سه ونیم دهه است ، در افغانستان بمب ، ترو تیل ، انفجار ، و خاکستر بذر میشود  ، و متواتر بهای آنرا درد ،محرومیت  ورنج و مهاجرت طوغ ، طغیان ، انزجار ، بیوه و یتم درو میکنم.

فرهنگ گرایش به افراطیت در دید دل روشنفکر ، پیشوامذهبی ، وسایر صنوف جا معه ما به شدت نهادینه شده و فن مدرا و مدیریت اخلاق و تدبیر را فراموش کرده ایم .

فرهنگ بی اعتمادی ،خشم و ار ائیه واکنش تند متقابل در ضمیر ما به مثابه پلید ترین عنصر ریشه دوانیده و مانند اپیدمی مزمن به نسلهای اینده در حا ل انتقال است.

 ریأ دو روی ، بی تفاوتی شیرازه تعادل و اقعبینی مارا بیمار ساخته بهترین لذت برای ما دادن ارجیحیت به منافع پوچ وپست شخصی نسبت به منافع محترم اجتماعیست.

به آنچه میدانیم عاشقیم با وجودیکه حقیقت نیست ، اما با آنچه که نمیدانیم اما حقیقت است نفر ت و خصومت داریم ، در میان این همه آسیبها اگر ما با نگاه عقلانی مشکلات خود را درک نکنیم ، ظهور پیامبر ی از سنخ محمد "ص" مفکر از سنخ مولوی و فداکار ی از سنخ حسنک خردمند برای هد ایت عقل ما ، درزمانه ما ممکن نیست.

بیاید بیش از ساختن جامعه مدنی خرد و عقلانیت خود را برای همدیگر پذیر ی  آماده بسازیم . زیرا نرد بان نخست یک جا معه خرد مدار و مدنی تولید اندیشه و عقلانیت خرد مندانه از جانب افکار عمومی است .



تاريخ : پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 19:14 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

یافته‌های تازه در مورد مهاجرت انبوه به اروپا و سرمنشا زبان‌های هندواروپایی این قاره

  •     

تحلیل ها با کمک دی ان ای شواهدی را دایر بر مهاجرت انبوه ۴۵۰۰ سال قبل انسان به قلب اروپا آشکار کرده و موید فرضیه ای است که می گوید زبان های اروپایی با ریشه هندواروپایی احتمالا از شمال خزر و دریای سیاه نشات می گیرد.

داده های ژنتیکی ۶۹ انسان کهن نشان می دهد که گله داران در آن دوره از حواشی شرقی اروپا به مرکز اروپا نقل مکان کردند.

این مهاجران ممکن است مسئول گسترش زبان های هندواروپایی که اکثریت زبان های امروزی اروپا را تشکیل می دهد بوده باشند.

تیمی بین المللی از محققان نتایج مطالعه تازه را در نشریه نیچر چاپ کرده است.

پروفسور دیوید رایش و همکارانش دی ان ای استخراج شده از بقایای کشف شده در محوطه های باستانی در اطراف قاره را مطالعه کردند.

آنها از یک تکنیک تازه غنی سازی دی ان ای استفاده کردند که نیاز به تعیین آرایش پایه های ژنتیکی دی ان ای برای کسب داده های وسیع را کم می کند.

این تحلیل ها نشان داد که ۷ هزار تا ۸ هزار سال قبل یک گروه از کشاورزان اولیه از خاور نزدیک وارد اروپا شدند که موید مطالعات قبلی است.

این کشاورزان هنگام پراکنده شدن در سراسر قاره به شکارچیان بومی برخوردند که از آنها متمایز بودند.

در نهایت دو گروه ترکیب شدند به طوری از ۵ هزار تا ۶ هزار سال قبل، مشخصات ژنتیکی کشاورزان با بومیان اروپا مخلوط شده بود.

اما مطالعات قبلی نشان می داد که ترکیب ژنتیکی این گروه از کشاورزان و شکارچیان برای توضیح پیچیدگی ژنتیکی اروپایی های مدرن کافی نیست. یک گروه دیگر باید در دوره های اخیرتر به این دیگ در هم جوش اضافه شده باشد.

پروفسور رایش و همکارانش اکنون یک منبع احتمالی را برای این مهاجرت تازه تر پیدا کرده اند. چوپان های یامنایا متعلق به عصر برنز در جنوب روسیه می تواند همان گروه سوم گم شده باشد.

تیم محققان نمونه استخراج شده از نه نفر که به این گروه کوچ نشین تعلق داشتند را بررسی کردند. آنها مردگان خود را در تل هایی موسوم به قورغان دفن می کردند.

دانشمندان معتقدند که یک گروه مشابه به یامنایاها پس از اختراع وسایل چرخدار به قلب اروپا مهاجرت کردند و تا ۵۰ درصد اجداد مردمان امروزی در بعضی از بخش های شمال اروپا را تشکیل می دهند.

به نظر می رسد که اروپایی های جنوبی در مجموع کمتر از این مهاجرت تاثیر پذیرفته باشند.

سرمنشا زبان های هندواروپایی

مساله حتی جالبتر، وجود حلقه پیوند احتمالی میان این مهاجرت و سرمنشاء زبان های هندواروپایی است.

بیشتر زبان های بومی اروپا از انگلیسی تا روسی، اسپانیایی و یونانی، به گروه هندواروپایی تعلق دارند. این گروه بندی بر مشخصه های مشترک مثل کلمات و دستور زبان استوار است.

زبان باسک که در جنوب غربی فرانسه و شمال اسپانیا تکلم می شود در این گروه نمی گنجد و ممکن است تنها زبان باقی مانده از گروهی از زبان ها باشد که پیشتر استفاده می شد.

دو فرضیه عمده برای توضیح برتری یافتن زبان های هندواروپایی در اروپای امروز وجود دارد.

براساس فرصیه موسوم به آناتولی زبان های هندواروپایی اولین بار هفت تا هشت هزار سال قبل توسط کشاورزان خاور نزدیک گسترش یافت.

اما تازه ترین مطالعه موید فرضیه استپ است که می گوید گویندگان اولیه زبان های هندواروپایی کشاورزان عصر برنز در مراتع شمال دریای خزر و دریای سیاه بودند.

پروفسور رایش می گوید که زبان‌های هندواروپایی که در ایران و هند امروزی صحبت می شود احتمالا پیش از آنکه کوچ نشینان یامنایا - حدود ۴۵۰۰ سال قبل - وارد اروپا شوند، جدا شده بود. 

منبع : بی بی سی



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 22:43 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
برای مادرم که دیگر با من نیست  

در زمستان سال نود تاریخ بیست حوت ساعت چار بامداد مادرم مارا بدرود گفت . وتا آخرین نفس چشمش به سوی من بخیه بود. همان شب این چند تکه مصرع را سرودم و دردفترچه یاد داشتم نوشته کردم که از بد حادثه فراموشم شد.
دیروز هنگامی که  یاداشت های گذشت را مرور میکردم چشمم به چند تکه مصرع افتاد .
 

به فکرم مادرم امشب زمرگ خود خبر دارد
که آهش در دوگوشم هیبتی همچون شرردارد
به فکرم مادرم بدرود میگوید مرا ،امشب
دوچمش بر جبینم بخیه و بامن نظر دارد
به فکرم مادرم بالین خود را میدهد بدرود
ازاین تنگ آشیان دل کنده و،اکنون سفر دارد
به فکرم مادرم از این سفر ناراض میباشد
همه تندیس اوچمشست ،چشمی بر پسر دارد
نگاهش بازبان خاص برمن اینچنین گوید
زگورستان وتنهای به شدت اوحذر دارد
درآنجای که مادر   میرود فردا دل افگار
بساطش نی شب نی روزن اندک سحر دارد
درآنجایکه مادر میرود تنها خودش باشد
به سوی ما نه امیدی ونی قال دیگر دارد
در آن مامن که مادر میرود خاموش میباشد
سکوت وصبر را پیوسسته با خود در سفر دارد
ولی من مهر او را در دلم تا  زنده ام دارم
از این درد ی که من دارم کجا مادر خبر دارد






تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ | 14:13 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

‌‌آدم روزی چند ساعت خواب نیاز دارد

خواب مناسب برای جوان‌ها و بزرگ‌سال‌ها بین ۷ تا ۹ ساعت است

بیشتر مردم وقتی کم خوابیده باشند می‌فهمند. اما کم یعنی چقدر؟ یا جور دیگر بپرسیم: چقدر خواب کافی است؟ نتیجه تحقیقات بنیاد ملی خواب ایالات متحده نشان می‌دهد نیاز گروه‌های مختلف سنی به خواب با هم فرق می‌کند.

عواملی مثل بی‌برنامگی، مصرف الکل و محرک‌های دیگر مثل قهوه و نوشیدنی‌های انرژی‌زا، و صد البته زنگ ساعت و نور خورشید، می‌توانند ساعت زیستی (یا همان سایت بیولوژیک) انسان را به‌هم بریزند.

نوزادها بیش از همه به خواب نیاز دارند – حتی تا ۱۹ ساعت در شبانه‌روز هم عادی است

بنیاد ملی خواب آمریکا که یک مؤسسه خیریه در ایالت ویرجینای آمریکاست، می‌گوید برای فهمیدن این‌که یک نفر چقدر باید بخوابد باید به سبک زندگی‌ او نگاه کرد. اما به‌طور کلی می‌توان اعداد زیر را پیشنهاد کرد:

نوزاد (تا ۳ ماه): در حالت ایده‌آل باید بین ۱۴ تا ۱۷ ساعت از هر شبانه‌روز را بخوابد، هرچند ممکن است ۱۱ تا ۱۳ ساعت هم کافی باشد. بهتر است خواب نوزاد بیش از ۱۹ ساعت نشود.

قنداقی (۴ تا ۱۱ ماه): میزان توصیه شده بین ۱۲ تا ۱۵ ساعت است. در کمترین حالت ۱۰ ساعت. بعد از سه ماهگی، خواب به‌هیچ‌وجه نباید از ۱۸ ساعت بیشتر شود.

نوپا (تا ۲ ساله): عدد پیشنهادی بین ۱۱ تا ۱۴ ساعت است، اما هر رقمی از ۹ تا ۱۶ ساعت قابل قبول است.

پیش‌دبستانی (۳ تا ۵ سال): متخصصان معتقدند ۱۰ تا ۱۳ ساعت خواب برای این گروه سنی عالی است. کمتر از ۸ یا بیشتر از ۱۴ ساعت مناسب نیست.

مدرسه‌رو (۶ تا ۱۳ سال): توصیه بنیاد خواب ملی آمریکا ۹ تا ۱۱ ساعت خواب در شبانه‌روز است. کمتر از ۷ یا بیشتر از ۱۲ ساعت خوب نیست.

نوجوان (۱۴ تا ۱۷ سال): خواب مناسب برای این گروه ۸ تا ۱۰ ساعت است. کمتر از ۷ و بیشتر از ۱۱ ساعت توصیه نمی‌شود.

جوان (۱۸ تا ۲۵ سال): برای این گروه ۷ تا ۹ ساعت خواب مناسب است. حد پایینی ۶ و حد بالایی ۱۱ ساعت پیشنهاد شده.

بزرگ‌سال (۲۶ تا ۶۴ سال): مثل گروه قبلی.

بازنشسته (۶۵ سال به بالا): در این سن ۷ یا ۸ ساعت خواب در شبانه‌روز مناسب است. خواب نباید از ۵ ساعت کمتر یا از ۹ ساعت بیشتر شود.

بهتر بخوابیم

کم‌خوابی به سلامتی و کار انسان ضربه می‌زند

متخصصان بنیاد ملی خواب آمریکا برای بهبود کیفیت خواب هم توصیه‌هایی دارند. مهمترین این توصیه‌ها این است که خواب "در اولویت باشد".

نکات دیگر این‌هاست:

  • برنامه خواب‌ ثابت داشته باشید، حتی آخر هفته‌ها
  • قبل از خواب به کاری مشغول شوید که برای‌تان آرامش‌بخش باشد
  • هر روز ورزش/نرمش کنید
  • دما، صدا، و نور اتاق‌خواب را به اندازه مطلوب‌تان نگه دارید
  • تشک و بالش راحت انتخاب کنید
  • از "خواب‌دزدها"، مثل الکل و کافئین، بپرهیزید
  • پیش از خواب وسایل الکترونیکی را خاموش کنید 
  • منبع: بی بی سی


تاريخ : جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ | 3:12 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

ما مو ریت والتزام نویسنده:

نوشتن چه در سوژه خبر ،گزارش ،مصاحبه ،تفسیر ،تحلیل، داستان ، شعر ،فلیتان و طنز فرصتی طلائی را در اختیار ما قرار میدهد ، تا با مخاطب رابطه عاطفی و جادوی بر قرار کنیم .

و با خلق اثری بنام سوژه های بالا ما در واقع به یک رب النوع مبدل شده ،وبرای مخاطب مان دید نو ،عواطف تازه و شناخت بکر در باره یک رویداد می دهیم .

شاید این سوژه، خبر خوب ،گزارش جامع ،مصاحبه نغز و یاشعر مملو از لطف وطراوت باشد ،که همه این کار های بزرگ به استمداد چند ورق کاغذ ،قلم توش یا خود کار از گنجور ذهن ما چکیده اند .

اما هر چه که هستند ،اگر بر مبنای تیوری اکادمیک تنظیم شده باشند ،بدون شک بر طرز قضاوت ،دید و نحوه گرایش مخاطب ما تاثیر ویژه خود را دارند .و ممکن است حدود وثغور حوزه دید مخاطب ما با شناخت رویداد های که راوی آن نویسنده است ،بکلی دگر گون گردد.

یکی از ما موریت و التزام مهم برای نویسنده آن است،که منحیث یک راوی و خالق اثر ادبی چه از نوع داستان ،شعر ،طنز و یا سوژه های خبری برای مخاطب آگاهی بدهد،اورا بخنداند ،بگریاند ،آگاه بسازد و حتا نحوه نگرش اورا در مورد رویداد ها دگر گون سازد.

حتا امروز اکثر اسا تید خالق طنز ،شعر ،داستان و سوژه های خبری به این باور اند که اگر راوی و رب النوع سوژه های ادبی و خبری نتواند بر هدایت و روشنگری مخاطبش نایل گردد ،نتوانسته التزام و ماموریت خود را در برابر تعهد و مسلک خود انجام بدهد.

مبتنی بر این تیوری با درد و تأسف هنر مند ،شاعر و نویسنده متعهد دشوار است در زمان خود پا به پا ی زمان زندگی کند ،همان طوری که تا هنوز هنر مندان وشاعران گذشته در زما ن خود تنها ،منزوی و لی امروز من و ما مخاطب شا ن هستیم .



تاريخ : یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ | 19:8 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
شوخی با سه مرد صراف
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم "کنشت وصد کلیسا" را
نه چون حافط که می بخشد سمرقند و سیاه ذلفان
تجاوز کرده است از حدش ببین این مرد شیدا را
ویا چون صائیب تبریز داده کل تندیسش
نمی بخشم به کس هرگز یکی ناخن زیک پارا
سخاوت حد دارد, بخشش بیجا بود اصراف
سخاوت بین که می بخشند به یکدم روح اجزارا
برای لحظه شادی ،برای لذت لحظه
دمی که زنده میباشند و ،وهم روز عقبارا



تاريخ : سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ | 9:35 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

یاداشت مکث کوتاه در باره وجه تسمیه و فرهنگ کوف

نویسنده : فیض الله محتاج

فراینددرد که ازضمیردل ودیده من به سوی گریبان من غریبانه جاری است، درد شخصی من نیست؛این درد درواقع درد محرومیت، بدبختی وصدا ازبی صدای فلان مردی مجبور است که مفهوم زندگی رادررنج کشیدن ومردن میداند.

مسلماً اشک که ازدیده من به سوی گریبان من راه بخیه کشوده است وشیرازه نظام زندگی رابانگرانی گره زده است، اشک من نیست:

این اشک بصورت سمبولیک اشک غریبانه ایی ازدختران سیاهپوش وسیاه بخت وجوانان زجرکشیده است که معنی زندگی درانحصارمشقت وشدت میدانند.

این اشک من سمبول رنج و محرومیت انسانی است که در فرایند نیم قرن اخیر

مفهمو م زند گی را به معنی آزادی ، رفا مردم ، آگا هی و تشریک مساعی با انسان محکو م دانسته ، اما ّبه جرم دانستن قلا ده ستبر سیاه را استعما ر چپ و راست بر گردنش انداخته و موفق به اسا ر تش شده است .

با وجود همه تلخ کا می های امروز خطو ط سیاه را که استعمار چپ و راست وضع کرده بود همه خوشبختا نه رنگ باخت .زمان با نهیب رسا مردم را دعوت به تفاهم و آشتی کرد .

مضاف بر ان ایمان وقدرت شناخت برای من امکان شک رامیدهد که، به فردایی بهتربرای نمونه های بدبختی {یعنی جوانا ن کوف }صبح روشن رابشارت وپیام بدهیم.

مشروط براینکه نسل جدیدبرمحورایمان واعتقادراستین درتقلا تعریف مشکلات خودوپدرش گردد.

مشروط براینکه باواژه های یأس، شکست، تسلیم، انقیاد واطاعت پدرودبگوید.

ومشروط براینکه درس استواری وایستایی رادرضمیرخودتلقین ومعنی پیروزی رادراتحاد وتشریک مساعی بادیگران بداند.

مشرو ط بر اینکه معتقد به این باور شود که تحصیل علم و رفتن به درب مدرسه  به

حلال درد گذشته وآینده اوست .

مانسل بوديم که نسبت به هرپدیده دیگر به اصل افتراق، استرس، بدبینی، وخودکمتربینی معتاد واین امراض را از روز گار تحویل گرفته بودیم

مانسل بودیم که جنون زده و درحالات مختلف احساسات دگرگونه داشتیم.

وقتیکه سیربودیم دنیارا سیرفکرمیکردیم، وقتیکه ازبدحاد ثه درمصبيتي رودروشدیم، دنیارارتنگ وخود را مصيبت زده فکرکردیم.

ووقتی که به اوج تعیش رسیدیم دریک شب اخلاق ، نگر ش و مواصفات ما مبدل به خصوصیات نوین شد.

و جهت تا مين منا فع ، فردی وخانواده گی خود، پا برسرمنافع جمع گذاشتیم، وباحیل وکیدکه برای همه قابل تعریف بود، مشکلات همه رانادیده گرفتیم.

کا ر برد وجمع کردن خطی ّبه نام چپ و راست در این نبشته به به این انگیزه بو د که مو لفه افترا ق که از جر یا ن نیم قرن به این سودر میا ن دو نسل ریشه بی پیشینه دارد انگیزه اش فقر ،بیسوا دی و کا ر مستمر پا کستان ، اتحا د شو روی متو فا و تا ثیرا ت محیط پیرا مو نی بو د

من به به این باور م که جرگه گر سنگان در همه رو ی کره ز مین ایستگاه و منافع واحد دارد .

وابستگي ها ي اجبا ر ي به اين ایز م و آ ن ایدیو لوژ ی ما حصل مو لفه بی تعر یفی از حضور مشرو ع انسان  درجوامع عقب ماند ه است.

ضرورت میدانم دیواراختلاف وافتراق را درشرایط کنونی چپه نموده وبجایش پل تفاهم میان عشیره چپ راست که درواقع وابسته به دهکده فقراندایجادکنیم.

درجامعه مانند افغانستان که خط شناخت برای روشنفکرموازای به تهی بودن .پر بودن خط روی معده است ، پس از این نسل چی توقع ئی رامیتوان تمع داشت.

فلهذا به این وسیله خواستیم خوان وفاق وتفاهم رادرمیان اهل دهکده فقرکه باهم شوربختی، شرین بختی وتسلسل تباری دارند، ازنوبه این بهانه اساس افگنم.

وباخلوص وباور راستین ازهمه اشخاص که به قدسیت وقضاوت بیطرفانه قلم ایمان دارند، سوکندبدهم که بیاید درگردخوان بنشینم که توانایی هضم طعام انرا معده های ضعیف مادارند.

بیاید ازاین خوان مشترک سهم مساوی گرفته وحق انسانی دگران رابه بهانۀ سیاه وسفید چپ وراست نفی نکنیم.

وبیایدبه فکرفردایی باشیم، که یک نسل بعدترتوانایی قضاوت درمورد عملکردمارا دارد.

و بیاید اصلی آدمی و شایستگی را در انحصار تقوا ، صدا قت  ,معرفت، وعمخوار ی صادقانه به انسان های بدانیم که محتاج مداوا و یاری اند .

تقسيما ت محلي



تقسيما ت محلي :

كو ف تا پيش از رويداد ثور به سه بخش كو چك در ميان خوانين تقسيم و سه ارباب سهامدار این دره کوچک بو دند .

پيتاو :

معنا ي كه حا مل بار معني برا ي وا ژه پيتاو با شد در فر هنگ ها نيافتم اما در لهجه ها ي گو يشي كا بليان و بدخشانيان پيتاو به جا ي گفته ميشود كه بستر منا سب برا ي تابش آفتا ب باشد .

لهذا پيش وند حرف ها ي الف و واو مكن است در گو يش ها ي محلي پدران ما به معنی

ظر ف بو ده است .

زيرا، وا ژه پيت در زبان پهلو ي به معنا ي ظر ف فلز ي است كه برا ي رو شن كردن نفت يا رو غن ازاز آن استفاده ميكنند . در لهجه ها ي گويشي مردم درواز، شكي و كوف پيت به معني هموار كار برد دارد .

لهذا يكي از دلا يل وجه نام گذار ي پيتاو گر ديده ظرف بودنش برا ي تا بش آفتا ب است .

قر يه ها ي آغرم ، شپون ، قلعه ، نوكشهر، في ، پا  یشهر، پديو تا كر نيو مر بو ط پيتاو بودند .

گفتنست كه مردمان منا طق ياد شده به صو رت سنتي تحت قيمو ميت قوم ميري عزيز بو دند.

پا ي نشر :

نشر معمولن به مکا ن و جا ی گفته میشود ؛ که پایگاه آفتا ب همیشه نبوده ودر زمستان منا طق که از تابش آفتا ب از بامداد تا عصر متواتر نباشد نشر گفته میشود.

قرا ي پا ي نشر شامل پس رز ، پس فيتك ، خورش .آبګرد پس راغ، نشر پديو مربوط پای نشرود .

ا ين ًقرا معمو لا تحت قيمو ميت مر حوم وكيل عبد الرحمن كو في بود .

به دليل انكه در منا طق پا ي نشر از طرف زمستان آفتا ب كمتر مي تا بد اين نوا حي را به

نا م پا ي نشر يا د ميكنند .

با خرو با لا :

قرا ي باخرو ، چتنيو ، لو لو آب ، شخرو ، راج، درا ج توابع ا يل واخ [ ديل واخ] [مان ديس ،

پاي مزار ، چشمدره ، پركم ، غضيون ، ستخمب، جراوج و رستر منا طق مشتر ك المنافع بودند كه تو سط خوانین اداره محلی ميشد ند .

اما با آمدن ر و يدا د هفت ثور معا دل ها دګرګو ن و ابتكار عمل به كساني تكيه كر د كه در مو رد شان در جا ي ديګر به تفصيل سخن خواهم ګفت .

ویژ ه گی ها ی بو می

مردمان کوف راستی امانت داری و مهمان نوا زی بز رگترین ممیزه مردی میدانند .تا پیش از رویداد ثور در تما م این نا حیه حتی یک دزد نبود . در تا بستا ن هزاران راس مواشی اعم از

کو چی ها و مر دم محل در ییلا قها بود باش داشتند . بسیار به ندرت اتفا ق می افتید تا

موا شی کسی گم کردد.

اکثر مردم کو ف کم روئی  افراطی داشته و این افراط در بر خی مواقع باعث پنهان ما ندن اصل مشکلات میشود .

به دلیل مو جودیت رود خانه پر سر و صدا معمو لا بلند صحبت میکنند و در اثنا ی صحبت یکنوع حجب مرموز در صحبت شان مشهود است .

زنان در بر خی مسا عی با مردان همکا ر ی مکنند تا سی سال پیش زنان حجا ب

مخصو صی نداشتند پو شیدن چادر ی معمول نبود ز نا ن در زمان رو در روی با مردا ن نا

محر م رو خو د را با چا در که به سر داشتند میپو شیدند.

زبان ولهجه های گویشی:

باوجودآنکه مردم این منطقه بسیار باهم نزدیک اند، اما بدلیل تفاوت های که درآب وهوای قراوجوددارد با بیشتراز چها ر لهجه های گو يشي صحبت میکنند.

عموم این مردم بازبان دری گفتگونموده، وصدها واژه که درزبان دری نوشتاری مرده اند درگویش های  این مرد م زنده اند .  

واژه های گدگدک، نغز، غرم، پروز، وسیل، کلاتک، موری ، پروزسار، گنجور، مه مه، پيت ، پيتا و، پي زار پستی راغ ، ستخمب چتنیو ، کر نیو ، خه وصدها وازه دیگریاد گا ر ها ی درخشا ن اند وابستگی این زبان را بزبان  سا نسکریت پیوند می دهد.



جشن های عنعنوی:

مضاف براعیادمذهبِی، جشن های عنعنوی مانند جشن سال نو، جشن مهرگان , جشن گل گردانی وجشن چله که همانا جشن شب یلدا,است مروج بود.

جشن سال نو:

جشن نوروزیادهقان بصورت عنعنوی درکوف سه روز است دراین مراسم که به اشتراک مسوولین واحدهای اداری برگزارمیگردید، در یک جای ویژه مردم جمع شده به پهلوانی میپرداختند. سران برگزیده بصورت سنتی محلات راکه تحت نفوذ خودداشتند، تقسیم وبنام (پیتاو) وپای نشر، نموده وباگزینش برجسته ترین ها به مصاف هم میرفتند.

به آنهای که دراین مسابقه پیروز می شدند ازجانب طرفداران شان هدایا داده می شد. برگذاری این جشن شباهت زیاد به یک مسابقه مثبت وهدفمند دوتیم داشت.

بز كشي ها ي خزاني [جشن مهرگان:]

درماه خزان زمانیکه محصولات زراعتی جمع آوری می شد، مسابقه بزکشی درمناطق مختلف برپای می شد.

شیوه برگذاری این جشن شباهت های بسیاری باجشن مهرگان که درروز 16 مهرماه توسط پارسیان آغاز می شد وتا21 مهرماه ادامه داشت دارد.

معمولاًًًًًًدراین جشن تیمها مشخص ومجزانمی شد، امابرترین ها با اسپ های نیرومند به شهرت میرسیدند.

تافرجام زمستان به استثنای مراسم عروسی خبری ازجشن وشادی نبود، مردم درمساجدمهمانخانه ها فقط به مثنوی خوانی امیرهمزه خوانی دم غلط میکردند.

جشن گل گردانی:

جشن گل گردانی، معمولاً توسط کودکان قدونیم قد وپسربچه های که به بلوغ نرسیده بودند برگذار میگردید. شیوه برگذاری این جشن آن بودکه این بچه های قدونیم قد ازمیان خودسه چهارنفرراکه لحن وصدای شان آهنگین ودلنشین بودگزینش نموده وخا نه بخانه میرفتند.

بارسیدن به دروازه خانه شعرمعروف"گل گردانی" را ترنم وزمزمه کرده وازصاحب خانه میخواستند هدیه ایی برای گل نوبدهد.

گل نو که درمیان لفافه گنجانیده شده بوده باامانت داری به صاحب خانه نشان داده می شد، واوبعدهدیه راکه شامل آرد، روغن زرد، قروت وچارمغزبودبه گل گردانها اهدامیکرد.

چند مصر ع از سروده گل گردانی .

گل آوردیم گل خا ر است =                        گل زردک به او یار است

بهار نو مبار باد

گل آوردینم آزآن پا یان                                    = بده غله به گل گردان

بهار نو مبارک باد

گل آوردیم گل زردک=                                       = بده تحفه الا مردک

بهار نو مبار ک باد

گل آوردیم گل تازه =                            = تنش بسته سرش بازه

بهار نومبارک باد

گل آوردیم به مهما نی                          = تو قدر گل نمیدانی

بها ر نو مبار باد

گل آوردیم  قشگنست گل                         =  بود مهمان تا چل

بهار نومبارک باد

قابل گفتنست که این بحر در بحور عربی نبوده و بدون شک یکی از بحور روان و ساده است ، که در میان پارسی زبانا ن پیش از اسلام مروج بود ه اما اساتید علم عروض به هر بها نه ئی بود ه از کار برد آن در 19 بحر پارسی و عربی  یادی نکرده اند.





جشن های مذهبی:

اعیاد قربان ورمضان درکوف به شیوه باشکوهی برگذارنمی شد.

روز اول عید به محل معینی که فقط به دوسه موقعیت اختصاص داشت مردم میرفتند وبعدازشنیدن موعظ وخطبه جوانان به تخم جنگی می پرداختند.

البته پرداختن به مسابقه تخم جنگی درواقعیت به فتوای ملای محل قمار شناخته نیمشد، اماباوجود آنهم تخم جنگی یکی از سرگرمی های ویژه بود.

باختم نمازمردم به تهنیت عیدئ به همدیگر پرداخته وبخانه همدیگر رفت وآمدمختصری هم داشتند.

قربانی کردن تاسالهای اخیر معمول ومروج نبود شاید دربعضی قریه ها یک دونفرپیدامیشد که به ذبح گاو وگوسفندمبادرت نماید.

سالیانه ازاین منطقه بیش ازدوالی یکنفربه رفتن حج بدلیل فقرومحرومیت اقتصادی موفق نمی شد.

وتاهنوزهم ادای مراسم حج یک اقدام شگفت واستثنایی تلقی میگردد.

ازدواج:

ازدواج ها دراین خطه تاهنوز هم اجباری است. پسران ودختران کمترموفق به آن میشوند، تاپیش ازشب ذفاف به دیدار ومعاشرت هم موفق شوند.

کسانیکه صاحب رفاه اندک اند، کوشش میکند پسران خودرا درسن ده الی پانزده سالگی متاهل كنند.

شیوه خواستگاری مبتنی براراده پدرسالاری ومادرسالاری بوده وکمتربه فرزندان حق داده میشودتادرباره پیوند زندگی خود فکر کنند.

یکی ازشاخص های فرهنگی ایکه درفرهنگ متاهل شدن مروج است همانا شیوه برگذاری مراسم عروسی است.

دیدباز دید های نخستین مسلماً به وساطت مادران تامين شده وبعداً خواستگاران بخانه دختر دارمیروند.

بعدازمراسم نامزدی پسرحق ندارد بادختربه معاشرت وصحبت مبادرت نماید. هرزمانیکه بخانه خسرمیرود باید پااز محیط احتیاط بیرون ترنگذارد، واقدامی رانجام ندهد که وسیله نگرانی خسررامساعد سازد. درغیرآن خشم یک مرد بومی کمترازخشم یک شیرشکاری نیست.

داروغه:

معنی واژه دارغه یادروگه:

درفرهنگ هاداروگه به معني ابابیل وغچی بوده وبرخی زبان شناسان به این باوراند که ریشسه واژه در زبان سناسکریت است.

امامولف فرهنگ معتبر عمید داروغه را بزرگ، سردسته وریس پاسبانان ونگهبانان شهرترجمه ومعنی کرده اند.

این واژه به استثنایی ناحیه کوف درجای دگرکاربرد به بارمعنایی بالا را ندارد.

اصل واژه ترکی وصفت بوده درزبان های عربی وترکی تاهنوز کاربرد دارد.

معمولاً مراسم ازدواج ازمرحله نامزدی تارسیدن شب زفاف به سه مرحله تقسیم میگردد.

بعدازآن که مراسم نامزدی گذشت، وموعد وصلت اصلی فرارسیدن چندتن ازریش سفیدان قریه جهت تعیین مهراستخدام میشود. واین مهریه راکه پدربچه میپردازد شامل چندرأس مواشی موادارتزاقی وندرتاً پول نقداست.

ازفرجام یابی کاردارغه ها ؛مراسم عروسی برنامه ریزی شده، ومعمولاً عروسی ها شب هنگام صورت میگرد.

بعضی خانواده هاحتی برای چندوقت مانندچاشت شب مهمانان را که جهت برگذاری جشن خواسته اندبرای شان نان تدارک میکنند.

مراسم ریش تراشی:

دردهات بدخشان بوِیژه کوف عروس وداماد توسط مشاط های ویژه آرایش نمیشوند، فقط اولیایی دختر درحد بضاعت وتوانایی دخترخودرا؛ آرایش مختصرنموده اماپیش ازنکاح مراسمی بنام سرتراشی برای داماد آماده میشود.

مراسم طوری است که، هنرمندمحلی موسیقی ویژهایی راباشعرخاص آماده شده باموزیک [دمبوره وغژک یادف] ترنم نموده و سر تراش  قریه باتیغ خود به آرایش سر، گردن وریش داماد آغاز میکند.

باشروع سرتراشی که درعرف شهرنشینان آرایش داماد است، اهل قریه ومهانان به اندازه بضاعت واستطاعت خوددردستمالی که جهت جمع آوری پول آماده شده است می اندازند.

بعضاً این مراسم باحضور دوتن هنرمند محلی اجرامیگردد.

و این مصارع بی وزن قافیه معمولن توسط هنرمندان دو گا نگی اجرا می شد .

سر تراشاناننیشی.

مر تراشا نانشی.

آب گرمش فارمی .

تیغ تیزش فا رمی .

و بعدن یک رباعی به صورت تنهای توسط یک هنر مند اجرا میگردد.

چرخا فلک ستمگر قر قره دم =    مفلس به فراعت و غنی در قلزم

افتیده به تی بید خلق بسیار =    باریده به فرق بید صد سنگ و قرم

سر تراشنا ننشی مر تراشانانشی و........





مراسم عقد:

مراسم عقد مانند سایر مناطق افغانستان باحضور ملای مسجد چندتن ریش سفید اجراشده، وبعداز ان برای انتقال عروس آمادگی گرفته میشود.مراسم ازدواج که درداخل یک قریه صورت میگیرد، معمولاً شاه وعروس بخانه داماد با اتفاق هم که پیرامون عروس را"شانجی" هاگرفته اند صورت میگیرد.

درصورتیکه محل سکونت شاه وعروس فرق کند، وعروس ازقریه دگرباشد، جهت انتقال عروس ازاسپ، مرکب وندرتاً در دوش  برادریامامایش انتقال میشود.

بعضاً عروسه آنقدر درکوچکی شوهرداده میشوند که حتی توانایی رفتن با پای پیاده رابه قرا دورنداشته دختر درصورت سردی هوا برف بسیار یا بارندگی بردوش اقا ربش تاخانه داماد انتقال ميشود.

حبوبات:

همانطوریکه پیشتر اشاره شد، مناطق که دردوسوی رودخانه واقع شده اند، هوای مرطوب داشته ودراراضی آن حبوبات مانند: گندم، جو، جواری، باقلی، ارزن، نخودومشنگ قابل بذراست.

علاوه ازحبوبات درمنطقه مذکورمیوه های چارمغز، ناک، زردآلو، سیب، توت، شفتالو، انگور، آلوچه وبهی قابل زرع وحاصل دهی است.



تأسیس مدارس ومکاتب رسمی:

آنچه که  روشن است، کوف وولسوالی دروازتا سال 1895 مربوط بخارا بوده است.

اسناد وامار که تاهنوز نزد مردم موجود است، بیانگراین واقعیت است که واحدهای اداری کوف، شکی ودروازدراثرمعامله میان ر وسها وانگلیس ها ازپیکربخارامجزاوتابع جغرافیای افغانستان شده است.

لذابصورت سنتی زمانیکه، علوم متداوله مانند مبانی فقه، اصول فقه، نحووحدیث رانزدملاها وداملاها ومولوی ها محل میخوانند جهت تکمیل دوره های بزرگ وختم کتب فتاوا، تفاسیرواحادیث به بخارا وهندوستان میرفتند.

لذاتاسال 1۳۳۰ ه ج مدارس رسمی درکوف نبوده وزمانیکه ملاها مبانی علوم دینی را درمنطقه فرامیگرفتند، جهت آموزش  های عالی به مدارس معتبر بخارا ودیوبندهندمیرفتند.

درمدارس دینی بخارمضاف برکتب معتبرفقه، تفاسیر، احادیث، نحو، صرف، کتابهای منطق، فرایض خوش نویسی آموزش داده می شد.

ودراصول نگارش،  وخوش نویسی، به شیوه خط میرعلی مروج بوده وخوش نویسان نامدار ازسبک نوشتن اواستفاده مینمودند.

ملاهای مطرح:

ملاهای مطرح درکوف تايك قرن پیش مر حوم مو لو ي عبد الرحيم پس رزي ،مو لوي عبد الله پا شهر ي مو لو ي ذكر يا ، مو لو ي امير ریس ملا اسلم بعدازمولوی هاآخندملانجم الدین، ملاحبیب الله، مولوی گل محمد ،ملاعبدالوکیل، ملاویس الدین مولوی صاحب چت نیو مولوی "عبد الله" ملاعالم دراجی ، ملاگدای راجی، ملامحمدهاشم خان، ملافیض، ملاخال محمد، ملامحمدعثمان، ملامیرزاشاه، ملاجمال، ملاعنایت الله، ، ملاخوشوقت پاشهری، ملاصدرالدین، مولوی مير زا شاه، مولوی میرعلی نشری، ملاحامد، ملامیرزا، ملابهرام، مخدوم تاج، مخدوم عبدالله، ملاعلی وملاغفاربوده است.

ازاین ملاها به آن دلیل یادهانی کردم که، هرکدام درقریه خو د زمستان کودکان مردم را بصورت مجانی تدریس و قاعده بغدادی وسایرکتب فارسی مانند چهارکتاب، حافظ، وبیدل راتعلیم میدادند، لذا ارج گذاری ازمقام معنوی آنها را وجیبه اخلاقی دانستم.

فرهنگ کتاب خوانی:

یکی خصوصیات  مردمان کوف این بودکه، درشب های زمستان درمساجد به خواندن کتب مثنوی، گلستان، امیرهمزه، ورقه وگلشا ه عادت داشتند.

درشب های زمستان شخص که متولی امامت بود، بادرنظرداشت سطح وسویه دانش خود به خواندن کتب مثنوی، گلستان، امیرهمزه و...مبادرت میکرد.

وهرجاییکه لازم بود، به تعریف وتحشی رویدادهای پیچیده کتاب مبادرت مینمود.

دراکثرخانه هادیوان حافظ، گلستان سعدی، غزلیات بیدل ودیوان غیاثی موجود بود.

اموزش درمساجد توسط ملاامام پیشبرده می شد، ابتدا قاعده بغدادی، بعدپاره "30 "قرآن، بعداً دیوان حافظ، چهارکتاب ودرصورت امکان غزلیات بیدل آموزش داده می شد.

هرشاگرد که قاعده بغدادی را كه درواقع مبانی آشنایی با زبان عربی وضمیمه آن پاره 30 قرآن بودموفق می شد، الزاماً باید این پیروزی خودراجشن میگرفت، وهمدرسان وملای خودرا مهمانی میداد.

شیوه آموزش آنقدر دقیق وسختگیرانه بودکه باآموزش همین قاعده بغدادی که درواقع ضمیمه آن پاره 30 بود، شاگردبه اصطلاح قرآن خوان شده وتوانایی آنرا داشت تاباقی قرآن را به آسانی قرآئت نماید.



مکاتب رسمی:

بر مبنا ي يا د اشت ها ي آقا ي اما م جا ن عا لمي تا سا ل ۱۳۳۰ در كو ف مكتب رسمي نبو ده و برا ي اولين بار در سال ۱۳۳۰ مكا تيب رسمي  تا سطح" ابتدایئه "در كو ف به استا دي آخند ملا نجم الدين ، مر حو م عبد الو دود آخند ملا عمرا ن نشر ي آغا ز شده است .

اکنون درولسوالی کوف 2مکتب لیسه 16مکتب متوسطه یک دارالعلوم مصروف آموزش وپرورش اند.

گفتنیست این تعدادمدارس در59 قریه تنظیم بوده ومشتاقانه کودکان مصروف آموزش میباشند.

پیش کسوتان فرهنگ وعلوم دینی:

بدلیل نبودمکاتب رسمی درباره شعرا وفرهنگیان این خطه از یکقرن به این سوآماروارقامی درست نیست. آنچه روشن است، موجودیت مدارس متعددسنتی جهت آموزش علوم فقه، تفسیر ، حدیث وخوش نویسی است.

شیخ ملا ا کر م و شیخ ملا اسلم پیش کسو تا نی بو د ه اند که هر کد ا م یکی بعد دیگر

منحیث محتسب در زمانشاه امان الله,نادرشاه و ظا هر شاه مسند پیشوا ی داشتند .

اولین مدرسه دینی در سال 1306 به همت مرحوم  مولوی عبد الرحیم در پس رز بنا شده ونخستین شاگردانش ذواتی آتی بودند .

مر حوم آخند ملا عالم از قلعه

2 – = ملا عبدالوکیل از قلعه

3-  = ملا ویس الدین

4-  =   ملا بهرام

5- =ملا آدینه از پسرز

6-  =  ملا وارث

7- = ملا عبدالغنی

8- = ملا نجم الدین

9- = ملا حبیب الله

-10  = ملا میر زاشاه

11== ملااقبال

12 = ملا عمران

13 = ملا رحمن شاه { مرحوم وکیل عبدا لرحما ن کوفی}

14 = ملا برهان

15 ==ملا عامل

16== وملا علی مرحوم



مولوی عبدالله پاشهری اززمره علمای بوده که علوم متداول همان زمان رادردیوبند آموزش دیده وخودش هم درسالهای 1346 و1348 منصب مدرسی وامامت را داشت.

اما پیک اجل برایش زمینه زیستن را نداده وبعدازچهار پنج سال تدریس داعیه حق رالبیک گفت.

به ادامه آن مولوی مروت شاه، مولوی میرعلی، مولوی امیر، مولوی ذكر يا مولوی گل محمد، مولوی عبدالرحمن سمت پیشوایی وتدریس مردم را بدوش داشتند.

گفتنیست که مولوی گل محمدومولوی عبدالرحمن هرکدام به همکاری مردم به تاسیس مدارس مذهبی برای اولین بار مبادرت کرده ودرفصل زمستان مجموع شاگردان آنها ازشصت تن تجاوز میکرد.

مروحوم مولوی عبدالرحمن که علوم متداوله جدید را آموزش دیده بود، شخص نهایت جسور، انقلابی وتیزهوش بود.

اودرپهلوی تدریس وآموزش مبانی علوم دینی، شاگردان خودرا برعلیه استبداد، اخاذی، رشوه وستم فیودالی سمت وسومیداد.

اما درجوزای سال   1359 توسط عمال رژیم دستگیرودرسنگ مهربدخشان زنده بگورشد.

خصوصیات مردم:

باتوجه به تجربه که انسان ازمحیط وروابط پیرامون میگیرد باطبع اثرات منفی ومثبت آن به خصوصیات ذاتی فردمبدل شده وروابط آینده وشخصیت  اوراهمین تجارب شکل میدهد.

همانطوریکه پیشتر اشاره کردم، مردمان این منطقه نمونه انسان مقاوم زحمت کش وپرتلاش درروی زمین اند.

تا امروز این مردم  استمداد از دعاوتعویذ ملاها اعتمادداشته وگره گشایی همه مشکلات درنهایی ترین   تصمیم توصل به اوراد خوا نی ؛زایم  اوده  بند انداز ی زا میدانند.

افرادهمدراین منطقه وجود داردکه درزمان زندگی موفق به شناخت فشارخون واخذ یک قابلیت مسکن نمیشود.

معمولاً جهت تداوی امراض گوناگون دعای ملا است.

زادگاه من

در ۲۷۰ كيلو متري شهر فيض اباد نا حيه اي مو سو م به كو ف آب مو قعیت جغرا فيا ي دارد،

جغرا فيا ي اين نا حيه در پيرامو ن ودرو ن خود كوها ي ستیغ دار وصخره ئی ، رو د خانه خرو شان ،چراگاه و مراتع سرسبز را جا داد ه است .

ا زهمين سبب نخستين شخص و كسا نيكه بسا ط معا ش و زند گی در جغرا فيا اآن هموار كر ده آنها

نا مش را بر مبنا ي بار معناي همين ويژ ه گی ها ي طبعي كو ف گذ اشته اند .

و ممكن بعد ن اسم "آ ب "پيشوند واژه كوف شده و نا م آن تا ا مروز به كو ف آ ب معرو ف شده باشد .

مو قعيت جغرا فيا ي در ه كو ف آ ب از شما ل منتهي به رود آ مو ،ولسوالي شكي ، از جنو ب به

ولسوا لي را غ از شرق به ولسوا لي در واز واز غر ب منتهي به ولسوالي خوا هان رود خا نه آمو است .

وجه تسميه كوف آ ب :

وا ژه كو ف در فر هنگ ها به معني جغد و بوم آمد است ، جغد پر ند ه ا ست شيبه باز ، با چشمان قشنگ و خرما ي كه مر دم بد خشان انرا[ كپو ك ] ميگو يند .

در عر ف مردمان بومي شنيدن صدا و ديدن آن ّ نحسي و پيا مد شوم دارد،

بر خي ها مد عي اند به دليل مترو ك بودنش ا ز سكنه وجمعیت  ، نام جعد را به اين نا حيه منسو ب سا خته اند .

اما اين روا يت هم شا مل همان اسطو ره ها ي است كه راوي اصلي آ ن مجهو ل بوده و دليل نا م گذار ي كو ف اين با ور ها نميبا شد .

من در خد بضاعت اکثر تواریخ را با نگاه گذرا مرور کردم اما در هیچ تا ریخ به استثنای اما ن التواریخ در مورد کوف اسنادی به نظرم نیا مد ، تنها در جلد اول اما ن التواریخ در معر فی اسما مکا ن به نا می رو در رو شدم که بدون شک این واِژه کوف میباشد اما به دلیل عدم دقت نویسنده و یا شاید نسخه بردار ها این واژ ه تحریف شده است .

در اما التواریخ از محلی به نا م "کینوس" یا کوهستا ن کینوس یاد شده و این نا م با توجه به مواصفات و تعریف منفی که از آن صورت گرفته کوف امروز است که اعتبار از قریه ژارف الی غزیون را در بر میگیرد. و اصل متن اینست.

کینوس

"کوهستانی بزرگ و وسیع بوده در نواحی بدخشان و سکنه و مردمان آنجا بخشونت و غلظت طبع معروف و به بی باکی و سفاکی موصوف زمانی امیر کمال الدین مشهور بکوتاه {کو تا ه}پای که امیری نامور و شاعری مشتهر بود از جانب خواجه ابوبکر فخرالملک موید الدوله ترمذی بحکومت کینوس منتخب گردیده چون بمقرحکمرانی خویش که کوهستان کینوس باشد رسید و چندی با مردم آنجا معاشرت کرد از طبیعت و اخلاق نکوهیده آنها منزجر گردیده و قصیدۀ در مذمت مردم کینوس باسم خواجه ابوبکر فخرالدین الملک موید الدوله برشته نظم در آورد که مطلع واوایلش اینست ".

هیهات ازین بیت العمل وین شغل باچندین محل

زانصاف اگرمن چرخ را ، بستایم آرددین خلل

هر لحظه زانبوهی مرا ، افزاید اند وهی مرا

سودیست برکوهی مراکاندرفلک داردقلل

کوهی کشیده سربمه وهم اندران گم کرده ره

تاریک چون جان ازگنه، مکروه چون شخص از علل

گرمن نه برافسوسمی ، کی عامل وکی نوسمی

یا خاک ره کی بوسمی ، افتان و خیزان برجبل

از ذکر بقیه قصیده به دلیل آنکه در مذمت مردم کوف است , پرهیز نموده اما اصل نسخه نزد خودم در کتابخا نه ئی شخصی ام نگهداری میشود .

اما به  استنا د گفته استاد خانلري در كتا ب تا ريخ زبان فار سي کوف در زبان سا نسکریت  به معني كوه ،بار  معنا ئی دارد .

اگر به سا ختا ر جغرا فياي اين نا حيه دیده شود . مو جو ديت كو ها ي بلند و جا ري بودن رود خانه ها ي كو چك در ميان در ه ها ، نخستين علت بود كه او لين سكنه كوف اين نام را برا يش گزيده است. .

با نگاه عميق به ساختا ر جغرا فيا ي آ ن ملا حظه گردد اعتبا ر از دهکده ژارف آغاز جدا ي كوف از درواز قديم و شكي كنو ني است ، الي چمن [بوود] به ضم [و] وسكون[ د] كه در واقع آخرين منتها

ا ليه كوف است, پو شيده از كوه و در ميان كو ها در ها ي بسيار بود ه و در ميان هر در ه رود خانه كو چك جار ي ميبا شد .

لهذا دليل اشرا ف كو ه ها بر پيرا مون آن شكي نيست كه علت نا مگدا ر ي آنر ا تقو يت كند و جا ري بو دن رود خانه ها کوچک و خشمگین از ميان اين كو ه ها يعني رود خا نه كو ف آب سبب پيوند هم  تر كيبي واژ ه ها ي كو ف و آب شده با شد.

بزر گ تر ين مميزه كه در نخستين نگاه تو جه بيننده را به خود مبذو ل ميكند كوها ي بّلند و جوش عصيان همين ردو خانه قشنگ ، شاعرانه و تما شا يي است كه شب و روز در غم محرو ميت اين مردم با ز بان ضجه  جا ودانه غم نامه ميخواند .

واما شا يد تعر يف صدا ي گرفته و حزن آلو دش تا امرو ز برا ي كسي مفهوم و بار معنا ي خا ص نداده است .

زيرا در آنجا تا هنوز كسي نبو ده است كه تر جمان زبا ن گل وگیاه  و يا هم ضجه اين رود خانه غمگین وصد ا ي افت خيز را بداند و به دیگران  تحشي و تر جمه كند .

 اما انچه که وضاحت دارد ,وا ژه كو ف كلمه سانسكر يت بو ده و در زبا ن در ي معنا ي بو م را نميدهد ، بلكه با رمعنا ي واژه كو ف در زبا ن سا نسكر يت به معني كو ه آمد ه است .

قسمت دوم

آیا زادگاه زردشت کوف است ؟

زردشت پسر پورشاسپ ، پسر پبترسپ ، پسر حجاب سپ پسر سپتیامه پسر ویداشت ، پسر انزوم پسر رزان پسر دورا سدوک پسر منوچهر است .

بر خی دانشمدان تا جک بر این باور اند که زاد گاه و محل آغاز تبلیغ دین زردشتی کوف است ,

گفتنیست که آتش در میان بومیان این ولسوا لي تا هنوز از حرمت ویژه برخور دار بوده حتی سوگند خودرن به آتش تا هنوز رایج است .

بطور نمونه وقتی کسی بخواهدبر واقعیت بو دن یک موضوع تا کید کند ، قسم میخورد ، (( به پیر پخته قسم است )) ویا گذشتن از بالای خاکروبه های خاکستر تاهنوز در میان این مردمان کراهیت دارد وکسی که از بالا خاکستر بگذرد پیامد نحسی وبد دارد .

وحتی در گذشته انتقال آتش را از یک خانه به خانه دگر کار ناجایز میدانستند . این باور ها میرساند که ، اساسات دین زردشت با نفوذ اسلام بکلی مردود نه شده وحتی تا چند قرن پیش به روایت محاسن سفیدان در قریه بنام نوکهشر آتش مقدس دانسته وبه آن احترام داشتند .

گفتنیست در اخر ین تحقیقا ت که نو یسنده به استنا د حدو د العا لم و اما ن اتوا ریخ دا شته ام زاد گا ه زرد شت کو ف نبو ده بلکه اکثر مو رخان آذر با یجا ن میدانند .

نفو س:

با وجو د انكه و لسوا لي كو ف ا ب سا حه وسيعي را حتوا ميكند اما هموا ره نتوا نسته به دليل كو هستا ني بو دن يا سرد بو دن اكثر منا طق سكنه بسيا ري در بطن ومتن خود جا بجا سازد . بر مبنا ي اخرين آ ما ر كه از اين ولسوا لي به دست امده نفو س ان به بيست و سه هزار شش سال پیش بود و ممکن اکنون به  الی 26هزار تن  رسیده باشد.

تقسيم ارا ضي ان :

ارا ضي ا ن با در نظر دا شت خصو صيت طبعي به سه حصه تقسيم ميشود :

او ل: كو ها ي مر تفع و و سكا ر پ مانند كه قا بل بهره برداری نبوده ومعمولا مراتع و محل زند گی بر خي حيوانا ت وحشي مانند آ هو ، خر س ، گرگ ، رو باه ،كفتار و وندك و سغر ميبا شد .

دوم : ارا ضي تپه زار و قسما مر تفع که از ان به حيث مرا تع و چرا گاه موا شي اهلي و بذر گندم و بيشتر جو از ان استفا ده ميشود :

سو م : ارا ضي كمي هموار كه در آن محلا ت مسكوني اعمار شده و مضا ف بر محلا ت مسكو ني در ارا ضي ان در ختان سيب ، چار مغز . نا ك ، كه ييو ، امرود ، شفتا لو ، زرد الو ، انگور ر تو ت ها ي ګو نا ګون بهي ، كوپ سلتون ، الو چه ، خو چ، [بر وزن کوچ  ]، توغ، چلو نگ، دو لانه به صو رت اهلي و حشي بذر و يا فت ميشود

در برخي منا طق در جوار همين رود خا نه كو ف آب حبو بات مانند گندم م ، جوا ري ، نخود ، مشنګ ، با قلي و ارزن بذر ميشود.

بيشتر ينه مواد غداي اين مر دم جو بوده و ارا ضي ان برا ي بذر جو مسا عد ميبا شد ،.

به هر صورت به تا سي از همين فكتور ها نفو س آن كم بو ده و بر مبنا ي امار كه از شش سال پیش از مدیر اداری ولسوالی محترم اعظم خواجه حسینی گر فته ام تا شش سا ل پيش نفو س ان به بيست و سه هزار تن مير سيد.

و اما نګارند ه اضافه ميكنم كه در حدود هفتاد شش خا نواده كوف ابي اكنون در كا بل زند ګي داشته كه جمعا ششصد و هشت تن ميشوند .

مضاف به صورت پرا كنده پنجاه وسه خانواده در فيض اباد ، مزار ، كندز، هرات و هفد ه خانواده و یکصد سی وشش خانواده  در خواهان سی و دو خانواده در ايران سه خا نواده در پاكستان ويك خا نواده در جلا ل اباد زندګي ميكند.

حيوا نا ت وحشي استثنا ي :

هما نطو ريكه پيشتر اشار ه كر دم چندين نو ع حيوا ن وحشي در اين ولسوا لي پيدا ميشو د كه تا هنو ز نمو نه دو م ان در سا ير نقا ط ديده نشده است .  

به طور مثا ل حيو انا وحشي ما نند وند ك ، سغر و سگ ابي استثنا درهمين و لسوا لي پيد ا ميشو د





صوفییز م





جنبش صوفیزم:

درباره جنبش صوفیزم دربدخشان بوِیژه درولسوالهای درواز، خواهان راغ وکوف درمیان عوام تبصره های گوناگونی است.

شیخ عبدالعلیم فر زند با غي بیگ در سا ل ۱۲۶۷ ه ج در قر يه ور سخا كو لا ب تا جكستان به دنيا ا مد ه است .

او بعد از مها جرت به بد خشان در ولسوا لي را غ مسكن ګز ين شده و در سا ل۱۳۶۴ در قر يه با د مان زند ګي را پدرو د ګفت .

مو سس اين جنبش در بد خشان همين شخص بو ده و درسالهای که اجحاف، حق تلفی وجوک صفتی، خصیصه عمال دولت ودرآن محل شده بود این جنبش بادیدگاه های متباین باسایر فرقه ها حضورنمود.

درموردانگیزه های این جنبش موافقان ومخالفان دیدگاه های متباین دارند.

مخالفین به این باور اندکه، این نهضت دورنگرا وعصیان گر، الهام وموجودیت وحضورخودرا، ازمحورهای وابسته به دولت گرفته بود,گرایش هاوحمایت تاج محمدوردک والی بدخشان وبرخی حلقات نه چندان معروف دروزارت داخله، دلبستگی پیروان این جنبش به شخصیت های معروفی چون حاجی قاری عبدالستارسیرت چاق کننده این مفکوره بود.

انگیزه های محلی:

مرحوم شیخ عبدالعلیم مشهور به"پیربادمان"درسالهای 133۰ درلسوالی راغ به ارشاد وهدایت مریدان خودمبادرت کرد.

به استناد آنهاییکه، سالیان دراز متولی وخدمت گار، بارگاه فقیرانه شیخ بوده اند، مرحوم تحصیلات میانه محلی داشته وفقط با مبانی علوم شرعی وتصوف آشنا ي داشت.

اماگرایش وبه اصطلاح جذب شخصیت های علمی که درآنروزگار تاسرحد فقاهت وفتوا مشهوربودند، بیانگرممیزه های جذاب ومهارت بوده است که علمای معروف وپراعتباری مانند مولوی محمد سلیم طغرا، مولوی غیاث الدین ذره، مولوی محمد صالح را به خود شیداوشیفته نموده است.

نگارنده درمورد، درجه اجتهاد وفقاهت شخصی مرحوم مولوی محمدصالح محمدسلیم طغرا آنچه راکه میداند بروایت همروزگاران وآثار باقی مانده آنهاست.

امابامرحوم مولوی غیاث الدین ذره معرفت دا شتم .

مرحوم مولوی غیاث الدین ذره فرزنددا ملاعمران الدین درسال ۱۳۰۲درولسوالی خواهان چشم بجهان گشوده است.

مرحوم مبانی علوم دینی رادرمدارس سنتی دربدخشان آموزش دیده وباتوجه به ذکاولیاقت سرشاری که داشته شامل دارالعلوم عربی كا بل شده وازآنجا سند فرا غ به دست اورد .

دراوایل کاررسمی مدتی رادرولایت کندز بحیث قاضی ایفای خدمت نموده واما بدلایلی وظیفه راترک ودرولسوالی خواهان به تاسیس مدرسه همت گماشت.

درسالها 1340 الی 1352 علاوه ازتدریس باگرفتاری دگررودروشد.

درزمانیکه درمنبر به موعظه وخطابه مبادرت میکرد، زبانش مانند شمشیری بودکه حامیان وطرفدارانش رابه جدیت، ايستایی، اعتماد ومقابله ومخالفانش رابه یأس، استرس ونگرانی رودرومیکرد.

ازهمین سبب درپهلوی آنکه طرفداران بسیاری داشت امابدلیل فصاحت رودروگوی وجسارت اخلاقی صفوفی ازمخالفین را تا ا مرو ز برای خودساخت.

زمانیکه باشیخ عبدالعلیم رودرورشد، علاوه ازانکه یکباره ازوعظ، فقاهت ،قیل وقال مدرسه روگردان شد، خصوصیات اضافی رابه خودجمع کرد، که برای عوام وخواص ده ها پرسش شوروشیرین را مطرح کرد.

مجالس وشیوه زندگی راکه جدیداً گزینش کرده بود، شباهت های فراوانی باشیوه نشست مولوی باشمس داشت.

مرحوم درمجالس خود بعدازتابعیت باشیخ عبدالعلیم دگرداد، ازفتوا، تزیکه وتصفیه ظاهرنمی زد.

باحافظ، مولوی بویژه بیدل محبت وانس جنون آمیزی پیداکرده بود. برخی اوقات حتی دراثنای راه رفتن غزلهای شیواودلنشین حافظ رابا ترنم آهنگین وپرسوز زمزمه میکرد.

درشب نشینی های که، باحلقات همفکر وهمراه خودداشت به خوانش بیدل وغزلیات مثنوی وبیشتربه حافظ مبادرت میکرد. دلبستگی اوبه عرفان وصوفیزم تاپله های رسید که یکباره حتی آنها ي را که بااوروابط خونی داشتند، و درمورد حلقه وگزینش شیوه جدید زندگی اش نگرش نقادانه داشتند، ترک نمود.

درهیاهوی همین "حال" مبادرت به احداث وبازسازی سرک خواهان الی... شد، کسانیکه دراین پروژه مصروف کندن کوه های پرازصخره بودند، معمولاًً آنهای بود که درحلقه اودل ودردمشترک داشتند.

حلقه اورا درآنزمان بنام ملنگان"ملنگ ها" یادمیکردند. آمار دقیق آن حلقه ازآنروزتاامروز بدون احصائیه است ملنگها  همد یگر را برادرمخاطب ميكر دند

برادران بدون درنظرداشت معاش ومزدوباعزم آهنین درشب های یلدازمستان روزهای گرم تابستان به تیشه زدن دردل صخره های که، ازیکسومحاط به دریای آمووازجانبی تاسوی آسمان شيا ر ها ي كوه رګ داشتند سرگرم کاروبرخی اوقات پایکوبی باموسیقی محلی وترنم شعرحافظ ومولوی برای چندسال دلگرمی وسرگرمی  کوه مب کندند  ..



شیوه سربازگیری"مریدیابی"

شیخ اشخاصی راشامل حلقه خودساخت که از نگاه موقف اجتماعی، عزت، طهارت وپاک نفسی درقراوقصبات خودخصیصه وممیزه بر تر داشتند.

تسلیم وانقیادمولوی محمدسلیم طغرا,استاداکبرخان، مرحوم مولوی محمدصالح، حاجی صاحب رحمان علی بیگ، مولوی غیاث الد ين ذره، میرسردارپسرمرحوم عبدالمومین فطرتی شاعر مشهوردرواز، ملاایشان جان شکی، ملاویس الدین کوفی، شهیدملانایاب کوفی، ملاعیدی محمدپطيري، ، کمال الدین غبرا جدی ترین رویداد بودکه افکارعموم رابه خودمعطوف ساخته بود.

ازهمین سبب سالیانه صدهاتن عوام به این صف می پیوستند وباگزینش زندگی به شیوه"رندی" اعتیادمینمودند.

درهمان زمان قاری عبدالستارسیرت درکابل، صوفی امان پغمانی، آقای کابلی، ضابط محمدغوث با راه وفکراین رندان سنت شکن هم باورشده وتاامروزآنهاییکه زنده اندمانند استادبیرنگ شاعروصوفی پاکدل ، جنا ب داکتر لطف الله منظور آقای محمد امین بی بها که واقعاً درمردی، صداق وپاکدلی بهای ثانوی ندارد، اززمره دلباختگان همان طریقت رندمنشانه است.

پیوند دادن جنبش صوفیزم بافرهنگ زادگاه من مولود این واقعیت است که این جنبش صادق ترین ومجذوبترین سربازان راه جنبش صوفیزم را ازکوف گرفته بود.

یکی ازاین مردان پا ک دل ملامظفر است اوعلاوه ازانکه علوم متداوله را,آموزش دیده مبانی اصول وعروض شعررابهترازشاعران مكتبي میداند.

شعراوتعریف شیدایی وشیفتگی اش به شیوه زندگی رندانه است که، آگاهانه مفادآنراباچشم دیده، وغزلیاتش مشحون ازعشق، شهامت وایستایی درراه رندی است.

این غزلیات نزد نگارنده بوده ودرصورت امکان چاپش راحتمی میدانم.

پیشکسوتان اکادمیک کوف آبی:

لا زم به تذ كر ميدا ن كه او لين اشخا ص كه از اين منطقه مو فق به خوا ندن مكتب تا سطح بكلو ري شدند قرا ر اتي اند .

 مرحوم مو لو ي شير خان ،  مرحوم جنرا ل صا حب محمد اسما عيل كو في . اما جا ن عا لمي مخدو م صا حب نعمان استا د نو ر خا ن ، استاد محمد اکرم خان ،آقا ي دو لت جان خا ن ، استا د ګل ا قا خان ، اقا ي معنو ي ، نسيم خان . مر حو م مو لانا نو ر علي ، مرحوم معلم عبد الوا حد ، مر حوم ، دو لت نظر استا د قمر الد ين ، ما مو ر امير شاه خا ن ، امير غلا م خان ، با ز محمد خا ن ، زلمي شا ه خا ن كو في و جما ل شاه خا ن كو في بو دند .

باوجودانکه این منطقه کوهستانی نسبت به سایرمناطق بدخشان محکوم به محرومیت های متعدد است اما دراین چنددهه اخیرجنبش روشنگری به شدت توسعه یافته است.

به تعقب آن مر حو م جمعه خان ، مو لو ي عبد الغزيز , محترم محمد نبي ، مرحوم فيض الد ين ، مرحوم قر با ن علي ، مصطفي خان ، دا ملا فخرالد ين . محترم منصور خان  سيد اقاي مر حوم ، محمد جان ، محمد عيا ن شاه ، شير اقا خا ن ، صبر الد ين خان ، بهر الدين حان ، سيد ګل خان ، منصور خان ، احمد خان ، جنرال مير شكي داد محمدمرحوم  انجینر برق الدين مر حوم ، عبد الشهيد خان ، سر و ر خان محمد ګياه

درا جي ، عو ض خان ، شا اقا ، ا ستا د شير احمد خا ن مر حوم ، اعظم خوا جه ، ملنگ مر حوم تا سو يه بكلو ريا و پو هنتو ن تحصيلا ت خو درا ادا مه دادند .



آاقای داكتر عنایت الله خلیل هدف استادمحمد داود ، استادمولوی عبدالمعز، داکتررفیع، مولوی جما ل ناصر ,مولوی عبدالباسط ,مولوی ذبیح الله راشد داکتر عبد الوارث

مو لو ي سیداصغر، داکترداود، اززمره شخصیت های تحصیل کرده واکادمیک اندکه باتوجه به موقعیت کنونی هرکدام آینده شگوفاوپویایی راپیشرودارند.

ضمناً ده ها نوجوان دگرباجوش وجنبش وشیفتگی درمدارس رسمی مصروف آموزش وپرورش بوده ویقیناً بارویکارآمدن آنهادرد، محرومیت ومشکلات اجتماعی مردمشان به شیوه یی روشن تری تعریف خواهد شد.

مطر ح ترين ها

استادحیفظ الله خان، استادنورخان، داملافخرالدین ، قیام الدین پسرحاجی فخرالدین، ، مير محمد فدای، ، مولوی عبدالرب، ، مولوی عبدالجلیل،  قو ماندان گل احمد ولسوال نادر شاه  ،رئیس ملاعالم، نقش خا صي در سمت دهي رو يداد ها داشته اند

بهرصورت آنهاییکه تاهنوز زنده اندهمه درواقع مطرح اندوباید به نام واعتباراجتماعی تک، تک شان احترام داشت.

امانگارنده درحدود سه دهه است که بازادگاهم رابطه ندا رم ویکی ازعوامل نگارش رساله درواقع تامین تماس مجا زي مجدد بایاد، خاطرات ودوستان دیروز وامروز است، تادرتبانی باایشان فکری برای فرداشود.



پیشکسوتان



درسال های 133۰ برای نخستین بار مدارس رسمی درعهد سلطنت محمدظاهرشاه درقرأ قلعه و بعد تر در نشروتاسیس شده اولین اشخاص که دراین مدارس بصورت رسمی ایفایی خدمت کردند مر حو م اخند ملاعمران، ملایادگارشاه مرحوم عبدالودودمشهوربه تحویلدار اخندملا نجم الدین ، ملاقطب الدین بود این مکاتب تاصنف سوم بوده وشاگردانیکه موفق به اخذنمرات بلند شدند جهت ادامه تحصیلات به مرکزبدخشان  "لیسه پامیر "وکابل اعزام می شدند.

اولین دوره که موفق به شمولیت درمکاتب رسمی مرکزفیض آباد شد محترم مرحوم جنرال محمداسمعیل خان کوفی، امام جان عالمی، امیرشاه خان مشتاق ومحترم نورخان وباز محمدخان میباشد.

اولین اشخاص که سند بکلوریا رابدست آورده اند اشخاص نامبرده اند. دردوره های بعدی عبدالواحدمرحوم، مولانانورعلی، استاداکرم خان، استادگل آقاخان ومعلم دولت جان، استاد قمرالدین، نسیم خان مثنوی خان، ومحمدانورازنشرمیباشد.

دردوره دوم معلم معنوی، استاد گل آقاخان، دولت نظروجمالشاه خان بودند.

گفتنیست که درسالهای 1350 هردومکتب یعنی نشروقلعه باهم یکجاشده ومکتبی بنام مکتب ابتدایی انچ درقریه انچ تاسیس شد.

این مکتب دررویداد هفت ثور، شاگردان بسیاری رابه مکاتب کابل وبدخشان معرفی که ازبدحادثه اکثر شاگردان مستعید وذکی در هیاهو وا بستګي به چپ را ست ازبین رفتند.

در همین دوره وبرای نخستین باربا استاد گل آقاخان، شیراحمدخان، مامورالدین، احمدخان، منصورخان، قربان مرحوم، منصو ر خان نگارنده موفق به ادامه تحصیل درپوهنتون های نظامی هوای وحربی پوهنتون شده وازآنجا فارغ شدند.*****

اولین جنرال ازکوف:

درهیاهوی رویداد هفت ثوراشخاصکه برای نخستین بار موفق به اخذرتبه جنرالی شدند آقایان میر شکی کوفی ومرحوم محمداسمعیل کوفی بود.

.

اولین هایکه درمسلک طب داکترشدند

آقای محمدداود، داکتررفیع ستاری وعبدالرشید پیشکسوتان بودند که ازاین منطقه داکترشدند.

اولین دوکتور:

آقای عنایت الله (خلیل هدف) اولین شخص است که ازاین منطقه سنددوکتورارسمی رادرسطح دروازبدست آورد.

کوف درجریان جهاد:

هرچندبرخی آمارنگاران تلاش کرده اند، تامنطقه سورنه وزیرک رادرولسوالی خدران ویاهم آسماررادرکنرنخستی پایگاه مقاومت قلمدادکنند.

اماچشمدید های شاهدان عینی حاکی ازاین واقعیت است که درولایت بدخشان نخستین مراکزمقاومت ازکوف سرچشمه گرفته است.

جریان رویدادطوری بوده که درماه جو زا سال 1358مردم مناطق دراج پای مزار معلمین مکتب شخرورا دستگیروبعدازدستگیری آنها به طرف مکتب انچ پیش میایند.

نخستین کسان واشخاص که این حرکت را به جنبش میاورند مولوی عبدالرحمن مرحوم ودوتن دگربنام های محمدشاکرفرزند ملاصابروسیدعمر میباشند.

امادرمکتب انچ به اثروساطت ریش سفیدان ازتشدد بامعلمین جلوگیری شده ومردم تصمیم میگردندکه، بطرف خواهان یاولسوالی درواز جهت تصرف ولسوالی حرکت کنند.

بهرصورت مردم بطرف خواهان حرکت نموده اماپیش ازرسیدن تماس بادولت برقرارواین حرکت به شدت کوبیده شد. ونخستین کسیکه به انتحار مبادرت میکند شخصی به نام معلم دولت علی از حوضشاه است .

موقعیت تکتیکی کوف:

همانطوریکه درمقدمه این نبشته بصورت فشرده تصویری ازجغرافیای کوف داده شده اعتبار ازدهن آب الی چمن بوود ، دوطرف کوه های نسبتاً مرتفع بوده ودربرخی مناطق ممکن بلندی کوه هاازسطح بحربه3500 متربرسد.

میان دوکوه رودخانه کوف آب جریان داشته، ودرفصل بهاروتابستان ازخروشان ترین رودخانه های افغانستان شمرده میشود.

دردوسو ي رودخانه قراومحلات مسکونی واراضی زراعتی واقع بوده وبرخی حصص آن پوشیده ازدرخت های ارچه، زرنگ، خبگ، بادام، ایرغی وفرک است.

معمولاً اراضی هموارآن پوشیده ازبرف بوده وبیشترازچهارماه فصل سبزندارد.

باتوجه به تعریف که ازاین اراضی صورت گرفت، درروی کره زمین هیچ کشور و منطقه ئی ن نیست که متناسب باویژه گی کوهی وسکارپ مانند آن قابل مقایسه باشد.

همین ویژه گی موجب آن شد، تاکندک های کوندواتحادشوروی دراین جغرافیا متحمل تلفات بشری شوند.

ضمناً برای اولین بار هواپیماهای جنگی وهلیکوپترهای نوع ام 6 و محاربوی دراین منطقه سقوط داده شود.

.

هرزمانیکه چریک ها علیه دولت درگردنه یک کوه یاکوتل به کمین مبادرت میکردند، بالطبع هرکمین ده ها نفرتلفات، نفرات دولتی رادرپی داشت.

زیراساختار اراضی طوری است که، به هیچ وجه کوماند ها و يا جز و تا مها نميتوا ند به صو رت منظم و هما هنگ فعا ليت هاي رزمي را سا زمان دهي كنند ،

هرجانب که بخواهد جهت درهم شکستن جبهه مقابل برنامه عملی داشته باشد، نظام پیشرفت فقط بصورت یوستوی لیگ ممکن بوده وفقط نفرپیشروازامکان ترصد مستفید است.

اگربرای دلگی هانظام محاربوی قامه یافراخ قامه داده شود بدلیل موجودیت سنگستان ها(قرم) نمیتواند بصورت منظم پیشرفت کنند.

لذابهترین شیوه مقابله دراین اراضی آن است ، تاگروه ها بصورت باصقین درترکیب چهاریاپنج نفر تنظیم شده وجهت رودرروی به سوی هدف تعرض داده شود.

درغیرآن هر اقدام منظم بصورت تاکتیکی تلفات بشری راپیامد داشته ویکی ازعوامل تلفات روسها در(چت نیو) محلی بنام قرم تبربیگ حرکت آنها بصورت جبهو ي بوده است.

ازهمین سبب بایورش ارتش سرخ به بدخشان یگانه نقطه که ارتش شوروی نتوانست پیشرفت درآن داشته باشد کوف بود.

باتوجه به اهمیت سوق الجیشی که این موقعیت دارد، بهترین موضع سرپل به حساب میاید.

زیرا,ازکوف به درواز، خواهان، تاجیکستان وراغ پیاده روي حتمی بوده، مضاف براین اهمیت"موضوع سرپل" مهمترین دژ دفاعي جهت تداوم امنیت درراغ وخواهان است.

ازهمین سبب باوجودانکه راه های منتهی به راغ ازجانب بدخشان که همه مشرف به اراضی تپه زار ونسبتاً کم ارتفاع هستند، دولت بااستفاده ازاین راه بصورت موقت ومقطعی پیشرفتهای را به سوی راغ دربرخی جبهات داشت.

امابدلیل همین موانع طبیعی، قوای شوروی درجریان سالهای حضورنظامی خوددرکوف نتوانست به فاصله ده کیلومتربه سوی راغ بصورت پیاده لشکرکشی وسفربری نماید.

همین موانع طبعی زمینه  مدافع را تضمین و باعث آن شد تاپیروان حزب وجمعیت مضاف برادامه جنگ بادولت، تاپیروزی مجاهدین میان همدیگر گلاویز وتلفات که ازهمدیگر میدیدند، به مراتب قوی تروگسترده ترازتلفات بودکه ازدولت دیده بودند.

دراین باره گفتنی های زیاد است، امابدلایل دوستی واخلاص که باهمه جوانب درگیردارم ازتحشی احتراز ومابقی ناگفته ها رابه فرصت دیگرموکول میکنم.

آنهاییکه درسالهای جهاد ابتکارعمل رادردست داشتند:

درسالهای 1359 مولوی عبدالوهاب منطقه راتحت قیومیت داشت امادراواخرهمین سال مولوی غلام حسن سکندری معلم احمدخان به اوپیوستند.

مولانا جمع الله مشهوربه قاضی سرور وآقای قطره باوجودانکه اهل ولسوالی شکی بودند، ولی بدلیل اهمیت پناهگاهی که کوف داشت سالهای  درکوف دربرابردشمنان خود جنگیده ومنطقه را مطمئین ترین سدبرای دفاع وتعرض میدانستند.

درولسوالی کوف آب ازنخستین روزهای آغاز جهاد آقای محمدنبی وداملافخرالدین، میرمحمدمشهوربه فدایی، داملا  قیام الدین، مخدوم نعمان، راسخ، شمس الدین، قیام الدین محمدشاکر، حیرت الله ، مولوی عبدالواحدهرکدام حضوروفعالیت نظامی داشتند.

امادراین اواخر آقای نادرشاه که سمت رهبری ولسوالی رابدوش دارد، ابتکارعمل رادرست داشته وتاحدی قیم بلامنازعه این جغرافیا است.

ريسك های طبعی:

فقر، تهدستی واعمال کارهای شاق، میراث های اندکه این مردم ازپدران خودبه ارث برده اند.

سالیانه صدها جوان ازاین منطقه جهت کاربه ایران اعزام میشوند، بدلیل نبود اراضی همواروزراعتی وضعیت اقتصادی مردم نهایت ناهنجار بوده ونمونه مردم بدبخت به شمول اوگندادرروی زمین اند، هستندخانواده هاییکه درجریان سال کمتر  ازدوصددالر درآمدندارند.

وکم نیستند خانواده هاییکه درجریان سال بیشتر ازسه بار ګوشت استفاده کنند.

درتمام این ولسوالی فقط یک کلنیک است که بایک داکترجراحی پلاستیکی پاسخگوی مشکلات متعدد، یورولوژی قلب، صدری وامراض انتانی است.

بدلیل فقروبیکاری بساط بدبینی وبحران مخوف درمیان باشندگان آن باشدت استیلادارد وامااستبداد، بی سوادی وفقر اجازه نمیدهد، تاضجه و کوچکترین آهی به جای برسد.

بدلیل تراکم جمعیت ونبود اراضی مسکونی وزراعتی شیرازه نظامند زندگی مردم هرروز درحال فروپاشی است.

درکل ولسوالی حتی یک خانواده وجود ندردکه مالک ده جریب زمین زراعتی آبی باشد.

وضعیت مواشی ودامپروری درحالت بدقراردارد، زیرابدلیل نبودمراتع وچراگاه های موسمی نگهداشت یک الاغ برای یک خانواده مصرف ګزاف را دارد.

باوجودانکه ازگذشته هابه این سویگانه وسیله حمل ونقل مردم درآنجا الاغ وبه ندرت ، یک دورأس الاغ درواقع نعمتی بزرگی برای دارنده آن بوده است.

سالیانه ده ها نفردراثربرف کوچ، افتیدن ازکوه ، سیلاب وحتی سرماخوردگی میمرند.

اما بدلیل محیط پاکیزه که دارد، آب وهوای آن بسیارگورا وساحه کوف منحیث المجموع یک ساحه توریستی بوده درصورت توجه دولت میتوانددرآینده به یک تفریگاه مهم مبدل گردد.

حیوانات وحشی مانند آهو، خرس، گرگ، روباه، کفتار، سگ آبی وپرنده های اسثنایی مانند کبک دری، انواع کبک، بلبل، بودنه، شاهین، بازوانواع عقاب ها30 سال پیش به وفرت پیدامیشد.

اماجنگهای سی ساله باعث شدتانسل های استثنایی مانندکبک دری، سگ آبی، شاهین وبازدرحال انقراض قرارگرفته وحتی شک نیست که تاچندسال آینده بکلی نابودشوند.

امراض توبرکلوز، سرطان ومرگ نابهنگام کودکان دراین اواخرشدت یافته ودرسال 1385 من شاهد مرگ هفت تن دراثرمرض سرطان دراین ولسوالی بودم.

منابع طبیعی:

بدلیل متروک بودن این منطقه ازمدنیت، تاهنوز هیچ پروژه وتیمی نتوانسته پیرامون منابع طبعی این جغرافیا تحقیق عملی نماید.

نگاره بیاددارم که درسال ۱۳۵۰ یک گروپ کارشناسان فرانسوی جهت ریسرج درکوه های آن برای مدت محدودی مصروف کاربودند، امابصورت مشخص هیچ کار ی درانجا صورت نگرفته وتاهنوز منابع آن بکرودست نخورده اند.

ازنگاه داشتن رودخانه طبعی باتوجه به شناخت که ازاراضی مختلف افغانستان دا رم، مدعی میشوم که بزرگترین منابع آب دنیادراین ولسوالی موقعیت دارد.درصورتیکه دولت وموسسات خارجی موفق به احداث برق درآنجاشوند، موقعیت های هم وجوددارد که با ایجاد "سد"   میتوان منابع بزرگ انرژی برق را  مهیا ساخت.

اگروزارت انرژی بخواهددراین منطقه یک بندبزرگاحداث نماید، به نظرکارشناسان پوتانسیال آنرا دارد تاعلاوه ازمناطق شمال برق آن به کشورهای همسایه بصورت تجارتی صادرگردد.

ایجادپروژه های ماهی پروری واندک دامپروری ممکن است نقش موثری درجهت ارتقای اقتصادخانواده هاداشته باشد.

شرایطی دامپروری واحداث پروژه های پرورش ماهی راتدا رک ایده وجوانان بدبخت آنجارا ازشرمشکلات رفتن به ایران جهت مزدوری نجات میدادم.

ضمناً بامطالعه اراضی سردسیرآن جهت بذرحبوبات که توانایی وقدرت سازگاری بامحیط رامیداشتند، بذرحبوباتی راتوصیه میدارم که بتواندلااقل تامین کننده کفاف اندک مردم شود.

روی همین نگرش بهترین راه آنست که باتاسیس پروژه های دامپروری، مرغداری واحداث برکه های جهت پرورش ونسل گیري ازماهیان برای جوانان اشتغال ساخت.

ضمناً منابع بکروزیرزمینی آن مورد ریسرچ قرارداده نه شد، ودرباره ماهیت توریستی آن لااقل فکرشود.

درصورتیکه منابع آن تثبیت ویا ازآبهای فراوان آن استفاده معقول صورت گیرد، این مامول میتواندبهترین زمینه برای آفرینش شغل برای جوانان باشد.

منابع ورویکرد ها :

یاداشتهای شخصی آقای اما م جا ن عالمی

یاداشتهای داملا فخر الدین

یاداشتهای پدرم "ملا عبدالغنی" محتاج

یاداشتهای داکتر عبدالجبار غفوری

یاداشتهای شخصی خود م

یداشتهای آقای حاتم خان

چشمدیدهای حفیظ الله خان از کر نیو

چشم دید های آخند ملا علی مظفر

چشمدید های کا کا شمس الدین

چشمدید های مرحوم جنرال صاحب اسماعیل خان

چشمدید های مر حوم مولا نا شیر خان

چشمدید های عمران الدین ذره  

این نوشته در سال 1385 تدوین شده و یکصد وشش  صحفه دیگر آن زیر کار ،تصحیح و تنقیح میباشد.










تاريخ : سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ | 14:40 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 پیامبر غزل پارسی

هنوز پا به درب مدرسه نه کوفته بودم ، اما به همت مادر هشیارم قرآن را آموزش دیدم ، اتفاقن در همین هنگا م نخستین کتا ب دری ئی که رخش را برویم گشود ،نجما شیراز ی بود ، متن نجما ساده ،شیوا ،شرین و سخت نمکین بود ، رویداد های داستانی  وسطحی این کتاب به ژرفا ئی اندیشه و دلم نقب زده بود ، و ممکن این کتا ب را در سال 1347در یک هفته خوا ندم و دوباره خوا ندم .تا داستان های امیر همزه ، ورقه وگلشاه و قصص الا نبیا هم با من مصاحب شدند .

اما حافظ در این چهل وشش سال نزدیکترین ، عزیز ترین و مهمئ ترین دوست من است ، در قله های شا مخ تیره ،سیت کندو ، تورغندی ، ارغستان ، پنجوائی ،بند داله ،اور گون ،مچلغو؛ لهوگرد ،بند سر ده ،

قلات و.... پیوسته با حا فظ انس و خلوت و جلوت داشتم ، و این مصرع را همیشه تکرار میکردم ،

در این زما نه رفیق که خا لی از خلل است

صرا حی و می نا ب و سفینه ئی غزلست

فکر میکنم در میا ن شاعرا ن پارسی پرداز ،عذوبت غزل حافظ شاذ است ؛و عراقی ومولوی هم با همه تبحر که در  زبان وتصوف و فلسفه دارند ؛به غذوبت غزلها ی این رند بیباک غزل نغز نه سروده اند.

نمونه :

 ساقی به نور باده برافروز جام ما

مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم

ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

ای باد اگر به گلشن احباب بگذری

زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما

گو نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری

خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما

در این غزل افزون  از لطف و لذت شعری ، دنیا ئی ایما ،سمبول و اشاره های شاعرانه را در صنعت مضا ف ومنسوبمراعات النظیر ،،تنسیق الصفات، تلمیح و غیره صنا یع شعری با  ظرافت و زیبائی پیوسته و بافته شده اند ؛تا شعر ملبس به عناصر شعری شده است. ومن عاشق این پیامبر غزل پارسی  هستم و ارج و احترام بر درد ، وقوف و شعورش دارم .:



تاريخ : سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ | 13:15 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

پیشنویس

هر که سخن را به سخن ضم کند

قطر ة از  خون  جگر  کم  کند

 زمان گا هی  استثناً شكار انسان ميگردد ، اما در فرآيند تاريخ انسان ها پيوسته شكار مكان و زمان  خود بوده اند .  به گفته حكیم بزرگ شرق عمر خيام ،   

         اين كوزه چه من عاشقي زاري بوده است

                                                در بند سرزلف  ونگاري بوده است

                                                اين دسته كه برگردن او  مي بيني

                                                دستي است كه بر گردن يار بوده است

حقيقت زندگي با همه عرض وطول و تجمل وتكلفش همين خاك شدن و به گفته  موريس میترلینگ به ابديت پيوستن است .

     برمبناي همين شگرد نگرش ما انسان ها چه هيزم شكن باشيم يا  كاخ نشين روزي شكار زمان و مكان خود هستيم . اماء هستند انسانهاي كه به استمداد تفكر ، خلاقيت و هشياري استثناً زمان و مكان زندگي خود را گاهي شكار ميكند ، و با نقب زدن به درون  نقابها رويداد آنها را اسير و در دادگاه زمان تصوير شان را به  حراج مي گذارند .

 اين كار بزرگ به استمداد روح پرشور و پرشعف انسان عاشق  هنرمند ، شاعر ، خيناگر صورت ميگرد، از تمدن پرس پوليس و پيشداديان آنچه كه مانده و يرانه هاي زيرآوار اند ، اما اسطوره سهراب سمنگاني و رستم پارسي قرنها است به درفضاي زندگي نياكان ما حضور داشته، و در روح و جود آيندگان بقا خواهد داشت . منظور از پشينويس و اشاره به آنچه ياد كردم . آن بود كه هنرمند ، شاعر و مورخ ماموريت مبرم و مهم را در پيشرو دارد ، همان ماموريت كه زنده ياد ابوالفضل بيهقي ابن بطوطه ،  جرجي زيدان و فردوسي داشته است .

 فردوسي در فورم مثنوي و حماسه اسطوره هاي گونه گوني را به حافظه تاريخ سپرد و ابوالفضل بيهقي افزون بر آن كه کارنامه آل محمود و مسعود را در تاريخ تسجيل كرد ، خدمتي بزرگي در راستاي انتقال واژه های معمول و معرفي زبان پارسي در همان دوره كرد .

اگر انسان شاعر ، مورخ و هنرمند بتواند ، رويداد هاي عصر خود را با قرائت عیني ، دقت ، انصاف و بيطرفي به تصوير بكشد ، در واقع زمان را شكار واسير بازمعنايي واژه كرده است .

آقاي  قدمدار انگيز با چنين انگيزه ئي ممكن مبادرت به جمعبندي اين تذكره كرده ، تا زمان، زندگي خود را در حد بضاعت و استطاعت كه در حوزه شناخت رويدادها دارد اسير كند تا ازيك سؤ زمان را شكار نموده، از جانبي ازوقوع برخي رويدادي سرخ، سبز، خاكستري وبنفش حكايت و روايت به نسل هاي آينده بدهد .

در روزنامه نگاري بيشتر مابه رويداد هاي اهميت ، خبري، گزارشي و مصاحبه ميدهم كه ازنگاه عنصر بزرگي ، دربرگيري و شگفتي اتفاق افتاده باشند ، دركار تذكره نويسي  اسلاف وگذشتگان ما بيشتر در حول و حوش رويدادها ی تمركز ميكردند كه مهم، بزرگ و قابل عطف باشد .

 تاریخ مختصر درواز اثر شفاهی جناب انگیز ،که برخی منابع آن بتأسی از روایت، برخی به حکایت و برخی هم چشم دید ا هستند، برای مردم بدخشان و درواز اهمیت سماعی دارد، واز جانب نسلی آینده با استفاده از این منبع میتوانند  مدرکنامه ئی در باره زندگی اسلافشان به استناد روایت و حکایت صاحب دید گاه شوند .

هرچند بانگاه شتابناک که در تیتر برخی محتوا داشتم ، برخی رویداد نه چندان مهم به تدوین و تألیف شده ، اما روهمرفته ، نقب زدن بر دریچه های کوخی وگلی درواز ها وارائیه تصویر از شگرد زندگی آنها برای نسل امروز بدخشان خالی از دلچسبی نیست .



تاريخ : سه شنبه نهم دی ۱۳۹۳ | 13:37 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

بساط بی سخن

دربسا ط که منم نیست مرا همسخنی

سوخته چار طرف باغ وگل ویا سمنی

با که همراز شوم عقده دل بگشا یم

 بسته اند چشم و دهن را وندارم دهنی

شحنه امروز ببر بر سر دارم به شتاب

که به تن کرده مرا دهر چی زیبا کفنی

نیست شوق لب جوی گل گلزار دیگر

یا که همراز شوم با لب میگون صنمی

در همه دهرچومن خسته  وافسرده کجاست

از من افسوس به آن که بود همچومنی



تاريخ : چهارشنبه سوم دی ۱۳۹۳ | 9:49 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

انسان عاقل هر روز نرد بان تحول ،تغییروتکوین را طی میکند.

اما مستبید نرد بان نخستن شنا خت خود را آخرین هدف میداند

تأ ثر گزار ترین انسا نها در دنیا و زما نیکه زند گی میکنند ، انسا نها ی اند که روحیه خود باوری ، خود شیفتگی ،تگ محوری و گرایش های اتو کراتیک در کردار و پندار شان تخمیرو سخته شده با شد.

این اشخا ص با توجه به حوزه دیدکوتا ه و کور که دارند پیرامون حوزه شنا خت آنها را باور های جزمی و خود سا خته به اضافه گرایش ها ی اتو کرا تیک محصور نموده و اعتقاد به دگر گونی و دیگر پذیری ندا رند .

لهذا با اعمال اجبار و فشار بر خا نواده ،محیط پیرا مونی آنها را تابع و منقاد تفکر استبدادی خود نموده ،رائی ونحوه دیدگاه خود را صحت ترین وثقه ترین طرز نگرش میدانند .

اما عقلأ با تو جه به ایمان که به عقلانیت دیگر گونی و تحول دارند ،هر گز در باور و ضمیر آنها سبک دید ویژه ء حا کم نیست .حوزه دید شان هر روز در شرف نو یابی ،شنا خت و درک درستر از فرآیند زند گیست.

ایما ن عاقل و انسا ن سا لم اندیش هر روزبا  دید نو پیرا مون خود را حلا جی و قرائت نموده بر مبنای درسترین شناخت حوزه دید خود را نسبت به زند گی جهت میدهد.

اما هیتلر ،ستا لین ،موسو لونی ،چنگیز،مولانا فضل الرحمان و ...به همان با ورکه وارد معرکه زند گی شدند ،درروز مردن با هما ن باور از دنیا رفتند.

اما باور مولوی ،ابن سینا ، دانته ،موریس میتر لیگ وشیخ شهاب الدین سهروردی سالها تکا مل کرد ، تا امروز در آستانه تکا مل و دیگرگو نی بوده ، وبرای فردا راه تکا ملش روزنه دارد ،اما باورهای استبدادی یک روز تو لد میشوند و در یک روز میمرند.



تاريخ : یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ | 9:27 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
لطف و لذت مرگ  

هر زما نیکه زند ه هستیم و نفس میکشیم ، یا درد می کشیم یا خند ه می کنیم ، یا گر یه میکنیم ،یا سکوت هستیم و یا دلمشغو لی به تجربه ها ی تکراری و گذشته داریم .
اما هنگا میکه نفس نمی کشیم ،خند ه نمی کنیم ،و مصرو ف تکرار تجربه ها ی مسبوق نیستیم به ابدیت پیوسته ایم و ساده تر اینکه در برابر تها جم مرگ تسلیم شده ایم .
مرد م فکر میکنند خوفنا کترین پدیده زند گی مرگست ، از دید من مرگ پایا ن نوشیدن ، پوشیده ، خندیدن ،کوشیدن و گریستن است ،و با تجربه مرگ هنگا م فرو تنی ،عجز ،وفا و خا موشی میرسد، همین فرآ یند از دید من مرگست .
اگر از من بپرسند خوفنا ک ترین پدیده در زند گی چیست ، بد و ن مکث پاسخ می دهم که خوفنا کترین پدیده همین زندگی است که ما در شرف تجربه کردنش هستیم .
در این فرآ یند مهم ترین ما موریت من و ما ،تهمت بستن به همنوع ،تعدی و تجا وز بر حقوق دیگرا ن و انا نیت خود بینی افزون بر ریا و  خدعه و چشم پوشی از واقعیت، ما موریت مهم در زند گی ما ست.
من در سن هشت سا لگی در رود خا نه جوار دهکده ما ن {کوفآب}در آب شنا کرد م ، به دلیل بلد نبودنم با مها رت شنا رود خا نه مرا به بطن خود به شد ت کشید و آنقدر مرا درآغوش خویش فشارداد که از خود بیگا نه شدم .
هنگا می که مردم مرا نجا ت دادند ، توجه کرد م که دو با ره فاجعه  زند گی آغاز و درد را دو باره با ضجه دا رم تمرین میکنم.
بار دو م در سال  شصت وشش چندین  بارچه ها وا ن در تندیسم اصا بت کرد ، با شتاب بیهوش شدم ، هنگا میکه دید م علی احمد خا ن و غلا م خا ن { دوستا ن شخصی ا م } مرا مدا وأ میکنند دوباره درد زند گی را درک کردم.
و تجربه سومی هنگا می بود که طعم تلخ درد را به تلخکا می تما م دنیا چشیدم ، و بعد از اندکی تحمل درد آرام شدم . بد بختا نه هنگا می که دو با ره به هوش آمدم شدید ترین درد ها را تا سه ماه به تکرار تجربه میکردم.
اکنون که نیم قرن و اندی تجربه زند گی را دارم فکرمیکنم خوفنا کترین پدیده ،تجربه زند گیست ، و تنها مر گست که ما رااز کا بوس درد ، تلخی ،خود بینی ، تظاهر ،فریب و تهمت به دیگران نجا ت میدهد .
لهذا از دید من شاعرانه ترین ، زیبا ترین و تما شائی ترین برهه زند گی همان برهه است که ما در خلسه هستیم و برای هماغوشی با مرگ دقیقه ها را باحرص میشما ریم.
اما اگر مصروف کار نیک و خدمت به انسانهای مستحق باشیم لطف این کار برابر با لطف مرگ و ارزش زنده بودن مبرا از مفاد نیست.



تاريخ : شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۳ | 11:41 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

ممیزه  های خلاق

 من فکر میکنم داشتن موا صفا تی چون اخلاق ، تلاش ،تکا پو ، جدیت ، صداقت ، پاک نفسی ،بد گوی ،قدرت و راستی موا صفا تی اند که از کا نون خانوا ده ،محیط پیرامونی و جا معه ئی که  زندگی میکنیم ؛ به ما ارث ما نده است . ویا از طریق تمرین و تکرار به مما رست، ملکه و عادت مبدل شد .

اما داشتن حس شجا عت ، حذاقت و تیز هوشی ،منا عت ، استوار ی در عهد و برد باری ویژگی گوهری  است که از طریق هور مون در تندیس ما منحیث گوهر ذاتی هدیه شده و داشتن وحفظ این ویژگی  به معنای داشتن ممیزه خلاق در شخصیت ماست.



تاريخ : سه شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۳ | 12:41 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

نامهای درختان جنگلی در کوف درواز

ارچه

بید کوهی

بشال بروزن ذغال

سیب کوهی

چار مغز

انگور

زرنگ

فرک

شولش {ارغوان}

خبک بروزن {خفک}

بادام

ارسمپوست

کوخل

 دولانه

ذلال بروزن {هلال}

ایر غی بر وزن {.....}

اخمنک بروزن{ ارزنک}

ملب یا بروج بروزن{ طلب } وبروج بروزن{ عروج}

سکل پیوند و سکل بر وزن{ دهل }

بته های کوهی در ولسوالی کوف آب

راش بروزن {داش }

راشک بروزن{ چاچک}

مایل بروزن {فاعل}

سنیل بروزن {جمیل}

پیاز  کوهی

رواش ،شب یا چکری

بند جامک

تاران بروزن{ باران}

کمال

پودینه

شمنتلاق به فتح فا وم وتا ساکن  

چغز به ضم فا وغ ساکن

راوه بروزن {چاوه }

شینک بروزن {بینک}

او، وه < این واژه در اوزان عربی و دری وزن ویژه ندارد.

 سمارق

 مجالک  بروزن سفالک

 سوزش کاه زیره

اینگ  



تاريخ : جمعه بیست و سوم آبان ۱۳۹۳ | 17:15 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 گزارش اجرأت  

سال 1392 ونیمه اول سال 1393

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

­­­­ریاست انتشارات کتب بیهقی  با در نظرداشت پلان کار از پیش تعیین شده  اجرأت ذیل را انجام داده است

-        اجرای کار تصحیح قرآنکریم  نوشته شده توسط استاد سلجوقی

-        آماده و چاپ کردن قرآن کریم نفیس که قبلاً از جانب آمریت نگارش قرآن کریم نوشته دیزائن گردیده بود.

-        آماده سازی سافت قرآن کریم در برنامه الستراتور و P.D.F .

-        آماده ساختن ترجمه پشتو قرآنکریم (50) فیصد.

-        ترتیب تفسیر و ترجمهء قرآن کریم به زبان دری (50) فیصد کار آن پیش رفته است و تهیه سافت  قرآن کریم  بصورت نسخهء دیجیتالی.

-        چاپ تعداد ( 36) عنوان کتاب به تیراژ مجموعی (25000)  نسخه  بعد از ابراز نظر کمیسیون ارزیابی نشرات و حکم مقام محترم وزارت.

-        آماده ساختن پروف تقویم سال 1392 1393 در تفاهم با وزارت کار و امور اجتماعی و ادارهء جیودیزی و کارتو گرافی.

-        چاپ تقویم سال 1392 و 1393 با قطع و صحافت زیبا

-        اشتراک در نمایشگاه کتاب ایران ، تاجکستان و ترکمنستان.

-        برگزاری (20) نمایشگاه کتاب در مرکز و ولایات به همکاری ناشران آزاد و نهاد های دولتی ، خصوصی و جامعه مدنی .

-        جمع آوری ( 1100000) افغانی عواید بابت فروش کتب ، پروف تقویم سال و کرایه غرفه های فروش کتب و جراید این اداره.

-        احیای مجدد نماینده گی بیهقی در ولایات بلخ و هلمند و ایجاد دوباب غرفه فروش کتب در نواحی هشتم وسیزدهم شهر کابل.

-        چاپ سالنامه سال های 1390 و 1391 با قطع و صحافت زیبا و متفاوت از گذشته.

-        آماده سازی مطالب و مندرجات سالنامهء سال 1392 و چاپ آن.

در جریان سال 1392 و 1393 سمینار های زیر برگزار گردیده است

-         سیمنار نورستان در گذرگاه تاریخ

-         =    ملا مشک عالم

-        =  خلیفه قزل ایاق

-        =  غزنه درگذرگاه تاریخ

-        =   حضرت حکیم سنایی

-        =  سمینار   اهل بیت و چاپ رساله دنبوی کورنی ژوند

-        =   غنی خان  شاعر ملی زبان پشتو

-        = حضرت میر عبدالقادر بیدل

-        = بامیان در گذرگاه تاریخ

-        =  جشنواره ، جشن تیار

-        = سمینار اهل بیت و چاپ رساله

گزارش کار کرد های نشراتی وبر گزاری سیمینار ها تر تیب و صحت است.

                                                                                                  

                                                     فیض الله محتاج

                                             رئیس انتشارات کتب بیهقی

           

                                                                   



تاريخ : شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۳ | 15:52 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

طعم زند گی

زند گی در کو دکی ,جوانی و پیری طعم متفاوت دارد  , طعم زندگی در حضیض روز گار و اوجنا ی قدرت متفاوت است و طعم زند گی در هر مکان ,فصل و موقعیت اجتماعی  لذت مشخص دارد . انسا ن از گهوار تا گور پیوست در تقلأ تجربه کردن این طعم است , نخستین اتحاد سپرم و زایگوت در رحم از دو گونه انسان متفاوت {مرد و زن} مکیدن پستان مادر طعم خاصی از زندگیست , نخستین روز یکه کودک به مدرسه میرود طعم خاص دارد و رسیدن به فصل شباب و باز شدن درب جوانی اوجنای لذت این طعم است و پیر ی هم با همه نکبت و شدت که دارد طعم زندگی را دارد .

 اما طعم کرخت و بی نمک ؛ فراموش نگردد که طعم زند گی برای انسا ن امید و فن تقلأ را در س میدهد و فن تکاپو و دویدن را .

انسا ن شکر گزار به نعأ یم خدا" ج" این طعم را در هر فصل از زندگی تعریف میکند و در هر مکان و موقعیت که باشد از این طعم می چشد و شکر خدا را بجا می آورد که به گفته سعدی" در  هر نفس دو نعمتی است و در هر نعمتی دو شکر اندر ی."

 



تاريخ : شنبه سوم آبان ۱۳۹۳ | 9:16 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

پس از مرگ 'هوشیاری از بین نمی‌رود'

احساس کند یا تند شدن زمان یکی از تجربیات افرادی بوده که دچار ایست قلبی شده بودند

پژوهشگران دانشگاه ساوت‌همپتون پس از چهار سال تحقیق بر روی بیش از ۲۰۶۰ نفر به این نتیجه رسیده‌اند که حتی بعد از مرگ بالینی هوشیاری، دست‌کم به طور موقت، ادامه پیدا می‌کند.

این وسیعترین تحقیق پزشکی است که در مورد تجربه لحظات مرگ انجام شده است.

افراد مورد بررسی کسانی بودند که در پانزده بیمارستان در بریتانیا، آمریکا و اتریش دچار ایست قلبی شده، اما بعد با احیا به زندگی برگشته بودند.

از بین این ۲۰۶۰ نفر ۳۳۰ نفر زنده ماندند و تقریبا چهل درصد آنها، یعنی ۱۴۰ نفر درجاتی از "هوشیاری" را در زمانی که تلاش برای بازگردان آنها به زندگی در جریان بوده گزارش کردند.

دکتر سم پارنیا، پژوهشگری که این تحقیق زیر نظر او انجام شده می گوید: "مرگ در یک لحظه خاص اتفاق نمی افتد، بلکه روندی است که با توقف ضربان قلب آغاز می شود، بعد ریه از کار می افتد و سپس کار مغز متوقف می شود، شرایطی که در پزشکی به آن ایست قلبی می گوییم، که از نقطه نظر زیستی معادل مرگ است."

به گفته او، "شواهد نشان می‌دهد که در چند دقیقه اول بعد از مرگ هوشیاری از بین نمی‌رود."

"ما هنوز نمی‌دانیم که آیا هوشیاری بعدا زایل می‌شود یا نه، اما می دانیم که بلافاصله بعد از مرگ محو نمی‌شود."

با اینکه برخی از این افراد از تجربه لحظات اولیه پس از ایست قلبی به مورد خاصی اشاره نمی‌کردند با این حال در توصیفات آنها شباهت هایی دیده می شد.

بیست درصد آنها احساس آرامشی غریب را توصیف کردند و یک سوم آنها احساس کند یا تند شدن زمان را داشتند.

برخی دیدن نوری شدید را به یاد می‌آورند: برقی طلایی رنگ یا تابش آفتاب را.

برخی دیگر احساس ترس از خفگی یا کشیده شدن به زیر آب را داشتند.

برخی افراد دیدن نوری شدید را به یاد می‌آوردند

۱۳ درصد احساس جدا شدن از بدن را داشتند و ۱۳ درصد دیگر احساس کرده بودند حواسشان تیزتز شده است.

اما یک مرد ۵۷ ساله، آنچه را پرستارها و پزشکان برای درمان ایست قلبی او انجام داده بودند با جزئیات به یاد می‌آورد و حتی می‌توانست صدای دستگاه و تجهیزات پزشکی را توصیف کند.

دکتر پارنیا می‌گوید: "ما می دانیم وقتی قلب از کار می افتد مغز هم دیگر کار نمی‌کند."

"اما در مورد این فرد، به نظر می‌رسد هوشیاری تا سه دقیقه بعد از توقف ضربان قلب ادامه داشته، در حالی که معمولا مغز بیست تا سی ثانیه بعد از توقف قلب از کار می‌افتد."

"او هر چه را در اتاق اتفاق افتاده بود توصیف کرد، اما از همه مهمتر اینکه، او صدای دو بوق یک دستگاه را شنیده بود که هر سه دقیقه یکبار این صدا را تولید می‌کند. از روی همین ما فهمیدیم این تجربه چقدر طول کشیده است."

"حرف‌های او قابل اعتماد بود و هر چه گفت که برایش اتفاق افتاده، واقعا اتفاق افتاده بود."

پیش از این محققان دیگر گفته بودند ده تا بیست درصد کسانی که تجربه مرگ بالینی را داشته اند افکاری منظم، روشن، مستدل و یا خاطراتی را گزارش می‌کنند.

حتی بعضی از آنها با جزئیات آنچه را بعد از ایست قلبی برایشان اتفاق افتاده به یاد می‌آورند.

با این حال شواهد علمی در این باره در بهترین حالت مبهم بوده است.

دکتر پارنیا می‌گوید: "بسیاری از مردم تجربه لحظات نزدیک به مرگ را دارند، اما به علت داروهایی که در زمان احیا تزریق می‌شوند یا آسیب مغزی نمی‌توانند بعدا آنها را به یاد بیاورند."

تعداد بیشتری نیز که تجربه مشابهی داشته‌اند، آن را به توهم یا خطای حواس ارتباط داده‌اند؛ با این حال به نظر می‌رسد به اتفاقات واقعی ربط داشته‌اند.

دکتر پارنیا می‌گوید که این تحقیق نشان می‌دهد یادآوری تجربه افرادی که لحظاتی از نظر بالینی مرده بودند باید بدون پیش داوری مورد بررسی های بیشتری قرار گیرد.

به گفته دکتر جری نولان، سردبیر نشریه "احیا" که این تحقیق در آن منتشر شده، این پژوهش، دریچه‌ای را به روی تحقیقات وسیع درباره آنچه که در زمان مرگ برای ما اتفاق می‌افتد باز کرده است.



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۳ | 12:34 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

دولت افغانستان دو موافقتنامه مهم امنیتی را با سفیر آمریکا در کابل و نماینده ویژه ناتو در افغانستان امضا کرد. این سند روند حضور نظامی ناتو و آمریکا را پس از سال ۲۰۱۴ در افغانستان مشخص می‌کند.

این موافقتنامه امنیتی میان افغانستان و آمریکا با حضور اشرف غنی احمدزی، رئیس جمهوری جدید افغانستان، عبدالله عبدالله رئیس اجرائی، شماری از رهبران جهادی و مقامات دولتی افغانستان؛ میان محمد حنیف اتمر، مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری افغانستان که دیشب به این پست گماشته شد و جیمز کانینگهام سفیر آمریکا در کابل امضاء شد.

موافقت نامه امنیتی میان کابل و ناتو نیز توسط آقای اتمر و موریس یوخمس نماینده ویژه غیر نظامی ناتو در افغانستان امضا شد.

حامد کرزی رئیس جمهوری سابق افغانستان در این مراسم دیده حضور نداشت.

در این مراسم اشرف غنی احمدزی گفت که حق استفاده قوا تنها بر اساس فیصله‌های دولت افغانستان صورت می‌گیرد.

او گفت که کمک‌های بین‌المللی تا حد ممکن از راه بودجه ملی افغانستان عملی می‌شود، به شرطی که اصلاحات را به میان بیاوریم و شفافیت بوجود بیاید.

آقای احمدزی با اشاره به اینکه فضای (آسمان) افغانستان در کنترل این کشور است، گفت که هر کسی که به افغانستان می‌آید به اساس یک ویزا وارد می‌شود.

رئیس جمهوری جدید افغانستان تاکید کرد که قراردادهای بین‌المللی تحت قوانین مشخصی انجام خواهد شد و نیروهای بین‌المللی به هیچ یک از مکان‌های مقدس مثل مساجد، داخل شده نمی‌توانند.

او با اشاره به اینکه حریم زندگی افغانها طبق ارزش‌های قانون اساسی محفوظ می‌ماند، تاکید کرد که افغانستان خوشبختانه هنوز محور توجه دنیا است. چون خطرهای مشترک هنوز هم منافع ملی افغانستان و دنیا را تهدید می‌کند.

رئیس جمهور جدید افغانستان تاکید کرد که این خطرات مشترک سبب شده که افغانستان و جامعه جهانی دارای منافع مشترک باشند و منافع مشترک ایجاب مبارزه مشترک در مقابل خطرها را می‌کند.

او تاکید کرد که در اجلاس شیکاگو برای تقویت نیروهای امنیتی افغانستان ۱۶ میلیارد دلار برای چهار سال در نظر گرفته شده بود که با امضای این قرار داد، تعهدات شیکاگو اجرائی خواهد شود.

به گفته آقای احمدزی این قرارداد برای رفاه و آرامش افغانستان است و هیچ گونه سلاح هسته‌ای براساس این قرارداد در افغانستان مستقر یا مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.

حامد کرزی رئیس جمهوری سابق افغانستان از امضای این قرارداد خودداری کرد و این موضوع باعث بروز تنش در روابط با آمریکا و افزایش نگرانی‌های امنیتی شد.

آقای کرزی گفته بود، در صورتیکه موافقتنامه امنیتی با آمریکا منجر به آمدن صلح به کشورش نشود و در صورتیکه آمریکا نبرد علیه طالبان را در افغانستان ادامه دهد، موافقتنامه امنیتی با آمریکا را امضا نخواهد کرد. وی خواستار مذاکرات صلح با طالبان بود.

رئیس جمهوری سابق افغانستان همچنین نحوه کارکرد نیروهای آمریکایی در افغانستان را به باد انتقاد گرفته و گفته بود که آمریکا، بریتانیا و گروه طالبان در مورد فروپاشی حکومتش در صورت خروج نیروهای خارجی از افغانستان از موضع مشترکی حرف می‌زنند.

با امضای این موافقتنامه حدود ۱۰ هزار نیروی آمریکایی و تعدادی نیرو از دیگر کشورهای عضو ناتو می‌توانند پس از پایان ماموریت رزمی نیروهای ناتو در پایان سال ۲۰۱۴ در افغانستان باقی بمانند.

به گفته مقامات ناتو ماموریت اصلی این نیروها پس از ۲۰۱۴ آموزش، مشوره‌دهی و حمایت از نیروهای نظامی و امنیتی افغانستان خواهد بود.

براساس پیش‌نویس کنونی موافقت‌نامه امنیتی که از سوی لویه‌جرگه مشورتی تایید شده، نیروهای خارجی در افغانستان پس از ۲۰۱۴ در پایگا‌ه‌هایی در بگرام، کابل، مزارشریف، هرات، قندهار، شیندند، گردیز و هلمند مستقر خواهند شد.



تاريخ : سه شنبه هشتم مهر ۱۳۹۳ | 15:8 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 فشرده تقویم ظهور وآغاز افول داعش

نوشته :محتاج

با آغاز بها ر عرب زمینه شکلگیر و توسعه این سازمان ، در کشور های که بستر مساعد برای پرورش بحران  ،مانند سوریه ،لبیا و جنوب افریقا مساعد شد و بتأسی از آمار و ارقام برای توسعه وگسترش این سازمان کشورهای ترکیه ،عربستان وحتا امریکایها تمایل نشان دادند .

ترکیه فکر میکرد با تقویت این سازمان حوزه نفوذ کردها محدود میشود و امریکایها این سازمان را جدی ترین حریف میدان معرکه برای دولت بشار اسد میدانستند و عربستان هم با تو جه شناخت که از ایدیولوِژی این سازمان داشت الفت پنهان و آشکار به نیرومند شدن آن داشت. و اسرائیل با حرص  ولذت شاهد ایجاد شکاف های نیرومند بود که این سازمان در میان کشور های اسلامی ایجاد میکرد و در نهایت میدانست که غرب با این پدیده رو در رو شدنیست.

 بلی  با نیرومند شدن این سازمان نه تنها  امنیت ملی عراق در یکشب قرار بود متلاشی شود ، بلکه ایران ، عربستان و قطر  در معرض تهدید جدی این سازمان قرار گرفتند.

و تا آنجا که نوری المالکی باآسیمگی دست بدامان غرب زد و در تلاش کشانید ن پای غرب به این باز ی شد ، بازی که غرب آنرا بلد بود و تمایلی فروانی به آغازوادامه آن داشت .

 

تاریخچه پیدایش گروه

هر چند در نوشته های پیش در مورد تاریخچه پیدایش داعش فشرده یاداشتهای برای مخاطبان ارائیه شد ، اما با توجه به اهمیت موضوع میخواهم فشرده اطلاعاتی در باره این سازمان ارائیه کنم.

در سال ۲۰۰۴ میلادی تشکیل گروه “ جماعة توحید و جهاد” به سرکردگی “ابومصعب الزرقاوی” درعراق اعلام شد و بیعت آن با “اسامه بن لادن” رهبر سابق “القاعده”، این گروه را به شاخه سازمان القاعده در عراق تبدیل نمود.

این سازمان با گسترش عملیات خود به یکی از قدرتمندترین گروه‌در عراق تبدیل شد، تا اینکه الزرقاوی در سال ۲۰۰۶ در اظهاراتی ضبط شده به صورت مصور از تشکیل “شورای مجاهدین” به سرکردگی “عبدالله رشید البغدادی” خبر داد.

سرانجام در تاریخ دوشنبه 19 آپریل 2010 میلادی، نظامیان آمریکایی و عراقی طی یک عملیات نظامی در منطقه الثرثار، محلی را هدف قرار دادند که ابوعمر البغدادی و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند، پس از درگیریهای شدید میان دو طرف، در آن محل دو سرکرده  آنها به هلاکت رسیدند و تصویر اجساد آنها در رسانه ها منتشر شد، یک هفته بعد، این سازمان  در بیانیه ای هلاکت البغدادی و المهاجر را رسما اعلام کرد و پس از حدود 10 روز، مجلس شورای دولت اسلامی عراق و شام ابوبکر البغدادی را به عنوان جانشین ابوعمر البغدادی و الناصرالدین الله سلیمان را به عنوان وزیر جنگ خود انتخاب کرد.

با روی کار آمدن ابوبکر البغدادی، دامنه عملیات و حملات این سازمان مجددا وسعت گرفت و همزمان با آغاز بحران در سوریه، عناصر این گروه در سوریه نیز فعال شدند.

-پس از آغاز بحران سوریه و درگیری گروه های تروریستی و مسلح مختلف با ارتش سوریه، گروه های مذکور نیز در بین خود دچار اختلافات متعددی شدند وبه چند گروه با عناوین گروه ارتش آزاد و ... تقسیم شدند..که علاوه بر جنگ با ارتش سوریه باهمدیگر نیز به جنگ و نبرد می پرداختند.

در اواخر سال 2011، گروه موسوم به جبهه النصره به سرکردگی ابومحمد الجولانی اعلام موجودیت کرد و طولی نکشید که توانمندی این گروه با توجه به حمایتهای گسترده برخی کشورهای منطقه ای به طور چشمگیری افزایش یافت تا در طی چند ماه به یکی از مهمترین و قدرتمندترین گروههای مسلح در سوریه تبدیل شود.

این سازمان بعد از تثبیت موقعیت در سوریه عراق شمال عرا ق مورد تها جم قرار داده وبا ایجاد صفوف منظم ، در عراق به پیروز ی های چشمگیر ی دست یافت، واین دست یابی به پیروزی ها آنقدر سریع ،برق آسا و فیصله کن بود که جدی ترین تهدید علیه قطر ،تهران ،ریاض و حتاغرب شمرده شد. وزمینه را برای نشست واتحاد عرب وغرب مساعد کرد.

نشست دیروز سی کشور غربی  ودر تبانی و تفاهم با کشور های عربی جهت مبارزه باداعش به این معنا ست که ستاره بخت این سازمان در خاورمیا نه در حال افولست ، به استثنای ایران و ترکیه اکثر کشورهای خاورمیانه در تبانی با غرب اراده مبارزه رو در رو با این سازمان را دارند . به تأسی از تازه ترین گزارش ها تهاجم هوای نیروهای امر یکائی در شمال عراق آغاز شده قرار است ،در آینده نزدیک حملات استرا لیا و فرانسه هم آعاز گردد.

 نماینده ایران با وجود آنکه در نشست دیروز کشور های غربی شامل نبود اما از مدت یکماه به این سو نیرو های ویژه ایران درتبانی با پیشمرگهای کرد مصروف مبارزه با این سازمان اند.

اکنون که این ما موریت را داوطلبانه غرب بدوش گرفته با وجود نا رضایتی های ظاهری در باطن ایران از تضعیف و متلاشی شدن این سازمان خشنود خواهد شد.

هر چند تا متلاشی شدن این سازمان غرب راه دراز ی را پیشرو دارد ، زیرا اکثر سلاح ،وسایط و نفرات بازمانده از رژیم صدام در ترکیب این سازمان تعبیه بوده ، و در نبردهای پارتیزانی ابتکار عمل را در اراضی عراق همیشه بدست خواهد داشت.

 افزون برآن از نحوه موضعگیر غر ب چنین استنباط میگردد که ،این جنگ برای دراز مدت اوپراسیون شده وممکنست سالها ی متمادی خاورمیانه شاهد نا امنی باشد. و در فرآیند این کشمکش سودی فروانی نصیب اسرائیل شده وتبعات منفی این نبرد فرسایشی بالای  اکثر جنبشهای  اسلامی رادیکال تاثیر گزار خواهد بود.

 



تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۳ | 12:12 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 فشرده تقویم ظهور وآغاز افول داعش

نوشته :محتاج

با آغاز بها ر عرب زمینه شکلگیر و توسعه این سازمان ، در کشور های که بستر مساعد برای پرورش بحران  ،مانند سوریه ،لبیا و جنوب افریقا مساعد شد و بتأسی از آمار و ارقام برای توسعه وگسترش این سازمان کشورهای ترکیه ،عربستان وحتا امریکایها تمایل نشان دادند .

ترکیه فکر میکرد با تقویت این سازمان حوزه نفوذ کردها محدود میشود و امریکایها این سازمان را جدی ترین حریف میدان معرکه برای دولت بشار اسد میدانستند و عربستان هم با تو جه شناخت که از ایدیولوِژی این سازمان داشت الفت پنهان و آشکار به نیرومند شدن آن داشت. و اسرائیل با حرص  ولذت شاهد ایجاد شکاف های نیرومند بود که این سازمان در میان کشور های اسلامی ایجاد میکرد و در نهایت میدانست که غرب با این پدیده رو در رو شدنیست.

 بلی  با نیرومند شدن این سازمان نه تنها  امنیت ملی عراق در یکشب قرار بود متلاشی شود ، بلکه ایران ، عربستان و قطر  در معرض تهدید جدی این سازمان قرار گرفتند.

و تا آنجا که نوری المالکی باآسیمگی دست بدامان غرب زد و در تلاش کشانید ن پای غرب به این باز ی شد ، بازی که غرب آنرا بلد بود و تمایلی فروانی به آغازوادامه آن داشت .

 

تاریخچه پیدایش گروه

هر چند در نوشته های پیش در مورد تاریخچه پیدایش داعش فشرده یاداشتهای برای مخاطبان ارائیه شد ، اما با توجه به اهمیت موضوع میخواهم فشرده اطلاعاتی در باره این سازمان ارائیه کنم.

در سال ۲۰۰۴ میلادی تشکیل گروه “ جماعة توحید و جهاد” به سرکردگی “ابومصعب الزرقاوی” درعراق اعلام شد و بیعت آن با “اسامه بن لادن” رهبر سابق “القاعده”، این گروه را به شاخه سازمان القاعده در عراق تبدیل نمود.

این سازمان با گسترش عملیات خود به یکی از قدرتمندترین گروه‌در عراق تبدیل شد، تا اینکه الزرقاوی در سال ۲۰۰۶ در اظهاراتی ضبط شده به صورت مصور از تشکیل “شورای مجاهدین” به سرکردگی “عبدالله رشید البغدادی” خبر داد.

سرانجام در تاریخ دوشنبه 19 آپریل 2010 میلادی، نظامیان آمریکایی و عراقی طی یک عملیات نظامی در منطقه الثرثار، محلی را هدف قرار دادند که ابوعمر البغدادی و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند، پس از درگیریهای شدید میان دو طرف، در آن محل دو سرکرده  آنها به هلاکت رسیدند و تصویر اجساد آنها در رسانه ها منتشر شد، یک هفته بعد، این سازمان  در بیانیه ای هلاکت البغدادی و المهاجر را رسما اعلام کرد و پس از حدود 10 روز، مجلس شورای دولت اسلامی عراق و شام ابوبکر البغدادی را به عنوان جانشین ابوعمر البغدادی و الناصرالدین الله سلیمان را به عنوان وزیر جنگ خود انتخاب کرد.

با روی کار آمدن ابوبکر البغدادی، دامنه عملیات و حملات این سازمان مجددا وسعت گرفت و همزمان با آغاز بحران در سوریه، عناصر این گروه در سوریه نیز فعال شدند.

-پس از آغاز بحران سوریه و درگیری گروه های تروریستی و مسلح مختلف با ارتش سوریه، گروه های مذکور نیز در بین خود دچار اختلافات متعددی شدند وبه چند گروه با عناوین گروه ارتش آزاد و ... تقسیم شدند..که علاوه بر جنگ با ارتش سوریه باهمدیگر نیز به جنگ و نبرد می پرداختند.

در اواخر سال 2011، گروه موسوم به جبهه النصره به سرکردگی ابومحمد الجولانی اعلام موجودیت کرد و طولی نکشید که توانمندی این گروه با توجه به حمایتهای گسترده برخی کشورهای منطقه ای به طور چشمگیری افزایش یافت تا در طی چند ماه به یکی از مهمترین و قدرتمندترین گروههای مسلح در سوریه تبدیل شود.

این سازمان بعد از تثبیت موقعیت در سوریه عراق شمال عرا ق مورد تها جم قرار داده وبا ایجاد صفوف منظم ، در عراق به پیروز ی های چشمگیر ی دست یافت، واین دست یابی به پیروزی ها آنقدر سریع ،برق آسا و فیصله کن بود که جدی ترین تهدید علیه قطر ،تهران ،ریاض و حتاغرب شمرده شد. وزمینه را برای نشست واتحاد عرب وغرب مساعد کرد.

نشست دیروز سی کشور غربی  ودر تبانی و تفاهم با کشور های عربی جهت مبارزه باداعش به این معنا ست که ستاره بخت این سازمان در خاورمیا نه در حال افولست ، به استثنای ایران و ترکیه اکثر کشورهای خاورمیانه در تبانی با غرب اراده مبارزه رو در رو با این سازمان را دارند . به تأسی از تازه ترین گزارش ها تهاجم هوای نیروهای امر یکائی در شمال عراق آغاز شده قرار است ،در آینده نزدیک حملات استرا لیا و فرانسه هم آعاز گردد.

 نماینده ایران با وجود آنکه در نشست دیروز کشور های غربی شامل نبود اما از مدت یکماه به این سو نیرو های ویژه ایران درتبانی با پیشمرگهای کرد مصروف مبارزه با این سازمان اند.

اکنون که این ما موریت را داوطلبانه غرب بدوش گرفته با وجود نا رضایتی های ظاهری در باطن ایران از تضعیف و متلاشی شدن این سازمان خشنود خواهد شد.

هر چند تا متلاشی شدن این سازمان غرب راه دراز ی را پیشرو دارد ، زیرا اکثر سلاح ،وسایط و نفرات بازمانده از رژیم صدام در ترکیب این سازمان تعبیه بوده ، و در نبردهای پارتیزانی ابتکار عمل را در اراضی عراق همیشه بدست خواهد داشت.

 افزون برآن از نحوه موضعگیر غر ب چنین استنباط میگردد که ،این جنگ برای دراز مدت اوپراسیون شده وممکنست سالها ی متمادی خاورمیانه شاهد نا امنی باشد. و در فرآیند این کشمکش سودی فروانی نصیب اسرائیل شده وتبعات منفی این نبرد فرسایشی بالای  اکثر جنبشهای  اسلامی رادیکال تاثیر گزار خواهد بود.

 



تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۳ | 12:12 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

به مناسبت روز شهید
فردا روز شهید است , و به این منا سبت بدون شک در سر تا سر کشور محا فل و گرد هما ی های گونه ، بر گزار گردد ، و مانند همیشه ذعما و رهبر ان اداری و سیاسی کشور سوگمندانه ترین مراتب درد و غمشریکی خود را برای خوانواده شهدا ابراز کنند .
ورثه و باز ماندگا نیکه در موقیعت های گونه گون اجتما عی قرار دارند ،بر خی ورثه ها مانند گذشتهگان شان صاحب نان و نام همه امکانات زندگی هستند ، برخی کفاف و معاش روزمره را به سختی می یابند وبه دشواری دفع جوع میکنند .
وبر خی محکوم بزندگی اند در چار سوقها شهر ،ملبس با البسه مندرس دست تکدی به جا نب من وما دراز میکنند وبا حراج عزت در تلاش رفع و دفع مرگ اند.
اگر من قدرت اجرائی میداشتم دستور میدادم به جا ی رجز خوانی رهبران و مصرف دو ملیون دالر در جشنواره" بزم موسیقی رومی در کابل" ورفتن سی هزارحاجی به مکه ومصارف حرام برخی عروسی های مجلل این همه سرمایه را جمع وبرای ورثه های که البسه مندرس ودست تکدی در چار سوق شهر دراز دارند ،بذل و بخشش کنم . اما دریغ!" دست ما کو تا ه و خر ما بر نخیل"



تاريخ : دوشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۳ | 16:54 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

داعش امروز تنها تهدید علیه عرا ق ,سوریه و کردستان نیست نشست روز یک شنبه مورخ 2میزان میان مصر ، عربستان ، قطر و امارات به این معنا ست که کشور های مذکور در موقف خود به تغییر  و اتخا ذ با لیسی تازه مبادر ت کرده اند ، و کشور سعودی بجا ی همکاری با داعش و سقوط حاکیمت بشار الا سد ، بیمان تازه ئی را برای مبارزه علیه داعش در تبانی با کشور های غر ب و عربی شکل دهد  و در حد بضا عت و استطاعت  نظا می و مالی راهکا رمبارزه با داعش را جستجو کند .

روش چنین راهکار ی به معنای تجدید اقتدار و تحکیم با یه های حکومت سوریه شمرد ه میشود ،زیرا حکومت خلا فت اسلامی بصورت برق آسا یک خط هلال گونه را در سوریه تا درب بغداد به تصرف آورده و این بیشروی داعش مایه نگرا نی کشورهای عرب و غرب را فراهم کرده است .

هر چند در روز های نخست شکل گیر ی این سازمان برداشت برآن بود که این سازمان متشکل از اقلیت ها ی سنی در سوریه و عرا ق بود ه و در آموزش و همکا ری انها بقایای رژیم صدام نقش دارند .

ضمن اختلا فات گسترده ئی که میان داعش و القاعده از گذشته بود ، کسی فکر نمیکرد این جر یان بتواند ابتکار ی رهبر ی را به سا دگی از القاعد ه کسب کند ، اما در بیروز ی ها ی بیا بی که در سوریه و عرا ق داشت القاعده را مجبور به تسلیم شده و حتا ادغام در تشکیل خود سا خت .

راز بیشرفت و بیروز ی داعش :

حضور انز جار در روحیه افکار عمومی  در عراق از ما لکی و در سوریه از بشار اسد یکی از مولفه ها ی بود که با عث حمایت مرد م از این ساز مان در سوریه و عرا ق شد .

این سازمان با تو جه به شنا خت که از نحوه دید و برداشت مرد م نسبت به حکومت ها داشت به سادگی توانست از میا ن جوا نا ن بیکار سوریه و عراق سر باز گیر ی و با انسجام تند روان کشور های خا ور میا نه و حتا جوا نان مسلمان در بیرون از کشور های شان به یک نیرو مانع ،باز دارند و تا ثر گزار تبدیل شود .

 

 

نظام یا نیروی نظامی که در بسیاری از کشورها به طور کلی به آن ارتش گفته می‌شود غالباً سازمانی است که توسط ملت انتخاب و به قدرت می‌رسد[نیازمند منبع] و معمولاً برای دفاع از کشور (یا حمله به دیگر کشورها) با تهدیدات بالفعل یا بالقوه به وسیلهٔ سلاح می‌جنگد. نظام، اصطلاحی مشتق از واژهٔ نظم در زبان عربی است. نیروهای نظامی غالباً به عنوان جوامعی درون جوامع دیگر عمل می‌کنند. این نیروها دارای جوامع نظامی ویژه، سیستم مالی، آموزشی، پزشکی و دیگر جنبه‌های یک جامعه فعال مدنی هستند.

سربازان ارتش آلمان در بوسنی

شغل سربازی به عنوان جزئی از یک گروه نظامی، کهن‌تر از تاریخ مکتوب است. برخی از تصاویر باقی‌مانده از روزگار باستان کلاسیک، قدرت و فتوحات رهبران نظامی را به نمایش می‌گذارند. نبرد کادش در سال ۱۲۷۴ پیش از میلاد یکی از نقاط تعیین‌کننده در طول دوران حکومت فرعون رامسس دوم بود که بر روی مقبرهٔ وی جشن گرفته می‌شود. هزار سال بعد نخستین امپراتور چین متحد به نام کین شی هوانگ به قدری مصمم بود تا خدایان را با قدرت نظامی خود تحت تأثیر قرار دهد که به همراه ارتشی از سربازان سفالین دفن شد.[۱] رومی‌ها نیز به امور نظامی توجه زیادی داشتند تا حدی که عهدنامه‌ها و نوشته‌های زیادی را در کنار مقادیر انبوهی از کتیبه‌های گران‌قیمت حاکی از پیروزی برای آیندگان به جا گذاشتند.

در عصر حاضر، جنگ‌های جهانی و درگیری‌های بزرگ و بی‌شمار تغییرات زیادی در شغل سربازی نسبت به دوران باستان به وجود آورده‌اند. امپراتوری‌های زیادی آمده و رفته‌اند؛ دولت‌ها رشد یافته و انحطاط یافته‌اند؛ تغییرات اجتماعی هنگفتی رخ داده‌اند و نیروهای نظامی همچنان بر روابط بین‌الملل تسلط دارند. نقش نظام در دنیای کنونی مانند دیگر دوره‌های تاریخی، نقشی مرکزی

 

شبه‌نظامیان دولت اسلامی (داعش) کنترل یکی از پایگاه‌های مهم هوایی ارتش سوریه در استان رقه در شمال این کشور را به دست گرفتند.

پایگاه هوایی 'طبقه' در ۴۵ کیلومتری شهر رقه، پایگاه اصلی داعش در سوریه، تنها پایگاه نظامی منطقه بود که ارتش سوریه هنوز کنترل آن را حفظ کرده بود.

تلویزیون دولتی سوریه خبر اشغال این پایگاه و تخلیه آن را تایید کرده، اما گفته است که نیروهای دولتی در حال بسیج مجدد برای حمله به این پایگاه هستند.

به گفته سازمان نظارت بر حقوق بشر سوریه که در بریتانیا مستقر است، در درگیری‌ها بر سر کنترل این پایگاه ده‌ها سرباز ارتش سوریه کشته شده‌اند.

شبه نظامیان "دولت اسلامی" حملات خود برای تسخیر پایگاه هوایی طبقه را از هفته گذشته آغاز کردند.

به گزارش آسوشیتدپرس، این پایگاه هوایی با تعداد زیادی جنگنده، هلی‌کوپتر، تانک، توپخانه و مهمات از مهم‌ترین پایگاه‌های حکومت سوریه در منطقه بود.

بعد از چند تلاش ناموفق برای نفوذ به داخل پایگاه در روزهای گذشته، شبه‌نظامیان دولت اسلامی روز یکشنبه توانستند با وجود حملات هوایی ارتش این پایگاه را تسخیر کنند.

چوب حراج داعش بر نفت عراق و سوریه

گروه تروریستی داعش محموله های نفتی از میادین تحت کنترل خود در عراق و سوریه را به نصف قیمت در بازار سیاه می فروشد و از این طریق روزانه یک میلیون پوند درآمد به دست می آورد.

Flash version 10,1 or greater is required

You have no flash plugin installed

Download latest version from here

// 1 ? true : false, play: true, time: true } } }); $f(0).play(); }); // ]]> به گزارش تسنیم به نقل از آی بی تایمز،کارشناسان می گویند، قیمت فعلی نفت برنت در بازار در حدود 102 دلار (62 پوند) است، اما تروریست ها هر بشکه نفت را بین 15 (25 دلار) تا 36 (60 دلار) پوند به فروش می رسانند.

به گفته کارشناسان، به رغم بازار سیاه ایجاد شده از سوی داعش، قیمت جهانی نفت از این پدیده تاثیر نپذیرفته است، زیرا مقدار نفتی که داعش در بازار سیاه عرضه می کند ناچیز است.

لوای الخطیب، یکی از تحلیلگران مرکز دوحه موسسه بروکینگز گفت، داعش حدود 30 هزار بشکه در روز نفت قاچاق می کند، در حالی که عربستان روزانه 9 میلیون بشکه نفت تولید می نماید.

وی افزود: «منطقه بین عراق و سوریه یک بازار سیاه ایده آل برای فروش نفت است، زیرا این منطقه تحت کنترل آنهاست.»

بر اساس گزارش ها، داعش حدود 60 درصد میادین نفتی در استان های شرقی سوریه و 7 میدان نفتی و 2 پالایشگاه در عراق را در اختیار دارد.

تهدید جدی است

 

تروریست داعشی:برای بمب گذاری به انگلیس می روم

یک عضو انگلیسی داعش در گفتگوی صوتی با بی بی سی سخنان تکان دهنده ای را بر زبان آورد و انگلیس را هدف بمب گذاری های خود خواند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ خبرنگار بی بی سی به منظور بررسی طرز فکر اعضای داعش و خطر آن برای غرب ، با یک تروریست عضو داعش که در سوریه حضور دارد، گفتگوی صوتی انجام داد.

این تروریست 27 ساله پاکستانی که تابعیت انگلیسی دارد و نام خود را به علت شباهتش به یکی از اعضای کشته شده القاعده، به "اولاکی" تغییر داده و در درگیری هفته پیش زخمی شده است.

این تروریست خبر سر بریدن چند تروریست در اطراف حلب را تایید کرد و گفت ما سر چند نفر حدود سه یا چهار نفر را بریدیم که شاید بیشتر هم بودند ولی سه ، چهار نفری را که خودم می دانم سرها را مانند همیشه به مرکز شهر بردیم تا میان جاسوسان وحشت بیاندازیم و روحیه آن ها را تضعیف کنیم.

وی درباره واکنش احتمالی امریکا به کشته شدن جیمز فولی به خبرنگار بی بی سی گفت سربازانتان را بیاورید ، سربازان امریکایی تان ، سربازان انگلیسی تان را ؛ ما همه شان را به جهنم می فرستیم، اگر سربازان امریکایی پا در خاک ما نگذارند ما به امریکا می رویم تا سربازانتان را سلاخی کنیم همان گونه که شما خواهرها و برادران ما را سلاخی کردید.

2                          2 

 

دولت عراق می‌گوید نیروهای ارتش حمله شبه‌نظامیان دولت اسلامی به بزرگ‌ترین پالایشگاه نفت این کشور در بیجی را دفع کردند.

به گفته ارتش عراق چند شبه‌نظامی گروه "دولت اسلامی" (داعش) هم در این عملیات کشته شده‌اند.

نظامیان و شاهدان عینی به خبرگزاری فرانسه گفته‌اند که نیروی هوایی از عملیات زمینی ارتش پشتیبانی می‌کرد.

به گزارش این خبرگزاری، نیروهای دولت اسلامی عصر شنبه از سه جهت به پالایشگاه حمله کردند.

عملیات ارتش برای دفاع از پالایشگاه نفت بیجی تا امروز یکشنبه ۲۴ اوت ادامه داشته است.

پالایشگاه بیجی در شمال عراق در چند ماه گذشته بار‌ها محل نزاع شبه‌نظامیان دولت اسلامی و نیروهای ارتش عراق بوده است.

این پالایشگاه زمانی ۵۰ درصد نفت مورد نیاز عراق را تامین می‌کرد.

بیجی در شمال تکریت و جنوب غربی شهر کرکوک قرار داد.

شهر کرکوک روز گذشته، شنبه ۲۳ اوت، شاهد چند بمبگذاری هم‌زمان بود که دست‌کم ۱۸ کشته بر جای گذاشت. کلیک بیشتر اینجا بخوانید.

گمان می‌رود نیروهای دولت اسلامی این بمبگذاری‌ها را هدایت کرده باشند.

در اربیل، پایتخت اقلیم کردستان هم بمبی منفجر شد که کم‌سابقه بود. اربیل از امن‌ترین شهرهای عراق در ماه‌های گذشته بوده است.

 

چاک هیگل، وزیر دفاع آمریکا می‌گوید تشکیلات داعش بسیار سازمان یافته است و پنتاگون برای مقابله با آن به یک برنامه طولانی مدت فکر می‌کند.

هیگل گفت: "تهدید گروه داعش یک تهدید گذرا و کوتاه مدت نیست. این تشکیلات بسیار سازمان‌یافته‌تر از یک گروه تروریستی است. آنها بسیار خوب تجهیز و حمایت می‌شوند. برای خود ایدئولوژی دارند و بسیار خردمندانه تاکتیک‌ها و راهکارهای نظامی را به کار می‌گیرند. این گروه ورای آن چیزی است که ما تاکنون دیده‌ایم. احتمالا آنها در آینده خود را دوباره ساماندهی می‌کنند و حملات جدیدی را ترتیب می‌دهند."

او بر این اساس گفت پنتاگون برای چگونگی مقابله با شبه‌نظامیان داعش، برنامه ای دراز مدت را در نظر گرفته است.

در همین حال، در بریتانیا بخش‌های امنیتی در تلاش برای شناسایی هویت مردی هستند که در ویدئو منتشر شده از سربریدن جیمز فولی، کنار او می‌ایستد و بی‌رحمانه خنجر را بر گلوی این گزارشگر آزاد آمریکایی قرار می‌دهد. این پیکارجوی سیاه‌پوش و تنومند، زبان انگلیسی را روان و با لهجه بریتانیایی صحبت می‌کند و براساس گزارش‌هایی تایید نشده، گفته می‌شود او از شهروندان لندن یا جنوب شرق انگلستان بوده است.

در آمریکا اما، خبر باج‌خواهی داعش در یک سال گذشته و ایمیلی که یک هفته پیش این گروه برای پدر و مادر جیمز فولی ارسال کرده بوده است، در صدر اخبار رسانه‌ها قرار گرفته است.

گلوبال‌پست، وبسایت خبری کارفرمای جیمز فولی، خبرنگار مقتول آمریکایی، اعلام کرده است شبه‌نظامیان داعش برای آزادی این خبرنگار ۱۳۲ میلیون دلار باج خواسته بودند.

فیلیپ بالبونی، مدیرعامل گلوبال‌پست، گفته است که شبه‌نظامیان داعش سال میلادی گذشته برای آزادی فولی این درخواست را طرح کرده بودند.

در تحولی دیگر، والدین جیمز فولی می‌گویند داعش به آنها حدود یک هفته پیش ایمیل داده بود و از تصمیم خود برای "اعدام قریب الوقوع" پسرشان خبر داده بود.

روز پنجشنبه همچنین گزارش شد که کاخ سفید یک‌سال پیش طی عملیاتی شبانه در داخل خاک سوریه، تلاش کرده بود گروگان‌های آمریکایی را از دست داعش رها کند اما این عملیات که با مشارکت یگان‌های مختلف ارتش آمریکا انجام گرفته بود و حتی میان آنها و شبه نظامیان تبادل آتش درگرفته بود، بدون نتیجه پایان یافته بوده است چرا که نیروهای آمریکایی حین عملیات متوجه شدند گروگان‌ها دیگر در محلی که آنها مورد هدف قرار داده بودند، نبودند.

این نخستین بار است که آمریکا به انجام یک عملیات نظامی در داخل خاک سوریه پس از آغاز جنگ‌های داخلی این کشور از سال ۲۰۱۱ اشاره می‌کند.

با وجود ناکامی در این عملیات، اریک هولدر، دادستان کل آمریکا، امروز به کسانی که جیمز فولی را کشته اند هشدار داد که تحقیقات جنایی مربوط به قتل این شهروند آمریکایی رسما آغاز شده است و تا هر زمان که نیاز باشد ادامه می یابد.  هولدر گفت در این چنین مواردی آمریکا "حافظه‌ای قوی و محدوده دسترسی گسترده‌ای" دارد.

پاسخ آمریکا به داعش: ادامه حملات هوایی
همزمان با آشکار شدن جزئیات مرگ جیمز فولی و همچنین افزایش نگرانی‌ها از چگونگی تلاش کاخ‌سفید برای جلوگیری از کشته شدن یک گروگان دیگر به نام استیون ساتلاف، جنگنده های آمریکایی روز پنجشنبه هم به عملیات خود در عراق ادامه دادند. اکنون با گذشت دو هفته از آغاز حملات هوایی آمریکا علیه مواضع داعش، شمار حملات هوایی جنگنده‌های این کشور به ۹۰ مورد رسیده است.

مرکز فرماندهی عملیات آمریکا، روز پنجشنبه اعلام کرد که جت های این کشور در کنار پهپادها امروز به چهار خودرو شبه نظامیان حمله کرده اند و مواضع این گروه را در حوالی سد موصل هدف قرار داده‌اند.

از ۹۰ عملیات هوایی آمریکا در عراق طی دو هفته گذشته، ۵۷ مورد آن در حوالی سد موصل، بزرگترین سد عراق، صورت گرفته است.

سدی که اکنون پیشمرگه‌های کرد و نیروهای دولتی عراق مدعی‌اند با کمک جنگنده‌های آمریکایی از کنترل شبه‌نظامیان داعش خارج شده است.

گروهی مسلح یا ارتشی مجهز؟

وبلاگ > مسلم، متین - مقابله با سازمان داعش آنهم تنها به صورت نظامی کار ساز نخواهد بود و توسل صرف به این راه جز عمیق تر و طولانی کردن جنگ نتیجه ای به دنبال نخواهد داشت. نه الزاما به دلیل قدرت نظامی این تشکیلات ، بلکه بیشتر به این علت که سازمان مذکور از پشتوانه ای سیاسی و مذهبی در داخل و خارج عراق برخوردار است که راه مقابله با آن را بسیار مشکل کرده است.


حاكميت سياسي عراق شديدا درگير بحران جانشيني نوري مالكي، وضعيت نظامي و امنيتي اين كشور و نيز منطقه متاثر از بلاتكليفي سياسي در بغداد روز به روز نگران كننده تر، داعش يا آنچه كه خود مدعي ست "دولت اسلامي شام و عراق" نه تنها مشغول تحكيم مواضع خود، بلكه در تازه ترين تهديد كشور كويت رايك هدف معين و مشروع براي اشغال و سرنگوني دولت آل صباح معرفي كرده و عرسال لبنان را هم به آشوب كشانده است. از اين بدتر چيزي قابل تصور نيست ونشان ميدهد اهداف آنها به عراق و منطقه خليج فارس محدود نمي شود.اما در ارتباط با تحركات نظامي سازمان داعش آنچه امروز بيشتراز اهداف آنها جلب توجه ميكند وكمترمورد توجه قرار مي گيرد در پيش گرفتن نوع  عمليات ونحوه اقدامات و اهداف ميداني و نظامي ست كه عمدتا توسط ارتش هاي كلاسيك و رسمي مورد استفاده قرار ميگيرد تا نيروهاي شبه نظامي. يعني" تهديد اوليه سياسي ، انجام حمله تمام عيار نظامي ودر نهايت پاكسازي واستقرار جغرافيائي".اين مدلي كاملا كلاسيك براي ارتش هاي مدرن و منظم است.نيروي هاي با ساختار پارتيزاني كمتر ازاين روش ها واستراتژي نظامي استفاده ميكنند. دلايل آن كاملا روشن است .بديهي ترين عبارتند از:1- عدم وجود نيروي كافي.2-عدم وجود امكانات پايدار و لجستيكي براي اداره يك شهر يا مكان مشخص وسيع غير نظامي .3- به زير ضرب رفتن نيروي شبه نظامي به عنوان اهدافي در دسترس براي ارتش مقابل.از جنبه نظامي زماني كه يك گروه شبه نظامي يا ميليتسيائئ استاندارد نبرد خود را مطابق با ارتشي مجهز و رسمي تنظيم وبه كار ميگيرد و در موقعيت شهري و غير نظامي استقرارميابد، بايد نتيجه بگيريم حتما پاره اي از معادلات سياسي و ميداني تغييركرده اند و صد البته  با ید معترف بود  در ارزيابي اوليه از توان دشمن اشتباهات جدی محاسباتي صورت گرفته است. سازمان داعش اينك از اين منظر بيشتر موجب نگراني ست.
درست يا غلط،اشتباه محاسباتي يا هر چيز ديگر، تجربه تا به امروز نشان داده كوچك انگاشتن یا بي تحرك و خاصيت فرض كردن اين سازمان استقراري در عراق، كمكي به يافتن راه حلي براي برخورد ،مقابله ويا كنترل آن نكرده و اطلاق عبارت "گروه" به سازماني خطرناك اگر با اين تصور صورت گرفته و مي گيرد تا كوچك و با تاريخ مصرف معين نشان داده شود،حداقل از جنبه  نظامي تصوري بسيار اشتباه و مخاطره آميز است.اين سازمان خطرناك (وموارد مشابه)تنها براي نبرد به ميدان نمي آيند بلكه هدف اصلي آنها استقرار سياسي با تكيه بر استاندردهاي حاكميتي وتبديل خود به عادت منطقه اي ست كه شروط اوليه آن ايجاد فضاي مناسب سياسي ودوم داشتن ارتشي مجهزوثروتمند است. مجهز براي عمليات و ثروتمند براي تهيه تجهيزات و جذب نيرو.من اين نكته را در مطالب قبلي هم ياد آور شده بودم كه از شروع بحران فعلي و سقوط موصل در 6 ژوئن از جنبه موقعیت و موضع سياسي ، نحوه برخور دولت اقلیم کرد ،تركيه،مواضع قطر و عربستان و از همه مهمتر نحوه مقابله دولت مركزي بغداد با بحران داخلی و مواضع بارزاني ، بسيار عجيب و غير قابل ارزيابي ست.آيا بارزاني فكر مي كرد با آزاد گذاشتن عوامل داعش و تضعيف دولت عراق به هدف نهايي اعلام استقلال كردستان دست خواهد يافت؟آيا دولت هاي تركيه و قطر و عربستان تصور ميكردند دولت مالكي را با بحران روبرو و وادار به كناره گيري خواهند كرد؟يا شايد مالكي تصور ميكرد با بهره گيري از بحران وترساندن نيرو هاي سياسي قادر خواهد بود اولا دولت سوم خود را تشكيل دهد،ثانيا با اعلام حالت فوق العاده نه تنها داعش، بلكه مخالفان را از صحنه سياسي بيرون خواهد انداخت؟( اتهامي كه مخالفان خصوصا هوشيار زيباري متوجه مالكي كرده اند).مي تواند تک نک یا همه اين موارد باشد، شايد هم نه!نميدانم!پاسخ به اين سوالات مستلزم گذشت زمان است.
به هرحال تصور ميكنم مشكل اصلي در عدم توانائي كنترل سازمان  داعش ،به 2 عامل مهم باز ميگردد .اول، محاسبات به شدت اشتباه از ساختار حرفه اي و توانائي نظامي و امكاناتي اين سازمان. دوم به محاسبه پر اشتباه ديگر از توانائي سياسي و مذهبي اين نيرو براي باز سازي خود. محاسبات اشتباهي كه از همان ابتدا موجب شد نه دولت مركزي عراق و نه همسايگان اين كشور منجمله ايران به اهميت خطر تازه متولد شده پي نبرند يا حداقل خطر را آنگونه كه واقعا بود نديدند. برنامه ريزي ها و اهداف نظامي داعش نشان ميدهد ساختارنظامي و امنيتي آن کاملا متفاوت و از الگوي هاي مرسوم حاکم بر سازمان هاي چريكي تبعيت نميكند.نيروي چريكي و ميليتسيائي تحت هيچ شرايطي خود را اسير،محدود و گرفتار موقعيت نبرد براي تسخير شهر ويا مراكز غير نظامي نميكند مگرآنكه از قبل محاسبات سياسي و جمعيتي مكان هدف را براي استقرار دائمي انجام داده باشد. استقرار، ويژگي يك ارتش رسمي ست تا يك گروه شبه نظامی .پس بايد يك جاي تحليل هاي اوليه وقبلي اشتباه بوده باشد كه براي مقابله آينده، لازم است اين محل آسيب را شناسائي و اشتباه رفع شود. شايد چندان خوشايند نباشد اما آنچه مسلم به نظر مي رسد و به آن معتقدم آنستكه مقابله با اين سازمان خطرناك يا دولت خود خوانده اسلامي تنها به صورت نظامي كار ساز نخواهد بود و توسل صرف به اين راه جز عميق تر،طولاني تر و فرسايش كردن جنگ نتيجه اي به دنبال نخواهد داشت.به مانند 2 ماه گذشته. نه الزاما به دليل قدرت نظامي اين تشكيلات ، بلكه بيشتر به اين علت كه سازمان مذكور از پشتوانه اي سياسي و مذهبي در داخل و خارج عراق برخوردار است كه راه مقابله با آن را بسيار مشكل كرده است.يافتن راه حلي جامع ،فراگير و توافقي منطقه اي و بين المللي براي مقابله با داعش حداقل براي تهران امري فوري و ضروريست. پيش از آنكه اين سازمان  رسما به عنوان يك نيروي سياسي و استقراري به بخشي از عادت منطقه تبديل شود.

 



تاريخ : دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۳ | 7:39 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

صفحات زندگی من

زندگی من از نخستین بامداد تولدم تا امروز در چها ر صفحه بار محتوا ی داشته است .

1-دو ران عطوفت

2- دورا ن جنا یت

3- دو ران کار مثبت

4- دو ران حما قت

تا زما نیکه دست نوا زش مادر  بر کتف و سرم اهتزاز داشته دورا ن عطوفت و لطف زندگی بو ده است .

اما هر گا هی که پند و پیا م ما در و آموز گار واقعی را کم گرفته ام دورا ن گرایش به سوی جنا یت بوده است.

هر گا هی که بر پند و پیا م ماد رو آموز گار واقعی مکث کرد ه و آنرا جد ی گرفته ام

دورا ن کا رمثبت و دست یا بی به هداف مثبت بود ه است .

و دوران حما قت مصا دف با هنگا می بوده است که، بدون تعر یف و شناخت از هدفی در گمراهی نا شیأ نه فکر و پا ی خود را بیهو ده برا ی کسب هیچ هدفی فرسو ده کرده ام.



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۳ | 10:22 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

غزل
شهد شیرین بود , مستی مگر در عنب است
چشم مفتون کند , شهد مگر در دو لب است
عشق در فصل جوانی نبود, عمر چی سود
فصل پیری اگر این کار شود , مستحب است
شور مستی همه در فصل جوانی واجب
در خزان مست شوی, اصل شکست ادب است
دو نگه فصل جوانی ,اگرم بخیه شود
لذتش بیشتر از شهد ,شراب و رطب است
محتسب بر سخنم خرد ه مگیری هر گز !
عشق باز ی نکنم جور به اصل و نسب است
دل نا صر ی و شب روز زعشق کهنه
درد مندوتعب آلود کمی ملتهب است



تاريخ : سه شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۳ | 15:13 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
سخن روز دعوا بر سر جا نشینی در اریکه قدرت , مهمترین چا لش است که منا سبات سیاسی , اقتصادی و امنیتی کشور ما را با التهاب مزمن رو در رو کرده است . فرآیند دست یا بی به اریکه قدرت اگر برای آقای داکتر عبد الله رویاء شرین و رومانتیک شمرده شود , برای آقای اشرف غنی این رویا ء شرین و رومانتیک یک کا بوس تلخ و ترسنا ک شمرده میشود. و تعامل این بازی همنیست , و در این بازی یکی باید در کا بوس ترس تلخ تقلا کند , و دیگر ی در شرف تجربه کردن رویاء های شرین رومانتیک در انتظار طعم لذتهای اسطوره ئی باشد. چه با ید کرد؟ تا در چشیدن طعم این لذتها ی اسطوره هردو سهیم شوند و ملت از تهدید فقر , نا امنی و التهاب سیاه مزمن که نا شی از تب قدرت است نجا ت یا بد . من ادویه موثر برایش نیافتم اگر دوستان میدانند لطفن مرا رهنمای فر مایند .!

تاريخ : شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۳ | 10:29 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

  جنگ ضد جنگ

به گزارش سایت فارسی بی بی  سی "صدها تن از نفرات گروه طالبان به مراکز نظامی در جنوب ولایت هلمند حمله کرده و با نیروهای دولتی درگیر شده‌اند.

براساس گزارش‌های  بی بی سی عملیات طالبان که با حمله به ولسوالی سنگین آغاز شده بود در حال حاضر، به سه ولسوالی کجکی، موسی قلعه و نوزاد نیز گسترش یافته است.

مقامات محلی گفته اند که نفرات طالبان عملیات خود را با حمله به تعدادی پاسگاه پلیس در سنگین آغاز کردند و تا کنون، سی و پنج تن از نیروهای دولتی و بیش از یکصد تن از نفرات طالبان کشته شده‌اند."

مخا لفا ن دولت در سا لهای گذشته در آغاز بها ر حملات خود را بالا ی نیروهای دولت در بر خی منا طق انجا م می دادند ,اما حملات طا لبا ن در هنگا می صورت میگیرد که در منا طق که جنگ آعاز شده موقع کشت و فصل جمع آور ی محصولات بوده و تا حدی این تها جم غیر مترقبه میبا شد.

دلیل آغاز جنگ در هلمند :

شا ید عوا مل و عناصر ی گو نه گونی سبب آغاز تها جم طالبان در هلمند با شد اما مهمترین مولفه ئی که در این هنگا م سبب آغاز جنگ شده پیوند نزدیک با در گیر های وزیر ستا ن و حملات گسترده داعش در عراق و مشکلا ت انتخا با ت افغانستان  است .

جنگ و پیشروی های داعش به شدت برای سازما نهای رادیکال انگیزه داده است تا با الهام از پیشروی های داعش در عراق برای افراد خود انگیزه جنگی داده و به این وسیله تثبیت مو قیعت نمایند.

اما وضعیت در عراق و افغانستان در هیچ زمینه ئی مشا به نبود ه و امروز مخالفا ن دو لت از حما یت جد ی مرد م مانند دیروز بهرمند نیستد.

هما نطوریکه در وزیر ستان اثبات شد حتی مرا کز که به صورت سنتی پایگاه تولید تفکر سا زما نهای تند رو شمر ده میشد , موج از نا رضا یتی در میا ن مردم تا زه شکل گرفته و در عملیا ت  های تا زه اردوی پا کستان مرد م به صورت تلویحی از حما یت تند روان روی گشتاندند.

وظایف مبرم دولت :

دولت باید با شتاب یک عملیات گسترده را در منا طق جنگی و نا امن بر نا مه ریزی کرده و نگزارد مخا لفان با بهره دار ی از جو وریسک ها ی آتی موقعیت خود را تثبیت کنند.

با سرا ن ا قوام تماس گرفته شده و حما یت مردم برای ادامه عملیات جذ ب گردد.

برای تشریک مسا عی با اردوی پا کستان زمینه تفا هم و تماس بر قرار شده و زمینه تباد ل اطلا عات کشفی مسا عد گردد.

 

  

 

 



تاريخ : چهارشنبه چهارم تیر ۱۳۹۳ | 16:4 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 

قطعه

زندگی مضمون عشق و آروز ست

زندگی با آرزو راه نکوست

زندگی با آرزو عیش و نشاط

زندگی بی آرزو شبه ممات

زندگی با آرزو عیش بزرگ

آرزو باید بود خیلی سترگ

در پی یک آرزو باید دوید

در میان خس وگل باید خزید

تا به وفق تو شود دنیای دون

ورنه در حسرت گدازی با جنون



تاريخ : یکشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۳ | 13:16 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
در اثر رانش زمین بتاریخ 12 ثور 2700 تن در بدخشان در متن خاک فرو رفت ، ولسوالی ارگو که یکی از ولسوا لیهای بدخشا ن است در جریا ن یک قرن اخیر چنین تجربه هولنا ک و خانمان سوز را هر گز تجربه نکرده بود. در اوایل وقوع رویداد انتظار میرفت شمار قربانیا ن این حادثه بیش از 200 تن نباشد ، آما ر تازه حاکی از آن است که شما ر تلفات بیش از 2700 تن بو ده و انتظار... میرود این رقم د رحال بلند رفتن با شد.
ولسوا لی ارگو یکی از ولسوالیهای است که فقر بیکاری بر سر نوشت مردمش مسط بود ه و اکثر جوا نا ن این ولایت برای کار یا به کشور های همسایه مانند ایران و پا کستان و بر خی از جوا نان آن مصروف اشتغال در ارگو هستند .
سه هفته پیش زمانیکه شب هنگام از بد خشا ن به صوب کابل می آمدم تیل موترم سا عت سه و نیم شب در این منطقه خلا ص شد ، اتفا قن در مسیر راه در حال که باران به شدت جریا ن داشت ، نظرم را د رجوار سرک تانک تیلی به خود معطوف داشت .
هنگا میکه موترم را درجوار یکی از ذخیره ها ی تیل ایستاد کردم مرد میا نه سالی از اطاق برون شد و تیل مورد ضرو رتم را د رتانکی انداختم.
مرد محاسن سفید اصرار داشت که شما مهمان هستید ، و با لا ی ما حق دارید خیر است پولش مهما نی شما .
یاد م آمد که در امان التوا ریخ خوانده بودم که اگر در بدخشا ن کسی از مهمان پول بگیرد بد ترین کا ر را کرده است ، و در فرهنگ بدخشا نیها زشت ترین کار گرفتن پول از مهما ن است این مردم با وجود آنکه فقیر و نادار اند اما د رمنا عت و مهمان نوازی شهره د راما ن التوا ریخ .
بعد از آنکه پو ل او را تا دیه کردم از مرد پرسیدم د ر بدخشا ن جوان نیست که اکثر کار های شا قه را پیر مردا ن انجا م میدهند . مرد گفت: راستی جوا نا ن بدخشا ن اکثر مصروف خدمت سر باز ی در پکتیا ، قند ها ر ،کنر و ... سا یر منا طق کشور اند ، و اگر شب هنگام د رجاده های شهر کابل شما تردد داشته باشید اکثر سر بازان که د رداخل شهر مصروف تا مین امنیت اند بد خشا نی اند .
ودر حادثه کنر اکثر کشته شده گان سر با زان بد خشا نی بودند ، و قرار حکا یت یک دو ستم که ما موریت بررسی رویداد کنر را داشت تنها یک سر باز بدخشا نی مقا ومت کرد و تا آخیر ین گلوله مردانه وار با دشمنا ن کشورش جنگید .
اکنون بد خشا ن سخت زخمی است 2700 تن باشند گا ن برا ی همیش در دل خا ک فرو رفته اند و باز ماند گا ن زخمی شان به التیا م و تداوی وتیمار داری اشد نیاز دارند .
مردمی که با صداقت و استواری در برابر رویداد سپید و سیاه ها همیشه ایستاد ه اند و امروز به دستگیر ی من شما نیاز دارند . اما با دریغ حتا رسانها د داخلی ربرابر یک رویداد با این بزرگی سکوت اند و میخواهند ، از آمار و ارقا م استفا ده کنند که رسا نها ی خارجی آنرا باز تا ب میدهند . من امروز در تلویزیون ملی شاهد نشر مجد د رویداد پنجشیر بودم ، رویداد که از نگا ه خبری نشخوار و باسی شده اما بر خی دست اند کا ران نمیدانم به تأ سی از کدا م مصلحتی هر سر ساعت آنرا دو بار ه بازتا ب میدهند ، و فاجعه بد خشا ن با همه گستردگیش هم چنا ن تا هنوز اغذیه چاقی برای رسانها ی افغانستا ن نیست .




تاريخ : شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 20:52 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

تندیس خون آلود

زمانی که طالبان وارد شهر کابل شدند، به گفته نزدیکان احمدشاه مسعود دو بار به داکتر نجیب‌الله پیشنهاد ترک کشور را پشنهاد  داده بود. او هر دو بار پیشنهاد را با این اندیشه که طالبان از جان او خواهند گذشت، رد کرد. ژنرال اسحاق توخی، دستیار دکتر نجیب‌الله که یک روز پیش از مرگ نجیب‌الله همراهش بود، بیان کرد: هنگامی که سه نفر به نزد او (اسحاق توخی) و دکتر نجیب‌الله برای ترک کابل آمدند، آن‌ها این پیشنهاد را رد کردند که اشتباهی بزرگ بود. دکتر نجیب‌الله در صبحگاه نخستین روز ورود طالبان به کابل در تاریخ ۲۷ سپتامبر ۱۹۹۶ از مرکز سازمان ملل در کابل بازداشت گردید و به‌همراه برادرش شاهپور احمدزی شکنجه و کشته شد. طالبان اجساد آن‌ها در چهارراه آریانا در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری افغانستان آویزان کرده و به تمسخر انداختند.اجساد داکتر محمد نجیب‌الله و برادرش توسط مردمان قبیله‌ای از تیرهای چراغ برق پایین شد و به شهر گردیز در ولایت پکتیا انتقال داده شد.

صبحگاه روز اعدا م داکتر نجیب الله از خانه ام که در دارالان موقعیت داشت برا ی جستجوی برادرم که د رارگ شامل خد مت بود به شهر رفتم . از دار الا مان تا پل با غ عمو می سلاح ها ی سنگین و سبک بسیار در مسیر راه دارالا مان از نیرو های مسعود با قی ماند ه بود .تنها در مرکز شهر دو دستگاه ریکتیف بی ایم بیست و یک را دیدم که در موتر های اورال روسی با یک برخ جبه خانه در متن جاد ه افتاده بودند .

مردم در میا ن خود تبصره داشتند که طالبا ن دو تن را در چار راهی آریانا اعدام کرده اند , چون مسیر حرکتم به سوئی ارگ بود آهسته آهسته به سوی چار راهی آریا نا رفتم . در در چا ر سوء چار راهای اندک مردم تجمع و من از میان مردم گذشته خود را به نزدیک پایه سمنتی که با کیبل دو جسد آویزان بود نزدیک شدم .

اما هیچ کس باور نداشت که این اجساد متعلق به داکتر نجیب الله و برادر ش شاهپوراحمدزی باشد . زیرا سر,و روی داکتر نجیب الله آغشته با خون بود , و به دشواری میشد تشخیص داد که این جسد از داکتر نجیب الله فقید است .

داکتر نجیب الله را چند سال قبل زمانیکه در شفاخانه چار صد بستر از نزدیک دیده بود م گرایش بسیار ی به اضافه وزنی داشت , اما جسد را که می دیدم لاغر و آغشته با خون بود .

اما احمد زی را از نزدیک می شناختم و روزگاری در پکتیا او مصروف خدمت سر باز ی بود ومن مسوولیت فرماندهی یکی از غند های فرقه ۱۲ را داشتم.

در تندیس بی جا ن احمد زی آثاری از جراحت و خون نبود , او تو سط فیر گلوله کشته شده بود , بر تنش  پطلون کوبای  وجمپرو در پایش کرمچ  ادی داس  سفید بود . اما داکتر نجیب الله پیراهن تنبان جگری و ,و اسکت سیاه ودر پایش موزه سیاه داشت.  

طالبان برسم استهزأ بر دهن داکتر نجیب الله نوت صد افغانیگی و بر دماغش سگرت را گذاشته بودند . و مردکه پیراهن تنبان نصوار بر تن و ریش بلند داشت در میا ن دو جسد استاده ومصرف دور دادن اجساد بود .

در میان مردم سکوت و ترس تلخ حاکم بود هیچ کس را ندیدم که بر لبش تبسمی باشد , و در این میان به ذهنم داستان حسنک وزیر و بر دار کشیدنش تو سط سلطان مسعود زنده شد. حسنک آن وزیر خرد ورز و نیکو کار ی که عمری در تقوا ,تعبد و تزهد زیست و در فر جام جسد خون آلودش شش ماه بر دار آویزان ماند, تا خشک شد و مادر ش آنرا دفن کرد.



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۳ | 12:19 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

دو روز گرم تابستان در ارغنداب با دوستم

در سال 1366 برای اجرای وظیفه به قند هار رفتم. با استناد یاداشتهایم تا ریخ 24 جوزا بود ،ژنرال محمد جمعه اڅک مسوولیت فر ماند هی قول اردوی شماره سوم را در آنجا بدوش داشت . بعد از رسیدن به قندهار به هدایت جنرال اڅک برای ۲۴ ساعت.،[ موله] استراحت داشتیم ومیبایست سا عت۹بجه مورخ ۲۵ جوزا من برای اخذ هدایت به دفتر جمعه اڅک میرفتم .

ساعت ۱۵ کم ۹ بامداد در دفتر جمعه اڅک بود م که جوانمرد که ګرایش به چاقی داشت با قامت موزون بروت ها ی پر پشت ابروان تیره و چشمان بادامی داخل دفتر شد. یاور ګفت :ریس صاحب تورن صاحب را میشناسی ؟ګفتم نه خیر ! ګفت:قوماندان قطعه ۵۳ قهرمان جوزجان است. بعد من را معرفی نموده وهدایت رفتن به دفتر جنرال اڅک را داد .

اڅک که از جنرالا ن جسور آن دوران شمرده میشد ؛بعد از پذیرش رسم وتعظیم ما را به بالای میزی که خریطه کارش هموار بود اشاره کرد. در خریطه اهداف و قوتهایی دوست برنګ سبز و نقاط که مخالفان دولت بود برنګ سرخ نشانی شده بود.شاپلو ن وچوب اشاره را برای من داده وګفت: رییس صاحب ارکان قطعه ....مو قعیت دوست و دشمن را در خریطه برای من با کمیت وترکیب ګروپمانها تعریف کن .

وقتیکه نوبت به تورن دوستم رسید؛ در نخستین نګاه در یافتم که تورن صاحب از علم توپوګرافی کوچکترین اطلا ع نداشته و سمبول های خریطه برایش  فاقد بار معنای اند.تازه تورن صاحب ګسیخته وپراکنده داشت صحبت کند که معاون وزیر دفاع همان وقت جنرال خلیل داخل دفتر شده و ژنرال اڅک با ګرفتن رسم وتعظیم خشک نظامی راپور قطعات و جزوتامهای قندهار را برایش اراییه کرد.

بعد از اراییه ګزارش به ژنرال خلیل وظیفه هر کدام مارا در بالا ی خریطه تعریف ؛ وهدایت داد که به ولسوالی ارغنداب قطعات خودرا انتقال دهید. مرکز ولسوالی که در جوار کوهی در میا ن سنګر های سسنګی و بلند داژ های سر پوشیده قرار داشت تحت

ضربات متواتر توپچی مخالفان قرار داشت . برخی از قطعات از راه دشت که در شرق منطقه چار قلبه موقیعت داشت تعرض خودرا شروع کرده بودند ؛اما ملا ملنګ یکی از فرماندهان مشهور مخالفان چار روز متواتر نه تنها باعث توقف وجلو ګیر ی تعرض قطعات شده بود ؛ بلکه تلفات شد ید ی را بالا ی جزوتا مهای متعر ض وارد آورده بود.جزوتامهای من و تورن دوستم وظیفه داشتند ؛از مسیر نهر شا هی در قر‌أ سیخچل علیا سیخچل سفلی تا با غ سر کاری تعرض نموده ومسیری را که به بند داله منتهی میشد باز کنند. من که در ګدشته هم از نحوه سبک  جنګهای پارتیزانی قند هاریها تجربه داشتم با حزم و احتیاط نزدیک نهر وسایط را جا بجا و در اراضی سبز تعرض را یکجا با تر صد و تعریف وضعیت جدید آغاز کردم.زما نیکه در یک باغ تعرض میکردیم ؛ با احتاط حوا شی آنرا تلاشی وبعد از تامین امنیت در باره تعرض به باغ دوم تصمیم میګرفتیم. این باغها که سر شار از میوه های چون زرد آلو َ؛شفتالو ؛سیب و سایر میوه های شرین وناب دنیا بود ؛ برای ما بهترین زمینه تفریح وترس را مساعد ساخته بود.



تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۲ | 15:50 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

برای مادرم

هر روز که یاد میکنم من رویت

کوف آب شکوهمند و یا آمویت

دل درغم عشق تو تپیدن گیرد

بفرست به سوی تربت من بویت

رباعی

اینجا دل من اسیر کوه کمر است

اندر دل هر ذره که دیدم شرر است

بگذار که بر سکوی کوه سجده کنم

از راز دل کوه دل من  خبراست



تاريخ : یکشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۲ | 16:35 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

غزلی غزال چشمت غم والتهاب دارد

رهی دشمنی گرفته نگهت خضاب دارد

به تضرع و نیازم نکند ترحم ولطف

مگرم تمام عمرم به من این حساب دارد

 



تاريخ : شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ | 8:40 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

پر داخت به ادبیا ت کود ک یکی از نیا زها ی است که باید ؛صنا دید اندیشه وقلم با توجه کا رشنا سا نه مطا بق نیاز زمان  ومحیط اجتما عی ما صور ت گیرد .

شخصیت درد ؛ د رک و نحوه نگر ش هر انسا ن منبعث از مجموعه تجا رب ؛شناخت تأثرأت  است که در کودکی از کانون خا نواده ؛محیط پیرا مونی ومحیط مکتب و اجتما ع در ذهن ما نا خود آگاه شکل میگیرد و در آینده مسیر زند گی ما با تأثر از این نوع نگرش مسیر ی را انتخاب میکند .

با تو جه به این مأمول در دنیا دیگر به دورا ن کود کی اهمیت بسیار جدی میدهند ؛ همه روابط کود ک در این دوره تحت بررسی ؛هدا یت و حما یت خا نواده مدرسه و جا معه بیدار است.از فرهنگ تر بیت وتهذیب کود ک تا؛ تامین روابط مدرسه و اجتماع بر مبنا ی دید شناخت  و هدفمندا نه سمت دهی میشود .

از همین سبب ادبیا ت کود ک جدا از ادبیا ت جوا نا ن وبزرگسالا ن است؛ادبیا ت کود ک حامل مجموعه اطلا عا ت است که در آن بر مبنای نیاز کو دک فکر ؛فهم وشعور مثبت قرأت شده وبرای کودک تلقین وتفهیم میگردد.

در گذ شته در برخی خانوا ده ها یکی از مشغله های ذهنی کود کا ن که سواد داشتند پر داخت به محتوای کتا بهای داستانی مانند ورقه وگلشاه ؛داستان های امیرحمزه ؛لیلی ومجنون ؛قصص الا نبیا ؛گلستان سعدی وسایر کتابهای بود ؛که بیشتر محتوا شاه برای بزرگسالا ن بود . اما کود کان به دلیل نبود کتب که مطا بق ذو ق وفهم انها باشد ؛به خوانش این کتب مبادر ت میکردند .با و جود آنکه که بار معنای این کتابها ثقیلتر از درک وبرادشت کود کان بود ؛اما کود کان از همین زاویه وارد دنیا ی کتاب می شدند و ذوق خود را به این وسیله اشباع میکردند.

علی ای حال در دنیا دیگر بر مبنای روان شناسی کود ک کتب  و اطلا عاتی برای آنها  تدارک میشد که حد اقل در ساختار شخصیتی کود ک در بزرگ سالی تأثر گزار باشد.

متأسفانه در کشور ما بر مبنای چنین برداشتی تا اکنون کار هدفمند وتأثیر گزار صورت نگرفته و در حوزه نشر و پخش ادبیا ت کود ک ما شا هد کار تخصصی کمتر بوده ایم .

اقای  



تاريخ : یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ | 7:16 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

وزیری در جنگ؛ مروری بر کتاب جنجالی خاطرات رابرت گیتس

رابرت گیتس در کتاب خاطرات خود از زوایای تازه‌ای از جنگ در افغانستان و عراق پرده برداشته

رابرت گیتس وزیر پیشین دفاع ایالات متحده در کتاب خاطرات خود که به تازگی به بازار آمده به زبانی ساده زوایایی از جنگ در افغانستان و عراق را روشن می‌سازد که اغلب برای تحلیلگران و روزنامه‌نگاران غیرقابل دسترس و مرموز است. همزمان اما، کتاب 'وظیفه: خاطرات یک وزیر در جنگ' تصور معمول خواننده افغان از ظاهر باصلابت و آراسته سیاست آمریکا در قبال افغانستان و عراق را به هم می‌ریزد و آن را به مجموعه‌ای گیج‌کننده‌ از سوء تفاهم‌ها، برداشت‌ها و تحلیل‌های سیاستمردان آمریکایی، افغان و عراقی از جنگ، سلیقه‌های آنها، و دوستی‌ها و اختلافاتِ (بعضا به صورت باورنکردنی پیش‌پا افتادهء) آنها تقلیل می‌دهد.

آقای گیتس در کتاب 'وظیفه: خاطرات یک وزیر در جنگ' در دو بخش به مرور خاطرات سیاسی‌اش از جنگ عراق و افغانستان می‌پردازد. در این مقاله به بررسی خاطرات آقای گیتس از افغانستان پرداخته شده‌است.

کرزی: عجول، متوهم، عصبی

"کرزی یک رهبر پشتون و یک ناسیونالیست افغان بود و عدم اعتماد به بریتانیایی‌ها و انزجار از آنها، در DNA او است."

رابرت گیتس

رابرت گیتس خاطرات زیادی از رابطه و دوستی‌اش با حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان نقل می‌کند. او در جایی از کتابش کرزی را فردی می‌خواند که "هرگز برای قضاوت کردن منتظر فکت نمی‌ماند." با این حال در برخی موارد گیتس اعتراف می‌کند که حق با کرزی بوده است.

وزیر دفاع پیشین ایالات متحده می‌نویسد با وجود آن‌که کرزی موقف سیاسی و حتی زندگی خود را مدیون حمایت آمریکایی‌ها بوده "با آن هم کرزی یک رهبر پشتون و یک ناسیونالیست افغان بود و عدم اعتماد به بریتانیایی‌ها و انزجار از آنها، در DNA او است." گیتس می‌گوید در طول چهارسال و نیم دوره خدمتش به عنوان وزیر دفاع بارها با حامد کرزی، اغلب به صورت خصوصی، ملاقات کرده و هر دو همواره گفت‌وگوهای صریحی با هم داشته‌اند.

گیتس کارکردن با حامد کرزی را "به شدت خسته کننده و دیوانه کننده" توصیف می‌کند و می‌گوید شخص او راز کار کردن موثر با رئیس جمهور کرزی را در گوش فرا دادن بهتر به حرف‌های او یافته بود؛ کاری که به گفته رابرت گیتس کمتر کسی از مقامات غربی به شمول سفیر آن زمان آمریکا در افغانستان، تمایلی به آن داشت. چرا که به نظر بسیاری حامد کرزی در طرح نگرانی‌های خود بسیار صریح و تند بود.

آقای گیتس می‌نویسد: 'مدتها قبل از آنکه موضوعاتی مثل تلفات غیرنظامی، عملکرد کمپانی‌های خصوصی امنیتی، حملات شبانه و استفاده از سگها در جستجوی‌ خانه‌ها به موضوع مورد اختلاف شدید و علنی میان کرزی و ائتلاف بین‌المللی تبدیل شود، رئیس جمهوری افغانستان این مسائل را به طور خصوصی به ما گوشزد می‌کرد. اما ما در درک اهمیت این اشارات و اتخاذ اقدامات لازم کُند عمل کردیم.'

رابرت گیتس می‌گوید کرزی 'به طور استثنایی نسبت به اقدامات و یا نظریات خارجی‌ها که در آن به حاکمیت ملی افغانستان،‌ شهروندان این کشور و یا خود او احترام در نظر گرفته نمی‌شد، حساس بود. او بخصوص نسبت به انتقادات خارجی‌ها از خودش و خانواده‌اش، به ویژه در ارتباط با فساد حساسیت داشت.'

در چندین مورد وزیر دفاع پیشین آمریکا به گرایش رئیس جمهور کرزی به تئوری توطئه اشاره می‌کند که به مرور زمان بدتر شده بود. گیتس می‌گوید، کرزی در جلسه‌ای خصوصی در سال ۲۰۰۷ به او گفته بود:

'کار کردن با ائتلاف شمال، کشور را در معرض خطر قرار داده و اینکه "متحدین پوتین" [ائتلاف شمال] اکنون اعضای پارلمان و حتی کودکان را می‌کشند. حامد کرزی به من گفت: این کار طالبان یا القاعده نیست بلکه کار مردم بد خود ما است.' و اینکه حکومت افغانستان 'برای مهار این وضعیت نیاز به مشوره با آمریکایی‌ها دارد.'

حامد کرزی در چند سال اخیر از بسیاری از سیاست‌های آمریکا در قبال افغانستان انتقاد کرده

به گفته گیتس، از آنجا که بیشتر فعالیت‌های طالبان در جنوب افغانستان متمرکز بوده است، حامد کرزی به او گفته که پشتونها بیشترین ضربه را از این جنگ دیده‌اند و او [کرزی] احساس می‌کند که پشتونها هدف قرار گرفته‌اند. گیتس می‌نویسد 'او این را گفت تا اشاره کند که ما نیاز داشتیم با قبایل پشتون بیشتر کار کنیم' و ادامه می‌دهد: 'این [شخصیت] کلاسیک کرزی بود؛ بیش‌ از حد هیجان زده و پارانوید اما الزاما حرفش اشتباه نبود.'

رابرت گیتس در جایی دیگر به گفت‌وگوی مفصلش با کرزی در مورد قضیه کابل بانک اشاره می‌کند و می‌گوید به رئیس جمهوری افغانستان خاطر نشان ساخته که مقصر دانستن آمریکا برای تمام مشکلات افغانستان کمکی به وضعیت نمی‌کند و از او خواسته که باید در مورد موضوع روند انتقال و قضیه کابل بانک با یکدیگر کار کنند. گیتس می‌نویسد به آقای کرزی هشدار داده که افرادی در اطراف او هستند که از نگرانی‌ها و نارضایتی های او سوءاستفاده می‌کنند و تلاش می‌کنند که او را نسبت به آمریکایی‌ها بدبین سازند و برای اینکار 'تئوری‌های توطئه مسخره‌ای' را به خورد او می‌دهند.

گیتس می‌گوید: '[با این وجود] پاسخ‌های کرزی در آن ملاقات و سپس سخنانش در طول ضیافت شام آن شب این سوال را برایم مطرح کرد که آیا واقعا کرزی به حرف کس دیگری، به جز همان ذهن‌های آلوده به توطئه گوش می‌کند؟'

"کرزی به طور استثنایی نسبت به اقدامات و یا نظریات خارجی‌ها که در آن به حاکمیت ملی افغانستان،‌ شهروندان این کشور و یا خود او احترام در نظر گرفته نمی‌شد، حساس بود."

رابرت گیتس

رابرت گیتس می‌نویسد آن شب کرزی به او گفت که شنیده‌است ایالات متحده می‌خواهد افغانستان را تضعیف کند و آن را به کشورهای کوچکی تجزیه کند. او عملکرد آمریکایی‌ها در ایجاد پلیس محلی و کار با رهبران محلی را "به شدت بی‌ثبات کننده" توصیف کرده و نیز پرسیده بود که "اجندای واقعی آمریکایی‌ها در افغانستان چیست؟". به نوشته گیتس او به طور مفصل در مورد "رادیکالیزه شدن پشتونها" سخن گفته و افزوده که 'هندی‌ها به او گفته‌اند که ممکن است آمریکایی‌ها یا انگلیس‌ها پشت این قضیه باشند.'

ابهام در استراتژی غرب

گیتس در چند جای کتاب خود به صراحت اشاره می‌کند که فرماندهان نظامی و مقام‌های سیاسی غربی و افغان به ندرت ارزیابی واقعی از وضعیت افغانستان داشته‌اند. او می‌گوید گزارش‌ها و معلومات مفصلِ بیش از حد از منابع مختلف نظامی و ملکی (غیرنظامی) باعث می‌شد که هر کس ارزیابی خود را داشته باشد و غالبا این ارزیابی‌ها به شدت متناقض بود. او می‌نویسد:

'در اواسط جون ۲۰۰۸، در جریان یک کنفرانس ویدیویی با ژنرالها در کابل و بروکسل و مقامات ارشد پنتاگون در واشنگتن، بار دیگر عصبانیت شدیدم را نشان دادم و خطاب به مقامات نظامی در کابل گفتم: "شما از کابل حرف‌های بسیار خوبی می‌زنید اما گزارش‌های استخباراتی (اطلاعاتی) نیز به من می‌رسد که نشان می‌دهد همه چیز در افغانستان به سمت جهنمی شدن می‌رود. من نمی‌توانم بفهمم که چطور وضعیت به سمت درستی در حال حرکت است. من حتی فکر نمی‌کنم که رئیس جمهوری [آمریکا] هم تصور روشنی داشته باشد از اینکه ما واقعا در افغانستان چه می‌کنیم؟"

آقای گیتس اعتراف می‌کند که 'ناکافی بودن سرباز، مربی و کارشناس غیرنظامی، سلسله مراتب فرماندهی مبهم و گیج‌کننده، نبود هماهنگی لازم در بخش‌های غیرنظامی و فقدان مکانیسم‌های ارتباطی موثر و واضح میان بخش‌های نظامی و غیرنظامی غربی از یک سو و فساد اداری در تمام سطوح دولت افغانستان، دمدمی‌مزاج بودن رئیس جمهور کرزی، نبود وزرای کاردان و اختلافات میان ولایات و دولت مرکزی' از جمله چالش‌هایی بوده که منجر به سردرگمی و ابهام در وضعیت افغانستان شده است.

"آقای گیتس اعتراف می‌کند که ناکافی بودن سرباز، مربی و کارشناس غیرنظامی، سلسله مراتب فرماندهی مبهم و گیج‌کننده و نبود هماهنگی لازم در بخش‌های غیرنظامی از یک سو و فساد اداری در تمام سطوح دولت افغانستان، دمدمی‌مزاج بودن رئیس جمهور کرزی و نبود وزرای کاردان از چالش‌هایی بوده که منجر به سردرگمی و ابهام در وضعیت افغانستان شد."

گیتس می‌گوید دو هفته بعد از ملاقات فوق با دو مقام دیگر وزارت دفاع با یاب دی هوپ سخیفر، دبیرکل وقت ناتو در واشنگتن دیدار کرده بود و آقای سخیفر به او گفته بود: "احساس من این است که می‌توانیم طالبان را مهار کنیم، اما نمی‌توانیم بر آنها چیره شویم."

در جایی دیگر، رابرت گیتس می‌گوید که تعهد و باور روسای جمهوری افغانستان و ایالات متحده به استراتژی نظامی [افزایش نیرو] برای موفقیت آن حیاتی بود، اما هر دو رهبر 'اگر نگوییم که به این باور رسیده بودند که آن استراتژی [افزایش نیرو] شکست خواهد خورد، حداقل نسبت به کارایی آن تردید داشتند.' وزیر دفاع پیشین آمریکا می‌گوید 'استراتژی لازم و منابع آن بسیار دیر به افغانستان رسیده بود؛ زمانی که کاسه صبر در آن کشور و ایالات متحده لبریز شده بود.'

آقای گیتس در بخش دیگری به گزارش محرمانه‌ای اشاره می‌کند که در آن ژنرال دیوید پترایوس در اوایل سال ۲۰۱۱ در یک جلسه ناتو گفته بود که انتقال مسئولیت‌های امنیتی به افغان‌ها می‌تواند در پایان ۲۰۱۴ "آغاز" شود، در حالی‌که برنامه رئیس جمهور اوباما "تکمیل" انتقال مسئولیت امنیتی به افغانها در پایان ۲۰۱۴ بود. اوباما این اظهارات پترایوس را 'مورد دیگری از سرپیچی از دستور از سوی نظامیان' تلقی کرد. او جلسه شورای امنیت را فراخواند و در جریان آن [در حضور پترایوس] با خشم گفت که قصد او آغاز انتقال مسئولیت امنیتی در جولای ۲۰۱۱ و تکمیل آن در پایان ۲۰۱۴ است.

به گفته گیتس، اوباما در آن جلسه تاکید کرد: "من با هرکسی که بگوید برنامه خروج به تعویق بیفتد، سرسختانه مخالفت خواهم کرد. من ترجیح می‌دهم برنامه خروج تسریع شود. نیازی هم به توصیه‌های زیرکانه در مورد دستوراتم ندارم." گیتس می‌گوید 'رئیس جمهور اوباما سپس افزود: "اگر به این باور برسم که با من بازی می‌شود…" و جمله‌اش را ناتمام گذاشت، به وضوح به این معنا که عواقب بسیار سختی خواهد داشت.'

"گیتس نوشته که کرزی به او گفته بود: کار کردن با ائتلاف شمال کشور را در معرض خطر قرار داده و اینکه "متحدین پوتین" اکنون اعضای پارلمان و حتی کودکان را می‌کشند. حامد کرزی به من گفت: این کار طالبان یا القاعده نیست بلکه کار مردم بد خود ما است.'"

رابرت گیتس در ادامه می‌نویسد که به نظر او این تلقی اوباما که ژنرال پترایوس او را بازی می‌دهد، نادرست بود و نسبت به پترایوس نیز بی‌حرمتی حساب می‌شد. رابرت گیتس احساس خود در آن لحظه را اینطور تشریح می‌کند: ‌'همانطور که [در جلسه] نشسته بودم با خود اندیشیدم: رئیس جمهور به فرمانده خود [پترایوس] اعتماد ندارد، نمی‌تواند کرزی را تحمل کند، به استراتژی خودش باور ندارد و نمی‌پذیرد که این جنگ [افغانستان] جنگ اوست. برای او، تمام مساله خروج از افغانستان است. [جو]‌ بایدن همچنان به تحریک او ادامه می‌دهد و دستیاران اوباما برای نشان دادن اخبار و معلومات تهییج‌کننده به او که عملکرد پترایوس و دیگر فرماندهان ارشد نظامی را زیر سوال می‌برد، هیچ فرصتی را از دست نمی‌دهند.'

گیتس می‌گوید با همه اینها پیروزی ماموریت افغانستان حیاتی بود: 'چرا که شکست خوردن یک ابرقدرت دیگر در افغانستان از تندروان اسلام‌گرا عواقب ویران کننده و طولانی در سرتاسر جهان اسلام می‌داشت. این تصور که ایالات متحده در افغانستان شکست‌خورده تلقی شود، آن هم در حالی که آمریکا با بحران اقتصادی روبرو بود، تاثیرات مهمی بر جایگاه این کشور در جهان باقی می‌گذاشت. نیکسون و کسینجر قادر بودند با ایجاد ارتباط با روسیه و چین عواقب شکست آمریکا در ویتنام را مهار کنند و نشان دهند که ما هنوز هم در صحنه جهانی با قدرت هستیم. اما ایالات متحده در سال ۲۰۱۰ چنین شانسی نداشت.'

تلاش آمریکا برای مهندسی انتخابات ۲۰۰۹

ریچارد هالبروک که در دسامبر ۲۰۱۰ درگذشت، نماینده ویژه آمریکا برای افغانستان و پاکستان بود و نقش مهمی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ ایفا کرد.

رابرت گیتس به صراحت به تلاش آمریکایی‌ها برای تاثیر گذاشتن بر نتایج انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال ۲۰۰۹ اشاره می‌کند. این موضوع احتمالا می‌تواند به درک بهتر اینکه چرا حامد کرزی تضمین شفافیت و آزاد بودن انتخابات از سوی آمریکا را به عنوان یکی از شرایط امضاء توافقنامه امنیتی مطرح کرد، کمک کند.

آقای گیتس اشاره می‌کند که انتخابات سال ۲۰۰۹ باید در ماه می آن سال، برگزار می‌شد اما ایالات متحده اصرار داشت که این انتخابات به آگوست ۲۰۰۹ به تعویق افتد. ریچارد هالبروک، فرستاده ویژه آمریکا برای افغانستان و پاکستان معتقد بود که برگزاری انتخابات در ماه می می‌توانست توانایی اپوزیسیون سیاسی افغان برای رقابت در انتخابات و نیز قابلیت ایساف در تامین امنیت را تضعیف سازد. گیتس به تعویق افتادن انتخابات به ماه اگوست در نتیجه اصرار اداره اوباما و هالبروک را 'نقض قانون اساسی این کشور و مسامحه در نگهداشتن کرزی در قدرت به صورت غیرقانونی برای چند ماه' می‌خواند.

رابرت گیتس اما اضافه می‌کند که هدف از این کار، وقت دادن به دیگر نامزدان ریاست جمهوری برای سازماندهی خود و شرکت در'انتخاباتی معتبر' در افغانستان بود. این کار به هالبروک نیز وقت کافی می‌داد تا جایگزین مناسب کرزی را انتخاب و از او حمایت کند و به گفته گیتس 'به جهنم که قانون اساسی افغانستان بر سر راه دستیابی به این هدف نقض می شد!'

رابرت گیتس سپس به تشریح فعالیت‌های هالبروک برای حصول اطمینان از شکست کرزی در انتخابات بیستم آگوست ۲۰۰۹ می‌پردازد. فرستاده ویژه آمریکا برای افغانستان و پاکستان، اصرار داشت که تمامی نامزدها به صورت مساوی از امنیت شخصی، دسترسی به رسانه‌ها و امکانات کمپین انتخاباتی برخورددار باشند. اما خواست واقعی او این بود که به رقبای کرزی اعتبار کافی بدهد تا کرزی در دور اول رای کافی کسب نکند و انتخابات به دور دوم کشیده شود. به گفته وزیر دفاع پیشین آمریکا، با آنکه برخلاف انتخابات ۲۰۰۴، موضع رسمی آمریکایی‌ها در انتخابات ۲۰۰۹ بی‌طرفی بود، اما ریچارد هالبروک و کارل ایکنبری، سفیر وقت آمریکا در کابل با نامزدهای رقیب کرزی ملاقات می‌کردند، با آنها عکس می‌گرفتند و حتی در گردهمایی‌های آنها شرکت می‌کردند.

"گیتس می‌گوید هدف از تاخیر در انتخابات ۲۰۰۹، وقت دادن به دیگر نامزدان ریاست جمهوری برای سازماندهی خود بود. این کار به هالبروک نیز وقت کافی می‌داد تا جایگزین مناسب کرزی را انتخاب و از او حمایت کند و به گفته گیتس 'به جهنم که قانون اساسی افغانستان بر سر راه دستیابی به این هدف نقض می شد!'"

رابرت گیتس می‌گوید این امر باعث شد که کرزی به این نتیجه برسد که ایالات متحده از او فاصله گرفته و در حال معامله با 'جنگ سالاران' و کمک به برنده شدن آنها در انتخابات است.

گیتس می‌نویسد که انتخابات با دشواری‌های امنیتی زیاد و 'با وجود تقلب گسترده از سوی کرزی' به دور دوم کشید. کای آیده، نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان گزارشی در مورد انتخابات تهیه کرد تا به کنفرانس وزرای دفاع ناتو ارائه کند. رابرت گیتس می‌نویسد: 'در آن کنفرانس کای آیده کنار من نشسته بود و قبل از آنکه به سخنرانی بپردازد، در گوش من گفت با وجود آنکه می‌خواهد در سخنرانی خود بگوید که دخالت خارجی گستاخانه‌ای در انتخابات افغانستان وجود داشت، اما می خواست من بدانم که ملاحظهء ایالات متحده و ریچارد هالبروک را خواهد داشت.'

آقای گیتس اعتراف می‌کند که قضایای انتخابات باعث شد که کار با کرزی از قبل دشوارتر شود و انتقادات تند او حداقل در 'ماجرای تلاش ناکام و ناشیانه ما برای براندازی حکومتش' توجیه پیدا کند.

رفتارهای 'بی‌فکرانه'

رابرت گیتس در کتاب خاطرات خود بارها از عملکرد سیاسی و نظامی آمریکایی‌ها در افغانستان به تلخی انتقاد می‌کند. او تلفات غیرنظامیان را یکی از چالش‌های جدی آمریکایی‌ها به حساب می‌آورد و می‌نویسد: 'هر حادثه [تلفات ملکی] یک شکست استراتژیک بود و طالبان همیشه از آن به نفع خود استفاده می‌کردند و کرزی آن را بزرگ‌نمایی می‌کرد.'

رابرت گیتس اذعان می‌کند که عملیات‌های نظامی آمریکایی‌ها جنبه‌های دیگری نیز به جز تلفات ملکی داشت که باعث نارضایتی مردم عادی و عصبانیت رئیس جمهورکرزی می‌شد

وزیر دفاع پیشین ایالات متحده به تشریح ملاقات‌های خود با کرزی در مورد تلفات غیرنظامیان و حملات شبانه می‌پردازد و می‌گوید که در یکی از این دیدارها، به طور خصوصی به کرزی در مورد تدابیر آمریکایی‌ها برای جلوگیری از کشته شدن مردم عادی در جریان حملات توضیح داده است. گیتس می‌گوید به حامد کرزی گفته که 'میل شدید او به ابراز علنی خشمش از کشتار غیرنظامیان که بر مبنای معلومات اغلب نادرست صورت می‌گیرد، متحدینش را در بدترین وضعیت ممکن و در معرض آسیب واقعی قرار می‌دهد. از او خواستم که در مورد تلفات غیرنظامی تا زمانی که واقعیت را نمی‌داند، حرفی نزند و خاطرنشان ساختم که طالبان عمدا غیرنظامیان افغان را می‌کشند و [با استفاده از آنها به عنوان سپر انسانی] افراد ملکی را در معرض خطر قرار می‌دهند و او [کرزی] باید نسبت به این موضوع نیز با همان تندی و صراحت اعتراض کند.'

گیتس می‌گوید این توصیه‌های او تاثیری روی کرزی نداشت.

با همه اینها، رابرت گیتس اذعان می‌کند که عملیات‌های نظامی آمریکایی‌ها جنبه‌های دیگری نیز به جز تلفات ملکی داشت که باعث نارضایتی مردم عادی و عصبانیت رئیس جمهورکرزی می‌شد. او می‌گوید 'حملات شبانه با وجود موثر بودنشان در کشتن یا دستگیری رهبران طالبان، باعث واکنش خصمانه از سوی مردم عادی می‌شد.' آقای گیتس، جستجوی‌ خانه‌ها با استفاده از سگ [که از نظر آموزه‌های اسلامی حیوانی نجس به حساب می‌اید] رفتار غیرمحترمانه با مردم، تخریب دارایی‌ها و مایملک روستاییان در جریان حملات را از جمله دلایل برانگیخته شدن خشم مردم نسبت به سربازان آمریکایی‌ می‌شمارد.

"ما اغلب به فرهنگ اسلامی آنها بی‌احترامی می‌کردیم و حرمت بزرگان قومی آنها را نگه نمی‌داشتیم. ما با آن عده از مقامات افغان که از شهروندان عادی افغان اخاذی می‌کردند، همکاری می‌کردیم.با این وضعیت آیا جای تعجبی است که کرزی و دیگران شکایت می‌کردند که در کشور خود هیچ صلاحیتی ندارند؟"

رابرت گیتس

او 'رفتار بی‌فکرانه' با مقامات افغان از سوی آمریکایی‌ها را نیز چالش دیگری می‌داند و می‌نویسد: 'وسایط نقلیه آمریکایی‌ها و نیروهای ائتلاف در جاده‌ها به صورت رعب آوری در حرکت بودند و باعث هراس مردم می‌شدند. ما اغلب به فرهنگ اسلامی آنها بی‌احترامی می‌کردیم و حرمت بزرگان قومی آنها را نگه نمی‌داشتیم. ما با آن عده از مقامات افغان که از شهروندان عادی افغان اخاذی می‌کردند، همکاری می‌کردیم. در کابل و در دیگر ولایات ما و همچنین سازمان‌های غیردولتی، به طور مرتب به اجرای پروژه‌های توسعه‌ای، بدون مشوره گرفتن از مردم محل، تصمیم می‌گرفتیم و کمتر از آنها می‌خواستیم که بگویند چه چیزی نیاز داشتند. با این وضعیت آیا جای تعجبی است که کرزی و دیگران شکایت می‌کردند که در کشور خود هیچ صلاحیتی ندارند؟ یا اینکه مقامات نسبتا صادق و باکفایت افغان شکایت می‌کردند که مردم عادی به آنها احترامی ندارند؟'

آقای گیتس به سهم داشتن غربی‌ها در فساد گسترده اعتراف می‌کند و می‌گوید: 'با وجود تمام کشمکش‌ها و گزافه‌گویی‌هایمان در مورد فساد، ما از این موضوع غافل بودیم که خود ما چقدر در آن دست داشته‌ایم؛ [نقش ما در فساد] در حدی بود که حجم تجارت مواد مخدر در برابر آن ناچیز جلوه می‌کرد. ده‌ها میلیارد دلار از سوی آمریکا و سایر متحدین ما به افغانستان سرازیر می‌شد و ما به این که چقدر از این پول صرف رشوه می‌شود و به حساب‌های‌ بانکی در دوبی انتقال می‌یابد، توجهی نداشتیم. بازرسان خود ما به ما گفته بودند که مکانیسم‌های تفتیش ایالات متحده تا چه حد ناکارآمد است و در مواردی اصلا چنین تفتیشی وجود نداشت. با همه اینها، از کرزی گرفته تا پایین‌ترین فرد افغان مجبور بودند در مقابل شکایت‌های ما از فساد [در دولت افغانستان] سر خود را تکان دهند.'

ارزیابی از وضعیت افغانستان

"ادامه حضور محدود نظامی ناتو بعد از ۲۰۱۴ به منظور آموزش قوای افغان، حمایت لوژستیکی و استخباراتی، حمایت هوایی، عملیات‌های ضدتروریسم، همزمان با حمایت مالی از قوای مسلح افغان، شانس موفقیت ما را به طور قابل ملاحظه‌ای [در مقایسه با شوروی سابق] افزایش خواهد داد. اگر از همین حالا نشان دهیم که این نقش حمایتی را بر عهده خواهیم گرفت، دوستان و دشمنان ما خواهند دانست که ما اشتباه استراتژیک اوایل دهه نود را تکرار نخواهیم کرد و افغانستان را به حال خود رها نمی‌کنیم. همه ما عواقب آن اشتباه را به خوبی به یاد داریم."

رابرت گیتس

آقای گیتس می‌نویسد به تدریج تعریف او از 'پیروزی' در افغانستان تغییر کرد: 'در دسامبر ۲۰۰۶ اهداف من از جنگ، ساده، واضح و نسبتا کوچک بود، اما به نظر می‌رسید که حتی همان اهداف حداقلی هم قابل دستیابی نیست… من در افغانستان فقط به دنبال یک حکومت افغانی و ارتشی بودم که به حد کافی قوی باشند و بتوانند از بازگشت طالبان و القاعده به کشورشان جلوگیری کنند. این اهداف بسیار کوچکتر از اهداف جورج بوش بود. بخصوص از زمانی که به این باور رسیدم که ایجاد حاکمیت دموکراتیک در هر دو کشور [افغانستان و عراق] به زمان بسیار بیشتر از آنچه ما در اختیار داشتیم، نیاز داشت.'

او می‌گوید هنوز باید منتظر نتایج ماموریت غرب در افغانستان ماند اما نسبت به آن ابراز خوشبینی می‌کند. آموزش قوای افغان از نظر او به خوبی پیش می‌رود و مسئولیت امنیتی نیز با موفقیت در حال انتقال به نیروهای افغان است. با اینحال اضافه می‌کند که آینده افغانستان نشان خواهد داد که آیا ماموریت نظامی در افغانستان موفق بوده یا اینکه تمام تلاشها و سرمایه‌گذاری مالی و جانی غرب به هدر رفته است.

آقای گیتس با اشاره به جنگ داخلی در افغانستان پس از خروج قوای شوروی سابق می‌گوید:

'ادامه حضور محدود نظامی ناتو بعد از ۲۰۱۴ به منظور آموزش قوای افغان، حمایت لوژستیکی و استخباراتی، حمایت هوایی، عملیات‌های ضدتروریسم، همزمان با حمایت مالی از قوای مسلح افغان، شانس موفقیت ما را به طور قابل ملاحظه‌ای [در مقایسه با شوروی سابق] افزایش خواهد داد. اگر از همین حالا نشان دهیم که این نقش حمایتی را بر عهده خواهیم گرفت، دوستان و دشمنان ما خواهند دانست که ما اشتباه استراتژیک اوایل دهه نود را تکرار نخواهیم کرد و افغانستان را به حال خود رها نمی‌کنیم. همه ما عواقب آن اشتباه را به خوبی به یاد داریم.'



تاريخ : چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ | 11:16 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

نکته نخست

تا زما نیکه شر أیط تقا بل و توازن میا ن پدیده ها برا برنشود ؛اهمیت و؛و یژگی پدیده ها ی خوب و بد شنا خته نمیشود.سا ده تر ین را ه برا  ی شنا خت ارز شها تقا بل و برابر ی آنها درفر صت استفا ده است.مانند استفا ده آب شو رشرین در زمان غلبه  تشنگی.

نکته دوم

تنو ع وایجا د سلا یق و سبک پیدا یش فر هنگ د رفرا یند تا ریخ و زند گی پیوند تنگا تنگ با قدرت ؛اقتصاد و شرایط زندگی مرفهٔ داشته است.

 کسب لذت همیشه مأ مول اشخا ص بوده است که  زندگی آنها دروضعیت خوب قرا رداشته و پیوسته برا ی د رک و تجربهٔ بهتر زند گی در جستجوی یا فتن تنوع در سبک و سلیقه ٔ مانند پوشیدن ؛نوشیدن واندیشیدن بوده اند . همین گزینش سبک و سلیقه تا زه با عث پیدا یش فر هنگ شد ه است.

 



تاريخ : یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ | 3:3 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

فیسبو ک چیست ؟

در بیا ن چیست بود ن فیسبوک من بزبان در ی هیچ محتوا ی را نخواند م .لهذا اگر کسی بپرسد فیسبو ک چیست میگویم:

فضا یی که ما توانای جوشش و جنبش خود را سجل میکنیم  .

فضایی که میشاسیم و شناخته میشویم .

فضایی که آموزه ها ی اخلا قی و بد اخلا قی را فرا میگیریم.

فضا یی که داد وستد مساویانه میا ن ما و مخاطبان  صورت میگیرد .

فضایی که وقت گرانبها ی ما ن را به حراج میدهیم .

وفضا یی که از وقت گرانبها استفاد ه بهینه میشود.

وفضایی که مجا زی است اما حقایق بزرگ در این فضأ مجا زی تولد میشود.

کابل بیست وشش جدی



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ | 15:7 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

تعر یف غم

اگر خا نه ؛ثرو ت و تما م مکنتت تاراج شد ه است اینها غم نیستند .

اگر در اثر گلو له تفنگ خصم بر بازو یت زخم شد ید فشار دارد این هم غم نیست .

اگر در غیا بتت از با ب سعا یت مرد م بد گو ی میکنند این هم غم نیست .

اگر پدر ما در و فرزند ت مرد ه است ؛با ور کن که تو هم فردا میمیر ی پس این رویداد ها هم غم نیستند.

اما بزرگتر ین غم آن است که بر کسی اعتما د کنی ولی اوارزش صدا قت را ندا ند و در پی مطا مع پست ما د ی با شد.

 



تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ | 19:29 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
اگر حس خود خواهی و انا نیت در ضمیر ما جا افتد آدمیت می میمیرد .
اگر در اوجنای قدرت تعا دل اند یشه و مدارا ِرا فرامو ش کنیم آدمیت میمیرد.
اگر در روز ها ی داشتن مکنت؛ درد تهی دستی یاران را فرامو ش کنیم آدمیت میمیرد .
اگردر روز ها ی شا د ی دید کوتا هی بر ماتمزده گا ن نکنیم شرافت ما فا قد ارزش میشود.
اگر در اوجنا ی داشتن ثرو ت ؛ نگا هی کوتا هی بر بیچا رگی کو د ک همسا یه نداشته با شیم تفسیر نا م آدمیت در ...

با ره آدم بود ن ما بی تفسیر میشود.
اگر امروز که در بسا ط ما توا ن و توشه زند گی است برای فردا هم باید مکث کنیم که بعد از گذشت مکنت دوره رسید ن رخوت حتمی است.
خوب میدا نیم که آز ؛کینه ؛تن پرو ری ؛بد گو ی وپرورش نفرت در ضمیر؛ روح را آلود ه وجدا ن را بیمار وشخصیت آدمی را گرفتا ر درد ها ی مزمن شک وظن میسازد ؛از همین لحظه این را خصا یص بدرود بگو!


تاريخ : سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ | 17:24 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
در توا فق نامه امر یکا و افغانستان بر سر این مسایل اختلاف است
نویسنده: ویندا فلباب براون

خواسته دیگر مذاکره‌کنندگان افغان این بوده که آمریکا تعهدات محکم، مشخص و چند لایه‌ای در مورد ارائه کمک‌های مالی به افغانستان متقبل شود. این خواسته هم با قانون اساسی آمریکا مغایرت دارد و کنگره آمریکا کمک‌های خارجی را به‌صورت سالانه تعیین می‌کند.

البته ظاهرا آمریکا در مورد یکی از خواسته‌های اساسی افغانستان به ن...وعی کوتاه آمده است (هرچند که معلوم نیست چگونه)، و آن خواسته این است که واحدهای ضد تروریستی آمریکا بعد از سال ۲۰۱۴ فقط القاعده (و نه طالبان) را مستقلا هدف قرار دهند. حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، سعی کرده حتی عملیات‌های ضد تروریستی هم از کانال نیروهای امنیتی افغان انجام شود، و طرف آمریکایی تنها به کارهای اطلاعاتی بسنده کند.

یکی از چیزهایی که آمریکا بر سر آن حاضر به مذاکره نیست، مسأله مصونیت قضایی سربازان آمریکاییست. دولت افغانستان سعی کرده این مصونیت را لغو کند و سربازان آمریکایی که در دادگاه‌های افغان تحت پیگرد قرار دهد.

آمریکا از بسیاری از کشورهایی که سربازان خود را به آنها اعزام می‌کند، چنین مصونیتی را طلب می‌کند. در جایی مثل افغانستان که غرق در فساد مالی و اداریست، دادستان‌ها قدرت واقعی جمع‌آوری اسناد و ادله ندارند، وکلای مدافع ضعیفند، و عدالت معمولا به فروش می‌رسد، آمریکا بر سر موضوع مصونیت قضایی کوتاه نخواهد آمد.

در نتیجه، در نبود ضمانت در مورد مصونیت قضایی، آمریکا اکیدا با ماندن سربازانش در افغانستان مخالفت خواهد کرد. بحث اعطا یا عدم اعطای مصونیت قضایی یکی از موضوعات عمده مورد بحث در لویه جرگه خواهد بود، و تأثیر سرنوشت‌سازی بر نهایی شدن یا نشدن توافق امنیتی و ماندن سربازان آمریکایی در افغانستان بعد از سال ۲۰۱۴ خواهد داشت.


تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ | 8:20 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. <دکتر علی شریعتی>

اما من فکر میکنم حسین در جستجو ی دو گو نه آب بود ؛ اگر آب بیرنگ و بو ذایقه را برای تشنگان کربلا میخواست آب که در ما هیت آن ابرو ؛تقوا وطها رت بود میخوا ست آنرا برای من و ما تفویض کند تا ذات پا ک ما و من در گندآ ب گمرا هی غر یق نشود و من ما خسر الدنیا والا خرةشمرد ه نشو یم.

بلی !

هر چند مد تها ست حرفه گزارش نو یسی را برا ی همکا را نم تفو یض کرد ه و گا ه نا گاه به نوشتن رویداد ها ی مبا در ت میکنم که د روا قع همه برا ی دل مشغو لی اند تا زمان به صو رت هد رمصر ف  و دگر هیچ.

اما تجلیل از رو ز عا شورا در وزا رت اطلا عا ت فر هنگ و ارایه چند دید متفا و ت که عصا ر ه قرآت اقا ی داکتر رهین وزیر اطلا عات و فر هنگ ؛ داکتر نیا ز ی و ریس بنیاد حسینیه  از عا شورا بود مرا وا دا شت تا در روز عا شورا در شهر بگردم و با عنیت رویکرد و تلقی مرد م از بر گزا ری عا شورا از نو بخوا نم .

فر هنگ عا شورا از هر زا ویه که حلا جی شود تبین و تصو یر ان بد ون شک به معنا ی احترا م به اراده ؛نفر ت از انا نیت وگستر ش عدا لت ا جتما عی مفهو م دارد . اما به هر غا یه و انگیزه یی که بو د ه در فرا یند تا ریخ این فر هنگ تا حد ی از بستر طبعی خود عدو ل نمو ده و رنگ و زنگ سیا سی کسب کرد ه است .

 این رنگ و زنگ سیا سی مو جب ان شد ه تا بر چسب ها ی با پندا ر ها ی کج بر جنب و جنا ح این رو یداد بخیه کنند و این رو یداد با همه عظمت و تقد س خود رنگ و زنگ متفا وت بگیرد.

سینه زنی ؛ خو نریزی ها و نوحه گری ها ی گو ش خرا ش در گذ شته نا شی از این رنگ و زنگ بو د ه است .

اما تا انجا که امسا ل من نحوه بر گزا ری از این رو یداد را در وزا رت اطلا عا ت فر هنگ ؛مسجد خا تم النبین ؛تکیه خا نه چندا ول مسجد فاطمة <ز>دید م رنگ و پیرا یه عر فانی و متفا وت با سالها ی دگر داشت .

در شهر در جایگا ه ها  ی منا سب غر فه ها ی ویژه جهت ارایه اب و نو شا به و شیر برای مرد م تدارک شد ه بو د .از ازدحام ترا فیک و سینه زنی در چها ر سو قها خبر ی نبو د و حتا از بلند گویها ی مسا جد و منابر اوا ی تند و لحنها ی .. . به بیرو ن را ه نکشیده بود .

در داخل تکا یا مسا جد و سا یر محلا ت معین این رو ز فقط پیا مش را به کسی داد که خوا هان پیرو ی از را ه حسین بود وبس.

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ | 12:1 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
وید و ی کشتن سه تن شخص غیر مسلح راکه متهم به همکا ر ی با نیرو ها ی دو لت اند در متن خود
شها دت از یک واقیعت رو شن و تعر یف دارد و ان واقیعت درند ه خوی یک جریا ن را تعر یف میکند و از جا نبی این اقدا م ما هییت انها ی را تعر یف میکند که به نا م اسلام این کنش ها را مشرو ع میدا ند و جا معه رو حا نیت هم از تسسنن و تشییع در این مو رد ۱۳ سا ل است سکو ت معنا دار دارد اما این جر یا ن با گذ شت هر رو ز قلا ده سیا ه بر گرد ه و گردن ملیو نها انسا ن انداخته و با همکاری
ما د ی و معنو ی انها با سما جت و قبا حت بر مشرو عیت خود تا کید دارد

بیا یید این مشکل را مسوو لانه و عقلا نی رد یابی کنیم تدا و م خشو نت محرو میت های اقتصا دی فقر فر هنگی قرا ت ها ی خود من دراو ردی از اسلا م نفو ذ سا زما نها ی استخبا را تی تدا خل غیر مروز قد رتها ی جها نی و شگرد تعا مل ما در پیو ند با انها تا کدا م اندازه مسبب چنین کنش ها ی دد منشا نه است . ...
پا کستا ن با دادن دادن ۴۰ هزار کشته در ۱۲ سال گذشته در جنگ با تروریزم دلیل محکمی برا ی رد این اتهام نیا ورد ه است که از پیکارجویان به‌ عنوان ابزاری در زمینه سیاست خارجی استفاده می ‌کند.
هند و پاکستان در ۶۰ سال گذشته ۴ بار با هم جنگیده اند. امروز هند یکی از کشورهاییست که بیشترین کمک‌های مالی را به افغانستان می‌کنند.
سرا ن کشو ر ها ی عر بی همه یک دل و یک زبا ن با غر ب و امر یکا در راستا ی حما یت و
مبا رزه انها با ترو ر ایزم متحد اند . اما مرد ما ن شا ن با یک دل و یک تصمیم سالیا نه ملیارد ها دینا ر برا ی کمک به طا لبا ن می فرستند .
انها ی که بر اریکه قد رت چمبا ته زده اند در ۱۳ سا ل گزشته عوا مل را رد یا بی نکر ده اند و هر رو ز با تو سل به کنش ها ی بی معنا اب در هاو ن می کوبند.
اما نمیدا نم ما مو ریت روشنفکر که در فرا یند این رویداد ها نقش مترصد را دارد تا اگر رو زی
اوضا ع به سو ی بی ثبا ت برو د با ز فقط اشک بریزد .دگر هیچ.


تاريخ : جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ | 13:47 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
وید و ی کشتن سه تن شخص غیر مسلح راکه متهم به همکا ر ی با نیرو ها ی دو لت اند در متن خود
شها دت از یک واقیعت رو شن و تعر یف دارد و ان واقیعت درند ه خوی یک جریا ن را تعر یف میکند و از جا نبی این اقدا م ما هییت انها ی را تعر یف میکند که به نا م اسلام این کنش ها را مشرو ع میدا ند و جا معه رو حا نیت هم از تسسنن و تشییع در این مو رد ۱۳ سا ل است سکو ت معنا دار دارد اما این جر یا ن با گذ شت هر رو ز قلا ده سیا ه بر گرد ه و گردن ملیو نها انسا ن انداخته و با همکاری
ما د ی و معنو ی انها با سما جت و قبا حت بر مشرو عیت خود تا کید دارد

بیا یید این مشکل را مسوو لانه و عقلا نی رد یابی کنیم تدا و م خشو نت محرو میت های اقتصا دی فقر فر هنگی قرا ت ها ی خود من دراو ردی از اسلا م نفو ذ سا زما نها ی استخبا را تی تدا خل غیر مروز قد رتها ی جها نی و شگرد تعا مل ما در پیو ند با انها تا کدا م اندازه مسبب چنین کنش ها ی دد منشا نه است . ...
پا کستا ن با دادن دادن ۴۰ هزار کشته در ۱۲ سال گذشته در جنگ با تروریزم دلیل محکمی برا ی رد این اتهام نیا ورد ه است که از پیکارجویان به‌ عنوان ابزاری در زمینه سیاست خارجی استفاده می ‌کند.
هند و پاکستان در ۶۰ سال گذشته ۴ بار با هم جنگیده اند. امروز هند یکی از کشورهاییست که بیشترین کمک‌های مالی را به افغانستان می‌کنند.
سرا ن کشو ر ها ی عر بی همه یک دل و یک زبا ن با غر ب و امر یکا در راستا ی حما یت و
مبا رزه انها با ترو ر ایزم متحد اند . اما مرد ما ن شا ن با یک دل و یک تصمیم سالیا نه ملیارد ها دینا ر برا ی کمک به طا لبا ن می فرستند .
انها ی که بر اریکه قد رت چمبا ته زده اند در ۱۳ سا ل گزشته عوا مل را رد یا بی نکر ده اند و هر رو ز با تو سل به کنش ها ی بی معنا اب در هاو ن می کوبند.
اما نمیدا نم ما مو ریت روشنفکر که در فرا یند این رویداد ها نقش مترصد را دارد تا اگر رو زی
اوضا ع به سو ی بی ثبا ت برو د با ز فقط اشک بریزد .دگر هیچ.


تاريخ : جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ | 13:47 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

این رو یداد  مهم نیست که سطح دید و درا یت ما از زند گی زما ن و مکا ن در کدا م نرد با ن است . مهم این است فرا یند تو سعه با  زسا ی و نو سا زی دنیا بیشتر از سرعت نو ر در حا ل حر کت است . و بخشی از دنیا تو سعه یا فته با این حر کت همگا م و هم نبض و هم نفس است.

 و لی با د ریغ که فرا یند حر کت من و محیط من همرا ه با سطح دید گا ه فلا ن رهبر است  که گو ی رهبر ی را به استمداد تفنگ به دست او رد ه  و نسبت به فرا یند حر کت انسا ن ها ی خلا ق شهر ما را تون  کو چکتر ین ایده یی ندارد .

اگر من محکو م به اید ه گر فتن از شگر د این رهبر عا صی و عقب ما ند از زما ن با شم در یغ به حا ل و  ایند ه پسرم .



تاريخ : شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ | 18:3 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

ما همه احساساتی انسانی داریم

وظیفه خبرنگاران رویت رخدادهایی است که به ندرت در تجربه شخصی بقیه مردم می‌گنجند. آن‌ها در نقش چشم و گوش مخاطبانشان حاضر می‌شوند و ممکن است با صحنه‌هایی تلخ و تکان‌دهنده روبه‌رو شوند.

 باید پذیرفت که یک خبرنگار فرای یک انسان نیست. حتی بهتر است بگوییم که انسانیت رکن اصلی حرفه خبرنگاری است. در نتیجه اصلا عجیب نیست که تحت تاثیر رویدادهایی که پوشش می‌دهید قرار بگیرید.

کار خبرنگاری شما را از حوادث و رویدادهایی که پوشش می‌دهید جدا و محافظت نمی‌کند و نمی‌توانید انتظار داشته باشید که به هیچ عنوان تحت تاثیر آن رویدادها قرار نگیرید.

همیشه با خود روراست باشید و بپذیرید که کاری که می‌کنید حاوی خطرات و چالش‌های مختلفی است و محدودیت‌های خودتان هم می‌تواند بر آن‌ها بیافزاید.

سعی نکنید ترس‌هایتان را مخفی کنید. می‌توانید با افراد مقتضی درباره مسائلی که برای شخص شما ترس‌آورند صحبت کنید: امنیت خودتان، خانواده‌اتان و موضوعاتی که با اعتماد به نفس شخص خودتان ارتباط دارند.

و در نهایت سعی کنید رویداد خبری را از جنبه‌های مختلف بسنجید. آمادگی کامل از مشغله ذهنی شما می‌کاهد و احتمال بروز موارد هراس‌آور را در آینده کم می‌کند.

شما در در جریان کار خود با مرگ، رویدادهای دراماتیک و فشارهای شدید روانی روبه‌‍رو می‌شوید و حاشیه امنیتی که احتمالا برای خود ساخته‌اید فروخواهد ریخت. موقعیت‌های مختلف شما را به عنوان یک خبرنگار و به عنوان یک انسان به چالش خواهند کشید.

 

راه مقابله کردن چیست؟

از لحاظ عاطفی مهم است که به‌یاد داشته باشید شغل شما چیست. شما خبرنگارید و نه مامور امداد و نجات. وظیفه شما تهیه خبر از رویداد جاری است. البته این کار آسانی نیست. مجبور می‌شوید تصمیمات سختی بگیرید. برای مثال مصاحبه را ادامه می‌دهید یا به کمک شخصی می‌روید؟

انسان‌ها، و به‌خصوص خبرنگاران، موجودات مقاومی اند. با این حال همچنان باید خود را برای چیزهایی که خواهید دید آماده کنید. البته یک سپر دفاعی محکم کافی نخواهد بود. روش درست این است که بپذیرید که برق از سرتان خواهد پرید، که تحت تاثیر قرار خواهید گرفت و جویبار حوادث شما را خواهد برد و، وقتی همه چیز تمام شده است، در جمع همکاران از تجربه‌هایتان خواهید گفت.

 

نزدیکی عاطفی با یک رویداد

رویدادی را در نظر بگیرید که به شخص شما مربوط است. چگونه آن را پوشش می‌دهید؟ فرض کنید خانواده شما با آن رویداد درگیر است، آیا در نگاه شما تفاوتی ایجاد خواهد کرد؟

به گفته مارک برین چنین رویدادی بر نگاه شما تاثیر می‌گذارد که هم جنبه‌های مثبت خواهد داشت و هم منفی.

جنبه مثبت آن این است که برای شما مهم می‌شود. اهمیت پیدا می‌کند و دیگر یک رویداد صرف و بی‌معنی نیست. شما به عنوان یک خبرنگار وظیفه دارید دقیق باشید، در پوشش رویداد اصل امانت‌داری را رعایت کنید و در درک آن به مخاطب کمک کنید. اگر با رویدادی طرف باشید که برای شما معنی و اهمیت شخصی داشته باشد، راحت‌تر به این وظایف عمل خواهید کرد.

وجه منفی آن هنگامی مهم می‌شود که بخواهید از ورود مسائل شخصی به روایت جلوگیری کنید و بی‌طرفی و انصاف را حفظ کنید.

اگر بتوانید در نقش شاهدی شفیق و همدم ولی نادرگیر ظاهر شوید، می‌توانید بگویید که توازن درستی برقرار کرده‌اید.

 

نشانه‌های ضایعه روحی

تاثیر یک ضایعه روحی شبیه جراحت است و نشانه‌های آن هم مانند مجروحیت احساسی. این نشانه‌ها به سه گروه عمده تقسیم می‌شوند.

  • افکار ناخواسته - چیزهای مشخصی چون تصاویر ذهنی ناراحت‌کننده، یادآوری ناخودآگاه خاطرات و کابوس‌های شبانه که نمی‌توانید از ذهنتان بیرون کنید.
  • احتراز - پرهیز ار رفتن به محل‌های مشخص به دلیل ترس از اتفاقات احتمالی. کرختی و بی‌تفاوتی نسبت به مصائب انسانی.
  • برانگیختگی - ضربان قلب شما افزایش پیدا می‌کند، بی‌دلیل عرق می‌کنید و آشفتگی ذهنی به شما اجازه تمرکز کردن نمی‌دهد.

اگر تیراندازی به سوی شما آتش گشوده باشد بروز هم‌زمان این علائم کاملا عادی است. اگر در نیمه‌های شب و در حالی که از عرق خیس شده‌اید از خواب بیدار می‌شوید، احتمالا از تاثیرات روانی برخی چیزهایی که تجربه کرده‌اید رنج می‌برید.

 

از خود مراقبت کنید

باید همان‌گونه که از وسائل خود مراقبت می‌کنید از خودتان هم مراقب کنید.

  • از خواب خود نزنید
  • تا حد ممکن خوب و مرتب غذا بخورید
  • در مصرف الکل و کافئین زیاده‌روی نکنید
  • ورزش کنید
  • هوای تازه را فراموش نکنید
  • به‌یاد داشته باشید که انسانید پس از تجربیات خود با دیگران حرف بزنید

علم و تجربه ثابت کرده‌اند که حرف زدن درباره تجربیات به هضم بدنی و ذهنی آن‌ها کمک می‌کند و احتمال درهم‌شکستگی روحی را کاهش می‌دهد.

 

ضایعه روحی را جدی بگیرید

امروزه بنگاه‌های خبری، نسبت به ده سال پیش، برخورد جدی‌تری با ضایعات روحی می‌کنند ولی این به معنی پایان کار نیست.

کلاس‌های آموزش مختلفی برای محافظت بدنی از کسانی که در محیط‌های خطرناک کار می‌کنند طراحی شده است. برای مثال، اگر شما کسی را برای کار در محیط آلوده به آزبست، یا کار در یک نیروگاه اتمی یا معدن زغال‌سنگ استخدام کرده باشید، اقدامات احتیاطی لازم برای حفظ جان آن‌ها را به جا خواهید آورد.

اما برای ضربات روحی چه کاری می‌توان کرد؟

خبرنگاران شاهد اتفاقات وحشتناکی اند که به دست انسان یا طبیعت برای انسان رقم می‌خورد پس "ضایعه روحی" یکی از خطرات کاری برای خبرنگاران است.

کشته شدن و جراحت روحی خبرنگاران در مناطق جنگ‌زده ادامه خواهد داشت. این بخشی از کاری است که انجام می‌دهیم. میان ما و سربازها، آتش‌نشان‌ها و ماموران پلیس فرقی نیست. ما هم نیروی واکنش سریع محسوب می‌شویم. برای همین قانون سازمان‌‌ها و بنگاه‌ها را موظف به حفاظت از خبرنگاران خود کرده است.

 

از کمک گرفتن خجالت نکشید

ابتدایی‌ترین کمک‌ها را می‌توان از هم‌قطاران گرفت. بیشتر افراد با کمک هم‌کاران، دوستان و خانواده از ضایعات روحی عبور می‌کنند.

اگر حال و روز خوبی ندارید، با دوستان و هم‌کارانتان صحبت کنید. با اعضای خانواده و افراد مورد اعتمادی که به حرف‌های شما گوش می‌دهند صحبت کنید. و خود را برای شنیدن درددل‌های همکاران آماده کنید.

با این حال، در برخی مواقع به کمک افرادی فرای این‌گونه روابط احتیاج پیدا خواهید کرد. این احتیاج به صورت‌های زیر خود را نمایان می‌کند:

  • کابوس
  • یادآوری ناخودآگاه خاطرات بد
  • مصرف بیش از حد مشروبات الکلی
  • مشکلات در روابط خصوصی

بی‌بی‌سی در همین راستا با مرکز مشاوره‌ای در ارتباط است و شما می‌توانید برای کمک به این مرکز مراجعه کنید. اگر هم با مشکل پیچیده‌ای درگیرید می‌توانید از روش‌های روان‌درمانی استفاده کنید.

همیشه به‌یاد داشته باشید که شما یک انسانید و کمک گرفتن از دیگران در هیچ شرایطی مایه خجالت نیست.



تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲ | 10:51 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

روخوس میش، محافظ هیتلر و آخرین بازمانده از کسانی بود که شاهد خودکشی او بودند

روخوس میش، محافظ آدولف هیتلر در سن ۹۶ سالگی در آلمان درگذشت. او آخرین شاهد ساعت‌های پایانی زندگی رهبر دیکتاتور آلمان نازی بود.

روخوس میش، افسر اس اس آلمان به مدت پنج سال از اعضای حلقه درونی آدولف هیتلر به شمار می‌ رفت و در این زمان محافظ، قاصد و تلفنچی آدولف هیتلر بود.

او همیشه با افتخار از خدمات خود به "پیشوا" یاد می‌کرد.

روخوس میش آخرین بازمانده پناهگاه هیتلر در برلین و آخرین شاهد خودکشی هیتلر و اوا براون در روز ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ بود.

او فقط چند ساعت پیش از آنکه ارتش سرخ شوروی پناهگاه هیتلر را به تصرف خود در آورد از آنجا گریخت. او خیلی زود دستگیر شد و ۹ سال را در اردوگاه های کار اجباری شوروی به سر برد. تصرف پناهگاه هیتلر، سمبل پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم بود.

بر اساس گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس او هیتلر را مردی خیلی معمولی توصیف می‌کرد و می‌ گفت که هیتلر آدم خشن یا یک هیولا نبوده است.

آقای میش حدود چهار سال پیش در یک مصاحبه با بی‌بی‌سی درباره هولوکاست گفته بود: "من از بازداشتگاه داخائو و اردوگاه های مرگ باخبر بودم اما از حجم آنچه اتفاق افتاده بود خبری نداشتم."

او همچنین گفته بود: "این مسائل جزئی از بحث‌های ما نبود. دادگاه نورنبرگ به جنایاتی که آلمانی‌ها مرتکب شده بودند، رسیدگی کرد اما باید بدانید که هیچ جنگی در تاریخ وجود ندارد که بدون ارتکاب جنایات باشد و در آینده نیز چنین نخواهد بود."

'هرگز آن صحنه را فراموش نمی‌کنم'

روخوس میش، افسر اس اس

روخوس میش در سال ۱۹۱۷ در روستایی که امروز در لهستان قرار دارد، به دنیا آمد. در بچگی یتیم شد و با پدر بزرگ و مادربزرگش بزرگ شد.

قبل از آن که در سن ۲۰ سالگی به نیروهای اس اس (گروه نظامی حزب نازی) بپیوندد، نقاش ساختمان بود.

او در باره کارهایش برای هیتلر به بی‌بی‌سی گفته بود: "ما همه محافظ هیتلر بودیم. وقتی هیتلر سفر می‌کرد، چهار یا شش نفر از ما با خودروی دیگری او را همراهی می‌کردیم. وقتی به آپارتمان هیتلر در محل کار او می‌رفتیم، وظایف دیگری هم داشتیم. دو نفر از ما همیشه به عنوان تلفنچی عمل می‌کردیم. با رئیسی مثل هیتلر، باید تلفن‌های زیادی را جواب می‌دادیم."

با پیشرفت نیروهای متفقین در جنگ و شکست‌های نیروهای هیتلر، او به پناهنگاه خود در برلین عقب نشینی کرد. روخوس میش، تلفنچی این پناهگاه بود.

او به بی‌بی‌سی گفته بود لحظه‌ای که هیتلر خودش را کشت، او با تلفن صحبت می‌کرده و صدای گلوله را نشنیده است.

"اما بقیه صدای گلوله را شنیده بودند و منشی خصوصی هیتلر از همه خواسته بود که سکوت کنند، سپس دستور داده بود که در اتاق پیشوا را باز کنند."

روخوس میش گفته بود: "من هیتلر را دیدم که سرش را روی میز گذاشته بود. اوا براون روی مبل دراز کشیده بود و چهره‌اش به طرف هیتلر بود. زانوهایش را توی سینه جمع کرده بود. او لباس آبی تیره رنگی با چین‌های سفید به تن داشت. هرگز آن صحنه را فراموش نمی کنم."بی بی سی



تاريخ : شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ | 14:18 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

اگر ا نسا نها به دو اصل " آرا مش و آسا یش" نیا ز داشته با  شند ، مولفه ء آسا یش با تو صل به تلاش ،تقلا و تدبیر ممکن است حا صل شود ، اتا اصل آرامش که پیوند نا گسستنی به تفکر ،تعلم وتأمل دارد ، با اتکا به نیرو ی عقل است .

لهذا انسا نها ی که از داشتن مو هبت عقل محرو م اند ، هیچگاه با و جود داشتن  اسا یش به آرامش نخوا هند رسید.



تاريخ : شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ | 6:16 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

شیپو ر ها ی زنگزد ه و زرد درد مند

امشب به سا ز صا عقه در رقص و در نوا

شهر که بو د سلسه جنبا ن عشق و جو ش

امشب اسیر خدعه و تزویر  دیو ها

قطعه

یک دو ره زند گی که بو د سهم جملگی

با ید برا ی درک و دید ن لذ ت شها متی

ورنه دو دست زیر الا شه برا ه عیش

حقا که هست اید ه پر حما قتی

 

 شیپو رها ی خسته و افسرد ه  و مریض

امشب به سا  زصا عقه تقر یر میکنند

در را ستا ی تعر یف سا ز و سرود صا ف

با مکر خا ص حیله و تزویر میکنند

اما مخا طب که  نگا هش وقو ف داشت

معنا به آن سا ز کج شد ه تفسیر میکنند   



تاريخ : سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ | 11:1 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

 

امرو ز  فلک  طر ح رفا قت دارد

فردا دو هزا  ر درد و تهمت دارد

بیجا غم دو ش بر دو دوشم با  راست

یک ذره و خو شی و صد جنا یت  دارد

محتا ج
در گو ش دلم گفت فلک بنها نی
در غمکد ه تا رو ز دگر مهما نی
این دم که فرا غتت بو د از غم درد ...
شک دا رم اگر تا دم دگر ما نی

 



تاريخ : دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ | 16:45 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

یا د ی از یک خا طره سر نو شت سا ز

صنف یک مد رسه بو د م بر مبنا ی غریزه ، شو خ ، آدم آزار، و نا را م بو دم , یک رو ز پیش از همه شا گردا ن  با پسر کا کا یم {داراب}از مد رسه گر یختم ومنظو رم از گریز رفتن برا ی شنا ورزی بود .

متاسفانه تا هنوز فن شنا ورز ی را نیا موخته بو دم، اما شیفته شنا ورز ی بو دم ، در سیصد متر مد رسه رو د خا نه قشنگ ،سر شا ر از خشم و شد ت جر یا ن دا شت و گذشتگان ما، کوف آبش نا م گذا شته بو دند .

کو ف با وجود زیبا ی ، مستی ، همیشه  سرو د هستی را با لحن دلنشین تر نم میکرد . اکثر شبها ی تا بستا ن در پهلو ی این رود خا نه میخوا بید یم و تا با مداد برا ی ما سرود زیر و بم تر نم میکرد.

تا اکنون سرو د ها ی که کو ف آب برا یم زمزمه کر ده است در گو شم گورا ، دلنیش و دارا ی مفا هیم شا عرا نه اند ، میتر سم اگر به تر جمه و تحشی آنها مبا درت کنم، ما نند سرو د ها ی تا گو ر که به در ی تر جمه شد ه اند بی معنا نشوند ، بگزا ر برا ی همیش صدا ی تر نم در رود خا نه مست کو ف آب بی تر جمه جر یا ن دا شته با شد.

و بر میگرد م  بر سر اصل مو ضو ع : همینکه در نزد یک رو د خا نه رسیده پیرا هنم را

از سر کشیده و دا خل آ ب شد م و آب با حر ص بی سا بقه مرا به درو ن خو د کشید ، با شد ت دست پا زدم بیرو نم کرد ، و مو ج رود خا نه دو با ره پا یم را به شد ت پایا ن  کشید و مرا تا بستر ریگها که در دل در یا بو دند پایا نتر کشید ، دو با ره با شد ت بیشتر تقلا کرد م و قتی که بیرو ن شد م در لب رو د خا نه بود م و دید م زند گی جریا ن دارد .

فردا دو با ره به تنها ی به رو د خا نه رفتم ، اما ورزش شنا ورزی را بلد شد ه بو دم ، البته بعد از دو با ر  بعد از اسا رت و شکنجه مو ج.

بلی به شها دت همه همبا زی ها یم من در آن رو ز گار در ورزش شنا از بهتر ینها بودم .

نهنگی بچه خود را چو خو ش گفت

به  دین  ما حرا م آمد کرا نه

به مو ج آو یز از سا حل بپر هیز

همه در یا ست ما را آشیا نه

 



تاريخ : شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲ | 14:48 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |

ربا عی

 نو ر وچرا غ و پنجره هر سه اسیر شد

شا عر غر یب و دیده او هم ضریر شد

تنها صدا ست مونس او در گداز روز

او را بسا ط زند گی شبه کویر شد

عزل

به پا سخ  آقای پرتو مرد درد و درک

{امشب صدا ی قا فله ء نور میر سد}

بر درب با غ لشکر زنبور میرسد

ای باغبان خسته و افسرده و مریض

فصل فر یب و غارت مزدور میر سد

بر خیز همتی که به تاراج میرویم

آ فت بباغ شاخهء  انگو ر میرسد

از دو ر میرسد به دو گو شم نهیب خا ص

هر چه که هست ضجه نا جو ر میرسد

تا درک ما به معنی این سا ز میرسد

تند یس ما به پر تگه  گور میرسد

پیش از وقوع حا دثه تا ایستلا ی شب

همت کنیم جا ده ء پر نو ر میر سد

محتاج

 



تاريخ : پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۲ | 15:14 | نویسنده : سیرو س احمد بد خشا نی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.