .

قهرما ن کسیست که میزا ن فقا هت و عقلا نیت نگر ی اش برا بربا  و زن معده اش با شد.

قهر ما ن کسیست که در زند گی به دلا یل گر فتا ر  بو دنش در ژرفنا ی مصا یب مصد ر خد ماتی شد ه که  بعد از مر گش ما یه مبا ها ت برا ی من و ما نیستد .

 آ ر ی ! در کشو ر من همه قهر ما نها مر د ه اند و با در یغ حضو ر وا قعی ندا رند ، لهذا به انگیزه آنکه ما قهر ما ن و ا قعی ندا ریم با ید از جمع مرد گان کفن پو سیده رو ستا کسی را به ار یکه نشینی در سفینه قهر ما نی به قیا دت قبو ل کنیم .

و برا ی فر زندا ن مان درو غ فراوا ن بسا زیم تا در رو ند زند گی کو چکتر ین دل مشغو لی دا شته با شند . و در سو گ نبو د قهر مان ضجه نکشند و رنج محرو میت بی قهر ما نی مستو لی بر سر نو شت شا ن نبا شد .



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391 | 17:56 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
معنا ی و ا قعی دمو کرا سی آنست  تصمیم مر د م در امو ر سیا سی دو لت شر یک شو د ، معنا ی دمو کر ا سی آنست که دولت با استفا ده از طر ز دید و با و ر مر د م پا یسی سیا سی خو د را تعین کند .

و معنا ی دمو کرا سی آن است که ارا ده ، دید و با و ر عمو م مسلط بر سر نو شت  سیا سی کشو ر با شد . مو کر ا سی در فرا یند تا ریخ با شعا ر ، عوا م فر یبی و تعمیم منا فع فرد تا مین نه شده ، و در وا قع آسیب ها ی فرا وا نی را برا ی مر دم و دو لت ها

با ر آو ر ده است .



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم آذر 1391 | 6:17 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
هنر ، علم و دین:

بشر هو شمند از نخستین رو ز پیدا یش خو یش در جستجو ی سا ختن دین ، دا نش ، هنرو تعر یف زند گی با سبک دید خو یش بو ده است .

با افسو س تا امرو ز یک تعر یف که پا سخ گو ی مو رد اعتما د برا ی  پا سخ نیا زهمه ها ی انسا ن با شد ، بر ای خو د نیا فته و ممکن تا فردا ها برا ی سا ختن دین و دا نش و هنر در تکا پو با شد .

 این تکا پو و تلا ش از یک سو انگیزه بقا را مها سا خته و از جا نبی دا شتن رو حیه  تلا ش و پیشگیر ی برا  ی زند گی معنا و مفهو م شرین بخشید ه است .

در صو ر تیکه پیرا مو ن با ر معنا ی اد یا ن ، ظر فیت نگر ش ،هنر و دا نش ژر ف نگا ه شود ، اکثر اد یا ن با هم خو یشا و ند ی و ار  زشها ی مشتر ک دا رند، اما نا گفته پیدا است که در شکل گیر ی دین و هنر عوا مل زما ن ، مکا ن و نیا ز تا ثیر خو د را دا شته است .

اما علم مظهر و ملا ک تجا ر ب مکرر و مشهو د ی بو د ه است ملیو نها سا ل انسا ن برا ی اثبا ت ان تلا ش مشر ک کر ده و در نها یت در ک مشتر ک ایجا د شد ه است که در سا ختا رتکا مل ما ده ها ی :

{ (1)‌البومين albomin ماده سفيد تخم مرغست .

(2) فيبرين fabreineسفيد از نوع سفيده تخم مرغ است كه درخون و در عضلات پيدا ميشود .

(3) مونر monere يك نوع حيوانست از پست ترين درجات حيوانات كه مابين نبات و حيوان برزخست .

(4)‌ آميب amibe يك نوع حيوان از درجه پست است كه آثار اعضاي محرك در آن ظاهر است .

(5)‌پروتوپلاسم protoplasme يعني تركيب اول عبارت از ماده ئیست كه خلاياي عضويه ناميه و حسيه را تشكيل ميدهد .}

نقش دا رند .

بعد از تفخص ،تلا ش . تجا  رب مکر ر بشر در یا فت که این پنج ما ده در سا ختا ر انسا ن اثر گزا  ری دا شته و حتا ما ده ها ی امیب ، پرو تا پالاسم ، البو مین ،فیبر من و مو نر نیا ز حیا ت و در بر خی موا رد تعا رض حیا ت اند .

اما هنر نگا ه نا زک و ظر یفا نه انسا ن نسبت به زند گی بو ده و این نگا ه در فرا یند زند گی بو ا سطه اشخا ص ظر یف بین ، حسا س و زیبا شنا س کشف شد ه است .

 



تاريخ : جمعه هفدهم آذر 1391 | 2:24 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

اخلاق سازمانی


بسیاری از رفتارها و اقدامات مدیران و کارکنان، متأثر از ارزشهای اخلاقی بوده، ریشه در اخلاق دارد. عدم توجه به اخلاق کار در مدیریت سازمانها، در جوامعی مانند ایران که از یک سو دارای ارزشهای اخلاقی غنی بوده، از سوی دیگر با کشورهای پیشرفته فاصله قابل توجهی دارند، می‌تواند معضلاتی بزرگ برای سازمانها به وجود آورد. به علاوه با افزایش انتظارات اجتماعی از سازمانها، جوامع نسبت به مسائلی مانند محیط زیست ، حقوق زنان، کودکان، اقلیتها، معلولان، برابری استخدام و کاهش نیروی انسانی، حساس‌تر شده‌اند. بی‌توجهی سازمانها به این حقوق و عدم رعایت اصول اخلاقی در برخورد با ذی‌نفعان بیرونی، می‌تواند مشکلاتی را برای سازمان ایجاد کند و مشروعیت سازمان و اقدامات آن را موردپرسش قرار داده، در‌نتیجه سود و موفقیت سازمان را تحت تأثیر قرار دهد. اخلاق کار ضعیف، بر نگرش افراد نسبت به شغل، سازمان و مدیران موثر بوده، می‌تواند بر عملکرد فردی ، گروهی و سازمانی اثر بگذارد.

عملکرد و موفقیت سازمان
لازمه موفقیت سازمان، عملکرد مناسب آن است. شاخص هایی مانند: سودآوری، بقا، رشد میزان دستیابی به اهداف و قابلیت های رقابتی را می توان به عنوان نتیجه عملکرد مناسب تلقی کرد. برخی از صاحبنظران مانند هیگنز و وینکز موفقیت سازمانی را با عملکرد سازمانی معادل فرض کرده اند. آنها براین باورند که به طور کلی عملکرد سازمانی نتیجه‌ای است که به عنوان برایند رفتار سازمان، اتفاق می‌افتد. (Higgens & Vincze, 1993).در این مقاله شاخص‌هایی مانند: سود‌آوری، بقا، رشد، میزان دستیابی به اهداف و قابلیتهای رقابتی به عنوان شاخص‌های موفقیت تلقی شده، تمامی مواردی که به طور غیر مستقیم به عملکرد کمک می کنند (از قبیل: بهبود کیفیت رضایت مشتریان، افزایش همکاری،کاهش تعارض و کاهش هزینه‌ها) موردتوجه قرار می‌گیرند.
از آنجا که در ادبیات سازمان و مدیریت، مسئولیت اجتماعی بخشی از مقوله اخلاق کار محسوب شده و از آن به عنوان اخلاقیات فرا سازمانی یاد می شود، در تشریح ادبیات موضوع، لازم است ابتدا به مفهوم اخلاق و اخلاق کار پرداخته شود و پس از آن پیشینه مسئولیت اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.


اخلاق و اخلاق کار
اخلاقیات ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با ارزشها دارند و به عنوان ابزاری نگریسته می‌شوند که ارزشها را به عمل تبدیل می‌کنند. اخلاق، یعنی رعایت اصول معنوی و ارزشهایی که بر رفتار شخص یا گروه حاکم است، مبنی بر اینکه درست چیست و نادرست کدام است؟ (دفت، 1374: 638). اخلاق، مفاهیمی چون: اعتماد، صداقت، درستی، وفای به عهد نسبت به دیگران، عدالت و مساوات و فضائل شهروندی و خدمت به جامعه را در بر می‌گیرد. اخلاق در معنی، تشخیص درست از نادرست و خوب از بد، همیشه موضوع مورد بحث فلاسفه بوده، آنها به عنوان یکی از شاخه‌های فلسفه، در مورد آن سخن گفته‌اند. به علاوه بــرخی مانند هایک اخلاق را تمدن‌ساز به شمار می‌آورند. (غنی‌نژاد، 1381: 129). بیشتر استانداردها و قواعد اخلاقی در یک فرهنگ نسبت به فرهنگهای دیگر و در زمانهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارند. (هس مر، 1995: 113). به عبارت دیگر، نسبیت گرایی اخلاقی باعث می شود آنچه که در یک جامعه، عملی درست نامیده می شود در فرهنگ یا جامعه ای دیگر نادرست تلقی شود و میزان ابهام و بعضاً تعارض در ارزشها افزایش یابد.
اخلاق کار(Business Ethics) به معنی شناخت درست از نادرست در محیط کار و آنگاه انجام درست و ترک نادرست است. اخلاق کار، به عنوان شاخه‌ای از دانش مدیریت، از زمان پدیدار شدن نهضت مسئولیت اجتماعی در دهة 1960 پدیدار شد. در این دهه جنبشهای آگاهی بخش اجتماعی، انتظارات مردم را از سازمانها بالا برده، آنها را به این نتیجه رسانده بود که سازمانها باید از امکانات وسیع مالی و نفوذ اجتماعی خود برای رفع مشکلات اجتماعی، مثل: فقر، خشونت، حفاظت از محیط زیست، تساوی حقوق، بهداشت عمومی و بهبود وضع تحصیلات استفاده کنند. مردم براین باور بودند که چون شرکتها و مؤسسات با استفاده از منابع کشور به سود دست می‌یابند، به کشور بدهکار و مدیون هستند و بایستی برای بهبود اوضاع اجتماعی تلاش کنند (Mc Namara,1999:6). اگرچه انگیزه و توجه شرکت به رعایت مسائل اخلاقی به سال 1923 و به بنیانگذار شرکت مبلمان و اثاثیه هرمان میلر دی جی دوپر بر می‌گردد ولی توجه به اخلاقیات در نوشته های مدیریت، در کتاب: وظیفه‌های مدیران چستر بارنارد (1938) و آثار ماکس وبر به چشم می خورد (اشنایدر و بارسو، 413:1379). بارنارد براین باور بود که «‌ناممکن است سازمانهای رسمی بتوانند بدون عنصر اخلاقی عمل کنند. رهبری که به اصول اخلاقی عمل نمی کند نفوذ خود را از دست می‌دهد و نمی‌تواند برای مدت طولانی دوام آورد» (بارنارد، 1368‌: 404).
طرفداران اخلاق کار در دو دسته قرار می‌گیرند. افرادی مانند چپل بر این باورند که رعایت اخلاق کار، باعث افزودن ارزش به سهامداران شده، ابزاری برای دستیابی به هدف بیشینه کردن سود است (دیدگاه اخلاقیات ابزاری). در مقابل، افرادی مانند بارنارد (1938)، کوئین و جونز (1995) و میلتون – اسمیت، دیدگاه غیر ابزاری داشته و باور دارند که سازمان بایستی گذشته از ملاحظات مالی، اخلاق کار، به دلیل آنکـه ماهیت این کـار درست است، بایــد آن را رعـایت کند. (Poesche,2002:311) در نظـریه‌های نـوین مدیـریت از قبیـل کارگزاری (Agency Theory)، ذینفعـان (Stakeholders)، حـاکمیت شـــرکتی (Corporate Governance) ، و نهادینگی(Institutional Lization) نیز اخلاقیات به گونه‌ای مورد توجه است. (رحمان سرشت، 1384).


نظریه‌های اخلاق و مسئولیت اجتماعی
همان‌گونه که گفته شد، از مسئولیت اجتماعی به عنوان اخلاقیات فرا سازمانی یاد می شود که مفهوم مسئولیت اجتماعی را می‌توان از بیشتر نظریه‌های اخلاق استنباط و استخراج کرد. برای روشن شدن بهتر مطلب ابتدا به اختصار نظریه‌های اخلاق تشریح می‌شود. هس‌مر (1995) یکی از کامل‌ترین دسته بندی ها را از تئوریهای اخلاق این‌گونه ارائه می کند:
1. قانون جاویدان (Eternal Law): این دیدگاه که به قانون طلایی نیز مشهور است بدین گونه خلاصه می‌شود که «با دیگران آن گونه رفتار کن که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند».
2. منفعت گرایی یا تئوری فرجام گرایی (Utilitarianism): این دیدگاه منطبق با تعریفی از اخلاق است که توسط جرمی‌بنتم متفکر بریتانیایی ارائه شده و بر نتایج و فرضیات فردی متمرکز است. بر این اساس، اخلاقی بودن یک رفتار، براساس میزان مطلوبیت آن بیان می‌شود. یعنی وقتی منافع یک عمل برای جامعه بیشتر از ضررهای آن باشد، آن عمل اخلاقی است
3. وظیفه‌گرایی یا آغازگرایی (Deontological): آغازگرایی دربرابر فرضیة فرجام گرایی است. بر اساس این دیدگاه که توسط ایمانوئل کانت ارائه شد، هر عمل به نتیجة آن بستگی نداشته، به نیت شخص تصمیم گیرنده بستگی دارد.
4- عدالت توزیعی: در این تئوری که توسط جان راولز پیشنهاد شده، یک عمل را در صورتی که منجر بـه افزایش همکاری بین اعضای جامعه شود، می‌توان درست و عادلانه و مناسب (و بنابر‌این اخلاقی) نامید و عملی را که در جهت مخالف این هدف عمل کند می‌توان نادرست، ناعادلانه و نامناسب (و بنابراین غیراخلاقی) نامید. در این دیدگاه، همکاری اجتماعی، اساس منافع اجتماعی و اقتصادی را فراهم می‌آورد و تلاش فردی کم اهمیت و در مواردی نادیده گرفته می‌شود.
5. آزادی فردی: بر اساس این دیدگاه که توسط رابرت نوزیک پیشنهاد شد، آزادی، نخستین نیاز جامعه است. بنابراین هر عملی که آزادی فردی را نقض کند، غیراخلاقی است؛ حتی اگر منافع و رفاه بیشتری برای دیگران ایجاد کند.

مسئولیت اجتماعی
امروزه مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) مفهومی وسیع تر از فعالیتهای گذشته دارد. مسئولیت اجتماعی به طور اعم، به مجموعه فعالیتهایی گفته می‌شود که صاحبان سرمایه و بنگاه های اقتصادی به صورت داوطلبانه، به عنوان یک عضو مؤثر و مفید در جامعه، انجام می دهند.
گریفن و بارنی مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف می کنند؛ «مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان بایستی در جهت حفظ و مراقبت و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت می کند، انجام دهد». درک فرنچ و هینر ساورد(1998) در کتاب: فرهنگ مدیریت در مورد مسئولیت اجتماعی می نویسند، «مسئولیت اجتماعی، وظیفه ای است بر عهده موسسات خصوصی، به این معنا که تأثیر سوئی بر زندگی اجتماعی که در آن کار می کنند، نگذارد. میزان این وظیفه عموماً مشتمل است بر وظایفی مانند: آلوده نکردن، تبعیض قائل نشدن در استخدام، نپرداختن به فعالیتهای غیراخلاقی و آگاه کردن مصرف کننده از کیفیت محصولات. همچنین وظیفه ای است مبتنی بر مشارکت مثبت در زندگی افراد جامعه.

در متون مدیریت استراتژیک، مسئولیت‌های اجتماعی به گونه عام و اصول اخلاقی به گونه خاص به بخش جدایی ناپذیر از مباحث تدوین و اجرای استراتژی تبدیل شده است. صاحبنظران مسئولیت اجتماعی در دو دسته مخالفان وموافقان قرار می‌گیرند. برخی از طرفداران اقتصاد بازار، مانند میلتون فریدمن با مسئولیت اجتماعی مخالف بوده، آن را با مکانیسم‌های اقتصاد آزاد در تضاد می‌دانند. فریدمن کاهش قیمت محصول برای کاهش تورم ، استخدام برای مبارزه با بیکاری و هزینه کردن برای کاهش آلودگی محیط زیست را هدردادن پول و سرمایه سهامداران می‌داند . او از مسئولیت اجتماعی به عنوان یک دکترین اساسا ویرانگر نام می برد. فریدمن تنها مسئولیت اجتماعی شرکت تجاری را استفاده از منابع جامعه و مشارکت در فعالیتهایی که برای افزایش سود با رعایت قواعد بازی (بدون نیرنگ و فریب) طراحی شده‌اند، می‌داند.در مقابل کارل که از طرفداران مسئولیت اجتماعی است، براین باور است که مدیران یک سازمان تجاری، چهار مسئولیت اقتصادی، حقوقی، اخلاقی وفداکاری کردن دارند. کارل این چهار مسئولیت را به ترتیب اولویت فهرست می کند (نمودار 1) و بر این باور است که مسئولیت اخلاقی و فداکاری امروز ممکن است در آینده به ترتیب به مسئولیتهای حقوقی و اخلاقـی تبدیل شوند. هم فریدمن و هم کارل مـدعی‌اند که با توجه به اثر مسئولیتهای اجتماعی بر سود شرکت، نظریه خود را ساخته و مطرح کرده‌اند. فریدمن می‌گوید: اقدامات از نظر اجتماعی مسئولانه، به کارایی شرکت آسیب می‌رساند.
کارل باور دارد که بی توجهی به مسئولیتهای اجتماعی موجب افزایش دخالت دولت و در نتیجه کاهش کارایی می‌شود. اگر شرکت داوطلبانه به برخی مسئولیتهای اجتماعی و اخلاقی خود عمل کند، می‌تواند به سود مورد نظر خود دست یابد. (هانگر و ویلن،1384: 51).
 
آثار مثبت رعایت مسئولیت اجتماعی بر عملکرد و موفقیت سازمان
گرچه حاکمیت اخلاق کار بر سازمان، منافع زیادی برای سازمان از بعد داخلی از جنبه‌های بهبود روابط، افزایش جو تفاهم و کاهش تعارضات، افزایش تعهد و مسئولیت پذیری بیشتر کارکنان، افزایش چندگانگی و کاهش هزینه‌های ناشی از کنترل دارد ولی از دیدگاه مسئولیت اجتماعی نیز از راه افزایش مشروعیت سازمان و اقدامات آن، التزام اخلاقی درتوجه به اهمیت ذی‌نفعان، افزایش درآمد، سودآوری و بهبود مزیت رقابتی، و...، توفیق سازمانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در ادامه به تشریح این آثار مثبت و شواهد موید آن خواهیم پرداخت.

افزایش مشروعیت سازمان و اقدامات آن
امروزه در شرایط جهانی شدن و شبکه‌های گستردة اطلاعاتی از سازمانها، انتظار می‌رود در برابر مسائل محیط زیست، رعایت منافع جامعه، حقوق اقلیتها و ... حساسیت داشته، واکنش نشان دهند. به علاوه این شبکة گسترده، تمام فعالیتهای سازمانها را زیرنظر دارد و به راحتی می‌تواند از راه انجمنها و مجامع مختلف، چهره سازمانها را در انظار عمومی خراب کند، بنابراین سازمانها ناچار به انجام اقدامات وسیع و گسترده برای جلب افکار عمومی هستند که وجه غالب آنها نشان دادن وجهه اخلاقی کارهای سازمان است. گفتنی است که هر چه سازمانها بزرگتر باشند، باید حساسیت آنها هم نسبت به این مسائل بیشتر باشد (NBES,2005:5). رفتار غیراخلاقی، رفتار محیط کسب و کار را بر ضد خود تحریک کرده، موجب شکست سازمان می شود (Buckley,2001:26).
التزام اخلاقی در توجه به اهمیت ذی‌نفعان
علاوه بر سهامداران، گروههای دیگری نیز وجود دارند که از اقدامات سازمان تأثیر می‌پذیرند و دارای منافع مشروعی از سازمان‌اند. ازجمله این گروهها می‌توان به مشتریان ،تامین کنندگان مواد اولیه، دولت و جامعه اشاره کرد.لستر تارو (1990)و ایوان و فریمن (1988) براین باورند که، پاسخ مثبت به ملزومات اخلاقی اجتماعی، با افزایش سود و ارزش افزوده در درازمدت، همراه است (رحمان سرشت، 1385 :21).

افزایش درآمد، سودآوری و بهبود مزیت رقابتی
توجه به تمام افراد و گروههایی که ذی‌نفع هستند، میزان سود شرکتها را در بلند مدت افزایش خواهد داد، زیرا موجب انگیزش نیروی انسانی، افزایش حسن نیت اجتماعی و اعتماد مردم به یکدیگر و نیز کاهش جریمه‌ها می‌شود. دیوید براین باور است که: «روز به روز باور سازمانها در این مورد راسخ‌تر می‌شود که ترویج اصول اخلاقی و تقویت فرهنگ معنوی موجب ایجاد مزیتهای استراتژیک خواهد شد (دیوید، 1382: 60). کی و پاپکین باور دارند که تجزیه و تحلیل شکستهای شرکتها و مصیبت های وارده به آنها نشان می‌دهد که لحاظ اخلاقیات و حساسیتهای اجتماعی درنهایت، در فرایند تصمیم گیری و تدوین استراتژی، موجب افزایش سودآوری شرکت خواهد شد. همچنین طبق گزارشی که در سپتامبر 2005 توسط دولت استرالیا منتشر شده، رشد اقتصــادی ایــن کشـــور از سال 1998 تا 2005 به رقم متوسط سالانه 6/3 درصد رسیده که بیشتر از بسیاری از کشورهای توسعه یافته، مانند امریکا، آلمان، ژاپن و انگلستان است. بر اساس این گزارش، عوامل رشد این کشور، نگرش مثبت به تغییر و نیـــروی انسـانی آموزش دیده با اخلاق کار بسیار قوی اعلام شده است (OECD,2005). براساس گزارش مجله فورچون، 63 درصد مدیران عالی شرکتهای برتر بر این باورند که رعـایت اخلاقیات، موجب افزایش تصویر مثبت و شهرت سازمان شده، منبعی برای مزیت رقابتی به شمار می‌آید (Buckley et. al,2001:15). به علاوه تحقیق سوینی(1999) در استرالیا نشان داد که 90 درصد استرالیایی‌ها علاقه‌مند به خرید از شرکتهایی هستند که رفتارهای آنها اخلاقی است. این تحقیق مشخص کرد هرچه اعتماد بین اعضای یک سازمان بیشتر باشد نیاز به کنترل مستقیم کاهش می‌یابد (Lagon,1999:5).

استفاده از مزایای چندگانگی
متخصصان پیش‌بینی می‌کنند که نیروی کار به گونه‌ای روزافزون متنوع تر خواهد شد و شرکتهایی که بتوانند نیازهای این افراد متنوع را درک کرده، از این تنوع به خوبی بهره گیرند، موفق خواهند بود. لازم است مدیران توانایی اداره افراد با جنسیت، سن، نژاد، مذهب، قومیت و ملیتهای مختلف را داشته باشند. رعایت عدالت و اخلاق در برخورد با این افراد در محیط کار، مدیریت آنها را تسهیل می‌کند و این امکان را برای سازمان فراهم می‌سازد که از مـزایای نیروی کار متنوع، بهـره گیرد. مطالعـه‌ای که توسـط رایت و همـکاران در سال (1995) در مـورد رابطه و بین چندگانگی وعملکرد سازمانی انجام گرفته، رابطه مثبتی را بین افزایش سطح چندگانگی در محیط کار و عملکرد مالی سازمانها، نشان می‌دهد. باکلی (2001) بر این باور است که چندگانگی سازگار با برنامه های اخلاق و فرهنگهای اخلاقی اند می‌تواند موجب شهرت و اعتبار سازمان شده و عملکرد آن را بهبود بخشد (Buckly,2001:25) .
کاهش هزینه های ناشی از کنترل
ترویج خودکنترلی در سازمان، به عنوان یکی از مکانیزمهای اصلی کنترل، از مباحثی است که بنیان آن بر اعتماد، اخلاق و ارزشهای فردی قرار دارد. ترویج خودکنترلی باعث کاهش هزینه های ناشی از روشهای کنترل مستقیم شده و موجب بهبود سود می‌شود. این مستلزم تعهد کامل اعضا به تیــم، مسئولیـت پذیری همـــه اعضای تیم و داشتن احترام و اعتماد بین آنها و مدیریت است.(Lau & Idris, 2003:293)
بهبود روابط، افزایش جو تفاهم و کاهش تعارضات
یکی از نتایج بهبود اخلاق کار در سازمان، تنظیم بهتر روابط در سازمان است که این به نوبة خود باعث افزایش جو تفاهم در سازمان و کاهش تعارضات بین افراد و گروهها شده، عملکرد تیمی را بهبود می بخشد. شاید بیشترین تأثیرات اصول اخلاقی مربوط به رفتار نیروی انسانی باشد. مطابق تحقیقات تروینو و یانگ بلاد تصمیم‌گیریهای اخلاقی به طور عمده تحت تأثیر گزینش و استخدام افراد اخلاقی است و پاداش و تنبیه متداول تأثیر زیادی در رعایت اصول اخلاقی ندارد (لاوسن1381: 268). توجه بارنارد به اخلاق، به دلیل نقش آن در تسهیل همکاری و کاهش تعارض و مسئولانه عمل کردن به وظایف در محیط کار است.
افزایش تعهد و مسئولیت پذیری بیشتر کارکنان
چنانکه گفته شد اخلاق بر فعالیت انسانها تأثیر قابل توجهی دارد و لازمه عملکرد مناسب، تعهد و مسئولیت پذیری کارکنان است. دسلر باور دارد که: اگر کارکنان براین باور باشند که با آنان رفتاری عادلانه و منصفانه می‌شود، شاید تمایل بیشتری داشته باشند که بار (کاری) بیشتری را تحمل کنند (دسلر،1378 : 327). دونالدسون و دیویس باور دارند که مدیریت ارزشهای اخلاقی در محیط کار، موجب مشروعیت اقدامات مدیریتی شده، انسجام و تعادل فرهنگ سازمانی را تقویت می کند، اعتماد در روابط بین افراد و گروهها را بهبود می‌بخشد و با پیـروی بیشتر از استانداردها، موجب بهبــود کیفیت محصولات و درنهایت افزایش سود سازمان می‌شود (Donaldson & Davis,1990). با توجه به نقشی که انسانها در سازمانهای امروزی دارند، نوع قضاوت افراد در مورد سازمان و موضوع فعالیت‌شان تأثیر بسیار زیادی در کارایی و اثربخشی آنها و در نتیجه کارایی و اثربخشی سازمان دارد. انتظار بروز خلاقیت توسط کسانی که کار خود را از لحاظ اخلاقی ناپسند تلقی می‌کنند، واقعی و منطقی نیست.


نتیجه گیری
هرچند هدف اصلی سازمانها، افزایش کارآیی و کسب سود است، ولی در عصر اطلاعات و جهانی‌سازی برای دستیابی به موفقیت، باید به انتظارات اجتماعی و احکام اخلاقی، واکنش مناسب نشان دهند و به بهترین شکل این‌گونه انتظارات را با اهداف اقتصادی سازمان تلفیق کنند، تا دستیابی به اهداف بالاتر و والاتری را امکان‌پذیر سازند. رعایت اخلاق کسب‌و‌کار و مسئولیت اجتماعی از راه افزایش مشروعیت اقدامات سازمان، استفاده از مزایای ناشی از افزایش چندگانگی و افزایش درآمد، سودآوری و بهبود مزیت رقابتی موفقیت سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد. پایبندی رهبران و مدیران سازمانها به اصول اخلاقی، توجه به میزان مشروعیت اقدامات سازمان از نظر کارکنان، توجه و تأکید بر اصول اخلاقی جهان‌‌شمول، تدوین منشور اخلاقی سازمان، اقدامات متناسب و سازگار با خواست و حساسیتهای جامعه، برنامه های آموزش اخلاقیات برای مدیران و کارکنان، از جمله اقداماتی است که مدیران می‌توانند در این زمینه انجام دهند.

 



تاريخ : جمعه دهم آذر 1391 | 11:24 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

منشور کوروش به آمریکا می رود

 
منشور کوروش

موزه بریتانیا منشور کوروش را برای نمایش در آمریکا در اختیار چند مرکز فرهنگی آن کشور قرار می دهد

لوح یا استوانه موسوم به منشور کوروش پارسی در چند شهر آمریکا به تماشا گذاشته می شود.

این نخستین بار است که منشور کوروش در آمریکا نمایش داده می شود هر چند نسخه ای از آن به عنوان یکی از نخستین اسناد تاریخی در حمایت از آزادی و مداراگری دینی و فرهنگی در ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک نصب شده است.

این لوح همراه با شانزده شیء دیگر تاریخی بخشی از نمایشگاهی با نام "استوانه کوروش در پارس باستان" را تشکیل می دهد و ابتکارات ایرانیان را در زمان حکومت هخامنشیان بر منطقه خاورنزدیک بین سال های ٥٥٠ تا ٣٣١ پیش از میلاد نشان می دهد.

امپراتوری هخامنشی با وحدت پارس و ماد توسط کوروش پارسی بنیانگذاری شد و با شکست ایرانیان در جنگ با اسکندر یونانی از میان رفت.

این نماینشگاه در گالری سکلر در واشنگتن، موزه هنرهای زیبا در هوستون، موزه هنری متروپولیتن نیویورک، موزه هنرهای آسیایی سان فرانسیسکو و موزه پل گتی در لوس آنجلس برگزار می شود و تا اکتبر سال ٢٠١٣ ادامه خواهد داشت.

منشور کوروش یک لوح سفال پخته است که پس از پیروزی کوروش بر فرمانروای بابل و فتح این سرزمین در سال ٥٣٩ پیش از میلاد نوشته و در سال ١٨٧٩ در عملیات باستانشناسی منطقه ای در جنوب عراق کنونی کشف شد و در اختیار موزه بریتانیا قرار گرفت.

از همان زمان، این شیء تاریخی در موزه بریتانیا به نمایش گذاشته شد اما در دهه های بعد، افزایش احساسات ملی گرایانه در ایران باعث جلب توجه بیشتر ایرانیان به این سند تاریخی شد تا جایی که گاه از بازگشت آن به ایران سخن رفته هرچند محل کشف آن در داخل ایران کنونی نبوده است.

متن این سند حاوی بیانیه کوروش در مورد صلاحیت او به عنوان فرمانروای مشروع بابل و اظهار بی اعتباری پادشاه قبلی این سرزمین است که در جنگ با ایرانیان شکست خورده بود.

مراسم دو هزار و پانصدمین سال شاهنشاهی ایران

ایرانیان کوروش هخامنشی را یکی از برجسته ترین شخصیت های تاریخ خود محسوب می کنند

به گفته تاریخشناسان، چنین اظهاراتی از سوی فرمانروایان منطقه بی سابقه نبوده است اما آنچه که به منشور کوروش اهمیت ویژه ای می بخشد، اقدامات اعلام شده او به عنوان فرمانروای جدید بابل است.

در این فرمان، دین و فرهنگ قوم مغلوب مورد تایید و احترام قرار گرفته و همچنین اعلام شده است که مردمی که پس از شکست از بابلیان، به عنوان برده به این سرزمین آورده شده بودند از آزادی دینی و فرهنگی برخوردار می شوند و می توانند به سرزمین اصلی خود بازگردند.

از نظر اسناد تاریخی، آزادی و اجازه بازگشت یهودیان به سرزمین آنان از جنبه های مهم منشور کوروش است زیرا این واقعه به طور مفصل در متون دینی یهودیان ثبت شده و کوروش پارسی مورد ستایش شماری از پیامبران یهود قرار گرفته و از او به عنوان برگزیده خداوند یاد شده است.

منشور تفاهم

از زمان کشف و ترجمه متن منشور کوروش، این فرمان برای مردم مختلف مفهوم و معنای ویژه ای داشته است. پژوهشگران متون مذهبی یهودیان آن را سندی تاریخی در اثبات محتوای کتب مقدس خود دانسته اند و ایرانیان آن را نشانه مترقی بودن فرهنگ باستانی و مایه افتخار خود تلقی کرده اند.

به خصوص در دوران پهلوی، که احساسات ملی‌گرایانه و افتخار به تاریخ ایران به خصوص در دوره امپراتوری پیش از اسلام تشویق می شد، منشور کوروش سندی در اثبات جنبه انسانی و فرهنگی تمدن باستانی ایران محسوب می شد و مورد ستایش قرار می گرفت.

علامه طباطبایی

آیت الله طباطبایی کوروش هخامنشی را یکی از شخصیت های مورد احترام در قرآن معرفی کرده است

پس از انقلاب اسلامی، رهبران جمهوری اسلامی ضمن محکوم شناختن ملی گرایی به عنوان یک نگرش سیاسی، فرهنگ و تمدن باستانی ایران را نیز مردود دانستند و حتی هدف حملات شدید قرار دادند.

کوروش هخامنشی یکی از قربانیان این برخورد بود. برخی از روحانیون سیاست اعلام شده کوروش در مداراگری دینی و رعایت حقوق بشر را گرایشی لیبرالی دانستند و برخی دیگر شخصیت او را هدف حمله قرار دادند و حتی نام او از یکی از خیابان های اصلی تهران برداشته شد.

با اینهمه، در آن زمان هم نه فقط ملی گرایان و حامیان تمدن و فرهنگ ایرانی، بلکه حتی برخی از دینداران نیز با استناد به متون مذهبی رعایت احترام این پادشاه باستانی را گوشزد کردند. از جمله مدارکی که مورد استناد آنان قرار گرفت، نظر آیت الله محمد حسین طباطبایی، از محققان دینی مورد احترام جمهوری اسلامی بود که در تفسیر خود از قرآن، کوروش را همان ذوالقرنین دانسته که در کتاب آسمانی مسلمانان از او با احترام ویژه ای یاد شده است.

با وجود برخورد تند جمهوری اسلامی با کوروش هخامنشی، در سال های اخیر این شخصیت باستانی بار دیگر مورد توجه برخی از مقامات ایران قرار گرفته و از جمله، دو سال پیش، براساس توافق موزه بریتانیا با سازمان های دولتی ایران، منشور کوروش برای مدتی در ایران به نمایش گذاشته شد.

پیش از آن، منشور کوروش تنها یک بار دیگر در دهه ١٣٥٠ خورشیدی به مناسبت جشن های دو هزار پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران توسط کوروش هخامنشی برای مدتی به ایران قرض داده شد هر چند تصاویر و نسخه هایی از این سند به عنوان نماد این جشن ها به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفت.

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری، در سخنانی به ستایش از کوروش پرداخت و او را الگویی برای مدیریت جهانی معرفی کرد که البته واکنش انتقادآمیز برخی از مقامات سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی را هم به دنبال آورد.

احمدی نژاد

ستایش غیر عادی احمدی‌نژاد از کوروش ناخرسندی برخی از مقامات دولتی و مذهبی را برانگیخت

انگیزه آقای احمدی نژاد در توجه ویژه به کوروش، و به طور کلی، اهمیتی که ظاهرا برای تمدن و فرهنگ ایرانی قایل بوده، مشخص نیست اما به گفته برخی تحلیلگران، احتمالا در رقابت با نهادهای دیگر حکومتی، رئیس جمهوری در صدد جلب حمایت مردمی بوده است که، به اعتقاد او، قاعدتا از رویکرد فرهنگی جمهوری اسلامی ناخرسند بوده اند.

مشخص نیست که واکنش آمریکاییان نسبت به این سند تاریخی چه خواهد بود و آشنایی نزدیک با آن چه تاثیری بر استنباط آنان از ایرانیان خواهد گذاشت.

در حالیکه اختلاف سیاسی جاری بین ایران و آمریکا و برخی اقدامات داخلی و خارجی جمهوری اسلامی، تصویری نه چندان مطلوب از این کشور در اذهان برخی از آمریکاییان ایجاد کرده، این انتظار وجود دارد که نمایش پیشینه تمدتی و دیدگاه فرهنگی ایرانیان باستان بتواند دست کم تاثیری مثبت از نگرش مردم آمریکا نسبت به مردم ایران داشته باشد.

معلوم نیست آمریکاییان با توجه به شرایط کنونی ایران، از جمله اتهام نقض حقوق بشر، فقدان مداراگری دینی و سیاسی و چهره ای که از جمهوری اسلامی ارائه شده، نسبت به منشور کوروش چه واکنشی خواهند داشت اما این امیدواری وجود دارد که نگرش آنان دست کم در مورد ملت ایران، تعدیل یابد.

نمایشگاه "لوح کوروش در پارس باستان" با همکاری بنیاد میراث ایران برگزار می شود و نیل مک گرگور، مدیر موزه بریتانیا، ضمن قدردانی از همکاری این بنیاد و مقامات آمریکایی، گفته است: "اشیاء می توانند به گونه ای منحصر به فرد از ورای زمان و مکان سخن بگویند" و افزوده است که لازم است محتوای این سند تاریخی "به شکلی هرچه گسترده تر در دسترس مردم قرار گیرد."



تاريخ : چهارشنبه هشتم آذر 1391 | 12:37 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

تعريف مديريت:

واژه مدير عربي و اسم فاعل بوده و معنايي تحت الفظي آن اداره كننده است، اما در اسلوب سازماني مديركسي است كه مسؤوليت عملكرد تيم خود را به دوش دارد.

اما مديريت پروسه انجام دادن كار ها به صورت اثر بخش و كارأ به وسيله دگران است، در واقع مديريت فعاليت است كه به صورت منظم جهت تحقق اهداف معين و از طريق روابط منطقي ميان منابع موجود در داخل سازمان صورت ميگيرد.لذا تفاوت مديريت و مدير آن است كه، مدير مسؤوليت عملكرد يك تيم مشخص را بدوش داشته، اما مديريت در سطح سازمان به صورت عامتر برنامه و پلان ها را بوسيله دگران طوري كه اثري بخش آن مشهور باشد، تطبيق مي كنيد.

وظايف مديريت:

در سطح يك سازمان مهمترين كار را مديران انجام ميدهند، موفقيت، توانايي و پيشرفت هر سازمان به تعميم، دانش، انرژي و شناخت مدير از سطح سازمان مربوط مي شود.

لذا جهت تحقق ستراتيژي تطبیق پلان مدير مكلف به اجرا برنامه و تطبيق هاي زير است:

1-               برنامه ريزي

2-               سازماندهي

3-               رهبري

4-               استخدام

5-               كنترول

برنامه ريزي چيست؟

برنامه هاي كه توسط مديران عالي تدوين، طرح و تنظيم مي شوند، به صورت كلي اند، اما مديران با توجه به تخصص، تجربه و شناخت كه از تونانايي افراد سازمان دارند، روشهاي رسيدن به هدف را مشخص مي سازند.

بانگرش به نكات بالا در برنامه ريزي اهداف تعين شده، وجهت تحقق، هدف موثر ترين روشهاي دستيابي به آنها به كارمندان آگاهي داده مي شود.

سازماندهي:‌

ميزان قدرت، تخصص و انگيزه كارمندان براي مديران مدبر تعريف روشن دارد، لذا يكي از اولويت هاي مهم مديريت آن است، تا جهت تنظيم كار ها ميان كار كنان با دقت اجرا آت نموده، كارمندان را مامور به اجرا كاري نمايد كه توانايي تطبيق آنرا دارند.

رهبري:

همانطوري كه از تعريف رهبري پيدا است، در واقع رهبري پروسه، تاثير گذاري و اعمال نفوذ برفعاليت دگران است.

رهبران موفق افزون بر اعمال نفوذ و تاثير گذاري معنوعي امور را طوري تنظيم، تقسيم و سرعت مي بخشند كه، باعث ايجاد انگيزه در ميان كارمندان شده، و آنها با شوق و اعتماد به نقس در راستايي تحقق اهداف مساعي نمايند.

اگر پروسه رهبري بتأسي از شناخت، عقلانيت، واقعبيني هدايت نگردد، دست يابي به اهداف دشوار بوده، ممكن است مدير در داخل سازمان با مشكلات گونه گون رو در رو شود.

استخدام:

در گرايشهاي مديريتي به سبك مدرن عمده ترين مولفة كه، باعث پيشرفت پيروزي و خلاقيت دريك سازمان مي شود، توصل به روند، استخدام بتأسي از يك نياز سنجي در بدنه سازمان است.

اگر در هنگام استخدام مدير  به شناخت افراد تخصص، با انرژي و با انگيزه موفق نگردد،‌پروسه دستايابي به اهداف با مشكلات گونه گون رو در رو مي شود. انتخاب افراد مناسب براي تصدي مورد نظر مهم ترين عامل استواري وقدرت سازمان شمرده مي شود.

كنترول:‌

يكي از واژه هاي كه در اداره عامه افغانستان بسيار استهلاك مي شود، كنترول است، اما متأسفانه كيفيت كنترول با وجود استهلاك و استفاده فراوان بسيار پايان بوده، و اين مقوله به معنايي واقعي كار برد نيافته است. لذا مديران جهت مقايسه فعاليت ها با استندرد ها بايد به اصل كنترول وقع گذاشته و در جهت كيفيت بالاي كار هفته وار، ماهوار و ساليانه مناسب با خصوصيت برنامه و هدف روند كار را كنترول نمايند .¡

 



تاريخ : چهارشنبه هشتم آذر 1391 | 6:30 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
شا عر کسیست که زمان مکا ن و مو قیعت زند ګی خو د و هم نو عا ن محیط

پیرا مو نی ا ش را با ژ رفا یی خو ن می شنا سد.

شا عر کسیست که با شنید ن نهیب کو د ک بغض جا نکا هی بر روا ن اش مستو لی میشود

شا عر کسیست که در صفت او با ش ارا ذلُ استیدا د و جو کها ی طفیلی طعن و لعن فرا وا ن دا رد .

شا عر کسیست که ما نند حا فظ بر بی و قو فی حکا م مستبید استهزا میکند .

 شا عر کسیست که ما نند مو لو ی با استمدا د خرد پر چم مقا بله و مبا رزه را در برا بر تګ محو ری خو د خوا هی به زما نه ها ی ایند ه انتقا ل مید هد.

شا عر کسیست که  ظر فیت و با ر معنا ی وا ژه ها ی زما ن خو د را بیش تر از همه مید اند .

شا عر کسیست که از ګو ر ُ رو شنی ۰ و قا ضی هرا س ندا رد .

و شا عر کسیست که با ر مسوولیت بیدا ری سمت دهی  و رو شن سا زی دل د دید همه را دارد

 

  



تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391 | 17:13 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

پيام ناشر

نوع ادبي طنز در ادبيات دري از ساليان متمادي به اين سو حضو رملموس داشته، وهمواره بخش گسترده ادبيات را در برگرفته است.

فورم وشكل طنز باساير نوعهای ادبي متفاوت بوده وهمين تفاوت سبب جذب مخاطبان به طنز بوده است، سوژه طنز، ديروز قالب مشخص ومحدود داشت، اما امروز از قالب هاي كلاسيك وكهنه بيرون شده ودرقالب هاي منظوم، منثور، داستان، نمايشنامه، فلم نامه -فلم كارتوني ودرساير كسوتها اراییه ميگردد.

اين گونه ادبي درهركسوتي كه اراييه شده، نسبت به ساير گونه هاي ادبي واجد جذابيت وپوشش ظريفانه رويدادها بوده است.

از همين سبب باوجودآنكه از درگذشت عبيد زاكاني قرنهاي متمادي سپردي ميگردد، اما تااكنون مخاطبان طنز او در حوزه ادبيات دري فراوان هستند.

شناخت وحضور همين جذابيت، ساير شاعران كهن زبان دري را انگيخته است.

تا درمحتوا آفريده هاي خويش از نوع ادبی طنز استفاده كرده،حتا سعدي، مولوي، سوزني - ناصر خسرو دراكثر اشعار خود از كاربرد طنز جهت جذب مخاطب استفاده كنند.

هر چند امروز اراییه این نوع ادبی متفاوت شده طنز كهن باطنز مدرن تغییرمحتوا وفورم دارد، درادبيات طنزي كهن طنزبه مفهوم طعنه زدن، عيب كردن ، سخن به رموز گفتن واستهزايي كسي به كار ميرفته است.

وجود چنين صنعت ظريف سبب شده است كه، طنز به مثابه سوژه ادبي تفكر برانگيز، با ماهيت پيچيده، توام باكاربر د موضوعات خنده دار توجه مخاطبان بسيار را به خود معطوف كند. اما اين عطف درواقع هدايت مخاطب به منظور شناخت هدفي برتر كه مفهوم آن آماده كردن انسان ودرك عميق رذالت هابوده است.

دركشورما از نيم قرن اخير به اين سو، باترويج رسانه ها، سوژه طنز همواره مورد كاربرد بوده، ودرجهت هدايت مخاطب به شناخت برخي رويدادها موثر واقع شده است.

استاد جلال نوراني از زمره پيشكسوتاني است كه، از طريق رسانه ها در چهار دهه اخير طنزهايش مخاطبان فراوان داشته اند.

استاد نوراني پيشكسوت سوژه طنز نويسي، درميان جامعه روشنفكرما مخاطبان فروان داشته وهويتي است، شناخته شده پركار ، سخت كوش كه در همه عمر دراين زمينه تقلا وتلاش  كرده است.

وزارت اطلاعات وفرهنگ جهت حمايت وحراست از كار نخبه گان ادب دوست تااكنون به چاپ  آثار آنها مبادرت كرده وچاپ اين كتاب موجود به بهانه برگزاري از نخستين سیمینار طنز افغانستان مي باشد.

بتاسي از چنين مامول مبارك براي رياست بيهقي مسووليت سپرده شد، تا كتاب موجود را به آذين چاپ آراسته کند- اميد انتشارات بيهقي به اين وسيله كوچكترين خدمتي در راستاي معرفي فرهنگ كشور كرده باشد.

فيض الله محتاج

رئيس انتشارات كتب بيهقي



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 | 13:46 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
ازا د گی

انسا ن ها ی که متکی به تو ا نا ی با زو، و ارا ده خو د اند ازا ده ا ند ، انسا ن ها ی که از عر ق جبین خو یش نا ن تو لید میکنند

لیا قت زیستن و شرا فت انسا نی دا شته و سزا وا ر حر مت اند .

اما انسا نها ی مه متکی به حما یت دگرا ن اند ، انسا نها ی وا بسته ، اسیر و مر هون اراد ه دگرا ن اند .

بیا ید برا ی کسب شرف و تصا حب ازا دگی متکی به توا نا ی با زو ، ارا ده و ریختن عر ق جبین خو د با شیم.



تاريخ : پنجشنبه بیستم مهر 1391 | 10:27 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |